WEBVTT

00:00.001 --> 00:02.001
بامابین تقدیم می‌کند
.:: Bamabin.com ::.

00:02.026 --> 00:04.055
ترجمه توسط
@aseptron

00:04.087 --> 00:05.588
‫میخوای یکی امتحان کنی؟‬

00:06.006 --> 00:07.340
‫- چی میگی؟ - شروع کنیم. آره.‬

00:07.590 --> 00:08.633
‫-بریم. -آره. بریم.‬

00:08.675 --> 00:10.093
‫جان، شروع کن.‬

00:12.470 --> 00:13.638
‫بزن بریم.‬

00:14.097 --> 00:15.932
‫کیانو رو دوباره بیارید بالا. .‬

00:15.974 --> 00:17.017
‫خب، بریم سر کار.‬

00:19.310 --> 00:20.687
‫بزن بریم.‬

00:28.653 --> 00:29.696
‫خیلی خب. بزن که بریم.‬

00:29.738 --> 00:31.114
‫لطفاً ساکت.‬

00:33.783 --> 00:35.535
‫و بزن که بریم.‬

00:35.702 --> 00:39.039
‫داره ضبط میشه. لطفاً همه جا ساکت.‬

00:39.205 --> 00:41.583
‫-ب. -ویکتوری ۸۸ چارلی، برداشت ۱. آ-مارک.‬

00:41.791 --> 00:44.002
‫بچه هایی که پوکه جمع می کنن، از این طرف میاد.‬

00:44.169 --> 00:46.337
‫یه خط دید خوب اینجا چیه که بهشون نگاه کنیم؟‬

00:46.546 --> 00:47.839
‫ببینیم. خوبه.‬

00:48.006 --> 00:49.215
‫از اینجا تا اینجا تا اینجا؟‬

00:49.382 --> 00:51.092
‫نه، اِ... یکم بیارش این طرف تر.‬

00:51.259 --> 00:52.635
‫خوبه.‬

00:53.011 --> 00:54.971
‫بهتره. خوشت اومد؟‬

00:55.055 --> 00:57.098
‫خب، من از اینجا شروع می کنم. سه، دو، یک، و من فقط میگم، "لعنتی."‬

00:57.182 --> 00:59.434
‫-آماده باش. -آماده ایم. بزن بریم.‬

00:59.601 --> 01:02.687
‫آره، ببینیم چی میشه. ولی اگه بتونیم کشش رو بگیریم و...‬

01:02.854 --> 01:05.315
‫لطفاً ساکت. خیلی خب، خیلی خوبه.‬

01:05.482 --> 01:09.944
‫و ممنونم. خیلی خب. آماده، حرکت.‬

01:35.095 --> 01:37.097
‫-خوبه. کات. -کات.‬

01:37.263 --> 01:38.932
‫-بفرمایید. -خوشت اومد؟‬

01:39.099 --> 01:40.975
‫یه کم عصبانیت خوبه.‬

01:42.852 --> 01:45.688
‫وقتی میگیم، "جان ویک درد است"،‬

01:45.855 --> 01:50.068
‫یه جورایی مثل یه "اره لعنتیه"، میدونی؟‬

01:50.276 --> 01:53.029
‫مثل یه "اره لعنتی. ویک درد است."‬

01:53.238 --> 01:55.573
‫مثل اینه که، "انقدر خوبه که درد میگیره."‬

01:55.782 --> 01:57.158
‫یا، "انقدر درد داره که خوبه."‬

01:58.368 --> 01:59.285
‫ام...‬

02:01.162 --> 02:02.163
‫و فکر کنم...‬

02:03.832 --> 02:07.710
‫فکر کنم برای همینه که تماشاچی‌ها هم خوششون میاد.‬

02:09.212 --> 02:11.548
‫فکر کنم میشه اونو روی پرده دید،‬

02:11.714 --> 02:15.426
‫و یه جور فیلم درجه ب، اکشن درجه ب توش هست،‬

02:15.635 --> 02:20.807
‫که به یه جورایی، سطح هنری فوق‌العاده بالا برده شده.‬

02:20.974 --> 02:25.145
‫اما لذت در اینه که مردم با ماشین زده میشن‬

02:25.311 --> 02:28.481
‫و از ارتفاعات غیرممکن میفتن... انگار که، "نمی‌شه از این جون سالم به در برد."‬

02:28.648 --> 02:33.319
‫و-- و بعد جان ویک یه جورایی دوباره بلند میشه یا تقلا می‌کنه.‬

02:33.486 --> 02:36.447
‫مثل یه دعوته، میدونی؟‬

02:36.656 --> 02:40.743
‫و یه جورایی ازت مراقبت می‌کنه، و حس واقعی بودن میده.‬

02:40.910 --> 02:45.498
‫من معتقدم که این حس توی فیلم‌ها هست،‬

02:45.707 --> 02:50.753
‫و وقتی تماشاشون میکنی، میگی، "آره، این مثل..."‬

02:50.962 --> 02:54.632
‫همونطور که جان ویک در جان ویک میگه،‬

02:54.841 --> 02:56.843
‫"مسئله شخصیه."‬

04:11.542 --> 04:15.755
‫میدونی، من همیشه بهش با حسادت هنری نگاه کردم،‬

04:15.922 --> 04:19.634
‫با، میدونی، اسکورسیزی و دنیرو.‬

04:19.801 --> 04:23.513
‫میدونی، مثلاً، دنیرو کارگردان خودشو داشت، میدونی؟‬

04:23.680 --> 04:26.808
‫خب، وقتی به اون فکر می کنم، همون به ذهنم میاد.‬

04:27.016 --> 04:31.896
‫مثلاً، با نقش جان ویک، من-- من کارگردان خودمو اونجا داشتم.‬

04:48.037 --> 04:49.998
‫اینجا ‌87eleven‌ هست.‬

04:50.206 --> 04:52.083
‫سعی می کنم هر روز صبح ساعت ‌6‌ صبح اینجا روزمو شروع کنم،‬

04:52.250 --> 04:53.710
‫قبل از اینکه برم دفتر.‬

05:00.300 --> 05:03.261
‫اینجاست که همه بازیگران بدلکار میان تمرین کنن.‬

05:03.469 --> 05:05.555
‫ما برای همه فیلم‌های جان ویک اینجا تمرین کردیم.‬

05:05.722 --> 05:10.101
‫اینجا جایی هم هست که من باید بیام و سعی کنم مفصل هامو سرپا نگه دارم.‬

05:10.268 --> 05:11.728
‫آره، بدنم خیلی کار کرده.‬

05:11.894 --> 05:14.188
‫فرسودگی و پارگی نه فقط کار بدلکاری،‬

05:14.355 --> 05:17.400
‫بلکه همه هنرهای رزمی و فعالیت بدنی که انجام دادم.‬

05:17.567 --> 05:20.528
‫من دستام، هر دو مچ پام، هر دو زانوم، هر دو لگنم، هر دو شونم، شکسته،‬

05:20.695 --> 05:24.365
‫هر دو آرنج، هر دو بازو، چندین ضربه مغزی.‬

05:24.532 --> 05:27.744
‫اما اگه به چیزی علاقه داشته باشی، درد بخشی از اونه.‬

05:27.910 --> 05:30.038
‫فکر نمی‌کنم بتونی یکی رو بدون دیگری داشته باشی.‬

05:30.079 --> 05:32.081
‫همه چیز به انتخاب برمیگرده.‬

05:32.161 --> 05:34.208
‫اینکه حاضری چه کار کنی تا به چیزی که می خوای برسی.‬

05:34.250 --> 05:36.127
‫عالیه.‬

05:36.627 --> 05:37.920
‫وقتی بزرگ می شدم، پدرم خیلی ورزشکار بود. مامانم خیلی ورزشکار بود.‬

05:37.962 --> 05:39.839
‫همه توی خونه ساعت ‌6‌ بیدار می شدن.‬

05:40.048 --> 05:43.051
‫قبل از اینکه بریم مدرسه، با مامان تو استخر دور می زدیم،‬

05:43.259 --> 05:46.429
‫یا برای پیاده روی می رفتیم، با سگا می دویدیم یا یه همچین چیزی.‬

05:46.596 --> 05:49.223
‫اونها این انضباط رو داشتن که پاشو، برو یه کار فیزیکی انجام بده.‬

05:49.432 --> 05:52.352
‫این حس از همون موقع توی وجودم نهادینه شده بود.‬

05:52.518 --> 05:55.396
‫یادمه چد گفت: "داری چیکار می‌کنی؟ می‌خوای تمرین کنی؟"‬

05:55.563 --> 05:59.484
‫من گفتم: "امشب شب کریسمسه." اونم گفت: "عصر کریسمس."‬

05:59.692 --> 06:02.820
‫"میتونی صبح تمرین کنی." یه همچین چیزایی.‬

06:02.987 --> 06:05.656
‫من، به دلیلی، هیچ وقت جذب ورزش‌های تیمی نشدم.‬

06:05.823 --> 06:07.325
‫بچه خجالتی‌ای بودم.‬

06:07.533 --> 06:09.452
‫ولی وقتی که احتمالاً فقط ده سالم بود،‬

06:09.660 --> 06:11.579
‫یه فیلم بروس لی دیدم. با خودم گفتم: "من میخوام این کارو بکنم."‬

06:11.746 --> 06:14.207
‫برای همین وقتی ده یازده سالم بود شروع کردم به جودو کار کردن.‬

06:14.415 --> 06:16.000
‫همین مسئله منو به سمت حرفه هنرهای رزمی سوق داد‬

06:16.167 --> 06:18.961
‫که وقتی برای تحصیل به دانشگاه ‌USC‌ به کالیفرنیا رفتم شروعش کردم.‬

06:21.089 --> 06:24.008
‫تو دانشگاه، با یه دانشجویی آشنا شدم که یکی از مربیانِ‬

06:24.175 --> 06:25.593
‫آکادمی اینوسانتو در مارینا دل ری بود.‬

06:27.011 --> 06:28.930
‫دن اینوسانتو با بروس لی تمرین کرده بود،‬

06:29.097 --> 06:31.516
‫و یکی از بزرگترین مربیان هنرهای رزمی اون زمان بود.‬

06:33.226 --> 06:35.561
‫آکادمی اینوسانتو تقریباً فضای آکادمیک داشت.‬

06:35.728 --> 06:37.355
‫فقط یه رشته رزمی نبود.‬

06:37.399 --> 06:38.732
‫اون مربی‌ها رو از سراسر دنیا می‌آورد.‬

06:38.773 --> 06:39.941
‫مربی‌های فوق‌العاده‌ای.‬

06:41.901 --> 06:44.946
‫راستش رو بخواین، اگه قرار نبود برم دانشگاه، یا چهار مایل رو می‌دویدم‬

06:45.113 --> 06:48.324
‫یا با اتوبوس شهری از مرکز شهر لس‌آنجلس می‌رفتم مارینا دل ری‬

06:48.491 --> 06:50.368
‫و کلاس می‌گرفتم یا آخر هفته‌هام رو اونجا می‌گذروندم.‬

06:50.535 --> 06:52.829
‫روی زمین می‌خوابیدم یا هر چیزی شبیه به این.‬

06:52.995 --> 06:56.582
‫چد احتمالاً بهترین کیک‌بوکسور اون مدرسه بود.‬

06:56.749 --> 06:58.709
‫من همیشه این یارو رو می‌دیدم که همه رو لت و پار می‌کرد.‬

07:01.254 --> 07:03.548
‫یادم میاد، اگه کیک‌بوکسینگ تمرین می‌کردیم،‬

07:03.756 --> 07:06.134
‫سعی می‌کرد بهترین تمرین‌ها رو برای کیک‌بوکسینگ پیدا کنه،‬

07:06.342 --> 07:08.010
‫بهترین تمرین‌های کیک‌بوکسینگ.‬

07:08.177 --> 07:10.346
‫همه چیز برای این بود که تو کاری که انجام می‌دادیم بهترین باشیم.‬

07:10.513 --> 07:11.597
‫این همیشه هدفش بوده.‬

07:14.392 --> 07:17.895
‫سال آخرم تو کالج، چند بدلکار رو از طریق آکادمی اینوسانتو ملاقات کردم،‬

07:18.062 --> 07:20.231
‫مثل جف ایمادا و براندون لی.‬

07:21.899 --> 07:23.443
‫براندون داشت روی حرفه بازیگری‌اش کار می‌کرد،‬

07:23.609 --> 07:25.570
‫تلاش می‌کرد، می‌دونید، جای پای پدرش بذاره.‬

07:26.195 --> 07:28.322
‫خیلی با انگیزه بود.‬

07:28.388 --> 07:30.950
‫بهترین خنده رو تو دنیا داشت. واقعاً تو هنرهای رزمی با استعداد بود.‬

07:32.618 --> 07:34.912
‫آخر هفته‌ها، با هم جمع می‌شدیم،‬

07:35.037 --> 07:37.206
‫و کاری رو می‌کردیم که فکر می‌کردیم، امیدوار بودیم، طراحی هنرهای رزمی باشه،‬

07:37.373 --> 07:39.709
‫ولی یه مشت آدم بودیم که فقط سعی می‌کردیم یاد بگیریم چطوری یه مشت رو بفروشیم‬

07:39.834 --> 07:41.836
‫و یاد بگیریم چطوری بدلکار باشیم.‬

07:41.877 --> 07:45.256
‫یه دوربین وی‌اچ‌اس بزرگ قدیمی داشتیم، سعی می‌کردیم زاویه‌ها رو بفهمیم.‬

07:45.298 --> 07:47.341
‫هنوز چند تا از اون نوارها رو دارم.‬

07:47.508 --> 07:50.344
‫برمی‌گردم و نگاهشون می‌کنم و می‌گم، "چطوری همدیگه رو نکشتیم؟"‬

07:50.511 --> 07:53.306
‫یادمه براندون یه شب قبل تمرین اومد تو باشگاه،‬

07:53.473 --> 07:56.893
‫گفت، می‌دونید، "بالاخره گرفتمش."‬

07:57.101 --> 07:59.979
‫ما گفتیم: "چی رو گرفتی؟" و اون گفت: "ببینید، می‌خوان فیلم کلاغ رو بسازن.‬

08:00.146 --> 08:02.064
‫من نقش اریک دراون رو گرفتم."‬

08:02.273 --> 08:05.359
‫خیلی خیلی باحال بود. انگار خیلی خوشحال بودیم براش.‬

08:05.438 --> 08:09.113
‫خیلی مهم بود. خیلی مهم بود که براندون اون نقش رو گرفت.‬

08:09.280 --> 08:13.618
‫و این، امم، اینطوری شد که من اولین کار بزرگم رو تو هالیوود گرفتم.‬

08:16.326 --> 08:20.041
‫من هنوز در آن زمان رقابت می‌کردم و برای یک مسابقه بزرگ در ژاپن آماده می‌شدم،‬

08:20.208 --> 08:23.169
‫و براندون تازه به کارولینای شمالی رفته بود به استودیو کارولکو،‬

08:23.377 --> 08:25.171
‫جایی که داشتند فیلم‌برداری فیلم "کلاغ" را انجام می‌دادند.‬

08:25.379 --> 08:30.718
‫و یک تماس تلفنی داشتیم که گفتند یک تصادف رخ داده است.‬

08:30.927 --> 08:32.762
‫ما گفتیم: "حالش خوب میشه. اون براندونه."‬

08:32.970 --> 08:34.388
‫می‌دانید، ما به چیزی فکر نکردیم.‬

08:34.555 --> 08:36.641
‫و او، فکر می‌کنم، ۱۴ ساعت بعد فوت کرد.‬

08:40.394 --> 08:45.358
‫و بعد فیلمبرداری تعطیل شد. هنوز چند هفته تا پایان کار باقی مانده بود.‬

08:45.525 --> 08:49.278
‫بین الکس پرویاس، کارگردان، استودیو، و لیندا لی، مادر براندون،‬

08:49.445 --> 08:50.863
‫آن‌ها تصمیم گرفتند فیلم را تمام کنند.‬

08:52.357 --> 08:55.701
‫جف ایمادا با من تماس گرفت، و او می‌دانست چقدر به براندون نزدیک بودیم.‬

08:55.868 --> 08:57.995
‫او می‌دانست که من در آن زمان کمی بدلکاری انجام می‌دهم.‬

08:58.162 --> 09:01.749
‫و من و براندون تیپ بدنی بسیار مشابهی داشتیم.‬

09:01.916 --> 09:03.138
نمیدونی چه فکری بکنی.‬

09:03.305 --> 09:06.879
‫خودخواهانه، یک بخش از من می‌گوید، "وای، این می‌تواند واقعاً جالب باشد که تمامش کنیم، مرد."‬

09:07.046 --> 09:09.215
‫چیز دیگر این است که، "داری در مورد چی مزخرف میگی؟"‬

09:09.423 --> 09:11.384
‫، "دوستت مرده."‬

09:11.592 --> 09:15.054
‫من - من نمی‌توانم به خاطر بیاورم که حالت ذهنی یا طرز فکر من در آن زمان چه بود،‬

09:15.221 --> 09:17.223
‫اما تصمیم گرفتم این کار را انجام دهم.‬

09:17.390 --> 09:19.892
‫و الکس من را به یک زیرزمین کوچک در استودیو برد،‬

09:20.059 --> 09:23.479
‫و ما حدود دو روز پشت سر هم هر صحنه ای که از براندون داشتیم را تماشا کردیم.‬

09:23.646 --> 09:26.607
‫و او من را وادار می‌کرد راه رفتن، صحبت کردن، نشستن را تقلید کنم،‬

09:26.774 --> 09:28.568
‫فقط هر رفتاری که براندون داشت.‬

09:28.776 --> 09:31.237
‫و از آنجایی که من او را برای چند سال می شناختم،‬

09:31.404 --> 09:34.156
‫این یکی از سورئال ترین تجربه هایی بود که تا به حال از سر گذرانده اید.‬

09:35.324 --> 09:38.369
‫شروع حرفه‌ات به خاطر اون بود.‬

09:45.751 --> 09:47.712
‫چاد، وقتی اولین بار دیدمش،‬

09:47.878 --> 09:51.299
‫یه همچین موهای بلند و زیبایی تا اینجا داشت.‬

09:52.383 --> 09:53.843
‫دیوانه کننده بود. فوق العاده بود.‬

09:54.093 --> 09:56.804
‫شبیه دانیل دی-لوییس در آخرین موهیکان بود.‬

09:58.107 --> 10:03.894
‫ما در واقع از طریق یه دوست مشترک در یکی از اولین مسابقات یواف‌سی آشنا شدیم.‬

10:04.061 --> 10:07.732
‫یکی داشت توی خونه تماشا می‌کرد، و همه‌مون توی خونه‌ی یکی آشنا شدیم،‬

10:07.898 --> 10:10.318
‫و من و چاد همدیگه رو ملاقات کردیم، و شروع کردیم به صحبت درباره هنرهای رزمی.‬

10:10.359 --> 10:11.686
‫خیلی زود صمیمی شدیم.‬

10:11.764 --> 10:13.931
‫و من گفتم: «هی، من برای ساختن دنباله‌ی ‌Bloodsport‌ هستم.»‬

10:14.197 --> 10:17.533
‫اون گفت: «من عاشق ‌Bloodsport‌ هستم. خیلی دوست دارم توش باشم.»‬

10:17.700 --> 10:19.619
‫پس اون ملحق شد.‬

10:19.785 --> 10:22.038
‫اون یکی از مبارزها شد. یکی از مبارزه‌ها رو با من انجام داد.‬

10:22.204 --> 10:23.664
‫و چاد در واقع اون مبارزه رو طراحی کرد.‬

10:23.831 --> 10:26.125
‫و در اون زمان، چاد خیلی به تله‌گذاری علاقه‌مند بود.‬

10:26.292 --> 10:27.835
‫ما خیلی تله‌گذاری می‌کردیم.‬

10:28.002 --> 10:30.630
‫چاد از تمام ضربات من استفاده کرد. من یه آدم تکواندوکارم.‬

10:30.796 --> 10:33.966
‫و معلوم شد که بهترین مبارزه‌ی من توی فیلم شد.‬

10:34.175 --> 10:35.797
‫پس وقتی ‌Bloodsport‌ ‌III‌ به وجود اومد،‬

10:35.852 --> 10:38.429
‫ازش پرسیدم: «دوست داری هماهنگ‌کننده‌ی مبارزه باشی؟»‬

10:38.596 --> 10:39.680
‫پس اون ملحق شد.‬

10:39.847 --> 10:41.724
‫این بار، نوبت منه.‬

10:41.891 --> 10:45.102
‫و من واقعاً فکر می‌کنم مبارزه‌هایی که چاد در اون زمان انجام داد، فوق‌العاده بودن.‬

10:45.269 --> 10:47.188
‫حتی اگه الان هم تماشاش کنی،‬

10:47.396 --> 10:49.523
‫هنوز هم یه کم مثل، می‌دونی، دهه‌ی ۹۰، مثل...‬

10:49.690 --> 10:51.609
‫اما تکنیک‌ها از قبل عالی هستند.‬

10:51.817 --> 10:53.611
‫بعدش یه فیلم بازی کردم به اسم هدف بی‌نقص.‬

10:53.778 --> 10:56.197
‫فیلم کوچیک‌تری بود. توی مکزیک فیلم‌برداریش کردیم.‬

10:56.364 --> 10:58.783
‫بعد چد بهم گفت، «هی، گوش کن. یه رفیق دارم‬

10:58.949 --> 11:01.285
‫که قراره بیاد ملاقات کنه و بخواد بچرخه و شاید یه سری حرکات نمایشی انجام بده.»‬

11:01.452 --> 11:02.411
‫منم گفتم، «حتما.»‬

11:02.578 --> 11:04.163
‫و با دیوید لیچ آشنا شدم.‬

11:06.499 --> 11:08.876
‫من شروع کردم به تمرین توی یه مدرسه هنرهای رزمی در کالج‬

11:09.043 --> 11:10.503
‫به اسم گروه مینه‌سوتا کالی،‬

11:10.711 --> 11:13.047
‫و اونا وابسته بودن به دن اینوسانتو.‬

11:13.214 --> 11:14.965
‫وقتی با اون هنرهای رزمی آشنا شدم‬

11:15.299 --> 11:18.636
‫و اون جور اجتماع هنرهای رزمی، دیگه وسواس پیدا کردم.‬

11:18.678 --> 11:21.639
‫و اونجا بود که خیلی از دوستامو برای اولین بار دیدم‬

11:21.806 --> 11:24.225
‫که هنوزم دوستای منن. و یکی از اونا چد بود.‬

11:24.392 --> 11:27.311
‫یه روز همینجوری داشت میگفت که خیلی دلش میخواد بازیگر بشه.‬

11:27.478 --> 11:30.398
‫منم گفتم، «خب، اگه میخوای انتخاب بشی، چرا نمیای بیرون؟‬

11:30.564 --> 11:33.192
‫تو رو توی فیلم میذاریم. یادت میدیم چطوری بدلکار باشی.»‬

11:33.401 --> 11:35.611
‫میدونی، میخواستم برای تعطیلات برم لس آنجلس.‬

11:35.820 --> 11:38.656
‫و اون گفت، «چرا نمیای مکزیک و سر یه فیلم‌برداری نمیری؟»‬

11:38.823 --> 11:41.450
‫منم گفتم، «خب، من که قرار نیست کار کنم. یه کم عجیب میشه.»‬

11:41.617 --> 11:44.120
‫اون گفت، «فقط بیا. باحال میشه. میتونی ببینی.»‬

11:44.328 --> 11:47.289
‫آره، پولی رو که میخواستم برای اون سفر خرج کنم برداشتم و پرواز کردم به مکزیک.‬

11:47.456 --> 11:48.791
‫تجربه فوق‌العاده‌ای بود.‬

11:51.460 --> 11:53.421
‫ما فقط اون رو به عنوان سیاهی لشکر به کار گرفتیم‬

11:53.629 --> 11:55.673
‫و بعد شروع کردیم به آموزش حرکات نمایشی بهش.‬

11:55.840 --> 11:57.466
‫و بعدش شبیه یکی از بچه‌ها شد.‬

11:57.633 --> 11:59.552
‫خب، "هی، مابارزات این یارو رو دوبرابر کن."‬

11:59.719 --> 12:00.886
‫اون میگه، "من باید چیکار کنم؟"‬

12:01.053 --> 12:02.388
‫"فقط سرتو اینجوری بچرخون."‬

12:02.555 --> 12:05.725
‫یه روز سر کار روی اون [صحنه] رفتم.‬

12:05.891 --> 12:09.437
‫برایان تامپسون منو از توی یه صندلی حصیری پرت می‌کنه.‬

12:09.645 --> 12:11.480
‫من خیلی هیجان زده بودم. لحظه شماری میکردم.‬

12:11.647 --> 12:13.754
‫فقط دوباره انجامش بده. برداشت ۲. برداشت ۳. بیا انجامش بدیم.‬

12:13.799 --> 12:16.694
‫خوشبختانه فیلم کم بودجه بود، بنابراین فقط میتونستند از پسِ یه برداشت بر بیان،‬

12:16.861 --> 12:18.195
‫پس یه صندلی شکستنی، و کار من تموم شد.‬

12:19.405 --> 12:21.365
‫دیو اصلا متظاهر نبود،‬

12:21.532 --> 12:23.325
‫پس قضیه باحال به نظر رسیدن مثل بچه‌های بدلکار که سعی میکنن باحال به نظر برسن نبود.‬

12:23.492 --> 12:26.829
‫او هر نقشی را بازی میکرد. او نقشی را بازی میکرد که گریه میکرد.‬

12:26.996 --> 12:28.831
‫او نقش مرد بی خانمان را بازی میکرد. او نقش پلیس را بازی میکرد.‬

12:29.039 --> 12:30.666
‫خیلی از بدلکارها فقط میخواستند بدلکاری را انجام دهند.‬

12:30.708 --> 12:32.042
‫آنها نمی‌خواستند بازی کنند.‬

12:32.418 --> 12:33.794
‫دیو می گفت، "من این نقش رو بازی میکنم."‬

12:33.919 --> 12:36.797
‫بنابراین، خیلی سریع، حرفه اش یه جورایی اوج گرفت.‬

12:37.006 --> 12:40.176
‫بعد از اون چند سال، در نهایت اجرای برنامه ای در تلویزیون رو بدست آوردیم.‬

12:40.384 --> 12:42.803
‫چاد داشت نقش اصلی در سریال "فریبکار" رو دوبله میکرد،‬

12:42.970 --> 12:45.473
‫و من داشتم یه عالمه آدم مختلف رو دوبله میکردم.‬

12:45.639 --> 12:47.266
‫یه اتفاق دیگه هم داشت می افتاد.‬

12:47.433 --> 12:51.228
‫هنرهای رزمی کم کم داشت از نظر اکشن به آمریکا میومد.‬

12:52.730 --> 12:57.276
‫برنامه هایی مثل بافی قاتل خون آشام یا قانون رزمی.‬

12:57.485 --> 13:02.031
‫و دنیای بدلکاری در اون زمان خیلی کابویی بود،‬

13:02.198 --> 13:04.063
‫مربوط به ماشین و موتورسیکلت.‬

13:04.108 --> 13:09.371
‫اما حالا وقتی این نیاز خاص به بدلکاران هنرهای رزمی رو داشتید،‬

13:09.413 --> 13:11.165
‫ما به کالاهای داغ تبدیل شدیم.‬

13:11.373 --> 13:14.585
‫و اون موقع بود که چد اولین فرصتش رو توی ماتریکس اول گرفت.‬

13:17.546 --> 13:19.673
‫اوه، خدای من. اون اولین باری بود که تو رو دیدم.‬

13:19.882 --> 13:21.091
‫ماتریکس.‬

13:21.116 --> 13:23.219
‫واقعاً نمی‌شه درباره هیچ کدوم از جان ویک‌ها صحبت کرد‬

13:23.427 --> 13:24.637
‫بدون صحبت کردن درباره ماتریکس.‬

13:24.804 --> 13:26.375
‫-آره. -همونجا همدیگه رو دیدیم.‬

13:26.431 --> 13:29.391
‫یه تماسی داشتم که میگفت دنبال بدلکار هنرهای رزمی برای‬

13:29.600 --> 13:31.602
‫کیانو برای یک فیلم علمی تخیلی میگردن.‬

13:31.769 --> 13:34.188
‫-یه فیلم علمی تخیلی! -یه فیلم علمی تخیلی بود.‬

13:34.355 --> 13:37.191
‫تماس گرفتم و من فقط برای تست بازیگری رفتم،‬

13:37.358 --> 13:39.401
‫و اونجا بود که یوئن وو پینگ و همه بچه‌ها رو ملاقات کردم.‬

13:39.568 --> 13:41.082
‫بعد اونا منو به تایگر چن معرفی کردن.‬

13:41.107 --> 13:43.948
‫دو دوره قهرمان ملی ووشو چین.‬

13:44.114 --> 13:47.203
‫آره. راستش خیلی شوکه کننده بود.‬

13:47.228 --> 13:50.371
‫ایشون چن هو هستن. تایگر چن صداش کنید.‬

13:50.579 --> 13:53.249
‫اون مسئول آموزش کیانو ریوز برای تمام فیلم‌های ماتریکس بود.‬

13:53.415 --> 13:54.959
‫اون مربیمم هست.‬

13:55.167 --> 13:58.045
‫یکی از بهترین اجرا کننده‌ها در ووشیا.‬

13:58.212 --> 14:01.215
‫بنابراین، وقتی برای تست بازیگری در بربنک با من تماس گرفتن،‬

14:01.382 --> 14:05.386
‫تنها چیزی که به من گفته شد این بود که این یه فیلم علمی تخیلی کیانو ریوز هست‬

14:05.553 --> 14:07.471
‫-و به یه آدم کونگ فو کار نیاز دارن. -فیلم علمی تخیلی.‬

14:07.638 --> 14:09.181
‫من گفتم: "به کونگ فو نیاز دارید؟"‬

14:09.348 --> 14:11.475
‫گفت: "فقط برو اون پایین و تست بده."‬

14:11.642 --> 14:16.397
‫وو-پینگ رو ملاقات کردم، واچوفسکی‌ها رو ملاقات کردم، و اونا گفتن: "باشه، دنبالش برو."‬

14:16.564 --> 14:20.109
‫و اون مثل وایل ای. کایوت میشه و فقط مثل شیطان تاسمانی عمل می‌کنه.‬

14:20.276 --> 14:22.528
‫بعضی از بهترین حرکات رزمی که تا حالا دیدم.‬

14:22.736 --> 14:25.948
‫و من میگم، "دنبالش برم؟"‬

14:26.115 --> 14:29.326
‫هر حرکت چرخشی، هر لگد، هر فرم، همه چیز.‬

14:29.493 --> 14:31.912
‫من، مثلاً، با شلوار جین و تی‌شرت، غرق در عرق، میگم،‬

14:32.079 --> 14:34.248
‫"خب، این یه جور تست دادن متفاوته."‬

14:34.415 --> 14:37.710
‫اون داشت میپرید، لگد میزد، مشت میزد. وو-پینگ میگه: "این خوبه.‬

14:37.918 --> 14:39.378
‫شبیه کیانو هم هست."‬

14:39.795 --> 14:43.549
‫از همون روز اول، اون تمام مدت تمرین می‌کنه.‬

14:43.591 --> 14:45.801
‫هر روز، حتی آخر هفته.‬

14:45.968 --> 14:47.553
‫هر آخر هفته فقط به من زنگ میزنه.‬

14:47.761 --> 14:50.264
‫من مثلاً، میدونی، سعی میکردم برم بیرون و بازی کنم،‬

14:50.431 --> 14:52.975
‫میدونی، برم یه جایی بازی کنم، اون داشت به من زنگ میزد، مثلاً--‬

14:53.142 --> 14:54.727
‫-نه، لطفا. لطفا. -"میتونیم تمرین کنیم؟ میتونیم تمرین کنیم؟"‬

14:54.894 --> 14:56.746
‫لطفا نرو کارائوکه.‬

14:56.801 --> 14:58.898
‫فقط نمیخواستم بد باشم.‬

14:58.923 --> 15:01.108
‫چون کیانو رو دیدم، و چقدر بهش تمرین داده بودن،‬

15:01.317 --> 15:03.360
‫و اون مثل اینکه شش ماه جلوتر بود، و از قبل، مثلاً، خیلی خوب بود.‬

15:04.957 --> 15:07.781
‫من مجبور شدم خیلی تمرین کنم تا یاد بگیرم، مثلاً، کونگ فو و این چیزا رو.‬

15:07.948 --> 15:10.826
‫به سبک هنگ کنگی. همه بدلکاری‌های دیوانه‌وار با سیم.‬

15:11.035 --> 15:14.622
‫و بدلکاری با سیم حتی در بدلکاری‌های معمولی هم اون موقع خیلی رایج نبود،‬

15:14.830 --> 15:16.999
‫بنابراین من تقریباً خیلی وقت‌ها از کیانو یاد میگیرم.‬

15:17.333 --> 15:20.044
‫اون حداقل دو ماه قبلش طراحی رقص رو انجام داده بود، درسته؟‬

15:20.085 --> 15:22.129
‫و بعضی از کونگ فوهای تو فوق العاده بود.‬

15:22.296 --> 15:23.964
‫خب، نه. کونگ فو فیلمی.‬

15:24.131 --> 15:26.050
‫-کونگ فو فیلمی خیلی-- -کونگ فو فیلمی.‬

15:26.258 --> 15:27.801
‫تو قبلاً فرم‌ها رو درست انجام داده بودی، همه‌چی خوب به نظر می‌رسید.‬

15:28.010 --> 15:29.178
‫-انعطاف پذیری‌اش رو هم داشتی. -آره.‬

15:29.345 --> 15:30.971
‫اوه، آره. اینجا داری به من کمک می‌کنی.‬

15:32.473 --> 15:34.350
‫آره، این تویی. آره. لعنتی عالیه.‬

15:35.476 --> 15:36.894
‫این چاد توی دیواره.‬

15:37.603 --> 15:39.396
‫این چاد توی دیواره.‬

15:40.110 --> 15:42.274
‫این چاد توی سقفه.‬

15:42.483 --> 15:45.402
‫اوه، آره. بعد زانوش می‌شکنه وقتی از اونجا میاد پایین.‬

15:45.527 --> 15:47.363
‫درسته. آره.‬

15:47.391 --> 15:49.615
‫اینم اون، با عصا.‬

15:49.782 --> 15:51.659
‫-قبل و بعد. -قبل و بعد.‬

15:51.867 --> 15:54.411
‫آره. ما خیلی چیزا تو اون برنامه یاد گرفتیم. وای خدا.‬

15:55.434 --> 15:56.945
‫چاد از ماتریکس برگشت،‬

15:57.156 --> 15:59.625
‫و گفت، "بچه ها، این چیزیه که داره اتفاق می افته.‬

15:59.750 --> 16:02.127
‫مثلاً، خودشون فیلم‌برداری و ویرایش می‌کنن.‬

16:02.294 --> 16:04.380
‫طراحی رقص می‌کنن، و همه‌اش رو با هم تدوین می‌کنن.‬

16:04.546 --> 16:07.967
‫و داستان‌های خودشون رو در سکانس‌های خودشون تعریف می‌کنن."‬

16:08.133 --> 16:09.510
‫و اونا هم گفتن، "ما باید این کار رو بکنیم.‬

16:09.718 --> 16:11.470
‫این روشیه که باید به همه این چیزا نگاه کنیم."‬

16:11.637 --> 16:12.721
‫و اکشن.‬

16:19.690 --> 16:21.188
‫شروع کردیم خودمون انجامش بدیم،‬

16:21.379 --> 16:23.440
‫و همه‌ی بدلکارهای هنرهای رزمی رو جمع می‌کردیم،‬

16:23.482 --> 16:25.359
‫و ما طراحی رقص و صحنه‌های مبارزه رو تدوین می‌کردیم‬

16:26.902 --> 16:29.279
‫به عنوان تمرین، اما همچنین چون عاشقش بودیم.‬

16:29.488 --> 16:31.949
‫ما می‌رفتیم و صحنه‌ای از جکی چان رو برمی‌داشتیم،‬

16:32.116 --> 16:33.701
‫و ما اون صحنه رو بازسازی می‌کردیم.‬

16:33.909 --> 16:35.577
‫و خیلی زود مشخص شد که چاد و دیو‬

16:35.744 --> 16:36.829
‫مثل کارگردان‌ها فکر می‌کردند.‬

16:37.079 --> 16:38.455
‫مثلاً، چرا دوربین اونجا رفت؟‬

16:38.706 --> 16:41.375
‫چرا از این لنز استفاده کردیم؟ چند تا نما؟‬

16:41.458 --> 16:43.288
‫چند حرکت رو اینجا نگه می‌داریم قبل از اینکه به اینجا حرکت کنیم؟‬

16:43.313 --> 16:46.380
‫پیش‌نمایش یک تحول بود. حالا کارگردان‌ها می‌دیدند چه کار می‌توانیم بکنیم.‬

16:46.505 --> 16:48.132
‫به زودی به این معروف شدیم.‬

16:48.340 --> 16:50.467
‫مردم درخواست می‌کردند. کارگردان‌ها درخواست می‌کردند.‬

16:50.634 --> 16:52.428
‫یه جایی تو همین مسیر، یه تیم بدلکاری راه انداختیم.‬

16:52.594 --> 16:53.679
‫بعد یه شرکت بدلکاری راه انداختیم.‬

16:56.056 --> 16:58.851
‫اونا اون دوربین رو دوست ندارن.‬

16:59.018 --> 17:02.271
‫-دوستش ندارن؟ -نه. می‌تونم بفهمم.‬

17:04.369 --> 17:06.900
‫ایده پشت ‌87eleven‌ این بود که یک فروشگاه همه‌کاره باشه.‬

17:07.109 --> 17:09.862
‫اونا یه شرکت طراحی اکشن بودن.‬

17:10.029 --> 17:12.531
‫شما اینجا میای و یک تیم مبارزه، یک هماهنگ‌کننده مبارزه،‬

17:12.740 --> 17:16.076
‫هماهنگ‌کننده بدلکاری، کارگردان واحد دوم، کل پکیج رو یکجا می‌گیرید.‬

17:17.286 --> 17:18.871
‫هوو!‬

17:19.038 --> 17:20.122
‫همه‌مون یه جورایی با این تیم بودیم،‬

17:20.414 --> 17:21.623
‫با هم کار می‌کردیم، با هم تمرین می‌کردیم.‬

17:21.707 --> 17:23.500
‫چاد و من ازدواج کردیم.‬

17:23.667 --> 17:25.419
‫بنابراین دوران خیلی خوشی بود.‬

17:25.586 --> 17:27.963
‫به سلامتی.‬

17:28.172 --> 17:29.827
‫-یه کم دیگه باهات حرف می‌زنم. خداحافظ. -بعداً می‌بینمت. خداحافظ.‬

17:29.939 --> 17:31.884
‫حتی اگه پروژه‌ای هم نداشتیم،‬

17:31.994 --> 17:34.178
‫چد باز هم مجبورمون می‌کرد تمرین‌هایی مثل این‌که پروژه داریم انجام بدیم.‬

17:34.219 --> 17:36.638
‫ما رو تو موقعیت‌هایی قرار می‌داد، مثل "این رو طراحی کنید.‬

17:36.847 --> 17:39.725
‫شماها باید این هنر رزمی رو یاد بگیرید. بزن بریم. مبارزه کنیم.‬

17:39.892 --> 17:41.935
‫یه چاقو تو دست بذاریم. ببینیم وقتی این کارو می‌کنیم چی میشه."‬

17:42.102 --> 17:43.520
‫شرکت ما شروع کرد به بزرگ‌تر شدن،‬

17:43.687 --> 17:46.190
‫و من کسی بودم که بیشتر هماهنگ‌کننده بودم،‬

17:46.356 --> 17:48.176
‫برای همین دیو خیلی برای من کار می‌کرد.‬

17:48.242 --> 17:51.737
‫دیو و چد. خب، بیاید یه لحظه بریم بیرون و این رو روایت کنیم، باشه؟‬

17:51.945 --> 17:53.363
‫خیلی خب...‬

17:53.572 --> 17:56.033
‫دو تا شریک. دو تا صمیمی‌ترین دوست. بزن بریم.‬

17:56.200 --> 17:59.036
‫اوه، ببین، بغل کردن. اوه.‬

17:59.203 --> 18:00.913
‫اونا صمیمی‌ترین دوست بودن، جونشون به هم بسته بود.‬

18:01.413 --> 18:03.499
‫می‌دونی، همیشه با هم تمرین می‌کردن، همیشه با هم کار می‌کردن.‬

18:04.875 --> 18:06.835
‫ولی بعدش خیلی خوش‌شانس بودیم، پیشنهادهای کاری زیادی داشتیم،‬

18:06.919 --> 18:08.837
‫برای همین دیو شروع کرد کار خودشو انجام دادن.‬

18:09.296 --> 18:11.423
‫و اون بدل‌کار و طراح رقص صحنه‌ها هم شد.‬

18:11.465 --> 18:14.510
‫جای پاتون رو به پای راست تغییر بدید.‬

18:14.676 --> 18:18.806
‫تا اون موقع، اونا مثل یه زوج قدیمی شده بودن‬

18:19.014 --> 18:22.810
‫که با هم دعوا و بحث می‌کردن، ولی در عین حال، خیلی هم صمیمی بودن.‬

18:23.018 --> 18:25.229
‫ما معمولاً بهشون می‌گفتیم بابا و عمو بابا.‬

18:25.437 --> 18:27.898
‫قبل از جان ویک، من و چد کارگردانی‬

18:28.065 --> 18:29.483
‫تیم دوم رو با هم زیاد انجام داده بودیم.‬

18:29.858 --> 18:31.902
‫و بعد شرکت ما تماس‌های خیلی زیادی دریافت می‌کرد‬

18:31.944 --> 18:33.529
‫که شروع کردیم جداگانه کار کنیم.‬

18:33.695 --> 18:36.323
‫من مشغول واحدهای دوم بزرگ بودم. او هم مشغول واحدهای دوم بزرگ بود.‬

18:36.490 --> 18:38.408
‫حرکت.‬

18:38.433 --> 18:40.452
‫هر روز همدیگر را می‌دیدیم و هر روز صحبت می‌کردیم.‬

18:40.619 --> 18:42.704
‫ایده‌های مختلف برای طراحی رقص را بررسی می‌کردیم.‬

18:42.913 --> 18:45.833
‫او مثلاً درگیر فیلم ترون بود و می‌گفت: "چطور حرکات لیزر دیسکی انجام بدم؟"‬

18:45.999 --> 18:48.961
‫و من می‌گفتم: "ایده‌هایی دارم" و با هم تبادل نظر می‌کردیم.‬

18:52.712 --> 18:56.135
‫کم کم متوجه می‌شوی، "من دارم یک سوم داستان را تعریف می‌کنم.‬

18:56.301 --> 18:58.720
‫بهتر است کل داستان را تعریف کنم."‬

18:58.887 --> 19:00.556
‫دیو زودتر از من در مسیر کارگردانی واحد اول قرار گرفت.‬

19:00.597 --> 19:02.391
‫قبل از اینکه من واقعاً وارد این کار شوم.‬

19:02.891 --> 19:05.018
‫من هنوز از انجام تمام کارهای واحد دوم راضی بودم.‬

19:05.060 --> 19:07.312
‫واقعاً داشتم وسوسه می‌شدم،‬

19:07.337 --> 19:11.358
‫و دنبال فیلمنامه‌ها بودم تا پیداشون کنم و توسعشون بدم،‬

19:11.400 --> 19:13.610
‫ولی خیلی موفق نبودم.‬

19:14.820 --> 19:16.947
‫فیلم‌ها پشت سر هم بهشون پیشنهاد می‌شد،‬

19:17.114 --> 19:19.908
‫ولی همه‌شون فیلم‌های ویژه پنج میلیون دلاری بودند،‬

19:20.075 --> 19:21.243
‫و اون‌ها همه رو رد کردند.‬

19:21.410 --> 19:23.620
‫اون‌ها منتظر پروژه مناسب، مناسب بودند.‬

19:27.124 --> 19:29.042
‫در اون زمان،‬

19:29.209 --> 19:33.255
‫من بالاخره اولین فیلمنامه‌ام را به ولتیج پیکچرز فروختم.‬

19:33.422 --> 19:36.550
‫۱۵۰۰ دلار بود که آن موقع اجاره دو ماه من بود.‬

19:36.717 --> 19:38.677
‫و داشتم سعی می‌کردم بفهمم بعدش چی کار کنم.‬

19:38.844 --> 19:41.430
‫یادمه که با خودم گفتم: "من فیلم انتقامی نساختم."‬

19:41.597 --> 19:42.890
‫و همسایه‌هامون داشتن از شهر می‌رفتن،‬

19:43.056 --> 19:45.184
‫و اونها تازه یه چورگی به فرزندی قبول کرده بودن،‬

19:45.350 --> 19:48.187
‫که یه چی‌واوا-کورگی، توله سگی به اسم موس بود.‬

19:48.353 --> 19:53.859
‫و من همیشه قوز کرده تو صندلیم با یه بالش روی سینه‌م می‌نویسم،‬

19:54.026 --> 19:56.278
‫و توله سگ روی بالش می‌خوابید.‬

19:57.613 --> 19:59.573
‫و شروع کردم به نوشتن، و با خودم می‌گفتم،‬

19:59.740 --> 20:03.660
‫"اگه یه نفر این توله سگ لعنتی رو بکشه چی؟"‬

20:03.869 --> 20:07.289
‫ما درک رو توی یه جلسه عمومی ملاقات کردیم. یه فیلمنامه دیگه ازش خونده بودم.‬

20:07.497 --> 20:11.460
‫و اون اینو پیشنهاد داد. گفت: "من این فیلمنامه اکشن رو نوشتم به اسم 'تحقیر'."‬

20:11.668 --> 20:15.339
‫به وضوح یادمه اون آخر هفته خوندمش و به باسیل ایمیل زدم.‬

20:15.505 --> 20:18.091
‫هنوز اون ایمیل رو دارم، و نوشته بودم: "یه چیزی تو این فیلمنامه هست.‬

20:18.258 --> 20:19.635
‫فکر کنم به خاطر اینه که من عاشق سگم.‬

20:19.843 --> 20:21.011
‫آدم بده خیلی سطحیه،‬

20:21.345 --> 20:23.013
‫و به هیچ وجه بی عیب و نقص نیست،‬

20:23.055 --> 20:24.848
‫ولی فکر می‌کنم باید امتحانش کنیم."‬

20:25.057 --> 20:27.017
‫و اون در جواب نوشت، "موافقم."‬

20:27.226 --> 20:29.561
‫یه ایده جذاب و دیوانه وار وجود داشت.‬

20:29.728 --> 20:32.648
‫"سگ من رو کشتی، و حالا من انتقام می‌گیرم."‬

20:32.814 --> 20:35.108
‫من اینو با در نظر داشتن پل نیومن نوشتم.‬

20:35.275 --> 20:38.237
‫یعنی، اون اوایل دهه ۷۰ زندگیش بود. یه چیزی مثل رابرت دنیرو بود.‬

20:38.403 --> 20:40.781
‫زنش می‌میره، سگ رو می‌گیره، و ماشین دزدیده می‌شه،‬

20:40.948 --> 20:42.491
‫و حسابی آدم می‌زنه.‬

20:42.658 --> 20:46.662
‫سگ آخرین ارتباط ضعیفی بود که اون با زنش داشت.‬

20:46.828 --> 20:51.124
‫ولی تعداد کشته‌ها، می‌دونین، کمتر از دو دوجین بود.‬

20:51.250 --> 20:53.210
‫ولی خیلی زود بعدش فهمیدم‬

20:53.627 --> 20:56.797
‫شاید به خاطر سن خودم را در گوشه‌ای گیر انداخته باشم.‬

20:56.838 --> 20:59.174
‫و بعد فکر کردم، "خب، آیا سراغ یک کمی جوان‌تر برویم؟"‬

20:59.341 --> 21:01.260
‫می‌دونی، اون سن زیرش چیه؟"‬

21:01.343 --> 21:03.595
‫بعد شروع کردیم به فکر کردن درباره کیانو.‬

21:04.096 --> 21:07.057
‫ایجنت کیانو بهترین دوست باسیل از دوران کودکی و اولین رئیس من است.‬

21:07.099 --> 21:10.852
‫و او گفت، می‌دونی، "کیانو دنبال یه چیزی می‌گرده."‬

21:11.061 --> 21:16.358
‫او به تازگی ۴۷ رونین را بازی کرده بود و تازه فیلم‌برداری مرد تای چی را تمام کرده بود.‬

21:16.525 --> 21:20.153
‫او آماده بود تا روی ستاره سینمایی بودنش تکیه کند.‬

21:20.320 --> 21:22.698
‫چون قضیه کیانو اینه، و خیلی از بازیگرها هم مثل اینن،‬

21:22.864 --> 21:25.534
‫مخصوصاً کیانو، وقتی حس می‌کنه داره خودش رو تکرار می‌کنه،‬

21:25.701 --> 21:27.452
‫فرار می‌کنه.‬

21:27.619 --> 21:29.913
‫و بعضی وقتا باید یه بازیگر رو گیر بندازی‬

21:30.080 --> 21:33.917
‫وقتی که او آماده است که به تماشاچی چیزی رو بده که می‌خوان.‬

21:34.084 --> 21:36.295
‫و کیانو در لحظه‌ای بود که انگار می‌گفت،‬

21:36.461 --> 21:38.964
‫"من آماده‌ام که دوباره یه ستاره اکشن باشم."‬

21:39.131 --> 21:43.051
‫و این‌طوری همدیگه رو دیدیم، و کمی بعدش، اون خودش رو به این پروژه متصل کرد.‬

21:45.554 --> 21:48.181
‫حدود شش ماه صرف توسعه فیلم‌نامه کردیم‬

21:48.390 --> 21:50.892
‫با یادداشت‌های کیانو با درک کولستاد.‬

21:51.059 --> 21:52.978
‫ما زمان زیادی رو با هم گذروندیم روی اون اولی،‬

21:53.145 --> 21:56.857
‫و خیلی آهسته پیش می‌رفت، صفحه به صفحه، خط به خط.‬

21:57.024 --> 22:00.485
‫به اندازه دیالوگ‌های خودش، روی دیالوگ بقیه هم وقت می‌ذاشت.‬

22:00.652 --> 22:04.573
‫در یه مقطعی، انگار این‌طوری بود، "خب، تا کی می‌تونه این ادامه پیدا کنه؟"‬

22:04.698 --> 22:06.950
‫ما می‌تونیم این رو تا ابد توسعه بدیم.‬

22:07.409 --> 22:09.411
‫و بعد، همیشه-- همیشه یه نقطه عطف تو این فیلما هست، درسته،‬

22:09.453 --> 22:11.830
‫تو توسعه، وقتی با یه بازیگر توسعه می‌دی، جایی که می‌گی،‬

22:11.997 --> 22:13.707
‫"خب، میشه یه کارگردان بیاریم؟"‬

22:13.915 --> 22:17.002
‫و او گفت بله.‬

22:17.169 --> 22:20.464
‫متاسفانه، در دوره توسعه ما، چند اتفاق افتاد.‬

22:20.672 --> 22:23.175
‫فیلم ۴۷ رونین اکران شد، و خوب عمل نکرد.‬

22:23.383 --> 22:26.303
‫فیلم مرد تای چی اکران شد و ناامید کننده بود.‬

22:26.470 --> 22:30.974
‫بنابراین این باور که کیانو ریوز یک ستاره اکشن است از بین رفت.‬

22:31.141 --> 22:34.478
‫و ناگهان، لیست کارگردانان ما از اینجا به اینجا رسید.‬

22:34.644 --> 22:38.857
‫باید خیلی سخت تلاش کنیم تا یک کارگردان مناسب برای این کار پیدا کنیم.‬

22:39.066 --> 22:41.234
‫کیانو گفت: "گوش کن، من این فیلم را می‌دهم‬

22:41.401 --> 22:44.237
‫به چاد و دیو برای گروه دوم. اونا کارگردان اکشن هستن.‬

22:45.030 --> 22:46.948
‫اگه اونا کارگردانی کنن چی؟"‬

22:47.157 --> 22:51.953
‫خب، از یادداشت‌های من از یک ایمیل، در بررسی دقیق جان ویک،‬

22:52.037 --> 22:53.830
تو با باسیل ملاقات کردید.‬

22:54.331 --> 22:57.084
‫من میخواستم تو و دیو ایده خودتون رو برای کارگردانی به اونا ارائه بدید‬

22:57.125 --> 23:00.545
‫در ۲۹ آوریل ۲۰۱۳.‬

23:00.712 --> 23:02.672
‫یک هفته قبلش، تو فیلمنامه رو برای من فرستاده بودی.‬

23:02.881 --> 23:04.216
‫-آره. -و ما صحبت کرده بودیم.‬

23:04.508 --> 23:06.051
‫-و ما صحبت کرده بودیم. -خب، تو اون رو برای من فرستاده بودی‬

23:06.093 --> 23:08.553
‫-برای اکشن. -برای اکشن. آره.‬

23:08.720 --> 23:10.764
‫-من گفتم، "آره"-- -خب، نه، من برای اکشن تماس گرفتم،‬

23:10.931 --> 23:13.600
‫ولی بعدش فکر کنم رو کردی بهم و گفتی،‬

23:13.767 --> 23:16.103
‫"دیو و من دوست داریم کارگردانیش کنیم."‬

23:16.311 --> 23:18.480
‫اوه، نه. فکر کنم لبخند زدید و گفتید: "آره، برای همین اینجایی..."‬

23:18.688 --> 23:20.774
‫آره. و بعدش، من گفتم، باسیل...‬

23:20.941 --> 23:23.777
‫-تو داشتی ما رو دس مینداختی. -من...‬

23:23.944 --> 23:25.278
‫امیدوار بودم.‬

23:25.695 --> 23:28.949
‫و بعد دیدم از ایمیل باسیل به من،‬

23:28.990 --> 23:33.120
‫نوشته بود، "بهترین جلسه کارگردان‌هایی که داشته."‬

23:33.328 --> 23:36.081
‫ما این دفترچه تصویری فوق‌العاده رو آماده کردیم،‬

23:36.289 --> 23:41.628
‫و شروع کردیم به ساختن دنیاهای جان ویک، اونطوری که ما تصورش می‌کردیم.‬

23:41.837 --> 23:45.966
‫خیلی بیشتر از اون چیزی بود که فکر کنم کسی روی کاغذ دیده بود.‬

23:46.133 --> 23:48.844
‫-صلح. او دنبال صلح می‌گرده. -اون نمای کلوزآپ کیانو رو ببین.‬

23:49.010 --> 23:50.929
‫ارتباط احساسی.‬

23:51.138 --> 23:52.889
‫می‌بینی، ما همه حرف‌های درست رو زدیم.‬

23:53.056 --> 23:54.724
‫ما صحبت کردیم که این یک افسانه‌ی مدرن باشه.‬

23:54.933 --> 23:57.519
‫ما در مورد این نوع مینیمالیسم بصری صحبت کردیم.‬

23:57.686 --> 24:00.313
‫او می‌دونست که نیاز به وابستگی داره.‬

24:00.480 --> 24:04.067
‫آره. و یه هفته کامل دنبال بازیگر برای دیزی گشتیم.‬

24:04.234 --> 24:06.945
‫ما می‌خواستیم یه دنیایی مثل ماشین‌های باحال داشته باشیم.‬

24:07.112 --> 24:12.117
‫ما می‌خواستیم یه جورایی اکتشاف خودمون رو از اکشن و گان‌فو داشته باشیم.‬

24:12.284 --> 24:15.120
‫آره، و دوباره، یه جورایی نامه‌ای عاشقانه به رمان‌های گرافیکی‬

24:15.287 --> 24:17.372
‫و انیمه و تمام چیزهایی که دوست داریم.‬

24:17.539 --> 24:21.168
‫دگرگونی. تفنگ، کلی تفنگ.‬

24:21.376 --> 24:25.338
‫لولوخورخوره. دنیا. نیویورک. کانتیننتال.‬

24:25.547 --> 24:26.715
‫اون‌ها فقط درباره اکشن صحبت نکردند.‬

24:26.756 --> 24:28.425
‫درباره احساسات صحبت کردند.‬

24:28.925 --> 24:30.677
‫درباره اینکه دنیا چطور به نظر می‌رسید و درباره همه چیز.‬

24:30.719 --> 24:32.512
‫من تحت تاثیر قرار گرفتم.‬

24:32.633 --> 24:35.711
‫این... این یه دفترچه تصویری خیلی خوبه.‬

24:35.778 --> 24:39.352
‫باید یادت باشه، ما جان ویک رو یه چیز کوچیک می‌دیدیم.‬

24:39.519 --> 24:42.189
‫دو بدلکار کارگردانی می‌کردند، انگار که "هیچ‌کس این فیلم رو نمی‌بینه، پس بیخیال."‬

24:42.355 --> 24:45.901
‫"فقط چند تا ایده‌ی عجیب رو امتحان می‌کنیم. ازش مثل یه تمرین آموزشی استفاده می‌کنیم."‬

24:46.067 --> 24:49.571
‫و، می‌دونی، بعدش اون‌ها گفتند بله.‬

24:49.738 --> 24:52.199
‫و حالا ما می‌گیم، "بهتره بدونیم داریم چیکار می‌کنیم."‬

24:52.407 --> 24:55.535
‫یادمه فکر کردم، "خدای من، ما این دوتا بدلکار حرفه‌ای رو گیر آوردیم‬

24:55.702 --> 24:57.496
‫قبل از اینکه کس دیگه‌ای بتونه اون‌ها رو بگیره.‬

24:57.537 --> 24:59.414
‫چه برد بزرگی."‬

24:59.466 --> 25:01.958
‫و هیچوقت یادم نمیره، حدود سه هفته بعد از اینکه استخدامشون کردیم،‬

25:02.000 --> 25:04.586
‫اد پرسمن، اد پرسمن معروف که از اون موقع فوت کرد،‬

25:04.753 --> 25:07.088
‫درباره‌ی یه چیز دیگه بهم زنگ زد.‬

25:07.255 --> 25:10.425
‫و گفت، "شما کارگردان‌های منو دزدیدی." گفتم، "منظورت چیه؟"‬

25:10.592 --> 25:13.386
‫"آره، ما داشتیم آماده می‌شدیم برای فیلمی که من تهیه‌کننده‌ش بودم.‬

25:13.553 --> 25:14.846
‫اون‌ها قرار بود کارگردانیش کنن."‬

25:15.013 --> 25:16.139
‫گفتم، "چه فیلمی؟"‬

25:16.181 --> 25:17.807
‫و اون‌ها مثل...‬

25:18.391 --> 25:20.852
‫یه فیلم مثل ‌Midnight‌ ‌Run‌ با ژان کلود ون دام بود‬

25:20.894 --> 25:23.271
‫و ‌PSY‌ از ‌"Gangnam‌ ‌Style".‌‬

25:23.296 --> 25:25.899
‫و من می‌گم، "اونا کارگردان‌هایی بودن که من گرفتم؟ اون یکی گزینه بود؟"‬

25:28.985 --> 25:32.405
‫ام، هرچی ریش کوتاه‌تر باشه، سخت‌تره که واقعی به نظر برسه.‬

25:32.572 --> 25:33.907
‫خب، ما می‌خوایم که یه ریش پرپشت باشه.‬

25:34.074 --> 25:35.408
‫باشه. درسته، درسته.‬

25:35.617 --> 25:39.538
‫منظورم اینه که، ما باید تصمیم‌های سختی بگیریم.‬

25:39.704 --> 25:42.165
‫منظورم اینه، من فقط داشتم می‌کشیدم، مثل اینکه چی هست--‬

25:42.374 --> 25:44.668
‫دقیقاً نمی‌دونستم چی.‬

25:44.834 --> 25:47.295
‫آیا اون‌ها بیشتر در این خوشحالی هستن؟‬

25:47.462 --> 25:48.838
‫بله، این بیشتر در خوشحالی آنهاست.‬

25:49.005 --> 25:50.257
‫-امیدواریم همین‌طور بشه. -باشه، باشه.‬

25:50.423 --> 25:51.925
‫و البته، چیزی که من نگرانشم اینه،‬

25:52.092 --> 25:55.220
‫میشه این طرف دید، اینکه ریش چقدر ناهمواره.‬

25:55.387 --> 25:56.972
‫منظورم اینه، این منو اذیت نمی‌کنه.‬

25:57.138 --> 25:59.140
‫اگه شماها می‌تونید باهاش کنار بیاین، چون اگه اونقدر کوتاه بشه،‬

25:59.307 --> 26:00.600
‫نمی‌تونم مو اضافه کنم تا اون قسمت رو پر کنم.‬

26:00.767 --> 26:02.352
‫این منو اذیت نمی‌کنه. این منو اذیت می‌کنه.‬

26:02.769 --> 26:03.979
‫هر کاری کنیم، ازش عکس گرفته میشه‬

26:04.020 --> 26:05.730
‫و برای کسایی فرستاده میشه که تصمیم‌گیرنده هستن.‬

26:05.897 --> 26:06.731
‫اونا تایید می‌کنن و ما یه جوری حلش می‌کنیم.‬

26:06.898 --> 26:08.358
‫ما ریش رو می‌خوایم.‬

26:08.525 --> 26:10.235
‫پخش‌کننده می‌خواد ریش نداشته باشه.‬

26:10.527 --> 26:13.488
‫انگار قراره کیانو ریوز ماتریکس باشه.‬

26:13.530 --> 26:16.157
‫و ما می‌ترسیم بزنیمش چون، می‌دونید،‬

26:16.324 --> 26:19.619
‫اون قیافه رو یه میلیون بار داشته.‬

26:19.786 --> 26:22.539
‫متاسفانه، اونا دارن فیلم رو پخش می‌کنن و حق پخش خارجیش رو فروختن،‬

26:22.747 --> 26:25.125
‫و اونا می‌دونن مردمشون چی می‌خوان، پس...‬

26:25.292 --> 26:27.669
‫-فکر کنم هیچکس اهمیت نمی‌ده ما چی می‌خوایم. -آسیا از ریش بدش میاد.‬

26:27.877 --> 26:29.754
‫می‌دونم.‬

26:29.963 --> 26:31.256
‫-آسیا از-- -این چیزیه که اونا گفتن.‬

26:31.423 --> 26:32.591
‫اگه ریش بذاریم، هیچ‌کس فیلم رو نمی‌بینه.‬

26:32.757 --> 26:34.175
‫فیلم شکست می‌خوره.‬

26:34.342 --> 26:36.261
‫نمی‌شه که یه کارگردان بار اولی--‬

26:36.428 --> 26:39.264
‫"کارگردان‌های بار اولی، می‌خواید ریسک کنید و ریش داشته باشید؟ باشه."‬

26:41.308 --> 26:43.059
‫خداحافظ، جان ویک.‬

26:44.853 --> 26:46.730
‫خداحافظی نسبی. هنوز کاملاً خداحافظی نمی‌کنیم.‬

26:46.896 --> 26:48.648
‫آره، نه. بیشتر شبیه اینه که، "سلام، جان ویک جدید."‬

26:55.322 --> 26:57.741
‫خب، این دومین کوتاه اومدنه.‬

26:58.950 --> 27:01.119
‫هنوز شبیه ریش به نظر میاد.‬

27:01.328 --> 27:03.163
‫نگرانی منم همینه، و اینکه اونا چی فکر میکنن.‬

27:03.288 --> 27:06.625
‫دقیقا شبیه یه ریشه.‬

27:06.650 --> 27:08.752
‫-بریم مرحله بعد؟ -باید بریم مرحله بعد.‬

27:09.461 --> 27:10.962
‫یه مرحله دیگه بریم جلو؟‬

27:11.129 --> 27:12.297
‫خب، این که ریشه.‬

27:14.424 --> 27:16.176
‫-همه‌مون فقط داریم تحمل می‌کنیم. -می‌دونم.‬

27:16.343 --> 27:19.179
‫اونا کاملاً صادقانه درباره...‬

27:19.387 --> 27:20.555
‫-ریش نباشه. -آره.‬

27:20.722 --> 27:21.723
‫آره.‬

27:31.697 --> 27:33.568
‫می‌خوایم از موها یه حرکتی بگیریم.‬

27:33.735 --> 27:35.236
‫باید یکم پُف‌دارش کنیم.‬

27:36.988 --> 27:37.656
‫یکم...‬

27:41.598 --> 27:42.702
‫باشه.‬

27:47.332 --> 27:48.667
‫بندازش دور! بندازش دور! بندازش دور!‬

27:52.462 --> 27:54.214
‫کت و شلوار قطعاً کمک می‌کنه.‬

27:54.422 --> 27:55.674
‫همه‌چیز به کت و شلواره.‬

27:57.342 --> 27:58.677
‫همه‌چیز به کت و شلواره.‬

28:04.974 --> 28:06.434
‫فردا روز اول خواهد بود، درسته؟‬

28:06.601 --> 28:08.186
‫فردا روز اول خواهد بود.‬

28:08.353 --> 28:10.230
‫فردا روز اول فیلمبرداری خواهد بود.‬

28:10.397 --> 28:13.692
‫داریم خونه جان ویک رو نگاه می‌کنیم،‬

28:13.900 --> 28:16.861
‫و تقریباً سه چهارمش آماده‌ست.‬

28:17.028 --> 28:19.572
‫و قراره اینجا چند تا صحنه رو تمرین کنیم‬

28:19.739 --> 28:22.325
‫و امیدوارم فردا برای فیلمبرداری آماده باشیم.‬

28:22.492 --> 28:23.785
‫داریم کار رو پیش می‌بریم.‬

28:28.623 --> 28:30.792
‫چی نوشته؟‬

28:31.751 --> 28:33.128
‫دوشنبه فیلمبرداری داریم؟‬

28:35.171 --> 28:36.464
‫اوه. پیتر لاسون.‬

28:39.831 --> 28:40.582
‫پیت.‬

28:43.346 --> 28:44.723
‫من عالیم. تازه ایمیلش رو گرفتم.‬

28:46.641 --> 28:50.103
‫ما به طور موقت تعطیل شدیم تا اطلاع ثانوی.‬

28:50.311 --> 28:52.856
‫به نظر میاد سرمایه‌گذار سهامیمون‬

28:53.022 --> 28:57.026
‫که باید ۶.۵ میلیون جور می‌کرد تا کمبود رو جبران کنه،‬

28:57.235 --> 29:00.196
‫ام، پنج و نیم میلیون کم داره.‬

29:02.699 --> 29:06.453
‫ما یه سری سرمایه‌گذار برای تامین مالی کوتاه مدت داشتیم‬

29:06.661 --> 29:09.789
‫چون لاینزگیت حق پخش بین‌المللی رو پیش‌فروش کرده بود،‬

29:09.956 --> 29:12.792
‫ولی باز هم یه اختلافی وجود داشت برای ساخت فیلم.‬

29:12.959 --> 29:15.837
‫هیچ‌کس حاضر نبود برای پخش داخلی سرمایه‌گذاری کنه.‬

29:16.045 --> 29:18.131
‫بنابراین واقعاً یه جورایی این‌طور بود که، می‌دونید،‬

29:18.298 --> 29:19.966
‫باید یه راهی پیدا می‌کردیم که پول رو جور کنیم.‬

29:21.551 --> 29:23.636
‫یعنی، شاید اگه لاینزگیت رو با خودمون همراه کنیم،‬

29:23.803 --> 29:27.348
‫و اونا حق پخش داخلی رو بگیرن، اون‌وقت بتونیم به کارمون ادامه بدیم،‬

29:27.515 --> 29:29.809
‫ولی بعید می‌دونم دیگه.‬

29:29.976 --> 29:31.853
‫فکر کنم همه قراره یه ضد حال بخورن،‬

29:32.061 --> 29:33.980
‫و احتمالاً همه‌چی از هم بپاشه.‬

29:35.148 --> 29:36.816
‫این چیزیه که فکر می‌کنم.‬

29:36.983 --> 29:42.655
‫فکر کنم این، امم، آخر خطه. خب...‬

29:42.822 --> 29:45.241
‫- واقعا اینطور فکر می‌کنی؟ - آره، فکر می‌کنم.‬

29:45.408 --> 29:47.702
‫-صبر کن، یه لحظه. -نه، منظورم اینه که فکر می‌کنم.‬

29:47.911 --> 29:49.871
‫نمی‌خوام برای، می‌دونی، خیلی دراماتیکش کنم،‬

29:50.079 --> 29:52.332
‫به خاطر مسائل ویراستاری برای مستندمون،‬

29:52.499 --> 29:56.586
‫ولی نمی‌دونم چطور تا دوشنبه باید شش و نیم میلیون دلار جور کنی.‬

30:02.081 --> 30:05.887
‫تا جایی که از باسیل می‌دونم، می‌دونم آدم بازنده ای نیست، پس...‬

30:06.095 --> 30:08.389
‫یکم اهل مبارزه است، پس هنوز نباختیم.‬

30:10.058 --> 30:13.061
‫محکوم به فناییم. منظورم اینه که، کاملاً به گا رفتیم.‬

30:14.517 --> 30:17.816
‫یه مشکل خیلی بزرگ داشتیم. فقط... پول نمی‌رسید.‬

30:17.982 --> 30:22.320
‫و با وکیلم صحبت کردم و گفتم: "خب، فرض کن این فیلم به هم بخوره،‬

30:22.403 --> 30:23.947
‫کی ازم شکایت می‌کنه؟"‬

30:23.981 --> 30:28.451
‫و اون گفت: "آی‌اِی‌تی‌اِس‌ئی، سَگ، دبلیو‌جی‌اِی، دی‌جی‌اِی." این...‬

30:28.493 --> 30:30.203
‫خیلی افتضاح بود.‬

30:30.703 --> 30:32.413
‫و اون گفت: "گوش کن، باید این فیلم رو بسازی."‬

30:32.455 --> 30:33.915
‫فرض کن اگه من بهت حدود شش میلیون بدم...‬

30:34.123 --> 30:35.750
‫عزیزم؟ میشه بعداً بهت زنگ بزنم؟‬

30:35.959 --> 30:38.044
‫کیانو پشت خطه، باید باهاش حرف بزنم.‬

30:39.170 --> 30:40.839
‫ممنون عزیزم. خداحافظ.‬

30:41.047 --> 30:43.842
‫یه لحظه صبر کن. اون پشت تلفنه.‬

30:44.425 --> 30:45.677
‫سلام.‬

30:48.930 --> 30:50.431
‫چه خبر؟ حالت چطوره؟‬

30:53.601 --> 30:55.854
‫خوبه. باسیل بهت زنگ زد؟‬

30:58.731 --> 31:01.860
‫نزد؟ با هیچ‌کس تو دفتر صحبت نکردی؟‬

31:04.362 --> 31:06.906
‫عالیه. احتمالا دارن وقت‌کشی میکنن سرش.‬

31:09.951 --> 31:12.203
‫-این... آره، من... -لعنتی...‬

31:12.745 --> 31:16.082
‫یه کم دلخورم، واسه همین فکر کنم خودم بهت بگم.‬

31:16.124 --> 31:17.876
‫اونا یه مشکلی با تأمین مالیشون داشتن.‬

31:18.042 --> 31:19.961
‫دارن میان تو.‬

31:20.253 --> 31:22.255
‫همه رو فراخوندیم، و اونا دوباره ما رو تحت فشار گذاشتن.‬

31:24.382 --> 31:26.467
‫مطمئنم دارن دست و پا میزنن تا یه راهی پیدا کنن.‬

31:26.634 --> 31:29.012
‫چندتا گزینه داریم.‬

31:29.262 --> 31:32.473
‫خوشبختانه چند نفرو می‌شناسیم، پس سعی می‌کنیم هرچه زودتر این کمبود رو جبران کنیم.‬

31:32.599 --> 31:37.395
‫پس احتمالا تا ۴۵ دقیقه‌ی دیگه برمی‌گردیم دفتر،‬

31:37.604 --> 31:40.273
‫سریع وارد دفتر میشیم و سعی می‌کنیم دوباره کنترل اوضاع رو به دست بگیریم.‬

31:42.901 --> 31:44.068
‫کیانو چی گفت؟‬

31:46.446 --> 31:49.908
‫می‌دونی، کیانو یه کم فرق داره.‬

31:50.074 --> 31:51.910
‫وقتی داد و فریاد می‌کنه، یعنی اوضاع خوبه.‬

31:54.203 --> 31:56.122
‫وقتی خیلی، خیلی، خیلی ساکت میشه...‬

31:56.289 --> 31:57.790
‫خیلی ساکت شده بود؟‬

31:57.999 --> 32:00.919
‫اون ساکت‌ترین حالتی بود که تا حالا ازش دیده بودم.‬

32:11.042 --> 32:13.598
‫فکر می‌کنم حدودا ۲۰٪ از عوامل رو از دست بدیم.‬

32:14.682 --> 32:16.809
‫بعضی‌ها همین الان هم رفتن.‬

32:17.018 --> 32:18.686
‫بخش بزرگی از دفتر تولید‬

32:18.853 --> 32:20.438
‫دیگه سر کار نیومدن.‬

32:20.647 --> 32:22.398
‫ولی بعدش یه بخش دیگه‌ای از دفتر تولید اومدن،‬

32:22.565 --> 32:23.942
‫و اونا می‌اومدن تو دفتر من، و مثلاً،‬

32:24.108 --> 32:26.402
‫"مطمئنی پول می رسه؟"‬

32:26.569 --> 32:28.571
‫و منم میگم، "آره، مطمئنم."‬

32:28.738 --> 32:34.327
‫راستش را بخواهید، من دروغ می‌گفتم چون اصلاً نمی‌دانستم.‬

32:35.607 --> 32:38.164
‫آنقدر اوضاع خراب بود که مجبور شدم کارت اعتباری‌ام را به طراح لباس بدهم‬

32:38.331 --> 32:42.377
‫تا لباس بخرد، و این واقعاً خیلی پردردسر بود.‬

32:42.543 --> 32:48.049
‫امکانش هست بودجه را شش و نیم میلیون دلار کاهش دهیم‬

32:48.091 --> 32:49.425
‫و فیلم را بسازیم؟‬

32:49.801 --> 32:51.678
‫آن فیلمنامه به شکل اساسی فرق می‌کرد،‬

32:51.803 --> 32:54.764
‫و بعد باید برمی‌گشتید پیش همه‌ی خریداران بین‌المللی‌تان‬

32:54.931 --> 33:00.979
‫و می‌گفتید: «هی، شما برای حق پخش در آلمان ۲۵۰ هزار تا پرداخت کردید،‬

33:01.145 --> 33:03.189
‫ولی فیلمنامه‌ای که الان می‌گیرید اینه.»‬

33:03.398 --> 33:06.234
‫و بعد همه می‌تونن بگن: «من اون فیلمنامه رو نمی‌خوام.‬

33:06.401 --> 33:08.194
‫-من همون فیلمنامه‌ای رو می‌خواستم که خریدم.» -درسته.‬

33:08.361 --> 33:10.321
‫و این‌طوری، یه جورایی باید اصالت رو حفظ کنید.‬

33:10.488 --> 33:12.031
‫می‌تونید تغییرش بدید.‬

33:12.198 --> 33:13.866
‫کمی، ولی نه --‬

33:14.075 --> 33:16.035
‫-آره. -شش میلیون دلار.‬

33:19.992 --> 33:23.084
‫کیانو پول پس داد، چد و من پول پس دادیم.‬

33:23.251 --> 33:26.462
‫همه‌مون از حقوق‌هامون پول پس دادیم تا اون شکاف رو پر کنیم.‬

33:27.922 --> 33:29.841
‫فکر کنم کیانو مجبور شد پرداخت رو به تعویق بندازه و یه چک بکشه...‬

33:30.008 --> 33:31.676
‫آره. یه همچین چیزهایی.‬

33:31.843 --> 33:33.344
‫...فقط برای اینکه رئیس بخش‌هامون رو نگه داریم.‬

33:34.595 --> 33:36.139
‫یادمه پیاده تا هُتلم می‌رفتم‬

33:36.347 --> 33:39.851
‫از دفتر تولید، ساعت‌ها، چون فکر می‌کردم:‬

33:40.018 --> 33:43.730
‫"باید انقدر خسته بشم که وقتی برگردم هتل، بیهوش بشم."‬

33:43.938 --> 33:46.232
‫چون اگه این کارو نکنم، می‌شینم اونجا و با خودم می‌گم:‬

33:46.399 --> 33:48.443
‫"گند زدم، گند زدم، گند زدم، گند زدم."‬

33:48.609 --> 33:49.986
‫لعنتی باید شروع کنیم.‬

33:50.194 --> 33:52.447
‫اگر تا دوشنبه آدم تو هواپیما نداشته باشیم،‬

33:52.572 --> 33:54.699
‫بهتره سکانس پایانی رو کات کنی. قراره یه درگیری مسلحانه بشه.‬

33:56.701 --> 33:58.911
‫ما الان هفت روزه داریم فشار میاریم‬

33:59.078 --> 34:03.332
‫و این یعنی نیم میلیون دلار پول‬

34:03.499 --> 34:05.835
‫که همین‌طوری رفت به فنا‬

34:06.002 --> 34:10.423
‫وقتی... وقتی اول کار ۶۰۰ تا کم داشتیم.‬

34:11.924 --> 34:12.967
‫چه وضعیه.‬

34:16.476 --> 34:20.600
‫و بعد، یهویی، پول جور شد.‬

34:27.982 --> 34:30.610
‫باید تا فردا تامین مالی بشه.‬

34:32.653 --> 34:34.238
‫جمعه آماده فیلمبرداری.‬

34:35.448 --> 34:37.533
‫خیلی شانس آوردیم.‬

34:37.700 --> 34:40.620
‫باورنکردنی بود که تو این مدت تونستیم این کارو انجام بدیم.‬

34:40.787 --> 34:42.747
‫قراره... این فیلم درباره انتقامه.‬

34:42.955 --> 34:44.582
‫نه انتقام جان ویک.‬

34:44.749 --> 34:46.292
‫انتقام ما.‬

34:46.459 --> 34:48.044
‫و بعد موقع فیلمبرداری میفهمیم‬

34:48.211 --> 34:49.921
‫که پول از طرف اون یارو نبوده،‬

34:50.088 --> 34:52.006
‫بلکه پول اوا لونگوریا بوده.‬

34:52.215 --> 34:57.261
‫و من به کیانو نگفتم تا فیلمبرداری تموم شد‬

34:57.428 --> 34:59.472
‫چون نمیخواستم اون بگه، "این دیگه چه وضعیه؟"‬

34:59.680 --> 35:02.600
‫آره دیگه، اگه جان ویک ۱ رو ببینی،‬

35:02.767 --> 35:06.104
‫اوا لونگوریا، خدا رو شکر، تقریباً فیلم رو نجات داد.‬

35:07.939 --> 35:09.982
‫ازش رد شدیم،‬

35:10.525 --> 35:12.693
‫اما فکر کنم یه کم روحیه چد و دیو رو شکست.‬

35:12.735 --> 35:15.154
‫چون اولین تجربه‌شون به عنوان کارگردان بود،‬

35:15.321 --> 35:18.282
‫و متوجه نبودن که بعضی وقتا این جوریه.‬

35:18.449 --> 35:20.827
‫اتفاق میفته، مخصوصاً تو فیلم‌های مستقل.‬

35:20.993 --> 35:25.248
‫و اینجوری شد که شروع کردیم به فیلمبرداری. از همون اولش خسته بودیم.‬

35:27.250 --> 35:28.876
‫آخه، یادمه وقتی رسیدم نیویورک، و من...‬

35:29.043 --> 35:30.920
‫می‌دونی، من دوست دارم یه سری به دفتر تولید بزنم.‬

35:31.003 --> 35:32.964
‫-ببینم چه خبره. -آره.‬

35:33.464 --> 35:37.844
‫و من جان ساندرز رو بردم، که دستیار اول کارگردان بود، و گفتم:‬

35:37.885 --> 35:40.221
‫"جان، بیا یه نگاهی به تخته بندازیم،" می‌دونی، برنامه فیلمبرداری.‬

35:40.388 --> 35:42.348
‫یادمه. می‌خواستی برنامه رو ببینی.‬

35:42.515 --> 35:44.392
‫-آره. -تو معتاد برنامه‌ای.‬

35:44.559 --> 35:47.019
‫و من فقط گفتم، "چطور می‌تونیم... نمی‌تونیم اینو فیلمبرداری کنیم.‬

35:47.228 --> 35:48.563
‫یعنی، چطوری می‌خوایم این کارو انجام بدیم؟"‬

35:48.729 --> 35:49.939
‫یادمه که فقط داشتی سرتو تکون می‌دادی.‬

35:50.106 --> 35:52.275
‫من گفتم، "نه، به روزهای بیشتری نیاز داریم."‬

35:52.733 --> 35:54.819
‫و اون گفت: "می‌دونم." گفتم: "باید روزهای بیشتری بگیریم."‬

35:55.582 --> 35:58.990
‫نمی‌تونستیم تصور کنیم چی رو می‌شه حذف کرد.‬

35:59.157 --> 36:00.867
‫چطوری این کارو بکنیم؟ چطوری اینو انجام بدیم؟‬

36:01.075 --> 36:03.911
‫و کیانو نمی‌تونست، و نویسنده نمی‌تونست،‬

36:04.078 --> 36:06.205
‫و تهیه‌کننده‌ها هم نمی‌تونستن.‬

36:06.277 --> 36:08.916
‫برای همین گفتیم: "قراره فیلمو با زمان کمتری بسازیم."‬

36:10.293 --> 36:12.295
‫می‌دونی، می‌خندیم و شوخی می‌کنیم که فقط یه فیلمه،‬

36:12.503 --> 36:15.423
‫ولی همه می‌دونیم، هر کدوم از عوامل می‌دونن که شما خیلی جدی می‌گیریدش.‬

36:15.590 --> 36:17.675
‫می‌خوای بهترین کاری رو که می‌تونی انجام بدی.‬

36:17.884 --> 36:19.552
‫نمی‌خوای کسایی رو ناامید کنی که به خاطر تو ریسک کردن،‬

36:19.677 --> 36:21.721
‫پس فشار زیادی روی خودت میذاری که انجامش بدی.‬

36:21.888 --> 36:25.558
‫منظورم اینه که در نهایت، ما کیانو رو حدود ده سال بود که میشناختیم،‬

36:25.766 --> 36:28.186
‫هشت سال در اون زمان از تمام ماتریکس‌ها.‬

36:28.352 --> 36:30.176
‫ولی بازم کیانو ریوزـه.‬

36:30.201 --> 36:31.772
‫نمیخوای این آدم رو ناامید کنی. اون یه حرفه‌ایه، مرد.‬

36:31.939 --> 36:33.691
‫این کیانو فاکینگ ریوزـه.‬

36:33.858 --> 36:35.276
‫نباید ناامیدش کنی‬

36:35.443 --> 36:38.487
‫مهم نیست فکر میکنی فیلم چی از آب درمیاد.‬

36:38.654 --> 36:41.365
‫پس تصمیم گرفتیم تمام تلاشمون رو بکنیم و فشار زیادی به خودمون وارد کنیم.‬

36:41.532 --> 36:43.576
‫بچه‌ها، باید به حرکت ادامه بدیم. باید به حرکت ادامه بدیم.‬

36:43.743 --> 36:45.203
‫-داره ضبط میشه! -داره ضبط میشه!‬

36:46.704 --> 36:47.580
‫حرکت!‬

36:50.208 --> 36:53.419
‫مشکلات به ما هجوم آوردن.‬

36:53.586 --> 36:54.754
‫برو، برو، برو.‬

36:54.921 --> 36:56.255
بگیر، بگیر

37:01.594 --> 37:03.596
‫مشکلات از بخش‌های مختلف‬

37:03.763 --> 37:05.014
‫و بعد مشکلات بودجه.‬

37:05.181 --> 37:07.183
‫باید بفهمیم چه صحنه‌هایی رو میتونیم حذف کنیم.‬

37:09.352 --> 37:11.771
‫مثل همیشه سر جان ویک، چه صحنه‌هایی رو میتونیم حذف کنیم.‬

37:13.147 --> 37:14.398
‫چون هیچوقت وقت نداریم همه‌شون رو فیلمبرداری کنیم.‬

37:16.150 --> 37:18.653
‫در فیلمسازی کم‌هزینه، باید توی فیلم‌های خودت باشی.‬

37:18.861 --> 37:21.614
‫دوست دارم بگم این یه انتخاب خلاقانه بود، ولی به خاطر بودجه بود.‬

37:21.781 --> 37:24.158
‫و بعد از اون مشکلات فیلمبرداری در نیویورک از نظر لجستیکی.‬

37:24.367 --> 37:26.786
‫ببخشید، باید به حرکت ادامه بدید. مسیر پیاده‌روی فعاله.‬

37:29.332 --> 37:32.333
‫فکر کنم فقط خدای سینما از ما متنفر بودن.‬

37:32.541 --> 37:35.962
‫پس ما امروز روی جلد نیویورک پست هستیم.‬

37:35.987 --> 37:40.258
‫کار عالی وینی در بخش وسایل صحنه به نمایش گذاشته شده.‬

37:41.425 --> 37:43.261
‫کار عالی گریم. کار عالی مو.‬

37:45.295 --> 37:47.848
‫-همه دست به دست هم... -این واقعاً کمک می‌کنه.‬

37:48.057 --> 37:50.601
‫...روی جان ویک ۱ فوق العاده بود.‬

37:50.810 --> 37:54.605
‫وقتی رفتیم شروع کنیم به استخدام نیرو، منظورم اینه که، ما یه فیلم کوچیک بودیم.‬

37:54.814 --> 37:58.567
‫هیچ کس مطمئن نبود که قراره بریم جلو یا نه. بنابراین، ما واقعاً نتونستیم خدمه زیادی رو رزرو کنیم.‬

37:58.776 --> 38:00.528
‫بنابراین، استخدام خدمه به صورت اتفاقی بود.‬

38:00.695 --> 38:02.738
‫ما فقط مصاحبه می‌کردیم و هر کسی که یه جورایی در دسترس بود،‬

38:02.905 --> 38:04.448
‫هر چی که ما... می‌دونید.‬

38:04.615 --> 38:05.950
‫مردم مجبور بودند نرخ‌های خودشون رو کم کنند.‬

38:06.117 --> 38:08.244
‫و بعد برای بخش وسایل صحنه‬

38:08.411 --> 38:12.373
‫بدون شوخی، وینی مازارلا و جویی رو پیدا کردیم.‬

38:12.456 --> 38:14.333
‫-آره، جویی کوپولا. -جویی کوپولا.‬

38:14.358 --> 38:17.670
‫منظورم اینه که وینی مازارلا و جویی کوپولا، اونها مسئول وسایل صحنه ما بودند.‬

38:17.712 --> 38:21.507
‫و اونها باحال‌ترین آدم‌ها بودند و قضیه رو می‌فهمیدند.‬

38:21.674 --> 38:25.720
‫منظورم اینه که وینی، مثلاً، متوقف کرد... مثلاً، ما به یه کامیون زباله نیاز داشتیم.‬

38:25.886 --> 38:29.724
‫و او داره تو خیابون می‌دوئه. داره تو خیابون می‌دوئه.‬

38:29.932 --> 38:32.435
‫ساعت ‌2:00‌ صبح در محله چینی‌ها در نیویورک در جان ویک ‌2،‌‬

38:32.643 --> 38:35.938
‫تصمیم گرفتیم یه کامیون زباله بخوایم که بیاد تو کوچه و دنده عقب بیاد مثل...‬

38:36.105 --> 38:37.982
‫آره، جان ویک رو پشتیبانی کنه.‬

38:38.149 --> 38:40.067
‫وینی فقط گفت، "چی تو جیباتون دارید؟"‬

38:40.234 --> 38:41.527
‫-ما بهش چند تا اسکناس بیست‌دلاری دادیم. -آره.‬

38:41.694 --> 38:43.738
‫اون پنج دقیقه بعد با یه کامیون زباله برگشت.‬

38:43.904 --> 38:45.531
‫با یه کامیون زباله.‬

38:45.698 --> 38:47.700
‫او صد دلار به راننده ماشین حمل زباله شهر داد.‬

38:50.494 --> 38:52.413
‫منظورم اینه که، تو فیلما ارتباط برقرار می‌کنی،‬

38:52.456 --> 38:54.832
‫اما ارتباطاتی که در این فیلم برقرار شد، واقعاً خاص بود.‬

38:54.874 --> 38:56.417
‫خیلی خوب بودند. آره، ما خوش شانس بودیم.‬

38:56.625 --> 38:58.544
‫-شخصی و خلاقانه. -بله.‬

38:58.711 --> 39:00.588
‫-میدونی؟ -آدمهای خوبی.‬

39:00.755 --> 39:03.716
‫دوست داشتنی، کسانی که عاشق کارشون هستن، کسانی که در کاری که انجام میدن فوق العاده اند.‬

39:03.883 --> 39:05.718
‫و اونها عاشق دردن.‬

39:05.885 --> 39:07.595
‫و اونا-- و کسانی که عاشق دردن.‬

39:07.762 --> 39:09.347
‫اونا عاشق رنج کشیدن هستن.‬

39:22.014 --> 39:23.944
‫دقیقا روز قبل از اینکه شروع به فیلمبرداری کنیم،‬

39:24.692 --> 39:28.282
‫چاد رو یه گوشه دیدم انگار اخمو و عصبانی بود.‬

39:28.491 --> 39:30.284
‫رفتم پیش دیو، گفتم، "چاد از چی ناراحته؟‬

39:30.493 --> 39:32.536
‫مثلا، کسی از فیلم؟" گفت: "نه، زنش."‬

39:32.703 --> 39:34.830
‫و اینا. گفتم: "منظورت چیه؟"‬

39:34.997 --> 39:36.665
‫گفت: "آره، فکر کنم دارن جدا میشن."‬

39:36.874 --> 39:39.043
‫گفتم: "حالا؟" تو این فیلم؟‬

39:39.210 --> 39:42.213
‫ما به سختی تونستیم هزینه فیلم رو تامین کنیم.‬

39:42.380 --> 39:43.464
‫من دستمزد نگرفتم.‬

39:43.672 --> 39:45.174
‫نه تنها دستمزد نگرفتم،‬

39:45.341 --> 39:48.052
‫از پول خونه برداشت کردم تا یه جاهایی رو پر کنم.‬

39:48.219 --> 39:50.137
‫و با خودم میگم، "چطور ممکنه؟‬

39:50.304 --> 39:52.348
‫این فیلم دیگه چقدر میتونه ضربه بخوره؟"‬

39:53.557 --> 39:55.142
‫-سلام. -سلام. حالت چطوره؟‬

39:55.351 --> 39:57.228
‫و من در موردش با چاد صحبت کردم.‬

39:57.395 --> 39:58.604
‫من فقط گفتم، "برام مهم نیست چه چیزی رو داری تجربه می‌کنی.‬

39:58.979 --> 40:01.357
‫فقط باید تحمل کنی و از این شرایط عبور کنی."‬

40:01.399 --> 40:03.052
‫و اون گفت، "حتماً، نگران نباش."‬

40:03.097 --> 40:05.611
‫اون گفت، "من در خفا تاریک و متنفر از خودم خواهم بود."‬

40:07.655 --> 40:10.366
‫ما یه جدایی وحشتناک رو پشت سر گذاشتیم.‬

40:10.533 --> 40:12.618
‫بنابراین من تمام فیلم رو جدا از هایدی کار کردم.‬

40:14.203 --> 40:16.330
‫وقتی روی چیزی قفل می‌شه،‬

40:16.539 --> 40:20.209
‫وقتی تمرکز می‌کنه، نفوذ به این دیوار خیلی سخته، درسته؟‬

40:20.376 --> 40:24.004
‫بنابراین، فکر می‌کنم در یک رابطه، می‌دونی، سخته،‬

40:24.171 --> 40:26.924
‫چون وقتی دنبال یک ارتباط عاطفی می‌گردی،‬

40:27.133 --> 40:30.553
‫یا دنبال یک نوع چیزی هستی، می‌دونی،‬

40:30.761 --> 40:33.180
‫و اون فقط روی چیزی متمرکزه، نمی‌تونی وارد شی.‬

40:33.347 --> 40:35.141
‫او حس کرد به چیز بیشتری نیاز داره،‬

40:35.307 --> 40:37.518
‫و خوشبختانه من باهاش موافق بودم.‬

40:37.726 --> 40:39.395
‫و بعد موفق شدیم دوباره با هم باشیم،‬

40:39.562 --> 40:42.857
‫البته بعد از پُست وقتی این همه وقت دارم،‬

40:43.065 --> 40:47.570
‫فقط برای اینکه در جان ویک ۲ طلاق بگیریم.‬

40:47.778 --> 40:50.906
‫بنابراین، می‌تونید ببینید که دارم به بی‌کفایتی کامل خودم می‌خندم‬

40:51.073 --> 40:52.491
‫برای حل کردن این مسئله و ایجاد تعادل در زندگی‌ام.‬

40:55.786 --> 40:58.164
‫چیزی که واقعاً من رو ناامید می‌کرد این بود که،‬

40:58.189 --> 41:00.291
‫وقتی ما تنها فرصت لعنتی‌مون رو به دست آوردیم‬

41:00.458 --> 41:03.586
‫که من شخصاً شاید خیلی سخت‌تر از تو روش کار کرده بودم‬

41:03.794 --> 41:07.465
‫تا وارد دنیای کارگردانی بشم، و تو می‌خوای خرابش کنی.‬

41:09.091 --> 41:12.136
‫همدلی کردن برام سخت بود چون حس نمی‌کردم عادلانه باشه.‬

41:12.261 --> 41:14.430
‫دو هفته بعد، باسیل یکشنبه بهم زنگ زد و گفت،‬

41:14.631 --> 41:18.350
‫"باید نیویورک باشی. این دو نفر با هم حرف نمی‌زنند."‬

41:18.392 --> 41:20.686
‫راستش فکر می‌کردم دو کارگردان بار اولی‬

41:20.853 --> 41:23.355
‫بهتر از یک کارگردان بار اولی باشه، چون،‬

41:23.522 --> 41:26.650
‫می‌دونی، دو جفت دست، کار بیشتری انجام میدی تا یه جفت دست.‬

41:26.817 --> 41:28.694
‫به نظر می‌رسید اختلاف نظرهاشون مثل پیشرفتی بود‬

41:28.861 --> 41:31.113
‫در طول فیلمبرداری.‬

41:31.280 --> 41:35.367
‫انگار دشمن بیرونیِ تولید فیلم از بین رفته بود،‬

41:35.576 --> 41:37.620
‫و حالا دعواهای داخلی شروع شد.‬

41:37.828 --> 41:41.707
‫یادمه یه ساعت سر رنگ ملحفه‌ها دعوا می‌کردند.‬

41:41.874 --> 41:44.793
‫لعنتی، قرار بود یه جای باحال و مدرن باشه که دلت بخواد اونجا باشی.‬

41:45.002 --> 41:49.340
‫و انگار یه چیز بنفش اسطوخودوسی لعنتیه.‬

41:49.507 --> 41:51.759
‫می‌دونی، حالا که فکر می‌کنم، ساده لوح بودم که تعجب کردم.‬

41:51.926 --> 41:53.594
‫فکر کنم ما احتمالا هر روز بحث می‌کردیم.‬

41:53.802 --> 41:55.429
‫ولی فکر نمی‌کنم بحث واقعی بود.‬

41:55.471 --> 41:57.389
‫فکر کنم هر دومون استرس داشتیم،‬

41:57.414 --> 41:59.683
‫و یه جورایی سر هم خالی می‌کردیم چون وقتی همدیگه رو دوست دارید،‬

41:59.725 --> 42:01.352
‫اونا اولین کسایی هستن که سرشون خالی می‌کنید.‬

42:01.519 --> 42:03.229
‫می‌دونی چیه، گورتو گم کن کارت رو انجام بده.‬

42:03.254 --> 42:06.524
‫فیلم ساختن مثل این بود که طلاق پدر و مادرم رو تماشا کنم.‬

42:06.565 --> 42:10.069
‫معمولا ساعت ۳ نصف شب کار تموم می‌شد، و من گریه کنان تا خونه می‌رفتم،‬

42:10.236 --> 42:12.029
‫و با خودم می‌گفتم، "این دیگه چیه؟"‬

42:12.238 --> 42:14.615
‫افتضاحه، مرد.‬

42:14.782 --> 42:18.035
‫انگار مامان و بابا همش دارن دعوا می‌کنن. به مشاوره نیاز دارم.‬

42:18.202 --> 42:19.954
‫اونا مشغول فکر کردنن.‬

42:20.120 --> 42:21.956
‫فکر کنم دارن اطلاعات رو برای اون روز مرتب می‌کنن.‬

42:22.122 --> 42:23.650
‫تو ذهنشون، شاید.‬

42:23.675 --> 42:26.384
‫حداقل امیدوارم تو اون سکوت دارن این کارو می‌کنن.‬

42:26.409 --> 42:29.838
‫مسئله سر خلاقیت نبود. مسئله سبک‌های مدیریتی بود.‬

42:29.922 --> 42:31.507
‫و من فکر می‌کنم که چاد،‬

42:31.532 --> 42:34.760
‫خیلی حال می‌کنه که برای یه لحظه همه‌چیو منفجر کنه‬

42:34.802 --> 42:37.805
‫و بعد بقیه بدوئن تیکه هاشو جمع کنن و بچسبونن.‬

42:37.972 --> 42:40.140
‫و من اینطوری کار نمی‌کنم.‬

42:41.475 --> 42:43.769
‫اینو دوست داری یا اونو دوست داری؟‬

42:43.936 --> 42:47.982
‫اون چیزی توی... قهوه‌اش میریزه؟ قهوه‌اش رو تلخ می‌خوره؟‬

42:48.148 --> 42:50.067
‫-تلخ مثل دماغش. -مثل روحش.‬

42:50.359 --> 42:51.485
‫مثل روحش.‬

42:51.694 --> 42:53.612
‫عجب چیزیه.‬

42:53.676 --> 42:55.155
‫آیا اون از اون آدم‌های یه بار مصرفه؟‬

42:55.406 --> 42:58.784
‫تناقض جان ویک ۱ این بود که چاد و دیو با صحنه‌های اکشن خیلی‬

42:58.909 --> 43:01.036
‫خیلی خیلی راحت بودن.‬

43:01.203 --> 43:03.497
‫صحنه‌های دراماتیک و صحنه‌های بازیگری،‬

43:03.664 --> 43:05.583
‫کمتر راحت بودن، چون قبلاً هیچ‌وقت انجام نداده بودن.‬

43:05.749 --> 43:08.502
‫و این یه تناقض عجیب بود نسبت به چیزی که معمولاً باهاش سر و کار داری‬

43:08.669 --> 43:10.504
‫از کارگردان‌های بار اولی.‬

43:10.713 --> 43:12.631
‫معمولاً کارگردان‌های بار اولی با صحنه‌های اکشن دستپاچه می‌شن،‬

43:12.798 --> 43:15.592
‫و مسائل مربوط به بازیگری طبیعی پیش میره. تو این فیلم برعکس بود.‬

43:15.625 --> 43:18.637
‫فکر کنم داخل اون خونه حدود نه روز یا هفت روز فیلمبرداری کردیم.‬

43:18.804 --> 43:21.223
‫-آره. نه، اونجا چادر زدیم. -خیلی جان ویک اون اطراف پلاس بود،‬

43:21.390 --> 43:23.309
‫و ما می‌گفتیم، "این خودِ کاراکتره."‬

43:23.434 --> 43:25.019
‫-یادته چقدر کار کردیم؟ -آره.‬

43:25.352 --> 43:27.980
‫چون داره شما دو تا رو از هم جدا می‌کنه، درسته؟‬

43:28.022 --> 43:29.231
‫داره جداتون می‌کنه...‬

43:29.607 --> 43:30.983
‫دیو و من خیلی مضطرب بودیم‬

43:31.025 --> 43:33.027
‫که اونا فقط ما رو به عنوان بدلکار ببینن.‬

43:33.193 --> 43:34.945
‫ما نمی‌تونیم روی اکشن تمرکز کنیم. باید روی بازیگری تمرکز کنیم،‬

43:35.112 --> 43:37.448
‫و احساس، و دردی که این مرد داره می‌کشه.‬

43:37.615 --> 43:41.452
‫بنابراین ما نه روز رو با بودجه خیلی کم گذروندیم،‬

43:41.619 --> 43:44.856
‫فیلمی با برنامه زمانی خیلی کم از کیانو که افسرده بود،‬

43:44.881 --> 43:48.250
‫از کیانو که داشت کمد رو تمیز می‌کرد و لباس‌های زنش رو جمع می‌کرد،‬

43:48.417 --> 43:51.337
‫و اونجا نشسته بود و به تاریکی و پرتگاه خیره شده بود.‬

43:51.545 --> 43:55.674
‫یادمه مثلاً روز سوم، کیانو سه روز هیچی نگفت.‬

43:55.841 --> 43:57.301
‫بیدار می‌شد،‬

43:57.509 --> 43:58.677
‫دندون‌هاش رو مسواک می‌زد،‬

43:58.844 --> 44:00.012
‫به آینه نگاه می‌کرد،‬

44:00.179 --> 44:01.096
‫از عرض اتاق رد می‌شد،‬

44:01.305 --> 44:02.514
‫کاسه سگ رو پر می‌کرد،‬

44:02.723 --> 44:03.766
‫می‌گفت: «بیا اینجا،»‬

44:03.932 --> 44:05.517
‫بیدار می‌شد،‬

44:05.684 --> 44:08.020
‫و فیلم به طرز عجیبی خسته‌کننده بود.‬

44:08.187 --> 44:09.772
‫و بی‌پایان بود.‬

44:09.938 --> 44:12.066
‫شما صحنه‌های زیادی از جان ویک دارید که تنهایی داره سریال می‌خوره.‬

44:12.232 --> 44:14.526
‫کتاب‌سازی، درسته؟ یادتونه مرمت کتاب انجام می‌داد؟‬

44:14.693 --> 44:17.488
‫اونو یادم رفته بود. می‌خواستیم نشون بدیم یه چیزی رو، اینکه اون خیلی دقیق...‬

44:17.655 --> 44:19.323
‫-دقیق. -منظم.‬

44:19.490 --> 44:22.868
‫بنابراین ما حدود دو روز فیلمبرداری کردیم از کیانو که داشت صحافی می‌کرد.‬

44:23.035 --> 44:26.205
‫اینقدر میترسیدیم که به عنوان آدم‌های اکشن شناخته بشیم.‬

44:26.372 --> 44:28.666
‫آخ، لگد توی سر.‬

44:30.209 --> 44:32.503
‫-از این واکنش خوشم میاد. -منم همین‌طور.‬

44:32.670 --> 44:35.964
‫این واکنش رو زیاد نمی‌بینید، می دونید، مثل اون حالت تشنجی.‬

44:36.173 --> 44:38.676
‫میدونی، وقتی درد میکشی انگار مغزت قفل می‌کنه.‬

44:40.719 --> 44:41.845
‫-آهان، کشتن سگ. -آره.‬

44:44.014 --> 44:44.964
‫اوف.‬

44:44.997 --> 44:48.102
‫باید صدای تماشاگرای آزمایشی رو دفعه اول میشنیدین. اوف.‬

44:48.268 --> 44:49.770
‫دیگه نتونستیم نظر تماشاگرا رو جلب کنیم.‬

44:49.978 --> 44:51.438
‫-اوه، واقعا؟ -اوه، آره.‬

44:51.605 --> 44:53.565
‫اولین نمایش آزمایشی ما...‬

44:53.732 --> 44:55.359
‫-چطور پیش رفت؟ -اون سگ... اون سگ رفت.‬

44:55.567 --> 44:57.361
‫تماشاگرا ساکت شدن،‬

44:57.569 --> 44:59.947
‫و مردم شروع کردن به رفتن.‬

45:00.114 --> 45:02.491
‫فیلم هنوز خیلی خام بود. هنوز خیلی طولانی بود.‬

45:02.658 --> 45:04.201
‫ولی آره، اوضاع عجیب شد.‬

45:04.410 --> 45:09.164
‫یکی از معروف ترین اصول هالیوود اینه که‬

45:09.331 --> 45:10.749
‫هیچوقت یه سگ رو نکش.‬

45:10.916 --> 45:13.210
‫به محض اینکه یه سگ کشته میشه،‬

45:13.419 --> 45:18.340
‫تقریباً همیشه بخش بزرگی از تماشاگرا رو از دست میدی.‬

45:18.507 --> 45:21.510
‫-اوه آره، نمای خون پاشی. -آره، خون پاشی.‬

45:21.677 --> 45:24.722
‫توله سگ خزید تا قبل از اینکه بمیره خودشو به صاحبش برسونه.‬

45:26.098 --> 45:27.599
‫وقتی این صحنه‌های فیلمبرداری شده برگشت،‬

45:27.808 --> 45:30.144
‫در واقع یه توبیخ جدی شدیم بخاطر اینکه،‬

45:30.310 --> 45:33.772
‫"اوه، لعنتی، شماها. دارید چیکار می کنید-- مثلاً، چه غلطی دارید می کنید؟"‬

45:33.939 --> 45:35.149
‫نمیتونی سگو بکشی.‬

45:36.358 --> 45:39.570
‫"داری فیلم توله سگ میسازی، مثلا، خشن."‬

45:39.737 --> 45:42.823
‫من میگم، "نه بابا، ما لنز بچه رو گذاشتیم. خیلی هنری میشه."‬

45:42.990 --> 45:45.951
‫اونا میگن، "روده‌های توله سگ ریخته رو زمینه."‬

45:46.118 --> 45:47.703
‫من میگم، "اون روده نیست. فقط خونه."‬

45:47.870 --> 45:49.621
‫سر اون برداشت یه عالمه بحث داشتیم.‬

45:49.788 --> 45:53.125
‫یادمه داشتم صحنه مرگ سگ رو فیلم میگرفتم،‬

45:53.292 --> 45:57.212
‫و کیانو رو زمین داشت با یه بیگل عروسکی گریه میکرد.‬

45:58.964 --> 46:00.257
‫و تو اون لحظه، فکر میکنی،‬

46:00.424 --> 46:02.843
‫"این یا یه نبوغِ، یا‬

46:03.051 --> 46:04.720
‫بدترین چیزیه که تا حالا ساختم."‬

46:04.887 --> 46:06.180
‫همیشه میدونستیم که میخوایم این کارو بکنیم.‬

46:06.346 --> 46:07.931
‫اوه، آره. منظورم اینه که فیلم همینه.‬

46:08.098 --> 46:09.433
‫بقیه هم بودن که هی میخواستن منصرفمون کنن،‬

46:09.516 --> 46:10.768
‫ولی ما میگفتیم، "نه، باید بکشیم"--‬

46:11.268 --> 46:12.936
‫باید-- فیلم کو پس؟‬

46:12.978 --> 46:15.272
‫آره، ما بدون توله سگ فیلمی نداشتیم.‬

46:15.522 --> 46:17.941
‫نه، باید توله سگ رو بکشی تا وابستگی رو از بین ببری.‬

46:18.066 --> 46:20.360
‫ولی فکر کنم بحثای بیشتری سر این موضوع بود.‬

46:20.527 --> 46:22.154
‫هم اون بود و هم کشتن آلفی تو آخرش.‬

46:22.321 --> 46:24.615
‫نمیتونی آلفی آلن رو به این خونسردی بکشی، مثل ما که کردیم،‬

46:24.782 --> 46:26.366
‫چون این خیلی بی رحمانه س.‬

46:26.533 --> 46:29.369
‫-یوسف، باید برم. -نمیتونی توله سگ رو بکشی.‬

46:29.536 --> 46:30.788
‫-و زنش-- -توله سگ باید بره.‬

46:30.954 --> 46:32.956
‫و زنش باید-- باید بفهمیم‬

46:33.123 --> 46:34.833
‫اینکه همسرش توسط آدم بده‌ها مسموم شده بود.‬

46:35.000 --> 46:36.794
‫نه، همسر باید بمیره.‬

46:36.960 --> 46:39.713
‫این‌ها سه یادداشتی بودند که از افراد خاصی دریافت کردیم.‬

46:39.922 --> 46:43.592
‫حتی شبی که داشتیم صحنه توله سگ رو می‌گرفتیم، می‌دونستیم یه چیز خوبی داریم وقتی که...‬

46:43.759 --> 46:45.761
‫فکر می‌کنم به این خاطر که اول اون تصویر زوم روی خون رو گرفتیم.‬

46:45.928 --> 46:47.262
‫آره.‬

46:47.513 --> 46:48.847
‫و بعدش، فقط داری توله سگ رو نوازش می‌کنی.‬

46:48.972 --> 46:50.057
‫آره.‬

46:50.224 --> 46:51.183
‫ما گفتیم، "این عالیه.‬

46:51.350 --> 46:52.851
‫این باید توی فیلم باشه."‬

46:53.018 --> 46:54.895
‫و پشت مانیتورها خیلی حرف‌ها در این مورد زده شد که،‬

46:55.062 --> 46:58.232
‫مثلاً، "اوه، نه، باید یه برداشت دوم... یه نسخه دوم بگیریم."‬

46:58.257 --> 47:00.442
‫اون موقع‌ها چد زیاد آدم سگ‌بازی نبود.‬

47:00.609 --> 47:02.820
‫الان سگ داره، و آدم سگ‌بازیه،‬

47:02.986 --> 47:04.822
‫و اون‌ها رو پذیرفته، و با سگ‌ها فیلم ساخته،‬

47:04.988 --> 47:06.740
‫و از وقتی توله بودن تربیتشون کرده،‬

47:06.949 --> 47:09.535
‫و اونا گردن و تخم و اینجور جاها رو گاز می گیرن.‬

47:09.743 --> 47:12.037
‫ولی اون موقع‌ها تو جان ویک سگ نداشت.‬

47:12.204 --> 47:14.039
‫مثلاً، اون نمی‌رفت که بگه:‬

47:14.206 --> 47:16.667
‫"چد می‌خواد این فیلم دلگرم‌کننده درباره یه سگ رو کارگردانی کنه،‬

47:16.834 --> 47:18.335
‫یه مرد و سگش."‬

47:18.544 --> 47:20.921
‫این انتخاب اول چد نمی‌بود.‬

47:21.088 --> 47:23.841
‫که یه بخشیش شاید به این دلیل بود که کشتن سگ خیلی آسون بود.‬

47:24.007 --> 47:26.593
‫اون فقط گفت: "فقط از شر سگ خلاص میشیم،‬

47:26.802 --> 47:28.303
‫بعد مجبور نیستم یه سگ رو کارگردانی کنم."‬

47:28.512 --> 47:29.638
‫و حالا خنده‌داره.‬

47:29.766 --> 47:32.057
‫همه‌اش درباره سگه است.‬

47:32.099 --> 47:34.142
‫اگر این سفریه که چد از بین برده،‬

47:34.393 --> 47:37.479
‫انگار که عاشق سگ‌ها شده، خوشحالم که جان ویک رو خلق کردیم.‬

47:37.604 --> 47:40.774
‫چون برای من خیلی مهمه.‬

47:40.983 --> 47:44.152
‫یه نفر ممکنه داره تو رو زیر نظر میگیره.‬

47:44.361 --> 47:46.071
‫به همین دلیله که داری با سرعت میری...‬

47:46.238 --> 47:48.740
‫-باشه. -بیشتر شبیه اینه: "اوه، لعنتی."‬

47:48.991 --> 47:53.287
‫بعضی وقتا مردم ازمون میپرسن: "کدوم شات تو جان ویک ۱ کار دیوه و کدوم شات کار توئه؟"‬

47:53.412 --> 47:56.456
‫میگم: "نمیدونم لعنتی." همه‌چی یه مکالمه بود.‬

47:56.623 --> 47:58.750
‫اون دوربین ‌A‌ رو تنظیم می‌کرد، من دوربین ‌B‌ رو تنظیم می‌کردم.‬

47:58.917 --> 48:01.503
‫فقط یه فرایند خیلی طبیعی بود. خیلی وقت بود با هم کار کرده بودیم.‬

48:01.670 --> 48:03.839
‫فقط میدونستیم این کاریه که باید انجام بدیم. باید اینو تموم کنیم. بزن بریم.‬

48:04.006 --> 48:05.007
‫بیاین به یه بهترین ایده برسیم.‬

48:09.136 --> 48:12.306
‫دیو یه حس واقعی‌تری داشت.‬

48:12.472 --> 48:16.143
‫من بیشتر تحت تاثیر تالکین و انیمه و مانگای ژاپنی بودم.‬

48:16.310 --> 48:19.354
‫و دیو میخواست واقعی‌تر، خشن‌تر و احساسی‌تر باشه.‬

48:19.563 --> 48:20.772
‫باید دردناک‌اش کنیم.‬

48:20.939 --> 48:22.608
‫بنابراین ما هر دو فیلم رو به روش‌های مختلفی می‌دیدیم‬

48:22.816 --> 48:24.610
‫و در اون نقطه مطلوب فرود اومدیم.‬

48:24.818 --> 48:27.279
‫مخصوصاً توی اون دوره‌ای که همه چی با دوربین لرزان فیلمبرداری میشد.‬

48:27.487 --> 48:29.156
‫برای همینه که جان ویک موفق شد.‬

48:31.033 --> 48:34.953
‫دیو و چد اون رو خلق کردن-- ما بهش میگفتیم سبک جان ویک،‬

48:35.162 --> 48:37.831
‫که شامل برداشت‌های طولانی و صحنه‌های مبارزه سی ضربی بود‬

48:38.040 --> 48:41.293
‫که توش جودو/جوجیتسو رو با یه اسلحه تو دستت انجام میدی.‬

48:41.460 --> 48:43.128
‫این چیزی بود که از روی ضرورت ایجاد شد‬

48:43.295 --> 48:45.714
‫به دلیل کمبود وقت و پول.‬

48:45.881 --> 48:47.966
‫وقتی مشت و لگد می‌زنی، به پوشش نیاز داری، درسته؟‬

48:48.175 --> 48:50.218
‫به نمای پشت‌سری نیاز داری. باید ضربه رو نشون بدی.‬

48:50.427 --> 48:52.095
‫و ما اونقدرها وقت نداشتیم.‬

48:52.262 --> 48:54.598
‫پس همه با هم صحبت کردیم که، "خب، چطور این کار رو انجام بدیم؟"‬

48:54.765 --> 48:56.808
‫خب، ما جودو رو برمیداریم و آیکیدو و اینا...‬

48:56.975 --> 48:58.644
‫ویک یه جورایی همون کسیه که قراره بگیرتت.‬

48:58.852 --> 49:00.979
‫-اگه یقه تو بگیرم... -آره، گرفتت.‬

49:01.146 --> 49:02.356
‫-...کارِت تمومه. -آره، گرفتت.‬

49:02.522 --> 49:04.107
‫کارِت تمومه.‬

49:04.316 --> 49:05.943
‫-ولی ما همون حس رو می‌خواستیم. -کارِت تمومه.‬

49:06.276 --> 49:09.446
‫انگار که اگه من یقه رو بگیرم، داخل، هر جا،‬

49:09.488 --> 49:12.950
‫اگه یقه رو بگیرم... دیگه انگار "خداحافظ، رفتیم."‬

49:13.116 --> 49:15.744
‫هیچ انتخابی نداری. توی دستگاهی.‬

49:15.911 --> 49:19.456
‫داری میری پایین. داری می‌چرخی. داری پیچونده میشی.‬

49:19.665 --> 49:22.000
‫ولی قبل از اینکه جان ویک رو بسازی، به استفاده از اون فکر کرده بودی...‬

49:22.125 --> 49:24.044
‫آره، ولی ما هیچوقت واقعاً شخصیت مناسبش رو نداشتیم.‬

49:24.503 --> 49:27.839
‫یه جورایی من رو واردش کردین، "ببینیم این جواب میده یا نه."‬

49:27.881 --> 49:29.967
‫-آره، خب ما... -یه بازیگر بردار.‬

49:30.133 --> 49:32.761
‫-و آزمایش کن. -و آزمایش کن.‬

49:32.928 --> 49:35.389
‫"اوه آره، اون انجامش میده. من اون یارو رو میشناسم. میاد تمرین."‬

49:35.555 --> 49:38.976
‫ما طراحی رقص مبارزه نزدیک رو با سلاح‌ها تا حدودی درآورده بودیم.‬

49:39.142 --> 49:41.895
‫-فقط نمی‌تونستیم سوژه آزمایش رو پیدا کنیم. -آره.‬

49:42.104 --> 49:45.023
‫به محض اینکه جان ویک مطرح شد، چد و دیو بلافاصله گفتن،‬

49:45.232 --> 49:47.609
‫تصاویر سیف رو بیار. کانسپت‌های سیف رو بیار.‬

49:47.776 --> 49:48.860
‫اینجا ویک هست، درست همینه.‬

49:57.828 --> 50:00.080
‫اون قدیما، انجام می‌دادیم... خب، هنوزم انجام می‌دیم.‬

50:00.288 --> 50:01.999
‫ما خیلی فیلم از جیسون استاتهام کار می‌کنیم.‬

50:02.207 --> 50:04.084
‫یادمه یه فیلمی بود به اسم سیف ‌(Safe).‌‬

50:04.292 --> 50:06.545
‫و ما داشتیم کانسپت‌ها رو برای اون فیلم طراحی می‌کردیم.‬

50:06.712 --> 50:12.300
‫و چد همه رو به چالش کشید که جوجیتسو و جودو رو با حرکات اسلحه ترکیب کنن.‬

50:12.509 --> 50:14.928
‫و اگه به پیش‌نمایش‌های سیف نگاه کنید،‬

50:15.137 --> 50:19.016
‫همه حرکات و همه استایل جان ویک ۱ هست.‬

50:22.394 --> 50:24.896
‫برای گان‌فو، شما ترکیبی از ایرسافت‌ها رو انجام دادید‬

50:25.063 --> 50:28.150
‫و از جلوه‌های ویژه برای شعله‌های سر لوله و پاشیدن خون استفاده کردید.‬

50:28.358 --> 50:31.236
‫چون اون قدیما، ما از فشنگ مشقی و اسلحه‌های واقعی برای فیلمبرداری استفاده می‌کردیم.‬

50:31.403 --> 50:33.405
‫پس نمی‌شه حرکات نزدیک انجام داد. خطرناکه.‬

50:33.572 --> 50:35.741
‫در یه فاصله مشخص، بازم کُشنده‌ست.‬

50:35.949 --> 50:37.492
‫معمولاً اینطوریه که، وقتی شلیک می‌کنی، کات می‌دی.‬

50:37.659 --> 50:39.703
‫و نشون می‌دی طرف داره شلیک می‌کنه،‬

50:39.870 --> 50:42.372
‫و بعد میری روی نمای معکوس، که بدونی تو منطقه امن هستی.‬

50:42.581 --> 50:44.791
‫پس ما داریم صحنه‌هایی رو می‌گیریم که مستقیماً پشت سر هم کات نمی‌خورن،‬

50:44.958 --> 50:46.877
‫و همدیگه رو از فاصله نزدیک می‌زنیم.‬

50:47.044 --> 50:49.254
‫وقتی اون‌ها ادیتش کردن و شعله سر لوله رو گذاشتن‬

50:49.463 --> 50:51.798
‫و پاشیدن خون رو روش اضافه کردن، همه‌مون گفتیم، "اوه، شِت."‬

50:51.965 --> 50:54.134
‫خیلی باحال‌تر از هر چیزی بود که تو هیچ فیلمی که داشتیم روش کار می‌کردیم، انجام می‌دادیم.‬

50:54.342 --> 50:56.887
‫فرستادیمش برای چد و اون حسابی از خود بی‌خود شد.‬

50:57.012 --> 50:58.138
‫و من داشتم بهش نگاه می‌کردم و می‌گفتم،‬

50:58.555 --> 51:00.098
‫"رفیق، باید اینو تو یه فیلم لعنتی بذاریم.‬

51:00.140 --> 51:02.434
‫این دیوانگیه. این عالیه."‬

51:02.642 --> 51:05.145
‫چیزی که خنده‌داره اینه که همه ما فکر می‌کردیم جیسون از پسش برمیاد.‬

51:05.312 --> 51:07.355
‫آخه اون توی اکشن خیلی خوبه، این کار باید براش آسون باشه.‬

51:07.564 --> 51:10.192
‫و به سبک همیشگی جیسون،‬

51:10.400 --> 51:13.278
‫خیلی دوسش دارم، نکته داشت، ایده داشت.‬

51:13.445 --> 51:15.655
‫می‌دونی، شاید اون اینو نمی‌خواست. شاید یه کم زیادی سبک‌پردازی شده بود.‬

51:15.822 --> 51:17.949
‫نمی‌دونم چی بود، ولی به یه دلیلی،‬

51:18.116 --> 51:19.993
‫استاتهام با این سبک جور درنیومد.‬

51:20.202 --> 51:23.997
‫من یکم به این شکل بودم که، "داری منو دست میندازی الان؟‬

51:24.206 --> 51:26.875
‫این باحال‌ترین چیزاییه که تو این مدت دیدم."‬

51:27.042 --> 51:29.419
‫با این وجود، در نهایت یه تیکه‌های کوچیکی ازش رو انجام دادن.‬

51:29.628 --> 51:32.923
‫اگه فیلم ‌Safe‌ رو ببینید، یه کم مبارزه تن به تن داره.‬

51:33.090 --> 51:36.760
‫معرفی اون سبکه، می‌دونی، توی اون یه مبارزه توی رستوران.‬

51:36.927 --> 51:41.515
‫فقط چند لحظه هست که انگار می‌بینی گان‌فو زنده می‌شه.‬

51:41.681 --> 51:44.309
‫ولی فکر کنم اون موقع، چد گفت، می‌دونی، "گورش رو گم کنه.‬

51:44.476 --> 51:46.728
‫ما اینو نگه می‌داریم تا وقتی که فرصتمون برسه.‬

51:46.895 --> 51:49.106
‫نمی‌ذاریم کسی دیگه اینو ببینه، چون..."‬

51:49.272 --> 51:51.274
‫حق با اون بود. قرار بود همه رو حیرت‌زده کنه.‬

51:51.483 --> 51:53.610
‫منظورم اینه، ما خیلی هیجان‌زده بودیم که اینو توی جان ویک بذاریم.‬

51:53.777 --> 51:56.196
‫نمی‌تونستیم صبر کنیم.‬

51:56.363 --> 51:59.950
‫خنده‌داره چون با اینکه هردوشون اسطوره‌های اکشن بزرگی هستن،‬

52:00.117 --> 52:02.619
‫جیسون هم یه نمونه فیزیکی خفن هست،‬

52:02.828 --> 52:05.122
‫ولی وقتی ریوز انجامش می‌داد، متفاوت به نظر می‌رسید.‬

52:17.843 --> 52:20.387
‫اگه بگی گان‌فو، ناخودآگاه یاد کیانو ریوز می‌افتی.‬

52:20.554 --> 52:22.013
‫این سبک خودشه.‬

52:24.307 --> 52:29.146
‫نکته عالی در مورد کیانو اینه که، منظورم اینه که، اون خیلی جذاب بود.‬

52:29.312 --> 52:33.775
‫او حدود ‌98‌ درصد از مبارزاتش رو خودش انجام میده.‬

52:33.984 --> 52:37.612
‫بدلکارش فقط زمانی میاد که یه چیز واقعاً خطرناک باشه،‬

52:37.779 --> 52:40.365
‫مثلاً من بخوام اونو از بالکن پرت کنم.‬

52:40.532 --> 52:43.660
‫اون خیلی خوبه. شگفت انگیزه.‬

52:43.869 --> 52:46.454
‫اول، اینجا برو. بگیر.‬

52:46.663 --> 52:48.623
‫یادمه چاد و دیو اومدن پیشم و گفتن،‬

52:48.832 --> 52:50.000
‫"دنیل، محافظ بپوش."‬

52:50.292 --> 52:51.626
‫من گفتم، "منظورت چیه؟"‬

52:51.668 --> 52:53.295
‫ما داریم برداشت‌های کامل میگیریم، میدونی،‬

52:53.753 --> 52:56.173
‫جایی که مبارزه رو از اول تا آخر بدون کات انجام میدی.‬

52:56.214 --> 52:57.883
‫و من خیلی وقته که این کار رو نکردم.‬

52:58.091 --> 52:59.718
‫و اونا میگن، "ما وقت نداریم. محافظ بپوش."‬

52:59.885 --> 53:01.428
‫برو، برو، برو، برو.‬

53:07.893 --> 53:11.980
‫ما یه برداشت کامل میگیریم، و یادمه من و بدل کیانو، جکسون،‬

53:12.147 --> 53:14.232
‫هر دومون خیلی خسته بودیم.‬

53:17.986 --> 53:20.030
‫ولی در نهایت یه مبارزه خیلی خوب از آب دراومد.‬

53:21.573 --> 53:23.283
‫بچه ها، داریم ضبط میکنیم.‬

53:23.450 --> 53:25.368
‫فکر کنم از اون چیزی که تصور میکردیم بهتر شد.‬

53:25.535 --> 53:26.661
‫چون شما اون رو به یک شخصیت تبدیل کردین.‬

53:26.828 --> 53:28.038
‫-حالا انگار... -درسته.‬

53:28.205 --> 53:29.581
‫اینجاست که جان ویک اینطوری شد که،‬

53:29.748 --> 53:30.916
‫باشه، اون متخصص اسلحه است.‬

53:31.082 --> 53:33.084
‫-آره. -انگار، وای خدای من، جواب داد.‬

53:33.251 --> 53:36.922
‫آره، ولی منظورم اینه که، فکر کنم این به فلسفه تو برمیگرده.‬

53:37.130 --> 53:39.132
‫و فلسفه دیوید لیچ‬

53:39.341 --> 53:43.887
‫که از مکتب واچوفسکی‌ها با ماتریکس بیرون آمده،‬

53:44.054 --> 53:46.681
‫این بود که شخصیت، محرک عمل است.‬

53:46.848 --> 53:48.642
‫داستان اکشن،‬

53:48.667 --> 53:52.896
‫شخصیت اکشن باید خیلی به داستان مرتبط باشه.‬

53:58.610 --> 54:02.239
‫آخرین برداشت از فیلمبرداری اصلی جان ویک.‬

54:08.036 --> 54:11.706
‫خیلی خب، فیلمبرداری اصلی و اضافی تموم شد.‬

54:11.873 --> 54:12.832
‫خیلی ممنون از همه.‬

54:14.626 --> 54:16.419
‫آفرین...‬

54:16.628 --> 54:18.713
‫هِی، دیو، تو اولین فیلمت رو کارگردانی کردی.‬

54:18.880 --> 54:20.090
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟‬

54:20.257 --> 54:23.051
‫مواد بزنم.‬

54:23.218 --> 54:25.762
‫تقدیم به همه کسانی که می‌گفتن نمی‌تونیم انجامش بدیم.‬

54:25.929 --> 54:28.765
‫فکر می‌کردیم سخت‌ترین بخش، آموزش دادن به کیانو باشه‬

54:28.974 --> 54:30.477
‫و ترکوندن با اکشن‌های باحال.‬

54:30.502 --> 54:33.561
‫وقتی تموم شد، گفتیم، "وای خدا، انجامش دادیم. خطری نیست."‬

54:33.770 --> 54:36.231
‫و بعد یه چیزی رو فهمیدیم به اسم پس‌تولید،‬

54:36.398 --> 54:38.692
‫که توش باید خود فیلم رو پیدا کنی.‬

54:38.858 --> 54:41.695
‫اگه فاصله می‌خوای، همین‌جاست. نگاه کن.‬

54:41.861 --> 54:44.781
‫به نظرم مرحله پس‌تولید جایی بود که بیشترین چیزها رو یاد گرفتم،‬

54:44.990 --> 54:47.242
‫چون به عنوان کارگردان واحد دوم انجامش نمیدی.‬

54:51.288 --> 54:54.374
‫و بعد کات به نمای بیرونی سریع، مثل...‬

54:54.541 --> 54:56.918
‫نسخه اولیه رو تدوین کردیم و فکر کردیم، "وای خدا، انجامش دادیم."‬

54:57.085 --> 55:00.130
‫نسخه اولیه رو دیدیم و گفتیم، "چه گندی زدیم؟ خیلی بده.‬

55:00.297 --> 55:02.340
‫انگار که دیگه هیچ وقت کار پیدا نمی‌کنیم."‬

55:02.507 --> 55:04.592
‫به چند تا دوست و فامیل نشونش دادیم، و اونا فقط میگفتن، "آره."‬

55:04.801 --> 55:06.845
‫میزدن به شونه‌مون، "دمتون گرم، بچه‌ها. آره، آره.‬

55:07.012 --> 55:08.388
‫اولین فیلم‌تون رو ساختین."‬

55:08.596 --> 55:10.515
‫فکر کنم این نابودشون کرد. انگار که،‬

55:10.682 --> 55:12.767
‫"بچه‌ها، خیلی طولانیه. خیلی طولانیه. خیلی طولانیه."‬

55:12.976 --> 55:17.022
‫اولین نسخه جان ویک، اون داشت تو خونه‌اش افسردگی می‌کرد.‬

55:17.188 --> 55:19.399
‫انگار یه فیلم نوآر سوئدی بود.‬

55:19.566 --> 55:22.569
‫خیلی غمگین بود. داره گریه می‌کنه، قهوه درست می‌کنه.‬

55:22.736 --> 55:25.447
‫و تو میگی، "خب. من نمی--"‬

55:25.655 --> 55:28.325
‫فکر کنم مردم میخوان بدونن کی قراره شروع کنه به آدم کشتن.‬

55:28.491 --> 55:30.535
‫ما سعی می‌کردیم فیلم‌نامه رو خیلی محکم نگه داریم‬

55:30.702 --> 55:32.912
‫که فکر کنم با همه برای چهار، پنج هفته اول دعوا کردیم.‬

55:33.288 --> 55:35.707
‫بعضی وقتا سخت‌تره وقتی میگی، "نه، ولی من اینجوری دیدمش،‬

55:35.749 --> 55:39.044
‫و فقط باید همینجوری ببینمش تا وقتی که دیگه اونجوری نبینمش. بعدش میتونم..."‬

55:39.252 --> 55:41.588
‫میدونی، و من میگم، من کلا اون مدلی رو فراموش کردم‬

55:41.755 --> 55:43.214
‫چون این مدلی خیلی خفنه.‬

55:43.381 --> 55:45.216
‫باسیل، از دست ما عصبانی شد که اینقدر افسرده بودیم.‬

55:45.383 --> 55:49.220
‫میگه، "چه غلطی دارین میکنین؟ پاشین برین سر کارتون."‬

55:49.387 --> 55:51.306
‫ما میگیم، "خب، خیلی بده. ما شکست خوردیم."‬

55:51.473 --> 55:52.807
‫میگه، "این نسخه اولیتونه.‬

55:52.974 --> 55:54.601
‫حالا باید برین فیلم رو بسازین، بچه‌ها.‬

55:54.768 --> 55:58.063
‫مثلا ۲۰ هفته وقت دارین. زود باشین. برین."‬

55:58.271 --> 56:00.857
‫ما میگیم، "فکر کنم این کارگردانیه، ها؟"‬

56:01.066 --> 56:04.027
‫میدونی، اونا مجبور بودن فیلم رو تو تدوین در بیارن،‬

56:04.194 --> 56:06.780
‫و بعدش جنگ‌هایی که باید با قسمت بیزینسی‌ش بکنی.‬

56:06.946 --> 56:08.656
‫میدونی، بقیه مردم درباره فیلم چی فکر میکنن؟‬

56:08.865 --> 56:10.533
‫که فکر میکردی خودت ساختی؟‬

56:10.658 --> 56:12.744
‫"اکشنش خیلی زیاده." "اکشنش کافی نیست."‬

56:12.769 --> 56:15.872
‫"نمی‌شه واقعا سگ رو بکشی." "صبر کن، چی؟ آخرش چیه؟"‬

56:15.914 --> 56:18.458
‫"پایانش خوب نیست." باید دوباره درستش کنیم، میدونی.‬

56:18.625 --> 56:24.214
‫مطمئنم خیلی چیزها گفتن، میدونی، "این افتضاح نیست؟"‬

56:24.381 --> 56:27.175
‫ما فیلم رو به آرامی پیدا کردیم.‬

56:27.342 --> 56:29.219
‫خیلی کند بود. ولی آره، وحشت کرده بودیم.‬

56:29.386 --> 56:31.888
‫میدونی، اون موقع، یادت باشه، همه چیز درباره تدوین سریع بود‬

56:32.055 --> 56:34.849
‫و دوربین لرزان و اینجور چیزها. و ما حتی یه دونه دوربین لرزان هم نداشتیم.‬

56:35.016 --> 56:38.228
‫کار ما خیلی آهسته و بدون جلوه‌های ویژه بود.‬

56:38.395 --> 56:39.979
‫آره، فکر میکردیم فیلم افتضاحه.‬

56:40.146 --> 56:41.856
‫همه به جز کیانو.‬

56:41.881 --> 56:43.441
‫کیانو و باسیل فقط میگفتن، "نه، فقط به کوبیدن ادامه بده.‬

56:43.608 --> 56:45.193
‫به کارت ادامه بده. چند هفته دیگه میبینیمت."‬

56:45.360 --> 56:46.569
‫بخشی ازش مثل بچه خودت میمونه، میدونی؟‬

56:46.736 --> 56:48.279
‫هنریه که خلقش کردی‬

56:48.696 --> 56:50.573
‫و واقعا درگیرشی و هیجان زده ای.‬

56:50.615 --> 56:53.743
‫ولی بعدش حس خودآگاهی بهت دست میده،‬

56:53.910 --> 56:57.288
‫"آیا این لحظه خیلی چیپ میشه؟ و آیا مردم ازش خوششون میاد؟"‬

56:57.455 --> 57:00.667
‫و میدونم که خودم دوستش دارم، ولی باید بفرستمش به دنیا.‬

57:00.834 --> 57:05.130
‫و این تمام اون اعتماد به نفس و ناامنیه که با هم برخورد میکنن.‬

57:05.338 --> 57:07.590
‫باید به خودم باور داشته باشم، اما باید این رو هم تحویل بدم‬

57:07.757 --> 57:09.342
‫به مخاطب و باید جواب بده.‬

57:09.551 --> 57:11.553
‫ما فیلم رو برای اولین بار پیش‌نمایش کردیم.‬

57:11.719 --> 57:13.721
‫و تماشاچی‌ها نمی‌دونستند از این فیلم چی برداشت کنند.‬

57:14.180 --> 57:17.725
‫اونا میگفتن، "این چیه؟ مثل اینه که کیانو افسرده‌ست و گریه می‌کنه."‬

57:17.767 --> 57:20.603
‫و اینجا چه اتفاقی داره میفته؟ قرار بود یه فیلم اکشن باشه."‬

57:20.812 --> 57:22.730
‫و هیچوقت فراموش نمی‌کنم، اون مهم‌ترین لحظه بود‬

57:22.939 --> 57:24.691
‫در کل تاریخ فرانچایز جان ویک‬

57:25.066 --> 57:27.944
‫-جایی که مایکل نیکویست به جان لگویزمو زنگ میزنه... -آئورلیو صحبت می‌کنه.‬

57:27.986 --> 57:29.904
‫-...و میگه... -شنیدم پسرم رو زدی.‬

57:30.113 --> 57:31.614
‫-و جان میگه... -بله، قربان، زدم.‬

57:31.781 --> 57:33.825
‫چون ماشین جان ویک رو دزدید، قربان،‬

57:33.992 --> 57:37.120
‫و، آم، سگش رو کشت.‬

57:37.287 --> 57:38.746
‫و مایکل نیکویست فقط میگه...‬

57:38.830 --> 57:40.498
‫آه.‬

57:40.999 --> 57:44.085
‫-و کل تماشاچی‌ها خندیدند. -خب، جذبشون کردیم.‬

57:44.127 --> 57:49.048
‫این بهترین بازیه تاریخ سینماست جایی که یه نفر میگه...‬

57:49.215 --> 57:50.508
‫آه.‬

57:50.675 --> 57:53.511
‫و فهمیدم، خب، بالاخره متوجه شدند.‬

57:53.678 --> 57:56.306
‫قراره خوش بگذرونیم. این فیلم دیوونه‌کننده‌ست.‬

57:56.473 --> 57:58.308
‫و از اون لحظه به بعد، خیلی خوب پیش رفت.‬

57:58.475 --> 58:00.101
‫اولین نمایش رو یادمه،‬

58:00.268 --> 58:02.103
‫این پرسشنامه‌های کوچیک رو میدن که پر کنید.‬

58:02.270 --> 58:03.938
‫و اولین سوال این بود که،‬

58:04.105 --> 58:06.858
‫"آیا فکر می‌کنید کشتن سگ این همه مرگ رو توجیه می‌کنه؟"‬

58:07.025 --> 58:08.651
‫و ما اون رو بر اساس گروه‌های جمعیتی تقسیم کردیم.‬

58:08.818 --> 58:11.321
‫و یادمه مردها فقط حدود ‌60‌ درصد موافق بودند.‬

58:11.488 --> 58:15.783
‫اما حدود ‌98‌ درصد زن‌ها می‌گفتند، "همه‌شون رو بکش."‬

58:15.992 --> 58:18.453
‫چون می‌دونستند که موضوع سرِ یک سگ نیست.‬

58:26.836 --> 58:28.213
‫ما یه فیلم خیلی باحال داشتیم.‬

58:28.421 --> 58:30.089
‫ما یه فیلم داشتیم که فکر می‌کنم همه‌مون می‌گفتیم،‬

58:30.256 --> 58:32.592
‫"وای، یه دنیایی اونجاست که ما هیچ‌وقت متوجه‌ش نشدیم."‬

58:32.759 --> 58:34.802
‫و ایان مک‌شین و لنس ردیک واقعاً درخشیدند.‬

58:35.011 --> 58:37.680
‫و ویلم دفو هم خیلی خفن بود. ما از پسش براومدیم.‬

58:37.889 --> 58:40.725
‫و باید پیشنهادات متعددی از استودیوهای داخلی داشته باشیم‬

58:40.808 --> 58:42.852
‫چون این فیلم واقعاً خوب از آب دراومده.‬

58:43.353 --> 58:48.858
‫و بعد، نمایشش رو برای استودیوها شروع کردیم، و همه رد کردند.‬

58:48.900 --> 58:51.945
‫-دقیقاً همه رد کردند. -نفروختیمش؟ یعنی هیچ‌کس نمی‌خوادش؟‬

58:52.111 --> 58:56.908
‫انگار که این از خیلی فیلم‌هایی که ازم خواستن درستشون کنم، بهتره.‬

58:57.116 --> 58:58.326
‫خیلی دلسرد کننده بود.‬

58:58.493 --> 59:00.203
‫من بازار رو اشتباه ارزیابی کردم،‬

59:00.370 --> 59:02.413
‫و این آدما رو تو یه موقعیت خیلی سخت گذاشتم‬

59:02.580 --> 59:04.791
‫چون من طرفداری ساختن این فیلم رو کردم‬

59:04.958 --> 59:08.670
‫و این فیلمی رو سر هم کردم که هیچ‌کس هیچ‌وقت نمی‌بینه.‬

59:08.836 --> 59:11.589
‫ولی یه نفر توی لاینزگیت گفت، "می‌دونی چیه؟ گور باباش.‬

59:11.756 --> 59:14.050
‫بهتره که لااقل حق پخش داخلی رو برداریم‬

59:14.259 --> 59:17.262
‫چون که ما قبلاً حق پخش منطقه‌های بین‌المللی رو گرفتیم."‬

59:17.470 --> 59:19.806
‫اون موقع بین امور شرکتی و دولتی در لاینزگیت جدایی بود.‬

59:19.973 --> 59:21.766
‫یه بخش داخلی و یه بخش خارجی بود.‬

59:21.933 --> 59:25.645
‫لاینزگیت فقط حق پخش خارجی فیلم رو فروخته بود.‬

59:25.812 --> 59:29.399
‫و این‌طوری لاینزگیت خریدش، ولی بدون پیش‌پرداخت، با صفر دلار،‬

59:29.607 --> 59:31.734
‫که خب، می‌دونید، معامله‌ی خوبی نیست.‬

59:31.859 --> 59:33.234
‫من گفتم، "خب، این از هیچی بهتره."‬

59:33.457 --> 59:36.447
‫آنها به آن اعتقاد ندارند. آنها سالن‌های سینما را برای ما تضمین نمی‌کنند.‬

59:36.489 --> 59:39.117
‫اما ناگهان، رئیس بازاریابی‌شان این تریلر را می‌فرستد‬

59:39.284 --> 59:40.618
‫که فوق‌العاده است.‬

59:43.079 --> 59:44.205
‫نه!‬

59:45.582 --> 59:47.041
‫و اون میگه: "من میتونم این رو بفروشم."‬

59:47.208 --> 59:49.377
‫انگار این یک فیلم ‌Lionsgate‌ است.‬

59:49.544 --> 59:50.587
‫دوباره داری کار می‌کنی؟‬

59:50.753 --> 59:53.047
‫نه، فقط دارم یه کم چیزا رو مرتب می‌کنم.‬

59:53.256 --> 59:54.799
‫بیاین بفهمیم چطوری این فیلم رو بسازیم، و ما اکران گسترده خواهیم داشت.‬

59:55.133 --> 59:57.302
‫و بعد اتفاق دیگری افتاد که مثل یک معجزه بود،‬

59:57.343 --> 59:59.763
‫اما یک جای خالی در اکتبر وجود داشت. یک فیلم کنسل شد.‬

01:00:00.007 --> 01:00:03.391
‫این فیلم اکشن با اکران گسترده‌ای به اسم کینگزمن بود،‬

01:00:03.558 --> 01:00:08.618
‫و به هر دلیلی، آنها تاریخ را به بهار سال بعد منتقل کردند.‬

01:00:08.643 --> 01:00:11.899
تو ماه اکتبر یک فرصت هست. بیاین پخشش کنیم.‬

01:00:12.108 --> 01:00:13.651
‫بعدش ما گفتیم، "خیلی خب،‬

01:00:13.818 --> 01:00:17.113
‫باید یه جوری به مردم در مورد این فیلم خبر بدیم‬

01:00:17.322 --> 01:00:18.781
‫که قراره دو ماه دیگه بیرون بیاد."‬

01:00:18.948 --> 01:00:20.950
‫و بنابراین، تیم بازاریابی می‌گوید، "می‌دونید چیه؟‬

01:00:21.159 --> 01:00:25.204
‫می‌تونیم اونو در جشنواره فیلم فنتستیک فست در آستین به نمایش دربیاریم،‬

01:00:25.371 --> 01:00:28.815
‫و این تقریبا یک هفته یا دو هفته قبل از آخر هفته افتتاحیه ما خواهد بود."‬

01:00:28.981 --> 01:00:31.502
‫ما قبلاً روی فیلم‌های اکشن بزرگ بسیاری کار کرده‌ایم،‬

01:00:31.669 --> 01:00:34.088
‫و ما زیر نظر بسیاری از کارگردانان بزرگ آموزش دیده‌ایم.‬

01:00:34.255 --> 01:00:37.133
‫و این بوده... واقعاً فوق‌العاده است که فرصتی پیدا کنیم،‬

01:00:37.342 --> 01:00:40.637
‫که به مردم نشون بدیم چه کارهایی می‌تونیم در زمینه داستان‌سرایی و اکشن انجام بدیم.‬

01:00:43.139 --> 01:00:45.516
‫فیلم رو نشون می‌دیم، و حسابی غوغا به پا می‌کنیم.‬

01:00:45.683 --> 01:00:47.810
‫مردم از کوره در رفتند. فضای توییتر دیوانه شد.‬

01:00:47.977 --> 01:00:50.688
‫طرفدارها براش وحشی شدند. خیلی دوستش داشتند.‬

01:00:50.855 --> 01:00:53.024
‫بعد ناگهان، نقدها شروع به رسیدن کردند.‬

01:00:53.191 --> 01:00:55.943
‫نقدها فوق العاده بودند. همه می گفتند:‬

01:00:56.152 --> 01:01:00.657
‫"این فقط یک فیلم اکشن معمولی نیست. این الهام بخش است."‬

01:01:02.408 --> 01:01:06.954
‫بیشتر تعجب کردم که چرا هیچ کس در آن نمایش خریداران آن را نخواست‬

01:01:07.163 --> 01:01:10.124
‫تا وقتی که اون رو برای طرفداران نشون دادیم،‬

01:01:10.291 --> 01:01:13.795
‫که ته دلم می دونستم خوششون می آید چون خودم هم یکی از اونا هستم.‬

01:01:14.003 --> 01:01:17.340
‫و بنابراین، یک دقیقه، ما حتی واقعاً اکران سینمایی نداشتیم.‬

01:01:17.507 --> 01:01:19.967
‫قرار بود فقط مستقیم به ویدیو برود.‬

01:01:20.134 --> 01:01:22.845
‫و دقیقه بعد، انگار ۱۲۰۰ پرده سینما دارد. خیلی عالیه.‬

01:01:23.012 --> 01:01:26.182
‫این یک برد بزرگ برای همه ما بود، خیلی بزرگ.‬

01:01:26.349 --> 01:01:29.560
‫اما یک چیز در مورد آن فیلم اول بود که خیلی خوشحال شدم.‬

01:01:29.727 --> 01:01:32.522
‫به تماشاگران یادآوری کرد که چرا عاشق کیانو هستند.‬

01:01:32.689 --> 01:01:34.691
‫و به آنها یادآوری کرد که او یک ستاره سینما بود.‬

01:01:34.899 --> 01:01:36.693
‫مردم مدام می پرسند که آیا برگشته ام.‬

01:01:38.861 --> 01:01:41.656
‫آره، فکر کنم برگشتم.‬

01:01:41.823 --> 01:01:44.492
‫و حالا، شما فرصتی برای ساخت دنباله دارید.‬

01:01:44.701 --> 01:01:49.747
‫اما اگر جان ویک ‌2‌ را بسازیم و شش سال دیگر اکران شود،‬

01:01:49.914 --> 01:01:53.751
‫همان ارزش را در مخاطب ندارد.‬

01:01:53.918 --> 01:01:58.548
‫در این لحظه فهمیدم، نباید سرعت خود را کم کنیم‬

01:01:58.756 --> 01:02:00.925
‫با این ایده که آیا در حال ساخت جان ویک ‌2‌ هستیم یا نه.‬

01:02:01.092 --> 01:02:03.010
نتونستیم ایده ای پیدا کنیم،‬

01:02:03.219 --> 01:02:06.764
‫و چاد و من به پروژه دیگری متصل شدیم‬

01:02:06.931 --> 01:02:08.641
‫که واقعاً عاشقش شده بودم،‬

01:02:08.850 --> 01:02:11.475
‫شهر سردترین، که الان بلوند اتمی نامیده میشه.‬

01:02:11.500 --> 01:02:14.105
‫فکر کردم میتونیم اول با هم انجامش بدیم.‬

01:02:14.689 --> 01:02:17.567
‫و نمی‌دونم، چاد حس میکرد که واقعا میخواد اول جان ویک ‌2‌ رو انجام بده.‬

01:02:17.608 --> 01:02:20.903
‫و یه بخشی از من میگفت، من میخوام جان ویک ‌2‌ رو انجام بدم.‬

01:02:21.112 --> 01:02:25.283
‫ولی میدونم کسی رو نمیتونن استخدام کنن که بتونه جان ویک ‌2‌ رو بسازه.‬

01:02:25.450 --> 01:02:29.203
‫ما فقط... یه چیز خیلی منحصر به فرد بود که با هم خلقش کرده بودیم.‬

01:02:29.370 --> 01:02:31.093
‫یا چاد یا من، یا هیچکس دیگه.‬

01:02:31.118 --> 01:02:34.371
‫مثلا، میخوان کیو استخدام کنن جان ویک رو بسازه؟ و من گفتم، ما وقت داریم جان ویک رو بسازیم.‬

01:02:35.166 --> 01:02:37.462
‫این شارلیز داره. آماده است.‬

01:02:37.670 --> 01:02:40.673
‫و میتونیم بریم یه فیلم دیگه بسازیم، میدونی، و برگردیم‬

01:02:40.882 --> 01:02:43.593
‫و جان ویک ‌2‌ رو بسازیم وقتی یه ایده عالی داشتیم.‬

01:02:43.760 --> 01:02:48.431
‫و اون یه مدت میگفت، "آره، آره، آره." و بعد شروع کرد به ترسیدن.‬

01:02:48.639 --> 01:02:50.767
‫و فکر میکنم واقعا میخواست تو دنیای جان ویک بمونه.‬

01:02:50.933 --> 01:02:52.852
‫و او... و با اینکه فیلمنامه نداشتیم،‬

01:02:53.060 --> 01:02:56.063
‫اون میگفت، فکر کنم واقعا میخواست منم بمونم.‬

01:02:56.230 --> 01:02:58.274
‫فکر کنم دیو میخواست خودش کارگردانی کنه. همه مون میخوایم خودمون کارگردانی کنیم.‬

01:02:58.483 --> 01:03:00.401
‫کارگردانیه دیگه. همه مون میخوایم خودمون باشیم.‬

01:03:00.568 --> 01:03:02.945
‫کارگردانی مشترک، اگه سه تا فیلم با هم اینجوری میساختیم،‬

01:03:03.112 --> 01:03:04.655
‫آره، سه تا فیلم با هم اینجوری ساخته بودیم.‬

01:03:04.864 --> 01:03:06.866
‫خلاصه بگم، من رفتم پیش چاد،‬

01:03:07.074 --> 01:03:10.661
‫و بهش گفتم، "میخوام شهر سردترین رو کارگردانی کنم."‬

01:03:10.828 --> 01:03:14.123
‫ام، و اون گفت، "کیانو یه فرصت داره. من دارم همزمان این کارو میکنم.‬

01:03:14.332 --> 01:03:17.460
‫پس، باید انتخاب کنی." و من گفتم، "شهر سردترین."‬

01:03:17.627 --> 01:03:20.379
‫اون فقط گفت، "چی؟ میخوای این کارو بکنی؟‬

01:03:20.546 --> 01:03:23.090
‫میخوای فرنچایز ما رو جا بذاری؟" فکر کنم اون این حسو داشت.‬

01:03:23.299 --> 01:03:26.677
‫فکر کنم احتمالا اون حرفا رو زد.‬

01:03:26.844 --> 01:03:30.473
‫خیلی ضربه بزرگی بود. مثل این بود که، وای خدای من.‬

01:03:30.556 --> 01:03:32.266
‫اون موقع، خیلی عصبانی بودم.‬

01:03:32.767 --> 01:03:36.103
‫گفتم: "مغزت تکون خورده؟ انگار این یه فرنچایزه.‬

01:03:36.145 --> 01:03:38.022
‫انگار ما خوش شانس ترین آدم‌های روی زمینیم. داری چیکار میکنی؟"‬

01:03:38.189 --> 01:03:39.690
‫خیلی دراماتیک بود.‬

01:03:40.066 --> 01:03:42.944
‫و این دیگه آخرش بود. انگار دیگه، اوکی.‬

01:03:42.985 --> 01:03:46.239
‫به نظر من، انگار مردم طرفدار دیو یا طرفدار چد شدن.‬

01:03:46.405 --> 01:03:48.950
‫اینطور نبود که چد بگه، "با دیو کار نکنید."‬

01:03:49.158 --> 01:03:52.453
‫دیو هنوز یه بخش خیلی مهم از وجود همه ما بود،‬

01:03:52.620 --> 01:03:55.915
‫چون برای ما، اون دیو بود، مهم نبود برای چد چی بود.‬

01:03:56.082 --> 01:03:58.835
‫وقتی رفت، بیشتر اینطوری بود که "آخ، دلم برای عمو دیو تنگ شده.‬

01:04:00.253 --> 01:04:01.712
‫اون باحال ترین بود."‬

01:04:01.921 --> 01:04:03.256
‫آره، یه کم حس میکنی،‬

01:04:03.422 --> 01:04:04.924
‫"مشکل از منه؟ از اوناست؟ از اینه؟" میدونی.‬

01:04:05.132 --> 01:04:07.093
‫حس میکردم آدم عوضی ای هستم.‬

01:04:07.260 --> 01:04:11.722
‫آره، خب، معلومه. هیچکی الکی که نمیره.‬

01:04:11.889 --> 01:04:14.934
‫غرورت میگه مشکل از اوناست، ولی امیدوارم مغزت بگه مشکل از توئه.‬

01:04:15.101 --> 01:04:16.936
‫یه جورایی... شاید یه چیزی بین این دوتاست.‬

01:04:17.144 --> 01:04:19.105
‫تا اون موقع، اونا فقط راهشون رو جدا کردن.‬

01:04:19.272 --> 01:04:22.149
‫با هم یه کسب و کار رو اداره میکردن، و دوستای خیلی صمیمی بودن.‬

01:04:22.316 --> 01:04:27.029
‫ولی تو یه کابین خلبان خلاق بودن، فکر کنم برای دیو زیادی بود،‬

01:04:27.196 --> 01:04:29.824
‫و فکر کنم دیو گفت، "میخوام برم کارای خودمو بکنم."‬

01:04:29.991 --> 01:04:33.703
‫این برام منطقی بود، میدونی؟‬

01:04:33.870 --> 01:04:37.164
‫هیچوقت این حس رو نداشتم که، "چی؟ دیو نمیخواد این کار رو بکنه؟"‬

01:04:37.331 --> 01:04:40.376
‫اون موقع گفتم، "آره، درسته. شما هر دو کارگردان هستید،‬

01:04:40.585 --> 01:04:45.548
‫و یکی قراره اون کار رو انجام بده، و یکی دیگه قراره این کار رو انجام بده."‬

01:04:45.715 --> 01:04:49.760
‫فقط خوشحال بودم که چاد گفت، "آره، بیا انجامش بدیم."‬

01:04:49.927 --> 01:04:52.847
‫چون اگه اون اینو نمیگفت، نمیدونم چی میشد.‬

01:04:53.556 --> 01:04:54.682
‫نمیدونم.‬

01:04:54.891 --> 01:04:56.309
‫میدونم که برای جان ویک ۲ باهات تماس گرفتن.‬

01:04:56.475 --> 01:04:57.643
‫"میخوای انجامش بدی؟"‬

01:04:57.810 --> 01:04:59.562
‫من گفتم، "به چی فکر میکنی؟"‬

01:04:59.729 --> 01:05:00.897
‫و اون گفت، "ببین، تنها چیزی که میدونم اینه که باید بفهمیم‬

01:05:01.063 --> 01:05:03.024
‫-چرا میخوایم دوباره این کار رو انجام بدیم." -آره.‬

01:05:03.232 --> 01:05:05.026
‫ولی فیلمنامه نداشتیم. هیچ ایده‌ای نداشتیم.‬

01:05:05.051 --> 01:05:08.487
‫واقعاً نمیدونستیم چرا فیلم اول جواب داد.‬

01:05:08.654 --> 01:05:11.198
‫میدونم احمقانه به نظر میرسه، ولی علم نیست، درسته؟‬

01:05:11.407 --> 01:05:12.742
‫اونا برگشتن و گفتن،‬

01:05:12.797 --> 01:05:13.897
‫"فکر میکنید خیلی باهوش هستید.‬

01:05:13.922 --> 01:05:16.913
‫-ببینیم برای جان ویک ۲ چی دارید." -میدونم، درسته؟‬

01:05:16.954 --> 01:05:18.915
‫معمولاً وقتی مردم درباره جان ویک ۱ حرف میزدن،‬

01:05:19.081 --> 01:05:21.500
‫میگفتن، "آره، سگه. منظورم اینه، عالی بود."‬

01:05:21.667 --> 01:05:23.002
‫و ما میگفتیم، "دیگه سگ نداریم."‬

01:05:23.169 --> 01:05:24.670
‫میخوای چیکار کنی؟ دوباره میخوای سگ رو بکشی؟‬

01:05:24.837 --> 01:05:26.797
‫-یه گربه رو بکشیم؟ -مرغ عشق رو بکشیم؟‬

01:05:26.964 --> 01:05:29.383
‫-داریم چیکار میکنیم؟ -اگه دوباره این کار رو میکردیم خنده دار میشد.‬

01:05:29.550 --> 01:05:31.886
‫و ما گفتیم، "خب، چی... لعنتی. اینجا میخوایم چیکار کنیم؟"‬

01:05:32.053 --> 01:05:34.388
‫و بنابراین، از نظر خلاقیت، یه چالش بزرگ بود‬

01:05:34.597 --> 01:05:38.100
‫که چطور مخاطب رو از نظر احساسی با اتفاقی که داره میفته مرتبط کنیم.‬

01:05:38.225 --> 01:05:40.770
‫ما یه جورایی خودمون رو کشتیم روی دومی‬

01:05:40.978 --> 01:05:44.690
‫چون نمی‌خواستیم بشه جان ویک ۱ و ۲ و تمام.‬

01:05:44.857 --> 01:05:49.236
‫وقتی به فرنچایزهایی فکر می‌کنید که به ۳ و ۴ و فراتر می‌رسند، اونا دنباله رو درست انجام دادن.‬

01:05:49.403 --> 01:05:52.907
‫یه فیلم تا وقتی فیلم دوم رو نساختید فرنچایز نیست‬

01:05:53.074 --> 01:05:56.118
‫و فیلم دوم کار کرد، درسته؟‬

01:05:56.143 --> 01:05:59.747
‫وقتی دو تا فیلم خوب داشته باشی، حالا یه فرنچایز داری.‬

01:05:59.914 --> 01:06:01.540
‫اون احتمالاً استرس‌زاترین بود.‬

01:06:01.707 --> 01:06:05.127
‫انگار که "شانس آوردیم یا خوبیم؟"‬

01:06:05.294 --> 01:06:08.464
‫ما بررسی کردیم، می‌خوام بگم صدها ایده.‬

01:06:08.673 --> 01:06:12.259
‫جهان‌سازی‌های عظیم، مافیای نیجریه‌ای، ترایاد،‬

01:06:12.468 --> 01:06:14.345
‫هر تعداد تکرار.‬

01:06:14.553 --> 01:06:17.390
‫اینطور نیست که ما در موردش صحبت کنیم، فیلمنامه رو به نویسنده بدیم،‬

01:06:17.556 --> 01:06:20.559
‫و بعد، "شش ماه دیگه می‌بینمت." مثلاً، نوشتن کیانو اینجوریه که،‬

01:06:20.726 --> 01:06:24.397
‫یهویی یه صحنه رو برام پیامک می‌کنه، و بعد من یه سکانس اکشن دارم.‬

01:06:24.563 --> 01:06:26.148
‫بهم پیامک می‌کنه، "داشتم فکر می‌کردم، جان ویک باید..."‬

01:06:26.315 --> 01:06:28.359
‫و انگار که دو صفحه دیالوگه.‬

01:06:28.526 --> 01:06:30.403
‫هنوز نمی‌دونیم کجا بذاریمش ولی می‌دونیم یه صحنه‌ست.‬

01:06:30.569 --> 01:06:32.571
‫می‌دونی، من برای وینستون می‌نویسم.‬

01:06:32.738 --> 01:06:35.616
‫من می‌نویسم برای بووری کینگ.‬

01:06:35.783 --> 01:06:38.619
‫من برای جان می‌نویسم. من صحنه می‌نویسم. می‌دونی، من طرح‌های صحنه می‌فرستم.‬

01:06:38.786 --> 01:06:41.831
‫صحنه‌های کامل. ولی همه‌شون یه جورایی اینو دارن، "می‌خوایم اینو بگه، موضوع اینه."‬

01:06:41.998 --> 01:06:43.457
‫-آره. درسته. -"صحنه باید درباره‌ی این باشه."‬

01:06:43.624 --> 01:06:45.209
‫و بعد، چطوری به اونجا برسیم؟‬

01:06:45.376 --> 01:06:47.503
‫به یه شکل خیلی تصادفی با هم جور می‌شه،‬

01:06:47.712 --> 01:06:49.588
‫و یه جورایی این شکلیه حدود شش ماه.‬

01:06:49.755 --> 01:06:51.507
‫فقط، "ما نمی‌دانیم! ما نمی‌دانیم!"‬

01:06:51.716 --> 01:06:54.427
‫برای اولی، فقط یک مشت آدم در سنگرها بودند.‬

01:06:54.593 --> 01:06:58.222
‫و دومی، هزار نفر در مرکز فرماندهی بودند.‬

01:06:58.389 --> 01:07:01.350
‫و سومی، آدم فقط می‌گه، این چه جهنمیه؟‬

01:07:01.559 --> 01:07:04.103
‫ولی سخت‌ترین کاری که تا حالا داشتم، جان ویک ۲ بود.‬

01:07:04.270 --> 01:07:10.276
‫هیچ کس بدون عواقب بیرون نمیره و برنمی‌گرده.‬

01:07:12.194 --> 01:07:14.530
‫دو چیز بود که سد پیشرفت را شکست.‬

01:07:14.739 --> 01:07:16.907
‫یکی نشان بود، و بعد ایده، مثلاً،‬

01:07:16.932 --> 01:07:18.451
‫می‌خواستیم به رم برویم.‬

01:07:21.579 --> 01:07:23.122
‫یادم می‌آید چند بار با هم صحبت کردیم و گفتیم،‬

01:07:23.330 --> 01:07:24.957
‫"چه می‌شد اگر در هر شهری یک کانتیننتال وجود داشت؟"‬

01:07:25.166 --> 01:07:26.333
‫گفتم، "کجا می‌خواهی بروی؟" و تو گفتی،‬

01:07:26.542 --> 01:07:28.044
‫"کجاست یکی از قدیمی‌ترین-- چی باحاله؟"‬

01:07:28.210 --> 01:07:30.254
‫-رم. -بعد گفتیم،‬

01:07:30.421 --> 01:07:31.839
‫خب، چطور دوباره احضار می‌شه؟ خب، باید یک نشان داشته باشه.‬

01:07:32.006 --> 01:07:33.632
‫-یه نفر... -فکر کنم...‬

01:07:33.799 --> 01:07:35.134
‫نشان، فکر کنم، درک--‬

01:07:35.342 --> 01:07:37.762
‫درک؟ نه، درک ایده نشان رو داد.‬

01:07:37.928 --> 01:07:40.890
‫و بعد، درک و من نشستیم و گفتیم، خب، چه می‌شد اگر نشان مثل یک چک باشه؟‬

01:07:41.057 --> 01:07:43.893
‫-آره. -می‌تونی چیزی بخری. باهاش معامله می‌کنی.‬

01:07:44.060 --> 01:07:49.315
‫اگر این کار را نکنی، عواقبش را می‌دانی.‬

01:07:49.482 --> 01:07:51.942
‫من دیگه اون آدم نیستم.‬

01:07:55.488 --> 01:07:57.448
‫تو همیشه اون آدم هستی، جان.‬

01:07:58.866 --> 01:08:01.243
‫وقتی به کسی نشان می‌دهی، باید بهش احترام بگذاری.‬

01:08:01.410 --> 01:08:04.246
‫وگرنه، ریسک قرار گرفتن در بازار آزاد را می‌کنی.‬

01:08:04.413 --> 01:08:06.040
‫این یک دنیای بسیار مرموز و خاص است.‬

01:08:06.331 --> 01:08:06.987
‫بازار.‬

01:08:07.153 --> 01:08:10.044
‫یه جور مزخرفات جالب و عجیبیه، می‌فهمی؟ خیلی جالبه.‬

01:08:11.323 --> 01:08:14.890
‫ما انگار همه‌مون زیر میزی هستیم توی این دنیای عجیب و غریب.‬

01:08:14.923 --> 01:08:17.802
‫آره، منظورم اینه که، یه جورایی مثل توسعه‌اش میمونه، درسته؟‬

01:08:18.010 --> 01:08:21.097
‫منظورم اینه که، میز بالا هم توی قسمت دوم معرفی شد.‬

01:08:21.263 --> 01:08:23.682
‫قسمت دوم بود که فکر کنم واقعاً جای پامونو پیدا کردیم.‬

01:08:23.849 --> 01:08:25.392
‫-آره. -با کل دنیا.‬

01:08:25.601 --> 01:08:27.603
‫دنیای جان ویک که تبدیل بهش شد.‬

01:08:27.770 --> 01:08:30.815
‫وقتی داری سعی می‌کنی ایده جدید یا تازه‌ای رو ارائه کنی،‬

01:08:31.023 --> 01:08:32.525
‫یه تصویر به اندازه هزار کلمه ارزش داره.‬

01:08:32.691 --> 01:08:35.569
‫برای همین معمولاً قبل از اینکه صحنه‌ای رو بنویسم، استوری‌بوردش رو می‌کشم.‬

01:08:35.694 --> 01:08:37.321
‫نکته کار کردن با چاد اینه،‬

01:08:37.780 --> 01:08:39.573
‫مثل کار کردن روی فیلم دانشگاهی با دوستات می‌مونه،‬

01:08:39.615 --> 01:08:40.908
‫و بیشتر وقتتونو صرف این می‌کنین که‬

01:08:41.283 --> 01:08:42.827
‫فیلم‌های کونگ فو و انیمه رو با هم تماشا کنین.‬

01:08:42.868 --> 01:08:45.121
‫و یهو، باید یه پروژه انجام بدین.‬

01:08:45.287 --> 01:08:48.290
‫برای همین اونجوری بود، چون سر یه چیزهایی با هم خیلی ذوق‌زده می‌شدیم.‬

01:08:48.457 --> 01:08:51.127
‫تاد بخشی از حلقه خلاقانه درونی منه.‬

01:08:51.293 --> 01:08:53.879
‫اون کسیه که دوست دارم باهاش فکر کنم، نه فقط درباره تصاویر،‬

01:08:54.088 --> 01:08:56.340
‫بلکه درباره داستان‌ها و شخصیت‌ها.‬

01:08:56.507 --> 01:09:00.886
‫علاوه بر این، او فوق‌العاده با استعداده و دیدگاه و چشم انداز عالی‌ای داره.‬

01:09:01.095 --> 01:09:04.014
‫اونا یه سری ایده به من میدن. منم یه سری به اونا میدم یا با نویسنده در میون میذارم،‬

01:09:04.223 --> 01:09:06.809
‫اون ایده‌ها رو برمی‌دارم، میذارم توی فیلمنامه.‬

01:09:06.976 --> 01:09:09.395
‫من یه کم تغییر میدم، اون یه کم تغییر میده، دوباره میریم و میایم و همین‌طور ادامه داره.‬

01:09:09.562 --> 01:09:11.772
‫و دور و دور. و تا روزی که شلیک کنیم، متوقف نمی‌شه.‬

01:09:11.981 --> 01:09:15.401
‫به تخیل همه کمک می کنه تا مقیاس کاری که می خوای انجام بدی رو ببینن،‬

01:09:15.568 --> 01:09:17.778
‫عمق، رنگ، الگو، قاب بندی.‬

01:09:17.945 --> 01:09:21.448
‫همیشه در مورد وارد شدن به روانشناسی جان ویک بود،‬

01:09:21.615 --> 01:09:25.035
‫چه نوع شخصیتیه، چه چیزی از نظر بصری نشون میده که این آدم کیه‬

01:09:25.244 --> 01:09:26.203
‫و چه چیزی اون رو متفاوت می کنه.‬

01:09:26.370 --> 01:09:28.205
‫این خیلی نوآره‬

01:09:28.372 --> 01:09:31.584
‫که از نوعی زیبایی شناسی دیجیتال ‌MTV‌ فیلتر شده.‬

01:09:31.750 --> 01:09:33.502
‫ما یه جورایی تصمیم گرفتیم، مثلاً، چی رو دوست داریم؟‬

01:09:33.711 --> 01:09:35.337
‫و اون رو نوشتیم روی... "ما فیلم‌های ووشیا رو دوست داریم.‬

01:09:35.546 --> 01:09:37.882
‫ما فیلم‌های چامبارا رو دوست داریم. ما وسترن‌ها رو دوست داریم.‬

01:09:38.090 --> 01:09:39.800
‫ما جان فورد رو دوست داریم. ما سرجیو لئونه رو دوست داریم.‬

01:09:39.967 --> 01:09:42.136
‫ما برناردو برتولوچی رو دوست داریم. ما تارکوفسکی رو دوست داریم.‬

01:09:42.303 --> 01:09:46.348
‫ما وونگ کار وای رو دوست داریم. ما ژانگ ییمو رو دوست داریم، می دونی، آکیرا کوروساوا.‬

01:09:46.515 --> 01:09:48.058
‫ما استیون اسپیلبرگ رو دوست داریم."‬

01:09:48.225 --> 01:09:50.603
‫همه این کارگردان‌های بزرگ اکشن در اون زمان،‬

01:09:50.769 --> 01:09:53.439
‫یا داستان سرایی، و ما فقط گفتیم، "خب، به جهنم.‬

01:09:53.606 --> 01:09:55.191
‫ما فقط می خوایم همه چیزهایی که دوست داریم رو ترکیب کنیم‬

01:09:55.357 --> 01:09:56.924
‫و فرنچایز خودمون رو بسازیم."‬

01:09:56.991 --> 01:09:58.944
‫من فکر می کنم یکی از بهترین چیزها در مورد جان ویک اینه که‬

01:09:59.153 --> 01:10:00.487
یه ای پی قبلی نبود

01:10:00.696 --> 01:10:03.991
‫-آره. -می دونی، بنابراین، هیچ قانونی وجود نداشت.‬

01:10:04.158 --> 01:10:05.492
‫-آره. -ما می تونستیم...‬

01:10:05.701 --> 01:10:06.952
‫ما می تونستیم جان ویک رو هر جا که می خواستیم هدایت کنیم.‬

01:10:07.119 --> 01:10:08.454
‫ما می تونستیم هر کاری که می خواستیم انجام بدیم.‬

01:10:08.621 --> 01:10:10.497
‫ما انگار، نمی‌دونم، اون همون آدمه؟‬

01:10:10.664 --> 01:10:12.249
‫آره، همون آدمه. عاشق موستانگه. همون آدمه.‬

01:10:12.416 --> 01:10:14.501
‫اون این آدمه؟ آیا دوست داره... آها، همون آدمه.‬

01:10:14.668 --> 01:10:16.444
‫مثلاً، اون به همه این زبونا حرف می‌زنه.‬

01:10:16.522 --> 01:10:18.589
‫انگار تو هر فیلم می‌تونیم یه کم دوباره بسازیمش.‬

01:10:18.614 --> 01:10:20.174
‫می‌دونم، عاشقشم.‬

01:10:20.549 --> 01:10:23.844
‫آماده، و سه، دو، یک. حرکت!‬

01:10:26.001 --> 01:10:28.849
‫همه‌ی فیلم‌های ویک خیلی خیلی سخته فیلم‌برداری‌شون.‬

01:10:29.016 --> 01:10:30.976
‫هیچ‌کدومشون آسون نیست، اصلاً.‬

01:10:31.143 --> 01:10:32.313
‫لعنتی.‬

01:10:32.338 --> 01:10:34.737
‫ولی ۲ سخت بود، ولی فکر کنم همه‌مون می‌گفتیم،‬

01:10:34.782 --> 01:10:37.160
‫"این مزخرفات رو باور می‌کنی؟ دوباره اینجاییم. این باورنکردنیه."‬

01:10:37.204 --> 01:10:38.609
‫جان ویک: فصل ۲.‬

01:10:38.776 --> 01:10:39.985
‫انگار هیچ‌وقت نرفته.‬

01:10:40.152 --> 01:10:42.449
‫و کیانو خیلی خوشحال بود.‬

01:10:42.474 --> 01:10:45.866
‫چهار پنج ماه قبل از شروع فیلمبرداری شروع می‌کنه به ورزش و تمرین.‬

01:10:45.891 --> 01:10:47.603
‫و منظورم این نیست که مثلاً هر چند روز یک بار.‬

01:10:47.681 --> 01:10:50.829
‫منظورم اینه که پنج، شش روز در هفته. این یه کار تمام وقته براش.‬

01:10:50.996 --> 01:10:53.040
‫اما برای کیانو، این جاییه که خوشحال‌ترینه.‬

01:10:53.207 --> 01:10:54.541
‫تقصیر من بود.‬

01:10:54.750 --> 01:10:56.085
‫خوب بود، خوب بود، خوب بود.‬

01:10:56.710 --> 01:10:58.087
‫دوباره می‌گیریم.‬

01:10:58.128 --> 01:10:59.208
‫فکر کنم دوست داشته باشی که،‬

01:10:59.233 --> 01:11:01.298
‫منظورم اینه، منم خوشم میاد وقتی جان ویک رنج می‌کشه،‬

01:11:01.423 --> 01:11:03.509
‫ولی فکر کنم تو دوست داری وقتی ریووز هم رنج می‌کشه.‬

01:11:03.676 --> 01:11:04.677
‫اوم...‬

01:11:04.843 --> 01:11:06.136
‫نه نمیگم.‬

01:11:08.385 --> 01:11:12.935
‫وقتى کیانو رو روى پرده در حال درد کشیدن میبینید، احتمالا واقعیه.‬

01:11:13.143 --> 01:11:14.270
‫زانو درد دارم‬

01:11:15.020 --> 01:11:16.230
‫زانو درد دارم‬

01:11:16.397 --> 01:11:17.828
‫زانوش کار نمی‌کنه،‬

01:11:17.961 --> 01:11:20.985
‫شونه راستش کار نمی‌کنه، و گردنش جوش خورده.‬

01:11:21.193 --> 01:11:24.488
‫پس وقتى جان ویک رو لنگان میبینید، اون کیانوئه که میلنگه.‬

01:11:27.492 --> 01:11:29.868
‫چد زود به کیانو گفت،‬

01:11:30.035 --> 01:11:32.037
‫"من تو رو فراتر از منطقه امنت هل میدم."‬

01:11:32.204 --> 01:11:33.789
‫و کیانو گفت، "انجامش بده."‬

01:11:33.998 --> 01:11:36.500
‫حالا تو قسمت ۱ و ۲، یه جورایی سالم بود.‬

01:11:36.709 --> 01:11:39.003
‫تو قسمت ۳ و ۴، تقریباً داشت وحشیانه میشد.‬

01:11:39.253 --> 01:11:43.924
‫اما کیانو هرگز، هرگز، هرگز، هرگز، هرگز در میلیون‌ها سال تسلیم نمی‌شد.‬

01:11:45.206 --> 01:11:49.513
‫اخلاق کاری کیانو و برنامه تمرینی‬

01:11:49.680 --> 01:11:53.392
‫که میخواست برای این فیلم‌ها انجام بده واقعا تاثیر گذار بود.‬

01:11:53.559 --> 01:11:55.227
‫اولین چیزی که میبینی کیانو وارد صحنه میشه.‬

01:11:55.436 --> 01:11:57.855
‫به سختی میتونه حرکت کنه. سرش پایینه.‬

01:11:58.105 --> 01:12:02.568
‫انگار دو ماهه که کتک خورده چون واقعا همین‌طوره.‬

01:12:02.693 --> 01:12:08.615
‫ام، فکر کنم میتونیم از اینجا شروع کنیم. و بعد اونجا.‬

01:12:08.824 --> 01:12:10.367
‫و بعد اضافه میکنیم، این باحاله.‬

01:12:11.493 --> 01:12:12.767
اونقدر بد نیست

01:12:13.401 --> 01:12:15.331
‫-یه کم ساییدگی فرش گرفتم. -اون ساییدگی‌های فرش؟‬

01:12:15.497 --> 01:12:16.912
‫-اره. -تو همین الان کار رو گرفتی.‬

01:12:17.333 --> 01:12:18.709
‫همونجا، یه کم اونجا گرفتم.‬

01:12:18.876 --> 01:12:20.377
‫ستاره اکشن.‬

01:12:21.920 --> 01:12:23.088
‫جان ویک.‬

01:12:23.297 --> 01:12:24.128
‫برای ویک ۱،‬

01:12:24.153 --> 01:12:27.176
‫واقعاً انگار از صفر شروع کردیم.‬

01:12:27.343 --> 01:12:28.427
‫از هیچ چیز ساختن.‬

01:12:31.722 --> 01:12:33.849
‫قرار نبود یه مشت و لگد معمولی باشه.‬

01:12:34.058 --> 01:12:37.019
‫قرار بود خشن‌تر، سخت‌تر و آشفته‌تر باشه.‬

01:12:38.366 --> 01:12:40.981
‫بنابراین، مجبور بودیم یه کم کتکش بزنیم.‬

01:12:41.106 --> 01:12:42.691
‫عادتش بدیم به برخورد. میدونی،‬

01:12:43.108 --> 01:12:44.902
‫فقط یکی از بچه‌ها رو بگیره و بکشه سمت خودش.‬

01:12:44.943 --> 01:12:46.278
‫این فقط یه تمرین بود.‬

01:12:46.487 --> 01:12:48.822
‫اون فقط همین کار رو برای ۲۰، ۳۰ دقیقه انجام می‌داد.‬

01:12:48.947 --> 01:12:52.785
‫و بعد، بکشش داخل، یه قدم، بکشش داخل، یه قدم.‬

01:12:52.951 --> 01:12:56.372
‫ما میشینیم و برای ۱۵ دقیقه غلت می‌زنیم‬

01:12:56.538 --> 01:12:59.416
‫و بعد برای ۱۵ دقیقه دیگه غلط زدن رو تمرین می‌کنیم.‬

01:12:59.583 --> 01:13:02.544
‫همین به تنهایی برای هر کسی طاقت فرساست.‬

01:13:02.711 --> 01:13:05.089
‫کاش میتونستم یه حمام یخ بگیرم.‬

01:13:05.297 --> 01:13:06.965
‫- من میارمش. -هنوز غلت می‌زنیم.‬

01:13:07.132 --> 01:13:09.176
‫-حمام یخ. -به حمام یخ احتیاج دارم.‬

01:13:12.930 --> 01:13:16.767
‫تو اتاق تمرین، من به چهار ماه از زمین خوردنش عادت کرده بودم‬

01:13:16.934 --> 01:13:19.353
‫، و ده دقیقه سرفه کردن پشت سر هم.‬

01:13:22.469 --> 01:13:26.443
‫انگار داره بین هر برداشت تمرین میمیره.‬

01:13:26.610 --> 01:13:28.987
‫دیدم که مستقیم رفته دستشویی.‬

01:13:29.154 --> 01:13:32.616
‫انگار این کارو کرده. مطمئناً در طول تمرین بالا آورده.‬

01:13:32.783 --> 01:13:35.202
‫میرفت تو دستشویی، برمیگشت بیرون،‬

01:13:35.369 --> 01:13:37.830
‫فقط یه چهره سفید و فقط اینجوری باش،‬

01:13:37.996 --> 01:13:41.458
‫"خیلی خب، بعدی چیه؟ کجا میریم؟"‬

01:13:41.625 --> 01:13:45.045
‫که فکر می‌کنم برای همه‌مون مثل "لعنتی آره" بود.‬

01:13:52.719 --> 01:13:54.638
‫چد یه دوربین برمی‌داشت و می‌گفت،‬

01:13:54.805 --> 01:13:57.391
‫"می‌خوام ریوز قبل از رفتن ۵۰ تا پرتاب پشت سر هم انجام بده."‬

01:13:59.843 --> 01:14:03.063
‫اون نیویورکه و من لس آنجلس، ولی اون یه دوربین اونجا گذاشته.‬

01:14:03.230 --> 01:14:04.940
‫پس من دارم به ریوز تمرین میدم.‬

01:14:05.149 --> 01:14:07.609
‫و بعد، انگار، یه برداشت می‌زنه... ۳۰ تا می‌زنه.‬

01:14:10.362 --> 01:14:13.240
‫و داره می‌میره. انگار داره از حال میره.‬

01:14:13.407 --> 01:14:14.992
‫و من میگم، "آه، باید بذاریم بره."‬

01:14:15.117 --> 01:14:16.660
‫چون هر چی که بشه، درسته؟‬

01:14:16.685 --> 01:14:20.122
‫بعد یه پیام میاد. انگار، "نه، این شماره..." انگار می‌شماره.‬

01:14:20.164 --> 01:14:21.607
‫"این انگار شماره ۳۱ ئه."‬

01:14:21.763 --> 01:14:24.626
‫می‌فهمی چی میگم؟ دارم نگاه می‌کنم. درسته؟ اون داره تماشا می‌کنه.‬

01:14:25.441 --> 01:14:28.255
‫خب، انگار، اون مجبور بود... اون مجبور بود انجامش بده.‬

01:14:28.422 --> 01:14:29.798
‫عجیبه، مرد.‬

01:14:32.468 --> 01:14:35.679
‫اون کیانو رو خیلی خوب می‌شناسه. می‌دونه تا چه حد می‌تونه انجام بده.‬

01:14:35.846 --> 01:14:39.516
‫من میگم، "داداش، اون نمی-- اون داره می‌میره، درسته؟"‬

01:14:39.683 --> 01:14:43.020
‫انگار بیشتر مردم اینجورین... اونا قطعا متوقف میشن.‬

01:14:43.187 --> 01:14:46.648
‫پس اون می‌دونه تا چه حد می‌تونی بهش فشار بیاری، نه فقط جسمی، بلکه ذهنی.‬

01:14:49.138 --> 01:14:52.196
‫وقتی می‌دونی یه نفر رو به عنوان بازیگر اصلی داری که این راه‌ها رو میره،‬

01:14:52.404 --> 01:14:54.656
‫یه سطح کاملا متفاوتی از فرصت‌ها داری‬

01:14:54.823 --> 01:14:56.325
‫که خیلی از کارگردان‌ها ندارن.‬

01:14:56.350 --> 01:14:58.869
‫بازیگرهایی هستن که کارگردان‌ها سر صحنه ملاقات می‌کنن.‬

01:14:59.036 --> 01:15:01.371
‫می‌دونی، من کیانو رو سال‌ها قبل از اینکه کارگردانیش کنم می‌شناختم.‬

01:15:01.538 --> 01:15:04.374
‫نمیدونم متوجه هستی چه مزیتیه.‬

01:15:04.541 --> 01:15:07.878
‫هیچ اتحادی بهتر از این در صنعت فیلم نمیتونست رخ بده‬

01:15:08.045 --> 01:15:09.213
‫تا چاد و کیانو.‬

01:15:09.379 --> 01:15:12.174
‫کیانو سخت‌کوش‌ترین بازیگر در تمرین هست‬

01:15:12.341 --> 01:15:14.384
‫که تا حالا باهاش کار کردم، درسته؟‬

01:15:14.551 --> 01:15:17.012
‫اون خیلی متعهده، ولی مثل چاده.‬

01:15:17.179 --> 01:15:18.138
‫هردو عین همن.‬

01:15:18.472 --> 01:15:20.766
‫اونا یه چیزی رو توی ذهنشون میبینن،‬

01:15:20.807 --> 01:15:25.542
‫و هردو تا پای خون دادن برای رسیدن بهش میرن.‬

01:15:25.953 --> 01:15:29.024
‫یادته ریشه‌ی "ویک درده" از کجا اومد؟‬

01:15:29.191 --> 01:15:31.735
‫-روز اول؟ -نه.‬

01:15:31.944 --> 01:15:34.947
‫"ویک درده" تا جان ویک... رواج پیدا نکرد‬

01:15:37.407 --> 01:15:38.534
‫۳.‬

01:15:39.910 --> 01:15:41.995
‫فکر کنم مال موقع مبارزه توی عتیقه فروشی بود.‬

01:15:42.162 --> 01:15:44.353
‫-زانو‌م آسیب دید. -وای خدا، یادمه.‬

01:15:44.442 --> 01:15:47.125
‫هفته اول فیلمبرداری و من اونجا نشسته بودم،‬

01:15:47.292 --> 01:15:49.753
‫و با خودم میگفتم... فکر کنم،‬

01:15:49.962 --> 01:15:53.715
‫تو اون حالت... توی اون حال و هوای ویک،‬

01:15:53.757 --> 01:15:55.551
‫فکر کنم من اونجا نشسته بودم و بعد تو...‬

01:15:56.093 --> 01:15:58.971
‫یعنی، من اونجا بودم و شاید گفتم "هی، اوضاع چطوره؟"‬

01:15:59.012 --> 01:16:02.349
‫و تو به من نگاه کردی و گفتی: "ویک درده."‬

01:16:02.516 --> 01:16:04.560
‫و بعد تو...‬

01:16:04.726 --> 01:16:06.311
‫انگار چیزی بود که یه کارگردان میگه.‬

01:16:06.478 --> 01:16:08.188
‫آره، آره، آره.‬

01:16:08.355 --> 01:16:10.607
‫یادمه. زانو‌ت خیلی ورم کرده بود.‬

01:16:10.774 --> 01:16:13.235
‫خیلی بد نبود، اما کمی متورم بود.‬

01:16:13.360 --> 01:16:15.320
‫ما سعی می‌کردیم پاتریک و دکتر را بیاوریم.‬

01:16:15.737 --> 01:16:19.241
‫آره، آره، آره، و من اون چیز رو داشتم و یه جورایی وضعیت خاصی بود.‬

01:16:19.283 --> 01:16:21.577
‫-ولی این چیزیه که من یادمه وقتی که... -این ریشه‌شناسیِ...‬

01:16:21.785 --> 01:16:25.247
‫...زمانی که عبارت "ویک یعنی درد" رسمیت پیدا کرد.‬

01:16:25.414 --> 01:16:27.082
‫به نظرم در مورد چد،‬

01:16:27.291 --> 01:16:29.418
‫باید یه مقدار مناسبی رنج و سختی وجود داشته باشه‬

01:16:29.585 --> 01:16:33.422
‫که رابطه مستقیمی با موفقیت فیلم داشته باشه.‬

01:16:33.630 --> 01:16:36.174
‫وقتی که داشتیم روی اولین جان ویک کار می‌کردیم‬

01:16:36.341 --> 01:16:39.136
‫و داشتیم صحنه مبارزه رو در محوطه نیروی دریایی در انتهای فیلم می‌گرفتیم،‬

01:16:39.303 --> 01:16:40.804
‫و هوا یخ‌بندون بود‬

01:16:40.971 --> 01:16:43.682
‫و بارون می‌اومد و هوا افتضاح بود،‬

01:16:43.890 --> 01:16:45.475
‫اون-- اون خیلی--‬

01:16:45.500 --> 01:16:47.102
‫فکر نمی‌کنم تا اون موقع اونقدر خوشحال دیده بودمش.‬

01:16:47.144 --> 01:16:48.770
‫اون عاشقش بود، می‌فهمی؟‬

01:16:48.937 --> 01:16:50.897
‫و مطمئنم ریوز هم دقیقا باهاش هم‌نظر بود.‬

01:16:51.106 --> 01:16:53.442
‫اونا هردو از رنج کشیدن لذت میبرن.‬

01:16:53.609 --> 01:16:55.652
‫هر چیز سختی همیشه یه کم دردناک هم هست.‬

01:16:55.819 --> 01:16:57.261
‫-خوبه. -آره، خوبه.‬

01:16:57.286 --> 01:17:01.283
‫راستش، اگه درد نداشت، اگه ازش استرس نمی‌گرفتیم...‬

01:17:01.450 --> 01:17:04.244
‫منظورم اینه، فقط بدلکاری نیست. مثلا داشتیم روی فیلمنامه کار می‌کردیم.‬

01:17:04.411 --> 01:17:06.288
‫-آره. -سعی می‌کردیم بفهمیم...‬

01:17:06.455 --> 01:17:09.625
‫و خب، اون یه نوع درد دیگه‌ایه.‬

01:17:09.791 --> 01:17:10.917
‫وقتی که داری سعی می‌کنی این صحنه‌ها رو دربیاری،‬

01:17:11.126 --> 01:17:13.211
‫احساس می‌کنی که یه چیز باحال توش هست،‬

01:17:13.378 --> 01:17:15.568
‫میتونستیم یه کار خیلی باحال بکنیم، ولی خب... نمی‌شه دقیقا بهش رسید.‬

01:17:16.079 --> 01:17:19.718
‫و فکر می کنم این گاهی اوقات دردناک تره از...‬

01:17:19.926 --> 01:17:22.415
‫خب، تقریبا به اندازه دردناک بودن زیر اتوبوس رفتنه.‬

01:17:22.759 --> 01:17:26.016
‫میشه یه چیزی برای آخر شب پیشنهاد بدید؟‬

01:17:26.183 --> 01:17:28.352
‫یه چیز بزرگ و جسورانه؟‬

01:17:28.518 --> 01:17:31.772
‫میتونم ‌Benelli‌ ‌M4‌ رو پیشنهاد کنم؟‬

01:17:36.825 --> 01:17:39.029
‫اینجا جایی بود که میخواستیم یه کم اکشن رو بیشترش کنیم،‬

01:17:39.196 --> 01:17:40.864
‫واسه همین کیانو تمرین با تارن باتلر رو شروع کرد،‬

01:17:41.031 --> 01:17:42.407
‫قهرمان سه دوره اسلحه‌ی دنیا.‬

01:17:52.334 --> 01:17:55.837
‫نمی دونستم که تو جان ویک ۱ دارم دستای اسلحه ای می گیرم،‬

01:17:56.046 --> 01:18:00.676
‫ولی تو قسمت ۲، با خودم گفتم، "دستکاری ها. اوه، آره."‬

01:18:04.012 --> 01:18:05.555
‫ما از جان ویک ۱ رفتیم،‬

01:18:05.722 --> 01:18:08.431
‫جایی که حدود ۱۰۰ تا گلوله تو هر جلسه شلیک می شد،‬

01:18:08.456 --> 01:18:12.062
‫تا وقتی رسیدیم به تارن تو شماره دو، حدود ۳۰۰۰ تا گلوله بود.‬

01:18:12.229 --> 01:18:13.647
‫بله.‬

01:18:21.697 --> 01:18:23.073
‫-من نزدم؟ -نه.‬

01:18:24.324 --> 01:18:26.535
‫چد وسواس اسلحه و سلاح داره،‬

01:18:26.702 --> 01:18:28.412
‫و من فکر می کنم همیشه دنبال جدیدترین هاست‬

01:18:28.620 --> 01:18:30.455
‫از اینکه چی بعدی می تونه باشه و چه کاری می تونیم انجام بدیم.‬

01:18:33.083 --> 01:18:36.169
‫اون موقع فکر می کردیم ایرسافت‌ها چیز انقلابی ای نیستن،‬

01:18:36.211 --> 01:18:37.879
‫ولی با خودمون گفتیم، "این فوق العاده است."‬

01:18:38.046 --> 01:18:40.006
‫ولی حدود ۷۰ درصد چیزی بود که می خواستیم.‬

01:18:40.215 --> 01:18:43.675
‫همین‌طور که پیچیدگی سلاح‌ها رو بیشتر کردیم،‬

01:18:43.753 --> 01:18:46.847
‫چد می گفت، "می خوام بتونم یه عالمه تیراندازی انجام بدم.‬

01:18:47.013 --> 01:18:49.099
‫هیچوقت نخوام نگرانش باشم، و از ایرسافت‌ها متنفرم."‬

01:18:49.224 --> 01:18:51.268
‫و من گفتم: "خب، این ما رو به هیچ جا نمی‌رسونه."‬

01:18:51.685 --> 01:18:54.896
‫چون نمی‌تونیم جای خالی داشته باشیم، معلومه. نمی‌تونه تفنگ پلاستیکی باشه.‬

01:18:55.652 --> 01:18:58.900
‫یادتون باشه، چد بدلکار براندون لی در فیلم کلاغ بود،‬

01:18:59.067 --> 01:19:00.944
‫بنابراین چد بیشتر از هر فرد دیگه‌ای به نظرم‬

01:19:01.111 --> 01:19:02.779
‫که از دنیای بدلکاری هالیوود میاد‬

01:19:02.988 --> 01:19:06.324
‫نسبت به ایمنی اسلحه در صحنه فیلمبرداری خیلی هوشیار و آگاهه.‬

01:19:06.450 --> 01:19:07.100
‫- این بده. - آره، آره.‬

01:19:07.125 --> 01:19:09.990
‫و خیلی از تیراندازی‌ها درگیری نزدیکه.‬

01:19:10.123 --> 01:19:12.789
‫خب، چطور این کار رو با یه تفنگی که واقعی به نظر می‌رسه انجام می‌دید؟‬

01:19:12.956 --> 01:19:14.958
‫خب، شما سرعت نور هستید.‬

01:19:15.125 --> 01:19:16.418
‫می‌خوام اسم تفنگ رو این بذارم.‬

01:19:16.626 --> 01:19:18.545
‫- سرعت نور. - باشه.‬

01:19:18.628 --> 01:19:20.172
‫بعدش چد، تارن رو پیدا کرد،‬

01:19:20.672 --> 01:19:23.714
‫و اونها در واقع راز اصلی مسدود کردن تفنگ‌ها رو پیدا کردن.‬

01:19:24.470 --> 01:19:29.765
‫چد دوست داره اینقدر درگیری نزدیک داشته باشه که همه چیز رو محکم مسدود می‌کنه.‬

01:19:29.931 --> 01:19:32.768
‫معنیش اینه که یه تفنگ مشقی معمولی توی فیلم،‬

01:19:32.934 --> 01:19:34.978
‫وقتی شلیکش می‌کنی، زبانه آتش از جلوش میاد بیرون.‬

01:19:35.145 --> 01:19:37.647
‫وقتی اون رو محکم مسدود می‌کنه، دیگه اون اتفاق نمی‌افته.‬

01:19:37.814 --> 01:19:40.442
‫پرتاب شدن پوکه خالی رو دارید،‬

01:19:40.609 --> 01:19:42.736
‫پر کردن دوباره رو دارید، دود رو دارید، همه اینا رو دارید.‬

01:19:42.903 --> 01:19:45.989
‫عملکرد اسلحه کار می‌کنه، ولی امنه.‬

01:19:46.156 --> 01:19:48.074
‫می‌تونی بری درست کنار یه نفر و ماشه رو بکشی.‬

01:19:48.283 --> 01:19:48.977
‫بهش آسیبی نمی‌زنه.‬

01:19:49.155 --> 01:19:51.787
‫به محض اینکه یه مشقی با یه تفنگ مشقی بذارید،‬

01:19:51.953 --> 01:19:53.555
‫اساساً دارید یه اسلحه‌ای شلیک می‌کنید که برای فشنگ مشقی تنظیم شده.‬

01:19:53.733 --> 01:19:56.625
‫میتونی له بشی. من هزار بار با پنبه اسپری شدم.‬

01:19:56.792 --> 01:19:58.376
‫من تیر خوردم و سوختم.‬

01:19:58.543 --> 01:20:00.045
‫هیچکس نمیتونه با یه تفنگ پلاستیکی محکم کشته بشه.‬

01:20:00.212 --> 01:20:01.630
‫چیزی از جلوش بیرون نمیاد.‬

01:20:04.365 --> 01:20:06.468
‫و حالا تفنگ کار می‌کنه. کاملاً امنه.‬

01:20:06.635 --> 01:20:08.845
‫میتونی دستت رو جلوی تفنگ بذاری. هیچ کاری نمی‌کنه.‬

01:20:09.012 --> 01:20:13.642
‫یه فایده خیلی بزرگ هم از نظر صوتی برای بدلکارها داشت.‬

01:20:13.809 --> 01:20:15.185
‫اتفاقاتی داره میفته.‬

01:20:15.352 --> 01:20:16.686
‫صد نفر هستند که کیانو داره باهاشون میجنگه،‬

01:20:16.853 --> 01:20:18.313
‫برای همین مردم دارن داد میزنن، صداهای کونگ فو در میارن.‬

01:20:18.522 --> 01:20:20.315
‫خب، این حقیقت که ما یه تفنگ مسدود داشتیم‬

01:20:20.524 --> 01:20:22.692
‫که در واقع صدای یه تفنگ واقعی رو میداد،‬

01:20:22.859 --> 01:20:24.486
‫میدونی، این برای بدلکاران ما راحت‌تر بود‬

01:20:24.653 --> 01:20:27.447
‫تا از صداهای تفنگ‌ها سرنخ بگیرن.‬

01:20:30.659 --> 01:20:32.244
‫خیلی عالی بود.‬

01:20:32.410 --> 01:20:33.703
‫این فشار رو دوست دارم.‬

01:20:33.912 --> 01:20:36.373
‫آه. خیلی باحاله.‬

01:20:36.540 --> 01:20:39.459
‫-حالا فقط میخوایم بنلی رو وصل کنیم. -بهتره اون شاتگان رو بیاریم.‬

01:20:45.257 --> 01:20:47.676
‫-اوه، آره. ذخیره کننده مهمات. -ذخیره کننده مهمات.‬

01:20:47.843 --> 01:20:50.846
‫وقتی مهماتش تموم میشه، به این میگن ذخیره کننده مهمات.‬

01:20:51.012 --> 01:20:53.807
‫به روش قدیمی، باید دستت رو میبردی پایین تا کمربندت،‬

01:20:55.058 --> 01:20:57.811
‫یه پوکه برداری، بندازی توش، و گلنگدن رو رها کنی.‬

01:20:57.978 --> 01:21:01.022
‫و این تقریباً دو ثانیه طول میکشه.‬

01:21:01.189 --> 01:21:03.483
‫اینطوری، من شلیک میکنم، خالی میکنم،‬

01:21:03.650 --> 01:21:04.860
‫فوری متوجه میشم.‬

01:21:05.068 --> 01:21:06.695
‫میندازمش تو و ضامن رو میزنم.‬

01:21:09.210 --> 01:21:13.243
‫-یه چیز دیگه هم بود، کشیدن ژاکت. -کشیدن ژاکت. آره.‬

01:21:13.410 --> 01:21:15.078
‫-کشیدن ژاکت. -کشیدن ژاکت.‬

01:21:15.245 --> 01:21:18.874
‫-خیلی باحال بود. -خیلی خوب بود. کشیدن ژاکت.‬

01:21:22.836 --> 01:21:25.881
‫خیلی از دی‌ان‌ای، همونطور که می‌گیم، همیشه تو قسمت اوله، درسته؟‬

01:21:26.047 --> 01:21:28.466
‫ولی من همیشه قسمت دوم رو به عنوان آزمایش اصلی در نظر می گیرم.‬

01:21:34.648 --> 01:21:36.474
‫جان ویک کنسرت راک.‬

01:21:36.641 --> 01:21:38.476
‫ببین، دیو الان کجاست؟ این دقیقا کار خودشه.‬

01:21:38.685 --> 01:21:40.145
‫دیو اون بالا داشت رپ میکرد.‬

01:21:41.943 --> 01:21:44.524
‫وقتی توی رم بودیم و داشتیم کارهای مربوط به کنسرت رو انجام می‌دادیم،‬

01:21:44.691 --> 01:21:47.235
‫اونجا بود که تصمیم گرفتیم، باشه، ما این جمعیت عظیم از مردم رو داریم.‬

01:21:47.444 --> 01:21:50.322
‫موسیقی در حال پخش شدنه، خب، تا چه حد میخوایم دیوونه بازی در بیاریم؟‬

01:21:50.488 --> 01:21:52.574
‫مثلا، جان ویک واقعاً میخواد روی صحنه بدوه و یه نفرو بزنه؟‬

01:21:52.782 --> 01:21:53.867
‫-ما گفتیم، آره. -آره.‬

01:21:58.330 --> 01:22:00.123
‫اینجا بود که گفتیم، باشه، ما داریم میریم جلو.‬

01:22:00.290 --> 01:22:02.083
‫جمعیت دارن برای شلیک به سر مردم تشویق میکنن.‬

01:22:02.250 --> 01:22:04.628
‫خب، یه جورایی مثل رد سرکل قسمت اوله.‬

01:22:04.836 --> 01:22:06.087
‫ما یه صحنه کلاب رو دوست داریم.‬

01:22:06.296 --> 01:22:09.174
‫کل اون کنسرت، برای من، خیلی خوب از آب دراومد‬

01:22:09.299 --> 01:22:11.551
‫خیلی بزرگ و فراتر از حد معمول، و وقتی صدای موسیقی رو شنیدیم‬

01:22:11.718 --> 01:22:14.012
‫گفتیم: "خیلی خب، باید یه کم بیشتر بهش پمپاژ بدیم."‬

01:22:14.179 --> 01:22:16.640
‫بعدش تو گفتی: "میخوام از پله‌ها بپرم پایین. ما فقط میریم جلو.‬

01:22:16.848 --> 01:22:18.141
‫میخوام توی جمعیت بدوم."‬

01:22:18.308 --> 01:22:20.435
‫این یه نوع انرژی متفاوت از قسمت اول بود.‬

01:22:20.644 --> 01:22:21.686
‫خیلی تهاجمی تر بود.‬

01:22:21.853 --> 01:22:22.938
‫آره.‬

01:22:25.023 --> 01:22:26.107
‫بنگ، بنگ! بنگ! بنگ!‬

01:22:26.989 --> 01:22:29.194
‫بنگ! باید برم تو.‬

01:22:29.361 --> 01:22:30.946
‫اوه، نه. بنگ، بنگ!‬

01:22:31.529 --> 01:22:32.989
‫بنگ!‬

01:22:34.824 --> 01:22:35.951
‫لعنتی! بنگ!‬

01:22:37.369 --> 01:22:39.704
‫ما این رقص رو شبانه اختراع کردیم.‬

01:22:39.871 --> 01:22:41.539
‫دقیقا همون شب این کار رو کردیم.‬

01:22:41.706 --> 01:22:44.417
‫فِلیک. ببینید. این معتبره.‬

01:22:44.584 --> 01:22:47.420
‫-جان ویک فقط تعداد زیادی بازوی خشمگین داره. -آره، ببینید.‬

01:22:47.629 --> 01:22:49.756
‫من عاشق اونم، عقب کشیدن.‬

01:22:49.923 --> 01:22:51.967
‫من فقط میخوام ببینم سرها منفجر بشن. فقط میخوام یه کم از اون رو ببینم.‬

01:22:55.553 --> 01:22:57.389
‫آره، تقریبا همش رو همون شب ساختیم.‬

01:22:57.555 --> 01:22:59.808
‫ولی فکر کنم این معرفی کرد، همین‌طور، ایده جعبه ابزار رو،‬

01:22:59.849 --> 01:23:01.810
‫طوری که شماها منو آموزش دادید.‬

01:23:01.835 --> 01:23:05.689
‫جادوی کاری که کیانو انجام داد اینه که ما یه جعبه ابزار بزرگ براش ساختیم...‬

01:23:05.730 --> 01:23:06.643
‫تو حذف شدی.‬

01:23:06.668 --> 01:23:10.777
‫...که هر لحظه، میتونیم ابزارها رو بیرون بکشیم و وصل کنیم و بازی کنیم.‬

01:23:10.819 --> 01:23:12.946
‫-ثانویه. -من آموزش رو خیلی شبیه ساختم‬

01:23:13.113 --> 01:23:14.280
‫به روشی که رقص رو طراحی می کنیم.‬

01:23:14.489 --> 01:23:15.949
‫من یه گلوله مشقی داخل خشاب می‌ذاشتم‬

01:23:16.116 --> 01:23:17.659
‫تا مجبور شه یه نقص رو اصلاح کنه.‬

01:23:17.909 --> 01:23:19.828
‫بنابراین، من مشکلاتی در وسط این ایجاد می کردم‬

01:23:19.953 --> 01:23:21.371
‫که اون مجبور بود حلشون کنه.‬

01:23:21.538 --> 01:23:23.039
‫این همه آمادگی به شما این تجمل رو میده که، مثلاً،‬

01:23:23.206 --> 01:23:25.375
‫میتونیم منعطف باشیم و در لحظه،‬

01:23:25.542 --> 01:23:27.919
‫و تقریباً بداهه عمل کنیم‬

01:23:28.086 --> 01:23:30.255
‫چون اون دیگه خیلی خوب شده.‬

01:23:30.422 --> 01:23:32.465
‫چی؟ کات کن!‬

01:23:32.632 --> 01:23:34.009
‫این کاریه که ریوز میتونه انجام بده.‬

01:23:34.217 --> 01:23:36.511
‫و ببین، این منو برای بقیه فیلم لوس کرد.‬

01:23:36.678 --> 01:23:39.305
‫خب، حالا میدونم تو هر کاری میتونی بکنی. من میگم، "میتونم تو همون روز همه چیو عوض کنم."‬

01:23:39.514 --> 01:23:42.017
‫تو بیشتر فیلم‌های اکشن، نمیتونی رقص طراحی شده رو عوض کنی.‬

01:23:42.183 --> 01:23:44.894
‫-آره. -نمیخوای "اسم مورد نظر" رو ناراحت کنی.‬

01:23:45.061 --> 01:23:46.938
‫-آره. -بعد از این، انگار اینجوری شد، "اوه، نه،‬

01:23:47.188 --> 01:23:49.482
‫میتونیم همه چیز رو با کیانو عوض کنیم. اون عالیه."‬

01:23:49.607 --> 01:23:52.068
‫همه تیم‌های بدلکاری میگن، "پس هنوزم میتونیم چیزها رو تغییر بدیم؟‬

01:23:52.110 --> 01:23:53.278
‫-این عالیه." -هنوزم میتونیم چیزها رو تغییر بدیم.‬

01:23:53.903 --> 01:23:56.614
‫-ببخشید. -دوباره از اول. ریست.‬

01:23:56.656 --> 01:23:58.054
‫-لعنتی! -مشکلی نیست.‬

01:23:58.079 --> 01:23:59.999
‫این چیزیه که من در مورد اکشن جان ویک دوست دارم.‬

01:24:00.024 --> 01:24:01.953
‫جان ویک همیشه یه کم احساس می‌کنه تحت فشاره.‬

01:24:02.162 --> 01:24:03.788
‫انگار همون روز رقص طراحی شده رو یاد گرفته.‬

01:24:03.955 --> 01:24:05.331
‫-آره، آره. -که خیلی عالیه.‬

01:24:05.540 --> 01:24:07.792
‫و بعد از این، حالا این یه چالش برای ما بود.‬

01:24:08.001 --> 01:24:10.462
‫چطور پا به پای کیانو پیش بریم؟‬

01:24:10.628 --> 01:24:14.382
‫هرکی بیاد، هر کی که هست،‬

01:24:15.550 --> 01:24:16.843
‫اونا رو میکشم.‬

01:24:18.011 --> 01:24:19.721
‫همه‌شون رو میکشم.‬

01:24:19.929 --> 01:24:23.892
‫وقتی جان ویک ‌2‌ داشت ساخته میشد،‬

01:24:24.059 --> 01:24:27.228
‫بعضی از بازیگرها می‌گفتن که، مثلاً،‬

01:24:27.437 --> 01:24:28.813
‫"خیلی دوست داریم توی جان ویک ۲ باشیم."‬

01:24:30.356 --> 01:24:32.567
‫شب خوبی رو سپری نمی‌کنی، اینطور نیست، جان؟‬

01:24:32.817 --> 01:24:36.988
‫وقتی اسم رم سر زبون‌ها افتاد، همه میگفتن: "من باید توی جان ویک ۲ باشم."‬

01:24:37.113 --> 01:24:40.408
‫چد، رفیق، من باید توش باشم. من باید تو اون دنیا باشم.‬

01:24:40.575 --> 01:24:43.328
‫با کیانو تماس گرفتم، گفتم: "رفیق، همه‌ی دوستامون،‬

01:24:43.536 --> 01:24:45.914
‫همه‌ی اونایی که روی فیلم‌های ماتریکس کار کردن،‬

01:24:46.081 --> 01:24:48.708
‫مثلاً، همه توی فیلم هستن. باید یه کاری برام جور کنی."‬

01:24:48.875 --> 01:24:52.545
‫آقای ویک یادشون نمیاد، ولی ما سال‌ها پیش همدیگه رو دیدیم.‬

01:24:52.712 --> 01:24:54.798
‫و بعد بازیگرهای دیگه‌ای هم بودن که فکر کردیم،‬

01:24:55.006 --> 01:24:56.466
‫"اونا عالی میشن. بیاید سعی کنیم بیاریمشون."‬

01:24:56.674 --> 01:25:02.514
‫و در اون زمان، هنوز همه از بزرگی جان ویک خبر نداشتن‬

01:25:02.680 --> 01:25:05.141
‫که قراره یه اتفاق خیلی بزرگ بیفته.‬

01:25:08.603 --> 01:25:09.854
‫تو یه حرومزاده‌ای.‬

01:25:10.105 --> 01:25:12.774
‫وقتی میرسی به جان ویک ۳،‬

01:25:12.899 --> 01:25:16.319
‫حالا یه تغییری ایجاد شده‬

01:25:16.528 --> 01:25:20.949
‫که تقریباً همه از جان ویک خبر دارن.‬

01:25:21.116 --> 01:25:23.535
‫ما رسماً میتونیم بهش بگیم یه فرانچایز‬

01:25:23.701 --> 01:25:27.997
‫چون قسمت یک جواب داد، قسمت دو حتی بهتر هم جواب داد،‬

01:25:28.206 --> 01:25:29.749
‫و ما داریم برای ساختن قسمت سه برنامه‌ریزی میکنیم.‬

01:25:31.751 --> 01:25:35.171
‫حالا بازیگرهای فوق‌العاده‌ای رو داریم، بازیگرهای برنده‌ی جایزه‌ی اسکار،‬

01:25:35.338 --> 01:25:39.259
‫مثل هالی بری و آنجلیکا هیوستون،‬

01:25:39.467 --> 01:25:42.720
‫که واقعاً درک می‌کنن جان ویک چیه،‬

01:25:42.887 --> 01:25:47.559
‫میخوان با کیانو باشن، میخوان با ‌87eleven‌ باشن.‬

01:25:47.725 --> 01:25:52.188
‫من یکی از طرفدارهاش بودم. یعنی، یه لحظه‌ی خسته کننده هم تو فیلم نیست.‬

01:25:52.355 --> 01:25:53.940
‫نیازی نیست فیلمنامه رو ببینم. فقط منو ثبت نام کن.‬

01:25:54.107 --> 01:25:56.025
‫باید بهت بگم،‬

01:25:56.192 --> 01:25:59.028
‫خیلی وقته منتظر دیدار با شما هستم.‬

01:25:59.237 --> 01:26:02.866
‫من یکی از طرفداران بزرگتونم، جان ویک.‬

01:26:03.074 --> 01:26:04.576
‫ما یه دفعه ای شدیم بخشی از تشکیلات.‬

01:26:04.742 --> 01:26:06.286
‫وقتی نبودیم،‬

01:26:06.494 --> 01:26:08.288
‫جان ویک ۱ خیلی دور از تشکیلات بود.‬

01:26:08.580 --> 01:26:12.083
‫حتی جان ویک ۲ هم انگار یه پا تو بود و یه پا بیرون.‬

01:26:12.167 --> 01:26:17.630
‫و اینو به کیانو گفتم، گفتم: "گوش کن، چه بهتر چه بدتر،‬

01:26:17.797 --> 01:26:22.719
‫ما الان جایی هستیم که تو اقتصاد فیلم و تلویزیون و استودیوها،‬

01:26:22.886 --> 01:26:24.596
‫باید این دنیا رو گسترش بدیم."‬

01:26:24.804 --> 01:26:29.434
‫انگار هیچ جوری نمی‌شه که بگیم: "آه، بچه ها، ما دیگه خوبیم."‬

01:26:29.559 --> 01:26:33.062
‫میدونی، سهامداران لاینزگیت میگن: "نه، ما بیشتر می خوایم."‬

01:26:33.229 --> 01:26:36.983
‫و من فکر می کنم همه ما یه جورایی به طور جمعی به این نتیجه رسیدیم که،‬

01:26:37.192 --> 01:26:41.112
‫و حالا میگیم: "خیله خب، چطوری چیزها رو یه کم باحال تر، یه کم متفاوت تر کنیم؟"‬

01:26:41.321 --> 01:26:44.782
‫خیلی خب. تصویر بالاست. قفلش کنید. بریم که رفتیم.‬

01:26:46.409 --> 01:26:47.994
‫لوکیشن باحالیه، مگه نه؟‬

01:26:48.203 --> 01:26:49.412
‫-خیلی عالیه. -ممنون.‬

01:26:51.164 --> 01:26:55.877
‫لعنتی. جان ویک ۳. منهتن. کتابخانه شهر نیویورک.‬

01:27:00.548 --> 01:27:04.302
‫حس می کنم هر فیلم جان ویک یه "چی" و یه "چرا" داشته.‬

01:27:04.510 --> 01:27:05.970
‫ولی شخصیت چیه؟ دلیلش چیه؟‬

01:27:06.763 --> 01:27:08.056
‫و بعد در کنار اون،‬

01:27:08.223 --> 01:27:10.183
‫هر فیلم دو سه تا داشته،‬

01:27:10.350 --> 01:27:13.269
‫مثلاً اکشن، حتی نه سکانس‌ها،‬

01:27:13.436 --> 01:27:16.105
‫ولی، مثلاً، دلم می خواد اینجا باشم. این یه اتاق آینه‌ست.‬

01:27:19.859 --> 01:27:22.028
‫این میشه مبارزه در کتابخانه با بوبان.‬

01:27:22.237 --> 01:27:25.448
‫این میشه راه پله‌ها در فصل ۴.‬

01:27:25.615 --> 01:27:29.744
‫همیشه این انگیزه‌های عمل یا سکانس‌های اکشن وجود داشته،‬

01:27:29.911 --> 01:27:33.706
‫و به نحوی داستان باید از اینجا و اینجا عبور کنه، میدونی،‬

01:27:33.873 --> 01:27:36.834
‫و اون نوع سماجت برای اینکه چطور میشه این رو فهمید.‬

01:27:39.796 --> 01:27:42.298
‫سگ‌ها، اسب‌ها، کبوترها، گراند سنترال.‬

01:27:42.465 --> 01:27:45.510
‫گراند سنترال. گراند سنترال.‬

01:27:45.677 --> 01:27:48.304
‫خیلی خب، برو بیرون. باید برم سر کار.‬

01:27:48.471 --> 01:27:52.600
‫اینجا سرزمین باله است. این خانم‌ها اونجا هستند. الان داریم چی فیلمبرداری می‌کنیم؟‬

01:27:52.809 --> 01:27:55.561
‫-بهشون بگو. -جان ویک ۳.‬

01:27:55.770 --> 01:27:57.647
‫همین کافیه، مگه نه؟‬

01:27:57.814 --> 01:28:00.525
‫-ما داریم میریم مراکش. -به نظر خوب میاد.‬

01:28:00.692 --> 01:28:03.319
‫داریم میریم مراکش. هلی بری در صحرا با چند تا سگ.‬

01:28:03.486 --> 01:28:06.447
‫این یکی از سخت ترین کارهاییه که تا حالا انجام دادم.‬

01:28:06.614 --> 01:28:10.243
‫من خودم رو به حد نهایی رسوندم. من چند تا استخوان شکسته داشتم.‬

01:28:12.161 --> 01:28:13.329
‫ولی من جون سالم به در بردم.‬

01:28:15.456 --> 01:28:17.709
‫سگ ها. ما به سگ‌ها در فیلم نیاز داریم.‬

01:28:17.875 --> 01:28:19.544
‫میخوای چیکار کنی؟ خب، ما قراره به سگ‌ها آموزش بدیم که به کشاله‌ی ران حمله کنن.‬

01:28:24.001 --> 01:28:27.552
‫این یکی از ایده‌ها بود. این یکی از ایده‌ها بود.‬

01:28:27.760 --> 01:28:29.721
‫-جان ویک ۳. -اگه میدونستید چه بودجه‌ای برای سگ‌ها خرج کردیم.‬

01:28:29.887 --> 01:28:30.763
‫این ایده بود.‬

01:28:34.642 --> 01:28:36.060
‫ما قراره به هلی بری با سگ‌ها آموزش بدیم.‬

01:28:36.227 --> 01:28:37.979
‫یه بازیگر داریم که میخواست بگه،‬

01:28:38.146 --> 01:28:40.857
‫"آره، من میخوام به مدت هفت، هشت ماه به سگ‌ها آموزش بدم."‬

01:28:41.024 --> 01:28:44.360
‫و این از یک سری کتاب نیست. این از یک رمان گرافیکی نیست.‬

01:28:44.527 --> 01:28:46.738
‫از اونجا شروع شد که گفتیم، "هی، رفیق، سگ دوست داری؟"‬

01:28:46.904 --> 01:28:49.198
‫من سگ دوست دارم. تو سگ دوست داری؟ من سگ دوست دارم. بیا یه کار باحال با سگ‌ها انجام بدیم.‬

01:28:49.365 --> 01:28:51.659
‫ما با اسلحه و ماشین کار کردیم. بیا با سگ‌ها کار کنیم. آره، من سگ دوست دارم."‬

01:28:54.517 --> 01:28:56.664
‫-فو سگ. -آره، فو سگ.‬

01:28:58.341 --> 01:29:01.210
‫و بعد، کیانو میگه، "جان ویک باید سوار اسب بشه."‬

01:29:01.377 --> 01:29:03.713
‫و من میگم، "جان ویک سوار اسب خیلی باحال به نظر میرسه."‬

01:29:08.092 --> 01:29:10.428
‫اما خیلی از افراد دیگه که فیلمنامه رو خوندن گفتن،‬

01:29:10.470 --> 01:29:13.639
‫"آره، این... چطور میخواد باحال باشه؟"‬

01:29:13.848 --> 01:29:15.808
‫-چون از پارک مرکزی فرار کرد. -و ما میگیم،‬

01:29:15.975 --> 01:29:18.019
‫"ما واقعاً مطمئن نیستیم، ولی قراره سعی کنیم بفهمیم."‬

01:29:18.186 --> 01:29:20.396
‫کنار پارک مرکزی اسب هست.‬

01:29:20.563 --> 01:29:23.566
‫اگر حاضر باشی تحمل کنی اون کمی ترس از ناشناخته رو‬

01:29:23.733 --> 01:29:25.651
‫و اون کمی درد فهمیدن رو...‬

01:29:25.860 --> 01:29:27.737
‫کی نمیخواد جان ویک رو سوار اسب ببینه؟‬

01:29:27.904 --> 01:29:29.697
‫-آره. -با کت و شلوار.‬

01:29:29.864 --> 01:29:31.616
‫منظورم اینه که چطوری...‬

01:29:31.783 --> 01:29:34.035
‫و فکر میکنم بیشتر مردم از این موضوع حس غریبی میگیرن‬

01:29:34.202 --> 01:29:35.995
‫چون نمیدونن چطور توی داستان جا میگیره‬

01:29:36.162 --> 01:29:38.539
‫یا نمیدونن چطور با شخصیت جور درمیاد،‬

01:29:38.748 --> 01:29:40.833
‫و این زیبایی چیزیه که ما با جان ویک داریم.‬

01:29:41.042 --> 01:29:42.752
‫-این ‌IP‌ خودمونه. -آره.‬

01:29:43.002 --> 01:29:45.671
‫پس، هیچ... هیچ قانون خاصی وجود نداره.‬

01:29:45.755 --> 01:29:48.132
‫مثلاً، افرادی بودن که اومدن پیش ما و به کیانو و من گفتن،‬

01:29:48.341 --> 01:29:49.384
‫"خب، این خیلی به جان ویک نمیخوره."‬

01:29:49.550 --> 01:29:51.302
‫و ما میگیم، "نمیدونم،‬

01:29:51.511 --> 01:29:52.637
‫این جان ویکه، و اون میگه که با اسب میاد."‬

01:29:52.804 --> 01:29:54.472
‫-میخوای اسب سواری کنی؟ -آره، رفیق.‬

01:29:54.680 --> 01:29:55.390
‫خیلی خب، پس این خیلی جان ویک طوریه، مگه نه؟‬

01:29:59.352 --> 01:30:02.313
‫آشنا شدن با جکی چان و دانی ین و جت لی،‬

01:30:02.480 --> 01:30:03.856
‫و کار کردن با همه اون آدما.‬

01:30:04.023 --> 01:30:07.110
‫یه بار داشتم با جکی صحبت میکردم...‬

01:30:07.318 --> 01:30:09.987
‫این بعد از این بود که خیلی وقت صرف تماشای نحوه کارش کردم.‬

01:30:10.154 --> 01:30:12.740
‫و میدونی، یه کم داشتم سر به سرش می‌ذاشتم.‬

01:30:12.949 --> 01:30:15.660
‫میدونی، مثلا، اگه کیانو و من اینجا نشسته بودیم و من داشتم به جکی میگفتم،‬

01:30:15.827 --> 01:30:18.413
‫"میدونی، اگه دو نفر اونجا نشسته باشن و یه میز بینمون باشه،"‬

01:30:18.579 --> 01:30:20.581
‫ما میگیم، "خب، میدونی، اون یه چیزی میگه، من یه چیزی میگم.‬

01:30:20.748 --> 01:30:22.291
‫من از روی میز میپرم، شروع میکنیم به جنگیدن،‬

01:30:22.458 --> 01:30:24.043
‫و بعد مشت میزنیم و مشت میزنیم و مشت میزنیم،‬

01:30:24.210 --> 01:30:26.129
‫و بعد اون یکی یارو میره بیرون و یه جمله باحال میگه."‬

01:30:26.337 --> 01:30:30.216
‫جکی دقیقا برعکس هر طراح رقص دیگه ای عمل میکرد.‬

01:30:30.383 --> 01:30:32.802
‫میگفت، "خیلی خب، تو چیزی نگو. من یه جوک میگم.‬

01:30:32.969 --> 01:30:36.222
‫من قراره سعی کنم برم بیرون، ولی تو منو از بیرون رفتن منع کن.‬

01:30:36.389 --> 01:30:39.725
‫بعد اتاق آتیش میگیره، در قفل میشه،‬

01:30:39.934 --> 01:30:42.311
‫با دستبند به هم وصل میشیم و... چی، راست دستی؟‬

01:30:42.520 --> 01:30:44.480
‫خب، پس نمیتونی از دست راستت استفاده کنی.‬

01:30:44.647 --> 01:30:46.399
‫و باید از شکستن این گلدون محافظت کنی‬

01:30:46.566 --> 01:30:48.359
‫چون این همون چیزیه که واقعا میخواستی.‬

01:30:48.568 --> 01:30:50.695
‫و نمیتونی کسی رو بکشی، اگرچه همه یه اسلحه دارن."‬

01:30:50.862 --> 01:30:54.699
‫و به جکی نگاه میکردی و میگفتی، "خب، من چطور باید این کارو انجام بدم؟"‬

01:30:54.866 --> 01:30:56.993
‫و اون بهترین جواب رو داشت.‬

01:30:57.160 --> 01:30:59.579
‫نگاه کرد و گفت: "هیچ ایده‌ای ندارم چطوری می‌خوای انجامش بدی،‬

01:30:59.787 --> 01:31:02.540
‫ولی اگه بفهمی چجوری، بهترین مبارزه فیلم میشه."‬

01:31:02.748 --> 01:31:05.168
‫یکی از سکانس‌هایی که به نظرم همیشه به عنوان‬

01:31:05.376 --> 01:31:10.715
‫یکی از بزرگترین لحظات در تمام چهار فیلم جان ویک ثبت میشه، مبارزه با چاقوئه.‬

01:31:10.882 --> 01:31:14.969
‫داره از تمام چیزهایی که معمولاً مشکل‌ساز میشن استفاده می‌کنه.‬

01:31:15.178 --> 01:31:20.224
‫جان توی یه اتاق راست و باریک گیر افتاده و اسلحه نداره.‬

01:31:20.391 --> 01:31:24.145
‫و همه این آدمکش‌هایی که اسلحه دارن دارن میان سراغش و اون نمیتونه قایم بشه.‬

01:31:24.312 --> 01:31:28.900
‫پس الان باید اسلحه‌هایی که میتونن بهش شلیک کنن و بکشنش رو خنثی کنه، درسته؟‬

01:31:29.066 --> 01:31:30.318
‫این شماره یک.‬

01:31:30.526 --> 01:31:34.614
‫شماره دو، اون به سمت شیشه پرتاب میشه.‬

01:31:34.822 --> 01:31:37.867
‫و چیزی که حس میشه قراره یه مشکل باشه، تبدیل به یه مزیت میشه.‬

01:31:38.034 --> 01:31:39.160
‫فوق‌العاده‌ست.‬

01:31:45.666 --> 01:31:48.419
‫-خیلی خوبه. -ما همیشه بهش میگفتیم مبارزه گلوله برفی.‬

01:31:48.628 --> 01:31:51.297
‫تو و برادرهات گلوله برفی رو برمیدارید و فقط اونا رو به سمت همدیگه پرت میکنید.‬

01:31:51.464 --> 01:31:53.299
‫ما داشتیم میگفتیم توی هر فیلم اکشن،‬

01:31:53.466 --> 01:31:55.092
‫مهم نیست کی باشه، همیشه یه چاقو برمیداره،‬

01:31:55.426 --> 01:31:57.178
‫و اون رو پرت میکنن، و فرو میره و یارو میمیره.‬

01:31:57.220 --> 01:31:58.971
‫و ما میگیم، "این هیچوقت واقعاً اتفاق نمیوفته."‬

01:31:59.138 --> 01:32:01.432
‫پس بیاین یه کاری کنیم که همه اشتباه بزنن.‬

01:32:01.599 --> 01:32:03.017
‫ما مدام تمرینش می‌کردیم و تمرینش می‌کردیم.‬

01:32:03.226 --> 01:32:04.352
‫ما مدام داشتیم تکه‌های مختلف رو عوض می‌کردیم.‬

01:32:04.519 --> 01:32:06.145
‫ولی هنوزم درست جا نمی‌افتاد.‬

01:32:06.312 --> 01:32:08.314
‫به خودم گفتم: "خب، یه مبارزه قابل قبول میشه."‬

01:32:08.481 --> 01:32:10.358
‫میدونی، من بیشتر منتظر صحنه‌های اسب سواری و اون چیزا بودم.‬

01:32:10.525 --> 01:32:12.693
‫-آره. -تقریباً روز سوم انجام این کار بود.‬

01:32:12.860 --> 01:32:15.821
‫وقتی به سمتش میای، فقط یک، دو، سه میری.‬

01:32:15.988 --> 01:32:19.242
‫نظرم تو این مبارزه کاملا عوض شد، دقیقا همین جا. همینجا.‬

01:32:26.123 --> 01:32:27.500
‫-چیکار کنم؟ -خم شو.‬

01:32:27.667 --> 01:32:29.877
‫-خم شم؟ خم شم؟ -بهتره که این کارو بکنی.‬

01:32:32.129 --> 01:32:33.381
‫خم شم؟‬

01:32:34.715 --> 01:32:36.384
‫این سرعت واقعیه.‬

01:32:36.551 --> 01:32:39.512
‫این... آره، این شین و چن هستن.‬

01:32:39.679 --> 01:32:41.639
‫وای! عجب چیزیه.‬

01:32:41.806 --> 01:32:43.808
‫ما داشتیم همون روز این چیزا رو سر هم می کردیم.‬

01:32:43.975 --> 01:32:44.725
‫حرکت!‬

01:32:47.353 --> 01:32:50.773
‫یادته، مثلا، وقتی اون برداشت لعنتی رو تو فیلم داشتیم؟‬

01:32:50.940 --> 01:32:52.024
‫آره.‬

01:32:52.358 --> 01:32:53.609
‫خیلی طول کشید.‬

01:32:53.651 --> 01:32:55.236
‫-نه اینکه... -می دونم.‬

01:32:55.403 --> 01:32:58.948
‫شین هم خیلی فوق العاده ست، ولی من خیلی کندم.‬

01:32:59.115 --> 01:33:01.701
‫ولی یه چیزی در مورد اون برداشت بود که انگار...‬

01:33:01.909 --> 01:33:04.829
‫آره، اون برداشت، می دونی، خیلی خوبه. خیلی خوبه.‬

01:33:14.848 --> 01:33:19.515
‫بهشون گفتم: "بچه ها، فکر نکنم بتونم از این سریع تر انجامش بدم."‬

01:33:19.670 --> 01:33:21.887
‫و شین هم گفت: "منم همین‌طور."‬

01:33:22.096 --> 01:33:24.265
‫-رسیدیم به یه سطح بالا. -دقیقا.‬

01:33:24.432 --> 01:33:27.059
‫-خیلی خوب بود ولی خیلی خسته کننده. -درسته؟‬

01:33:28.728 --> 01:33:30.605
‫خیلی سریع بود. خیلی زیاد.‬

01:33:31.147 --> 01:33:32.231
‫خدای من.‬

01:33:32.523 --> 01:33:34.567
‫چیزی که تو جان ویک ۱ یاد گرفتم،‬

01:33:34.609 --> 01:33:36.652
‫که تو همه شون ادامه‌ش دادی،‬

01:33:36.819 --> 01:33:40.489
‫-فیلم مبارزه بود با کسی که باهاش تمرین کردی. -آره.‬

01:33:40.656 --> 01:33:43.242
‫همه زمان‌بندی تو رو می‌فهمن، می‌دونی؟‬

01:33:43.409 --> 01:33:47.288
‫اونا می‌دونن من چقدر کندم، پس می‌تونن یه کارایی بینش انجام بدن.‬

01:33:47.496 --> 01:33:48.914
‫-زود باش، ریوز! -جبرانش می‌کنن.‬

01:33:49.123 --> 01:33:50.583
‫فکر می‌کنی همه همین کارو می‌کنن.‬

01:33:50.916 --> 01:33:52.543
‫-نمی‌دونم چرا فیلما این کارو نمی‌کنن. -نمی‌کنن.‬

01:33:55.755 --> 01:33:56.497
‫-کات! -کات.‬

01:33:56.564 --> 01:33:58.466
‫کیانو، می‌دونی، یه کمال‌گراست.‬

01:33:58.507 --> 01:33:59.800
‫افتضاح بودم.‬

01:33:59.967 --> 01:34:01.588
‫و اون خیلی به خودش سخت می‌گیره.‬

01:34:01.613 --> 01:34:03.137
‫واضحه، بزرگ‌ترین فیلم‌های اکشنش غیر از جان ویک‬

01:34:03.387 --> 01:34:05.431
‫فیلم‌های ماتریکس بودن. و واچوفسکی‌ها،‬

01:34:05.556 --> 01:34:08.100
‫می‌دونی، هیچ‌وقت کافی نبود.‬

01:34:08.267 --> 01:34:10.436
‫و حتی اگه عالی هم باشه، ده بار دیگه هم می‌گیریمش‬

01:34:10.603 --> 01:34:12.438
‫و مطمئن می‌شیم که عالیِ عالیه، می‌دونی، فوق‌العاده عالی.‬

01:34:12.605 --> 01:34:13.800
‫فوق‌العاده عالی.‬

01:34:13.911 --> 01:34:16.651
‫-این یه کلمه ریوزی‌ـه، فوق‌العاده عالی. -آره، این--‬

01:34:16.817 --> 01:34:19.028
‫-اینجاست که گندهای فاکی رو می‌زنیم. -آره.‬

01:34:19.195 --> 01:34:22.073
‫همه متوجه خودت هستن، که خیلی تحسین‌برانگیزه.‬

01:34:24.450 --> 01:34:26.577
‫لعنت! لعنت!‬

01:34:26.744 --> 01:34:28.954
‫-کات. دوباره می‌گیریم. -لعنت!‬

01:34:29.163 --> 01:34:30.956
‫نمی‌تونم اون قفل کوفتی رو انجام بدم.‬

01:34:31.165 --> 01:34:34.502
‫قفل کوفتی، کوفتی، کوفتی قفل، قفل کوفتی، لعنت.‬

01:34:34.669 --> 01:34:37.630
‫لعنت! لعنت!‬

01:34:37.797 --> 01:34:39.757
‫لعنتی. کوفتی، کوفتی، لعنت به کوفتی.‬

01:34:39.965 --> 01:34:43.052
‫لعنتی. تقصیر من بود. لعنت!‬

01:34:43.219 --> 01:34:45.471
‫خیلی خب، حالا بیا این کارو بکنیم.‬

01:34:45.638 --> 01:34:46.555
‫لعنت!‬

01:34:48.933 --> 01:34:49.809
‫لعنت.‬

01:34:51.936 --> 01:34:53.020
‫لعنت!‬

01:34:53.187 --> 01:34:54.146
‫لعنت!‬

01:34:54.355 --> 01:34:56.816
‫لعنت. لعنت.‬

01:35:02.196 --> 01:35:04.740
‫لعنت بهش. گند زدم. لعنت!‬

01:35:04.865 --> 01:35:05.866
‫کات.‬

01:35:06.117 --> 01:35:07.159
‫-گرفتی؟ -لعنت!‬

01:35:07.284 --> 01:35:09.286
‫-بله. -لعنت!‬

01:35:09.453 --> 01:35:10.287
‫دوباره بریم.‬

01:35:10.454 --> 01:35:13.560
‫خب، این لعنت‌ها از اینجا میان که،‬

01:35:14.116 --> 01:35:17.420
‫شماره یک، میخوای خوب انجامش بدی. میخوای درست انجامش بدی.‬

01:35:17.628 --> 01:35:20.923
‫و همین‌طور، وقتی داشتم بهش فکر میکردم، انگار...‬

01:35:23.969 --> 01:35:28.305
‫...وقتی باید یه سیم وصل کنی، یا وارد یه سکانس اکشن میشی،‬

01:35:28.472 --> 01:35:31.323
‫اساساً مثل یه فنر داری.‬

01:35:31.348 --> 01:35:34.401
‫میدونی، یه تنشی داری که منتظره آزاد بشه.‬

01:35:34.523 --> 01:35:38.072
‫و حس میکنم این لعنت‌ها یه راهیه برای اینکه...‬

01:35:38.205 --> 01:35:41.944
‫-مثل یه کیای (فریاد) میمونه. -آره. مثل یه کیای میمونه. مثل "لعنت!"‬

01:35:42.069 --> 01:35:44.196
‫مثل "لعنت".‬

01:35:44.613 --> 01:35:47.867
‫و بعد، دوباره جمعش میکنی و میگی، "خیلی خب، دوباره امتحان کنیم."‬

01:35:47.908 --> 01:35:50.536
‫سه، دو، یک، حرکت.‬

01:35:52.413 --> 01:35:53.789
‫آره.‬

01:35:56.207 --> 01:36:00.087
‫ریوز همواره یکی از مهربان‌ترین و سخت‌کوش‌ترین،‬

01:36:00.296 --> 01:36:05.176
‫مهربان‌ترین و سخاوتمندترین افرادی که تا به حال در این کار یا بیرون از آن دیده‌ام.‬

01:36:05.342 --> 01:36:08.220
‫اما وقتی شروع می‌کند و تمام تلاشش را برای چیزی می‌گذارد،‬

01:36:08.387 --> 01:36:10.765
‫کاملاً جدی است و باید برای آن آماده باشید.‬

01:36:10.931 --> 01:36:12.391
‫او می‌داند چه کار می‌کند،‬

01:36:12.683 --> 01:36:14.935
‫و وقتی شما را می‌گیرد تا پرتاب کند یا بچرخاند،‬

01:36:14.977 --> 01:36:17.062
‫مثل یک گیره است.‬

01:36:17.271 --> 01:36:21.007
‫اگر به اینستاگرام من نگاه کنید، یک عکس کوچک گذاشته‌ام.‬

01:36:21.151 --> 01:36:23.986
‫بازوهای من انگار می‌گن، چی؟‬

01:36:24.153 --> 01:36:27.114
‫اما من به آن‌ها افتخار می‌کردم. آن‌ها را به دست آوردم، می‌دانید؟‬

01:36:27.323 --> 01:36:30.326
‫جان ویک، چد و کیانو همین جا، همه جا.‬

01:36:36.203 --> 01:36:40.211
‫نمی‌توانم بگویم چند بار در صحنه جان ویک، تلفنم را برداشته‌ام‬

01:36:40.377 --> 01:36:44.215
‫و از بدلکاری‌ها و صحنه‌های مبارزه فیلم گرفته‌ام.‬

01:36:44.381 --> 01:36:48.219
‫نه به هیچ دلیل دیگری جز اینکه بگویم، "ببینید، این واقعاً انجام شد."‬

01:36:51.305 --> 01:36:53.432
میدونی، من دیده‌ام کیانو و بدلکارش‬

01:36:53.599 --> 01:36:56.811
‫در این فیلم‌ها آسیب‌های جسمی باورنکردنی‌ای را تحمل می‌کنند.‬

01:37:14.662 --> 01:37:17.957
‫فرصت بدلکاری کیانو را پیدا کردن خیلی سورئال بود.‬

01:37:18.165 --> 01:37:21.836
‫رابطه او با چد به عنوان بدلکارش در ماتریکس،‬

01:37:22.002 --> 01:37:24.046
‫که زندگی من را تغییر داد...‬

01:37:24.255 --> 01:37:28.425
‫بنابراین، تحویل مشعل توسط چد افتخار بزرگی بود.‬

01:37:28.551 --> 01:37:32.805
‫و فقط ملاقات با ریوز و ایجاد آن رابطه.‬

01:37:34.322 --> 01:37:38.018
‫خب، آن‌ها هم نقش شخصیتت رو بازی می‌کنند، میدونی؟‬

01:37:41.105 --> 01:37:46.610
‫و کارهایی انجام میدن که ممکنه آسیب ببینن.‬

01:37:47.570 --> 01:37:49.196
‫خیلی آسیب ببینن.‬

01:37:50.920 --> 01:37:53.284
‫نمی‌دانم جکسون چند بار با ماشین تصادف کرد.‬

01:37:57.204 --> 01:37:59.999
‫منظورم این است، اگر کسی آن‌ها را بشمارد، حداقل ۲۰ تا می‌شود.‬

01:38:01.375 --> 01:38:03.252
‫و این، خب، توی یک نسخه تدوین شده هست.‬

01:38:09.967 --> 01:38:11.510
‫و بعد همه‌ی زمین خوردن هایی که او انجام داد...‬

01:38:11.677 --> 01:38:12.887
‫...یک، برو!‬

01:38:15.723 --> 01:38:16.891
‫تصادف کردن، ضربه زدن...‬

01:38:18.934 --> 01:38:22.146
‫برخورد‌هایی که شبیه اینه: "اوه، نه. چی؟"‬

01:38:24.762 --> 01:38:28.402
‫و بعد تمام طراحی رقصی که اون میتونست انجام بده و من نمیتونستم،‬

01:38:28.569 --> 01:38:29.904
‫میدونی، فقط از لحاظ فیزیکی.‬

01:38:33.115 --> 01:38:35.451
‫همچنین مهارت، حرکت،‬

01:38:35.659 --> 01:38:39.121
‫نحوه حرکتش، نحوه ای که او، میدونی، به شخصیت توجه می کرد،‬

01:38:39.288 --> 01:38:40.664
‫به من در این نقش.‬

01:38:40.789 --> 01:38:42.750
‫و یک استعدادی در این کار هست.‬

01:38:43.208 --> 01:38:45.586
‫این فقط این نیست که، خب، محافظ‌ها رو بپوشی و بزنه یه ماشین بهت.‬

01:38:45.628 --> 01:38:47.296
‫میدونی، او داره نقش جان ویک رو بازی می کنه.‬

01:38:47.713 --> 01:38:49.256
‫و او باید حرکت کنه... تو میخوای یکم طبیعی جلوه بدی.‬

01:38:50.716 --> 01:38:53.552
‫بنابراین، فکر میکنم شما در هنر و با هم پیوند خورده و متصل هستید،‬

01:38:53.719 --> 01:38:56.055
‫و شما در جنبه فیزیکی آن با هم ارتباط دارید.‬

01:39:04.284 --> 01:39:06.973
‫همه ما به نوعی مازوخیست هستیم.‬

01:39:07.373 --> 01:39:10.694
‫فقط اینطوریه که، "درد داره." یه جور "ممنون آقا. میشه یکی دیگه بزنید؟"‬

01:39:12.437 --> 01:39:17.910
‫بزرگترین درد فیزیکی من از افتادن از ارتفاع زیاد در ویک ‌3‌ بود.‬

01:39:23.803 --> 01:39:28.545
‫بنابراین، من می افتم فکر کنم ‌12‌ فوت روی این سایه بان کوچیک،‬

01:39:28.712 --> 01:39:30.673
‫که لکسان هست، که مثل پلاستیکه.‬

01:39:30.881 --> 01:39:33.801
‫سر میخورم پایین، قرار هست پاهامو به لبه گیر بندازم‬

01:39:33.968 --> 01:39:37.346
‫و، خب، مثل مداد بچرخم، مثل جسد،‬

01:39:37.513 --> 01:39:41.141
‫بچرخم تا نصف کمرم روی نصفش بیرون پله فرار فرود بیاد.‬

01:39:41.308 --> 01:39:43.102
‫قراره خراب شه و من قراره بیفتم.‬

01:39:47.856 --> 01:39:48.941
‫- قراره که... - بله. قربان.‬

01:39:49.108 --> 01:39:49.984
‫خیلی خب.‬

01:39:53.203 --> 01:39:55.239
‫خب، ما اون وسیله رو امتحان کردیم،‬

01:39:55.406 --> 01:39:59.827
‫ولی هیچوقت تا حالا لباس رو روی اون لکسانی که ازش سر میخورم امتحان نکرده بودیم.‬

01:39:59.994 --> 01:40:03.872
‫من فقط یه جورایی، لباس ورزشی یا یه همچین چیزی پوشیده بودم.‬

01:40:04.039 --> 01:40:08.252
‫و خب، الکتریسیته ساکن از یه لباس اصطکاک کمتری ایجاد می‌کنه...‬

01:40:11.070 --> 01:40:13.966
‫فکر کنم وقتی که افتادم، خیلی سریع سر خوردم‬

01:40:14.133 --> 01:40:17.177
‫که تا زمانی که فهمیدم کجام،‬

01:40:17.386 --> 01:40:19.888
‫پاهام از جایی که قرار بود بگیره رد شده بود.‬

01:40:20.055 --> 01:40:23.600
‫برای همین باسنم لب پرید.‬

01:40:23.809 --> 01:40:27.229
‫و من داشتم کج میرفتم، پس داشتم یه بلایی سر خودم می آوردم.‬

01:40:27.396 --> 01:40:32.067
‫خوشبختانه، خودمو گرفتم و اساسا روی پسِ سرم فرود اومدم.‬

01:40:33.986 --> 01:40:35.612
‫راه پله فرار نشکست،‬

01:40:35.779 --> 01:40:38.198
‫که می‌ذاشت من بیفتم و صحنه ادامه پیدا کنه‬

01:40:38.365 --> 01:40:40.367
‫تا جایی که باید توی یه جعبه می افتادم.‬

01:40:43.435 --> 01:40:45.914
‫اولین چیزی که بهش فکر کردم فقط این بود، "پاتو تکون بده."‬

01:40:47.374 --> 01:40:49.668
‫پام تکون خورد، و من گفتم، "اوه، خدا رو شکر."‬

01:40:49.877 --> 01:40:52.129
‫"قراره اون یکی رو امتحان کنیم." اون یکی رفت... گفتم، "خب، عالیه."‬

01:40:53.794 --> 01:40:56.717
‫اینجوری فهمیدم که توی ویدیو ویلیج بد به نظر میرسه.‬

01:40:56.884 --> 01:40:58.779
‫یکی گفت چاد گفت، "لعنتی!"‬

01:40:59.123 --> 01:41:00.929
‫میتونم یه کاندور بیارم یا میتونی از راه خودت بیای پایین.‬

01:41:01.138 --> 01:41:02.598
‫-فقط می پرم. -باشه.‬

01:41:03.640 --> 01:41:05.184
‫سه، دو، یک، بپر!‬

01:41:07.227 --> 01:41:09.521
‫فقط نگاه کردم پایین و دستای چاد تو جیبش بود.‬

01:41:11.231 --> 01:41:14.068
‫"حالت چطوره؟" من گفتم، "افتضاح بود."‬

01:41:14.943 --> 01:41:16.779
‫اون... لعنتی.‬

01:41:16.945 --> 01:41:19.156
‫- خوبی؟ - آره.‬

01:41:19.615 --> 01:41:21.867
‫من گفتم، "باید دوباره بریم؟" اون گفت، "دوست دارم برم."‬

01:41:21.909 --> 01:41:24.286
‫اون گفت: "میتونی؟" من گفتم: "آره، ولی اگه دوباره بریم،‬

01:41:24.453 --> 01:41:26.038
‫باید الان بریم،‬

01:41:26.205 --> 01:41:28.791
‫چون یه حسی دارم که حدود ده دقیقه دیگه،‬

01:41:28.999 --> 01:41:32.503
‫مثل بتمن میشم چون با سر فرود اومدم."‬

01:41:32.669 --> 01:41:35.589
‫اون گفت: "خیلی خب. خب، بیا ببینیم باید چیکار کنیم درستش کنیم،‬

01:41:35.798 --> 01:41:39.009
‫و بریم. خیلی خب. خوشحالم که حالت خوبه."‬

01:41:39.176 --> 01:41:42.304
‫چرا اینقدر لیز بود؟ خیلی لیز بود، لامصب.‬

01:41:42.471 --> 01:41:45.182
‫برای همین دوباره رفتم و انجامش دادم.‬

01:41:45.349 --> 01:41:50.104
‫اینم یه جور دیگه نشون میده چقدر کارمون چرت و پرته.‬

01:41:50.270 --> 01:41:52.689
‫چد رو دیدم داشت مانیتور رو نگاه میکرد و من گفتم:‬

01:41:52.856 --> 01:41:54.149
‫"خب، چطور بود؟" اون گفت:‬

01:41:55.484 --> 01:41:57.152
‫"خب، نمیتونیم اولی رو بزنیم."‬

01:41:57.361 --> 01:41:59.321
‫اون گفت: "انگار فقط داری میمیری."‬

01:41:59.488 --> 01:42:01.115
‫و من گفتم: "خب، آره."‬

01:42:03.784 --> 01:42:08.956
‫خب، میدونی، داری یه نفر دیگه رو میبینی که سلامتیشو به خطر میندازه.‬

01:42:09.123 --> 01:42:11.208
‫میدونی؟ ولی اینم میدونی که عاشق این کارن.‬

01:42:11.416 --> 01:42:12.334
‫چه پرش خوبی.‬

01:42:12.501 --> 01:42:13.961
‫و این رو هم میدونی که‬

01:42:14.336 --> 01:42:16.421
‫وقتی خوب از آب در میاد و حال همه خوبه،‬

01:42:16.463 --> 01:42:18.465
‫انگار میگی: "عجب چیزی شد!"‬

01:42:18.674 --> 01:42:21.093
‫و برای من، مثل اینه که داری تحسین میکنی کاری که انجام میدن.‬

01:42:21.260 --> 01:42:23.011
‫همه‌مون داریم لباس مخصوص رو پوشیدیم.‬

01:42:23.178 --> 01:42:25.180
‫وقتی که به عنوان یک بدلکار شروع می کنی،‬

01:42:25.347 --> 01:42:27.432
‫اگر دنبال اعتبار و شهرت هستی،‬

01:42:27.641 --> 01:42:29.059
‫جای اشتباهی در این کار ایستاده‌ای.‬

01:42:29.268 --> 01:42:30.769
‫این بخش کوچیک رو انجام میدی. تو این فرصت رو داری که...‬

01:42:30.936 --> 01:42:34.606
‫گمنامی‌ای رو داری که همیشه ازش لذت بردم.‬

01:42:34.773 --> 01:42:37.568
‫و بعدش، می‌دونی، فرصت این رو پیدا می‌کنی که با بهترین‌های هالیوود کار کنی،‬

01:42:37.734 --> 01:42:39.862
‫و این شانس رو داری که یه نینجا باشی.‬

01:42:40.070 --> 01:42:42.239
‫هیچ کس نمی‌دونست تو کی هستی، اما باز هم می‌تونستی توی سینما بشینی‬

01:42:42.447 --> 01:42:44.158
‫و بگی، "آره، اون منم."‬

01:42:44.324 --> 01:42:46.535
‫و بعضی از بزرگترین لحظات هالیوود رو رقم می‌زنی.‬

01:42:46.827 --> 01:42:50.747
‫تقریباً مطمئنم که من بیشتر از هر کس دیگه‌ای توی سری جان ویک مردم.‬

01:42:53.542 --> 01:42:57.004
‫ویک ۲، توی تونل‌ها، فقط ضربه‌های شاتگان می‌خوردم.‬

01:43:00.716 --> 01:43:02.926
‫ویک ۳، هلی هم من رو کشت.‬

01:43:05.721 --> 01:43:08.140
‫نقش نگهبان‌ها داخل کانتیننتال رو بازی کردم.‬

01:43:10.809 --> 01:43:12.519
‫من دو بار توی صحنه کلاب می‌میرم...‬

01:43:14.771 --> 01:43:16.607
‫یه بار داخل خونه،‬

01:43:16.773 --> 01:43:18.692
‫دو بار توی خانه آینه‌ها،‬

01:43:18.901 --> 01:43:21.236
‫یه عالمه بار داخل تونل،‬

01:43:21.403 --> 01:43:22.654
‫احتمالاً حدود چهار بار اونجا.‬

01:43:25.966 --> 01:43:28.619
‫من بدل مایکل نیکویست هم بودم، پس حدس می‌زنم اونجا هم مردم.‬

01:43:31.163 --> 01:43:34.208
‫یه صحنه مبارزه توی جان ویک ۱ هست که کیانو من رو خفه می‌کنه.‬

01:43:35.959 --> 01:43:40.214
‫بعدش توی ۲، یه صحنه بزرگ توی لینکلن اسکوئر گرفتیم، فکر کنم،‬

01:43:40.380 --> 01:43:42.674
‫ولی هیچ وقت به فیلم راه پیدا نکرد.‬

01:43:42.883 --> 01:43:46.470
‫بعدش توی جان ویک ۳، من همون کسی هستم که زیر آب بهش لگد می‌زنه،‬

01:43:46.637 --> 01:43:48.055
‫خیلی آهسته،‬

01:43:48.222 --> 01:43:50.682
‫بعدش کیانو میاد، مغزم رو متلاشی می‌کنه.‬

01:43:50.849 --> 01:43:53.518
‫تو تریدر جوز، یه جوون بود که یه جورایی اینطوری بود،‬

01:43:53.727 --> 01:43:56.021
‫"تو تو یه فیلم بودی. من دیدمت. دیدمت."‬

01:43:56.230 --> 01:43:58.523
‫منم گفتم، "آره، تو چند تا فیلم بودم مثل جان ویک."‬

01:43:58.732 --> 01:44:00.525
‫گفت: "تو تو جان ویک بودی؟" منم گفتم: "آره." گفت: "باحال."‬

01:44:00.692 --> 01:44:03.320
‫و بعدش روز بعدش اومدم، و از اون سر داد زد،‬

01:44:03.528 --> 01:44:06.198
‫"هی، هی، اون یارو اسپییدو هست."‬

01:44:17.668 --> 01:44:18.669
‫بررسی، بازبینی.‬

01:44:20.963 --> 01:44:22.130
‫کات!‬

01:44:24.549 --> 01:44:26.885
‫شماره ۳ سخت بود چون همه چیز رو فیلمبرداری کردیم‬

01:44:27.052 --> 01:44:30.180
‫ولی نه مراکش رو به خاطر آب و هوا،‬

01:44:30.389 --> 01:44:34.726
‫و هلی دنده‌اش شکسته بود و نیاز داشت خوب بشه.‬

01:44:34.893 --> 01:44:37.229
‫و اینطوری یه لحظه زمانی داشتیم که داشتیم فیلم رو ادیت می‌کردیم،‬

01:44:37.396 --> 01:44:38.772
‫ولی وسط فیلم اونجا نبود.‬

01:44:38.981 --> 01:44:40.232
‫هنوز نمی‌تونستیم حلش کنیم.‬

01:44:40.269 --> 01:44:42.859
‫پول کافی نداشتیم که اون قسمت رو انجام بدیم.‬

01:44:44.647 --> 01:44:49.074
‫و بعدش رفتیم مراکش، و مراکش افتضاح بود.‬

01:44:49.241 --> 01:44:52.119
‫منظورم اینه، همه‌چیش.‬

01:44:52.286 --> 01:44:54.538
‫قرار بود تو یه جا فیلمبرداری کنیم. تهش سر از صویره درآوردیم.‬

01:44:54.705 --> 01:44:57.291
‫نتونستیم هیچ کاری رو مجوز بگیریم.‬

01:44:57.457 --> 01:45:01.753
‫و بعدش، سگ‌ها رو داشتیم، که اونها رو هم مجبور بودیم از آمریکا بیاریم.‬

01:45:01.920 --> 01:45:03.922
‫پنج تا سگ هست. رسیدیم اونجا، و یکی از سگ‌ها کارش رو انجام نمیداد‬

01:45:04.006 --> 01:45:05.299
‫چون که کلا از مراکش خوششون نمیومد.‬

01:45:05.799 --> 01:45:08.302
‫اونجا یه دهکده ماهیگیری هم بود،‬

01:45:08.343 --> 01:45:10.220
‫و اینطوری همه جا ماهی مرده بود.‬

01:45:12.222 --> 01:45:14.599
گربه‌های لعنیت همه جا بودن

01:45:14.808 --> 01:45:16.768
بیا اینجا

01:45:18.854 --> 01:45:21.982
باید روی سگ‌ها تمرکز میکردیم که گربه‌ها رو نکشن

01:45:22.149 --> 01:45:25.110
گوشه صحنه یه هتل برا گربه‌ها ساختیم

01:45:25.319 --> 01:45:27.279
این جمله رو نفهمیم !!!

01:45:27.362 --> 01:45:29.573
لعنت

01:45:30.073 --> 01:45:34.036
‫Когда мы заканчиваем، у всех всегда одно и то же эмоция، которая «Никогда больше».‬

01:45:34.077 --> 01:45:36.913
‫Типа: «К черту это. Никогда больше». Особенно Киану.‬

01:45:37.122 --> 01:45:39.916
‫В конце каждого Джона Уика мы говорим: «Больше никогда не будет другого»،‬

01:45:40.083 --> 01:45:42.085
‫потому что мы так мертвы и мы ненавидим друг друга،‬

01:45:42.294 --> 01:45:44.212
‫и Киану буквально наполовину мертв.‬

01:45:44.379 --> 01:45:46.381
‫На полпути Киану говорит: «В конце этого фильма...»‬

01:45:46.548 --> 01:45:49.217
‫Я не преувеличиваю. Он говорит: «Я хочу، чтобы мне отрубили голову.‬

01:45:49.426 --> 01:45:51.762
‫Я хочу увидеть парня держа мою голову."‬

01:45:51.928 --> 01:45:55.223
‫И я просто такой: «Во-первых، нет، и во-вторых، хорошая попытка،‬

01:45:55.390 --> 01:45:56.600
‫потому что ты никогда не сможешь вернуться снова."‬

01:45:56.808 --> 01:45:59.561
‫После ‌3‌ мы сказали: «Хорошо.‬

01:45:59.728 --> 01:46:01.229
‫-Вот и все. Этого достаточно." -Это хорошо.‬

01:46:01.438 --> 01:46:02.814
‫«Мы сделали это. У нас все хорошо».‬

01:46:02.981 --> 01:46:04.858
‫И это просто продолжало грызть меня، грызть меня.‬

01:46:05.067 --> 01:46:07.069
‫Типа، мы не успели сделать наша японская часть.‬

01:46:07.277 --> 01:46:09.863
‫Мы не успели сделать нашу версию самурая. Осталось так много.‬

01:46:10.030 --> 01:46:14.159
‫Я помню، как сидел с тобой и говорил: «Хорошо، На этот раз у меня есть довольно хорошее «почему».‬

01:46:14.326 --> 01:46:15.660
‫فقط حس می‌کردی کارهای بیشتری هست که باید انجام بدی.‬

01:46:15.827 --> 01:46:17.120
‫آره.‬

01:46:21.958 --> 01:46:24.419
‫فکر می‌کنی آماده‌ای که حرکت ‌180‌ درجه رو با یه دست انجام بدی؟‬

01:46:24.586 --> 01:46:26.713
‫-بله. -و با دست راستت؟‬

01:46:28.590 --> 01:46:29.966
‫-امتحانش کنیم. -امتحانش کنیم.‬

01:46:30.133 --> 01:46:31.635
‫تفنگ رو الان می‌خوای یا تو حرکت بعدی؟‬

01:46:31.802 --> 01:46:33.261
‫-تو حرکت بعدی انجامش بدیم. -باشه، فهمیدم.‬

01:46:42.145 --> 01:46:44.398
‫به ما گفته شد که جان ویک ۳ خیلی صحنه‌های اکشن داره،‬

01:46:44.564 --> 01:46:46.316
‫-برای همین مجبور شدیم کمش کنیم. -نه.‬

01:46:46.525 --> 01:46:49.361
دوباره تو شماره 4 اوردیمش

01:46:57.640 --> 01:47:00.205
‫چیزی که تو شماره ۴ سخت بود اینه که تو نیویورک نبودیم،‬

01:47:00.372 --> 01:47:02.791
‫برای همین دی‌ان‌ای فیلم تغییر کرده بود.‬

01:47:03.041 --> 01:47:06.128
‫یهو داشتیم یه جورایی نسخه بین‌المللی ویک رو می‌ساختیم،‬

01:47:06.253 --> 01:47:08.839
‫که یکم برامون سخت بود که خودمونو جمع و جور کنیم.‬

01:47:09.047 --> 01:47:10.424
‫و دانی ین رو داشتیم...‬

01:47:13.343 --> 01:47:16.304
‫که عالیه، ولی یه بازیگر ستاره دیگه هم تو صحنه بود.‬

01:47:18.103 --> 01:47:21.226
‫و یه جورایی عقب شروع کردیم. داشتیم پول زیادی خرج می‌کردیم.‬

01:47:21.393 --> 01:47:25.397
‫بعد از همه‌گیری بود، همه‌ی ماسک‌ها و اون مزخرفات.‬

01:47:25.564 --> 01:47:26.898
‫و فیلم خیلی بزرگی بود.‬

01:47:30.152 --> 01:47:31.820
‫و همچنین تقریباً ۱۰۰ روز طول کشید.‬

01:47:31.987 --> 01:47:33.447
‫می‌دونی، وقتی به فیلم اول فکر می‌کنی، انگار ۴۰ روز بود.‬

01:47:33.613 --> 01:47:35.157
‫وای کمرم.‬

01:47:35.365 --> 01:47:37.409
‫میشه یه نفر رو خیلی بیشتر از حدش تحت فشار گذاشت‬

01:47:37.576 --> 01:47:39.077
‫وقتی داری ۴۰ یا ۵۰ روز فیلمبرداری می‌کنی.‬

01:47:39.244 --> 01:47:41.538
‫وقتی روز ۹۲ هستی، باید مراقب باشی.‬

01:47:41.705 --> 01:47:43.081
‫-کات! -لعنتی.‬

01:47:43.540 --> 01:47:46.585
‫چرا نمی‌تونم اون پرتاب لعنتی رو انجام بدم؟‬

01:47:46.626 --> 01:47:48.545
‫اونا هیچوقت آسون‌تر نشدن، حتی جان ویک ۴،‬

01:47:48.712 --> 01:47:50.547
‫می‌دونی، حالا ما بالای صد میلیون دلار داریم،‬

01:47:50.714 --> 01:47:53.216
‫چون حالا ما داریم سعی می کنیم ۱۲۰ میلیون دلار‬

01:47:53.383 --> 01:47:54.468
‫رو شبیه ۲۰۰ میلیون دلار نشون بدیم.‬

01:47:58.221 --> 01:48:00.098
‫ما همچنین اون تیم اصلی خودمونو هم نداشتیم، مثل...‬

01:48:00.265 --> 01:48:02.559
‫اون گروهی که برای سه فیلم دیگه داشتیم،‬

01:48:02.767 --> 01:48:04.186
‫و حسش فرق داشت.‬

01:48:04.603 --> 01:48:05.562
‫یه دفعه، انگار تو برلین مستقر شده بودیم.‬

01:48:05.604 --> 01:48:07.481
‫تیم‌های مختلف زیادی داشتیم.‬

01:48:07.647 --> 01:48:11.860
‫و به همین خاطر، هماهنگ شدن سخت بود.‬

01:48:12.027 --> 01:48:13.528
‫اونم یه ماشین دیگه است؟‬

01:48:13.695 --> 01:48:15.989
‫نه. اینطوری می‌شه... خب، اون می‌زنه به...‬

01:48:16.156 --> 01:48:18.992
‫اون به ماشین می‌زنه، نمی‌دونه به ماشین زده، بعدش ناک‌اوت می‌شه؟‬

01:48:19.201 --> 01:48:22.579
‫آره. و پشت اون ماشین، بروس از ته دره میاد بیرون.‬

01:48:22.787 --> 01:48:25.290
‫چد گفت، "باید بیای ویک ۴ رو انجام بدی."‬

01:48:25.457 --> 01:48:29.002
‫من گفتم، "عالیه. قراره تیم دور هم جمع بشیم."‬

01:48:29.169 --> 01:48:33.131
‫نه. جکسون نیست چون داره هماهنگ کننده مبارزه، هماهنگ کننده بدلکاری می‌شه.‬

01:48:33.298 --> 01:48:35.133
‫جوجو داره روی نمایش‌های خودش کار می‌کنه.‬

01:48:37.294 --> 01:48:42.349
‫پس من زیر ذره‌بین چد بودم و برادر بزرگ‌تری نداشتم که پشتم باشه.‬

01:48:42.516 --> 01:48:44.120
‫خوبه.‬

01:48:44.243 --> 01:48:48.146
‫چد فقط گفت، "نوبت توئه. گند نزنی."‬

01:48:48.271 --> 01:48:51.358
‫به جای بلاک کردن، تو شلیک می‌کنی. و من شلیک می‌کنم. و اون می‌گه، من شلیک می‌کنم.‬

01:48:51.525 --> 01:48:53.902
‫خیلی... به نظر بچه‌گانه میاد.‬

01:48:54.069 --> 01:48:56.571
‫دانی یه موجودیت کاملاً متفاوت بود برای کار کردن باهاش.‬

01:48:58.573 --> 01:49:00.260
‫با توجه به اینکه اون یه کمال‌گراست،‬

01:49:00.294 --> 01:49:04.538
‫اون طراحی رقص مبارزه معمولی رو میگیره و فاکتور دانی خودشو بهش اضافه می‌کنه،‬

01:49:04.579 --> 01:49:07.415
‫و یه عالمه چیز غیرمنتظره اضافه می‌کنه که ما باید براش آماده می بودیم.‬

01:49:07.624 --> 01:49:10.168
‫این... هیچ تکنیکی وجود نداره.‬

01:49:10.335 --> 01:49:12.963
‫باید یه مقدار فیلیپینی مثلاً یه کم کالی توش می‌ذاشتیم.‬

01:49:13.129 --> 01:49:16.007
‫پاپ، پاپ، پاپ، پاپ. می‌دونی، پاپ... می‌دونی، از اون تکنیک استفاده کن.‬

01:49:16.174 --> 01:49:20.136
‫بنابراین، فشار زیاد بود، اما او فقط بهترین را می خواست.‬

01:49:25.684 --> 01:49:27.561
‫-کات! -خیلی عالی بود.‬

01:49:27.727 --> 01:49:29.729
‫و اینطوری من چاد رو توصیف می کنم.‬

01:49:29.896 --> 01:49:31.982
‫چاد بهترین رو می خواد.‬

01:49:32.148 --> 01:49:34.568
‫به قول چاد، "بهترین خودت رو انجام نده. بهترین من رو انجام بده."‬

01:49:37.946 --> 01:49:41.199
‫یه چیزی بهت میگم، چون چاد خیلی چیزها رو تغییر میده.‬

01:49:41.366 --> 01:49:45.829
‫مبارزه نانچیکو تقریباً صحنه به صحنه مثل پیش‌نمایشه.‬

01:49:45.996 --> 01:49:47.205
‫بنابراین، یه چیزی هست که بهش افتخار می کنم.‬

01:49:53.211 --> 01:49:53.985
‫خوبه، کات. کات.‬

01:49:54.018 --> 01:49:57.465
‫کیانو در طول مبارزه با نانچیکو فشار زیادی رو تحمل می کرد‬

01:49:57.549 --> 01:50:01.136
‫چون اولین چیزی که وقتی نانچیکو می بینی بهش فکر می کنی بروس لی هست.‬

01:50:01.177 --> 01:50:04.222
‫نانچیکو همیشه یکی از اون چیزهایی هست که عالی به نظر می رسه‬

01:50:04.389 --> 01:50:07.642
‫تا اینکه متوجه بشی چقدر کار باید روش انجام بشه، همونطور که فهمیدیم.‬

01:50:07.809 --> 01:50:10.270
‫و در زمان اون، اونا همه نرم درست نمی‌کردن...‬

01:50:10.437 --> 01:50:11.896
‫-طرف نرم نداشت. -...لاستیکی.‬

01:50:12.105 --> 01:50:14.232
‫-آره، آره، آره. همش چوبه. -نه. چوب.‬

01:50:14.399 --> 01:50:17.819
‫وقتی من و تایگر داشتیم امتحانشون می کردیم، اونا... یه جور جریمه داشت.‬

01:50:18.028 --> 01:50:19.112
‫پیامد داشت.‬

01:50:19.154 --> 01:50:20.572
‫خیلی وقتا.‬

01:50:20.597 --> 01:50:22.991
‫توی جان ویک ۴ خیلی جریمه داشتیم.‬

01:50:23.033 --> 01:50:25.201
‫من جفت اصلی رو برمی‌داشتم و می‌گفتم: "اوه، نه."‬

01:50:25.368 --> 01:50:26.579
‫نه، نه.‬

01:50:26.604 --> 01:50:29.998
‫به معنای واقعی کلمه، هر کسی که جفت اصلی رو برمی‌داشت، ده ثانیه بعد،‬

01:50:30.165 --> 01:50:31.791
‫آره، می‌ذاشتش پایین و می‌گفت: "لعنتی."‬

01:50:33.043 --> 01:50:34.169
‫و حرکت!‬

01:50:45.680 --> 01:50:48.141
‫احتمالا باید میتونستیم اون مبارزه رو تو نصف روز فیلمبرداری کنیم.‬

01:50:48.350 --> 01:50:50.060
‫دست لعنتی اشتباه، ریوز.‬

01:50:50.226 --> 01:50:52.729
‫ولی کیانو عفونت گوش وحشتناکی داشت. هیچی نمیشنید.‬

01:50:52.937 --> 01:50:54.689
‫میدونم که حتما حالش خیلی بد بود.‬

01:50:54.856 --> 01:50:56.274
‫لعنت بهش.‬

01:50:56.441 --> 01:50:57.609
‫فکر کنم طول کشید،‬

01:50:57.776 --> 01:50:59.194
‫حداقل یه روز کامل، شاید یه روز و نصفی.‬

01:50:59.402 --> 01:51:02.280
‫ولی، میدونی، اون هیچوقت دست نکشید.‬

01:51:02.447 --> 01:51:04.658
‫چرا هی دارم این کارو میکنم، مرد؟‬

01:51:05.075 --> 01:51:08.787
‫کیانو، در طول کل فیلم ویک ۴، یه جورایی آنفولانزا داشت.‬

01:51:08.828 --> 01:51:12.540
‫و اخلاق کاری برای کار کردن با وجود اون، خیلی شدید بود‬

01:51:12.707 --> 01:51:14.626
‫چون ما فیلمبرداری رو شروع کرده بودیم.‬

01:51:14.709 --> 01:51:16.211
‫داشت چندتا مبارزه دیگه رو انجام میداد.‬

01:51:16.586 --> 01:51:18.963
‫ولی تو وقت استراحتش، وقتی جلوی دوربین نبود،‬

01:51:19.005 --> 01:51:20.507
‫داشت نانچیکو تمرین میکرد.‬

01:51:20.840 --> 01:51:22.592
‫بهش میگفتیم: "تو مریضی. یه روز مرخصی بگیر."‬

01:51:22.717 --> 01:51:25.512
‫اون میگفت: "مرخصی تعطیل. من چند روز دیگه نانچیکو بازی میکنم."‬

01:51:25.679 --> 01:51:28.139
‫اون یه دیوار داره؟ ما هیچوقت پیداش نکردیم.‬

01:51:28.306 --> 01:51:29.891
‫آماده و شروع!‬

01:51:34.020 --> 01:51:36.189
‫خیلی از جان ویک‌ها مثل نامه‌های عاشقانه به چیزهایی هستند که دوست داریم.‬

01:51:36.398 --> 01:51:38.233
‫مثل فیلم‌های اکشن کم‌هزینه‌ای که با عشق دیدیم و بزرگ شدیم.‬

01:51:38.441 --> 01:51:40.985
‫برای همین مارک داکاسکوس رو در جان ویک ۳ داشتیم.‬

01:51:41.152 --> 01:51:43.613
‫منظورم اینه که گری دنیلز رو در شماره دو داشتیم، دنیل برنهارت،‬

01:51:43.822 --> 01:51:46.491
‫می‌دونید، یایان و سِسِپ از فیلم "یورش".‬

01:51:46.658 --> 01:51:48.493
‫منظورم اینه، ببینید چه کسی رو در شماره چهار داریم.‬

01:51:48.660 --> 01:51:50.203
‫این یکی از اون چیزها بود. فیلمنامه رو نمی‌دونیم،‬

01:51:50.412 --> 01:51:52.455
‫ولی می‌دونم اسکات ادکینز قراره لباس چاق‌کننده بپوشه.‬

01:51:52.664 --> 01:51:54.582
‫چد، من می‌خوام در جان ویک ۴ باشم.‬

01:51:54.791 --> 01:51:56.334
‫-آره. -اون تماس تلفنی...‬

01:51:56.501 --> 01:51:58.253
‫ممنون بابت این فرصت. واقعا قدردانی می‌کنم.‬

01:51:58.420 --> 01:51:59.671
‫اون تماس تلفنی رو یادمه...‬

01:51:59.879 --> 01:52:01.673
‫ولی دیگه نمی‌خوام با تو فیلم دیگه‌ای بازی کنم.‬

01:52:01.798 --> 01:52:04.926
‫راستش رو بخواید، دیگه خسته شدم.‬

01:52:05.093 --> 01:52:07.178
‫هیچی برام بهتر از این نیست که به مارکو زارور زنگ بزنم،‬

01:52:07.345 --> 01:52:10.014
‫کسی که قبل از همکاری نمی‌شناختم، و بگم:‬

01:52:10.181 --> 01:52:12.559
‫"هی، مرد، من واقعا عاشق همه‌ی فیلم‌هات هستم." اونم میگه: "شوخی می‌کنی، درسته؟"‬

01:52:12.726 --> 01:52:14.525
‫منم گفتم: "نه، جدی میگم. ما همیشه اونا رو تماشا می‌کنیم. محشرن."‬

01:52:14.603 --> 01:52:17.038
‫من مارک داکاسکوس رو کشتم.‬

01:52:17.063 --> 01:52:18.773
‫من اسکات ادکینز رو کشتم. حالا می‌خوام مارکو زارور رو بکشم.‬

01:52:19.937 --> 01:52:23.111
‫دیگه کی مونده؟ سینتیا روتراک؟‬

01:52:23.153 --> 01:52:26.322
‫شیمیر، وقتی وارد میشی، یه یک هزارم بده،‬

01:52:26.489 --> 01:52:28.158
‫-بعدش اون میتونه ظاهرش رو بسازه. -باحال.‬

01:52:28.324 --> 01:52:29.743
‫ضرب، یک هزارم، برو.‬

01:52:29.909 --> 01:52:31.161
‫- این اولین باره. - باحال بود.‬

01:52:31.327 --> 01:52:33.788
‫باید صبر کنم تا ببینمش بعد جاخالی بدم؟‬

01:52:33.955 --> 01:52:36.916
‫فکر کنم همزمان می‌تونی انجامش بدی. شامیر تا ۱۰۰۰ می‌شماره.‬

01:52:37.083 --> 01:52:39.085
‫-اگه به محض ضربه زدن نگاه کنی... -اوکی.‬

01:52:39.252 --> 01:52:40.628
‫...بهش برخورد می‌کنی و اون میشه "وای، چه غلطی کردم."‬

01:52:40.795 --> 01:52:42.881
‫اوکی. یکی بگه "اکشن".‬

01:52:43.089 --> 01:52:45.133
‫آماده، و اکشن.‬

01:52:45.341 --> 01:52:47.302
‫بوم. برگرد. بوم.‬

01:52:47.469 --> 01:52:48.386
‫بنگ.‬

01:52:48.553 --> 01:52:49.637
‫بنگ.‬

01:52:49.846 --> 01:52:53.433
‫بنگ. اسلحه رو بنداز. در آر. بنگ، بنگ.‬

01:52:56.561 --> 01:52:59.230
‫باحال بود. قهرمان اکشن.‬

01:53:08.843 --> 01:53:12.076
‫ما این ایده رو برای فیلم از بالا دادیم و چیزی که اینجا می‌بینید...‬

01:53:12.243 --> 01:53:14.245
‫-چرا هی میگی "ما"؟ -خب، منظورم گروه بود. همه.‬

01:53:14.412 --> 01:53:16.414
‫چون ببین، اوکی، ایده از من بود، این فکر من بود...‬

01:53:16.581 --> 01:53:18.458
‫منظورت چیه؟ این یکی از اولین چیزهاست،‬

01:53:18.625 --> 01:53:21.669
‫این یکی از ایده‌ها بود، مفاهیمی که دنبالمون اومد،‬

01:53:21.878 --> 01:53:23.546
‫-دوئل، تاپ شات... -دقیقا.‬

01:53:23.755 --> 01:53:26.591
‫اسب‌های بیشتر، اینم جزو برنامه‌ها بود.‬

01:53:26.758 --> 01:53:29.219
‫-خب، ما همه این چیزا رو ساختیم. -چرا؟ "ما" کجاست؟‬

01:53:29.385 --> 01:53:30.678
‫خب... ...میتونی دروغ بگی؟‬

01:53:30.887 --> 01:53:32.931
‫-تو! تو! -نه. نه.‬

01:53:33.139 --> 01:53:35.183
‫-تو! -اونا نمی‌بیننش چون تاپ شات‌ها--‬

01:53:35.391 --> 01:53:38.311
‫نه. ما کسی رو نداشتیم که بگه، "من یه تاپ شات تو جان ویک ۴ می‌بینم."‬

01:53:38.353 --> 01:53:40.230
‫ما می‌خواستیم یه تاپ شات انجام بدیم--‬

01:53:40.814 --> 01:53:42.565
‫مثل این بود که، "من چادم و، آره، این چیزیه که تو سرم می‌بینم."‬

01:53:42.607 --> 01:53:44.901
‫خب، یه کارگردان عجیب و غریب یه همچین ایده‌ای به ذهنش می‌رسه.‬

01:53:45.068 --> 01:53:47.612
‫-ممنون. -منم بچگی‌ها با اسباب بازی "جادویی تصویری" بازی می‌کردم.‬

01:53:47.779 --> 01:53:50.323
‫خب، من انگار دارم همه‌چیو تو دنیای "جادویی تصویری" می‌بینم.‬

01:53:50.490 --> 01:53:54.494
‫و یکی از چیزایی که همیشه از فیلم‌های اکشن بدم میومد، تدوین برای پنهان‌کاری بود،‬

01:53:54.661 --> 01:53:56.204
‫فیلمبرداری برای پنهان‌کاری.‬

01:53:56.621 --> 01:53:58.289
‫چون بیشتر وقتا، شما کیانو ریوز رو ندارید،‬

01:53:58.331 --> 01:53:59.791
‫شما شش ماه تمرین ندارید،‬

01:54:00.166 --> 01:54:01.835
‫شما بهترین تیم‌های بدلکاری دنیا رو ندارید.‬

01:54:02.043 --> 01:54:04.003
‫پس، دارید سیم‌ها رو پنهان می‌کنید، دارید پرده سبز رو پنهان می‌کنید،‬

01:54:04.045 --> 01:54:05.880
‫دارید بدلکارها رو پنهان می‌کنید، دارید پنهان می‌کنید، پنهان می‌کنید، پنهان می‌کنید، پنهان می‌کنید.‬

01:54:05.964 --> 01:54:09.437
‫خب، چی می‌شد اگه لازم نبود هیچی رو پنهان کنید؟‬

01:54:09.548 --> 01:54:11.637
‫ما می‌خواستیم بگیم، "هی، بچه‌ها، اینو ببینید.‬

01:54:11.693 --> 01:54:14.472
‫ما می‌خوایم کیانو ریوز رو ببینیم که داره همه‌ی این کارا رو می‌کنه، تا یه نمای بالاسری بریم‬

01:54:14.597 --> 01:54:16.307
‫و بعد همه‌ی آدم بدهای پشت دیوار رو نشون بدیم،"‬

01:54:16.474 --> 01:54:19.435
‫طوری که تماشاچی‌ها از حقه‌ها باخبر بشن، حتی قبل از اینکه بازیگر اصلیمون باخبر بشه،‬

01:54:19.602 --> 01:54:21.271
‫چون اونا می‌تونن اومدن آدم بدهارو ببینن.‬

01:54:21.354 --> 01:54:22.605
‫یه جورایی مثل "جادویی تصویری".‬

01:54:22.981 --> 01:54:24.899
‫ولی فکر نمی‌کنم تا حالا زمانی بوده باشه‬

01:54:24.983 --> 01:54:27.485
‫که با مخالفت روبه رو نشده باشیم، چون مردم اون [ایده] رو نمی‌بینن.‬

01:54:27.652 --> 01:54:31.573
‫خب، بدون اینکه به کسی گفته باشیم، شروع کردیم به ساختن صحنه.‬

01:54:31.781 --> 01:54:33.533
‫پس ما از قبل داشتیم پول خرج می‌کردیم.‬

01:54:33.700 --> 01:54:35.952
‫پس وقتی که جواب "نه"ی اصلی برگشت،‬

01:54:36.160 --> 01:54:38.162
‫ما تقریباً سه چهارم صحنه رو ساخته بودیم.‬

01:54:38.371 --> 01:54:43.251
‫پس، استدلال این بود، "خب، بهتره فیلمبرداریش کنیم،‬

01:54:43.418 --> 01:54:45.003
‫ولی شما باید این کار را در دو روز انجام دهید."‬

01:54:45.253 --> 01:54:47.547
‫شما به هیچ وجه از استودیو دستور نمی‌گیرید،‬

01:54:47.672 --> 01:54:49.549
‫اما سعی می‌کنید یک نقطه میانی پیدا کنید.‬

01:54:49.716 --> 01:54:52.176
‫به عنوان کسی که باید بین بخش خلاقانه‬

01:54:52.343 --> 01:54:56.306
‫و بخش مالی و، می‌دانید، استودیو و چاد، زندگی کند، سخت است.‬

01:54:56.472 --> 01:55:01.436
‫منظورم این است که او هرگز جواب "نه" را نمی‌پذیرد. و زیبایی و جادو از همین‌جا می‌آید.‬

01:55:01.603 --> 01:55:04.564
‫ولی واقعاً موهات سفید می‌شه.‬

01:55:07.358 --> 01:55:09.569
‫فکر می‌کنم نتیجه کار خودش گویای همه چیز است، درسته؟‬

01:55:09.777 --> 01:55:11.195
‫شماره یک خیلی خوب بود.‬

01:55:11.404 --> 01:55:13.197
‫امیدوارم شماره دو بهتر باشد، شماره سه بهتر باشد،‬

01:55:13.406 --> 01:55:15.825
‫شماره ۴... بیشتر از همه به آن افتخار می‌کنم، چون فکر می‌کنم‬

01:55:16.034 --> 01:55:20.079
‫از نظر قاب‌بندی، ترکیب‌بندی، عمق میدان، بیشتر از همه انیمه است.‬

01:55:20.246 --> 01:55:22.332
‫چاد همیشه خیلی آگاه بوده‬

01:55:22.540 --> 01:55:26.586
‫که جان ویک فرنچایزی است که سرشار از لحن است.‬

01:55:26.753 --> 01:55:32.717
‫و این سبک سرجیو لئونه است، مثل اینکه آرام باش، در صحنه حرکت کن،‬

01:55:32.884 --> 01:55:34.594
‫با شخصیت همراه باش.‬

01:55:34.761 --> 01:55:38.765
‫چاد خیلی موافق این بود که زیاد جزئیات را قطع نکند.‬

01:55:38.932 --> 01:55:40.934
‫او می‌خواهد تا حد امکان صحنه را بازتر بگیرد،‬

01:55:41.100 --> 01:55:43.436
‫از نماهای ریلی و نماهای کرین و استدی‌کم استفاده کند.‬

01:55:43.645 --> 01:55:46.105
‫بنابراین سعی می‌کردیم تا جایی که می‌توانیم دوربین را حرکت دهیم‬

01:55:46.272 --> 01:55:50.193
‫تا حماسی‌تر و کلاسیک‌تر شود.‬

01:55:50.360 --> 01:55:52.528
‫و بنابراین، حتی در اولین بحث‌ها،‬

01:55:52.695 --> 01:55:53.947
‫همیشه مطمئن می‌شویم که، مثلاً،‬

01:55:54.238 --> 01:55:56.824
‫آیا این حس مهم بودن را می‌دهد و آیا حس خاص بودن را می‌دهد؟‬

01:55:56.908 --> 01:56:01.204
‫آیا حس این را می‌دهد که داریم تصویری ارائه می‌دهیم که ارزش مکث کردن داشته باشد؟‬

01:56:05.416 --> 01:56:06.584
‫خیلی باحاله.‬

01:56:06.751 --> 01:56:07.961
‫ساکره‌کر.‬

01:56:08.920 --> 01:56:10.838
‫صحنه پایانی جان ویک.‬

01:56:13.257 --> 01:56:14.634
‫اینجا قراره اتفاق بیفته؟‬

01:56:14.842 --> 01:56:15.760
‫دوئل.‬

01:56:15.927 --> 01:56:17.762
‫باید خیلی باحال بشه.‬

01:56:17.929 --> 01:56:19.389
‫فقط اگه بتونیم بفهمیم چطوری نورش رو تنظیم کنیم و چطوری فیلم‌برداری کنیم‬

01:56:19.555 --> 01:56:21.474
‫و چطوری اجراش کنیم و چطوری تدوینش کنیم‬

01:56:21.683 --> 01:56:24.435
‫و چطوری موسیقی روش بذاریم، و خیلی باحال به نظر برسه، حله.‬

01:56:26.524 --> 01:56:30.984
‫مخصوصاً که فیلم‌برداری رو تا... ۳۴ دقیقه دیگه شروع می‌کنیم.‬

01:56:31.901 --> 01:56:33.569
‫و این‌چنین آغاز می‌کنیم.‬

01:56:42.161 --> 01:56:44.998
‫بعد از قسمت سوم، انگار سوال بود که چرا؟‬

01:56:45.164 --> 01:56:48.835
‫و من می‌گفتم، مثلاً، "چراش اینه که اون باید بمیره."‬

01:56:49.002 --> 01:56:50.420
‫و فکر می‌کنم به محض اینکه این رو گفتم،‬

01:56:50.712 --> 01:56:53.047
‫-تو-- تو انگار-- -نه، انگار "من هستم."‬

01:56:53.131 --> 01:56:54.882
‫وقتی اینو میگی، دیگه تمومه، درسته؟‬

01:56:55.049 --> 01:56:56.592
‫-و بعد باید بفهمی چطوری. -آره. چطوری؟‬

01:56:56.759 --> 01:56:58.761
‫اگه قراره بمیره، باید یه جوری بسازیمش که ارزش داشته باشه.‬

01:57:00.555 --> 01:57:02.890
‫و فکر می‌کنم این سخت‌ترین بخش بود، درسته؟‬

01:57:03.057 --> 01:57:06.477
‫چون می‌دونستیم، یکی از اولین کارهایی که می‌خواستیم انجام بدیم، این بود که یه دوئل داشته باشیم.‬

01:57:06.644 --> 01:57:08.896
‫در جای خود قرار گیرید، آقایان.‬

01:57:09.188 --> 01:57:11.524
‫بعدش، می‌گی، "خب، ولی باید یه معنی داشته باشه، مثلاً..."‬

01:57:11.607 --> 01:57:14.110
‫-آره. -دوئل من این بود که، "خب، اون می‌بره."‬

01:57:14.277 --> 01:57:16.529
‫و تو می‌گی، "نه، نه، نه. اون باید ببازه.‬

01:57:16.738 --> 01:57:18.823
‫ولی برنده میشه و به چیزی که میخواد میرسه."‬

01:57:18.990 --> 01:57:20.533
‫خب، چطوری اونو از این زندگی بیرون بیاریم؟‬

01:57:20.742 --> 01:57:23.077
‫-چطوری از همه چی خلاص شیم؟ -اوم.‬

01:57:23.244 --> 01:57:27.874
‫و اینجاست که ما کل پیشینه داستانی شخصیت دانی رو درست کردیم‬

01:57:28.041 --> 01:57:29.125
‫-در مورد نجات یک دختر. -آره.‬

01:57:29.333 --> 01:57:30.793
‫و شخصیت هیرویوکی‬

01:57:30.960 --> 01:57:32.879
‫دختری که از او زنده می‌مونه.‬

01:57:33.046 --> 01:57:35.715
‫پس یه دوست رو از دست میدی و یه دوست مجبوره تو دوئل باهات بجنگه.‬

01:57:35.882 --> 01:57:37.759
‫چون در اصل می‌خواستیم مارکیز باهات دوئل کنه--‬

01:57:37.967 --> 01:57:39.844
‫-درسته، آره. -یه کم طول کشید.‬

01:57:40.011 --> 01:57:43.014
‫مثل یه ساعتی بود که داشتیم مکانیسم درستش رو پیدا می‌کردیم.‬

01:57:43.039 --> 01:57:45.683
‫-چطوری زمان جان ویک رو بگیم؟ -آره، دقیقا.‬

01:57:48.938 --> 01:57:52.106
‫چد همیشه میگه که چقدر ایده‌ی دشمنان صمیمی رو دوست داره.‬

01:57:52.315 --> 01:57:54.108
‫تو همه‌ی فیلم‌ها هست، مخصوصا تو جان ویک ۴، درسته؟‬

01:57:54.275 --> 01:57:56.069
‫مثل رابطه‌ی کین و ویک‬

01:57:56.235 --> 01:57:58.654
‫و این ایده که می‌تونی برادرت رو دوست داشته باشی،‬

01:57:58.821 --> 01:57:59.906
‫ولی در عین حال بخوای برادرت رو بکشی.‬

01:58:00.073 --> 01:58:01.407
‫دلم برات تنگ شده بود، جان.‬

01:58:03.761 --> 01:58:06.079
‫خیلی خوبه که با یه دوست بشینی.‬

01:58:07.663 --> 01:58:10.583
‫من عاشق مفهوم ژاپنی رازها و نجواهای پنهان هستم،‬

01:58:10.792 --> 01:58:13.377
‫یعنی فقط یه جنگجو یه جنگجو رو می‌شناسه، فقط یه سرباز...‬

01:58:13.544 --> 01:58:16.380
‫انگار که باید تو سنگرها با یه نفر باشی تا واقعا بشناسیش.‬

01:58:16.589 --> 01:58:18.800
‫و فقط، منظورم اینه، فقط اون صحنه، دو تا مرد اونجا نشستن‬

01:58:19.008 --> 01:58:21.094
‫هر دو می‌دونن که باید روز بعدش با هم روبرو بشن، فکر کردم که--‬

01:58:21.260 --> 01:58:23.304
‫-تو یه کلیسا. -تو یه کلیسا.‬

01:58:24.597 --> 01:58:26.099
‫ما نفرین شده‌ایم...‬

01:58:28.017 --> 01:58:29.268
‫من و تو.‬

01:58:30.812 --> 01:58:32.730
‫در این مورد توافق داریم.‬

01:58:32.939 --> 01:58:34.357
‫کاری که همه ما سعی کردیم در جان ویک انجام دهیم‬

01:58:34.524 --> 01:58:37.110
‫این است که جان ویک را به همه افراد در فیلم مرتبط کنیم،‬

01:58:37.276 --> 01:58:39.737
‫تا او همیشه یک ارتباط داشته باشد، تا هیچ کس دور ریختنی نباشد.‬

01:58:39.904 --> 01:58:43.533
‫و فکر می‌کنم به همین دلیل جان بسیار محبوب است، حتی اگر یک آدمکش باشد.‬

01:58:43.699 --> 01:58:45.952
‫منظورم حتی ردیابی است که به معنای واقعی کلمه تازه او را ملاقات کرده است.‬

01:58:46.119 --> 01:58:48.955
‫زیرا ما کلیشه‌های آدم خوب و آدم بد را نداریم،‬

01:58:49.122 --> 01:58:52.041
‫ما می‌توانیم با روابطی از این قبیل بازی کنیم.‬

01:58:52.250 --> 01:58:55.294
‫مثل دانی و او احتمالا در یک مقطعی بهترین دوست بودند.‬

01:58:55.461 --> 01:58:58.339
‫در زندگی بعدی می‌بینمت، برادر.‬

01:58:58.506 --> 01:59:00.883
‫مثلا، هیرویوکی بهترین دوست است، اما جان او را در خطر می‌اندازد،‬

01:59:01.050 --> 01:59:02.635
‫و هیرویوکی از او دفاع می‌کند.‬

01:59:02.927 --> 01:59:05.847
‫وقتی دوستی به صرفه باشد، ارزش کمی دارد.‬

01:59:05.930 --> 01:59:09.016
‫بازی کردن با دوستی و پیوند و وفاداری این‌گونه، یک تجمل واقعی است.‬

01:59:09.225 --> 01:59:10.476
‫آتش!‬

01:59:15.940 --> 01:59:19.193
‫شما جان ویک ۱ را با افتادن جان ویک به پهلو شروع کردید.‬

01:59:19.360 --> 01:59:20.653
‫بله.‬

01:59:20.862 --> 01:59:22.029
‫و بعد، اینجا ست.‬

01:59:24.657 --> 01:59:25.992
به فیض خودش میرسه

01:59:32.123 --> 01:59:33.624
‫-ما این فوکوس کوچک را انجام می‌دهیم. -بله.‬

01:59:33.791 --> 01:59:35.543
‫بنابراین من از شما می‌خواهم که به سنگ قبر نگاه کنید.‬

01:59:35.751 --> 01:59:38.004
‫وقتی می‌گویم "لارنس"، آنها به سمت شما می‌چرخند. شما بچرخید--‬

01:59:38.171 --> 01:59:39.130
‫-و بعد من بچرخم. -دقیقا.‬

01:59:39.297 --> 01:59:41.757
‫بسیار خوب.‬

01:59:41.924 --> 01:59:43.885
‫این آخرین... نه آخرین برداشت نیست.‬

01:59:44.093 --> 01:59:46.804
‫تو داری آخرین برداشت فیلم رو می‌گیری.‬

01:59:46.829 --> 01:59:49.140
‫فکر کنم. هرچند، ممکنه نظرم عوض شه.‬

01:59:49.212 --> 01:59:50.433
‫احتمالا فردا.‬

01:59:50.534 --> 01:59:53.186
‫یا الان. همین الان نظرم عوض شد.‬

01:59:53.227 --> 01:59:55.021
‫پس آخرین برداشت نیست؟‬

01:59:56.272 --> 01:59:57.523
‫چرا؟ کی می‌خواد بدونه؟‬

01:59:59.192 --> 02:00:01.360
‫یه برداشت دیگه چقدر هزینه داره؟‬

02:00:03.156 --> 02:00:06.449
‫ما هنوزم خیلی درباره‌ی جان ویک و دنیای جان ویک حرف می‌زنیم.‬

02:00:06.474 --> 02:00:09.118
‫ولی اینکه دقیقا جان ویک ۵ ساخته بشه یا نه، نمی‌دونم.‬

02:00:09.327 --> 02:00:11.662
‫فکر می‌کنی الان کجاست، بهشت یا جهنم؟‬

02:00:14.415 --> 02:00:16.000
‫کی می‌دونه؟‬

02:00:16.375 --> 02:00:18.711
‫فکر کنم این فیلم‌ها خیلی، می‌دونی، فراواقعی هستن.‬

02:00:18.753 --> 02:00:20.671
‫و ما ثابت کردیم که، می‌دونی،‬

02:00:20.838 --> 02:00:23.633
‫آدم‌ها می‌تونن از همه‌جور چیزای دیوونه‌وار جون سالم به در ببرن.‬

02:00:23.799 --> 02:00:25.509
‫پس، هر چی که ما بخوایم می‌شه.‬

02:00:25.718 --> 02:00:27.762
‫-هنوز ایده‌هایی داریم... -می‌دونم. هنوز داریم...‬

02:00:27.803 --> 02:00:29.680
‫...ایده‌هایی که هنوز انجام ندادیم، مرد!‬

02:00:29.795 --> 02:00:34.602
‫یه کم عجیبه که بعد از یه دهه جان ویک بی‌وقفه،‬

02:00:34.644 --> 02:00:37.188
‫یه استراحت داشته باشیم و چد بره یه فیلم دیگه بسازه.‬

02:00:37.355 --> 02:00:39.273
‫من خودخواهانه امیدوارم که اون بره و بگه،‬

02:00:39.440 --> 02:00:41.692
‫"کارگردانی یه فیلم معمولی این شکلیه.‬

02:00:41.819 --> 02:00:44.111
‫می‌خوام برگردم به جان ویک، جایی که هر غلطی دلم بخواد می‌کنم‬

02:00:44.153 --> 02:00:45.613
‫و کیانو هر کاری ازش بخوام انجام می‌ده."‬

02:00:45.780 --> 02:00:47.365
‫از نظر خلاقیت، حتی اگه...‬

02:00:47.531 --> 02:00:49.450
‫منظورم اینه که اگه من و تو فقط مثلاً هفت دقیقه‬

02:00:49.617 --> 02:00:52.370
‫وقت بذاریم و بفهمیم چه کارهایی نکردیم،‬

02:00:52.578 --> 02:00:54.705
‫و بتونیم برای ۵ ایده پیدا کنیم‬

02:00:54.872 --> 02:00:57.625
‫و اینطوری بشه که... میدونی، بد نمی‌شه.‬

02:00:57.833 --> 02:00:59.752
‫ویک دردسره. فقط یه دردسر متفاوت در یه روز متفاوته.‬

02:00:59.961 --> 02:01:02.046
‫آره. ولی شاید بتونیم یه داستان دیگه برای گفتن پیدا کنیم‬

02:01:02.213 --> 02:01:03.547
‫و یه غذای دیگه بپزیم.‬

02:01:09.238 --> 02:01:13.349
‫بی صبرانه منتظرم ببینم بعدش چه اتفاقی میفته.‬

02:01:13.516 --> 02:01:16.769
‫مثل مده. تغییر می‌کنه. نسل‌ها میان. تکامل پیدا می‌کنه.‬

02:01:16.978 --> 02:01:19.313
‫بخشی از این جنبش بودن خیلی هیجان انگیزه.‬

02:01:19.480 --> 02:01:21.534
‫مردم همیشه کلیپ‌هایی از فیلم‌های مختلف برام می‌فرستن.‬

02:01:21.589 --> 02:01:24.068
‫"هی، ببین، دارن از جان ویک کپی میکنن" یا "دارن سعی میکنن گان‌فو کار کنن."‬

02:01:24.151 --> 02:01:25.653
‫از این خوشم میاد.‬

02:01:25.820 --> 02:01:26.779
‫میدونی، وقتی یه فیلمنامه میخونی و فقط نوشته،‬

02:01:26.988 --> 02:01:28.030
‫"اکشن جان ویکی اتفاق میفته."‬

02:01:28.197 --> 02:01:29.532
‫یه جورایی... لبخند میزنی.‬

02:01:29.699 --> 02:01:31.701
‫انگار میگی، خب، این خیلی...‬

02:01:31.726 --> 02:01:33.661
‫یه جورایی بی اهمیت جلوه اش میدم. ولی ته دلم میگم، "خیلی باحاله."‬

02:01:33.786 --> 02:01:37.206
‫این الهام بخشه، چون رقابتی بودن چیزیه که ما رو به جلو میبره.‬

02:01:37.415 --> 02:01:41.377
‫و اون رقابت با کارهاییه که قبلاً انجام شده، از جمله کارهای خودمون.‬

02:01:41.402 --> 02:01:45.381
‫من هیچ رقابتی با چد تو ذهنم ندارم.‬

02:01:48.050 --> 02:01:49.343
‫فکر نمی‌کنم هیچ رقابتی داشته باشم.‬

02:01:49.510 --> 02:01:51.887
‫منظورم اینه که، اون کار خودشو می‌کنه.‬

02:01:52.054 --> 02:01:53.806
‫داره... خب، اون تو دنیای خودشه.‬

02:01:54.015 --> 02:01:55.516
‫اون ویک رو انجام میده. مثلاً، عاشق ویکه.‬

02:01:55.766 --> 02:01:58.936
‫ویک داره چاد رو به فنا میده. چاد و کیانو، اونها ویک هستن.‬

02:01:58.961 --> 02:02:01.981
‫اونها ویک رو خونریزی میکنن. ویک میمیرن. اونها مثل ویک هستن، میدونی؟‬

02:02:02.148 --> 02:02:04.775
‫و به خاطر همینه که خیلی خوبه، میدونی؟‬

02:02:04.984 --> 02:02:06.319
‫چون ویک درده.‬

02:02:07.278 --> 02:02:09.572
‫ام... شاید ویک درده.‬

02:02:09.613 --> 02:02:11.657
‫شاید اسم خیلی خوبیه برای این مستند.‬

02:02:11.727 --> 02:02:15.786
‫فکر میکنم اگه یه چیزی باشه که فرایند ویک به من یاد داده،‬

02:02:15.828 --> 02:02:17.538
‫فقط با تماشای کیانو و همه چی،‬

02:02:17.687 --> 02:02:20.750
‫اینه که درد لزوماً چیز بدی نیست، میدونی منظورم چیه؟‬

02:02:20.791 --> 02:02:25.129
‫درد فقط نتیجه نهاییه، اغلب، از انتخاب‌های شجاعانه‬

02:02:25.296 --> 02:02:27.214
‫یا خودتو نشون دادن یا تلاش برای برنده شدن.‬

02:02:27.381 --> 02:02:30.051
‫آره، همه ما باید رنج بکشیم. همه ما باید سخت تمرین کنیم.‬

02:02:30.259 --> 02:02:33.637
‫اما به نظر من، نه، راستش، من اینو دوست دارم.‬

02:02:33.846 --> 02:02:35.473
‫اینه کاریه که من هر روز انجام میدم.‬

02:02:35.681 --> 02:02:37.641
‫باید یه کم رنج بکشی تا بهتر بشی، میدونی؟‬

02:02:37.850 --> 02:02:41.020
‫منظورم اینه که بدن‌هامون رنج میکشه. ذهن‌هامون رنج میکشه.‬

02:02:41.677 --> 02:02:42.772
‫و من اینو دوست دارم.‬

02:02:42.877 --> 02:02:44.122
‫ما میخوایم بهترینش کنیم.‬

02:02:44.422 --> 02:02:48.277
‫و برای اینکه بهترینش کنیم، باید هر کاری که لازمه انجام بدی.‬

02:02:48.319 --> 02:02:50.514
‫و بعضی وقتا درد داره. درد داره.‬

02:02:50.903 --> 02:02:53.436
‫و به تو آسیب میزنه، و به آدمای اطرافت آسیب میزنه،‬

02:02:53.914 --> 02:02:56.077
‫شاید به آدمایی که بهت نزدیکن.‬

02:02:56.410 --> 02:02:58.412
‫اما ویک درد نیست. منظورم اینه که، ویک یه نعمته.‬

02:02:58.454 --> 02:03:00.831
‫منظورم اینه، مثل جادوی فیلمه.‬

02:03:00.998 --> 02:03:06.212
‫میدونی... همه ما به یه جایزه بزرگ خلاقانه و مالی رسیدیم.‬

02:03:06.379 --> 02:03:10.424
‫میدونی، روزی نیست که نگذره و من نگم،‬

02:03:10.633 --> 02:03:12.885
‫"لعنت به خدا که ویک بخشی از زندگیمه."‬

02:03:13.094 --> 02:03:16.180
‫آیا این درد ارزشش رو داره؟ آره.‬

02:03:16.347 --> 02:03:17.848
‫فقط درد زیادیه.‬

02:03:21.268 --> 02:03:22.686
‫تبریک میگم.‬

02:03:22.895 --> 02:03:23.813
‫عالیه.‬

02:03:26.857 --> 02:03:28.776
‫آفرین. ممنون، بچه ها.‬

02:03:28.966 --> 02:03:31.737
‫مثل یکی از بزرگترین هدایاییه که تو زندگیم داشتم.‬

02:03:33.739 --> 02:03:35.032
‫خسته نباشی.‬

02:03:35.057 --> 02:03:38.285
‫من یک دهه جان ویک داشتم، دهه ۵۰ زندگیم.‬

02:03:38.828 --> 02:03:40.538
‫لعنت بهش.‬

02:03:40.955 --> 02:03:44.250
‫نمیدونم میتونستم یه دهه دیگه مثل اون داشته باشم یا نه.‬

02:03:44.291 --> 02:03:45.418
‫اوم...‬

02:03:46.335 --> 02:03:49.004
‫آره، خیلی خیلی خوش شانس خواهم بود.‬

02:03:50.589 --> 02:03:52.425
‫ولی، آره.‬

02:03:53.890 --> 02:03:57.388
‫ویک درده. ویک جشنه.‬

02:03:57.596 --> 02:04:00.850
‫ویک زنده موندنه. ویک تلاش برای آزاد بودنه.‬

02:04:01.696 --> 02:04:03.394
‫ویک عزاداریه.‬

02:04:04.562 --> 02:04:06.856
‫در برابر همه احتمالات، زنده موندن.‬

02:04:08.063 --> 02:04:12.486
‫ویک دوستیه. ویک عشقه.‬

02:04:13.610 --> 02:04:14.477
‫میدونی؟‬

02:04:14.955 --> 02:04:18.242
‫همه‌ی اون ایده‌های بزرگ‬

02:04:18.409 --> 02:04:22.621
‫تو این... فیلم اکشن.‬

02:04:31.461 --> 02:04:35.634
‫و ویک بامزه‌ست. و جان ویک بامزه‌ست.‬

02:04:38.273 --> 02:04:44.939
!ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید
.:: Bamabin.com ::
