WEBVTT

00:04.872 --> 00:06.542
[اگر می‌خواهید سریع بروید، تنها بروید]

00:06.616 --> 00:09.186
[اگر می‌خواهید به دوردست‌ها]
[برسید، با هم بروید]

00:09.211 --> 00:10.811
[ضرب‌المثل آفریقایی]

00:21.517 --> 00:24.623
مجموع دانش پزشکی اکنون"

00:24.665 --> 00:28.185
آن‌قدر گسترده و رو به گسترش است

00:28.221 --> 00:31.740
که تصور اینکه یک نفر بتواند حتی شناخت خوبی

00:31.776 --> 00:35.225
"از بخش بزرگی از آن داشته باشد، بیهوده‌ست

00:36.309 --> 00:40.450
ضرورت‌های چنین شرایطی، پزشکان را"

00:40.485 --> 00:42.514
"به سمت همکاری سوق داده

00:44.067 --> 00:47.595
تنها چیزی که باید در نظر گرفته شود"

00:47.631 --> 00:50.978
منافع بیمار است و برای بهره‌مندی

00:51.019 --> 00:53.387
بیماران از پیشرفت دانش

00:53.866 --> 00:56.681
"اتحاد و همکاری ضروری‌ست

00:58.366 --> 00:59.544
ویل مایو

01:09.376 --> 01:13.690
در اوایل عصر روز بیست و یکم آگوست سال 1883

01:13.726 --> 01:17.660
ویل و چارلی مایو، پسران جوان یک پزشک محلی

01:17.695 --> 01:21.215
در روچستر، مینه‌سوتا در کشتارگاه مشغول

01:21.250 --> 01:23.700
تمرین جراحی چشم روی سر گوسفند بودن

01:23.736 --> 01:26.807
که قصاب‌ها به آن‌ها هشدار
دادند تا فورا به خانه بروند

01:26.842 --> 01:29.706
طوفانی سهمگین در راه بود

01:41.324 --> 01:44.997
یکی از بدترین گردبادهای
تاریخ مینه‌سوتا از بخش

01:45.033 --> 01:47.690
شمالی شهر روچستر گذشت

01:53.144 --> 01:57.182
دکتر ویلیام ورال مایو و دو پسرش به درمان

01:57.217 --> 02:01.289
ده‌ها زخمی در خانه‌ها، اداره‌ها، هتل‌ها

02:01.325 --> 02:04.051
و حتی سالن رقص پرداختند

02:04.086 --> 02:07.744
در میان این هرج‌ومرج، دکتر مایوی پدر خواست

02:07.780 --> 02:11.760
که با مادر آلفرد، رئیس راهبه‌های صومعه
خواهران سنت فرانسیس" دیدار کند"

02:12.492 --> 02:15.768
تابستان و مدرسه صومعه‌ی

02:15.793 --> 02:17.618
مادر آلفرد در تعطیلات بود

02:17.997 --> 02:20.757
پس اتاق‌های دانش‌آموزان خالی بود

02:20.793 --> 02:23.898
از مادر پرسید، آیا می‌توان از تخت‌ها
برای مجروحان استفاده کرد؟

02:24.273 --> 02:26.073
مادر آلفرد موافقت کرد

02:26.434 --> 02:30.196
پس از آن، مادر آلفرد به دکتر مایو گفت که

02:30.343 --> 02:34.150
رویایی الهی دیده که در
آن از او خواسته شده بود

02:34.185 --> 02:37.839
بیمارستانی در روچستر بنا کند
و دکتر مایو مدیر آن باشد

02:38.792 --> 02:41.112
مادر آلفرد باور داشت "این بیمارستان

02:41.192 --> 02:43.400
"در هنر پزشکی در جهان مشهور خواهد شد

02:45.769 --> 02:49.199
چند سال بعد، رویای مادر آلفرد به
تحقق پیوست و به چیزی تبدیل شد

02:49.235 --> 02:53.494
مردم بعدها "معجزه‌ای
در دل مزرعه ذرت" نامیدند

02:54.267 --> 02:57.552
در یکی از غیرمنتظره‌ترین همکاری‌ها

02:57.588 --> 03:00.901
و در مکانی بسیار غیرمنتظره

03:00.936 --> 03:03.179
مایوها و خواهران سنت فرانسیس

03:03.214 --> 03:06.492
نهادی را بنیان گذاشتند

03:06.528 --> 03:09.357
که بسیاری آن را بزرگ‌ترین
مرکز پزشکی جهان می‌دانند

03:13.638 --> 03:16.813
فکر کنم دلیلی داره که مردم سال‌هاست

03:16.849 --> 03:20.817
که به کلینیک مایو مراجعه می‌کنن

03:21.292 --> 03:25.405
تاریخچه‌ی بلندی و اعتبار خوبی داره

03:26.709 --> 03:29.749
مایو بهترین جایی بود که می‌شد مراجعه
کرد، و پدر و مادر هم این رو متوجه بودن

03:29.776 --> 03:31.296
[آنا جنکینز، بیمار]

03:31.463 --> 03:36.023
اولین باری که مراجعه کردم
تاریخ‌ـش برام قدرتمند بود

03:36.971 --> 03:40.872
توضیحات رو خوندیم که چطور
بیمارستان بعد از گردباد ساخته شده

03:41.173 --> 03:44.789
در تاریخچه اون حس حمایت
و اعتقادات راهبه‌ها دیده میشد

03:44.936 --> 03:48.556
چیزی که تا به امروز ادامه داره

03:48.581 --> 03:51.590
حتی از نظر مذهبی هم نه
اما فقط حس می‌کنی با اون اعتقاد

03:51.615 --> 03:53.858
و امید، ازت حمایت میشه

03:54.472 --> 03:55.645
آره

04:00.962 --> 04:03.032
توی بچگی در غرب میانه بزرگ شدم

04:03.067 --> 04:06.967
و کلینیک مایو یک معبد عرفی بود

04:07.002 --> 04:09.141
چیزی بود که همه می‌تونستیم بهش افتخار کنیم

04:09.166 --> 04:10.718
حتی اگر ارتباطی باهاش نداشتیم

04:10.768 --> 04:11.863
[تام بروکاو، بیمار]

04:11.887 --> 04:14.388
و اونجا توی روچستر مینه‌سوتا بود

04:14.423 --> 04:16.562
انگار یه جوری از زمین بیرون اومده باشه

04:18.531 --> 04:21.533
زمانی که ویلیام ورال مایو و پسرانش

04:21.568 --> 04:25.433
با هم در روچستر مینه‌سوتا
شهری کوچک در صد و چهل کیلومتری

04:25.469 --> 04:29.403
جنوب شرقی مینیاپولیس کار پزشکی رو شروع کردن

04:29.438 --> 04:32.613
در کل شهرستان تعداد
انگشت‌شماری پزشک وجود داشت

04:33.891 --> 04:37.583
این مطب سه نفره به سازمانی با بیش از

04:37.619 --> 04:41.794
شصت و چهار هزار کارمند تبدیل شده است

04:41.830 --> 04:46.313
که در فلوریدا و آریزونا
و سراسر جهان شعبه دارد

04:48.106 --> 04:52.564
صد و پنجاه سال است که کلینیک مایو

04:52.599 --> 04:56.809
با پرسش‌های قدیمی در مورد
تعهد ما به مراقبت از یکدیگر

04:56.845 --> 05:00.434
نقش پول و سود در پزشکی

05:00.675 --> 05:03.942
و ماهیت خودِ درمان مواجه بوده است

05:05.170 --> 05:08.856
برای یک دقیقه تصور کنین که به شما گفته شده

05:08.892 --> 05:11.376
پزشکان نمی‌دونن مشکل شما چیه

05:11.411 --> 05:13.412
یا نمی‌تونن به شما کمک کنن

05:13.448 --> 05:16.381
و بعد تصور کنین با کلینیک مایو تماس گرفتین
[دکتر جان نوزورثی، مدیر کلینیک]

05:16.416 --> 05:18.728
و کلینیک مایو بهتون گفته
"می‌تونیم به شما کمک کنیم"

05:19.100 --> 05:21.792
تصور کنین که این چه تاثیری بر امید

05:21.834 --> 05:24.930
الهام و فرصت برای بهبودی اون بیمار داره

05:25.459 --> 05:27.362
این کلینیک بر همین اساس به وجود اومده

05:28.327 --> 05:31.646
بدون از دست دادن امید
احتمال بهبودی وجود داره

05:33.175 --> 05:34.494
زندگی ما

05:34.666 --> 05:35.799
[دالای لاما، بیمار]

05:35.945 --> 05:38.558
براساس امید هست، می‌دونین؟

05:39.337 --> 05:43.012
پس امید برای بقای ما
خیلی خیلی مهم هست

05:44.727 --> 05:48.252
هر سال بیش از یک میلیون
بیمار از سراسر ایالات متحده

05:48.277 --> 05:52.923
و صد و پنجاه کشور دیگر به
کلینیک مایو مراجعه می‌کنند

05:53.832 --> 05:57.628
در هر بازه‌ی بیست و چهار ساعته، ممکن است

05:57.653 --> 06:00.479
تا چهارده هزار بیمار مراجعه کنند

06:00.504 --> 06:05.137
نه هزار معاینه و سیصد جراحی انجام شود

06:06.189 --> 06:09.966
پنج هزار نمونه آزمایشگاهی بررسی گردد

06:09.991 --> 06:13.683
چهار هزار و ششصد روش تشخیصی صورت بگیرد

06:14.298 --> 06:17.783
که نتایج آن توسط دویست و سی متخصص رادیولوژی

06:17.808 --> 06:21.566
در عرض نود دقیقه بررسی و گزارش می‌شود

06:22.560 --> 06:25.900
در دورانی که بیشتر پزشکان
به‌صورت مستقل کار می‌کنند

06:26.296 --> 06:30.023
و بابت تجویز تست‌ها و اقدامات بیشتر

06:30.048 --> 06:33.602
پاداش مالی می‌گیرند، همه پزشکان کلینیک مایو

06:33.627 --> 06:36.992
حقوق‌بگیر هستند که فرهنگی بر پایه‌ی

06:37.017 --> 06:39.259
همکاری ایجاد کرده است

06:40.498 --> 06:44.284
دکتر مایو فلسفه‌ای ساده داشت که تلاش می‌کرد

06:44.320 --> 06:48.320
به پسرانش منتقل کند
"نیازهای بیمار در اولویت هستند"

06:48.703 --> 06:51.360
آن‌ها بیماری‌ها را درمان نمی‌کردند

06:51.385 --> 06:53.800
آن‌ها انسان‌ها را درمان می‌کردند

06:54.226 --> 06:58.159
و این کار را همراه با خواهران
سنت فرانسیس انجام می‌دادند

06:58.983 --> 07:00.789
پزشکی یک علم هست

07:00.814 --> 07:05.504
اما نحوه‌ی تعامل ما با
بیماران، لایه‌های زیادی داره

07:06.474 --> 07:08.942
که همگی به سلامت انسان مرتبط‌ هستن

07:09.589 --> 07:12.535
اگر بیماران به مراقبان اعتماد نداشته باشن

07:13.343 --> 07:17.898
اگر اون بیمار امید نداشته باشه
حتی در شروع درمان هم

07:17.933 --> 07:22.259
با مشکل مواجه می‌شیم، حتی فقط
در انجام اقدامات برای بهبودی اون‌ها

07:23.318 --> 07:26.493
ایمان، امید و علم، این سه رکن

07:26.528 --> 07:28.874
کاملا حیاتی هستن

07:32.806 --> 07:35.421
[کلینیک مایو]
[ایمان، امید و علم]

07:43.303 --> 07:46.685
دین من همیشه این بوده"
که تا جایی که می‌توانم

07:46.721 --> 07:50.580
به دیگران نیکی کنم و تا حد
"ممکن کمترین آسیب را برسانم

07:51.788 --> 07:53.528
ویلیام ورال مایو

07:54.440 --> 07:56.962
یک روز در سال 1846

07:57.049 --> 07:59.802
مرد جوان بیست و هفت ساله‌ای
به نام ویلیام ورال مایو

07:59.827 --> 08:02.760
که آرزوی پزشک شدن داشت
به بندر لیورپول، انگلستان رفت

08:02.806 --> 08:07.079
و سوار کشتی‌ای شد که به آمریکا می‌رفت

08:09.813 --> 08:13.781
او در سال 1819 نزدیکی منچستر
در خانواده‌ای از طبقه متوسط

08:13.817 --> 08:15.542
به دنیا آمد

08:15.577 --> 08:19.166
پدرش کابینت‌ساز بود که
زمانی در هفت سالگی ویلیام

08:19.201 --> 08:23.507
از دنیا رفت و مادرش با شش فرزند تنها ماند

08:24.724 --> 08:28.002
در چهارده سالگی، ویلیام شاگرد یک خیاط شد

08:28.038 --> 08:31.937
جایی که مهارت کار با سوزن و نخ را آموخت

08:31.973 --> 08:35.699
مهارتی که بعدها بسیار به کارش آمد

08:36.570 --> 08:39.625
او صد و شصت و دو سانتی‌متر قد داشت

08:39.650 --> 08:41.572
لاغر، رسمی

08:41.597 --> 08:43.839
و دارای چشمان خاکستری-آبی نافذی بود

08:44.261 --> 08:48.126
یکی از نوه‌هایش او را اینگونه توصیف کرده

08:48.161 --> 08:52.475
"زودخشم، عجیب، خشن، پرتلاش و بی‌قرار"

08:52.511 --> 08:56.168
او شاگرد شیمیدان معروف جان دالتون بود

08:56.204 --> 08:58.224
کسی که نظریه اتمی را مطرح کرد

08:58.249 --> 09:00.444
و باور داشت همه ماده‌ها
از اتم تشکیل شده‌اند

09:00.892 --> 09:05.711
دالتون همچنین یک کوئیکر بود
و در ویلیام روحیه‌ی علمی

09:05.736 --> 09:09.769
سخت‌کوشی و عدالت‌خواهی را

09:09.794 --> 09:11.760
نهادینه کرد

09:13.839 --> 09:16.612
وقتی ویلیام به آمریکا رسید

09:16.866 --> 09:19.122
نخستین شغلش شیمیدان در بیمارستان بلویو

09:19.158 --> 09:23.368
در نیویورک بود، جایی که با رنج انسانی

09:23.404 --> 09:25.683
به طور کامل روبه‌رو شد

09:27.102 --> 09:29.788
بدر اون یمارستان‌ها جایی بودن که

09:29.824 --> 09:31.848
مردم تصور می‌کردن جایی برای مردن هست

09:32.331 --> 09:35.318
قوانین و مقررات خاصی وجود نداشت

09:36.106 --> 09:38.556
محیط استریل وجود نداشت

09:38.777 --> 09:42.316
و پزشکان به شکل امروزی
که ما می‌بینیم، نبودن

09:43.665 --> 09:46.184
هیچ استاندارد مشخصی برای تحصیلات اشخاصی

09:46.219 --> 09:48.717
که خودشون رو پزشک
می‌نامیدن وجود نداشت

09:48.970 --> 09:52.362
و در عوض، پر از شارلاتان‌هایی بود
که در سراسر کشور می‌گشتن

09:52.430 --> 09:53.925
[دکتر بروس فای]
[تاریخدان پزشکی]

09:53.997 --> 09:56.826
و ادعا داشتن درمان انواع
بیماری‌ها در دست اون‌هاست

09:56.851 --> 10:00.750
ویلیام که مصمم بود پزشک واقعی شود

10:00.786 --> 10:03.719
در دانشکده‌ی پزشکی ایندیانا ثبت‌نام کرد

10:03.980 --> 10:08.727
پس از فارغ‌التحصیلی در سال 1850
با لوییز ابیگل رایت، زنی بیست و پنج ساله

10:09.277 --> 10:11.823
و قوی‌اراده ازدواج کرد

10:12.002 --> 10:14.279
که به اولین دستیارش تبدیل شد

10:15.868 --> 10:18.803
آن‌ها به لافایت، ایندیانا نقل مکان کردند

10:18.838 --> 10:21.915
جایی که ویلیام در داروخانه‌ای
کوچک مطب باز کرد

10:23.049 --> 10:27.615
وقتی ویلیام وقتی به مالاریا مبتلا شد
از باتلاق‌های پشه‌خیز ایندیانا رفت

10:27.706 --> 10:32.054
و به لوییز گفت که قصد دارد

10:32.079 --> 10:35.530
تا زمانی که خوب شود"
یا بمیرد" به سفر ادامه دهد

10:38.230 --> 10:42.309
وقتی به سنت پل، مینه‌سوتا
رسید، حالش خوب شده بود

10:43.138 --> 10:46.416
اما هر جا که می‌رفت
یا پزشکان زیادی وجود داشتند

10:46.441 --> 10:48.861
یا بیمار کافی نبود

10:49.693 --> 10:53.458
بنابراین ده سال بعد را به عنوان نقشه‌بردار

10:53.494 --> 10:57.733
راننده قایق، ناشر روزنامه و دامپزشک گذراند

11:00.268 --> 11:03.857
جنگ داخلی آمریکا به سفرهای مایو پایان داد

11:04.555 --> 11:08.577
در سن چهل و سه سالگی
او به عنوان جراح بازبینی برای

11:08.612 --> 11:11.303
هیئت ثبت‌نام منطقه‌ای در مرز غربی

11:11.339 --> 11:14.358
غربی در روچستر، مینه‌سوتا منصوب شد

11:15.373 --> 11:18.034
وقتی لوییز و بچه‌هایشان در ژانویه‌ی

11:18.070 --> 11:20.556
سال 1864 به او پیوستند

11:21.623 --> 11:23.676
"همسرش به او گفت، "دیگر نه

11:23.989 --> 11:25.856
"دیگر اسباب‌کشی نمی‌کنیم"

11:27.217 --> 11:30.234
اگرچه دو فرزندشان در
نوزادی از دنیا رفته بودند

11:30.259 --> 11:32.626
آن‌ها در نهایت صاحب دو دختر

11:32.651 --> 11:35.638
و دو پسر به نام‌های ویل و چارلی شدند

11:35.984 --> 11:37.985
که آن‌ها را در حرفه‌ی پزشکی بزرگ کردند

11:38.021 --> 11:41.800
پسرها اینگونه به یاد می‌آورند
"مثل پسران کشاورز، در مزرعه"

11:43.992 --> 11:46.856
در حالی که ویلیام در حال بررسی آمادگی

11:46.892 --> 11:49.721
سربازان یونین برای جنگ بود

11:49.757 --> 11:51.585
هزاران پزشک دیگر در میدان نبرد

11:51.621 --> 11:54.795
پزشکی‌ای نزدیک به عصر تاریکی را

11:54.831 --> 11:56.477
اجرا می‌کردند

11:57.109 --> 12:00.122
بیشتر آنان تا به حال زخم گلوله ندیده بودند

12:00.147 --> 12:03.252
چه برسد به آن‌که جراحی انجام دهند

12:04.116 --> 12:07.774
بسیاری تیغ‌های جراحی‌شان را
به پوتین‌هایشان می‌کشیدند تا تیز شود

12:07.809 --> 12:11.742
ابزار جراحی را در جیبشان حمل می‌کردند

12:11.899 --> 12:14.888
و از آب دهان خود برای خیس‌کردن
نخ بخیه استفاده می‌کردند

12:20.126 --> 12:24.412
س از جنگ، مایو به تدریج به
ساخت مطب خود در روچستر کرد

12:24.981 --> 12:27.603
و کم‌کم شهرتش گسترش یافت

12:28.821 --> 12:32.376
او معمولا بیماران را در
دفترش در مرکز شهر می‌دید

12:32.558 --> 12:35.767
اما در شرایط اضطراری، بدون تردید

12:35.803 --> 12:39.426
در دل طوفان‌های برفی نیمه‌شب

12:39.461 --> 12:43.292
با اسب و کالسکه‌اش با سرعت زیاد
به سوی خانه‌های چوبی یا گلی بیماران

12:43.327 --> 12:46.882
در کیلومترها آن‌طرف‌تر می‌رفت

12:46.917 --> 12:49.747
او سریعا محل مناسبی برای جراحی تعیین می‌کرد

12:50.175 --> 12:54.475
و سپس نوزادی را به دنیا می‌آورد
استخوان کشاورزی را جا می‌انداخت

12:54.511 --> 12:58.051
یا پای فردی را که دچار
قانقاریا شده بود قطع می‌کرد

12:59.067 --> 13:02.960
اگر بیمار فقیر بود، ویلیام هیچ
هزینه‌ای از او دریافت نمی‌کرد

13:04.518 --> 13:08.075
او همچنین خود را در جدیدترین
مجلات علمی پزشکی غرق کرده بود

13:08.336 --> 13:11.014
و با افزایش مهارت‌هایش

13:11.178 --> 13:13.593
مقالاتی از خود نیز منتشر می‌کرد

13:13.618 --> 13:15.298
[گزارش‌های بیمارستان]

13:15.835 --> 13:19.501
مایو چندین بار به بیمارستان بلویو بازگشت

13:19.758 --> 13:23.998
در آن‌جا در سخنرانی‌ها شرکت، و
جراحی‌ها و کالبدشکافی‌ها را مشاهده می‌کرد

13:24.472 --> 13:26.407
و از دیدن سیستم آمبولانس آنجا

13:26.432 --> 13:29.527
که اولین سیستم در
نیویورک بود شگفت‌زده می‌شد

13:30.318 --> 13:34.619
اما چیزی که بیش از همه او را
تحت تأثیر قرار داد، میکروسکوپ آلمانی

13:34.655 --> 13:38.158
وارداتی ششصد دلاری بود که
ثروتی هنگفت محسوب می‌شد

13:39.455 --> 13:42.834
زمانی که به روچستر برگشت
موضوع گرو گذاشتن خانه

13:42.859 --> 13:45.972
برای خرید آن ابزار جدید را
با همسرش مطرح کرد

13:46.632 --> 13:50.231
لوییز تمایلی به افزایش بدهی‌شان نداشت

13:50.256 --> 13:53.051
اما به آن فکر کرد و در نهایت گفت

13:53.087 --> 13:57.266
ویلیام، اگر به نفع مردم"
"است، انجامش می‌دهیم

13:59.168 --> 14:02.413
کلینیک مایو بیش از صد سال‌ـه که در

14:02.438 --> 14:04.893
فناوری‌های جدید سرمایه‌گذاری می‌کنه

14:08.274 --> 14:11.898
‏"پرتو پروتون" اصطلاحی هستش
که شبیه چیزی اسرارآمیز به نظر میاد

14:12.566 --> 14:16.361
چرا پروتون‌ها می‌تونن انقلابی
در پرتودرمانی ایجاد کنن؟

14:17.342 --> 14:21.500
چون به ما اجازه میده به بافت‌های
عادی و سالم اطراف، آسیبی نزنیم

14:21.649 --> 14:23.581
پس چه کسانی از اون سود می‌برن؟

14:23.606 --> 14:25.626
شماره اول، بیمارانی هستن که

14:25.651 --> 14:27.468
[دکتر سمیر کیولی]
[متخصص پرتودرمانی سرطان]

14:27.493 --> 14:30.088
باید در اون‌ها، از آسیب زدن

14:30.124 --> 14:31.952
به نواحی حیاتی اجتناب کنیم

14:31.988 --> 14:34.952
برای مثال، بیماران جوانی که تومور مغزی دارن

14:35.006 --> 14:36.592
[سرطان مغز]

14:38.650 --> 14:41.404
یک دکتر وارد شد و صندلی رو کنار تخت کشید

14:41.429 --> 14:45.621
روی اون نشست و گفت
راه آسانی برای گفتنش وجود نداره"

14:45.657 --> 14:49.542
"اما دخترتون یک توده در مغزش داره
[آلیسا فینسترا، از سالت‌لیک سیتی]

14:49.567 --> 14:50.642
آماده بشین

14:50.667 --> 14:54.670
جراحان مغز و اعصاب در سالت لیک سیتی
کار فوق‌العاده‌ای انجام دادن

14:55.149 --> 14:58.841
اما من همیشه می‌دونستم
جراحی به تنهایی فایده‌ای نداره

14:58.877 --> 15:02.707
پرتو درمانی با پروتون، چیزی
بود که ما رو به کلینیک مایو آورد

15:02.909 --> 15:06.455
گفته بودم که حاضر حتی به هند برم

15:06.480 --> 15:09.206
اگر اونجا بهترین جا برای بچه‌ام باشه

15:09.846 --> 15:12.936
کلینیک مایو، هند من بود

15:12.961 --> 15:14.642
[کریستوفر فینسترا، از سالت‌لیک سیتی]

15:15.580 --> 15:18.067
توی زندگی خیلی اتفاق‌ها میفته، مردم می‌میرن

15:18.103 --> 15:20.587
کلینیک مایو نمی‌تونه همه رو نجات بده

15:20.622 --> 15:22.347
جادو نیست

15:22.383 --> 15:26.593
و اینکه برای شش هفته به سر
دخترم پرتو بزنن، دخترم که داره

15:26.628 --> 15:29.872
سعی می‌کنه مسیرهای شناختی مهمی

15:29.908 --> 15:34.487
توی مغزش توسعه بده... مسخره‌ست

15:35.120 --> 15:38.432
اما وقتی به مایو رسیدیم
و با دکتر کیولی ملاقات کردیم

15:38.468 --> 15:39.848
بهمون گفت، "می‌دونین چیه

15:39.883 --> 15:43.247
نمی‌تونم قولی بدم، اما ما

15:43.272 --> 15:46.348
یک نقشه‌ی استراتژیک برای چگونگی غلبه

15:46.373 --> 15:48.979
"بر هر دشمنی که اینجا داریم، می‌کشیم

15:49.623 --> 15:52.755
این متفاوت بود، این فرق بزرگی بود

15:54.372 --> 15:57.480
کلینیک مایو ناگهان ظاهر نشده

15:57.505 --> 16:00.489
و می‌دونم کلینیک مایو شهرت داشت

16:00.524 --> 16:02.456
اما نمی‌دونستم اون چی بود

16:02.492 --> 16:06.529
تا زمانی که ابیگیل سرطان مغز
نگرفت، این رو نفهمیده بودم

16:10.811 --> 16:13.265
زمانی که ده ساله بودم"

16:13.355 --> 16:16.634
پدر در حال برداشتن تومور تخمدان بود

16:16.929 --> 16:21.242
من رو صدا زد، و من اونجا روی
جعبه ایستادم و کلروفرم دادم

16:21.649 --> 16:25.272
در حالی که ویل، که فقط چهارده ساله بود

16:25.308 --> 16:28.379
"در جراحی به او کمک می‌کرد

16:28.521 --> 16:29.970
چارلی مایو

16:31.454 --> 16:33.317
از وقتی پسربچه‌های کوچکی بودن

16:33.342 --> 16:36.517
وقتی ویلیام برای معاینه
بیماران روستا می‌رفت

16:36.629 --> 16:40.135
ویل و چارلی، در کالسکه همراه پدرشون می‌رفتن

16:40.160 --> 16:43.246
این کالسکه برای پسرها
تبدیل به مدرسه سیار شد

16:43.287 --> 16:44.466
[جودیث هارتزل]
[تاریخدان]

16:44.533 --> 16:48.099
اون پسرها رو تشویق می‌کرد
تا مشاهده کنن، و بعد خودش

16:48.124 --> 16:50.850
مسائلی رو براشون مطرح می‌کرد

16:51.418 --> 16:54.543
ویل و چارلی، حرفه‌ی پزشکی‌شان را

16:54.578 --> 16:56.821
با شستن زمین و پنجره

16:56.857 --> 16:59.065
در دفتر پدرشان آغاز کردند

16:59.100 --> 17:02.654
در نهایت به اون‌ها اجازه داد
به معاینات خانگی بیان

17:02.690 --> 17:04.760
و توی مراقبت از بیماران کمک کنن

17:04.796 --> 17:07.970
آخر روز، همگی کنار هم می‌نشستن

17:08.006 --> 17:10.662
و درباره چیزی که دیده بودن بحث می‌کردن

17:10.937 --> 17:15.191
لوییس هم کمک‌شان می‌کرد، دستیار
جراحی بود، و جراحات را درمان می‌کرد

17:15.668 --> 17:18.118
به بیمارانی که در غیاب شوهرش

17:18.154 --> 17:20.707
به آنجا می‌آمدند، مشاوره می‌داد

17:20.742 --> 17:24.193
بعدها چارلی می‌گفت، "مهم‌ترین
کاری که من و ویل تا به حال انجام دادیم

17:24.229 --> 17:28.435
"انتخاب چنین پدر و مادری بود که داشتیم

17:29.410 --> 17:32.926
هر دو پسر در نهایت به دانشکده پزشکی رفتند

17:32.962 --> 17:36.102
ویل، پسر بزرگتر در دانشگاه میشیگان

17:36.137 --> 17:38.552
و چارلی در دانشگاه نورث وسترن درس خواند

17:59.643 --> 18:02.853
در گردبادی که در آن روز تابستانی

18:02.888 --> 18:06.427
در سال 1883 روچستر را درنوردید

18:06.806 --> 18:09.479
بیش از بیست نفر جان باختند
و ده‌ها نفر دیگر زخمی شدند

18:10.279 --> 18:13.906
خواهران سنت فرانسیس هر کاری از
دستشان بر می‌آمد برای کمک انجام داده بودند

18:15.088 --> 18:18.913
اما بعد از آن، مادر آلفرد می‌دانست
می‌توانستند کارهای بیشتری انجام دهند

18:20.344 --> 18:23.651
سپس او رویای ساختن یک بیمارستان دید

18:24.517 --> 18:28.678
او اصرار داشت این مکان جایی باشد
که درهایش به روی تمام بیماران

18:28.882 --> 18:33.055
صرف نظر از "رنگ پوست، جنسیت، وضعیت مالی

18:33.091 --> 18:35.023
"یا مذهبشان، باز باشد

18:36.542 --> 18:40.580
مادر آلفرد، یک راهبه‌ی پنجاه
و سه ساله بود که باور داشت

18:40.615 --> 18:44.281
"علت رنج - بشریت دین نمی‌شناسد"

18:45.718 --> 18:50.237
دکتر مایو یک مرد شصت و چهارساله
ندانم‌گرا بود، که به گفته‌ی یک روزنامه‌نگار

18:50.262 --> 18:53.877
"تمامی اوقات از داروین دفاع می‌کرد"

18:54.906 --> 18:57.769
هر دو لجباز و عجول بودند

18:57.805 --> 19:00.100
و میل به خدمت داشتند

19:01.119 --> 19:03.963
مایو مطمئن بود مادر آلفرد نمی‌تواند

19:03.988 --> 19:05.803
چنین پولی جمع‌آوری کند

19:07.150 --> 19:10.083
او می‌توانست زمینی را که
می‌خواست، درست در غرب شهر

19:10.291 --> 19:12.257
به قیمت دو هزار دلار بخرد

19:12.387 --> 19:16.354
اما هزینه ساخت آن به
حداقل چهل هزار دلار می‌رسید

19:16.997 --> 19:20.551
ما اگر او موفق می‌شد
او با اکراه موافقت می‌کرد

19:20.586 --> 19:24.512
که رهبری کادر پزشکی آنجا را بر عهده
بگیرد و در حالی که همچنان مطب خود

19:24.847 --> 19:28.539
در مرکز شهر را اداره می‌کرد
تمام جراحی‌ها را نیز انجام دهد

19:29.187 --> 19:31.652
فکر می‌کرد، هیچ راهی نداره
بتونن چهل هزار دلار جمع کنن

19:31.677 --> 19:33.805
و مادر آلفرد مطمئن بود
اون می‌دونست که

19:33.830 --> 19:35.720
[خواهر تیرنی ترومن]
[صومعه سنت فرنسیس]

19:35.783 --> 19:38.785
خواهران پول رو جمع می‌کنن
و می‌تونه اون رو وادار به کار کنه

19:38.810 --> 19:40.581
آن‌ها به هم قول دادند

19:40.832 --> 19:43.826
مادر آلفرد و ویلیام ورال هیچ وقت

19:43.851 --> 19:46.094
قرارداد قانونی ننوشتن

19:46.129 --> 19:49.060
حرف‌هاشون، و دستی که
با هم دادن، براشون کافی بود

19:49.100 --> 19:50.599
[رنه زیمر]
[تاریخدان کلینیک مایو]

19:50.817 --> 19:54.481
برای صد سال آینده، تمامی توافقات

19:54.517 --> 19:57.622
بین کلینیک مایو و صومعه خواهران سنت فرانسیس

19:57.658 --> 19:59.931
به همین ترتیب انجام می‌شد

20:01.148 --> 20:04.319
مادر آلفرد و راهبه‌ها دست به کار شدند

20:04.354 --> 20:07.598
آن‌ها هر پولی که می‌توانستند از

20:07.633 --> 20:09.082
شهریه مدرسه‌شان پس‌انداز کردند

20:09.118 --> 20:13.052
آن‌ها همچنین موسیقی و گلدوزی
روی پارچه‌های کتانی تدریس می‌کردند

20:13.087 --> 20:17.470
چوب‌هایشان را خودشان خرد می‌کردند
از کیسه‌های آرد روبالشی می‌ساختند

20:17.505 --> 20:20.871
و ساده‌ترین غذاها را می‌خوردند

20:21.751 --> 20:26.099
پس از پنج سال طولانی
در آگوست سال 1888

20:26.135 --> 20:28.757
سرانجام ساخت و ساز آغاز شد

20:32.486 --> 20:36.661
در همین حال، ویل و چارلی، که هر دو از

20:36.697 --> 20:39.349
دانشکده پزشکی فارغ‌التحصیل شده بودند

20:39.374 --> 20:42.046
کم‌کم نقش مهمی در مطب پدرشان ایفا می‌کردند

20:42.082 --> 20:45.808
آنها به طرفداران پرشور
روش جدیدی تبدیل شده بودند

20:45.844 --> 20:49.122
که توسط یک جراح اسکاتلندی به نام
جوزف لیستر توسعه داده شده بود

20:49.424 --> 20:53.490
بر اساس این نظریه
میکروب‌ها باعث عفونت می‌شوند

20:54.459 --> 20:57.717
بیشتر پزشکان آمریکایی شک داشتند

20:57.752 --> 21:02.101
در سال 1881، رئیس جمهور جیمز ای گارفیلد

21:02.136 --> 21:04.586
نه بر اثر گلوله‌ی قاتل احتمالی‌اش

21:04.621 --> 21:08.207
بلکه بر اثر دست‌های کثیف
و نشسته‌ی پزشکانش جان باخت

21:09.305 --> 21:11.800
اما مایوها متقاعد شده بودند

21:11.835 --> 21:15.079
آنها اتاق‌های عمل بیمارستان جدید را
به‌طور خاص برای بهره‌برداری از

21:15.115 --> 21:18.772
آخرین نوآوری‌ها در استریلیزاسیون

21:18.808 --> 21:21.879
طراحی و تجهیز کردند

21:21.904 --> 21:23.928
...از همان ابتدا

21:23.953 --> 21:25.648
[رزماری استیونز]
[تاریخدان پزشکی]

21:25.693 --> 21:27.574
حال و هوای کنجکاوی

21:27.610 --> 21:30.715
و تخیل در تاریخچه‌ی کلینیک وجود داشت

21:31.164 --> 21:35.570
به دنبال روش‌های جدید
علوم جدید، تکنیک‌های جدید بودن

21:36.136 --> 21:38.447
هر دو به طور همزمان، هم آینده‌نگر

21:38.483 --> 21:39.690
و هم محافظه‌کار بودند

21:41.141 --> 21:44.108
در سی‌ام سپتامبر سال 1889

21:44.144 --> 21:48.112
یک روز قبل از افتتاح رسمی مرکز جدید

21:48.148 --> 21:50.632
برادران مایو عمل جراحی چشم

21:50.667 --> 21:53.497
روی مردی از شهرستان اولمستد انجام دادند

21:53.532 --> 21:56.298
و اولین بیماری بود که در بیمارستان

21:56.338 --> 21:59.192
کاملا جدید روچستر بستری شد

21:59.228 --> 22:02.644
نام آن بیمارستان سنت مری بود

22:02.679 --> 22:05.578
خب، بدون هیچ هیاهویی
فقط با یک دعای خیر

22:05.603 --> 22:07.396
بیمارستان باز شد

22:07.421 --> 22:09.184
بیمار بستری و جراحی شد

22:09.211 --> 22:10.764
[خواهر جنروز جرویس]
[صومعه سنت فرنسیس]

22:10.825 --> 22:13.126
و تنها چیزی که در مورد اون گفته شده
اینه که حالش خوب شد

22:13.151 --> 22:14.656
و به خانه رفت

22:14.691 --> 22:17.107
از بیرون، بیمارستان سنت مری

22:17.142 --> 22:19.281
یک ساختمان آجری سه طبقه

22:19.317 --> 22:21.387
مدرن و چشمگیر بود

22:21.728 --> 22:25.356
اما در داخل، خواهرانی که
مسئول مراقبت از بیماران بودند

22:25.392 --> 22:28.691
نمی‌توانستند آزمون سخت‌تری برای

22:28.716 --> 22:30.889
ایمانشان درخواست کنند

22:31.467 --> 22:33.941
اون‌ها پرستاری می‌کردن، لباس‌ها رو می‌شستن

22:33.966 --> 22:35.810
آشپزی و نظافت می‌کردن

22:35.835 --> 22:37.163
همه کارها رو انجام می‌دادن

22:37.188 --> 22:38.850
[خواهر آنتواین مرفی]
[صومعه سنت فرنسیس]

22:38.890 --> 22:42.255
خدای من، ساعت دو، سه
یا چهار صبح بیدار می‌شدن

22:42.280 --> 22:44.077
[خواهر لارن ویناند]
[صومعه سنت فرنسیس]

22:44.101 --> 22:45.652
هر روز پشت سر هم

22:45.688 --> 22:49.139
روز و شب، تمام ساعت‌ها کار می‌کردن

22:49.174 --> 22:52.625
و اکثر اوقات تخت‌های خودشون رو رها می‌کردن

22:52.660 --> 22:54.687
که برای بیماران استفاده بشه

22:56.441 --> 22:59.632
راهبه‌هایی که در بیمارستان
سنت مری زندگی و کار می‌کردند

22:59.667 --> 23:02.738
برای معلمی آموزش دیده بودند، نه پرستاری

23:03.074 --> 23:06.546
ادیت گراهام، اهل روچستر که مدرسه پرستاری را

23:06.571 --> 23:10.367
به پایان رسانده بود، به مطب مایوها
در مرکز شهر در خیابان سوم پیوست

23:10.402 --> 23:12.921
اما در نهایت، بیشتر وقت خود را

23:12.956 --> 23:16.882
در یک کیلومتری سنت مری می‌گذراند

23:17.098 --> 23:19.157
جایی که از بیماران مراقبت می‌کرد

23:19.182 --> 23:21.908
و دانش خود را با خواهران به اشتراک می‌گذاشت

23:22.552 --> 23:25.302
از چهارصد عمل جراحی اولی که توسط مایوها

23:25.327 --> 23:28.119
در بیمارستان سنت مری انجام شد

23:28.244 --> 23:30.556
تنها دو بیمار جان خود را از دست دادند

23:31.824 --> 23:34.711
اصلا نمی‌دونم خواهران چطوری
با امکانات کمی که داشتن

23:34.805 --> 23:36.420
[کوییانا دبریل]
[پرستار کلینیک مایو]

23:36.445 --> 23:39.844
از بیماران مراقبت می‌کردن
اما یک راهی ساخته بودن

23:39.880 --> 23:42.606
و این یک چیزیه که پرستارها دارن

23:42.641 --> 23:44.194
از هیچ، یک راه می‌سازی

23:46.714 --> 23:50.200
دو ماه قبل از اینکه به کلینیک مایو برم

23:50.235 --> 23:53.133
به تدریج متوجه دوبینی‌ام شده بودم

23:53.169 --> 23:57.695
بنابراین برای دیدن چشم پزشک وقت گرفتم

23:58.588 --> 24:01.631
به محض اینکه چیزی در مورد ملانوما گفتن

24:01.685 --> 24:02.810
[آلیسن باک]
[بیمار]

24:02.834 --> 24:05.870
همه‌مون شوکه شدیم

24:05.906 --> 24:07.363
چون فقط به بدترین چیزها فکر می‌کنی

24:07.567 --> 24:11.397
همون عواملی که به بچه اجازه رشد میده

24:11.433 --> 24:14.499
همچنین به سلول‌های سرطانی هم اجازه رشد میده

24:15.851 --> 24:18.027
دیدم که بیماران ملانوما باردار شدن

24:18.052 --> 24:20.529
و سلول‌های سرطانی اون‌ها به سرعت رشد می‌کنن

24:20.569 --> 24:22.095
[دکتر حوزه پولیدو]
[جراح چشم‌پزشک]

24:22.970 --> 24:26.054
دکتر پولیدو نشست و بهم گفت که

24:26.137 --> 24:28.000
زندگی تو در خطر هستش"

24:28.035 --> 24:31.788
"به صورت جدی باید به سقط جنین فکر کنی

24:32.730 --> 24:35.421
شنیدنش واقعا برام سخت بود

24:36.116 --> 24:40.495
چیزی که توی ذهنم می‌گذشت این بود
"یعنی راه دیگه‌ای وجود نداره؟"

24:40.531 --> 24:43.015
"میشه لطفا فقط چشمم رو دربیارین؟"

24:43.050 --> 24:45.638
"فقط بچه‌م رو نگیرین"

24:45.674 --> 24:49.677
اما بهمون گفت که چشم‌ها رو دوست داره

24:49.712 --> 24:51.851
اما ارتباطش با بچه‌ها خوب نیست

24:51.887 --> 24:54.613
ولی قبل‌تر برامون وقت گذاشته بود

24:54.648 --> 24:56.131
که به دیدن پزشک زنان بریم

24:58.074 --> 25:01.026
این جور مکالمه‌ها واقعا سخت هستن

25:01.144 --> 25:03.490
هر بار مادری میاد که

25:03.515 --> 25:06.709
بیماری پرخطری داره

25:07.109 --> 25:09.593
باید متخصصان زیادی داشته باشین

25:09.629 --> 25:12.527
که زمینه‌های مختلفی رو پوشش بده

25:12.908 --> 25:16.903
تاثیر بارداری بر ملانوما، فکر کنم

25:16.928 --> 25:19.182
بسیاری از داده‌ها در موردش متناقض هستن

25:19.207 --> 25:21.220
[دکتر مری چریس ترینیداد]
[پزشک زنان و زایمان]

25:21.245 --> 25:22.779
در اون نقطه از زمان

25:22.814 --> 25:25.713
با وجود بارداری، هنوز گزینه‌های درمانی

25:25.748 --> 25:27.542
برای اون وجود داشت

25:28.151 --> 25:30.821
اما خطر متاستاز هم همچنان سر جای خودش هست

25:30.857 --> 25:34.929
ملانوما در واقع یکی از
شایع‌ترین سرطان‌هایی‌ست

25:34.964 --> 25:38.312
که حتی می‌تونه به جنین هم سرایت کنه

25:38.347 --> 25:41.402
کارهایی که می‌خواست
انجام بده رو بررسی کردیم

25:41.509 --> 25:43.535
و اون برای ما روشن کرد که

25:43.875 --> 25:47.738
نمی‌خواد سقط جنین
انتخابی رو انجام بده

25:50.739 --> 25:54.099
برای اون از یک پلاک استفاده کردیم

25:54.294 --> 25:56.320
شبیه به در بطری هستش

25:57.213 --> 26:00.422
و دانه‌های رادیواکتیو رو
درون اون قرار می‌دین

26:00.947 --> 26:03.715
بعد اون رو روی چشم می‌دوزین

26:03.740 --> 26:06.063
بنابراین، این طلا اجازه نمیده

26:06.099 --> 26:09.377
تشعشعات به جایی

26:09.413 --> 26:11.621
جز چشم وارد بشن

26:14.590 --> 26:18.436
بعضی‌وقت‌ها با آدم‌هایی
سر و کار دارم که می‌میرن

26:19.871 --> 26:22.937
حس می‌کنم تنها راهی که

26:23.563 --> 26:25.441
...می‌تونم بهشون امید بدم

26:27.465 --> 26:31.710
اینه که از صمیم قلبم بدونم

26:31.745 --> 26:34.989
در تلاش هستم که مرزها رو جابه‌جا کنم

26:36.222 --> 26:38.048
[چهار ماه بعد]

26:38.131 --> 26:42.099
حالا باید صبر کنیم
و ببینیم سلول‌های ملانوما

26:42.135 --> 26:43.549
واکنش نشان میدن یا نه

26:47.582 --> 26:48.750
چطوری؟

26:48.775 --> 26:52.292
به خاطر ملانومای من اومدیم

26:52.317 --> 26:54.579
که ببینیم سلول‌ها کوچک شدن یا نه

26:54.906 --> 26:57.618
عکس قفسه سینه هم خوبه

26:58.151 --> 27:00.083
و تومور داره کم‌کم کوچک میشه

27:00.118 --> 27:01.809
!عالیه

27:01.844 --> 27:03.914
پرتوافکنی عمل کرد

27:03.950 --> 27:07.297
و حالا ملانوما داره کوچک میشه

27:07.332 --> 27:10.611
عملا دیگه مرده، این خیلی خوبه

27:12.268 --> 27:13.890
خیلی جالبه که

27:13.925 --> 27:16.133
اولین پرونده‌ای که توی
بیمارستان سنت مری انجام شد

27:16.169 --> 27:20.103
برداشتن چشم، به خاطر سرطان چشم بود

27:22.831 --> 27:24.832
در طول دهه‌ی 1890

27:24.867 --> 27:27.667
وقتی ویل و چارلی مایو
مطب پدرشان را به دست گرفتند

27:27.760 --> 27:31.459
این دو برادر هرگز از هم جدا نشدند

27:31.495 --> 27:33.357
با هم پیاده به سر کار می‌رفتند

27:33.393 --> 27:35.463
با هم تصمیم می‌گرفتند

27:35.499 --> 27:38.742
اولین خانه‌هایشان را کنار هم ساختند

27:38.778 --> 27:40.744
و هر دو یک حساب بانکی داشتند

27:40.780 --> 27:42.746
و امضای هر دوی آن‌ها

27:42.782 --> 27:44.955
یک "دکتر مایو" ساده بود

27:45.685 --> 27:48.949
در حالی که هر دو انواع
جراحی‌ها را انجام می‌دادند

27:48.974 --> 27:51.375
چارلی در جراحی‌های ظریف

27:51.400 --> 27:53.711
سر و گردن تخصص داشت

27:54.276 --> 27:57.554
ویل، مانند پدرش، بر روی جراحی‌های شکمی

27:57.590 --> 28:00.039
و زنان تمرکز داشت

28:00.588 --> 28:03.451
ویل فردی مقتدر، روشن‌فکر

28:03.508 --> 28:05.944
دوراندیش و کمال‌گرا بود

28:06.318 --> 28:10.372
چارلی راحت‌تر، کمتر ترسناک و دوستانه‌تر بود

28:11.155 --> 28:14.985
آن‌ها اختلاف نظر هم داشتند
اما هرگز در ملاءعام ابراز نمی‌شد

28:15.021 --> 28:17.988
برای آنها، هرگز "من" وجود نداشت

28:18.024 --> 28:20.870
همیشه، "من و برادرم" بود

28:22.016 --> 28:24.536
مردم شهر درباره ویل و چارلی می‌گفتند

28:24.561 --> 28:26.316
که با حرفه‌شان "ازدواج" کرده‌اند

28:27.102 --> 28:30.069
اما مثل پدرشان، هر دو با زنانی قوی

28:30.105 --> 28:31.899
ازدواج کرده بودند

28:31.934 --> 28:35.903
همسر ویل، هتی، که به همراه
برادران در روچستر بزرگ شده بود

28:35.938 --> 28:38.733
خجالتی و رسمی بود

28:39.015 --> 28:43.048
هنرمندی که اکثرا در امور پزشکی دخالتی نداشت

28:43.083 --> 28:46.569
اما در نهایت خانه‌هایشان را
طراحی کرده و به عنوان

28:46.604 --> 28:49.458
میزبان پزشکان و افراد سرشناس از سراسر دنیا

28:49.483 --> 28:51.035
خدمت می‌کرد

28:52.052 --> 28:54.678
چارلی با ادیت گراهام، پرستاری که به خواهران

28:54.703 --> 28:58.166
در بیمارستان سنت‌مری
تدریس می‌کرد ازدواج کرده بود

28:58.301 --> 29:02.135
او نقطه مقابل هتی بود، سرزنده، اجتماعی

29:02.378 --> 29:05.519
و بخش جدایی‌ناپذیری از حرفه مایوها

29:07.452 --> 29:10.731
اولین باری که از خواهر جوزف خواسته شد"

29:10.766 --> 29:14.631
در معاینه یک بیمار کمک کند
او به گوشه‌ای از اتاق دوید

29:14.667 --> 29:18.780
خشمگین و شرمنده رو به دیوار ایستاد

29:18.912 --> 29:22.846
"زیرا آن بیمار، یک مرد برهنه بود

29:23.127 --> 29:26.291
او به پرستار ادیت گفت که پرستار شدن

29:26.368 --> 29:29.439
برایش غیرممکن است، او قصد داشت

29:29.474 --> 29:31.406
"فورا به شغل معلمی برگردد

29:32.061 --> 29:36.761
اما ادیت او را متقاعد کرد که بماند"
و در کمتر از سه سال

29:37.137 --> 29:40.588
"خواهر جوزف رئیس بیمارستان شد

29:40.624 --> 29:43.108
خواهر جوزف دمپسی دومین نفر از سلسله طولانی

29:43.143 --> 29:46.111
زنان قدرتمندی بود که رهبری
بیمارستان سنت مری را بر عهده گرفته

29:46.146 --> 29:49.597
و از نزدیک با مایوها همکاری می‌کردند

29:49.633 --> 29:51.681
اما در عین حال استقلال

29:51.706 --> 29:55.361
و ارزش‌های خواهران را نیز حفظ کردند

29:55.397 --> 29:57.518
او به مدت بیست و پنج سال به عنوان

29:57.543 --> 30:00.503
دستیار اصلی جراحی دکتر ویل خدمت کرد

30:00.851 --> 30:03.853
و چنان ماهر شد که وقتی
دکتر ویل برای توضیح چیزی

30:03.888 --> 30:07.339
به پزشکان یا دانشجویان
مراجعه‌کننده رویش را برمی‌گرداند

30:07.374 --> 30:10.414
او به کار جراحی ادامه می‌داد

30:15.559 --> 30:20.110
در یک صبح سرد، کارگران
راه‌آهن در واترویلِ مینه‌سوتا

30:20.146 --> 30:22.941
پنجره‌ای از یک واگن مسافربری در خط

30:22.976 --> 30:25.115
مینیاپولیس-سنت لوئیس را برداشتند

30:25.151 --> 30:28.710
تا بتوانند یک برانکارد را
روی دو صندلی جا بدهند

30:30.259 --> 30:33.530
بر روی برانکارد، لوسی گری
پنج ساله دراز کشیده بود

30:33.815 --> 30:37.075
او درد شدیدی داشت
و تقریبا دو هفته بود که

30:37.100 --> 30:38.652
از تب رنج می‌برد

30:39.096 --> 30:42.477
والدینش او را به روچستر، مینه‌سوتا می‌بردند

30:42.513 --> 30:44.773
جایی که درباره چند پزشک روستایی که

30:44.798 --> 30:47.931
موفقیت چشمگیری داشتند، شنیده بودند

30:48.493 --> 30:52.453
چند ساعت بعد، او در اتاقی کم‌نور
در بیمارستان سنت مری به هوش آمد

30:52.488 --> 30:56.105
در حالی که دوران نقاهت پس
از عمل جراحی آپاندیس اورژانسی

30:56.198 --> 30:59.006
که توسط دکتر چارلی
انجام شده بود را می‌گذراند

30:59.430 --> 31:02.676
اگر فقط یک ساعت دیر
کرده بودند، او جان می‌باخت

31:04.121 --> 31:06.674
اما عفونت ایجاد شد

31:06.710 --> 31:08.883
یک عمل دیگر انجام شد

31:08.919 --> 31:11.092
و بعد یکی دیگر

31:11.128 --> 31:13.577
حالش بهتر نمی‌شد

31:13.860 --> 31:17.493
خواهران دعاهای آخر شب را در
کلیسای کوچک خود برگزار می‌کردند

31:18.925 --> 31:22.448
جوان‌ترین پرستار هر روز با او بازی می‌کرد

31:22.484 --> 31:24.785
و زنجیره‌ای از حلقه‌های کاغذی درست می‌کرد

31:25.057 --> 31:28.357
که هر حلقه نشان دهنده
یک روز بستری در بیمارستان بود

31:28.503 --> 31:30.723
تا اینکه این حلقه‌ها تمام پرده‌ی

31:30.776 --> 31:33.080
پشت تختش را تزیین کردند

31:35.222 --> 31:38.303
لوسی گری تا نود و شش سالگی زندگی کرد

31:39.087 --> 31:42.349
و همیشه به برادران مایو و ایمان خواهران

31:42.374 --> 31:45.652
برای نجات جانش اعتبار یکسانی می‌داد

31:47.194 --> 31:49.441
برای کسی که، به نظرم

31:49.466 --> 31:52.404
به اندازه ویل مایو غیرمذهبی هستش

31:52.429 --> 31:54.840
اشاره به معنویت به عنوان امری بسیار مهم

31:54.872 --> 31:56.633
[دکتر الن اکسمیت جونیور]
[اعصاب و روان]

31:56.661 --> 31:58.473
برای مراقبت از بیماران و حفظ سلامت کلینیک

31:58.498 --> 32:02.488
فکر می‌کنم این نشان دهنده‌ی خیلی چیزها

32:02.524 --> 32:04.767
درباره بینش مایوها باشه

32:04.802 --> 32:08.460
اگر بیش از حد به ماهیت مادی
کاری که انجام میدیم توجه کنیم

32:08.495 --> 32:12.429
و جنبه معنوی اون رو نادیده بگیریم

32:12.465 --> 32:15.605
به عنوان یک کلینیک به
هیچ چیزی تبدیل نمی‌شیم

32:23.627 --> 32:26.987
ناگهان، کل دنیات عوض میشه

32:27.963 --> 32:31.552
وقتی بلند شدم، دیگه به
سختی می‌تونستم راه برم

32:31.587 --> 32:33.345
پاهام رو روی زمین می‌کشیدم

32:33.452 --> 32:34.771
[شارلین کلی، از جکسن‌ویل]

32:34.840 --> 32:37.109
تعادلم رو از دست می‌دادم

32:37.134 --> 32:41.113
با خودم گفتم، "وای، یه مشکلی
"پیدا کردم، اما چه مشکلی؟

32:41.149 --> 32:43.081
هیچ ایده‌ای نداشتم

32:43.116 --> 32:46.394
دکتر متخصص مغز و اعصاب گفت

32:46.936 --> 32:50.183
"شما میوزیت داری، و اون درمانی نداره"

32:51.115 --> 32:55.127
و وقتی دکتری این حرف رو به آدم میزنه

32:55.163 --> 32:57.681
انگار که دیگه هیچ امیدی نیست

32:57.717 --> 33:01.064
اما هنوز هم حس نمی‌کردم
پاسخ درستی رو درباره‌ی

33:01.100 --> 33:03.791
مشکلی که داشتم، به دست آورده باشم

33:03.827 --> 33:08.209
یکی اون بیرون هست که شاید
یک تشخیص دیگه‌ای داشته باشه

33:08.245 --> 33:11.109
می‌دونم مردم از سراسر جهان به کلینیک مایو

33:11.144 --> 33:14.664
مراجعه می‌کنن، تا نظر
یک دکتر دیگه رو هم بشنون

33:14.699 --> 33:18.910
پس ماه ژانویه باهاشون تماس گرفتم
اما نتونستم وقت ملاقات بگیرم

33:18.945 --> 33:22.085
چون در اون زمان بیمار جدید قبول نمی‌کردن

33:22.121 --> 33:25.571
پس خانم جوان پشت خط بهم گفت
"توی ماه دسامبر دوباره تماس بگیرین"

33:27.649 --> 33:30.171
به اون چیزی نگفتم، اما
وقتی تلفن رو قطع کردم

33:30.196 --> 33:33.441
با خودم گفتم، "وای، امیدوارم
"تا اون موقع هنوز زنده باشم

33:33.477 --> 33:35.616
چون تا اون موقع یازده ماه مونده بود

33:35.931 --> 33:39.867
توی این مدتی که منتظر بودم
شرایطم روزبه‌روز بدتر میشد

33:40.384 --> 33:43.072
اما هیچ‌وقت امیدم رو از دست ندادم

33:43.107 --> 33:44.901
هیچ‌وقت

33:44.937 --> 33:49.063
پس وقتی قبولم کردن
حس می‌کردم دنیا رو بهم دادن

33:50.560 --> 33:53.217
یک نظر دوم درباره زندگی من بود

33:53.393 --> 33:55.222
خیلی هیجان‌زده‌ام

33:55.257 --> 33:57.086
واقعا مشتاق اون روز هستم

34:01.988 --> 34:04.058
مردم مطالبه خواهند کرد"

34:04.094 --> 34:07.130
و حرفه پزشکی باید وسایل کافی برای

34:07.166 --> 34:10.858
مراقبت مناسب از بیماران را فراهم کند

34:10.894 --> 34:13.896
که به این معنی‌ست که فردگرایی در پزشکی

34:13.931 --> 34:17.037
"دیگر نمی‌تواند وجود داشته باشد

34:17.072 --> 34:18.762
ویل مایو

34:19.594 --> 34:22.939
در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم

34:22.975 --> 34:24.596
پزشکی بسیار فردگرا بود

34:24.621 --> 34:27.011
اگر پزشک بودین، مهارت‌های
خودتون رو پنهان نگه می‌داشتین

34:27.058 --> 34:28.571
[متیو دیسی]
[تاریخدان کلینیک مایو]

34:28.646 --> 34:32.003
نگران از دست دادن پول
اعتبار یا بیمارشون بودن

34:32.028 --> 34:35.607
اون پزشک مستقل، دانش
و تجربه‌ای رو که به تنهایی داره

34:35.642 --> 34:38.472
به مطب خود و برای خدمت

34:38.507 --> 34:40.646
به بیماران خودش میاره

34:40.682 --> 34:44.443
فرصت غنی‌سازی اون رو از دست میده

34:44.479 --> 34:47.550
و وقتی حرف از سلامت و زندگی انسان‌ها باشه

34:47.773 --> 34:50.780
ارزش دانش یا تجربه اضافی یک شخص دیگه

34:50.805 --> 34:53.797
می‌تونه به معنای تفاوت بین مرگ و زندگی باشه

34:54.999 --> 34:59.786
تا سال 1982 دکتر مایو
بزرگ هفتاد و سه ساله بود

35:00.529 --> 35:03.877
پسرانش با اطمینان خاطر
زمام امور را در دست داشتند

35:03.912 --> 35:07.570
او تصمیم گرفت از حرفه‌اش کناره‌گیری کند

35:07.605 --> 35:09.744
و به علایق متنوع دیگرش بپردازد

35:10.146 --> 35:13.956
او سناتور ایالت مینه سوتا شد، عاشق سفر

35:14.057 --> 35:16.230
و سرهم‌بندی ماشین‌آلات بود

35:17.236 --> 35:21.170
برای رسیدگی به حجم
فزاینده پذیرش بیماران جدید

35:21.205 --> 35:25.968
در بیمارستان سنت مری برادران
مایو شروع به آوردن پزشکان دیگری

35:26.003 --> 35:29.764
از جمله یک زن، به مطب
خود در خیابان سوم کردند

35:29.800 --> 35:33.837
تا بیماران را قبل از جراحی در
بیمارستان خواهران معاینه کنند

35:33.873 --> 35:35.978
و بیماری‌شان را تشخیص دهند

35:36.013 --> 35:39.774
ورود این متخصصان نشان دهنده چیزی جدید

35:39.810 --> 35:42.796
...و اساسا متحول کننده بود

35:42.821 --> 35:45.133
یک رویکرد مشارکتی به پزشکی

35:45.989 --> 35:50.095
مفهوم این طبابت گروهی، چند تخصصی

35:50.131 --> 35:53.616
و مبتنی بر کار تیمی برای
خیر و صلاح یک بیمار

35:53.651 --> 35:56.412
شاید بزرگترین کمکی بود که

35:56.447 --> 35:59.794
برادران مایو به پزشکی آمریکا کردن

35:59.830 --> 36:03.350
وقتی یک بیمار دارم، یک بیمار خاص دارم

36:03.385 --> 36:05.041
که هیچ جوابی براش پیدا نمی‌کنم

36:05.077 --> 36:09.045
هیچ تردیدی ندارم که شرایط اون بیمار رو

36:09.081 --> 36:11.082
با یکی از همکارانم در میان بذارم

36:11.117 --> 36:14.085
یک بیمار با شرایط منحصر به فردی داشتم

36:14.120 --> 36:16.570
و ظرف بیست دقیقه تونستم
با متخصصان فرعی مختلفی که

36:16.605 --> 36:18.917
نیاز داشتم، تماس بگیرم و صحبت کنم

36:19.479 --> 36:22.012
در مطب‌های خصوصی، انجام همچین کاری

36:22.037 --> 36:24.176
به دلایل مختلف واقعا چالش‌برانگیز هستش

36:24.579 --> 36:28.858
بسیاری از اوقات یک بیمار میاد و میگه
من مجبور شدم به چندین متخصص مراجعه کنم"

36:28.893 --> 36:33.759
نمی‌تونستم سریعا به متخصصان
مختلف دسترسی پیدا کنم

36:33.795 --> 36:38.468
و هیچ‌کس نتونست همه چیز رو
کنار هم بذاره تا یک تشخیص درست

36:38.731 --> 36:42.251
"و برنامه مراقبتی آینده برام ارائه بده

36:42.276 --> 36:45.901
پشت سر من و پشت سر
هر پزشک دیگری در کلینیک مایو

36:45.942 --> 36:47.695
[دکتر ادی گرین]
[اعصاب و روان]

36:47.740 --> 36:51.087
دو هزار و چهارصد پزشک دیگه
داریم که می‌تونه به شما کمک کنه

36:51.123 --> 36:54.953
تا به مشکلی که بیماری داره، رسیدگی بشه

36:54.989 --> 36:57.093
چند نکته برای من برجسته بود

36:57.129 --> 37:01.166
فقط یک دکتر درجه یک نبود که

37:01.202 --> 37:02.547
ازم مراقبت کنه

37:02.582 --> 37:03.893
همیشه یک تیم بودن

37:03.928 --> 37:07.345
همیشه یک تیم کنار تختم ایستاده بودن

37:07.558 --> 37:09.156
کار تیمی، خرد جمعی هستش

37:09.181 --> 37:12.252
هیچ کس نمی‌تونه همه چیز رو بدونه
و به نظرم این زیبایی‌های پزشکی تیمی

37:12.263 --> 37:13.701
[دکتر کریستوفر بوز]
[اعصاب و روان]

37:13.725 --> 37:16.544
هست که برادران مایو خیلی زود متوجهش شدن

37:17.535 --> 37:19.682
با آغاز قرن بیستم

37:19.707 --> 37:22.295
هنوز هیچ مرکز پزشکی رسمی در

37:22.320 --> 37:24.597
روچستر، مینه سوتا وجود نداشت

37:24.915 --> 37:29.022
فقط یک مطب کوچک اما منحصر به فرد در

37:29.057 --> 37:32.094
طبقه دوم ساختمان ماسونی وجود داشت که

37:32.129 --> 37:35.545
توسط دو جراح و چندین همکار اداره می‌شد

37:35.581 --> 37:39.261
و به بیمارستانی وابسته بود که
یک کیلومتر پایین‌تر از آنجا قرار داشت

37:39.786 --> 37:42.761
و توسط جامعه کوچکی از راهبه‌ها اداره می‌شد

37:45.418 --> 37:48.075
بیمارستان آنها در شهر کوچک و سرسبزی‌ست"

37:48.111 --> 37:52.217
که بیش از پنج هزار نفر جمعیت ندارد

37:52.253 --> 37:55.082
"!و به مرکز دنیای جراحان تبدیل شده

37:55.118 --> 37:57.912
هیچ بیمارستان دیگری در"
این سوی اقیانوس اطلس

37:57.948 --> 38:01.537
وجود ندارد که روزانه این همه عمل جراحی مهم

38:01.572 --> 38:04.747
"در آن انجام شود

38:04.782 --> 38:07.543
پس از تماشای عمل جراحی مایوها

38:07.578 --> 38:11.167
یک پزشک مشهور شیکاگویی
به همکارانش گزارش داد

38:11.203 --> 38:14.032
که این برادران بسیار پیشرفته‌تر از

38:14.068 --> 38:15.723
اکثر جراحان هستند

38:15.759 --> 38:18.381
بیماران سال‌ها بود که درباره برادران مایو

38:18.417 --> 38:21.729
این خبر را پخش می‌کردند

38:21.765 --> 38:25.975
حالا پزشکان بیشتری شروع
به سفر به روچستر کردند

38:26.010 --> 38:30.076
تا مشاهده کنند، یاد بگیرند
و حتی خودشان درمان شوند

38:30.739 --> 38:34.466
در نهایت، چارلی مجبور شد یک سکوی سفارشی

38:34.502 --> 38:38.712
در کنار تخت عمل طراحی کند که در
بالای آن آینه‌های مورب قرار داشت

38:38.747 --> 38:41.956
تا بتواند تعداد فزاینده‌ای از جراحان را که

38:41.992 --> 38:45.443
فقط می‌خواستند کار آنها را ببینند
در جایی مناسب قرار دهند

38:45.478 --> 38:48.998
هر دو مرد در مورد نقش خودشون
کاملا رک و صریح بودن

38:49.033 --> 38:53.179
و دائما به بازدیدکنندگان می‌گفتن
که ابزار خوب رو از کجا خریدن

38:53.590 --> 38:57.110
دکتر ویل می‌گفت، "این کار رو
قبلا به روش متفاوتی انجام می‌دادم

38:57.145 --> 38:59.940
اما موینیهان وقتی اینجا بود، روش
خودش رو به من نشان داد و اون روش

38:59.975 --> 39:02.770
"بهتر بود، پس حالا از اون استفاده می‌کنم

39:03.219 --> 39:07.050
و دکتر چارلی، "اولین باری که
این عمل جراحی رو امتحان کردم

39:07.086 --> 39:11.054
در این نقطه گیر افتادم، اما
دکتر جرج مانک از بوستون

39:11.090 --> 39:13.954
"اینجا بود و من رو راهنمایی کرد

39:13.989 --> 39:16.750
بیشتر شب‌ها، پزشکان مهمان

39:16.785 --> 39:19.546
در "باشگاه جراحان" جمع می‌شدند و آنجا

39:19.581 --> 39:21.858
درباره آنچه آن روز دیده بودند صحبت می‌کردند

39:21.894 --> 39:25.068
آنها به طور فزاینده‌ای شروع
به اشاره به مکانی کردند

39:25.104 --> 39:28.071
که شاهد کار خارق‌العاده برادران بودند

39:28.107 --> 39:31.937
و آن را "کلینیک مایوها
در سنت مری" می‌نامیدند

39:32.839 --> 39:37.495
هر سال، یکی از برادران برای
مطالعه تکنیک‌های مختلف جراحی

39:37.530 --> 39:40.705
به یک "تعطیلات" آموزشی طولانی می‌رفت

39:40.740 --> 39:43.156
در حالی که برادر دیگر در مطب می‌ماند

39:43.191 --> 39:47.160
دکتر چارلی و همسرش ادیت
حتی در طول ماه عسل خود

39:47.195 --> 39:48.954
در مطب‌ها حضور داشتند

39:49.423 --> 39:53.752
و تا دهه 1920، دکتر ویل شاهد عمل‌های جراحی

39:53.788 --> 39:57.584
توسط جراحان در هر شهری در آمریکا و کانادا

39:57.619 --> 40:00.932
با جمعیتی بیش از صد هزار نفر بود

40:00.967 --> 40:04.177
و سی بار از اقیانوس اطلس عبور کرده بود

40:04.445 --> 40:07.172
برادران مایو واقعا برنامه آموزش

40:07.197 --> 40:10.217
مداوم پزشکی خودشون رو توسعه دادند

40:10.253 --> 40:13.116
اگر در مورد یک روش جدید می‌شنیدن، می‌رفتن

40:13.152 --> 40:17.611
و اون پزشک رو ملاقات می‌کردن
تا اون رو در حال جراحی جدید ببینن

40:17.846 --> 40:20.400
زیر و بم‌ـش رو یاد بگیرن
و بعد به مایو برگردن

40:20.430 --> 40:23.403
و از همون روش استفاده کنن

40:23.438 --> 40:25.822
اون‌ها از کارهایی که دیگران
انجام داده بودن استفاده

40:25.847 --> 40:29.615
و اون رو روی بیماران زیادی اعمال
می‌کردن، و یه جورایی به کمال می‌رساندن

40:31.773 --> 40:34.188
و این بخش هنوز ادامه داره

40:37.194 --> 40:41.240
اما دکتر درانی به نحوی موفق
شده هشتصد عمل انجام بده

40:42.438 --> 40:45.992
پس فقط همین رقم... باورنکردنی بود

40:47.275 --> 40:51.525
ما یک مرکز درمانی مقصد هستیم

40:51.561 --> 40:56.107
به این معنی که بیماران زیادی هستن
که برای یافتن پاسخ، به اینجا سفر می‌کنن

40:57.418 --> 40:59.808
...در مورد آنا، یک جراح بود که

40:59.874 --> 41:01.446
[دکتر جوزف درانی]
[جراح قلب و عروق]

41:01.471 --> 41:03.134
اون رو به من ارجاع داد

41:03.159 --> 41:07.127
یکی از همکارانم بود، یک جراح خیلی خوب هستش

41:08.036 --> 41:11.960
در مورد آنا، اون یک ورزشکاره

41:11.995 --> 41:14.341
و قلبش به تدریج در حال بزرگ شدن هستش

41:14.377 --> 41:17.966
دکتر درانی این تشبیه رو
با فنر به من نشان داد

41:18.001 --> 41:21.314
همه چیز منقبض میشه، اما
...اون منطقه بیرون میزنه

41:21.349 --> 41:24.317
اگر فنری رو بکشین، این
چیزیه که در ورزش اتفاق میفته

41:24.352 --> 41:25.801
فنر دوباره برمی‌گرده

41:25.837 --> 41:29.460
اما اگر فنری رو زیادی بکشین، گیر می‌کنه

41:29.815 --> 41:32.043
و می‌خوان همین اتفاق رخ نده

41:33.016 --> 41:34.983
یه کم اضطراب دارم

41:35.018 --> 41:38.641
با این حال فکر نکنم به
اندازه والدینم مضطرب باشم

41:38.677 --> 41:41.506
اینکه توی خانه بمانیم و پرواز نداشته باشیم

41:41.542 --> 41:45.131
راحت‌تر از این بود که
یک هفته توی اتاق هتل بمونیم

41:45.166 --> 41:47.720
و می‌دونم دوران نقاهت طولانی هستش

41:47.748 --> 41:51.635
اما این رو هم می‌دونم که اگر
قلبم بیشتر از این بزرگ بشه

41:51.692 --> 41:55.422
دیگه نمی‌تونم هیچ کدوم
از ورزش‌هام رو ادامه بدم

41:55.556 --> 41:58.972
شاید حتی دیگه نتونم از پله‌ها بالا برم

42:01.411 --> 42:05.090
آدم به تمام افراد اینجا اعتماد کامل داره

42:05.290 --> 42:09.569
اما خبر داری که الان قلب دخترت رو
از کار انداختن، دمای بدنش رو

42:09.604 --> 42:13.983
پایین آوردن، و دارن عمل
پیچیده‌ای روش انجام میدن

42:16.542 --> 42:18.923
حس می‌کنی دیگه نباید
به چیزهایی مثل این فکر کنی

42:18.959 --> 42:21.029
که مثلا چند تا حبه قند توی قهوه‌م هست

42:31.557 --> 42:33.075
خیلی‌خب، کار تمام شد

42:36.847 --> 42:40.020
پرستارم الان برام یک سنگ آورد

42:40.566 --> 42:44.672
این سنگی‌ـه که بهم داده
شبیه قلب هستش

42:45.556 --> 42:48.710
گفت اون رو برام آورده که بهم آرامش بده

42:50.404 --> 42:54.803
شش تا هشت هفته دیگه
وقتی صفحه‌ی قفسه سینه‌م خوب بشه

42:55.031 --> 42:57.871
امیدوارم دوباره به قایق‌رانی برگردم

42:57.896 --> 43:00.552
و به تیم ملحق شوم و خیلی عقب نمانم

43:01.392 --> 43:03.807
فکر کنم قلبم پاک‌ـه

43:10.113 --> 43:14.013
در سال 1901، برادران مایو
پزشک جوانی به اسم هنری پلامر را

43:14.048 --> 43:17.167
استخدام کردند که با دانش خود
در مورد بیماری‌های خونی

43:17.192 --> 43:19.007
آنها را تحت تاثیر قرار داده بود

43:19.233 --> 43:22.953
آنها می‌خواستند روی جراحی تمرکز کنند

43:22.988 --> 43:26.301
اما پلامر آنها را متقاعد کرد
که کارهای آزمایشگاهی

43:26.336 --> 43:30.270
و تشخیصی بهتر و پیشرفته‌تر
نتایج جراحی را بهبود می‌بخشد

43:30.306 --> 43:34.412
یا شاید حتی این جراحی‌ها را غیرضروری کند

43:34.448 --> 43:38.520
پلامر بلافاصله شروع به
مدرن‌سازی آزمایشگاه‌های مایوها

43:38.555 --> 43:42.041
و بررسی راه‌هایی برای دسترسی آسان‌تر

43:42.076 --> 43:45.320
به تمام اطلاعات جمع‌آوری‌شده از بیماران کرد

43:45.355 --> 43:48.495
پیشرفت بسیار علمی این عصر ماشینی"

43:48.531 --> 43:52.154
شاید منجر به از دست رفتن درک فردیت بیمار

43:52.190 --> 43:56.158
و اعتماد گسترده به آزمایشگاه‌ها

43:56.194 --> 43:59.679
و آژانس‌های خارجی شده بود که تمایل داشتند

43:59.714 --> 44:03.165
بیمار را نه به عنوان محور چرخ

44:03.201 --> 44:06.893
"بلکه به عنوان پره آن در نظر بگیرند

44:07.657 --> 44:09.516
یکی از کارهایی که مایوها در اوایل دهه 1900

44:09.552 --> 44:13.520
با موفقیت انجام دادن این بود که

44:13.545 --> 44:15.715
بیمار در مرکز قرار گرفت

44:15.802 --> 44:18.215
و پزشکان حول محور بیمار می‌چرخیدن

44:18.250 --> 44:20.861
اون‌ها تمرکز چرخه‌ی... مراقب رو تغییر دادن

44:20.918 --> 44:23.199
[دکتری و پزشک، سادارتا موخرجی]
[سرطان‌شناس و نویسنده]

44:23.488 --> 44:25.049
ویلیام ورال مایو

44:25.085 --> 44:27.603
روایت‌های طولانی از بیمارانش را

44:27.639 --> 44:30.468
پشت صفحات دفتر کل ثبت کرده بود

44:30.504 --> 44:33.816
بعدها، پسران او و پزشکانی
که به این حرفه پیوستند

44:33.852 --> 44:36.302
یادداشت‌های جداگانه و شخصی خود را

44:36.337 --> 44:39.408
در مورد هر بیمار نگه داشتند

44:39.710 --> 44:43.309
هر پزشک اطلاعات بیمار رو ثبت می‌کرد

44:43.344 --> 44:46.065
اما وقتی بیمار برمی‌گشت، ممکن
بود به همان پزشک مراجعه نکرده باشه

44:46.090 --> 44:49.315
و بنابراین اون نمی‌دونه که پزشک قبلی

44:49.350 --> 44:51.662
چه چیزهایی درباره بیمار بهش گفته

44:51.697 --> 44:53.843
و بنابراین دانستن نحوه درمان

44:53.868 --> 44:55.642
یا ادامه درمان بسیار سخت بود

44:55.760 --> 45:00.153
نبوغ اختراع پلامر این بود که گفت

45:00.382 --> 45:03.176
لب در مطب متخصص قلب و عروق زندگی نمی‌کند"

45:03.219 --> 45:05.567
ریه در مطب متخصص ریه زندگی نمی‌کند

45:05.592 --> 45:08.499
ستون فقرات در مطب ارتوپد زندگی نمی‌کند

45:08.535 --> 45:10.605
"آنها بخش‌های مختلف یک نفر هستند

45:10.680 --> 45:14.241
پس واقعا برای آگاهی از تمامیت

45:14.419 --> 45:16.104
...شما باید

45:16.129 --> 45:19.027
به پرونده‌ی پزشکی بیمار
نیاز دارین، نه مطب پزشکی

45:19.062 --> 45:22.686
بلکه به بیمار، به صورت جداگانه

45:22.721 --> 45:26.434
و نه فقط در یک لحظه از زمان
بلکه در تمام طول زمان نیاز دارین

45:27.349 --> 45:30.006
اختراع پلامر سرانجام در سراسر کشور

45:30.208 --> 45:33.486
و در نهایت در سراسر جهان گسترش یافت

45:34.198 --> 45:36.889
در اول جولای سال 1907

45:37.046 --> 45:40.220
یک زن خانه‌دار چهل
و هشت ساله از بریتیش کلمبیا

45:40.256 --> 45:43.707
با درد شدید عصبی، تب و لرز

45:43.742 --> 45:45.950
به روچستر رسید

45:45.986 --> 45:49.678
تشخیص، عفونت کیسه صفرا بود

45:50.240 --> 45:53.807
پس از یک عمل جراحی
موفقیت‌آمیز، او به خانه رفت

45:54.235 --> 45:56.996
برای هنری پلامر و سیستم جدیدش

45:57.031 --> 45:59.378
او بیمار شماره یک بود

46:00.932 --> 46:04.212
برادران مایو همچنین یک آسیب‌شناس به نام

46:04.237 --> 46:06.325
لوئیس ویلسون استخدام کرده بودند

46:06.455 --> 46:10.319
دکتر ویل او را به چالش
کشید تا روشی قابل اعتماد

46:10.355 --> 46:13.555
برای تشخیص سرطانی
بودن بافت در حالی که

46:13.675 --> 46:16.263
بیمار هنوز روی تخت عمل است، ابداع کند

46:16.879 --> 46:20.364
در آن زمان، آماده‌سازی نمونه‌های
بافتی برای تجزیه و تحلیل

46:20.400 --> 46:21.883
روزها طول می‌کشید

46:22.464 --> 46:26.370
ویلسون روشی مبتکرانه برای
گرفتن نمونه‌ها زیر میکروسکوپ

46:26.406 --> 46:30.374
در کمتر از دو دقیقه ابداع کرد

46:30.870 --> 46:34.240
در یک روز تلخ در ژانویه سال 1905

46:34.275 --> 46:37.416
دکتر ویلسون نمونه پاتولوژی رو برداشت

46:37.451 --> 46:40.419
اون رو روی لبه پنجره گذاشت، منجمد کرد

46:40.454 --> 46:43.525
و با کمی رنگ، در یک مرحله ارزیابی کرد که

46:43.561 --> 46:46.903
بیمار سرطان داره، یا نه

46:47.676 --> 46:50.705
به معنای واقعی کلمه در
عرض چند دقیقه می‌تونه

46:50.740 --> 46:54.225
به اتاق برگرده و به جراح بگه
"این تومور بدخیم نیست"

46:54.261 --> 46:58.402
یا، "بله، حاشیه‌های
لبه‌های توموری که برداشتی

46:58.438 --> 47:01.232
هیچ توموری نشان نمیده، نیازی نیست

47:01.268 --> 47:03.131
"بیشتر از این جراحی کنی

47:03.166 --> 47:06.410
در کلینیک مایو، این یک روش پیشگام بود

47:06.446 --> 47:10.725
یعنی، به عنوان یک متخصص انکولوژی
به عنوان دکتر سرطان می‌تونم بگم

47:10.760 --> 47:13.348
این برای بیمار بسیار حیاتی‌ست

47:14.135 --> 47:18.670
دکتر ویلسون اکنون اصرار داشت که آزمایشگاهش

47:18.699 --> 47:23.472
در کنار اتاق عمل قرار گیرد
روشی که تا به امروز ادامه دارد

47:27.708 --> 47:30.503
فقط چند قدم اون طرف‌تر
از جایی که الان هستیم

47:30.539 --> 47:33.334
یک آزمایشگاه پاتولوژی عظیم

47:33.358 --> 47:35.748
با چندین تکنسین وجود داره

47:35.773 --> 47:38.441
که مشغول فریز کردن، برش دادن
رنگ‌آمیزی اسلایدها هستن

47:38.501 --> 47:39.947
[دکتر روری اسموت]
[جراح عمومی]

47:39.975 --> 47:43.417
و دو پاتولوژیست هم اون‌ها رو می‌خوانن
چنین چیزی در هیچ کجای دنیا وجود نداره

47:45.458 --> 47:47.249
از دیدگاه بیمار

47:47.274 --> 47:48.775
به این معناست که به اینجا میان

47:48.800 --> 47:51.534
می‌تونن تحت یک عمل جراحی قرار
بگیرن تا تومورشون برداشته بشه

47:51.570 --> 47:53.408
[دکتر جودی بوگی]
[جراح و سرطان‌شناس سینه]

47:53.440 --> 47:55.665
و بعد می‌تونن اون روز رو
پشت سر بذارن و به تدریج

47:55.690 --> 47:57.515
به زندگی خودشون ادامه بدن

47:58.170 --> 48:01.120
سرعتی که با آن به پاسخ‌های مردم می‌رسیم

48:01.155 --> 48:03.536
بعد از عمل، وقتی که
می‌خوام با خانواده صحبت کنم

48:03.572 --> 48:06.608
تا زمانی که این حاشیه‌ها مشخص
باشن، می‌دونم چه کارهایی انجام دادم

48:06.633 --> 48:09.171
اینکه بلافاصله بعد از
جراحی این حرف رو بشنون

48:09.196 --> 48:11.177
بار بزرگی از روی دوش اون‌ها برمی‌داره

48:11.293 --> 48:14.792
بیشتر موسسات از حمایت
بخش پاتولوژی خود برخوردار نیستن

48:15.510 --> 48:18.581
پس یعنی یک زن به اتاق جراحی میره

48:18.606 --> 48:23.265
تا یک سرطان یک یا دو سانتی رو برداره
و بعد ممکنه نتیجه گزارش پاتولوژی

48:23.290 --> 48:26.327
یک یا دو هفته بعد از جراحی طول بکشه

48:26.352 --> 48:29.251
خب، حاشیه مثبت هستش، پس نیازه که"

48:29.276 --> 48:31.243
"جراحی دوم رو هم در نظر بگیریم

48:31.392 --> 48:33.808
گاهی اوقات مجبوری جراحی سوم هم انجام بدی

48:35.776 --> 48:38.269
در مقایسه با بقیه کشور

48:38.381 --> 48:42.004
احتمال تکرار عمل جراحی
چهار برابر کاهش پیدا می‌کنه

48:42.887 --> 48:45.544
نمی‌دونم چرا بیشتر گسترش نیافته

49:00.622 --> 49:03.429
شهرت تقریبا افسانه‌ای مایوها

49:03.454 --> 49:05.248
به معنای بیماران بیشتر بود

49:05.677 --> 49:08.472
بیماران بیشتر به معنای تشخیص‌های بیشتر بود

49:08.740 --> 49:11.500
تشخیص‌های بیشتر به
معنای جراحی‌های بیشتر بود

49:11.536 --> 49:14.607
جراحی‌های بیشتر به معنای پرستاران بیشتر بود

49:14.829 --> 49:18.629
و تمام این‌ها به معنای
اتاق‌های بیمارستانی بیشتر بود

49:19.133 --> 49:23.195
پیش از این سه بخش به
بیمارستان سنت مری اضافه شده بود

49:23.551 --> 49:28.310
آنچه که در سال 1889 به عنوان
یک بیمارستان کوچک محلی

49:28.346 --> 49:32.245
با تنها دوازده تخت آهنی
برای بیماران، آغاز شده بود

49:32.281 --> 49:35.248
اکنون به یکی از بزرگترین
و پیشرفته‌ترین مراکز جراحی

49:35.284 --> 49:39.425
در ایالات متحده تبدیل شده بود
جایی که سالانه بیش از

49:39.460 --> 49:42.221
سه هزار عمل جراحی در آن انجام می‌شد

49:43.029 --> 49:46.762
یک آمار واقعا خیره‌کننده که
در سال 1905 منتشر شد

49:47.999 --> 49:51.296
نشان میده، عداد عمل‌های جراحی
انجام شده در بیمارستان سنت مری

49:51.783 --> 49:54.613
بیشتر از تعداد عمل‌های انجام
شده در دانشگاه جانز هاپکینز بود

49:54.648 --> 49:58.409
و این زمانی بود که روچستر هفت هزار نفر

49:58.445 --> 50:01.758
و بالتیمور نیم میلیون جمعیت داشت

50:02.659 --> 50:07.272
بیماران مدام می‌آمدند، و حالا آن‌ها
از سراسر جهان به آنجا مراجعه می‌کردند

50:08.075 --> 50:10.318
من بیمارانی رو به اونجا ارجاع دادم

50:10.353 --> 50:14.218
همیشه می‌تونی مطمئن باشی که
یک زن و یک مرد وقتی برمی‌گردن

50:14.254 --> 50:18.602
مثل مسافرانی از یک سفر مذهبی شده باشن

50:18.788 --> 50:21.778
"و بگن، "تا به حال به همچین جایی نرفته بودم

50:21.813 --> 50:24.746
به همین دلیل به اونجا مرکز جراحان میگن

50:24.782 --> 50:28.232
مردمی که مسیرهای طولانی سفر می‌کنن

50:28.268 --> 50:31.926
این چیزیه که عموم مردم درک می‌کردن

50:32.647 --> 50:36.862
اینجا جایی بود که برای بیماری‌هایی
مراجعه می‌کردی، که جای دیگه درمان ندارن

50:40.452 --> 50:44.421
وقتی تشخیص سرطان لوزالمعده رو می‌شنوی

50:44.456 --> 50:47.989
در پس ذهن‌ـت می‌دونی
که این حکم مرگ هستش

50:49.338 --> 50:51.946
مثل اینه که با یک قطار باری تصادف کنی

50:51.981 --> 50:55.604
و تمام حواست از کار بیفته
در میان سروصدای قطار

50:55.640 --> 50:57.641
چیز دیگه‌ای حس نمی‌کنی

50:58.310 --> 51:01.818
فکرت هزار جا میره، می‌دونی

51:01.853 --> 51:05.446
یک آدم چهل و نه ساله هستی
که چهار فرزند توی خانه داری

51:06.231 --> 51:09.312
و بعد شروع به گشتن می‌کنی
دنبال پاسخ می‌گردی

51:09.550 --> 51:12.932
توی اینترنت می‌گردی
از پزشکان مختلف سوال می‌کنی

51:12.968 --> 51:15.434
در جامعه پزشکی بدبینی زیادی

51:15.459 --> 51:18.468
در مورد سرطان پانکراس وجود داره

51:18.886 --> 51:22.933
و جواب کاملا واضح بود
"کارهات رو سر و سامان بده"

51:23.150 --> 51:26.972
دو گزینه داری، هیچ کاری نکنی و بمیری

51:27.423 --> 51:29.700
یا شانس زندگی کردن رو امتحان کنی

51:30.262 --> 51:32.134
انتخاب راحتی هستش

51:32.630 --> 51:36.184
فقط یک پزشک، یک جراح نیاز داری که حاضر باشه

51:36.439 --> 51:38.371
همین طرز فکر رو قبول کنه

51:38.407 --> 51:42.790
آقای شنک با سرطان بسیار
پیشرفته‌ی لوزالمعده بهم مراجعه کرد

51:43.665 --> 51:46.241
تومور او اساسا تمام رگ‌های خونی اصلی

51:46.277 --> 51:48.278
و حیاتی شکمش رو درگیر کرده بود

51:48.313 --> 51:49.693
طبق هر تعریف استانداردی

51:49.729 --> 51:51.868
اون هرگز کاندید جراحی نمیشد

51:52.476 --> 51:55.768
پروتکل معمول برای سرطان پانکراس اینه که

51:55.804 --> 52:00.014
اول جراحی انجام بشه و درمان
با شیمی‌درمانی ادامه پیدا کنه

52:00.275 --> 52:04.052
پروتکل‌های اینجا در مایو برعکس این هستش

52:04.088 --> 52:05.985
و نتایج خیلی بهتری دارن

52:06.021 --> 52:08.332
من معمولا بیمارانی که در جای دیگه

52:08.368 --> 52:12.681
"از درمان محروم شدن و "غیرجراحی
محسوب میشن رو انتخاب می‌کنم

52:14.236 --> 52:16.216
ما در حال ارائه درمان‌های خاصی هستیم

52:16.254 --> 52:20.029
که در حال حاضر با دوز مناسب در دسترس هستن

52:20.054 --> 52:24.195
باید بدونیم چه زمانی درمان رو متوقف
و چه زمانی به مرحله بعدی درمان بریم

52:24.418 --> 52:27.869
و در نهایت عمل جراحی به دست اومد

52:27.905 --> 52:32.378
که تا حالا انجام نشده بود
و نتایج فوق‌العاده‌ای داشت

52:34.421 --> 52:36.871
با شک و تردید زیادی روبرو شد

52:36.914 --> 52:40.709
این چیزی‌ـه که همیشه من رو شگفت‌زده کرده

52:40.745 --> 52:43.574
حداقل در پزشکی و حتی سرطان به طور کلی

52:43.610 --> 52:46.888
وقتی می‌خوایم دیدگاه جدیدی
ارائه بدیم، با مقاومت زیادی از سوی

52:46.924 --> 52:50.374
افرادی مواجه می‌شیم که دهه‌هاست
اون کار رو به روش خاصی انجام دادن

52:52.301 --> 52:54.763
در حال حاضر در حال بهبودی هستم

52:54.865 --> 52:57.970
فعلا نمی‌تونن سلول سرطانی توی بدنم پیدا کنن

53:00.869 --> 53:02.814
فکر کنم دکتر تروتی اون رو از بین برده

53:03.982 --> 53:07.516
مطمئنا بیست و پنج، سی سال دیگه در پیش دارم

53:09.655 --> 53:13.069
اینجا در مایو، شما یک شخص هستین

53:13.743 --> 53:16.193
وقتی هیچ‌کس باور نداشت

53:16.576 --> 53:19.231
وقتی هیچ کس حق انتخابی به من نمی‌داد

53:19.266 --> 53:21.254
مارک ناامید نشد

53:22.766 --> 53:24.247
بقیه چیزها به کنار

53:24.785 --> 53:27.005
حتی زمانی که وقت شما محدود باشه

53:27.274 --> 53:30.345
می‌تونین با امید از مایو خارج بشین

53:37.444 --> 53:39.709
فکر کنم چیزهای زیادی وجود داشت

53:39.734 --> 53:43.081
که خواهران رو برای
پرستاری واجد شرایط می‌کرد

53:43.106 --> 53:46.773
فکر می‌کنم رویکرد همدلانه‌ی
اون‌ها در مراقبت از بیمار بود

53:47.541 --> 53:49.586
فروتنی که به کارشون میاوردن

53:49.611 --> 53:50.997
[پملا جانسون، افسر سرپرستار]

53:51.022 --> 53:52.922
و نحوه کارشون با هم بود

53:52.947 --> 53:55.580
این ارزش‌های فرانسیسکنی اون‌ها بود

53:55.605 --> 53:58.054
که ما امروزه خودمون به کار می‌بریم

54:00.445 --> 54:03.614
پرستاری قطعا خط مقدم پزشکی خواهد بود

54:04.355 --> 54:07.530
ما بیست و چهار ساعته
هر روز هفته کنار بیماران هستیم

54:08.118 --> 54:12.005
بیست و چهار ساعته
هر روز هفته مراقب‌شون هستیم

54:12.843 --> 54:15.845
و ما اولین کسانی هستیم که سعی
می‌کنن شرایط‌شون رو بهتر کنن

54:19.388 --> 54:23.395
...می‌دونم که خواهران این رو آغاز کردن و

54:23.493 --> 54:26.248
[کیت ولپ]
[واحد مراقبت‌های پس از جراحی قلب و عروق]

54:26.273 --> 54:28.513
فکر کنم حس غروری درونش هست

54:28.934 --> 54:32.821
شب‌هایی هست که ساعت هشت یا نه شب

54:32.857 --> 54:34.893
کار رو ترک می‌کنم

54:34.928 --> 54:38.392
و خواهر جنروز داره آماده کار میشه

54:38.954 --> 54:42.555
یادم میاد خواهر ویرا در حالی که
صد و یک یا صد و دو سالش بود

54:42.591 --> 54:45.938
توی راهروهای بیمارستان راه می‌رفت

54:45.974 --> 54:49.390
بیاین روراست باشیم، ما
نمی‌تونیم با خواهران رقابت کنیم

54:49.598 --> 54:53.221
اما اگر بتونیم بخش کوچکی از کاری
که این سال‌ها انجام دادن رو بکنیم

54:53.257 --> 54:56.863
پس آره، وای، این افتخار بزرگی هستش

54:58.502 --> 55:01.830
دوست دارم فکر کنم
سنت می‌تونه ادامه پیدا کنه

55:05.441 --> 55:08.788
در نوزدهم نوامبر سال 1906

55:08.824 --> 55:12.033
دانشگاه آموزش پرستاری بیمارستان سنت مری

55:12.069 --> 55:13.793
درهای خود را گشود

55:13.829 --> 55:17.176
این برنامه درسی ترکیبی از
سخنرانی‌هایی در مورد آناتومی

55:17.212 --> 55:20.678
فیزیولوژی و باکتری‌شناسی همراه با

55:20.703 --> 55:23.975
کلاس‌هایی در پرستاری عملی و بهداشت بود

55:24.489 --> 55:28.949
دانشجویان ملزم به شرکت در حداقل
هشت جلسه کالبدشکافی بودند

55:29.983 --> 55:32.737
یکی از چیزهایی که خواهر کشل
یکی از راهبه‌های اینجا به من یاد داد

55:32.824 --> 55:34.675
[دکتری و پزشک، کندال لی]
[جراح مغز و اعصاب]

55:34.748 --> 55:38.887
این بود که وقتی در مدرسه
پرستاری درس می‌خواندن

55:38.923 --> 55:42.546
به همه یاد می‌دادند که به هر بیمار

55:42.582 --> 55:46.205
مانند عیسی مسیح نگاه کنن

55:46.241 --> 55:49.726
شواهد ایمان خواهران و سخاوت مایوها

55:49.761 --> 55:52.453
در همه جا دیده می‌شد

55:52.488 --> 55:56.560
وقتی دکتر ویل فهمید
که یک کشاورز مزرعه‌اش را

55:56.596 --> 56:00.219
برای پرداخت هزینه عمل
جراحی‌اش گرو گذاشته

56:00.568 --> 56:03.740
نه تنها چک را برگرداند بلکه مقداری
پول اضافی برای خانواده‌اش فرستاد

56:03.775 --> 56:06.398
تا زمانی که حال مرد خوب شود

56:07.012 --> 56:11.161
در شهرهای کوچک مردم واقعا پول کمی داشتن

56:11.197 --> 56:14.130
اکثرا تقریبا هیچی نداشتن

56:14.504 --> 56:18.686
با رشد مطب مایو، و سفر
بیماران مرفه‌تر به روچستر

56:18.721 --> 56:22.345
اون‌ها متوجه می‌شدن هر فرد چقدر توانایی

56:22.380 --> 56:25.520
پرداخت هزینه‌ها رو داره و براساس این

56:25.556 --> 56:27.695
هزینه‌ها رو دریافت می‌کردن

56:27.730 --> 56:29.449
اگر اون شخص ثروتمند باشه

56:29.474 --> 56:31.380
باید بتونن این رو تشخیص بدن

56:32.237 --> 56:35.047
از طرف دیگه، بیماران فقیرتر که چیزی نداشتن

56:35.083 --> 56:38.361
این طوری نبود که اون‌ها رو پذیرش نکنن

56:38.396 --> 56:42.054
به نوعی از اصل رابین هود استفاده می‌کردن

56:42.090 --> 56:45.368
یعنی از ثروتمندان
هزینه رو دریافت می‌کردن

56:45.403 --> 56:47.542
و به نوعی این رو بین افراد تقسیم کرده

56:47.578 --> 56:50.649
و هزینه مراقبت از فقرا رو پوشش می‌دادن

56:51.357 --> 56:55.303
در تمام این مدت، برادران برنامه‌های
فشرده‌ی خود را حفظ کردند

56:55.931 --> 56:59.727
یکی از پزشکان مهمان ادعا کرد
که دکتر چارلی را در حال برداشتن

56:59.762 --> 57:02.868
آب مروارید، لوزه‌ها و گواتر

57:03.202 --> 57:07.976
برداشتن دنده‌ها پس
از تخلیه مایع از ریه بیمار

57:08.012 --> 57:12.188
انجام یک جراحی پیچیده برای
اتصال مجدد معده و روده‌ها

57:12.614 --> 57:16.038
درمان ناهنجاری رحم، اصلاح پای پرانتزی

57:16.062 --> 57:17.648
و بریدن پینه پا دیده است

57:18.012 --> 57:21.255
و تمام این کارها قبل از رفتن
به خانه برای نهار، انجام شده است

57:24.514 --> 57:28.204
این امتیازِ سخاوتمندانه اغلب"
به انسان فانی داده نمی‌شود

57:28.239 --> 57:30.861
که زنده بماند و شاهد دستاوردها

57:30.897 --> 57:35.073
"اوج بهترین آرزوها و آرمان‌هایش باشد

57:35.108 --> 57:39.180
اینکه این خوشبختی پس از روزهای"
متمادی به سراغم آمده بود

57:39.216 --> 57:43.322
قلبم را سرشار از عمیق‌ترین
"سپاسگزاری و آرامش می‌کند

57:45.498 --> 57:48.879
در سال 1910، هنگام تلاش برای

57:48.915 --> 57:52.421
تعمیر دستگاهی که برای
تولید اتانول از ذرت ساخته بود

57:52.648 --> 57:55.507
دست ویلیام بزرگ له شد

57:55.542 --> 57:59.373
پسرش چارلی مجبور به قطع دست او شد

57:59.588 --> 58:01.720
عوارضی وجود داشت

58:01.755 --> 58:04.619
عفونت ایجاد شد

58:04.655 --> 58:08.244
پسرانش نتوانستند او را نجات دهند

58:08.279 --> 58:12.386
دکتر ویلیام ورال مایو
پزشکی که همکاری نامتعارفش

58:12.421 --> 58:15.941
با خواهران سنت فرانسیس

58:15.976 --> 58:18.668
حرفه پزشکی را متحول کرده بود

58:18.703 --> 58:22.154
در ششم مارچ سال 1911 درگذشت

58:22.396 --> 58:24.812
او نود و یک ساله بود

58:33.135 --> 58:36.513
سیستم‌های مراقبت‌های بهداشتی با این فرض که

58:36.549 --> 58:39.595
مصرف‌گرایی و رقابت به تنهایی به
نحوی همه چیز رو درست می‌کنه

58:39.620 --> 58:43.661
کمی زیاده‌روی کرده‌اند
و این اتفاق نیفتاده

58:44.419 --> 58:47.352
و به دلیل نحوه سازماندهی بیمه سلامت

58:47.387 --> 58:49.433
ناامیدی زیادی پیش اومده

58:50.218 --> 58:53.220
اما آرمان‌گرایی هنوز وجود داره

58:53.255 --> 58:57.020
و امیدوارم عصر مصرف‌گرایی
در مراقبت‌های بهداشتی

58:57.054 --> 59:01.711
عصری از ایده‌آل‌گرایی رو
به دنبال داشته باشه

59:01.746 --> 59:05.201
که در اون سازمان‌ها احساس کنن موظف هستن

59:05.226 --> 59:08.361
به هر قیمتی که شده، بهترین کار رو انجام بدن

59:09.720 --> 59:11.341
...کاری که ما می‌کنیم یه جورایی

59:11.377 --> 59:15.621
مراقبت‌های بهداشتی یک تجربه
مبتنی بر خدمات مشتری هستش

59:15.657 --> 59:17.865
و من از استفاده از کلمه
خدمات مشتری" متنفرم، چون"

59:17.900 --> 59:20.247
انگار توی رستوران اپل‌بیز هستم، می‌دونی

59:20.282 --> 59:22.283
انگار می‌خوام به پیشخدمت انعام بدم

59:22.319 --> 59:25.044
ما تجربیات بسیار متفاوتی با
مراقبت‌های بهداشتی مختلف

59:25.080 --> 59:27.909
در سراسر کشور داشتیم

59:27.945 --> 59:31.223
چیزی که در مورد تجربه
مایو من رو شگفت‌زده کرد

59:31.259 --> 59:33.881
این بود که بهم نشان داد
بقیه جاها چه کمبودهایی دارن

59:35.435 --> 59:39.404
در مورد ابی می‌خوایم حفره‌ای رو پر کنیم

59:39.439 --> 59:41.613
که تومور از اون برداشته شده

59:41.648 --> 59:46.225
درمان با اشعه ایکس که مورد
استفاده نود و نه درصد مراکز کشور هست

59:46.259 --> 59:50.587
از یک سمت وارد بدن بیمار میشه

59:50.623 --> 59:52.458
و از سمت دیگه، از بدن خارج میشه

59:53.626 --> 59:57.645
پروتون درمانی یک ذره باردار هست

59:57.670 --> 01:00:02.113
این ذره مسافت مشخصی رو در بافت طی می‌کنه
و سپس در یک چشم به هم زدن متوقف میشه

01:00:02.304 --> 01:00:05.904
و به معنای واقعی کلمه تمام انرژی
درست در همین نقطه آزاد میشه

01:00:06.928 --> 01:00:08.908
و ما این طوری سرطان رو از بین می‌بریم

01:00:10.887 --> 01:00:14.059
ما باید بتوانیم اون ناحیه از مغز

01:00:14.094 --> 01:00:17.545
که مهم‌ترین بخش یادگیری در کودک هست رو

01:00:17.581 --> 01:00:19.734
کاملا از آسیب مصون نگه داریم

01:00:19.759 --> 01:00:22.620
تا عوارض بلندمدت رو کاهش بدیم

01:00:24.469 --> 01:00:28.276
می‌دونیم اختلاف نظر زیادی
بر سر قیمت وجود داره

01:00:30.341 --> 01:00:34.547
پروتون درمانی یک سرمایه‌گذاری سیصد
و شصت میلیون دلاریِ کلینیک مایو هستش

01:00:35.612 --> 01:00:38.615
هزینه... این یک موضوع مهم هست

01:00:38.640 --> 01:00:41.559
به خصوص در فضای اقتصاد
سلامت امروز جایی که هزینه‌های

01:00:41.603 --> 01:00:44.298
مراقبت‌های بهداشتی به طور
فزاینده‌ای در حال افزایش هست

01:00:45.492 --> 01:00:47.748
اما اگر پروتون‌ها می‌تونستن

01:00:47.783 --> 01:00:50.509
دقیقا با هزینه‌ی درمان با اشعه ایکس ساخته

01:00:50.534 --> 01:00:52.390
و به کار گرفته بشن

01:00:52.415 --> 01:00:55.037
امروز همچین بحثی نداشتیم

01:00:56.284 --> 01:01:00.278
بنابراین در کلینیک مایو تصمیم
گرفتیم که برای پروتون درمانی

01:01:00.313 --> 01:01:04.846
دقیقا هزینه‌ای که برای اشعه ایکس
درمانی دریافت می‌کنیم، بگیریم

01:01:05.881 --> 01:01:08.174
قراره این هزینه رو پایین بیاریم

01:01:10.442 --> 01:01:14.582
هر بار بعد از درمان به خانه میریم
اون یک بچه هجده ماهه عادی هستش

01:01:16.054 --> 01:01:19.366
...دیگه به پایان دوره درمانش نزدیک شده و من

01:01:19.401 --> 01:01:22.799
واقعا نمی‌تونستم چیزی
از این بهتر براش بخوام

01:01:23.576 --> 01:01:27.132
من تا حالا هیچ‌وقت مراقبت‌های پزشکی تیمی

01:01:27.167 --> 01:01:28.942
مثل ابیگیل، تجربه نکردم

01:01:30.289 --> 01:01:32.548
فقط تماشای مراحل درمان اون باعث میشه

01:01:32.573 --> 01:01:34.505
برای آینده‌اش امید داشته باشیم

01:01:39.847 --> 01:01:44.567
وقتی ویلیام بزرگ در سال 1911
درگذشت مشخص بود که

01:01:44.592 --> 01:01:47.739
دفتر برادران مایو از فضای
خود در معبد ماسونی

01:01:47.774 --> 01:01:51.743
و همچنین دفاتر موقت اجاره‌ای‌شان

01:01:51.778 --> 01:01:54.401
در سطح شهر، فراتر رفته است

01:01:54.836 --> 01:01:57.438
آنها به ساختمان خودشان نیاز داشتند

01:02:00.856 --> 01:02:04.411
این سازه پنج طبقه که توسط
هنری پلامر طراحی شده بود

01:02:04.446 --> 01:02:08.276
در ششم مارس 1914 افتتاح شد

01:02:08.312 --> 01:02:12.626
این بنا در محل اولین خانه‌ی
ویلیام بزرگ و لوییس قرار داشت

01:02:12.661 --> 01:02:17.044
جایی که دکتر چارلی پنجاه
سال قبل در آن متولد شده بود

01:02:17.545 --> 01:02:21.430
دو کلمه‌ای که سال‌ها مردم
از آنها استفاده می‌کردند

01:02:21.455 --> 01:02:26.169
روی سنگ بالای ورودی جلویی
"حک شده بود، "کلینیک مایو

01:02:27.642 --> 01:02:32.231
علاوه بر ده‌ها اتاق برای
معاینات، اقدامات تشخیصی

01:02:32.267 --> 01:02:36.408
جراحی‌های سرپایی
آزمایشگاه‌های بالینی و تحقیقاتی

01:02:36.444 --> 01:02:40.826
یک کتابخانه، سالن اجتماعات، موزه آسیب‌شناسی

01:02:40.862 --> 01:02:43.453
و یک استودیوی هنری برای

01:02:43.478 --> 01:02:46.406
به تصویر کشیدن بیماری‌ها نیز وجود داشت

01:02:47.467 --> 01:02:51.954
بخش مدارک پزشکی به تنهایی
پانزده اتاق را اشغال کرده بود

01:02:56.325 --> 01:02:59.776
من و برادرم هزینه خانه‌هایمان را"
پرداخت کرده بودیم

01:02:59.812 --> 01:03:02.710
کلینیک ما سرپا بود

01:03:02.746 --> 01:03:05.920
بیماران زیادی داشتیم

01:03:05.956 --> 01:03:08.923
به نظر می‌رسید نظریه‌های ما
درست از آب درمی‌آیند

01:03:08.959 --> 01:03:11.926
به تدریج پول جمع کردیم

01:03:11.962 --> 01:03:16.379
رای ما، به نظر می‌رسید که این پول
بیشتر از آن چیزی است که دو مرد

01:03:16.415 --> 01:03:18.830
"حق داشتنش را دارند

01:03:21.435 --> 01:03:25.468
آن پول، به نوعی، برای ما"
"پول مقدس به شمار می‌آمد

01:03:26.213 --> 01:03:29.392
باید به خدمت بشریتی که آن را"

01:03:29.428 --> 01:03:31.877
"به ما داده بود، برمی‌گشت

01:03:31.913 --> 01:03:33.879
ویل مایو

01:03:33.915 --> 01:03:36.710
برادران در عصر طلایی بزرگ شده بودن

01:03:36.745 --> 01:03:38.884
ثروت‌های هنگفتی به دست میومد

01:03:38.920 --> 01:03:41.611
اما اون‌ها جایی بزرگ شده بودن که
می‌دیدن پدرشون با الهام از

01:03:41.647 --> 01:03:44.890
خواهران فرنسیسکن از هزینه‌هایش

01:03:44.926 --> 01:03:47.479
چشم‌پوشی می‌کنه یا کاهش میده

01:03:47.515 --> 01:03:51.897
دکتر ویل و چارلی معتقد بودن
که اگر مهارت خاصی داری

01:03:51.933 --> 01:03:54.900
توانایی و منابعی داری، اون‌ها رو
به امانت پیش خودت نگه می‌داری

01:03:54.936 --> 01:03:57.385
تا به دیگران برگردونی

01:03:57.421 --> 01:04:01.804
و اون‌ها این رو در حرفه‌ی
پزشکی خودشون به کار گرفتن

01:04:02.499 --> 01:04:04.807
علاقه‌ی من و برادرم این است که"

01:04:04.842 --> 01:04:08.350
انسان‌هایی را برای خدمت به بشریت تربیت کنیم

01:04:09.122 --> 01:04:12.072
با یک جفت دست چه کاری می‌توانم انجام دهم؟

01:04:12.643 --> 01:04:16.729
اما اگر بتوانم پنجاه یا پانصد
جفت دست را آموزش دهم

01:04:17.357 --> 01:04:21.390
آرمان‌ها و روحیه علمی را در بسیاری
از کسانی که در زنجیره‌های بی‌پایان

01:04:21.415 --> 01:04:25.771
"همان تلاش را ادامه خواهند داد، کاشته‌ام

01:04:27.477 --> 01:04:32.213
در فوریه سال 1915
برادران مایو بنیاد مایو

01:04:32.249 --> 01:04:36.528
برای آموزش و تحقیقات پزشکی را

01:04:36.564 --> 01:04:38.944
به دانشگاه مینه سوتا اهدا کردند

01:04:38.980 --> 01:04:42.166
هدف آنها تعیین استاندارد بالاتری برای

01:04:42.191 --> 01:04:44.613
آموزش متخصصان پزشکی بود

01:04:44.951 --> 01:04:48.402
در نهایت، این امر مایو را
به یکی از بزرگترین

01:04:48.437 --> 01:04:51.830
مراکز آموزش پزشکی در سطح جهان تبدیل کرد

01:04:54.241 --> 01:04:57.595
آموزش و پرورش، هسته اصلی وجود مایو هست

01:04:58.171 --> 01:05:02.174
ویل و چارلی روی اون سرمایه‌گذاری زیادی کردن

01:05:02.445 --> 01:05:06.495
این فرضیه‌ای‌ست که

01:05:07.054 --> 01:05:09.906
آینده مایو بر آن بنا خواهد شد

01:05:09.942 --> 01:05:13.461
زیرا ما در تلاشیم تا اون سطح از
کار تیمی رو تجسم ببخشیم

01:05:13.497 --> 01:05:16.844
و تمام کارهایی که برای
جوانانی که تصمیم می‌گیرن

01:05:16.880 --> 01:05:18.984
در اینجا تحصیل کنن، انجام بدیم

01:05:19.226 --> 01:05:23.679
تا در آینده بتونن چیزی بزرگتر از آنچه

01:05:23.714 --> 01:05:27.648
برای اون‌ها باقی گذاشته بودن رو بسازن

01:05:27.684 --> 01:05:31.859
سهم بزرگی که می‌توانیم"
داشته باشیم این است که

01:05:31.895 --> 01:05:36.541
نسل‌های آینده را آماده کنیم تا فکر کنند که

01:05:36.900 --> 01:05:40.212
"می‌توانند برای خودشان فکر کنند

01:05:40.248 --> 01:05:41.869
چارلی مایو

01:05:59.094 --> 01:06:02.234
پس از ورود ایالات متحده به جنگ جهانی اول

01:06:02.270 --> 01:06:06.496
در سال 1917، یک "واحد مایو" در فرانسه

01:06:06.521 --> 01:06:10.882
نزدیک مرز بلژیک، تاسیس شد و در آنجا
از بیش از هفت هزار سرباز مراقبت کرد

01:06:12.526 --> 01:06:15.834
کسانی که در روچستر جا مانده
بودند، تحت فشار کاری فزاینده

01:06:15.870 --> 01:06:17.836
با مشکل مواجه شدند

01:06:18.438 --> 01:06:21.529
اوضاع با شیوع آنفولانزای اسپانیایی

01:06:21.565 --> 01:06:24.429
در پاییز 1918 بدتر شد

01:06:24.464 --> 01:06:28.191
در نهایت جان میلیون‌ها نفر بیشتر از

01:06:28.227 --> 01:06:30.228
کشته‌های جنگ جهانی را گرفت

01:06:30.263 --> 01:06:34.888
دکتر چارلی خودش به
ذات‌الریه شدیدی مبتلا شد

01:06:35.363 --> 01:06:38.156
و دکتر ویل زردی شدیدی داشت

01:06:38.181 --> 01:06:40.926
که گمان می‌کرد سرطان کبد است

01:06:41.412 --> 01:06:45.864
هر دو زنده ماندند ، اما
این تجربیات آنها را بیش از پیش

01:06:45.900 --> 01:06:49.868
از ضرورت آماده شدن برای زمانی
که دیگر نمی‌توانند کلینیک خود را

01:06:49.904 --> 01:06:52.657
رهبری کنند، آگاه کرد

01:06:54.411 --> 01:06:58.983
در هشتم اکتبر 1919، دکتر ویل
دکتر چارلی و همسرانشان

01:06:59.008 --> 01:07:02.983
پس از کنار گذاشتن پول کافی برای

01:07:03.007 --> 01:07:05.066
حمایت از خانواده‌هایشان

01:07:05.091 --> 01:07:08.715
بخش قابل توجهی از پس‌انداز
شخصی خود را به همراه

01:07:08.750 --> 01:07:12.442
تمام دارایی‌ها و درآمدهای آینده کلینیک مایو

01:07:12.478 --> 01:07:16.826
به یک صندوق امانی به نام
انجمن املاک مایو منتقل کردند

01:07:16.862 --> 01:07:21.003
آنها همچنین تصریح کردند که
از آن به بعد، تمام درآمد حاصل از

01:07:21.038 --> 01:07:24.834
هزینه‌های عملیاتی به
"آموزش تحقیق و مراقبت از بیمار"

01:07:24.870 --> 01:07:27.423
اختصاص خواهد یافت

01:07:27.978 --> 01:07:30.840
اون‌ها می‌خواستن مطمئن
بشن که تمام دارایی‌هاشون

01:07:30.876 --> 01:07:33.843
به نفع خیر عمومی واگذار کرده باشن

01:07:34.172 --> 01:07:38.245
...اگر پول در مالکیت خصوصی باقی می‌موند

01:07:38.804 --> 01:07:40.724
به بخشی از پویایی تبدیل می‌شد

01:07:40.751 --> 01:07:42.130
[لیلی مایو ویوُدا]

01:07:42.172 --> 01:07:45.290
و از ماموریت اصلی فاصله می‌گرفت

01:07:45.548 --> 01:07:48.858
خانواده باید از اختیاراتی
که بر این مطب داشت

01:07:48.894 --> 01:07:51.067
کاملا دست بکشه

01:07:51.103 --> 01:07:54.864
به این معنی که همه نسل‌های
بعدی هم از اون محروم هستن

01:07:54.900 --> 01:07:58.696
و اگر بخوان جایی در مطب داشته باشن
باید اون جایگاه رو به دست بیارن

01:08:00.390 --> 01:08:03.390
از آن به بعد، کلینیک توسط
هیئت مدیره‌ای اداره می‌شد

01:08:03.425 --> 01:08:07.584
که تقریبا تماما از پزشکان
مایو تشکیل شده بود

01:08:08.776 --> 01:08:11.836
دکتر ویل گفت، "ما به این ترتیب

01:08:11.861 --> 01:08:15.657
"یک دموکراسی پزشکی ایجاد کرده‌ایم

01:08:17.332 --> 01:08:21.445
مایوها همچنین اصرار داشتند
که خودشان، شرکایشان

01:08:21.741 --> 01:08:25.809
و تمام پزشکان آینده
مایو حقوق‌بگیر خواهند بود

01:08:26.447 --> 01:08:31.083
و شخصا از درآمد حاصل از مطب سود نخواهند برد

01:08:32.889 --> 01:08:35.836
ایده‌ی ویل و چارلی برای حقوق‌بگیر کردن

01:08:35.872 --> 01:08:39.150
اعضای هیئت مدیره از
بسیاری جهات هوشمندانه بود

01:08:39.614 --> 01:08:44.017
در مطب‌های خصوصی، هزینه خدمات
بر اساس خدمات ارائه شده محاسبه میشه

01:08:44.052 --> 01:08:47.848
بنابراین اگر بیماران بیشتری داشته باشین
درآمد بیشتری هم کسب می‌کنین

01:08:48.210 --> 01:08:51.039
این باعث میشه برخی پزشکان

01:08:51.063 --> 01:08:53.883
در یک روز بیماران بیشتری رو ببینن

01:08:54.373 --> 01:08:58.203
و این از زمانی که با بیمار
سپری می‌کنن رو کاهش میده

01:08:58.239 --> 01:09:01.137
پزشکان مایو چه آزمایش تجویز کنن، چه نکنن

01:09:01.173 --> 01:09:03.243
چه بیماری رو برای جراحی ارجاع بدن چه ندن

01:09:03.537 --> 01:09:06.563
همگی دستمزدی یکسان دریافت خواهند کرد

01:09:07.559 --> 01:09:10.979
ما خودمون اینجا رو انتخاب
کردیم، چون برای این کار تیمی

01:09:11.046 --> 01:09:12.579
[دبورا رادز]
[متخصص داخلی]

01:09:12.656 --> 01:09:15.998
و این محیط، بیشتر از حقوق
و مزایای خودمون ارزش قائل هستیم

01:09:16.342 --> 01:09:19.576
اینجا معمولا افرادی رو انتخاب می‌کنه

01:09:19.924 --> 01:09:23.528
که می‌خوان این مدل کار تیمی رو انجام بدن

01:09:24.671 --> 01:09:28.584
پزشکانی که در بالاترین
سطح حرفه خود هستن

01:09:29.389 --> 01:09:31.029
می‌تونن هر جایی کار بکنن ولی

01:09:31.065 --> 01:09:33.860
با این حال تصمیم گرفتن توی مایو بمونن

01:09:34.268 --> 01:09:36.440
افرادی هستن که می‌تونن ده برابر پولی

01:09:36.580 --> 01:09:37.802
[جان مک‌کین، بیمار]

01:09:37.827 --> 01:09:40.256
که توی مایو درمیارن، درآمد داشته باشن

01:09:40.281 --> 01:09:43.248
اما اون‌ها به حرفه، علم پزشکی

01:09:43.284 --> 01:09:46.631
و درمان مردم متعهد هستن

01:09:46.666 --> 01:09:49.772
هیچ‌وقت تصمیمی درباره بیمار گرفته نمیشه

01:09:49.808 --> 01:09:51.498
که به نفع پزشک باشه

01:09:51.533 --> 01:09:53.638
همیشه درباره بیمار هستش

01:09:53.913 --> 01:09:57.504
این بهمون کمک می‌کنه در آینده
تصمیمات‌مون رو خالص نگه داریم

01:09:57.725 --> 01:10:00.229
اینکه کل جمع بهتر از

01:10:00.254 --> 01:10:02.324
مجموع فردی هستش

01:10:02.894 --> 01:10:06.630
توی کلینیک مایو هیچ‌وقت در تلاش‌هاتون برای

01:10:06.655 --> 01:10:09.509
پیدا کردن جواب مشکل بیمار، تنها نیستین

01:10:11.001 --> 01:10:14.210
تا سال 1920، تنها یک چهارم از

01:10:14.246 --> 01:10:17.213
کادر پزشکی در کلینیک مایو جراح بودند

01:10:17.249 --> 01:10:21.148
بقیه پزشکان و دانشمندانی بودند که

01:10:21.184 --> 01:10:24.876
نه تنها بیماران را معاینه و تشخیص می‌دادند

01:10:24.912 --> 01:10:28.742
بلکه اکنون علل اصلی
بیماری را نیز بررسی می‌کردند

01:10:28.777 --> 01:10:30.897
تا نتایج جراحی را بهبود بخشند

01:10:30.922 --> 01:10:33.543
و درمان‌های غیرجراحی را توسعه دهند

01:10:34.034 --> 01:10:38.027
این رشته، رشته‌ای به سرعت در
حال رشد در پزشکی داخلی بود

01:10:38.615 --> 01:10:41.434
و کلینیک مایو در خط مقدم آن قرار داشت

01:10:42.340 --> 01:10:46.031
کشف هنری پلامر و والتر بوثبی در سال 1923

01:10:46.091 --> 01:10:50.057
در مورد چگونگی درمان
غدد تیروئید بزرگ شده با ید

01:10:50.082 --> 01:10:54.305
قبل از عمل جراحی، میزان مرگ
و میر را به میزان قابل توجهی کاهش داد

01:10:54.983 --> 01:10:59.048
دکتر آلبرت برودرز سهم عمده‌ای
در سرطان داشته است

01:10:59.084 --> 01:11:03.489
دکتر آلبرت برودرز با توسعه تکنیکی برای
درجه‌بندی تومورها بر اساس احتمال گسترش

01:11:03.514 --> 01:11:07.668
سلول‌های جهش‌یافته سهم عمده‌ای
در تشخیص سرطان داشته است

01:11:08.492 --> 01:11:12.890
در سال 1922، دکتر راسل والدر
و چهار نفر از همکارانش

01:11:12.925 --> 01:11:17.135
یکی از اولین آزمایش‌های
بالینی انسولین را انجام دادند

01:11:17.451 --> 01:11:21.036
در عرض یک سال بیش
از بیست هزار بیمار دیابتی

01:11:21.071 --> 01:11:24.971
در ایالات متحده با موفقیت درمان شدند

01:11:26.952 --> 01:11:30.908
در بسیاری از موسسات، هم
محقق وجود داره و هم پزشک

01:11:30.943 --> 01:11:33.779
و هر دو می‌تونن عالی باشن

01:11:34.425 --> 01:11:37.884
اما موسسات بسیار کمی وجود دارن
که این دو رو کنار هم داشته باشن

01:11:37.909 --> 01:11:39.389
[دکتر رافائل سیرا]
[جراح اورتوپدی]

01:11:40.062 --> 01:11:42.696
برای اینکه هم پزشک باشیم و هم دانشمند

01:11:43.668 --> 01:11:45.353
اگر بتوانیم بیماری رو در

01:11:45.378 --> 01:11:48.172
خالص‌ترین شکل خودش
شناسایی کنیم، قادر خواهیم بود

01:11:48.239 --> 01:11:49.709
[دکتر عطا بهفر]
[قلب و عروق]

01:11:49.733 --> 01:11:52.718
با روشی بسیار کم‌تهاجمی
مسیر زندگی یک نفر رو

01:11:52.743 --> 01:11:54.846
به طور چشمگیری تغییر بدیم

01:11:55.643 --> 01:12:00.109
آتا در زمینه بازسازی قلب
در رابطه با نارسایی قلبی

01:12:00.145 --> 01:12:04.286
کارهای نوآورانه‌ای انجام داده

01:12:04.894 --> 01:12:09.180
و این همون چیزی هستش که
در زمینه‌ی کاری من، یعنی ارتوپدی

01:12:09.205 --> 01:12:12.580
به عنوان یک پل ازش استفاده می‌کنیم

01:12:13.120 --> 01:12:16.606
ما سلول‌ها رو از یک فرد می‌گیریم و همچنین

01:12:16.631 --> 01:12:19.120
سعی می‌کنیم استخوان رو باسازی کنیم

01:12:20.156 --> 01:12:23.374
من از برخی تحقیقات در
مورد ارزیابی نقش جراحی

01:12:23.409 --> 01:12:26.894
به ویژه جراحی غدد لنفاوی
در بیماران مبتلا به

01:12:26.930 --> 01:12:29.897
سرطان سینه، لذت بردم

01:12:29.933 --> 01:12:32.332
فکر کنم از اونجایی که بنیان‌گذاران مایو

01:12:32.357 --> 01:12:34.950
خودشون محقق بودن، کلینیک هم
به تحقیقات اختصاص داده شده

01:12:34.976 --> 01:12:36.483
[دکتر هایدی نلسن]
[جراح عمومی]

01:12:36.788 --> 01:12:41.008
برادران مایو در مورد نقش احتمالی
میکروب‌ها در سرطان مطالبی نوشتن

01:12:41.427 --> 01:12:43.840
و این مشخص شده که حقیقت داره

01:12:45.970 --> 01:12:50.228
ویل و چارلی، با پایه‌گذاری
مفهوم تحقیق و تفحص

01:12:50.264 --> 01:12:53.584
به عنوان بخشی از فعالیت پزشکان

01:12:53.609 --> 01:12:56.630
از همون ابتدا یک جور
فرهنگ رو در مایو ایجاد کردن

01:12:57.029 --> 01:13:00.583
اگر ما به رفاه بیماران
توجه دقیقی داشته باشیم

01:13:00.619 --> 01:13:04.932
و اگر شواهد علمی برای کشف خودمون ارائه بدیم

01:13:04.968 --> 01:13:07.454
اون موقع‌ست که این یافته

01:13:07.479 --> 01:13:10.791
به یک کشف غیرقابل انکار تبدیل میشه

01:13:12.435 --> 01:13:16.330
این زمانی‌ست که نوآوری
واقعی در پزشکی رخ میده

01:13:25.747 --> 01:13:29.647
اولین باری که متوجه شدم یه چیزی درست نیست

01:13:30.155 --> 01:13:34.607
تمرین شروع شده بود
و من کم‌کم آرشه رو بالا آوردم

01:13:34.632 --> 01:13:38.633
تا به آهستگی بکشم، و برای اولین بار

01:13:39.177 --> 01:13:43.597
متوجه یک لرزش ریز در بازوی آرشه‌ام شدم

01:13:44.663 --> 01:13:45.889
...بازویی که نیاز به

01:13:45.969 --> 01:13:47.349
[راجر فریش، بیمار]

01:13:47.374 --> 01:13:50.576
کنترل مطلق و بی‌نقص داره

01:13:51.720 --> 01:13:55.397
و به عنوان یک نوازنده
اینجاست که وحشت می‌کنی

01:13:55.658 --> 01:14:00.195
احتمالا پیش پانزده دکتر مختلف رفتم

01:14:01.009 --> 01:14:04.136
و هیچ کدوم نتونستن جوابی برای من پیدا کنن

01:14:05.201 --> 01:14:08.479
این احتمال رو در نظر گرفتم که
ممکنه این پایان دوران حرفه‌ای من باشه

01:14:08.507 --> 01:14:11.406
اون شروع به نواختن ویولن کرد

01:14:11.448 --> 01:14:13.277
و مشخص بود که نمی‌تونه بنوازه

01:14:13.312 --> 01:14:16.487
"و گفت، "میشه توی این قضیه کمکم کنی؟

01:14:16.522 --> 01:14:18.868
دکتر لی به من گفته بود

01:14:18.904 --> 01:14:21.354
من روی تکنیکی کار می‌کنم که"

01:14:21.389 --> 01:14:24.150
"شامل سوراخ کردن سر شما میشه

01:14:24.185 --> 01:14:27.153
فقط یک واکنش داشتم
هیچ‌وقت کسی اجازه نداره"

01:14:27.188 --> 01:14:29.707
"روی سر من سوراخ ایجاد کنه

01:14:29.975 --> 01:14:34.475
اما بعد از سه ماه که لرزش بد و بدتر می‌شد

01:14:34.851 --> 01:14:37.887
دیگه اینکه یمی روی سرم سوراخ ایجاد کنه

01:14:37.923 --> 01:14:39.889
ایده‌ی بدی به نظرم نمیومد

01:14:39.925 --> 01:14:41.891
...تحریک عمقی مغز

01:14:41.927 --> 01:14:45.378
تکنیکی هست که می‌تونیم هر جایی

01:14:45.413 --> 01:14:49.727
از مغز رو با یک الکترود هدف بگیریم
و اون ناحیه از مغز رو تحریک کنیم

01:14:49.762 --> 01:14:53.815
و چیزی که به طرز شگفت‌آوری متوجه‌ـش شدیم

01:14:54.466 --> 01:14:56.893
اینه که در بیمارانی که لرزش دارن

01:14:57.471 --> 01:15:00.266
واقعا می‌تونیم کاری کنیم
این علائم از بین برن

01:15:02.817 --> 01:15:07.397
من کاملا بیدار بودم، باید بیدار باشین

01:15:07.422 --> 01:15:12.167
چون در طول جراحی لازمه که ویولن بزنم

01:15:17.894 --> 01:15:20.000
خب، مشخصه که لرزش داره

01:15:20.273 --> 01:15:23.603
دکتر لی اولین اتصال الکتریکی رو وارد کرد

01:15:23.873 --> 01:15:26.313
...و من شروع به نواختن کردم

01:15:28.281 --> 01:15:31.267
و لرزش خیلی بهتر شده بود

01:15:32.847 --> 01:15:34.365
"اما فقط "خیلی بهتر

01:15:34.391 --> 01:15:35.876
راجر، نظرت چیه؟

01:15:35.912 --> 01:15:38.319
برای نوازنده‌ی حرفه‌ای
به اندازه کافی خوب نبود

01:15:38.344 --> 01:15:40.581
راستش... هنوز یه کم لرزش داری

01:15:40.605 --> 01:15:42.790
اما درسته، بهتر شده، عالیه

01:15:42.815 --> 01:15:46.887
الان سوال اینه که دومین اتصال
الکتریکی رو وارد کنیم یا نه

01:15:46.923 --> 01:15:48.165
باشه

01:15:48.200 --> 01:15:51.616
اون‌ها دومین اتصال رو هم وارد کردن

01:15:52.118 --> 01:15:56.938
و من آرشه کشیدم و اون کاملا ثابت بود

01:16:07.840 --> 01:16:11.084
اون‌ها این کلید کنترل کوچک رو بهم دادن که

01:16:11.119 --> 01:16:15.847
همیشه فکر می‌کنم ریموت در پارکینگ هستش، اما

01:16:15.883 --> 01:16:19.334
در واقع می‌تونم خودم رو روشن و خاموش کنم

01:16:21.751 --> 01:16:26.272
نوشته الان خاموش هستم
همین قدر آسان‌ـه، و اگر حدود

01:16:26.313 --> 01:16:30.903
پنج ثانیه صبر کنی، می‌تونی اثرش رو

01:16:30.932 --> 01:16:33.417
تقریبا بلافاصله ببینی

01:16:45.395 --> 01:16:48.305
و هر چقدر هم تلاش کنم فقط
همین‌قدر می‌تونم ثابت بزنم

01:16:48.330 --> 01:16:50.193
و می‌تونین لرزش آرشه رو ببینین

01:16:50.218 --> 01:16:52.016
فقط با همین نگه داشتنش هم معلومه

01:16:52.268 --> 01:16:53.408
...پس

01:16:55.320 --> 01:16:58.066
من... الان دوباره روشن هستم

01:16:58.753 --> 01:17:02.549
...و حدود پنج ثانیه صبر می‌کنیم

01:17:28.914 --> 01:17:32.914
ما معمولا توی آزمایشگاه می‌گیم
"بیماران منتظر ما هستن"

01:17:33.820 --> 01:17:38.273
و بنابراین باید همین امروز
درمان‌های جدید رو کشف کنیم

01:17:39.830 --> 01:17:44.030
ما ماموریتی داریم که به
موقع به بیمار کمک کنیم

01:17:45.761 --> 01:17:49.861
این کاری که سعی داریم انجام بدیم
یک تمرین نظری آکادمیک نیست

01:17:50.564 --> 01:17:55.204
می‌خوایم درمان رو پیدا کنیم، چون
می‌بینیم بیمار همین امروز رنج می‌کشه

01:17:58.313 --> 01:18:00.899
گاهی اوقات حس می‌کنم شهرهای بزرگ

01:18:01.299 --> 01:18:03.198
شبیه دستگاه‌های بزرگ هستن

01:18:04.818 --> 01:18:06.604
زندگی روزمره اون‌ها

01:18:07.036 --> 01:18:09.369
خیلی شامل احساسات انسانی نمیشه

01:18:09.557 --> 01:18:13.120
من مردمی که توی روستاها هستن رو ترجیح میدم

01:18:13.807 --> 01:18:14.807
...کشاورزان

01:18:14.900 --> 01:18:18.072
می‌دونین، اون‌ها ارتباط
نزدیک‌تری با طبیعت دارن

01:18:19.667 --> 01:18:21.739
...مزارع، روستاها

01:18:22.219 --> 01:18:24.192
بیشتر حس تعلق به اجتماع دارن

01:18:26.501 --> 01:18:29.264
در نه، ده سال گذشته، من سالانه

01:18:29.284 --> 01:18:31.824
برای چک‌آپ پزشکی‌ام به اینجا میام

01:18:33.415 --> 01:18:37.609
و بسیاری از دکترها رو دوستان
قدیمی خودم محسوب می‌کنم

01:18:46.792 --> 01:18:50.657
وقتی بیماران به سمت این جامعه هجوم آوردن

01:18:50.693 --> 01:18:54.627
اون‌ها متوجه شدن که به هتل‌های بیشتر

01:18:54.955 --> 01:18:58.907
رستوران‌هایی برای صرف غذا نیاز دارن

01:18:58.942 --> 01:19:01.806
و اینجا جامعه واقعا کلینیک مایو رو پذیرفت

01:19:02.118 --> 01:19:05.396
همون جایی هست که باید باشه
توی مینه‌سوتا، و این کلینیک

01:19:05.432 --> 01:19:09.158
ارزش‌های مینه‌سوتا رو در خودش
جذب و اون رو منعکس می‌کنه

01:19:09.194 --> 01:19:13.059
این اخلاق غرب میانه ، مردم
اطراف کلینیک و بیمارستان رو

01:19:13.094 --> 01:19:16.303
بر آن داشت تا از مردم مراقبت کنن

01:19:16.339 --> 01:19:20.480
از خودشون مایه بذارن
گاهی فداکاری شخصی بکنن

01:19:20.516 --> 01:19:23.762
تا اونجا به یک مکان فوق‌العاده تبدیل بشه

01:19:24.589 --> 01:19:27.245
منظورم کسانی هستن که
مثلا در رو برات باز می‌کنن

01:19:27.281 --> 01:19:29.731
یا کسی رو توی راهرو می‌بینی و اون بهت میگه

01:19:29.766 --> 01:19:32.527
انگار گم شدی، می‌تونم"
"کمک کنم راهت رو پیدا کنی؟

01:19:32.562 --> 01:19:35.530
متصدی دفتر، منشی، سرایدار

01:19:35.565 --> 01:19:39.568
هر کسی می‌تونه باشه، رفتار فراگیر هستش

01:19:40.257 --> 01:19:44.262
تا اواسط دهه بیست، سالانه
بیش از شصت هزار بیمار

01:19:44.298 --> 01:19:47.334
به کلینیک مایو مراجعه می‌کرد

01:19:47.370 --> 01:19:50.142
در پاسخ به آن، بیمارستان سنت مری

01:19:50.182 --> 01:19:52.685
یک سازه‌ی جراحی جدید و چشمگیر ساخت

01:19:52.999 --> 01:19:56.447
در همان زمان، تاجر محلی، جان کیلر

01:19:56.483 --> 01:20:00.451
چندین هتل‌بیمارستان
نوآورانه ساخت که می‌توانستند

01:20:00.487 --> 01:20:03.109
هجم عظیم بیماران و خانواده‌هایشان را

01:20:03.144 --> 01:20:04.731
در خود جای دهند

01:20:05.180 --> 01:20:08.177
در نهایت، مراکز درمانی کیلر به یک بیمارستان

01:20:08.202 --> 01:20:11.092
غیرانتفاعی جدید به نام

01:20:11.117 --> 01:20:13.910
روچستر متودیست تبدیل شدند

01:20:14.418 --> 01:20:17.295
کلینیک مایو نیز شلوغ بود

01:20:17.725 --> 01:20:21.058
هنری پلامر موافقت کرد که بر یک پروژه

01:20:21.093 --> 01:20:23.391
توسعه دیگر نظارت داشته باشد

01:20:23.649 --> 01:20:28.380
ساختمان هفده طبقه‌ی پلامر
که با هزینه‌ی سه میلیون دلار

01:20:28.405 --> 01:20:31.959
در سال 1928 تکمیل شد
بلندترین ساختمان ایالت بود

01:20:32.766 --> 01:20:36.851
این بنا که از سنگ آهک
و آجر ساخته شده بود

01:20:36.876 --> 01:20:41.615
دارای سنگ مرمر از فرانسه، آلمان
و ایتالیا، با طرح‌های تزئینی دست‌ساز

01:20:42.283 --> 01:20:44.883
دو در برنزی محکم

01:20:44.907 --> 01:20:49.086
و یک زنگوله هجده تنی با بیست و سه ناقوس بود

01:20:51.434 --> 01:20:55.092
پلامر مجموعه‌ای از بالابرهای
هوشمندانه را ابداع کرد

01:20:55.127 --> 01:20:59.096
تا قبل از رسیدن بیماران برای قرار ملاقات

01:20:59.131 --> 01:21:02.927
سوابق پزشکی را به طور خودکار
به طبقات تعیین‌شده تحویل دهد

01:21:02.963 --> 01:21:06.759
او همچنین مجموعه‌ای از
چراغ‌های سیگنال را در خارج از

01:21:06.794 --> 01:21:09.667
اتاق‌های معاینه ایجاد کرد
تا پرستاران بتوانند

01:21:09.692 --> 01:21:11.995
وضعیت هر نوبت را پیگیری کنند

01:21:12.302 --> 01:21:15.699
حتی سیستمی از لوله‌های پنوماتیک برای ارسال

01:21:15.734 --> 01:21:19.987
سوابق پزشکی و نمونه‌ها بین
کلینیک مایو و بیمارستان سنت مری

01:21:20.012 --> 01:21:23.741
در فاصله یک کیلومتری وجود داشت

01:21:24.864 --> 01:21:27.780
کلینیک مایو یک شگفتی مهندسی‌ست

01:21:27.934 --> 01:21:32.405
اگر به بیمارستان مایو برین
ناگهان با یک سیستم بسیار

01:21:32.440 --> 01:21:34.890
یکپارچه، و مهندسی‌شده رو می‌بینین

01:21:34.926 --> 01:21:38.894
که مثل یک ماشین روغن‌کاری شده کار می‌کنه

01:21:38.930 --> 01:21:41.552
و این از دیدگاه پلامر و مایوها ناشی میشه

01:21:41.588 --> 01:21:43.416
این ایده از اینجا میاد که

01:21:43.451 --> 01:21:47.903
تمام این بخش‌های گسترده شده

01:21:47.939 --> 01:21:50.181
بخشی از یک سیستم مکانیکی واحد هستن

01:21:51.030 --> 01:21:55.117
پزشکی هم هنر است و هم علم"

01:21:55.704 --> 01:21:59.470
"و هر دو برای پزشک واقعی جذاب هستند

01:22:00.257 --> 01:22:01.596
چارلی مایو

01:22:02.108 --> 01:22:04.730
مایوها بر درجه‌ای از تمایز در

01:22:04.755 --> 01:22:07.440
ساختمان‌های کلینیک مایو اصرار داشتن

01:22:07.475 --> 01:22:11.340
برای بسیاری از بیماران، این اولین مواجهه

01:22:11.376 --> 01:22:15.690
با معماری زیبا، طراحی و هنر خواهد بود

01:22:15.885 --> 01:22:19.911
خیلی مهم‌ـه که اون‌ها رو در
یک چارچوب ذهنیِ بهبودی قرار بدیم

01:22:22.421 --> 01:22:26.338
بریم سراغ سزار پلی، طراح ساختمان گاندا

01:22:26.627 --> 01:22:30.078
"اون گفته، "درمان از زمان ورود آغاز می‌شود

01:22:30.114 --> 01:22:33.875
قبل از اینکه حتی پزشک خودتون رو ببینین"

01:22:33.911 --> 01:22:36.050
"حس می‌کنین من به جای خوبی آمدم

01:22:36.637 --> 01:22:40.338
توی لابی پیانو و اجراهایی داریم

01:22:41.173 --> 01:22:44.446
تمام این‌ها بخشی از ماموریت درمان مایو هستش

01:22:49.443 --> 01:22:53.446
اما با وجود تمام نوآوری‌ها و موفقیت‌هایش

01:22:53.482 --> 01:22:55.328
کلینیک مایو جای بی‌نقصی نیست

01:22:55.933 --> 01:22:58.693
دسترسی به آن مشکل‌ساز است

01:22:58.728 --> 01:23:02.401
بیماری‌ها بی‌رحم و درمان آنها دشوار هست

01:23:03.376 --> 01:23:04.767
اشتباهاتی رخ می‌دهد

01:23:05.262 --> 01:23:07.408
تشخیص بیماری اشتباه اتفاق میفتد

01:23:07.841 --> 01:23:10.153
درمان‌ها با شکست مواجه می‌شوند

01:23:10.188 --> 01:23:12.224
مردم جان خود را از دست می‌دهند

01:23:12.519 --> 01:23:15.192
هر پزشکی در پس ذهن خودش

01:23:15.228 --> 01:23:17.643
یک گورستان شخصی و خصوصی داره

01:23:17.678 --> 01:23:19.542
این گورستان تمام بیماران قبلی اون‌هاست که

01:23:19.567 --> 01:23:22.426
در اون‌ها شکست خوردن، جایی
هستش که همه به اونجا میریم

01:23:22.500 --> 01:23:24.025
[دکتر مارک تروتی]
[جراح سرطان‌شناس]

01:23:24.059 --> 01:23:27.626
تا در مورد کاستی‌هامون تامل کنیم و سعی کنیم
تصمیم بگیریم چطور این وضع رو بهبود ببخشیم؟

01:23:28.096 --> 01:23:31.282
گاهی اوقات بدن رو نمیشه توضیح داد

01:23:32.390 --> 01:23:35.932
و این مواقع واقعا من رو آزار میدن

01:23:37.280 --> 01:23:41.933
ما باید در برابر توهم عظمت
از خودمون محافظت کنیم

01:23:42.628 --> 01:23:46.261
باید هر روز عظمت خودمون رو به دست بیاریم

01:23:48.316 --> 01:23:52.396
من داستان‌های شخصی از شکست دارم

01:23:52.817 --> 01:23:56.670
من داستان‌های شکست سازمانی دارم

01:23:58.210 --> 01:24:02.343
ما باید آشکارا در مورد اون‌ها صحبت کنیم

01:24:02.923 --> 01:24:07.451
گاهی اوقات، تاکید مایو بر
اولویت دادن به بیمار

01:24:07.487 --> 01:24:09.779
منجر به تصمیماتی شده است که مستقیما

01:24:09.833 --> 01:24:12.732
با ارزش‌های اولیه‌ی آن در تضاد هستند

01:24:12.768 --> 01:24:16.391
اگرچه این کلینیک از بیماران
همه نژادها استقبال می‌کرد

01:24:16.427 --> 01:24:20.673
و مرتبا از پزشکان اقلیت به عنوان
مهمانان برجسته دعوت می‌کرد

01:24:21.186 --> 01:24:24.744
اما آنها، مانند اکثر
بیمارستان‌های سراسر کشور

01:24:24.780 --> 01:24:27.920
اجازه درمان بیماران سفیدپوستی
که با یک پزشک سیاه‌پوست

01:24:27.956 --> 01:24:30.889
راحت نبودند را نداشتند

01:24:32.796 --> 01:24:36.411
تا سال 1979 هیچ پزشک آفریقایی‌آمریکایی

01:24:36.447 --> 01:24:38.897
در کادر درمانی حضور نداشت

01:24:40.763 --> 01:24:44.785
این یک نقطه چالش برانگیز در
تاریخ ماست که باید اون رو بپذیریم

01:24:45.076 --> 01:24:47.595
این تصمیمی بود که گرفته شد

01:24:47.630 --> 01:24:49.989
چون این فرهنگ اون زمان بود

01:24:51.026 --> 01:24:52.679
بله، تصمیماتی که ما می‌گیریم

01:24:52.704 --> 01:24:55.700
در نهایت مربوط به بیماران هست
اما اگر به کارکنان به یک شکل خدمت نکنی

01:24:55.725 --> 01:24:59.052
در نهایت به اون بیماران هم خدمتی نکردی

01:25:00.574 --> 01:25:03.894
ما فقط باید از کارهایی که در
گذشته انجام دادیم درس بگیریم

01:25:04.580 --> 01:25:07.049
و به نقطه جدیدی برای آینده‌مون برسیم

01:25:10.565 --> 01:25:11.911
[روز اول]

01:25:12.155 --> 01:25:13.479
من اومدم

01:25:14.540 --> 01:25:17.901
نمی‌دونم قراره همون تشخیص
قبلی رو بهم بدن، یعنی اینکه

01:25:17.937 --> 01:25:20.890
میوزیت دارم، یا یک بیماری دیگه تشخیص میدن

01:25:21.738 --> 01:25:23.605
اما... امید دارم

01:25:24.426 --> 01:25:26.185
...نوک انگشتانم

01:25:26.210 --> 01:25:28.763
گفتگویی که با دکتر کنلی داشتیم

01:25:29.437 --> 01:25:31.915
اون به تمام حرف‌های من گوش داد

01:25:31.951 --> 01:25:33.468
هر سه ماه یک بار پیش اون میرم

01:25:33.504 --> 01:25:35.194
قبلا چنین تجربه‌ای نداشتم

01:25:35.230 --> 01:25:36.437
...انگار که اینجا

01:25:36.472 --> 01:25:38.577
یعنی واقعا عجله‌ای نداشت

01:25:38.612 --> 01:25:40.027
من رو هول نکرد

01:25:40.062 --> 01:25:42.132
همه چیز رو برام توضیح داد

01:25:42.168 --> 01:25:44.410
و... به تدریج حالت بدتر شد؟

01:25:44.446 --> 01:25:48.414
میوزیت جسم انکلوزیونی
دسته‌ای از اختلالات عضلانی هست

01:25:48.450 --> 01:25:50.071
که گمان میره التهابی باشن

01:25:50.107 --> 01:25:51.452
خیلی‌خب

01:25:51.487 --> 01:25:53.246
سخته، چون بیماری آهسته و پنهان هستش

01:25:53.286 --> 01:25:55.086
[دکتری و پزشک، کیتلین کنلی]
[اعصاب و روان]

01:25:55.132 --> 01:25:56.595
ناگهان توی بدن ظاهر نمیشه

01:25:56.630 --> 01:25:58.045
یواشکی به مردم نزدیک میشه

01:25:58.590 --> 01:26:01.799
متوجه شدم که اون‌ها کلی
کارهای مختلف انجام میدن

01:26:01.835 --> 01:26:06.079
می‌دونی، خونم رو بررسی می‌کنن
کارهایی انجام می‌دادن که حس کردم

01:26:06.115 --> 01:26:09.888
باید قبلا، در مراحل اولیه بیماری انجام میشد

01:26:10.913 --> 01:26:12.767
ولی این طوری نبود

01:26:12.957 --> 01:26:15.787
به اینجا اومدم، و اون‌ها همه
کارها رو سریع انجام دادن

01:26:15.812 --> 01:26:18.814
بوم، بوم، بوم، و تمام شد

01:26:20.861 --> 01:26:25.716
نیم ساعت بعد، توی جاده به سمت
خانه هستم، و دکتر کنلی بهم زنگ زد

01:26:26.001 --> 01:26:30.374
"و گفت، "نتیجه آزمایش‌هات اومده

01:26:31.071 --> 01:26:33.037
"گفتم، "نتیجه آزمایش من اومده؟

01:26:33.073 --> 01:26:36.696
چون معمولا وقتی آزمایش خون میدی

01:26:36.732 --> 01:26:38.871
یکی، دو هفته‌ای طول می‌کشه تا نتیجه‌ش بیاد

01:26:38.906 --> 01:26:42.426
"و اون بهم گفت، "خب، به نظر میاد دیابت داری

01:26:43.096 --> 01:26:47.228
و گفت، "تا حالا بهت گفته بودن
"که تعداد گلبول‌های سفیدت بالاست؟

01:26:49.089 --> 01:26:50.883
آزمایش خون بسیار مهم بود
[روز دوم]

01:26:50.918 --> 01:26:53.920
و تعداد گلبول‌های سفید اون به شکل
قابل توجهی افزایش پیدا کرده بودن

01:26:53.956 --> 01:26:55.508
...و بعد یک چیز دیگه

01:26:55.533 --> 01:26:59.937
در مورد خانم کلی، از متخصص خون
می‌خوام که ایشون رو معاینه کنه

01:27:00.639 --> 01:27:03.812
و از بخش غدد درون‌ریز
می‌خوام که اون رو ببینن

01:27:05.491 --> 01:27:08.337
فکر کنم بتونیم یک جواب قطعی بهش بدیم

01:27:09.212 --> 01:27:12.180
هنوز هم بیشتر به این مشکوک هستم

01:27:12.215 --> 01:27:14.596
که میوزیت جسم انکلوزیونی داشته باشه

01:27:14.632 --> 01:27:16.942
اما این احتمال وجود داره که
افزایش تعداد گلبول‌های سفید

01:27:17.006 --> 01:27:18.962
عضلاتش رو تحت تاثیر قرار داده باشن

01:27:20.258 --> 01:27:22.052
این می‌تونه هیچ ارتباطی

01:27:22.087 --> 01:27:24.365
با بیماری عضلانی اون نداشته باشه

01:27:24.400 --> 01:27:26.056
...حالا جالب اینجاست که

01:27:26.091 --> 01:27:27.851
اما ممکنه مربوط باشه

01:27:27.886 --> 01:27:30.646
متوجه شدن که تعداد
گلبول‌های سفید شما بالاست

01:27:32.057 --> 01:27:36.004
ممکنه نشانه‌ی سرطان خون درجه‌ی پایین باشه

01:27:37.285 --> 01:27:39.876
این یکی از مواردی هست که گاهی اوقات

01:27:39.901 --> 01:27:42.423
با این فرآیندهای التهابی عضلانی مرتبط هستش

01:27:42.546 --> 01:27:44.927
...ممکنه علت رو پیدا کرده باشیم

01:27:45.345 --> 01:27:49.895
سرطان خون، فکر نمی‌کردم همچین چیزی بهم بگن

01:27:50.771 --> 01:27:54.049
خیلی... ویرانگر بود

01:27:54.404 --> 01:27:57.225
کاملا امکان پذیره که این بیماری رو حداقل

01:27:57.260 --> 01:28:01.102
برای ده، یا پانزده سال
و یا حتی بیشتر داشته

01:28:02.200 --> 01:28:06.213
لوسمی سلول‌های مغزی
با این میوزیت جسم انکلوزیونی

01:28:06.266 --> 01:28:09.099
مرتبط هستش، بنابراین ما با مقداری

01:28:09.134 --> 01:28:13.172
شیمی‌درمانی که مستقیما
به لوسمی و داروی دیگری که

01:28:13.207 --> 01:28:17.176
مستقیما به میوزیت اختصاص داده شده

01:28:17.211 --> 01:28:19.661
به وضعیت اون رسیدگی کردیم

01:28:20.037 --> 01:28:21.836
هشت هفته به اونجا مراجعه کردم

01:28:21.871 --> 01:28:25.218
و اوایل کار حس می‌کردم داره جواب میده

01:28:25.254 --> 01:28:28.498
بعد همسرم شغلش رو از دست داد

01:28:28.533 --> 01:28:32.363
و دیگه نتونستم به کلینیک مایو برم

01:28:32.399 --> 01:28:34.676
چون بیمه سلامتم رو از دست داده بودم

01:28:34.712 --> 01:28:37.541
برای همین مجبور شدم
دنبال جای دیگه‌ای بگردم

01:28:37.763 --> 01:28:40.475
دیگه چه گزینه‌هایی داری؟

01:28:40.511 --> 01:28:43.961
سعی می‌کنم ببینم می‌تونم
به دکتر دیگه‌ای مراجعه کنم

01:28:43.997 --> 01:28:46.377
چون این عین یک جنگه، می‌دونی؟

01:28:46.619 --> 01:28:50.520
کی دلش می‌خواد یکی مثل من

01:28:50.555 --> 01:28:53.246
با این همه مشکلات به مطبش بره؟

01:28:53.282 --> 01:28:55.248
اولین چیزی که از دهانش بیرون میاد اینه که

01:28:55.284 --> 01:28:57.734
"چطوری هزینه‌اش رو پرداخت می‌کنین؟"

01:28:57.769 --> 01:29:00.081
همه چیز هزینه‌ای داره

01:29:00.116 --> 01:29:02.916
و کلینیک مایو رایگان نیست

01:29:03.663 --> 01:29:07.882
اما اگر قرار بود بتونم درمان رو ادامه بدم

01:29:07.917 --> 01:29:11.764
حس می‌کنم کلینیک مایو
تنها امیدم برای درمان بود

01:29:12.845 --> 01:29:17.132
بعد از اینکه بیمه‌ش رو از
دست داد من ملاقاتش کردم

01:29:17.168 --> 01:29:21.601
و تونستم اون رو معاینه و مشخص کنم

01:29:21.980 --> 01:29:24.958
که درمانش به کجا رسیده

01:29:25.452 --> 01:29:28.074
و به نظر میاد در حال حاضر بیماری‌ـش

01:29:28.110 --> 01:29:30.525
اصلا بهبود پیدا نکرده

01:29:32.995 --> 01:29:36.739
می‌دونی، گاهی اوقات هیچ چیز
مثل اوایلش جواب نمیده

01:29:37.597 --> 01:29:38.988
من ضعیف‌تر شدم

01:29:39.949 --> 01:29:41.916
اما اون به چشم‌های من نگاه کرد

01:29:41.951 --> 01:29:44.474
"و گفت، "تو زندگی طولانی خواهی داشت

01:29:45.127 --> 01:29:47.552
"می‌تونی با لوسمی زندگی طولانی داشته باشی"

01:29:50.318 --> 01:29:52.802
یک روز در سال 1928

01:29:52.838 --> 01:29:55.805
دکتر ویل به مطبش رسید
و به منشی‌اش گفت

01:29:55.841 --> 01:29:59.867
که آخرین عمل جراحی‌اش را انجام داده است

01:30:00.939 --> 01:30:04.642
او دچار لرزش خفیفی در دستانش شده بود

01:30:04.677 --> 01:30:08.301
وقتی منشی‌اش اعتراض کرد
به او گفت، "می‌خواهم تا زمانی که

01:30:08.336 --> 01:30:11.407
"هنوز در اوج هستم، تمام‌اش کنم

01:30:12.122 --> 01:30:16.309
در همین حال، پسر دکتر چارلی
که به دکتر چاک معروف بود

01:30:16.344 --> 01:30:19.657
مدرک پزشکی خود را دریافت کرده بود
و مشتاق همکاری با پدرش بود

01:30:19.692 --> 01:30:24.485
همانطور که چارلی و ویل جوان زمانی

01:30:24.510 --> 01:30:27.932
دوشادوش پدرشان کار کرده بودند

01:30:29.387 --> 01:30:33.393
سال‌ها آرزو داشتم دستیار اول او باشم"

01:30:33.879 --> 01:30:36.972
و با مهارتم او را شگفت‌زده
و تحت تاثیر قرار دهم

01:30:37.365 --> 01:30:41.217
فکر می‌کردم، گمان می‌کردم
که این ما را به هم نزدیک‌تر می‌کند

01:30:42.301 --> 01:30:46.753
اما سرنوشت فقط یک روز صبح را
"به من داد، تا خودم را ثابت کنم

01:30:48.825 --> 01:30:52.793
در همان اولین روزی که دکتر چاک به
عنوان دستیار جراح مشغول به کار شد

01:30:52.829 --> 01:30:55.796
پدرش دچار سرگیجه شد

01:30:55.832 --> 01:30:59.691
معلوم شد که این اولین مورد از
یک سری سکته‌های خفیف بوده است

01:31:00.664 --> 01:31:04.771
روزهای جراحی دکتر چارلی هم تمام شده بود

01:31:06.739 --> 01:31:11.053
فکر می‌کنم مایوها همیشه
به آینده فکر می‌کردن

01:31:11.089 --> 01:31:13.297
فکر نکنم هیچ‌وقت به گذشته فکر کرده باشن

01:31:13.332 --> 01:31:16.311
به نظرم همیشه این طوری بوده که
با چیزی که روبه‌روی من قراره داره"

01:31:16.335 --> 01:31:18.509
سر و کله میزنم، اما چطور با مسئله‌ی بعدی

01:31:18.544 --> 01:31:20.511
"و مسئله‌ی بعد از اون روبه‌رو بشم؟

01:31:21.246 --> 01:31:24.825
دوستان من، می‌خواهم چند دقیقه‌ای

01:31:24.861 --> 01:31:27.311
با مردم ایالات متحده صحبت کنم

01:31:27.346 --> 01:31:30.186
به شما بگویم در سال‌های اخیر
چه کارهایی انجام شده است

01:31:30.534 --> 01:31:32.637
رکود بزرگ، کلینیک مایو را بیش از

01:31:32.676 --> 01:31:35.364
هر رویداد دیگری مورد آزمایش قرار داد

01:31:36.092 --> 01:31:40.251
پزشکان و کارکنان برای به حداقل
رساندن اخراج‌ها، کاهش حقوق را پذیرفتند

01:31:41.010 --> 01:31:44.604
کلینیک "پول مایو" چاپ کرد
تا در صورت نیاز کارمندان

01:31:44.639 --> 01:31:48.125
به کمک برای پرداخت اجاره
و غذا، از آن استفاده کند

01:31:48.160 --> 01:31:52.405
هیچ‌کس به دلیل ناتوانی در پرداخت هزینه‌ها
از دریافت خدمات درمانی محروم نشد

01:31:52.440 --> 01:31:55.235
اما تعداد بیمارانی که به دنبال درمان بودند

01:31:55.271 --> 01:31:58.066
به طرز چشمگیری کاهش یافت

01:31:58.500 --> 01:32:02.926
در بیمارستان سنت مری
وضعیت حتی از این هم وخیم‌تر بود

01:32:03.822 --> 01:32:06.272
اما خواهران که عهد فقر بسته بودند

01:32:06.297 --> 01:32:08.938
می‌دانستند چگونه خود را وفق دهند

01:32:08.974 --> 01:32:12.632
آنها بوقلمون و مرغ پرورش می‌دادند
هکتارها میوه و سبزیجات

01:32:12.667 --> 01:32:16.291
برداشت می‌کردند، و تقریبا
سالانه یک چهارم میلیون گالن

01:32:16.326 --> 01:32:20.122
شیر پاستوریزه می‌کردند که نه تنها
برای تغذیه بیماران خود استفاده می‌شد

01:32:20.158 --> 01:32:23.470
بلکه آن را با بسیاری از نیازمندانی
که برای درخواست غذا

01:32:23.506 --> 01:32:26.991
به درب خانه‌هایشان می‌آمدند

01:32:27.026 --> 01:32:29.027
به اشتراک می‌گذاشتند

01:32:29.879 --> 01:32:32.978
کاهش تعداد بیماران در دوران رکود بزرگ

01:32:33.176 --> 01:32:37.115
به پزشکان زمان داد تا آزمایش‌هایی را
که به تعویق انداخته بودند، انجام دهند

01:32:38.310 --> 01:32:41.592
ادوارد کندال و فیلیپ هنچ کاری را آغاز کردند

01:32:41.627 --> 01:32:44.767
که منجر به کشف کورتیزون شد

01:32:44.803 --> 01:32:47.943
و به خاطر آن جایزه نوبل دریافت کردند

01:32:48.451 --> 01:32:51.354
دکتر هیو بات کشف کرد که ویتامین کا

01:32:51.480 --> 01:32:55.063
می‌تواند جان بیماران
مبتلا به زردی را نجات دهد

01:32:56.492 --> 01:32:59.159
و دکتر جان لاندی یکی از اولین

01:32:59.184 --> 01:33:02.132
بانک‌های خون کشور را تاسیس کرد

01:33:13.960 --> 01:33:17.973
در روز چهارشنبه، هشتم آگوست 1934

01:33:18.008 --> 01:33:21.343
با دمای حدود سی و دو درجه
هفتاد و پنج هزار نفر

01:33:21.368 --> 01:33:23.807
سه برابر جمعیت شهر

01:33:23.842 --> 01:33:25.808
در امتداد برادوی جمع شده بودند تا

01:33:25.844 --> 01:33:29.467
شاهد سفر رئیس جمهور فرانکلین روزولت

01:33:29.503 --> 01:33:33.575
به همراه دکتر ویل و دکتر چارلی
از ایستگاه قطار به شهر باشند

01:33:34.196 --> 01:33:37.820
فرانکلین روزولت آمده بود تا به خانواده مایو

01:33:37.856 --> 01:33:42.100
به پاس خدماتشان به کشور
از جمله ارائه مراقبت رایگان

01:33:42.136 --> 01:33:46.789
به کهنه سربازان جنگ جهانی اول
جایزه‌ای از لژیون آمریکا اهدا کند

01:33:47.701 --> 01:33:51.109
روزولت در طول بازدید خود
تاج گلی بر مزار ویلیام بزرگ گذاشت

01:33:51.145 --> 01:33:55.183
و در کلیسای سنت مری توقف کرد

01:33:55.218 --> 01:33:59.117
جایی که خواهر جوزف دمپسی
به کنار ماشین او آمد

01:33:59.153 --> 01:34:02.224
و دستان رئیس جمهور را در دست گرفت

01:34:05.842 --> 01:34:08.886
شهر از هفته‌ها پیش برای
این رویداد آماده شده بود

01:34:09.248 --> 01:34:12.234
یک صحنه قابل حمل با سطح
شیبدار مخفی ساخته شده بود

01:34:12.270 --> 01:34:15.617
تا رئیس جمهور بتواند بدون اینکه جمعیت

01:34:15.652 --> 01:34:20.251
بست‌های فلزی پاهای فلج
شده‌اش را ببینند، به سکو برسد

01:34:21.037 --> 01:34:24.507
ادای احترام ده دقیقه‌ای او به برادران مایو

01:34:24.532 --> 01:34:27.099
از رادیو در سراسر کشور پخش شد

01:34:28.370 --> 01:34:33.177
امیدوارم که مردم مینه سوتا و روچستر

01:34:34.343 --> 01:34:38.217
وقتی ملتی که افتخار نمایندگی‌اش را دارم

01:34:39.828 --> 01:34:42.935
حق دارد دکتر ویل و دکتر چارلی را با

01:34:43.930 --> 01:34:48.348
کلمه نیک "همسایه" خطاب کند

01:34:48.372 --> 01:34:50.593
احساس نکنند که غرور مالکیتشان

01:34:51.144 --> 01:34:54.097
آنها را محدود کرده است

01:35:04.441 --> 01:35:07.073
...دکتر مارکویک عزیز"

01:35:09.094 --> 01:35:12.922
فکر می‌کنم واضح است
که به پایان راهم رسیده‌ام

01:35:13.022 --> 01:35:14.162
[سرطان پوست]

01:35:14.233 --> 01:35:18.727
قدردانی ما از شما و کلینیک
مایو فراتر از کلمات است

01:35:20.195 --> 01:35:23.478
با وجود تمام ناملایمات و سختی‌هایی

01:35:23.663 --> 01:35:26.155
که علیه ما بوده همیشه
به من و آینده‌ام ایمان داشتی

01:35:26.253 --> 01:35:28.803
بارها و بارها، به من و خانواده‌ام

01:35:29.139 --> 01:35:32.382
امید دادی، زمانی که هیچ نداشتیم

01:35:32.644 --> 01:35:36.914
شما الهام‌بخش و موهبتی
الهی برای بیمارانت هستی

01:35:38.830 --> 01:35:40.951
...بیمار مورد علاقه‌ات

01:35:42.590 --> 01:35:44.290
"کلر ریچاردز

01:35:52.050 --> 01:35:56.579
نمی‌تونم به شما بگم که مراقبت

01:35:56.615 --> 01:36:01.108
توجه و محبتی که کارکنان مایو

01:36:01.917 --> 01:36:04.069
که در مقابل من داشتن

01:36:04.098 --> 01:36:07.894
چقدر تاثیر مفیدی بر سلامت من داشت

01:36:08.269 --> 01:36:12.906
متوجه هستم که تمام این دوران ما

01:36:12.941 --> 01:36:15.137
یک روزی به پایان میرسه

01:36:16.600 --> 01:36:19.222
اون‌ها با من رک و روراست بودن
و تمام احتمالات رو بهم گفتن

01:36:19.258 --> 01:36:21.604
و دقیقا به من گفتن که
قراره چه کاری انجام بدن

01:36:21.640 --> 01:36:24.607
و... این خیلی مهم هستش

01:36:24.643 --> 01:36:26.713
به این دلیل مهم‌ـه که می‌تونی برای

01:36:26.748 --> 01:36:29.060
زمانی که هنوز باقی مانده، برنامه‌ریزی کنی

01:36:33.867 --> 01:36:37.206
ویل و چارلی مایو حالا بیشتر زمستان را

01:36:37.241 --> 01:36:40.381
در خانه‌های خشتیِ
کنار هم که در توسانِ آریزونا

01:36:40.417 --> 01:36:42.729
ساخته بودند، می‌گذراندند

01:36:42.764 --> 01:36:46.871
هر روز صبح ساعت هشت
در خانه چارلی جمع می‌شدند

01:36:46.906 --> 01:36:49.667
تا اخبار کلینیک را بررسی کنند

01:36:49.975 --> 01:36:52.704
چارلی یک بار گفت، "خب، خب، ویل

01:36:52.740 --> 01:36:54.706
این برای ما واقعا مایه سرافکندگی هستش

01:36:54.742 --> 01:36:58.537
"حالا که ما رفته‌ایم، اوضاع‌شان بهتر شده

01:37:00.617 --> 01:37:03.737
در سال 1938، کلینیک مایو به صورت رسمی

01:37:03.762 --> 01:37:06.626
یک میلیون‌ـمین بیمار خود را درمان کرد

01:37:07.546 --> 01:37:10.826
اما چیز دیگری برای جشن
گرفتن وجود نخواهد داشت

01:37:11.586 --> 01:37:15.071
خواهر جوزف، رهبر هشتاد و دو ساله
و کاردان بیمارستان سنت مری که

01:37:15.107 --> 01:37:19.013
به مدت چهار دهه این سمت را
بر عهده داشت، بازنشسته شده بود

01:37:19.767 --> 01:37:23.252
او هنوز هم در بیمارستان
سنت مری به عیادت بیماران

01:37:23.287 --> 01:37:27.140
به ویژه کودکان، فقرا و الکلی‌ها می‌رفت

01:37:27.892 --> 01:37:31.709
اما اوایل بهار سال بعد
او به ذات‌الریه مبتلا شد

01:37:31.744 --> 01:37:35.367
و در بیست و نهم مارچ سال 1939
در حالی که خواهران فرانسیسکنش

01:37:35.516 --> 01:37:38.932
او را احاطه کرده بودند، درگذشت

01:37:40.913 --> 01:37:44.859
در ماه آوریل، دکتر ویل دچار دل درد شد

01:37:45.492 --> 01:37:48.226
عکس‌برداری با اشعه ایکس
نشان داد که سرطان است

01:37:49.471 --> 01:37:53.267
مردی که تومورهای شکمی
زیادی را جراحی کرده بود

01:37:53.490 --> 01:37:55.975
حالا خودش توموری داشت که باید

01:37:55.999 --> 01:37:58.700
توسط تیم جراحی کلینیک مایو برداشته می‌شد

01:38:01.084 --> 01:38:04.522
به نظر می‌رسید حال ویل رو به بهبود است

01:38:04.547 --> 01:38:08.295
اما ناگهان برادرش چارلی
به ذات‌الریه شدیدی مبتلا شد

01:38:10.733 --> 01:38:13.578
پدربزرگ روی یک صندلی پشتی بلند"

01:38:13.613 --> 01:38:15.580
صورتی‌رنگ صاف نشسته بود

01:38:15.615 --> 01:38:18.514
عینکش روی بینی‌اش پایین آمده بود

01:38:18.549 --> 01:38:22.242
و دهانش به نرمی به هوا اجازه خروج می‌داد

01:38:22.730 --> 01:38:25.417
مادربزرگ روی او خم شده بود

01:38:25.453 --> 01:38:28.179
و می‌گفت، او زیبا نیست؟

01:38:28.214 --> 01:38:31.251
اون خوش‌تیپ‌ترین مرد دنیا نیست؟

01:38:31.286 --> 01:38:33.701
از او پرسیدم چه کار می‌کند

01:38:33.737 --> 01:38:36.739
گفت دارد قیافه‌اش را حفظ می‌کند

01:38:36.775 --> 01:38:39.259
مبادا اول او من را ترک کند

01:38:39.453 --> 01:38:42.386
"می‌خوام چهره‌اش را به یاد داشته باشم

01:38:45.300 --> 01:38:50.119
دکتر چارلی در بیست و ششم
ماه می، سال 1939 درگذشت

01:38:52.050 --> 01:38:55.447
مدت کوتاهی پس از مرگ پدر، عمو ویل"

01:38:55.483 --> 01:38:57.449
با کنجکاوی حرفه‌ای متوجه شد که

01:38:57.485 --> 01:38:59.451
دارد زردی می‌گیرد

01:38:59.673 --> 01:39:03.272
و فورا تشخیص داد که این
بیماری به کبدش متاستاز داده است

01:39:04.147 --> 01:39:08.460
او با همان شیوه‌ی عملی و قاطع
بدون هیچ ترحمی به حال خود

01:39:08.496 --> 01:39:10.462
به استقبال مرگش رفت

01:39:10.851 --> 01:39:14.915
او خانواده را احضار کرد و گفت
من زندگی خوبی داشته‌ام

01:39:14.951 --> 01:39:16.791
و اشکالی ندارد

01:39:16.816 --> 01:39:19.410
هیچ دارویی به جز مقداری مورفین برای درد

01:39:19.435 --> 01:39:21.608
مصرف نخواهم کرد

01:39:22.536 --> 01:39:24.823
"حالا از شما خداحافظی می‌کنم

01:39:28.171 --> 01:39:32.208
در بیست و هشتم جولای، دکتر ویل درگذشت

01:39:35.184 --> 01:39:38.579
حتما در کلینیک مایو، از دست دادن اون سه نفر

01:39:38.604 --> 01:39:40.305
اون سه رهبر

01:39:40.459 --> 01:39:43.857
دوران بسیار مهمی بوده

01:39:47.976 --> 01:39:51.779
خیلی از مردم معتقد بودن که
وقتی برادران مایو بمیرن

01:39:51.815 --> 01:39:54.921
کلینیک روبه زوال خواهد رفت

01:39:54.956 --> 01:39:57.199
اما این طوری نشد

01:39:57.567 --> 01:40:02.100
دیگران معتقد بودن که
با تغییر در جامعه

01:40:02.481 --> 01:40:04.792
نیاز به کلینیک مایو و موفقیت اون

01:40:04.828 --> 01:40:07.381
رو به زوال میره و هیچ یک
از این‌ها اتفاق نیفتاد

01:40:08.126 --> 01:40:11.454
این کلینیک تا مدت‌ها پس از
درگذشت برادران مایو

01:40:11.490 --> 01:40:13.940
رشد کرده و شکوفا شده

01:40:22.280 --> 01:40:27.000
در طول دو سال، من به
چهل پزشک مختلف مراجعه کردم

01:40:27.799 --> 01:40:32.527
و صد و بیست بار در بیمارستان
محلی‌مون بستری شدم

01:40:34.641 --> 01:40:36.456
اما بیماری‌ام تشخیص داده نشد

01:40:36.609 --> 01:40:38.049
[شنون لیون، بیمار]

01:40:38.575 --> 01:40:43.068
کبدم داشت از کار می‌افتاد
و این بعد به کلیه‌هایم

01:40:43.379 --> 01:40:47.283
و ریه‌هام، و بعد به قلبم هم سرایت کرد

01:40:48.184 --> 01:40:51.252
من هفت بار احیا شدم

01:40:52.947 --> 01:40:57.086
همیشه حس می‌کردم از یک پزشک
به پزشک دیگه ارجاع داده میشم

01:40:57.122 --> 01:40:59.433
اون‌ها نمی‌دونستن چه مشکلی دارم

01:40:59.469 --> 01:41:01.953
من رو زنده نگه می‌داشتن اما هیج وقت

01:41:01.989 --> 01:41:03.955
امیدی به من ندادن

01:41:03.991 --> 01:41:06.644
گفتن از سی و پنج سال
بیشتر عمر نمی‌کنم

01:41:07.825 --> 01:41:10.272
ممکنه به یک پزشک ریه
مراجعه کنین و بعد مجبور بشین

01:41:10.307 --> 01:41:13.275
برای متخصص کلیه به جای
دیگه‌ای برین، اما در مورد شنون

01:41:13.310 --> 01:41:15.836
اون فکر می‌کنه، "این‌ها
باید به هم مرتبط باشن

01:41:15.861 --> 01:41:19.390
"و مطمئن نیستم کسی هنوز این رو فهمیده باشه

01:41:19.415 --> 01:41:21.820
صادقانه بگم، به نظر من
اکثر پزشکان نیت خیر دارن

01:41:21.845 --> 01:41:23.975
و می‌خوان سعی کنن توی این سیستم کار کنن

01:41:24.011 --> 01:41:27.392
اما وقتی همه‌چیز انقدر
تکه‌تکه‌ست، کار سخت میشه

01:41:27.741 --> 01:41:29.981
این سیستم مراقبت‌های
بهداشتی در ایالات متحده‌ست

01:41:30.017 --> 01:41:32.535
که به عنوان بیمار باهاش مواجه هستیم

01:41:36.180 --> 01:41:40.673
دکتر نیوالد آغاز امید من بود

01:41:42.443 --> 01:41:46.411
آزمایش‌های بسیار زیادی انجام دادم

01:41:46.447 --> 01:41:50.415
و مشاوره بین من و اون حدود دو ساعت طول کشید

01:41:50.890 --> 01:41:55.184
من فقط مشکل و تمام
علائم‌ام رو براش توضیح دادم

01:41:56.300 --> 01:41:58.914
اون من رو به اتاق انتظار برگردوند

01:42:00.236 --> 01:42:02.416
...و بیست دقیقه‌ی بعد

01:42:02.670 --> 01:42:06.438
دقیقا بیست دقیقه بعد من رو صدا کرد

01:42:07.094 --> 01:42:09.417
و تشخیص بیماری رو بهم گفت

01:42:10.694 --> 01:42:11.896
لوپوس

01:42:13.660 --> 01:42:17.753
با وجود چهار یا پنج سالی که
بیماریم تشخیص داده نمی‌شد

01:42:17.788 --> 01:42:21.067
بیست دقیقه‌ای که با دکتر نیوالد داشتم

01:42:21.122 --> 01:42:24.745
شبیه یک معجره‌ی واقعی بود

01:42:27.042 --> 01:42:30.524
سرعت دانش پزشکی قرار نیست کم بشه

01:42:30.560 --> 01:42:33.907
و فکر می‌کنم برای مدیریت همه این‌ها
و به کارگیری اون‌ها در مراقبت از بیمار

01:42:33.942 --> 01:42:37.600
به یک طرز فکر توزیع‌شده بیشتر نیاز داره

01:42:52.756 --> 01:42:56.063
کلینیک مایو در طول جنگ جهانی دوم

01:42:56.099 --> 01:42:58.514
از چندین تیم پزشکی، از
جمله یک تیم در فیلیپین

01:42:58.550 --> 01:43:00.516
حمایت مالی کرد

01:43:01.311 --> 01:43:05.245
این گروه به رهبری پسر چارلی، دکتر چاک

01:43:05.280 --> 01:43:08.248
بیمارستان‌هایی در جنگل ساختند که در آنها

01:43:08.283 --> 01:43:10.457
سربازان متفقین و ژاپنی را درمان می‌کردند

01:43:11.154 --> 01:43:14.185
در ساختمان جدید علوم پزشکی
یک واحد پزشکی هوایی فوق سری

01:43:14.220 --> 01:43:18.181
یک "لباس جی" بادی ساخت
که خلبانان متفقین را

01:43:18.604 --> 01:43:23.173
از بیهوشی در شیرجه‌های تند محافظت می‌کرد

01:43:24.288 --> 01:43:28.551
واحد پزشکی هوایی برای کلینیک
مایو دو میلیون دلار هزینه داشت

01:43:29.215 --> 01:43:31.996
آن‌ها بابت‌اش از دولت ایالات متحده آمریکا

01:43:32.031 --> 01:43:33.420
تنها یک دلار دریافت کردند

01:43:34.414 --> 01:43:37.657
در سال‌های آینده، پزشکان و پرستاران مایو

01:43:37.692 --> 01:43:42.234
به جمع‌آوری واحدهای مَش
برای جنگ کره کمک کردند

01:43:42.259 --> 01:43:46.488
برنامه‌هایی را برای مقابله با تلفات گسترده
احتمالی در طول جنگ سرد تدوین کردند

01:43:47.498 --> 01:43:50.777
و پس از یازده سپتامبر یک آزمایش سریع

01:43:50.802 --> 01:43:52.875
برای تشخیص سیاه‌زخم ابداع کردند

01:43:53.669 --> 01:43:57.371
پزشکان مایو همچنین از اولین سی‌تی‌اسکن

01:43:57.396 --> 01:44:01.893
در کشور استفاده کردند، پیشگام در
استفاده از کامپیوتر در اتاق‌های عمل بودند

01:44:02.199 --> 01:44:05.719
اولین سری جراحی‌های موفق را با استفاده از

01:44:05.755 --> 01:44:09.723
دستگاه بای‌پس قلب و ریه انجام دادند

01:44:09.759 --> 01:44:13.438
یکی از اولین برنامه‌های پیوند
کبد و قلب ترکیبی را توسعه دادند

01:44:14.602 --> 01:44:17.731
و کلینیک مایو به جامعه پزشکی کمک کرده است

01:44:17.767 --> 01:44:21.735
تا سرعت درمان‌های مبتنی بر سلول‌های بنیادی

01:44:21.771 --> 01:44:25.083
ژن و سایر درمان‌های فردی را افزایش دهد

01:44:28.677 --> 01:44:32.484
بزرگترین دارایی یک ملت، سلامت مردم آن است"

01:44:33.325 --> 01:44:36.151
حرفه پزشکی می‌تواند بزرگترین

01:44:36.176 --> 01:44:38.312
عامل خیر در آمریکا باشد

01:44:38.652 --> 01:44:41.859
شکست‌های ما به عنوان یک حرفه

01:44:41.894 --> 01:44:45.607
شکست‌های فردگرایی
و نتیجه‌ی پزشکی رقابتی است

01:44:46.899 --> 01:44:50.454
"این کار باید با تلاش جمعی انجام شود

01:44:51.175 --> 01:44:52.456
ویل مایو

01:44:53.146 --> 01:44:56.045
بزرگترین چالشی که کلینیک مایو

01:44:56.081 --> 01:44:58.220
و هر بیمارستان و پزشک دیگری در آمریکا

01:44:58.255 --> 01:45:01.395
با آن مواجه هست، مسئله هزینه

01:45:01.431 --> 01:45:03.771
و ارائه مراقبت‌های بهداشتی خواهد بود

01:45:04.434 --> 01:45:08.057
برای بیش از پنجاه سال، در حالی که کشور

01:45:08.093 --> 01:45:12.061
بر سر بدهی‌هایش به شهروندانش بحث می‌کرد

01:45:12.097 --> 01:45:15.183
کلینیک مایو برای وفادار ماندن
به ارزش‌هایی که ویلیام بزرگ

01:45:15.270 --> 01:45:17.810
در پسرانش القا کرده بود، تقلا می‌کرد

01:45:19.181 --> 01:45:21.504
با طرح‌های مدیکر و مدیکید قرار بود

01:45:21.529 --> 01:45:23.751
همه از بیمه درمانی خوبی برخوردار باشن

01:45:24.370 --> 01:45:27.586
خب، راستش این طبق برنامه پیش نرفت

01:45:28.022 --> 01:45:31.167
قرار بود سازمان‌هایی برای
حفظ سلامت وجود داشته باشه

01:45:31.392 --> 01:45:33.427
و این هم خوب کار نکرد

01:45:33.463 --> 01:45:36.361
قرار بود برنامه‌ریزی منطقه‌ای
سلامت وجود داشته باشه

01:45:36.397 --> 01:45:38.070
و این عملی نشد

01:45:39.380 --> 01:45:42.782
اخیرا، ما این جنبش مصرف‌گرا رو داشتیم

01:45:43.258 --> 01:45:45.385
رقابتی که هزینه‌ها رو کاهش میده

01:45:45.410 --> 01:45:47.135
و اون رو کارآمدتر می‌کنه

01:45:47.650 --> 01:45:49.516
خب، این که نتیجه نداده

01:45:51.002 --> 01:45:54.212
وحشتناکه که چقدر اطلاعات کمی در واشنگتن

01:45:54.237 --> 01:45:57.204
در مورد نحوه‌ی کارکرد واقعی اون وجود داره

01:45:57.484 --> 01:46:01.625
هم‌ترین چیزی که قانون‌گذاران ما می‌تونن

01:46:01.783 --> 01:46:06.219
از سیستم کلینیک مایو یاد بگیرن
تلاش تیمی هستش

01:46:06.254 --> 01:46:09.222
اینکه همه درگیر باشن، نه فقط در درمان

01:46:09.257 --> 01:46:12.708
نه فقط در تشخیص، بلکه در سیستم

01:46:12.744 --> 01:46:15.711
و نحوه عملکرد اون، و باید
تلاش کنن تا هزینه‌ها کاهش پیدا کنه

01:46:16.142 --> 01:46:20.493
شهروندان ایالات متحده انتظار و لیاقت

01:46:20.518 --> 01:46:23.719
یک سیستم مراقبت‌های
بهداشتی پایدار و با کیفیت بالا دارن

01:46:23.744 --> 01:46:27.298
که نوآوری و تحقیق رو در مواقع ضروری
برای رفع نیازهای این مردم به ارمغان بیاره

01:46:30.214 --> 01:46:33.689
یکی از پیام‌های تاریخچه‌ی مایو اینه که

01:46:33.714 --> 01:46:38.097
می‌توان همزمان کارآفرین
رقابتی و ایده‌آل‌گرا بود

01:46:38.649 --> 01:46:42.682
و باز هم بیمار رو در اولویت قرار داد

01:46:43.597 --> 01:46:46.846
و این پیامی‌ست که
اکنون رهبران این سازمان‌ها

01:46:46.881 --> 01:46:51.567
در سراسر کشور در تلاش
برای مقابله با اون هستن

01:46:53.891 --> 01:46:55.978
ما سعی نداریم مشکل
مراقبت‌های بهداشتی رو حل کنیم

01:46:56.271 --> 01:46:58.057
سعی داریم اون رو انجام دهیم

01:46:58.306 --> 01:47:00.860
از دیدگاه یک متخصص مراقبت‌های بهداشتی

01:47:00.895 --> 01:47:02.724
این پزشکی هستش

01:47:03.132 --> 01:47:05.105
قرار بود چنین چیزی باشه

01:47:05.207 --> 01:47:07.877
ما کاری که به نفع بیمار هست رو انجام میدیم

01:47:07.987 --> 01:47:11.127
و بقیه‌اش به مرور زمان درست خواهد شد

01:47:13.736 --> 01:47:16.358
مایو بر روی یک پایه تاریخی قرار داره

01:47:16.393 --> 01:47:20.534
اما باید از اون نگهداری بشه

01:47:20.570 --> 01:47:24.090
نه اینکه فقط مثل یک مجسمه
روی پایه، غبارروبی بشه

01:47:24.125 --> 01:47:26.818
بلکه واقعا به گونه‌ای از اون
نگهداری کنیم که فیزیولوژی این نهاد

01:47:26.843 --> 01:47:28.998
فعال، پویا و سرزنده باقی بمان

01:47:30.773 --> 01:47:33.824
اون جزیره‌ای با مراقبت‌های پزشکی عالی‌ست

01:47:33.859 --> 01:47:36.516
و مشکلات خودش رو داره

01:47:36.970 --> 01:47:41.521
چگونگی تبدیل اون مدل
به جوامع بسیار متنوع امروزی

01:47:41.556 --> 01:47:44.523
همچنان یک چالش بزرگ هستش

01:47:45.804 --> 01:47:49.184
در سال 1986، بیمارستان سنت مری

01:47:49.219 --> 01:47:52.843
کلینیک مایو، و بیمارستان متودیست روچستر

01:47:52.878 --> 01:47:55.190
به عنوان یک مرکز پزشکی یکپارچه با

01:47:55.225 --> 01:47:59.451
مجموع دارایی‌های
یک میلیارد دلار ادغام شدند

01:48:01.570 --> 01:48:04.855
زمانی که در حال ادغام بودیم
وکیل یک نسخه از قرارداد ما

01:48:04.890 --> 01:48:08.375
با کلینیک مایو رو می‌خواست و من گفتم

01:48:08.411 --> 01:48:11.862
خب، متاسفم، ما با"
"کلینیک مایو قرارداد نداریم

01:48:11.897 --> 01:48:14.865
"اون گفت، "اوه، حتما یه جایی یک قرداد دارین

01:48:14.900 --> 01:48:17.384
و من بهش گفتم، "نه، ما هیچ‌وقت با

01:48:17.420 --> 01:48:19.283
"کلینیک مایو قراردادی نداشتیم

01:48:19.318 --> 01:48:23.459
اون گفت، "خب... چطوری کار می‌کنین؟

01:48:23.495 --> 01:48:25.703
"چطوری با هم کنار میاین؟

01:48:25.965 --> 01:48:29.569
و من گفتم، "خب، شوخی نمی‌کنم
اما اگر مشکلی پیش بیاد

01:48:29.604 --> 01:48:33.843
بخش‌های مربوطه دور هم جمع میشن

01:48:34.976 --> 01:48:37.888
راه‌حل‌های ممکن رو بررسی می‌کنن

01:48:37.923 --> 01:48:40.891
تصمیم می‌گیرند که بهترین راه‌حل چیست

01:48:40.926 --> 01:48:44.308
"و هر دو طرف شروع به انجام اون می‌کنن

01:48:44.649 --> 01:48:47.702
و اون نگاهی به من انداخت و گفت

01:48:47.727 --> 01:48:49.210
"الان یک حرفه رو نابود کردی"

01:48:49.452 --> 01:48:51.453
"من هم گفتم، "خوبه

01:48:51.488 --> 01:48:55.422
ما می‌دانیم که با خواهران چه کسی هستیم"

01:48:55.958 --> 01:48:59.111
"اما نمی‌دانیم بدون آنها چه کسی خواهیم بود

01:49:00.563 --> 01:49:03.191
کلینیک مایو، که در مطب یک پزشک مرزی

01:49:03.216 --> 01:49:06.917
در شهری کوچک در مینه‌سوتا آغاز به کار کرد

01:49:06.952 --> 01:49:10.945
به ایجاد مراکز پزشکی در جکسون‌ویل، فلوریدا

01:49:11.646 --> 01:49:13.855
و اسکاتسدیل، آریزونا

01:49:13.890 --> 01:49:16.927
سیستم سلامت منطقه‌ای کلینیک مایو

01:49:16.962 --> 01:49:20.620
کالج پزشکی و علوم کلینیک مایو

01:49:20.655 --> 01:49:24.658
و یک شبکه جهانی از بیمارستان‌های همفکر

01:49:24.694 --> 01:49:28.559
که همگی متعهد به همکاری
برای یافتن راه‌های جدید

01:49:28.594 --> 01:49:31.562
برای تکمیل باور مایوها مبنی بر اینکه

01:49:31.597 --> 01:49:35.723
نیازهای بیمار همیشه باید
در اولویت باشد، ادامه داد

01:49:38.852 --> 01:49:41.745
فکر نمی‌کنم معجزه‌ای در مزرعه ذرت باشه

01:49:41.780 --> 01:49:44.671
به نظرم بشریت باید این طوری باشه

01:49:44.956 --> 01:49:48.278
جایی که مردم کار درست رو انجام میدن‌

01:49:48.338 --> 01:49:51.451
نه به این دلیل که دنبال پول هستن
نه به این دلیل که دنبال شهرت یا افتخار هستن

01:49:51.514 --> 01:49:53.964
بلکه به خاطر اینکه می‌خوان
کار درست رو انجام بدن

01:49:54.300 --> 01:49:57.001
مردم باید کلینیک مایو رو داشته باشن

01:49:57.037 --> 01:50:00.280
آنها مستلزم وجود ما هستن

01:50:00.316 --> 01:50:04.250
مردم به چنین جایی در آمریکا
در ایالات متحده نیاز دارن

01:50:04.424 --> 01:50:08.174
تا به اون‌ها امیدی بده که در
جای دیگه دریافت نمی‌کنن

01:50:09.428 --> 01:50:13.259
به نظر من کاری که مایو انجام
میده، امیدفروشی نیست

01:50:13.600 --> 01:50:16.434
آنچه می‌فروشه، تعالی هستش

01:50:16.470 --> 01:50:20.266
امید، نتیجه‌ی ارائه‌ی عالی مراقبت‌های پزشکی

01:50:20.301 --> 01:50:23.441
و یکپارچگی نتیجه‌ی تواناییِ متفکرترین

01:50:23.477 --> 01:50:27.376
عالی‌ترین و نافذترین بودن

01:50:27.558 --> 01:50:32.178
در دنیای پزشکی هستش

01:50:35.400 --> 01:50:38.387
خیلی از مردم این حس رو دارن که

01:50:38.423 --> 01:50:40.389
مایوها امروزه با ما هستن

01:50:40.425 --> 01:50:43.352
بنابراین اصلا احساس نمی‌کنیم
که اون‌ها از ما دور هستن

01:50:44.231 --> 01:50:46.788
هر کاری که داریم انجام میدیم
احساس می‌کنیم که شاید اون‌ها

01:50:46.813 --> 01:50:49.506
از بالای سر، ما رو زیر نظر
دارن و این باعث میشه

01:50:49.531 --> 01:50:51.463
ما به خوبی به کارمون ادامه بدیم

01:50:54.889 --> 01:50:58.731
من از میان دری نیمه‌باز"
به آینده نگاه می‌کنم

01:50:58.987 --> 01:51:03.273
سرشار از جذابیت است، جذابیتی
که توصیفش فراتر از توان من است

01:51:03.897 --> 01:51:08.245
اما با درک کامل این که هر نسلی باید خودش

01:51:08.646 --> 01:51:13.422
مشکلات خود را حل کند
و هیچ انسانی خرد لازم

01:51:13.458 --> 01:51:17.081
"برای هدایت یا کنترل نسل بعدی را ندارد

01:51:19.671 --> 01:51:21.224
ویل مایو

01:51:26.974 --> 01:51:32.862
www.Doostihaa.com
