WEBVTT

00:44.440 --> 00:47.120
‫دوئل بین شکارچی و شکار،

00:47.120 --> 00:50.560
‫یکی از نفس‌گیرترین صحنه‌های دنیای طبیعته.

00:54.000 --> 00:56.360
‫ریسک از این بالاتر نمیره.

01:01.560 --> 01:05.480
‫برای هر دو طرف،
‫پای مرگ و زندگی در میونه.

01:09.400 --> 01:13.360
‫اما برخلاف تصور،
‫معمولاً این شکارچی‌ها هستن که شکست می‌خورن.

01:18.000 --> 01:20.280
‫شکارچی‌ها برای داشتن کوچکترین شانس بقا،

01:20.280 --> 01:25.360
‫باید با قلمرو شکارشون
‫کاملاً هماهنگ و سازگار باشن.

01:33.280 --> 01:36.880
‫هر زیستگاهی،
‫چالش متفاوتی رو پیش رو میذاره.

01:56.760 --> 01:59.640
‫این مجموعه، بی‌سابقه‌تر از همیشه،

01:59.640 --> 02:05.120
‫از طیف فوق‌العاده‌ی استراتژی‌هایی پرده‌برداری می‌کنه
‫که شکارچی‌ها برای به دام انداختن طعمه به کار می‌گیرن.

02:13.840 --> 02:15.560
‫اما حتی برای ماهرترین‌ها...

02:17.920 --> 02:20.960
‫...موفقیت هرگز تضمین‌شده نیست.

03:05.680 --> 03:08.280
‫(صدای جیغ)

03:08.280 --> 03:09.960
‫(بو کشیدن)

03:09.960 --> 03:11.360
‫(پارس کردن)

03:13.640 --> 03:15.160
‫(پارس کردن)

03:16.360 --> 03:17.840
‫(پارس کردن)

03:24.120 --> 03:25.640
‫(پارس کردن)

03:25.640 --> 03:28.280
‫یک پلنگ ماده در کمین.

03:32.400 --> 03:35.640
‫کمتر شکارچی‌ای اینچنین ترسی به دل می‌اندازه.

03:44.440 --> 03:46.040
‫(بو کشیدن)

03:48.920 --> 03:51.360
‫با این حال، در یک فضای باز،

03:51.360 --> 03:53.800
‫شانس کمی
‫برای گرفتن هر چیزی داره.

03:55.200 --> 03:59.880
‫برای موفقیت، باید خودش رو به چند متری
‫طعمه‌اش برسونه...

03:59.880 --> 04:01.280
‫بدون اینکه دیده بشه.

04:05.360 --> 04:08.800
‫استراتژی او استفاده از پوشش گیاهیه.

04:08.800 --> 04:12.080
‫انگار که شنل نامرئی‌کننده به تن کرده.

04:23.080 --> 04:26.440
‫او استاد مخفی‌کاریه.

04:35.040 --> 04:38.280
‫ایمپالاها طعمه‌ی مورد علاقه‌اش هستن.

04:43.360 --> 04:46.400
‫این یکی خارج از دسترس اونه.

04:46.400 --> 04:47.560
‫(بو کشیدن)

04:48.840 --> 04:52.280
‫باید نزدیک‌تر بشه،
‫به فاصله‌ی چهار متری.

04:53.720 --> 04:56.760
‫اون فقط برای یک استارت سریع و کوتاه، سرعت داره.

05:06.720 --> 05:11.160
‫باید تا زمانی که در منطقه‌ی حمله قرار بگیره،
‫پنهان بمونه.

05:20.240 --> 05:21.960
‫(صدای شکستن شاخه)

05:25.600 --> 05:29.480
‫اما دور از چشم بودن
‫به معنی دور از ذهن بودن نیست.

05:31.120 --> 05:35.160
‫ایمپالاها شنوایی قوی
‫و حس بویایی فوق‌العاده‌ای دارن.

05:35.160 --> 05:36.760
‫(بو کشیدن)

05:47.520 --> 05:52.360
‫حالا تنها طعمه‌ای که می‌بینه
‫درست در فضای باز قرار داره.

05:58.320 --> 06:03.000
‫اما پلنگ‌ها همه‌فن‌حریف‌ترینِ
‫گربه‌سانان بزرگ هستن.

06:03.000 --> 06:07.400
‫در پیدا کردن پناهگاه
‫در غیرمنتظره‌ترین مکان‌ها استادن.

06:24.320 --> 06:29.480
‫دیواره‌های پرشیب این دره،
‫حالا پوششی برای کمین او شدن.

06:34.200 --> 06:38.720
‫پوکوی نر به اندازه‌ی کافی نزدیکه،
‫اما برای حمله کردن زیادی بزرگه.

06:40.360 --> 06:44.240
‫باید بدون اینکه دیده بشه
‫از کنارش رد بشه.

06:54.400 --> 06:57.840
‫اگه پوکو اون رو ببینه،
‫پوشش اون رو لو میده.

06:59.440 --> 07:00.480
‫(بو کشیدن)

07:16.880 --> 07:18.760
‫یواش... یواش...

07:27.680 --> 07:29.920
‫برای موفقیت در اینجا،

07:29.920 --> 07:32.600
‫باید طعمه‌ای پیدا کنه که
‫نزدیک لبه در حال چرا باشه.

07:33.800 --> 07:35.000
‫یا حتی بهتر،

07:35.000 --> 07:36.800
‫داخل خود دره باشه.

08:23.120 --> 08:24.600
‫ناکامی.

08:27.400 --> 08:30.560
‫یک شکار موفق می‌تونست گرسنگی‌اش رو
‫تا یک هفته برطرف کنه.

08:34.320 --> 08:37.080
‫اما تا وقتی طعمه‌ای در اطراف باشه،
‫امیدی هم هست.

08:41.000 --> 08:43.560
‫سرک کشیدن از بالای دره ریسکه،

08:43.560 --> 08:46.920
‫اما سریع‌ترین راه
‫برای پیدا کردن یک هدف جدیده.

09:08.160 --> 09:09.360
‫(بو کشیدن)

09:23.040 --> 09:25.320
‫یک استارت سریع با سرعت ۶۵ کیلومتر بر ساعت...

09:25.320 --> 09:28.040
‫و همه چیز در کمتر از شش ثانیه
‫تموم میشه.

09:38.080 --> 09:40.520
‫با این تفاوت که... اینطور نیست.

09:49.440 --> 09:51.560
‫ایمپالای گیج و سردرگم،

09:51.560 --> 09:54.000
‫به شکلی معجزه‌آسا
‫فرار می‌کنه.

09:59.600 --> 10:02.240
‫یک شکار مخفیانه‌ی بی‌نقص بود،

10:02.240 --> 10:04.280
‫و هیچی دستش رو نگرفت.

10:07.920 --> 10:12.240
‫البته از هر هفت شکار پلنگ،
‫شش تاش به شکست ختم میشه.

10:16.320 --> 10:20.040
‫استراتژی شکار یک پلنگ
‫به پیدا کردن پوشش مناسب بستگی داره.

10:21.160 --> 10:23.480
‫اما چطور می‌شه طعمه‌تون رو

10:23.480 --> 10:26.640
‫در جایی شکار کنید که به معنای واقعی کلمه
‫هیچ جایی برای پنهان شدن نیست؟

10:28.440 --> 10:33.280
‫این چالشیه که پیش روی
‫سگ‌های وحشی زامبیا قرار داره.

10:40.000 --> 10:43.880
‫این گله‌ی صمیمی
‫از یک ماده‌ی بالغ

10:43.880 --> 10:45.920
‫و ۱۲ توله‌ی پارسالش تشکیل شده.

10:56.480 --> 10:58.760
‫برخلاف پلنگ منزوی،

10:58.760 --> 11:01.600
‫سگ‌های وحشی برای بقا
‫به کار گروهی وابسته‌ان.

11:11.440 --> 11:13.520
‫سگ‌هایی که با هم بازی می‌کنن...

11:13.520 --> 11:15.200
‫با هم کار می‌کنن.

11:23.120 --> 11:27.200
‫هر روز صبح، گله به سمت
‫دشت‌های باز حرکت می‌کنه،

11:27.200 --> 11:28.920
‫به دنبال پیدا کردن طعمه.

11:33.000 --> 11:35.680
‫مادر تصمیم می‌گیره
‫که به کدوم سمت برن.

11:38.360 --> 11:40.400
‫بقیه نزدیک می‌مونن.

11:48.120 --> 11:52.040
‫اونها کیلومترها به راهشون ادامه میدن
‫تا طعمه‌ی مناسب رو پیدا کنن.

11:59.480 --> 12:02.960
‫گورخرهای بالغ چالش بزرگی هستن.

12:04.440 --> 12:07.600
‫و همینطور تیزشاخ‌ها (تسه‌سه بی).

12:14.920 --> 12:17.560
‫یک آهوی اوریبی هدف ساده‌تریه.

12:19.200 --> 12:21.400
‫اما آیا ارزش تلاش رو داره؟

12:21.400 --> 12:25.440
‫مخصوصاً برای اوریبی‌ای
‫به این قبراقی و سرزندگی؟

12:28.320 --> 12:31.960
‫بهتره انرژیشون رو
‫برای یه چیز بزرگتر نگه دارن.

12:36.520 --> 12:38.080
‫یک کل یالدار (ویلدبیست).

12:40.680 --> 12:42.640
‫این همونیه که دنبالش بودن.

12:50.320 --> 12:53.720
‫سگ‌ها باید کل یالدار رو
‫به دویدن وادار کنن.

12:55.920 --> 13:00.400
‫موفقیتشون به این بستگی داره که
‫اون رو در یک تعقیب طولانی خسته کنن.

13:21.800 --> 13:25.360
‫تا زمانی که طعمه در حال دویدنه،
‫سگ‌ها دست بالا رو دارن.

13:40.240 --> 13:43.880
‫اما وقتی کل‌های یالدار
‫سر جاشون می‌ایستن، ورق برمی‌گرده.

13:46.200 --> 13:48.760
‫در مقابل دیواری از شاخ،

13:48.760 --> 13:51.600
‫گله هیچ کاری از دستش برنمیاد.

13:51.600 --> 13:56.280
‫اما همه‌ی کل‌های یالدار
‫جرئت متوقف شدن رو نداشتن.

14:03.160 --> 14:05.920
‫حالا رقابت واقعی شروع می‌شه.

14:10.720 --> 14:13.320
‫کل‌های یالدار بزرگ و قوی هستن.

14:16.360 --> 14:19.040
‫اما سگ‌ها استقامت دارن.

14:29.440 --> 14:33.240
‫همین الان، هم شکارچی و هم شکار
‫با سرعت ۶۵ کیلومتر بر ساعت می‌دون.

14:34.840 --> 14:37.720
‫گله می‌تونه این سرعت رو
‫تا کیلومترها حفظ کنه.

14:42.760 --> 14:44.600
‫اما کل یالدار نمی‌تونه.

14:57.200 --> 14:59.240
‫یک کل یالدار از گله جدا می‌شه.

14:59.240 --> 15:01.480
‫و بعد دو تای دیگه.

15:01.480 --> 15:04.880
‫این جدایی، گله‌ی بی‌تجربه رو
‫گیج می‌کنه

15:04.880 --> 15:07.160
‫و اون‌ها رو به مسیرهای مختلف می‌فرسته.

15:10.440 --> 15:13.080
‫مادر و یکی از توله‌ها
‫به تعقیب ادامه می‌دن.

15:21.600 --> 15:25.520
‫بقیه‌ی گله می‌ایستن،
‫چون فکر می‌کنن هدف ساده‌تری گیرشون اومده.

15:36.400 --> 15:38.040
‫این یک اشتباهه.

15:40.040 --> 15:43.520
‫مثل یک هیولای دو سر،
‫هر کدوم از پشت اون یکی محافظت می‌کنه.

15:45.240 --> 15:46.800
‫و سگ‌ها کاری از دستشون برنمیاد.

15:53.240 --> 15:55.480
‫جلوتر، تعقیب ادامه داره.

15:56.720 --> 15:59.200
‫یک کل یالدار دیگه جدا می‌شه.

15:59.200 --> 16:02.000
‫حالا مادر فقط یکی رو
‫در تیررس خودش داره.

16:03.240 --> 16:06.760
‫اما بدون کمک بقیه‌ی گله،
‫این کار بی‌فایده‌ است.

16:08.720 --> 16:11.320
‫اینجا وضعیت
‫به بن‌بست رسیده.

16:15.800 --> 16:18.800
‫سگ‌های جوان
‫وقت باارزشی رو از دست دادن.

16:18.800 --> 16:22.160
‫اون‌ها باید تلاش کنن
‫و خودشون رو به مادرشون برسونن.

16:31.480 --> 16:35.320
‫در جلوی تعقیب،
‫مادر داره خسته می‌شه.

16:38.280 --> 16:39.880
‫و کل یالدار این رو می‌دونه،

16:39.880 --> 16:43.520
‫با بالا و پایین پریدن نشون می‌ده که هنوز قویه
‫و ارزش تعقیب کردن رو نداره.

16:46.640 --> 16:50.080
‫اما پاهای جوان و تازه نفس
‫به سرعت دارن نزدیک می‌شن.

17:02.840 --> 17:04.600
‫وقتی یک سگ خسته می‌شه،

17:04.600 --> 17:08.000
‫همیشه عضو دیگه‌ای از تیم هست
‫که رهبری رو به دست بگیره.

17:12.880 --> 17:16.360
‫سگ‌ها حالا تعداد کافی رو دارن
‫تا کل یالدار رو به زانو دربیارن.

17:27.760 --> 17:30.640
‫هر گاز گرفتن، ریسک شکستن فک رو داره،

17:30.640 --> 17:33.400
‫اما حمله به پاها
‫تنها راه متوقف کردنشه.

17:36.400 --> 17:39.920
‫و باید این کار رو قبل از رسیدن اون
‫به امنیت گله انجام بدن،

17:39.920 --> 17:42.040
‫که فقط چند صد متر جلوتره.

18:06.520 --> 18:10.960
‫بعد از یک تعقیب ۲۰ دقیقه‌ای،
‫انرژی کل تقریباً تموم شده.

18:14.400 --> 18:19.120
‫این بار خبری از پناه گرفتن
‫در گله نخواهد بود.

18:21.760 --> 18:24.800
‫استقامت سگ‌ها پاداش داده شد.

18:24.800 --> 18:28.400
‫تنها کاری که الان باید بکنن اینه که
‫شکارشون رو به زمین بزنن.

18:34.320 --> 18:36.240
‫کار گروهی

18:36.240 --> 18:39.640
‫به سگ‌های وحشی اجازه می‌ده
‫طعمه‌هایی ده برابر سنگین‌تر

18:39.640 --> 18:42.000
‫از هر کدومشون رو شکار کنن.

18:49.160 --> 18:52.840
‫اما دهان‌های زیاد، به غذای زیادی نیاز دارن.

18:55.480 --> 18:57.520
‫بهایی که اون‌ها برای این جمعیت می‌پردازن

18:57.520 --> 19:01.560
‫اینه که می‌دونن فردا هم باید
‫دوباره همین کار رو تکرار کنن...

19:01.560 --> 19:03.400
‫و هر روز.

19:09.560 --> 19:13.560
‫کار گروهی و استقامت
‫در دشت‌های باز آفریقا،

19:13.560 --> 19:15.880
‫ترکیبی برنده
‫از آب دراومده.

19:22.480 --> 19:26.640
‫اما در دنیای متراکم و پیچیده‌ی
‫جنگل،

19:26.640 --> 19:31.040
‫شکار یک بازی بی‌پایان
‫قایم‌باشکه.

19:37.000 --> 19:39.960
‫اینجا، بی‌حرکت نشستن جواب میده...

19:41.160 --> 19:42.920
‫...و همرنگ جماعت شدن...

19:46.280 --> 19:49.920
‫...چون هیچوقت نمی‌دونی
‫کی داره نگاه می‌کنه.

20:02.720 --> 20:06.200
‫آفتاب‌پرست پارسون یک استاده

20:06.200 --> 20:08.800
‫در بازیِ دیدن و دیده نشدن.

20:13.560 --> 20:15.920
‫میذاره چشماش همه‌ی کارها رو بکنن...

20:18.040 --> 20:21.400
‫...در حالی که بقیه‌ی بدنش
‫به صورت صحنه آهسته حرکت می‌کنه،

20:21.400 --> 20:23.840
‫تا اهداف احتمالی رو نترسونه.

20:25.640 --> 20:29.720
‫مشکل اینه که
‫فقط در صورتی می‌تونه طعمه رو ببینه که حرکت کنه.

20:31.520 --> 20:33.280
‫پس این یک حشره‌ی چوبکه...

20:35.200 --> 20:36.840
‫...یا یک تکه چوب؟

20:38.440 --> 20:39.680
‫آها...

20:41.720 --> 20:44.960
‫وقتشه از سلاح مخفی‌اش رونمایی کنه...

20:50.840 --> 20:54.520
‫...زبانی بلندتر از بدنش.

20:59.680 --> 21:03.560
‫پسرعموی نزدیک پارسون،
‫آفتاب‌پرست ناسوتوم،

21:03.560 --> 21:06.720
‫همین سلاح رو داره،
‫اما در مقیاس مینیاتوری.

21:12.200 --> 21:16.320
‫اون که به اندازه‌ی یک چوب کبریته، باید
‫خیلی به طعمه‌اش نزدیک‌تر بشه.

21:20.840 --> 21:24.360
‫اما حتی با چشمانی
‫به بزرگی شکمش،

21:24.360 --> 21:27.120
‫این اون وعده‌ی غذایی نیست
‫که انتظارش رو داشت.

21:37.600 --> 21:41.320
‫در جنگل، پیدا کردن طعمه‌ای
‫با اندازه‌ی مناسب،

21:41.320 --> 21:43.200
‫وقتی یک شکارچی کوچک هستی، کار سختیه.

21:49.920 --> 21:52.120
‫فرصت‌های امیدوارکننده

21:52.120 --> 21:54.840
‫می‌تونن به سرعت به ناامیدی تبدیل بشن.

21:59.400 --> 22:03.680
‫پیدا کردن هر نوع طعمه‌ای
‫در این دنیای سبز و متراکم،

22:03.680 --> 22:05.280
‫سخته.

22:06.840 --> 22:11.000
‫اگه چیزی پیدا کنی، می‌خوای مطمئن بشی
‫که فرار نمی‌کنه.

22:12.520 --> 22:14.520
‫آخوندک بازوهایی داره

22:14.520 --> 22:17.800
‫که می‌تونن ده برابر سریع‌تر
‫از یک چشم به هم زدن ضربه بزنن.

22:20.840 --> 22:25.320
‫و تنها حشره‌ایه که
‫می‌تونه به صورت سه‌بعدی ببینه.

22:26.680 --> 22:29.440
‫برای تخمین فاصله‌ی ضربه، عالیه.

22:35.880 --> 22:37.680
‫اما مثل آفتاب‌پرست،

22:37.680 --> 22:41.160
‫مشکلش دیدن طعمه‌ایه
‫که بی‌حرکت می‌ایسته.

22:44.000 --> 22:47.240
‫اون برای اینکه مطمئن بشه غذاست،
‫به کمی حرکت نیاز داره.

22:48.560 --> 22:51.080
‫فقط کوچکترین نشانه‌ای از حیات.

22:57.000 --> 22:58.120
‫آره، خودشه.

23:03.160 --> 23:07.320
‫ضربه‌ی برق‌آسا بهش برتری رو
‫در مقابل طعمه‌ی حشره‌اش داده،

23:07.320 --> 23:11.000
‫اما بهتره زیاد هم از خود راضی نباشه.

23:18.720 --> 23:20.800
‫در رقابت تسلیحاتی جنگل،

23:20.800 --> 23:25.040
‫اغلب اوقات، یکی دیگه پیدا می‌شه
‫که سلاح قدرتمندتری داره.

23:29.240 --> 23:31.920
‫و یک شکارچی وجود داره
‫که شاید،

23:31.920 --> 23:35.600
‫مبتکرانه‌ترین پاسخ رو
‫به چالش جنگل داشته باشه.

23:37.280 --> 23:41.440
‫اون در کنار رودخانه‌های
‫جنگل‌های بارانی ماداگاسکار زندگی می‌کنه.

23:43.120 --> 23:47.160
‫حشراتی که شکار می‌کنه، در امتداد
‫همین دالان‌های جنگلی پرواز می‌کنن.

23:48.400 --> 23:49.640
‫اما یه مشکلی هست.

23:50.840 --> 23:53.640
‫اون یک عنکبوت تار تَنَکه.

23:53.640 --> 23:56.320
‫پس چطور برای شکار
‫از روی رودخونه رد می‌شه؟

23:57.720 --> 24:00.960
‫بهش عنکبوت درختی داروین میگن

24:00.960 --> 24:04.600
‫و ماده‌اش
‫یک استراتژی فوق‌العاده داره.

24:23.320 --> 24:26.400
‫مثل یک زن عنکبوتی واقعی،

24:26.400 --> 24:31.360
‫رشته‌های ابریشم رو
‫در یک جریان طولانی و پیوسته به بیرون می‌پاشه.

24:35.280 --> 24:37.840
‫این رشته‌ها مثل یک بادبان باز می‌شن

24:37.840 --> 24:40.960
‫و با جریان هوایی که
‫از روی آب می‌وزه، حرکت می‌کنن.

24:42.440 --> 24:45.680
‫هر چند ثانیه یک بار،
‫رشته‌ها رو به هم می‌چسبونه

24:45.680 --> 24:48.000
‫تا از پخش شدن بیش از حدشون جلوگیری کنه.

24:50.760 --> 24:52.960
‫نسیم بقیه‌ی کار رو انجام می‌ده،

24:52.960 --> 24:57.920
‫رشته‌ها رو به یک خط واحد
‫و یک پل ۲۵ متری تبدیل می‌کنه.

25:01.200 --> 25:05.600
‫حالا باید پلش رو محکم کنه،
‫چون تارش از اون آویزون می‌شه.

25:11.640 --> 25:15.720
‫اما چیزی داره اون سرِ خط رو
‫تکون می‌ده.

25:15.720 --> 25:20.800
‫یک عنکبوت داروین دیگه داره تلاش می‌کنه
‫از زحمت اون سوء استفاده کنه.

25:28.160 --> 25:30.760
‫باید با مزاحم
‫رو در رو بشه.

25:34.600 --> 25:37.880
‫بریده شدن خط یک دردسره،

25:37.880 --> 25:39.480
‫اما نه بیشتر از این.

25:42.040 --> 25:46.200
‫با قلاب‌هایی که نوک هر پاش داره،
‫رشته رو جمع می‌کنه.

25:50.560 --> 25:54.640
‫هدر نمیره،
‫چون بعداً اون رو می‌خوره.

26:01.840 --> 26:05.080
‫وقتی همه چیز جمع شد،
‫دوباره اسپری می‌کنه.

26:08.320 --> 26:12.840
‫یک خط پل ۲۵ متری دیگه
‫به بیرون پرتاب می‌شه.

26:20.400 --> 26:22.920
‫اینکه چطور یک عنکبوت،
‫که از ناخن انگشت شست بزرگتر نیست،

26:22.920 --> 26:26.000
‫می‌تونه این همه ابریشم رو اینقدر سریع
‫تولید کنه،

26:26.000 --> 26:28.040
‫دانشمندان رو شگفت‌زده کرده.

26:31.280 --> 26:34.120
‫و این یک ابریشم معمولی نیست.

26:34.120 --> 26:36.800
‫این محکم‌ترین فیبر طبیعی
‫روی سیاره‌ است،

26:36.800 --> 26:38.200
‫محکم‌تر از فولاد.

26:40.640 --> 26:45.040
‫و باید به اندازه‌ی کافی محکم باشه
‫تا روی رودخانه‌ی عریض کشیده بشه.

26:47.280 --> 26:49.280
‫با کشیده شدن پل

26:49.280 --> 26:51.240
‫و محکم شدن لنگر زمینی،

26:51.240 --> 26:53.560
‫وقت ساختن تله‌اشه.

27:06.320 --> 27:10.280
‫این عنکبوت‌ها می‌تونن
‫بزرگترین تارهای مدور جهان رو بسازن،

27:10.280 --> 27:12.200
‫تا دو متر عرض.

27:15.560 --> 27:18.960
‫چند ساعت بعد از اولین اسپری
‫برای خط پل،

27:18.960 --> 27:20.480
‫کار تموم شده.

27:24.920 --> 27:26.960
‫حالا استراتژی‌اش ساده‌ است...

27:28.240 --> 27:30.200
‫...بشین و منتظر باش.

27:49.600 --> 27:52.760
‫و یک دور نهایی
‫تولید ابریشم...

27:54.800 --> 27:57.600
‫...غذاش رو برای بعد بسته‌بندی می‌کنه.

28:03.720 --> 28:06.560
‫همه‌ی رودخانه‌ها برای شکارچیان‌شون

28:06.560 --> 28:08.600
‫منبع دائمی طعمه فراهم نمی‌کنن.

28:09.840 --> 28:12.560
‫در رودخانه‌ی گرومتی در تانزانیا،

28:12.560 --> 28:15.400
‫صبورترین شکارچی
‫سیاره زندگی می‌کنه.

28:19.520 --> 28:21.000
‫یک کروکودیل نیل.

28:23.400 --> 28:25.240
‫پنج متر طول،

28:25.240 --> 28:27.160
‫۷۰۰ کیلوگرم وزن

28:27.160 --> 28:29.120
‫و خیلی گرسنه.

28:31.160 --> 28:34.720
‫آخرین وعده‌ی غذای درست و حسابی‌اش
‫تقریباً یک سال پیش بود.

28:41.080 --> 28:44.120
‫ساکنین دیگر رودخانه
‫غذا محسوب نمی‌شن...

28:45.760 --> 28:47.000
‫...فقط مایه‌ی حواس‌پرتی هستن.

28:48.200 --> 28:50.640
‫اون منتظر چیزی بزرگتره

28:50.640 --> 28:53.880
‫که از اون سوی افق میاد.

28:55.680 --> 28:58.160
‫اما فراتر از رودخانه‌ی ایزوله‌ی
‫این کروکودیل غول‌پیکر،

28:58.160 --> 29:00.600
‫هنوز هیچ نشانی
‫از گله‌های مهاجر نیست

29:00.600 --> 29:02.600
‫که بقایش به اون‌ها بستگی داره.

29:10.960 --> 29:13.360
‫کروکودیل‌های دیگر و کوچکتر
‫هم منتظرن...

29:14.840 --> 29:19.160
‫...اما بلیط غذای اون‌ها به مهارت‌های
‫شکار این گنده‌بک بستگی داره.

29:25.400 --> 29:28.800
‫گله‌ها ممکنه تا یک هفته،
‫یا یک ماه دیگه برسن.

29:28.800 --> 29:31.480
‫در سال‌های نادر، اصلاً نمیان.

29:33.680 --> 29:37.560
‫تا اون موقع،
‫کروکودیل‌ها باید انرژیشون رو ذخیره کنن.

29:59.040 --> 30:01.680
‫(صدای ناله و ماغ کشیدن)

30:01.680 --> 30:05.280
‫بالاخره، صدایی که
‫همه‌شون منتظرش بودن.

30:11.480 --> 30:13.520
‫گله‌ها رسیدن.

30:22.160 --> 30:25.320
‫وقتشه که کروکودیل‌ها
‫موضع بگیرن.

30:36.240 --> 30:38.920
‫همه‌ی چشم‌ها به این غول‌پیکر دوخته شده.

30:40.200 --> 30:45.080
‫فقط اون قدرت این رو داره
‫که با یک کل یالدار بالغ درگیر بشه.

30:51.280 --> 30:54.480
‫انتظار یک ساله تقریباً به سر رسیده.

31:01.240 --> 31:05.280
‫بعد از ماه‌ها راهپیمایی، کل‌های یالدار
‫به شدت تشنه و محتاج آبن.

31:11.040 --> 31:15.280
‫اما تجربه به بالغ‌ها یاد داده
‫که محتاط باشن.

31:22.800 --> 31:25.920
‫آب برای یک گوساله
‫بیش از حد وسوسه‌انگیزه،

31:25.920 --> 31:28.040
‫بی‌خبر از خطرات درونش.

31:38.200 --> 31:41.280
‫اما هر کل یالدار
‫باید شانسش رو امتحان کنه...

31:43.480 --> 31:46.320
‫...و امیدوار باشه که واکنش‌هاش سریع‌تر باشه

31:46.320 --> 31:49.200
‫از چیزی که خیلی‌ها می‌دونن
‫در آب‌های تیره کمین کرده.

31:57.200 --> 31:59.160
‫فقط یک اسب آبی بی‌خطره.

32:20.680 --> 32:22.480
‫اون اسب آبی نبود.

32:26.680 --> 32:29.440
‫این کل‌های یالدار رو هشیارتر کرده.

32:35.240 --> 32:39.040
‫اما اینجا،
‫ترس همیشه جاش رو به تشنگی می‌ده.

33:07.440 --> 33:10.640
‫گرفتن کل یالدار
‫همش به زمان‌بندی بستگی داره.

33:34.640 --> 33:37.760
‫تکنیک کروکودیل غول‌پیکر زنگ زده.

33:37.760 --> 33:39.880
‫یک سال کامل از آخرین شکارش گذشته

33:39.880 --> 33:41.960
‫و از تمرین دوره.

33:46.880 --> 33:51.240
‫اما این پایان ماجرا نیست،
‫فقط یک آنتراکته.

33:52.880 --> 33:54.680
‫تا دو هفته‌ی آینده،

33:54.680 --> 33:57.760
‫موج‌های پیاپی از کل‌های یالدار
‫از گرومتی عبور خواهند کرد.

34:01.480 --> 34:04.760
‫وقتشه که کروکودیل غول‌پیکر
‫یک تاکتیک متفاوت رو امتحان کنه.

34:07.920 --> 34:09.760
‫کنده‌ی شناور.

34:12.640 --> 34:16.400
‫امیدواره که کل یالدار متوجهش نشه
‫تا وقتی که دیگه خیلی دیره.

34:39.600 --> 34:42.240
‫حالا کروکودیل‌های کوچکتر وارد عمل می‌شن.

34:45.320 --> 34:48.960
‫کروکودیل بزرگ برای تکه‌تکه کردن لاشه
‫به کمک اون‌ها نیاز داره.

34:50.280 --> 34:53.600
‫کروکودیل‌ها نمی‌تونن بجوند،
‫پس باید با هم بچرخن

34:53.600 --> 34:55.680
‫تا تکه‌هایی از لاشه رو جدا کنن.

34:57.640 --> 34:59.320
‫به همه سهمی می‌رسه...

35:00.720 --> 35:03.360
‫...و همه‌اش مدیون این گنده‌بکه.

35:06.000 --> 35:10.440
‫اون تا سال آینده که
‫کل‌های یالدار برگردن، دیگه غذا نمی‌خوره.

35:14.360 --> 35:19.240
‫در سراسر جهان، میلیون‌ها حیوان
‫به طور مداوم در حال حرکتن

35:19.240 --> 35:22.680
‫تا به دنبال غذای فصلی بگردن.

35:22.680 --> 35:25.920
‫اما فقط حیوانات طعمه نیستن
‫که باید مهاجرت کنن.

35:27.240 --> 35:29.560
‫بعضی از شکارچی‌ها هم باید سفر کنن.

35:36.320 --> 35:41.200
‫شاهین‌های آمور یکی از بزرگترین
‫مسافران راه دور جهان هستن.

35:44.920 --> 35:49.080
‫وقتی طعمه‌هاشون در مناطق زادآوری‌شون
‫در سیبری کم می‌شه،

35:49.080 --> 35:53.160
‫اون‌ها مهاجرت حماسی رو
‫به سمت جنوب آفریقا آغاز می‌کنن،

35:53.160 --> 35:57.800
‫با عبور از ۱۴ کشور،
‫دو قاره و یک اقیانوس.

36:00.920 --> 36:04.600
‫فقط اینجا، در این دره‌ی دورافتاده
‫در شمال شرقی هند،

36:04.600 --> 36:06.320
‫به هم ملحق می‌شن.

36:17.600 --> 36:19.560
‫یک میلیون شاهین

36:19.560 --> 36:22.800
‫و بزرگترین گردهمایی
‫پرندگان شکاری روی سیاره.

36:38.280 --> 36:42.480
‫این دره یک توقفگاه حیاتی
‫در مسیر مهاجرت شاهین‌هاست.

36:45.160 --> 36:47.400
‫این پرندگان شکاری کوچک نمی‌تونن جلوتر برن

36:47.400 --> 36:49.920
‫مگر اینکه ذخایر چربی‌شون رو
‫افزایش بدن...

36:51.920 --> 36:55.320
‫...و زمان رسیدنشون به اینجا رو
‫عالی تنظیم کردن.

37:02.040 --> 37:05.680
‫فقط برای چند هفته در هر سال،
‫موریانه‌های بالدار، یا اِلیت‌ها،

37:05.680 --> 37:09.600
‫به صورت میلیونی، از امنیت
‫لانه‌هاشون خارج می‌شن.

37:26.360 --> 37:30.040
‫این الیت‌های پرکالری
‫دقیقاً همون چیزی هستن که شاهین‌ها نیاز دارن

37:30.040 --> 37:33.080
‫تا سوخت لازم برای عبور از اقیانوس رو
‫تأمین کنن،

37:33.080 --> 37:36.520
‫طولانی‌ترین سفری که
‫توسط هر پرنده‌ی شکاری انجام می‌شه.

38:00.520 --> 38:03.360
‫برای اینکه شانسی
‫برای زنده موندن در سفرشون داشته باشن،

38:03.360 --> 38:07.400
‫باید در عرض فقط دو هفته،
‫وزنشون رو تقریباً دو برابر کنن.

38:11.680 --> 38:13.960
‫اون‌هایی که به آفریقای جنوبی می‌رسن

38:13.960 --> 38:17.760
‫باید تا چهار ماه دیگه کل این سفر رو
‫دوباره برگردن.

38:20.000 --> 38:21.840
‫برای شاهین‌های آمور،

38:21.840 --> 38:26.720
‫بقا به معنی پرواز ۲۲ هزار کیلومتری
‫در هر سال از زندگیشونه.

38:37.880 --> 38:41.000
‫برای بعضی از شکارچی‌ها، این مسافتی
‫که باید طی کنن نیست

38:41.000 --> 38:42.760
‫که بزرگترین چالش اون‌هاست،

38:42.760 --> 38:44.280
‫بلکه اندازه‌ی طعمه‌شونه.

38:45.480 --> 38:49.080
‫و کمتر چالشی بزرگتر از
‫اون چیزیه که در این اقیانوس وجود داره.

38:51.080 --> 38:53.920
‫هر سال، نهنگ‌های گوژپشت ماده

38:53.920 --> 38:57.800
‫از مناطق تغذیه‌شون در قطب جنوب
‫به استرالیا سفر می‌کنن

38:57.800 --> 38:59.640
‫تا بچه‌هاشون رو به دنیا بیارن.

39:00.880 --> 39:04.240
‫این آب‌های آرام و گرم
‫یک پرورشگاه بی‌نقصه.

39:05.680 --> 39:08.040
‫بی‌نقص، به جز برای یک چیز.

39:11.600 --> 39:14.040
‫اورکاها، نهنگ‌های قاتل.

39:15.280 --> 39:18.320
‫اون‌ها درست همزمان با شروع
‫مهاجرت سر و کله‌شون پیدا می‌شه.

39:19.640 --> 39:21.560
‫و به دنبال شکار بچه‌نهنگ‌ها هستن.

39:24.040 --> 39:28.040
‫اورکاها که بسیار باهوشن،
‫موفق‌ترین شکارچی اقیانوس هستن.

39:31.920 --> 39:34.760
‫وقت شکار، می‌تونن با سرعت
‫۵۰ کیلومتر بر ساعت حرکت کنن...

39:37.600 --> 39:40.440
‫...دو برابر سریع‌تر
‫از یک مادر و بچه‌اش.

40:04.000 --> 40:06.880
‫شکارچی‌ها در سکوت نزدیک می‌شن.

40:12.560 --> 40:17.240
‫مادر تازه الان متوجه می‌شه
‫که تحت تعقیب بودن.

40:17.240 --> 40:19.360
‫اورکاها از نظر تعداد برتری دارن،

40:19.360 --> 40:20.960
‫اما باید محتاط باشن.

40:23.080 --> 40:26.520
‫پشت مادر با یک دم پنج متری
‫محافظت می‌شه

40:26.520 --> 40:28.360
‫که می‌تونه اون‌ها رو از وسط نصف کنه.

40:32.400 --> 40:37.000
‫پهلوهاش با یک جفت باله‌ی بلند
‫و پوشیده از کشتی‌چسب دفاع می‌شه.

40:38.360 --> 40:40.600
‫و در وسط بچه نهنگ قرار داره،

40:40.600 --> 40:43.400
‫که روی کمر مادرش سواره
‫و از دسترس خارجه.

40:45.040 --> 40:46.880
‫برای جدا کردن مادر از بچه،

40:46.880 --> 40:49.720
‫اورکاها باید از تمام
‫هوششون استفاده کنن.

40:51.320 --> 40:52.960
‫اون‌ها به نوبت

40:52.960 --> 40:56.120
‫تلاش می‌کنن با ایجاد موج، بچه رو
‫از مادرش جدا کنن.

41:01.320 --> 41:04.960
‫تا یک ماه دیگه، بچه به اندازه‌ای
‫قوی می‌شه که در برابر این حمله مقاومت کنه.

41:06.800 --> 41:08.600
‫اما نه حالا.

41:12.640 --> 41:15.320
‫اما بعد ورق برمی‌گرده.

41:16.720 --> 41:21.000
‫یک نهنگ گوژپشت نر از راه می‌رسه و
‫اورکاها رو با باله‌هاش دور می‌کنه.

41:29.880 --> 41:33.600
‫و با ظاهر شدن نهنگ نر دوم،
‫اوضاع بدتر می‌شه.

41:34.920 --> 41:39.560
‫حالا گله‌ی اورکا با قدرت
‫سه نهنگ ۴۰ تنی روبرو می‌شه،

41:39.560 --> 41:42.320
‫و این محافظ‌ها
‫از وزنشون به خوبی استفاده می‌کنن.

41:52.040 --> 41:55.880
‫این حباب‌ها مثل یک پرده‌ی دود عمل می‌کنن،

41:55.880 --> 41:58.360
‫دید و سونار اورکاها رو
‫مختل می‌کنن.

42:01.040 --> 42:03.040
‫خطر واقعی زخمی شدن
‫وجود داره

42:03.040 --> 42:05.640
‫توسط یک دم یا باله‌ی نادیده.

42:17.240 --> 42:20.320
‫با محافظ‌هایی که از هر دو طرف
‫مادر دفاع می‌کنن،

42:20.320 --> 42:22.960
‫نهنگ‌های قاتل
‫دور خوردن.

42:31.320 --> 42:35.200
‫همانطور که اورکاها عقب‌نشینی می‌کنن،
‫محافظ‌ها از برتری‌شون استفاده کرده،

42:35.200 --> 42:37.080
‫و شکارچی‌ها رو دورتر می‌کنن.

42:44.480 --> 42:46.600
‫این یک خطای محاسباتیه.

42:48.360 --> 42:50.720
‫با بی‌دفاع موندن مادر و بچه،

42:50.720 --> 42:54.000
‫اورکاها قبل از اینکه گوژپشت‌ها بتونن
‫واکنش نشون بدن، دور می‌زنن.

43:16.600 --> 43:19.800
‫نهنگ‌های قاتل بچه رو
‫از مادرش جدا می‌کنن.

43:22.640 --> 43:24.880
‫اون‌ها بچه رو به زیر آب فشار می‌دن

43:24.880 --> 43:27.640
‫و اون رو غرق می‌کنن.

43:33.240 --> 43:37.880
‫شکارچیان باهوش،
‫شکست رو به پیروزی تبدیل کردن.

43:45.080 --> 43:50.000
‫جایزه‌ی اورکاها اونقدر بزرگه که
‫کوسه‌ها هم سریع برای استفاده از فرصت میان.

44:01.240 --> 44:04.920
‫با هوش، استقامت
‫و کار گروهی،

44:04.920 --> 44:08.560
‫اورکاها بر بزرگترین چالش
‫اقیانوس مسلط شدن.

44:09.840 --> 44:13.440
‫با این حال، حتی اون‌ها هم به همان اندازه که
‫موفق می‌شن، شکست می‌خورن.

44:23.000 --> 44:26.040
‫بیشتر شکارچی‌ها
‫بیشتر اوقات شکست می‌خورن.

44:27.880 --> 44:30.520
‫این چیزیه که اون‌ها رو
‫به سخت‌کوش‌ترین حیوانات

44:30.520 --> 44:32.320
‫روی این سیاره تبدیل می‌کنه.

44:39.920 --> 44:44.120
‫فشار وقتی بیشتر می‌شه که
‫دهان‌های دیگه‌ای هم برای سیر کردن داشته باشن.

44:52.040 --> 44:54.080
‫در هشت ماهگی،

44:54.080 --> 44:58.120
‫این توله‌ها هنوز
‫کاملاً به مادرشون وابسته‌ان.

45:01.560 --> 45:05.640
‫برای حمایت از اون‌ها، مادر باید
‫چیزی بزرگ، مثل یک غزال،

45:05.640 --> 45:07.440
‫تقریباً هر روز شکار کنه.

45:10.960 --> 45:13.200
‫اما این جوان‌ها ثابت می‌کنن

45:13.200 --> 45:16.280
‫که مادرشون بر چالش زیستگاه‌شون
‫غلبه کرده.

45:20.080 --> 45:24.320
‫کمتر یوزپلنگ ماده‌ای با چهار توله
‫به این مرحله می‌رسه.

45:39.200 --> 45:41.960
‫اگه قرار باشه توله‌ها بدون مادرشون
‫زنده بمونن،

45:41.960 --> 45:44.040
‫باید مادرشون رو با دقت تماشا کنن

45:44.040 --> 45:48.120
‫و استراتژی‌های شکار در دشت‌های باز رو
‫یاد بگیرن.

45:51.720 --> 45:53.600
‫چیزهای زیادی برای یاد گرفتن هست.

46:15.120 --> 46:16.680
‫اون‌ها باید یاد بگیرن

46:16.680 --> 46:20.400
‫که حداکثر سرعتشون رو فقط برای
‫چند ثانیه می‌تونن حفظ کنن.

46:31.800 --> 46:36.080
‫باید یاد بگیرن چطور با پیچ و خم‌های
‫طعمه هماهنگ بشن،

46:36.080 --> 46:38.280
‫تا اونقدر نزدیک بشن که بهش پشت‌پا بزنن.

46:58.200 --> 47:02.240
‫و به زودی یاد می‌گیرن
‫که حاشیه‌ی خطا بسیار ناچیزه.

47:06.960 --> 47:09.560
‫شرایط به نفعشون نیست.

47:15.240 --> 47:18.080
‫نود درصد از توله یوزپلنگ‌ها

47:18.080 --> 47:20.720
‫هرگز به تولد دو سالگی‌شون
‫نمی‌رسن.

47:23.360 --> 47:26.200
‫حتی با این مادر باتجربه،

47:26.200 --> 47:29.360
‫آینده‌ی این خانواده
‫به هیچ وجه قطعی نیست.

47:33.480 --> 47:38.120
‫تنها کاری که هر شکارچی می‌تونه بکنه
‫اینه که به تلاش ادامه بده.

47:54.040 --> 47:55.880
‫برای تیم مستندساز "شکار"،

47:55.880 --> 47:59.120
‫فیلمبرداری از یک کروکودیل نیل
‫در حال شکار یک کل یالدار،

47:59.120 --> 48:03.200
‫به همان مهارت، صبر و واکنش‌هایی
‫نیاز داشت

48:03.200 --> 48:05.440
‫که اون خزنده پنج متری داشت.

48:10.120 --> 48:12.720
‫زمان‌بندی فیلمبرداری
‫هم بسیار حیاتی بود،

48:12.720 --> 48:14.760
‫چون این رفتار فقط زمانی اتفاق می‌افته

48:14.760 --> 48:18.320
‫که رودخانه‌ی کروکودیل‌ها
‫در پایین‌ترین سطح خودش باشه.

48:21.880 --> 48:25.320
‫اما اوضاع با بدترین شروع
‫ممکن آغاز شد -

48:25.320 --> 48:29.520
‫سیل در رودخانه
‫درست وسط فصل خشک.

48:31.000 --> 48:33.040
‫چیزی که ما امیدوار بودیم این بود
‫که رودخانه گرومتی

48:33.040 --> 48:34.680
‫فقط مجموعه‌ای از گودال‌های آب باشه

48:34.680 --> 48:36.680
‫که پر از کروکودیل باشن.

48:36.680 --> 48:39.560
‫اون‌ها احتمالاً در طول
‫۵۰ یا ۶۰ کیلومتر از رودخانه پراکنده شدن.

48:39.560 --> 48:41.200
‫پس باید منتظر دو چیز باشیم -

48:41.200 --> 48:43.320
‫اینکه کروکودیل‌ها جمع بشن
‫و اینکه کل‌های یالدار بیان.

48:44.800 --> 48:49.080
‫علاوه بر مارک، این تیم کوچک
‫شامل پسرش جاکا

48:49.080 --> 48:51.560
‫و فیلمبردار و همسرش ویکی هم می‌شه.

48:52.840 --> 48:54.360
‫تو داری مراقبت می‌کنی؟

48:54.360 --> 48:57.800
‫آره. دارم پسرم و شوهرم رو
‫تماشا می‌کنم

48:57.800 --> 49:01.360
‫که تو یه رودخونه خیلی عمیق و گلی
‫پر از کروکودیل هستن!

49:01.360 --> 49:04.560
‫اگه مراقب نباشی می‌تونی بخش بزرگی از
‫خانواده‌ات رو اینجا از دست بدی.

49:04.560 --> 49:06.520
‫آره. در واقع، نصفمون
‫ممکنه از بین بره.

49:06.520 --> 49:09.000
‫این کروکودیل‌ها مخفیانه شکار می‌کنن

49:09.000 --> 49:11.760
‫و می‌تونن توی این آب تیره و کدر
‫مخفیانه بیان بالا

49:11.760 --> 49:13.240
‫درست تا لبه‌ی ساحل.

49:13.240 --> 49:16.920
‫پس قانون طلایی فیلمبرداری اینجا

49:16.920 --> 49:20.120
‫اینه که یک متر از آب فاصله داشته باشی.

49:25.040 --> 49:27.680
‫برای اینکه از سیلاب کم نیارن،

49:27.680 --> 49:30.680
‫تیم اولین جان‌پناه رو برپا می‌کنه.

49:34.520 --> 49:38.200
‫اما هر ایده‌ای برای فیلمبرداری
‫به زودی شسته و برده می‌شه.

49:39.280 --> 49:41.480
‫به معنای واقعی کلمه، در عرض نیم ساعت،
‫یک ساعت،

49:41.480 --> 49:43.080
‫آب رو دور مچ پام حس کردم.

49:43.080 --> 49:46.160
‫اگه من هنوز تو اون جان‌پناه بودم،
‫اونوقت اون قطعاً روی ساحل نبود.

49:46.160 --> 49:48.360
‫ما نمی‌ریم تو آب تا بیاریمش.

49:48.360 --> 49:49.840
‫با این رنگی که آب داره

49:49.840 --> 49:52.520
‫و با دونستن اینکه
‫اون دوستانی هم دور و برش داره،

49:52.520 --> 49:55.080
‫که می‌تونن دقیقاً
‫همین پایین باشن.

49:55.080 --> 49:57.560
‫با یک رودخانه سیلابی
‫و بدون کل یالدار،

49:57.560 --> 50:01.160
‫انتظار قرار بود طولانی‌تر از
‫حد تصور باشه.

50:01.160 --> 50:02.640
‫کروکودیل‌ها به صبور بودن عادت دارن.

50:02.640 --> 50:05.280
‫ولی حالا ما باید
‫همونقدر صبر نشون بدیم.

50:10.040 --> 50:11.960
‫با ترک رودخانه خروشان،

50:11.960 --> 50:15.040
‫تیم به جستجوی
‫کل‌های یالدار مهاجر می‌ره،

50:15.040 --> 50:19.280
‫تا ببینن چقدر از
‫گرومتی دور هستن.

50:21.120 --> 50:22.760
‫فکر کنم باید بریم
‫اون طرف

50:22.760 --> 50:24.600
‫و اون وقت می‌تونیم تعدادشون رو
‫تخمین بزنیم.

50:24.600 --> 50:27.600
‫باید همین بالا باشن.
‫می‌خوای کنترل رو به دست بگیری؟
‫من کنترل رو به دست می‌گیرم.

50:27.600 --> 50:30.640
‫مدتی طول می‌کشه
‫تا کل‌های یالدار رو پیدا کنن

50:30.640 --> 50:33.240
‫در دشت‌های وسیع سرنگتی.

50:34.520 --> 50:36.400
‫اونجا کلی هستن. کلی؟

50:36.400 --> 50:38.600
‫آره، در تمام این منطقه پخش شدن...
‫اوه، اوکی!

50:38.600 --> 50:40.240
‫عالیه. چقدر فاصله داریم؟

50:40.240 --> 50:42.800
‫۱۱۰ کیلومتر فاصله.

50:42.800 --> 50:44.680
‫هنوز راه زیادی تا گرومتی مونده،

50:44.680 --> 50:48.520
‫اما حداقل کل‌های یالدار
‫در مسیر درست حرکت می‌کردن.

50:48.520 --> 50:51.440
‫(مارک نامفهوم صحبت می‌کند)

50:57.720 --> 51:00.920
‫اما در این بین،
‫امیدواریم بتونیم

51:00.920 --> 51:04.160
‫این لحظات صمیمی رو
‫با این کروکودیل‌های واقعا بزرگ ثبت کنیم.

51:06.360 --> 51:09.040
‫پیدا کردن بزرگترین
‫و غالب‌ترین کروکودیل

51:09.040 --> 51:11.280
‫کلید موفقیت تیم خواهد بود.

51:13.040 --> 51:16.960
‫فقط کروکودیل رئیس به اندازه‌ی کافی
‫قدرتمند خواهد بود که یک کل یالدار رو بگیره.

51:19.000 --> 51:20.640
‫برای پیدا کردن ستاره‌شون،

51:20.640 --> 51:23.960
‫مارک و ویکی باید به دنبال
‫رفتارهای قلمروطلبانه باشن.

51:25.520 --> 51:29.160
‫امروز هوا آفتابیه
‫و اول صبحه.

51:29.160 --> 51:30.360
‫من پر از امیدم.

51:31.760 --> 51:36.280
‫اما در پایان روز،
‫تنها چیزی که مارک می‌بینه یک کروکودیل ثابته.

51:37.560 --> 51:41.040
‫اون تمام روز، فکر کنم هفت ساعت،
‫روی اون تپه‌ی شنی دراز کشیده بود.

51:42.600 --> 51:44.640
‫اوف! صبر.

51:44.640 --> 51:47.240
‫و ویکی هم شانس چندانی
‫نداشت.

51:47.240 --> 51:50.560
‫وقتی اولین بار اینجا رو پیدا کردیم،
‫کروکودیل‌ها همه جای ساحل اون طرف بودن

51:50.560 --> 51:53.360
‫و حالا من چندین ساعته که اینجام
‫و حتی یکی هم نیست.

51:54.960 --> 51:56.400
‫بعد از یک هفته،

51:56.400 --> 51:59.520
‫مارک و ویکی به پیدا کردن
‫کروکودیل غالب‌شون نزدیک‌تر نشدن.

52:00.600 --> 52:04.320
‫اما حداقل خبرها در مورد
‫کل‌های یالدار مثبت‌تر بود.

52:04.320 --> 52:06.640
‫۵۵ کیلومتر. دارن نزدیک می‌شن.

52:06.640 --> 52:09.760
‫برگردیم به رودخانه،
‫انگار روز از نو روزی از نو بود.

52:11.000 --> 52:12.920
‫کروکودیل‌ها موجوداتِ یا هیچی یا همه‌چیز هستن.

52:14.440 --> 52:16.680
‫و متأسفانه یک روز دیگه هم
‫هیچی نشد.

52:17.720 --> 52:21.520
‫بدون هیچ نشانه‌ای از حرکت، ساعت‌ها
‫تماشای کروکودیل‌های بی‌حرکت

52:21.520 --> 52:23.600
‫داشت اثر خودش رو می‌ذاشت.

52:25.640 --> 52:27.440
‫مثل تماشای خشک شدن رنگه.

52:32.720 --> 52:34.520
‫خب، این بی‌فایده بود.

52:34.520 --> 52:35.800
‫کاملاً بی‌فایده.

52:37.680 --> 52:39.240
‫کروکودیل‌ها اصلاً نیومدن.

52:39.240 --> 52:42.480
‫تیم نیاز به یک تغییر داشت

52:42.480 --> 52:44.920
‫و پایین اومدن آب
‫به نظر فال نیکی بود.

52:45.960 --> 52:48.760
‫این چیزیه که سیلاب‌ها برای ما
‫به جا گذاشتن - فک پایین یک کروکودیل.

52:48.760 --> 52:50.800
‫و به این نگاه کنین.
‫یعنی... سنگینه.

52:50.800 --> 52:53.680
‫این مال یک کروکودیلی بوده
‫که باید حداقل پنج متر باشه.

52:56.160 --> 52:57.720
‫و اون‌ها اون پایینن.

52:57.720 --> 53:00.360
‫زیاد نزدیک آب نشو، عزیزم.

53:00.360 --> 53:02.600
‫از دیدن فک زیادی هیجان‌زده شدم!

53:05.360 --> 53:06.880
‫و با پایین اومدن آب،

53:06.880 --> 53:10.080
‫هیجان بالاخره در بین
‫کروکودیل‌ها هم بالا می‌رفت.

53:16.640 --> 53:18.640
‫خب، امروز صبح خیلی متفاوت بود.

53:18.640 --> 53:21.400
‫واقعاً حس می‌شد که
‫یک انرژی‌ای اونجا هست...

53:23.200 --> 53:25.360
‫...که هفته‌ها بود وجود نداشت.

53:25.360 --> 53:29.960
‫و طولی نمی‌کشه که تیم
‫کروکودیل غالب خودش رو پیدا می‌کنه.

53:29.960 --> 53:34.480
‫نر بزرگ قلمروطلب، که امیدواریم
‫بیشتر شکارها رو انجام بده،

53:34.480 --> 53:36.320
‫امروز صبح خیلی فعال بوده.

53:36.320 --> 53:39.440
‫داشته خودنمایی می‌کرده،
‫واقعاً در این محدوده گشت می‌زده.

53:41.960 --> 53:44.040
‫با تمرکز روی یک کروکودیل بزرگ،

53:44.040 --> 53:46.880
‫تنها چیزی که الان نیاز داشتن
‫کل‌های یالدار بودن.

53:48.240 --> 53:52.240
‫مارک و ویکی به آسمان می‌رن
‫تا پیشرفتشون رو بررسی کنن.

53:52.240 --> 53:54.600
‫نگاه کن، تا جایی که چشم کار می‌کنه...

53:54.600 --> 53:57.240
‫کروکودیل‌ها شاید بالاخره یه چیزی بخورن.
‫عالیه، ویک.

53:58.880 --> 54:03.320
‫کل‌های یالدار بالاخره کمتر از
‫یک روز با گرومتی فاصله داشتن.

54:07.800 --> 54:11.600
‫مارک و ویکی در دو طرف
‫رودخانه موضع می‌گیرن.

54:11.600 --> 54:14.080
‫(در گوشی): می‌تونیم کل‌های یالدار رو ببینیم

54:14.080 --> 54:15.920
‫که دارن سعی می‌کنن بیان پایین،

54:15.920 --> 54:18.240
‫اما خیلی مضطربن.

54:18.240 --> 54:21.320
‫بعد از این همه انتظار طولانی،
‫زمان پراسترسیه.

54:23.840 --> 54:26.280
‫موفقیت برای تیم و کروکودیل

54:26.280 --> 54:28.520
‫به واکنش‌های
‫در کسری از ثانیه بستگی داره.

54:40.760 --> 54:44.160
‫برای کروکودیل بزرگ،
‫اولین تلاش با شکست تموم می‌شه.

54:45.320 --> 54:48.800
‫همدلی با حیواناتی که
‫شکار می‌شن خیلی راحته،

54:48.800 --> 54:51.680
‫اما باید بگم که،
‫در این مورد...

54:53.080 --> 54:55.920
‫...همدردی من کاملاً با
‫کروکودیل‌هاست.

54:55.920 --> 54:58.800
‫ما همین الان دیدیم که چطور،
‫در ماه گذشته،

54:58.800 --> 55:00.400
‫اون‌ها هیچی برای خوردن نداشتن

55:00.400 --> 55:03.000
‫و این چیزیه که در یک سال گذشته
‫تجربه کردن.

55:05.480 --> 55:10.040
‫و چند روزی طول می‌کشه
‫تا کل‌های یالدار برگردن.

55:10.040 --> 55:12.080
‫ساعت ۱۲ ظهره.

55:12.080 --> 55:15.440
‫خیلی گرمه،
‫اما دوباره صدای کل‌های یالدار رو می‌شنوم.

55:18.040 --> 55:19.960
‫یه بچه داره یه کم
‫جلوتر می‌ره تو آب.

55:19.960 --> 55:21.720
‫یالا...

55:23.360 --> 55:25.400
‫یه اتفاقی باید بیفته.

55:25.400 --> 55:27.200
‫آره، الان حسابی رفته اون تو.

55:28.720 --> 55:30.440
‫کروکودیل درست کنارشه.

55:32.000 --> 55:34.200
‫وای خدای من، می‌تونی کروکودیل رو
‫زیر سطح آب ببینی.

55:34.200 --> 55:37.160
‫فقط می‌تونی موج آب
‫و اون شکل تیره رو ببینی.

55:37.160 --> 55:39.080
‫و حمله کرد! اوه!

55:40.280 --> 55:41.520
‫اوف!

55:43.880 --> 55:46.400
‫و دوباره از دستش داد.

55:46.400 --> 55:49.040
‫آره، در این زمان از سال،
‫این براشون حیاتیه.

55:49.040 --> 55:51.760
‫اگه الان غذا نخورن،
‫اونوقت تو وضعیت خیلی بدی قرار می‌گیرن.

55:55.200 --> 55:56.880
‫اوه، دارن میان.

55:56.880 --> 55:58.280
‫معصومیت تشنه.

56:01.120 --> 56:02.760
‫یالا بچه‌ها. این بهتره.

56:02.760 --> 56:05.120
‫یالا، می‌تونید انجامش بدید.

56:05.120 --> 56:09.040
‫دوتا اونجا هستن، دارن روی زانوهاشون
‫کنارشون میان پایین.

56:10.560 --> 56:12.520
‫یالا، می‌تونی انجامش بدی.

56:12.520 --> 56:15.160
‫فقط یک قدم دیگه جلوتر.

56:15.160 --> 56:16.960
‫این تمام چیزیه که اون کروکودیل لازم داره.

56:18.000 --> 56:19.040
‫اوه، آره، آره.

56:19.040 --> 56:20.600
‫بجنب...

56:20.600 --> 56:21.840
‫حمله کرد!

56:26.920 --> 56:28.960
‫خب، فوق‌العاده بود.
‫یعنی، فقط...

56:28.960 --> 56:31.080
‫یهو اتفاق افتاد.

56:31.080 --> 56:34.680
‫فهمیدن اینکه کروکودیل‌ها زیر آب
‫کجا بودن یه کابوس بود!

56:34.680 --> 56:36.680
‫خیلی پرهیجان بود.

56:36.680 --> 56:38.560
‫یک لحظه پیش، هیچی نبود.

56:38.560 --> 56:41.560
‫و لحظه‌ی بعد، ساحل پر از
‫کل‌های یالدار بود و بعد...

56:41.560 --> 56:43.200
‫یکی شکار شد.

56:47.040 --> 56:48.480
‫ولی گرفتمش!

56:52.720 --> 56:56.160
‫قسمت بعد، شکار در شمال یخ‌زده،

56:56.160 --> 56:58.120
‫قطب شمال، ادامه داره.

57:00.040 --> 57:03.840
‫یکی از سخت‌ترین مکان‌های روی زمین
‫برای امرار معاش.

57:05.920 --> 57:10.520
‫برای موفقیت در اینجا، یک شکارچی
‫باید از معدود اوقات خوب بهره‌برداری کنه...

57:12.040 --> 57:14.360
‫...تا بتونه روزهای بد رو تحمل کنه.

57:15.384 --> 57:23.384
www.Doostihaa.com
