WEBVTT

00:38.121 --> 00:48.121
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:48.146 --> 00:54.062
‫می‌دونم که خبر خیلی بدیه،
‫ولی بفهمید که قابل درمانه.

00:55.646 --> 00:58.729
‫شرایطتون جدی، اما قابل درمانه.

01:00.271 --> 01:02.145
‫- درسته، هم...
‫- بله؟

01:04.230 --> 01:06.062
‫- می‌شه یه سوالی بپرسم؟
‫- حتما. البته.

01:06.271 --> 01:09.187
‫درمانش...

01:10.230 --> 01:13.104
‫باید مرخصی استعلاجی بگیرم؟

01:13.230 --> 01:17.729
‫آره، نه فورا، ولی حین درمان باید بگیرید.

01:18.771 --> 01:22.062
‫درمان یعنی، مصرف قرص؟

01:22.188 --> 01:28.104
‫نه، یا جراحی و یا پرتودرمانی،
‫که هر دو عوارض خودشون رو دارن.

01:28.230 --> 01:30.729
‫اگه چیزی رو متوجه نشدید بگید.

01:30.855 --> 01:35.895
‫جراحی یعنی برداشتن پروستاتتون
‫ که باعث عقیم شدن می‌شه.

01:36.063 --> 01:39.854
‫که البته پرتودرمانی هم باعث همین می‌شه.

01:39.980 --> 01:42.729
‫هر دو شیوه روی نعوظتون تاثیر خواهند داشت.

01:42.896 --> 01:47.062
‫البته می‌شه کمی با تمرین بهترش کرد.

01:47.188 --> 01:51.187
‫ولی احتمالا دیگه مثل قبل نعوظ نخواهید داشت.

01:52.146 --> 01:56.604
‫بی‌اختیاری هم یکی دیگه از عوارض شایعش هست،
‫البته خیلی‌ها هم بهش مبتلا نشدن.

01:56.771 --> 02:01.854
‫پیشنهاد من جراحی هستش،
‫ولی خب تصمیم با خودتونه.

02:04.355 --> 02:07.062
‫خیلی از مردها بالاخره به
‫چنین چیزی دچار می‌شن.

02:07.271 --> 02:13.479
‫اگه بیمار سنش بالا باشه گاهی‌اوقات
‫ درمانش نمی‌کنیم، ولی سن شما بالا نیست.

02:13.646 --> 02:18.520
‫بهتره یکم بهش فکر کنید.

02:18.646 --> 02:23.729
‫در حال حاضر سوالی دارید؟
‫هر سوالی بود من هستم.

02:26.063 --> 02:27.729
‫نه.

02:27.896 --> 02:31.729
‫[چهارشنبه، ششم اوت]

02:33.146 --> 02:36.062
‫- می‌شه یه سوالی بپرسم؟
‫- البته.

02:37.146 --> 02:41.937
‫- مطمئن نیستم کامل متوجه‌اش شده باشه.
‫- جدا؟

02:42.146 --> 02:44.937
‫- تو اینطور فکر نکردی؟
‫- نه؟

02:45.146 --> 02:49.104
‫خب خیلی کم پیش نمیاد که بیمار نتونه...

02:49.271 --> 02:51.937
‫شاید از حد معمول بیشتر باشه.

02:52.146 --> 02:56.020
‫خیلی سوالی نداشت، ولی اینطور
‫ نیست که معمولی نباشه.

02:57.146 --> 03:00.020
‫مریض بعدی؟

03:01.771 --> 03:04.937
‫جواب بده لطفا. چی گفت بهت؟

03:05.146 --> 03:07.937
‫نمی‌شه بدون جواب بفرستنت بری که.

03:08.146 --> 03:11.437
‫- بیورن هولم؟
‫- چیکار باید بکنن؟

03:11.646 --> 03:17.979
‫خب نمی‌دونم، ولی... بدخیم که نیست، هست؟

03:18.146 --> 03:22.354
‫گمونم. دقیقا متوجه نشدم چی گفت.

03:22.521 --> 03:25.312
‫- نپرسیدی؟
‫- باید مرخصی استعلاجی بگیرم.

03:25.521 --> 03:28.145
‫تا وقتی جوابت رو نگرفتی باید بپرسی!

03:29.480 --> 03:31.354
‫- بیا لطفا.
‫- چرا؟

03:31.480 --> 03:33.812
‫یه نفر رو باید ببینی.

03:36.521 --> 03:38.145
‫- می‌رم می‌پرسم.
‫- نه.

03:38.271 --> 03:40.395
‫- آره.
‫- نه.

03:43.063 --> 03:46.770
‫می‌شه به هر دوشون بگی برگردن داخل؟

03:50.146 --> 03:52.729
‫- سلام.
‫- چطورین؟

03:52.938 --> 03:55.687
‫[سکس، رویاها و عشق]

03:55.896 --> 03:58.354
‫[رویاها و عشق]

03:59.146 --> 04:01.979
‫[عشق]

04:13.188 --> 04:16.895
‫تمام آثار هنری‌ای که اینجا می‌بینیم
‫حرفی واسه گفتن دارن.

04:17.063 --> 04:19.854
‫به نظرم ضروریه که...

04:20.063 --> 04:25.937
‫دکوراسیون ساختمان شهرداری رو به عنوان
‫ پیامی به ما مردم اسلو ببینیم.

04:26.146 --> 04:29.854
‫و با در نظر گرفتن همین، خواهید دید...

04:30.063 --> 04:33.645
‫که ساختمان ارزش‌های انسانی
‫رو نمایان می‌کنه.

04:33.813 --> 04:35.812
‫به عنوان مثال اون کتیبه...

04:36.021 --> 04:38.687
‫صورت‌های فلکی مختلف زنان و
‫کودکان رو نشون می‌ده.

04:38.896 --> 04:41.312
‫سمت چپ، زنی تنها با فرزندش.

04:41.521 --> 04:44.604
‫و در کنارش، دو زن با یک بچه.

04:44.813 --> 04:49.979
‫برداشت من از این تایید سرپرستی مادرهای
‫تنها و سرپرستی کودک بین هم‌جنسان هست.

04:50.188 --> 04:55.604
‫و واضح‌تر بگم، قطعا ادای احترام شهرداری
‫به همجنس‌گرایی هستش.

04:55.813 --> 05:00.770
‫عالی نیست؟ راستی این دوستم ماریان هستش.

05:00.938 --> 05:06.145
‫اگه خواستید می‌تونید بیایید پیشمون.
‫بریم مثال‌های بهتری روی دیوار غربی ببینیم.

05:06.646 --> 05:10.178
«مترجم: «تارخ علی‌خانی

05:10.203 --> 05:19.098
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

05:19.396 --> 05:22.687
‫توی این کشور ما عاشق
‫دستاوردهای ورزشی هستیم.

05:22.855 --> 05:27.354
‫واسه همین عاشق اینم که
‫ورزشی که انتخاب کردن...

05:27.521 --> 05:31.770
‫ورزشیه که تا حدودی زنانگی رو در بر می‌گیره.

05:31.938 --> 05:34.229
‫یعنی اسکیت‌سواری!

05:37.480 --> 05:41.937
‫- اینجا نماد اسلو رو می‌بینیم.
‫- دختر اسلو.

05:42.146 --> 05:44.687
‫یا به قول خودم «زن اسلو».

05:44.896 --> 05:48.854
‫ببینین چطوری ایستاده و
‫ تماشا می‌کنه و گوش می‌کنه.

05:49.063 --> 05:52.145
‫به شهرش می‌نگره، به نظرم واقعا قشنگه.

05:54.688 --> 05:57.604
‫این سمت بهتون دو مجسمه رو نشون می‌دم...

05:57.813 --> 06:03.229
‫که با بقیه تفاوت دارن.
‫ماهی‌گیران از نیلز فلاکستاد.

06:03.438 --> 06:06.937
‫که نمایان‌گر مهم‌ترین صنعت اسلو هستش.

06:07.146 --> 06:13.020
‫ولی نباید فراموش کنیم که ماهی‌گیر
‫همچنین نماد باستانی‌ای از مسیح هستش.

06:13.230 --> 06:17.854
‫واسه همین دوست دارم بهش به چشم مجسمه‌ای
‫از مسیح بخشنده و مهربان نگاه کنم...

06:18.063 --> 06:23.479
‫که دستش رو بالا برده و به تمام
‫ شهروندهای اسلو برکت می‌ده.

06:23.688 --> 06:28.229
‫و هر چیزی که شامل رویاها
‫و نگرانی‌هاشون می‌شه...

06:28.438 --> 06:34.979
‫همچنین نیازهاشون، نه فقط نیازهای جنسی، که
‫ دوست دارم این یکی مجسمه رو به اون ربط بدم.

06:35.146 --> 06:40.854
‫این تنها مجسمه‌ایه که واضح
‫ به مسائل جنسی می‌پردازه.

06:41.688 --> 06:43.979
‫همنشینی‌ای بین یه نفر رو می‌بینیم.

06:44.188 --> 06:47.479
‫زوجی در سمت راست و مردی مجرد در سمت چپ.

06:47.688 --> 06:51.479
‫دیدارشون همراه با کشش جنسی هستش.

06:51.688 --> 06:53.374
‫مشخصا اتفاقی داره...

06:53.424 --> 06:56.645
‫بین زن و مرد در سمت راست رخ می‌ده...

06:56.813 --> 06:59.437
‫ولی اگه حواستون به مرد سمت راست باشه...

06:59.646 --> 07:04.520
‫می‌بینید که نگاه اون هم به مرد دیگر هستش؟

07:04.688 --> 07:09.437
‫حالا دست‌هاش رو ببینین که
‫ جلوی قسمت شرمگاهیش رو گرفته.

07:09.646 --> 07:14.895
‫این به چه معنیه؟ پایانش همراه با
‫ آمیختگی جنسی اون سه نفره؟

07:15.063 --> 07:18.604
‫یعنی به زبان ساده یک سکس سه نفره؟
‫چنین اتفاقاتی رخ می‌دن.

07:18.813 --> 07:21.604
‫ملت نیازها و ترجیحات جنسی مختلفی دارن...

07:21.813 --> 07:27.729
‫که مسیح ازشون اطلاع داره و
‫ اون رو بخشی از خلقت می‌بینه.

07:27.855 --> 07:30.145
‫چیزی که مخصوصا از نظر من جالبه اینه که...

07:30.313 --> 07:35.104
‫چنین نقطه‌ی برجسته‌ای نمای بیرونی ساختمان
‫شهرداریمون به مسائل جنسیتی اختصاص داده شده.

07:35.271 --> 07:37.729
‫از نظر من خیلی تاثیرگذار و بافکرانه‌ست.

07:37.896 --> 07:41.937
‫- ولی یکم تنگ نیست؟
‫- چطور؟

07:42.146 --> 07:45.854
‫آخه خیلی به نظر سخت میاد...

07:46.063 --> 07:51.729
‫این قراره ستون جشن سالگرد
‫ صد سالگی اسلو باشه.

07:51.896 --> 07:55.229
‫یه جشن ملیه، همراه با ذوق و دورهمی...

07:55.438 --> 08:01.604
‫بله، و کلی رویداد با همین مضمون
‫سرتاسر شهر در نظر گرفتیم.

08:01.813 --> 08:03.549
‫تا روزها ادامه دارن.

08:03.599 --> 08:06.604
‫آره، پروسه‌ی در جریانیه که ما...

08:06.813 --> 08:10.187
‫دقیقا چه چیزی توی تصوراتتون هستش؟

08:10.396 --> 08:14.604
‫وقتی ندونیم روی چه چیزی کار می‌کنیم
‫در نظر گرفتن بودجه سخت می‌شه.

08:14.813 --> 08:17.479
‫پیشنهادات واضحی داریم...

08:17.688 --> 08:20.437
‫ولی فقط یه روز نیست.

08:20.646 --> 08:22.854
‫قراره شامل همه بشه.

08:23.063 --> 08:27.479
‫قطعا! واسه همه‌ست!
‫ولی آخه «همه» شامل کی می‌شه؟

08:27.688 --> 08:29.187
‫مگه «همه» ما نیستیم؟

08:29.396 --> 08:33.062
‫چیزهای مناسب خانم‌ها و آقایان متفاوتن...

08:33.271 --> 08:35.562
‫و در کنار هم «همه» هستیم.

08:35.896 --> 08:37.812
‫فردا می‌بینمتون.

08:39.271 --> 08:40.312
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

08:40.521 --> 08:41.929
‫- خوب پیش نرفت.
‫- رفت!

08:41.938 --> 08:46.604
‫نه، خوب پیش نرفت. بریم یه جایی قهوه بخوریم؟

08:46.813 --> 08:48.604
‫مگه نباید به قایق برسیم؟

08:48.813 --> 08:51.512
‫لزومی نداره تا دو ساعت دیگه نسوددن باشیم.

08:51.562 --> 08:52.770
‫کلی وقت داریم.

08:54.355 --> 08:58.520
‫- فکر خودت بودن.
‫- آره، ارائه من بود.

08:58.688 --> 09:03.520
‫همه ایده‌هاشون رو ارائه می‌دن،
‫بعد با هم تصمیم می‌گیریم.

09:03.688 --> 09:07.770
‫و مشخصا یه شرکت مشاوره هست
‫ که پیشنهادی داره.

09:07.938 --> 09:10.937
‫ولی باید در جهت نیازهای مردم باشه.

09:11.146 --> 09:12.937
‫اینطور فکر می‌کنی؟

09:13.146 --> 09:16.604
‫- من؟ خودت هم اینطور فکر می‌کنی.
‫- جدا؟ چطور؟

09:16.771 --> 09:18.979
‫وقتی واسه این شغل درخواست دادم گفتی...

09:19.146 --> 09:24.312
‫«کار کردن واسه شهرداری فرصتی
‫ واسه کمک کردن به مردمه.»

09:24.521 --> 09:26.729
‫- من گفتم؟
‫- آره.

09:26.938 --> 09:30.562
‫- داشتی از شغلت حرف می‌زدی؟
‫- شاید.

09:30.771 --> 09:32.645
‫«شاید»...

09:33.771 --> 09:36.770
‫خیلی بدون فکر حرف می‌زنی ماریان.

09:36.771 --> 09:40.562
‫«وقتی اسمم رو میاری از لذت لبریز می‌شم...

09:40.771 --> 09:45.562
‫که بلدی اسمم چیه.»
‫یادته اینو واسم نوشتی؟

09:45.771 --> 09:48.562
‫آره، معلومه.

09:48.771 --> 09:52.187
‫یه جمله از رگنار هاولنده.
‫ چی شد که یهویی یادش افتادی؟

09:52.396 --> 09:55.062
‫نمی‌دونم. احتمالا بخاطر
‫ این که گفتی «ماریان».

09:55.271 --> 09:57.479
‫بازم از امشب واسم بگو.

09:57.688 --> 10:01.229
‫امشب از این قراره که...

10:01.438 --> 10:06.062
‫یه گروه جمع کردم که روی جزئیات کار کنن.

10:06.271 --> 10:09.354
‫یه آهنگساز هست، یه معمار...

10:09.521 --> 10:12.270
‫یه طراح رقص، و ما...

10:12.438 --> 10:15.604
‫و زمین‌شناس چی؟ می‌دونه منم میام؟

10:15.813 --> 10:17.687
‫آره معلومه.

10:19.730 --> 10:22.729
‫راجع بهش خیلی حس خوبی دارم.

10:22.896 --> 10:26.645
‫احتمالا صرفا تصورات خودمه،
‫ولی به نظرم موفق خواهی شد.

10:26.813 --> 10:28.187
‫موفق شدن...

10:28.396 --> 10:32.854
‫و از اون‌ جایی که فرصتیه که با
‫ بقیه‌ی آدم‌های اونجا آشنا بشی...

10:33.063 --> 10:35.136
‫انقدر هم بد نیست دیگه...

10:35.186 --> 10:37.979
‫ولی می‌خوام با خیلی‌ها آشنا بشم.

10:38.146 --> 10:41.520
‫- چی، چطوری؟
‫- نه، من فقط...

10:41.688 --> 10:46.854
‫راستش نمی‌فهمم که...
‫ آخه انگار خیلی واسه تو مهمه.

10:47.063 --> 10:49.979
‫- که با کسی آشنا بشی؟
‫- اوهوم.

10:50.188 --> 10:51.812
‫نه.

10:52.896 --> 10:55.145
‫نه، موضوع این نیست.

10:56.688 --> 10:59.104
‫- نه، این نیست.
‫- نیست؟

10:59.271 --> 11:02.687
‫آخه اینطوری نیست که بگم دلم واسه
‫ دوست‌پسر داشتن تنگ شده، نکنه می‌گم؟

11:02.813 --> 11:04.729
‫نه، نمی‌گی.

11:04.896 --> 11:08.895
‫احتمالا صرفا از دیدگاه خودم می‌بینمش.

11:10.146 --> 11:13.520
‫خیلی در مورد دیدن بقیه استرس می‌گیرم.

11:13.688 --> 11:16.729
‫ولی تو گفتی با دیدن بقیه مشکلی نداری.

11:16.896 --> 11:19.479
‫آره، ندارم.

11:19.688 --> 11:23.270
‫ولی وقتی گفتی خیلی استرس داری
‫ که کسی رو پیدا نکنی...

11:23.438 --> 11:26.979
‫راجع به چی استرس داشتی؟

11:27.146 --> 11:29.770
‫واقعا نمی‌دونم.

11:29.938 --> 11:34.229
‫قبلا عاشق تنهایی بودی.

11:36.938 --> 11:41.729
‫بخاطر امنیتیه که رابطه میاره؟

11:41.896 --> 11:44.229
‫- شاید...
‫- خیلی بهش فکر کردم.

11:44.396 --> 11:46.979
‫من توی زندگی احساس ناامنی ندارم.
‫تو هم نداری.

11:47.105 --> 11:48.479
‫نه.

11:48.688 --> 11:52.895
‫خب عاشق متاهلم بودنم.

11:53.063 --> 11:55.562
‫نسبت به تو در این مورد ساده‌ترم.

11:57.146 --> 12:01.479
‫بعد هفت، هشت سال زندگی توی اون آپارتمان،
‫تصمیم گرفتی یه میز واسه کنار تخت‌خواب بخری؟

12:01.688 --> 12:03.937
‫اصلا به فکرم خطور نکرده بود.
‫از کجا می‌تونم بخرم؟

12:04.146 --> 12:08.937
‫فروشگاه آی‌کا‌ای‌‌آ گمونم. یا یه دونه
‫ دسته‌ دوم از اینترنت بخر. چه مدلی می‌خوای؟

12:09.105 --> 12:11.937
‫باید ارتفاعش کم باشه که به تخت بیاد.

12:12.146 --> 12:14.437
‫- دو تا لازم می‌شه.
‫- نه.

12:14.605 --> 12:18.479
‫نمی‌شه تخت دو نفره باشه و
‫یکی میز کنارش باشه که، غم‌انگیزه.

12:18.688 --> 12:20.729
‫که چی بابا؟ چرا غم‌انگیز باشه؟

12:20.938 --> 12:23.937
‫دو تا خریدن این‌طوری نیست که...

12:24.105 --> 12:28.312
‫سلام! تو هم می‌ری مهمونی؟

12:28.521 --> 12:30.937
‫- مهمونی؟
‫- بیشتر دورهمیه.

12:31.105 --> 12:34.937
‫- یا یه جلسه انگیزشی.
‫- خیلی‌خب، من می‌رم خونه.

12:35.105 --> 12:37.632
‫نسوددن زندگی می‌کنی؟ خبر نداشتم.

12:37.682 --> 12:40.937
‫نه نمی‌کنم، صرفا اینجا یه جا اجاره کردم.

12:41.105 --> 12:43.729
‫تابستون قراره اونجا باشم.

12:43.938 --> 12:46.120
‫هایدی، دوستمه، و تور هم همکارم.

12:46.170 --> 12:46.937
‫خوشوقتم.

12:47.105 --> 12:50.812
‫- خوش بگذره پس.
‫- حتما.

12:51.021 --> 12:53.020
‫- فردا می‌بینمت؟
‫- حتما. خداحافظ.

12:55.146 --> 12:57.937
‫- دکتره؟
‫- نه، پرستاره.

12:58.146 --> 13:02.020
‫- باید یه آینه پیدا کنم.
‫- من می‌رم بیرون پس.

13:10.938 --> 13:12.562
‫سلام.

13:25.646 --> 13:29.604
‫نمی‌شه واقعا اعتماد کرد که ملت
‫ متوجه منظور حرف‌هات شدن.

13:29.813 --> 13:33.604
‫کل روز داشتم به اون بیمار فکر می‌کردم.

13:33.813 --> 13:39.354
‫- خوشحالم که فهمیدی.
‫- خب منو یاد بابام انداخت.

13:39.563 --> 13:43.145
‫- خودمم گاهی اینطوریم.
‫- جدا؟

13:43.313 --> 13:50.145
‫خب پیش میاد که جرئت نداشته باشم
‫سوال بپرسم که یه وقت احمق جلوه نکنم.

13:50.313 --> 13:54.104
‫- آهان. اهل کجایی؟
‫- هوبول، توی شهرستان اوستفولد.

13:54.313 --> 13:57.854
‫- توی مزرعه بزرگ شدی؟
‫- نه، ولی مامانم چرا.

13:58.063 --> 14:00.854
‫- که اینطور.
‫- ولی مزرعه‌دار نبودن.

14:01.063 --> 14:04.854
‫عادی بودن. بابام توی کار ساخت‌وساز بود.

14:05.021 --> 14:08.187
‫- و تو هم پرستار شدی.
‫- آره، در نهایت دیگه.

14:08.396 --> 14:12.145
‫فکرش رو نمی‌کردم از هوبول
‫ یا اصلا اوستفولد باشی.

14:12.355 --> 14:16.187
‫چرا؟ چون خوش‌قیافه‌ام؟

14:16.396 --> 14:19.687
‫- از نظرت خوش‌قیافه‌ای؟
‫- شوخی کردم.

14:19.896 --> 14:23.979
‫ولی چند باری که بیرون بودم بهم گفتن.

14:23.980 --> 14:24.979
‫نه، واقعا؟

14:25.146 --> 14:28.562
‫«انقدر خوش‌قیافه‌ای بهت
‫ نمیاد از اوستفولد باشی.»

14:28.771 --> 14:30.928
‫واقعا ملت چنین چیزی گفتن؟

14:30.978 --> 14:34.562
‫نه. یا آره، یه چند باری شده.

14:34.896 --> 14:38.562
‫شاید بخاطر لهجه‌ست. نمی‌شه جدی گرفتش.

14:38.771 --> 14:41.604
‫- مشخص نیست از اوستفولد باشه.
‫- نه.

14:41.605 --> 14:42.720
‫سعی می‌کنم مخفیش کنم.

14:42.730 --> 14:45.395
‫ما هم مشخص نیست از دوکا ایم.

14:45.730 --> 14:49.562
‫- نه، فکر نکنم.
‫- دوکا؟ کجا هست؟

14:49.896 --> 14:54.645
‫خیلی از گیوویک دور نیست.
‫بین گیوویک و فاگرنس.

15:05.813 --> 15:08.229
‫- کلبه‌ات کجاست؟
‫- اونجا.

15:08.438 --> 15:11.520
‫- همون قرمز کوچیکه؟
‫- آره، همون اولی.

15:11.688 --> 15:14.770
‫- درست کنار اسکله قایق‌ها.
‫- آره.

15:17.063 --> 15:19.604
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

15:26.938 --> 15:29.729
‫- وای، این یکی؟
‫- آره.

15:29.938 --> 15:33.812
‫- چه خونه‌ای، حتما پولداره.
‫- پولدار؟

15:37.146 --> 15:39.687
‫- سلام.
‫- سلام.

15:41.146 --> 15:43.979
‫ارائه چطور پیش رفت؟ امروز بود؟

15:44.146 --> 15:46.965
‫خوب نبود. خیلی خوب حرفم رو بیان نکردم.

15:47.015 --> 15:49.104
‫نه، خیلی خوب پیش رفت.

15:49.313 --> 15:52.270
‫مطمئنم خوب پیش رفته.
‫تو عالی بیان می‌کنی.

15:52.438 --> 15:54.937
‫تقریبا به ایده‌هات حسودیم می‌شد.

15:55.146 --> 15:57.229
‫- سلام. اوله هارالد هستم.
‫- ماریان.

15:57.438 --> 16:00.937
‫پس ماریان تویی! هایدی ازت واسمون گفته بود.

16:01.146 --> 16:03.937
‫- تو بخشی از چیز نیستی...
‫- نه، من دکترم.

16:04.146 --> 16:08.937
‫همین‌طوری اومدی؟
‫چی بهشون می‌دی؟

16:09.146 --> 16:13.645
‫- آبجو و شراب. خوردنی.
‫- باربیکیو کنیم! خیلی کارش درسته.

16:13.813 --> 16:17.729
‫به من مربوط نیست. بریم دخترها،
‫بابایی جلسه داره.

16:17.938 --> 16:21.354
‫آهای... برو داخل. بقیه داخلن.

16:21.521 --> 16:25.979
‫- بریم خونه دیگه. بیا.
‫- نه!

16:26.146 --> 16:28.520
‫قبلا بهت گفتم. بابایی جلسه داره.

16:28.646 --> 16:31.354
‫- لطفا؟
‫- ول کن. یک، دو، سه!

16:31.480 --> 16:35.229
‫این روزها مفهوم «فمینیسم»
‫خیلی چیزها رو در بر می‌گیره.

16:35.438 --> 16:38.937
‫آره، انقدر پخش شده که
‫ دیگه معنیش رو از دست داده.

16:39.146 --> 16:41.854
‫- سلام!
‫- خیلی خوشحالم که اومدی.

16:42.063 --> 16:44.520
‫- سلام به همگی.
‫- اسماعیل.

16:44.688 --> 16:48.229
‫- هایدی، معمار تویی؟
‫- سلام. ایبل هستم.

16:48.438 --> 16:51.729
‫- ماریان.
‫- سلام آنا. خوشحال شدم دوباره دیدمت.

16:51.938 --> 16:55.854
‫- این ماریان.
‫- من ربطی به این قضیه ندارم.

16:56.021 --> 17:02.854
‫درسته، ناخواسته شنیدم که راجع
‫ به فمینیسم حرف زدین؟

17:03.063 --> 17:08.312
‫کنجکاوم. از نظرتون داریم
‫ نون داغ به نانوا می‌فروشیم؟

17:08.521 --> 17:12.437
‫- مطمئن نیستم، بستگی داره...
‫- بستگی داره دیدت بهش چی باشه.

17:12.646 --> 17:16.937
‫دیشب مامانم بهم زنگ زد
‫ و در این مورد بهش گفتم.

17:17.146 --> 17:22.062
‫بهش گفتم پروژه‌ی شهرداریه،
‫ ولی با بخش فمینیسمش کنار نمیاد.

17:22.230 --> 17:27.062
‫می‌گه ربطی به اون نداره. داره سعی می‌کنه
‫ یه پرستار سرخانه پیدا کنه.

17:27.271 --> 17:32.812
‫ولی بلد نیست چطوری درخواست بده،
‫الکی بهشون زنگ می‌زنه که خیلی...

17:33.021 --> 17:36.104
‫پس به نظرت باید با بهتر کردن
‫خدمات و راه‌حل‌ها...

17:36.271 --> 17:40.062
‫سالگرد رو جشن بگیریم؟

17:40.271 --> 17:46.062
‫- این دو تا با هم در تضاد نیستن.
‫- نه، اصلا.

17:46.271 --> 17:52.062
‫- تو کارمند شهرداری هستی؟
‫- آره، بخش فرهنگ.

17:52.271 --> 17:57.062
‫و رهبر پروژه سالگرد هم هستن.

17:57.271 --> 17:59.944
‫درس تاریخ خوندم.

17:59.994 --> 18:04.062
‫پایان‌نامه دکترام هم خیلی خوب بوده.

18:04.271 --> 18:08.062
‫- عه، ایول!
‫- در مورد تاریخ مد نوشتم.

18:08.271 --> 18:12.562
‫- در چه مورد؟
‫- پر اسپوک. اسمش رو شنیدی؟

18:12.771 --> 18:16.062
‫سلام، این...

18:16.271 --> 18:18.062
‫آره. سلام.

18:18.271 --> 18:22.062
‫بله، این... می‌شه... نه؟

18:22.271 --> 18:26.062
‫همون‌طور که توی ایمیل گفتم...

18:26.271 --> 18:31.187
‫سعی داشتم این جلسه انگیزشی یا عملی باشه.

18:32.271 --> 18:35.062
‫خیلی مشابه‌ان، الان فهمیدم.

18:35.271 --> 18:43.062
‫اگه اصولی شروع کنیم،
‫یعنی از شروعش...

18:43.271 --> 18:46.937
‫و از اونجایی که همسایه عزیزی
‫دارم که زمین‌شناسه...

18:47.146 --> 18:50.020
‫به این فکر افتادم...

18:50.188 --> 18:54.604
‫که شاید این دیدگاه افکار جدیدی رو رقم بزنه.

18:54.771 --> 18:57.062
‫- نمی‌دونم که شما...
‫- هم، بله؟

18:57.271 --> 19:00.187
‫قصد داشتم چند کلمه...

19:00.355 --> 19:05.562
‫راجع به ساختار زمین‌شناسی شهر حرف بزنم.

19:05.771 --> 19:09.145
‫و اگه تونستم نظرتون رو جلب کنم ادامه بدم.

19:10.688 --> 19:12.937
‫پیشنهاد می‌کنم بریم روی پشت‌بوم...

19:13.146 --> 19:19.729
‫که نما بهتره. از اونجا
‫کل شهر رو می‌تونیم ببینیم.

19:19.938 --> 19:20.729
‫چه جالب.

19:20.938 --> 19:24.895
‫- لطفا همراهم بیایید.
‫- عالی.

19:25.063 --> 19:28.854
‫پیرهنت... خیلی قشنگه.

19:29.063 --> 19:31.604
‫- عه، مرسی!
‫- منم بهش توجه کردم.

19:31.771 --> 19:34.937
‫خجالت می‌کشم. گرون‌ترین پیرهنیه که خریدم.

19:35.146 --> 19:38.645
‫حصار نیست پس لطفا بشینید.

19:38.813 --> 19:41.229
‫دوست ندارم کسی بیفته.

19:41.396 --> 19:44.729
‫- می‌شه پام رو بذارم اینجا؟
‫- حتما، چیزی نیست.

19:45.771 --> 19:49.604
‫- روی تخت کی رو داریم لگد می‌کنیم الان؟
‫- من.

19:49.813 --> 19:52.979
‫- اینجا می‌خوابی؟
‫- باید روتختی رو عوض می‌کردم.

19:53.146 --> 19:56.604
‫- نه، چرا؟
‫- نه، فقط... من اینجا بزرگ شدم.

19:56.813 --> 20:00.108
‫یعنی خونه‌ی قدیمی‌ای که اینجا بود.

20:00.158 --> 20:02.604
‫تقریبا اتاقم همین‌جا بود.

20:02.813 --> 20:06.312
‫- پس اینجا اتاق پسره‌ست.
‫- آره، اتاق پسره.

20:06.521 --> 20:09.562
‫- واست هیجان‌انگیزه؟
‫- آره، یکم.

20:10.688 --> 20:13.176
‫گمونم خودمم هیجان‌زده شده باشم.

20:13.226 --> 20:14.812
‫خیلی بزرگ نیست.

20:15.021 --> 20:19.604
‫نه ولی، اگه بخوای... جا هست.

20:19.813 --> 20:22.812
‫اگه بخوای، جا هست.

20:24.146 --> 20:25.562
‫درسته...

20:31.146 --> 20:35.979
‫می‌خوام با این شروع کنم که بگم
‫ همه‌چیز در حال فروریزشه.

20:36.146 --> 20:41.020
‫دائما. واسه همین چیزی اصولی نیست.

20:41.188 --> 20:44.187
‫ولی حقایق تاریخی‌ای داریم.

20:44.355 --> 20:47.104
‫اسم دیگ اسلو از...

20:47.271 --> 20:52.062
‫تپه‌های نوردمارگا و اکبرگ اومده
‫ که به تپه‌ها می‌رسن...

20:52.271 --> 20:54.770
‫و حالتی مثل یه دیگ به خودشون می‌گیرن.

20:54.896 --> 21:00.145
‫چیزی که امروزه بهش می‌گیم اسلو،
‫از سه نوع سنگ ساخته شده.

21:00.313 --> 21:03.770
‫یه بخش داریم که سنگ بستر هست...

21:03.896 --> 21:08.770
‫که از سنگ‌های سختی
‫مثل گنیس و گرانیت تشکیل شده.

21:08.896 --> 21:13.020
‫این بخش از اوستمارکا
‫تا اکبرگ کشیده شده...

21:13.146 --> 21:15.854
‫و به بونه‌فیوردن سرازیر می‌شه.

21:15.980 --> 21:18.354
‫بعد «مرکز» رو داریم.

21:18.480 --> 21:24.104
‫که بیشتر از سنگ‌های نرم‌تر
‫دوران کامبروسیلورین تشکیل شده...

21:24.271 --> 21:31.604
‫مثل سنگ آهک و تخته‌سنگ،
‫و کلی رسوبات و خاک رس.

21:31.730 --> 21:34.247
‫و اگه به ارتفاعات اطراف نگاه کنیم...

21:34.297 --> 21:36.104
‫مثل نوردمارکا و سورکدالن...

21:36.230 --> 21:40.854
‫بیشتر سنگ‌های آتشفشانی می‌بینیم،
‫مثل گدازه و بازالت.

21:41.021 --> 21:46.104
‫این‌ها سنگ‌هایی هستن که به اصطلاح
‫«رو به بالا میان»...

21:46.271 --> 21:49.312
‫همون‌طور معلم دبیرستان برام توضیح داد.

21:49.480 --> 21:55.312
‫و همه اینا توپوگرافی‌ای رو می‌سازن
‫که شبیه یه دیگه.

21:59.355 --> 22:04.854
‫نمی‌دونم من باید تفسیر کنم که زمین‌شناسی
‫ چه اثری رو زندگیمون داره یا نه.

22:05.063 --> 22:09.770
‫ولی آره، فکر می‌کنم جایی که راه می‌ری،
‫جایی که قدم می‌ذاری...

22:09.938 --> 22:15.604
‫و همین‌طور چیزهایی که دور و برمونه،
‫مثل ساختمون‌ها یا پوشش گیاهی...

22:15.771 --> 22:18.437
‫روی ذهنمون تاثیر می‌ذاره.

22:18.605 --> 22:23.062
‫فکر می‌کنم می‌شه اینو
‫مثل بوی لباس‌های کسی دونست...

22:23.230 --> 22:27.604
‫که از دئودورانت یا عطر
‫یا چیزهای این‌طوری استفاده نمی‌کنه.

22:28.688 --> 22:31.979
‫به اون بو واکنش نشون می‌دی.

22:32.188 --> 22:34.729
‫یه جور شخصیت داره
‫و می‌تونه به چالش بکشت.

22:34.938 --> 22:39.062
‫توی بدنت حسش می‌کنی.

22:39.271 --> 22:44.437
‫و به همون شکل، فکر می‌کنم
‫روی روحمونم اثر می‌ذاره.

22:53.938 --> 23:04.124
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

23:14.271 --> 23:18.395
‫آره، می‌تونیم بریم پایین.
‫کسی می‌خواد یکم شراب بخوره؟

23:18.521 --> 23:21.854
‫- بله، لطفا.
‫- یا چیز دیگه‌ای؟

23:22.063 --> 23:24.062
‫بریم پایین.

23:25.688 --> 23:27.562
‫مواظب سرت باش.

23:44.230 --> 23:49.062
‫وقتی معمار گفت کسی به مادرش کمک نمی‌کنه...

23:49.271 --> 23:55.062
‫وقتی خیلی چیزها درست کار نمی‌کنن،
‫کل این جشن رو...

23:55.271 --> 24:00.229
‫انگار اصلا بهش فکر نکردم.
‫که تمرکزمون باید جای دیگه باشه.

24:00.438 --> 24:03.062
‫فکر می‌کنم زیادی سختش می‌کنی.

24:03.271 --> 24:08.062
‫این که یه چیز مهم باشه
‫دلیل نمی‌شه چیز دیگه بی‌اهمیت باشه.

24:08.271 --> 24:13.062
‫دائم این پیش میاد.
‫یه ایده واقعا خاص داری...

24:13.271 --> 24:17.062
‫که کاملا مال خودته،
‫ولی بعد تردید میاد سراغت.

24:17.271 --> 24:20.062
‫- آیدا، اینطوری نمی‌شه.
‫- باید خسته‌کننده باشه.

24:20.271 --> 24:25.062
‫نمی‌تونی از مامان فرار کنی.
‫بریم خونه و یه قصه قبل خواب بخونیم.

24:25.271 --> 24:28.062
‫می‌فهمم که لازمه خوب فکر کنی.

24:28.271 --> 24:31.479
‫ مسواک زده بودی و داشتی می‌رفتی بخوابی!

24:31.688 --> 24:34.062
‫بیا بریم یه قصه بخونیم.

24:34.271 --> 24:37.062
‫- بیا بریم.
‫- سلام، سولویگ.

24:37.271 --> 24:41.604
‫- بذار کمکت کنم.
‫- چیزی نیست.

24:41.813 --> 24:46.062
‫باشه. اودا کجاست؟ تنها خونه‌ست؟

24:46.271 --> 24:49.979
‫اودا با گیر خونه‌ست. خوابیدن.

24:50.188 --> 24:52.062
‫- بیا.
‫- چیزی نیست.

24:52.271 --> 24:56.604
‫فقط من خوابم نمی‌بره.
‫بریم خونه عزیزم.

24:56.813 --> 24:59.812
‫- بیا.
‫- می‌تونه اینجا بخوابه. تو برو خونه.

25:00.021 --> 25:02.937
‫- ولی این هفته نوبت منه.
‫- نه، همینطوری می‌مونه.

25:03.146 --> 25:07.145
‫سولویگ، بیا با هم بریم خونه.
‫می‌رم کیفم رو بردارم.

25:09.271 --> 25:12.062
‫- بیرون همه‌چیز خوبه؟
‫- آره.

25:12.271 --> 25:14.145
‫هیچی براشون درست نکردی؟

25:16.271 --> 25:19.062
‫- من فقط می‌رم.
‫- کار درستی نیست، اوله.

25:19.271 --> 25:22.145
‫پای ماهی داشتیم، نه؟

25:23.271 --> 25:25.895
‫- و شراب سفید.
‫- چه عالی.

25:27.271 --> 25:30.062
‫دوست ندارم غذا رو دور بریزم.

25:30.271 --> 25:35.062
‫- آیدا، چرا نریم خونه عزیزم؟
‫- سولویگ، بریم.

25:35.271 --> 25:39.729
‫- منم دارم می‌رم.
‫- می‌تونم یه چیزی بپرسم؟

25:39.938 --> 25:43.854
‫- معلومه.
‫- هم مامانم و هم خالم سرطان داشتن.

25:44.063 --> 25:45.812
‫بله؟

25:46.021 --> 25:49.062
‫ببخشید...
‫فقط می‌خواستم بدونم...

25:49.271 --> 25:51.812
‫ببخشید! خوبم.

25:52.021 --> 25:57.062
‫فقط می‌خواستم بدونم
‫هیچ ارتباطی بین سرطان و بی‌خوابی هست؟

25:58.605 --> 26:02.615
‫هیچ مطالعه قطعی‌ای در این مورد نشنیدم.

26:02.665 --> 26:04.562
‫پس نگران نباش.

26:05.605 --> 26:08.480
‫بیا. پس می‌تونی تا قایق بری؟

26:08.530 --> 26:11.479
‫آیدا، فردا می‌بینمت. خوب بخوابی.

26:11.688 --> 26:16.479
‫- باشه، خداحافظ.
‫- قبل چهارشنبه ایمیل می‌زنم.

26:16.605 --> 26:19.520
‫- عالیه. خداحافظ!
‫- تا بعد.

26:20.605 --> 26:24.479
‫- ببخشید بابت این قضیه.
‫- نیازی به معذرت‌خواهی نیست.

26:24.605 --> 26:28.479
‫- سلام!
‫- دلم می‌خواد بیشتر حرف بزنیم.

26:28.605 --> 26:31.437
‫- منم همینطور.
‫- که بفهمم داستانت چیه.

26:31.646 --> 26:33.854
‫نمی‌دونم داستانی دارم یا نه، ولی...

26:34.063 --> 26:39.437
‫این که کی هستی.
‫به هر حال، واقعا از حرف زدن باهات لذت بردم.

26:39.646 --> 26:43.437
‫منم همینطور.
‫خب...

26:43.605 --> 26:46.312
‫- خداحافظ، موفق باشی.
‫- خداحافظ.

27:49.146 --> 27:50.187
‫- سلام.
‫- سلام.

27:50.396 --> 27:53.187
‫- داری تعقیبم می‌کنی؟
‫- سوال منم همینه.

27:53.355 --> 27:55.395
‫سه بار تو یه روز؟

27:57.146 --> 27:59.020
‫کجا داری می‌ری؟

28:00.521 --> 28:04.937
‫- بیرون شهر؟
‫- نه، بیرون نمی‌رم.

28:05.105 --> 28:07.979
‫- خب؟
‫- جایی نمی‌رم.

28:08.146 --> 28:10.937
‫- فقط سوار کشتی می‌شی؟
‫- آره.

28:11.105 --> 28:15.854
‫فقط سوار کشتی می‌شم،
‫می‌رم و برمی‌گردم. گاهی این کار رو می‌کنم.

28:16.021 --> 28:18.979
‫مهمونی چطور بود؟

28:19.146 --> 28:21.937
‫مهمونی، خب...

28:22.105 --> 28:28.062
‫در واقع خیلی ناگهانی تموم شد.
‫آره، عجیب بود.

28:29.146 --> 28:36.562
‫فقط رفتم چون هایدی می‌خواست
‫منو با یه همسایه آشنا کنه.

28:37.688 --> 28:43.979
‫و اون... خب، طلاق گرفته
‫و زنش تو خونه بغلی زندگی می‌کنه.

28:44.105 --> 28:46.562
‫- آهان.
‫- سلیقه‌ات نیست؟

28:46.771 --> 28:48.937
‫چرا، کاملا.

28:49.146 --> 28:52.020
‫شاید. ببینیم چی می‌شه.

28:53.146 --> 28:56.187
‫و تو فقط سوار کشتی می‌شی
‫ و می‌ری و برمی‌گردی؟

28:56.355 --> 29:02.562
‫آره، بعضی وقت‌ها که خوابم نمی‌بره
‫و بی‌قرارم...

29:02.771 --> 29:04.729
‫کشتی‌سواری می‌کنم.

29:05.771 --> 29:07.729
‫بیشتر برای این که...

29:07.938 --> 29:11.020
‫- برای این که دنبال مردها بگردم.
‫- خب.

29:12.980 --> 29:18.937
‫- گرایندر رو می‌شناسی؟ یا تیندر، حتما.
‫- معلومه، گرایندر رو هم می‌شناسم.

29:19.105 --> 29:23.937
‫می‌تونی ببینی کی آنلاینه
‫و کی از همه نزدیک‌تره.

29:24.105 --> 29:29.144
‫یه چیزی هست در مورد بودن
‫توی فضای بسته، مثل یه کشتی.

29:29.194 --> 29:30.937
‫می‌تونی ببینی کی اونجاست.

29:31.146 --> 29:34.729
‫و وقتی رو صفحه می‌بینیشون،
‫می‌تونی سرت رو بلند کنی.

29:34.938 --> 29:37.229
‫و شاید درست جلوت باشن.

29:37.438 --> 29:40.937
‫- امشب کسی آنلاینه؟
‫- نه، الان نه.

29:41.146 --> 29:43.937
‫- ولی پیش میاد؟
‫- معلومه. زیاد.

29:44.146 --> 29:46.937
‫خب، بعدش چیکار می‌کنی؟

29:47.146 --> 29:51.937
‫هیچی، بعضی وقت‌ها فقط.
‫شاید فقط نگاه رد و بدل کنیم.

29:52.146 --> 29:55.020
‫- یا می‌ریم روی عرشه.
‫- و سکس می‌کنین؟

29:56.146 --> 29:58.312
‫جدا؟ بیشتر فقط حرف می‌زنیم.

29:58.521 --> 30:00.729
‫شاید یه قراری بذاریم.

30:00.938 --> 30:03.312
‫برای من بیشتر هیجانشه.

30:03.521 --> 30:07.687
‫این که تو چشم یکی خیره بشی
‫و بفهمی هر دوتون تحریک شدین.

30:09.146 --> 30:12.854
‫ولی تا حالا تو کشتی نسوددن سکس داشتی؟

30:13.063 --> 30:18.687
‫چند بار. ولی مسیرش انقدر کوتاهه
‫که کار زیادی نمی‌شه کرد.

30:18.896 --> 30:19.729
‫درسته.

30:19.938 --> 30:23.520
‫- یه جورایی مثل کروزینگه.
‫- کروزینگ چیه؟

30:24.646 --> 30:26.604
‫هیچی نمی‌دونی؟

30:26.813 --> 30:32.062
‫یعنی بری جاهای خاص برای سکس اتفاقی.

30:32.271 --> 30:37.479
‫خیلی جاها هست برای کروزینگ.
‫معمولا گوشه‌های خلوت پارک‌ها یا جنگل‌ها...

30:37.688 --> 30:40.487
‫جایی که مردها می‌رن
‫تا مردهای دیگه رو ببینن.

30:40.511 --> 30:41.479
‫و سکس کنن.

30:41.688 --> 30:44.062
‫آره.

30:44.271 --> 30:50.604
‫ولی فقط این نیست.
‫توی این کشتی، بیشتر فقط حرف می‌زنیم.

30:50.813 --> 30:55.729
‫و بعضی وقت‌ها،
‫وقتی تو پارک کروزینگ می‌کنی...

30:55.938 --> 30:59.687
‫می‌شینی و بعد از سکس حرف می‌زنی.

31:01.146 --> 31:03.312
‫و اون صحبت بعد از سکس خیلی خاصه.

31:03.521 --> 31:08.812
‫چون اینا آدم‌هایین
‫که هیچی ازشون نمی‌دونی.

31:09.021 --> 31:12.854
‫شاید اسمشون رو هم ندونی.
‫شاید هیچ‌وقت هم نفهمی.

31:13.063 --> 31:17.479
‫و بودن تو یه فضای خنثی یه جور...

31:17.605 --> 31:22.479
‫- نزدیکی عجیب ولی دلنشین ایجاد می‌کنه.
‫- درسته.

31:22.688 --> 31:26.562
‫که باعث می‌شه باز شدن و حرف زدن راحت باشه.

31:26.771 --> 31:28.391
‫درباره چی حرف می‌زنین؟

31:28.441 --> 31:31.562
‫هرچی. همه جور آدم هست.

31:31.771 --> 31:35.562
‫بعضی‌ها هنوز با خودشون کنار نیومدن.

31:35.771 --> 31:39.157
‫و بعضی‌ها اصلا خودشون رو
‫گی نمی‌دونن.

31:39.207 --> 31:41.562
‫فقط از سکس با مردها لذت می‌برن.

31:41.771 --> 31:46.979
‫و بعضی‌ها خیلی غمگینن
‫و پر از عذاب وجدان.

31:47.188 --> 31:51.479
‫شاید یواشکی از شام خانوادگی یا
‫جشن بچه‌هاشون زدن بیرون...

31:51.688 --> 31:54.062
‫و لازمه راجع بهش حرف بزنن.

31:55.188 --> 31:59.187
‫بعضی‌ها فقط می‌خوان
‫راجع به علنی کردنش حرف بزنن.

32:00.146 --> 32:02.937
‫- ولی تو علنی کردی دیگه، درسته؟
‫- من؟ آره.

32:03.146 --> 32:08.479
‫برای من راحت بود.
‫ولی داستان‌های عجیب می‌شنوی.

32:08.688 --> 32:11.812
‫پدر و مادرهایی که کلا قطع رابطه می‌کنن.

32:14.146 --> 32:15.812
‫واقعا زشته.

32:25.146 --> 32:30.062
‫امشب، اون مردی که
‫می‌خواستن منو باهاش آشنا کنن، اون...

32:31.105 --> 32:36.312
‫اصلا از اون تیپ مردهایی نبود
‫که حتی بهش فکر کنم.

32:37.355 --> 32:42.187
‫بعد رفتیم روی پشت‌بومش.
‫می‌خواست یه چیزی نشونمون بده.

32:42.355 --> 32:46.645
‫و اونجا، یه دفعه یه حس نزدیکی
‫ شدیدی اومد سراغم.

32:47.688 --> 32:52.562
‫و دیگه دست‌هام رو نتونستم کنترل کنم.
‫زدم به باسنش.

32:52.771 --> 32:56.854
‫- واکنشش چی بود؟
‫- من هیچ‌وقت چنین کاری نکرده بودم.

32:57.063 --> 33:00.895
‫واکنشش؟ خب، تعجب کرد. منم همینطور.

33:01.063 --> 33:03.854
‫- ولی فکر کنم خوشش اومد.
‫- خودت خوشت اومد؟

33:04.063 --> 33:06.854
‫- آره، خوشم اومد.
‫- خب...

33:07.063 --> 33:09.854
‫چجور مردیه؟

33:10.063 --> 33:14.854
‫یه جورایی هم حقه‌بازه، هم گرم و صمیمی،
‫هم شیطونه، همه با هم.

33:15.063 --> 33:17.854
‫و چجور مردهایی تو رو تحریک می‌کنن؟

33:18.021 --> 33:22.187
‫هیچ ایده‌ای ندارم. کاملا غیرقابل پیش‌بینیه.

33:22.355 --> 33:24.854
‫و تو چی؟ چی تحریکت می‌کنه؟

33:25.063 --> 33:29.854
‫- فکر کنم یه نوع خاصی از پوست.
‫- خب؟

33:30.021 --> 33:32.854
‫خیلی سخته توضیح دادنش.

33:33.063 --> 33:36.937
‫من می‌تونم با... عرق تحریک بشم.

33:39.063 --> 33:41.854
‫پوست قسمت داخلی ران‌ها، وقتی عرق کرده...

33:42.063 --> 33:43.854
‫خب...

33:44.063 --> 33:47.854
‫من می‌تونم با کلی چیز مختلف تحریک بشم.

33:48.021 --> 33:51.854
‫می‌خوای دوباره ببینیش؟

33:52.021 --> 33:54.437
‫اون مرد اهل نسوددن رو؟
‫آره... آره؟

33:54.646 --> 33:56.687
‫یا نه؟ من...

33:57.771 --> 34:01.979
‫نمی‌دونم. این چیزها همیشه پیچیده می‌شن.

34:04.063 --> 34:07.024
‫کاش می‌شد امشب باهاش سکس کنم...

34:07.074 --> 34:08.854
‫و دیگه هیچ‌وقت نبینمش.

34:09.063 --> 34:13.312
‫چون دنبال رابطه نیستی؟

34:14.938 --> 34:17.062
‫هم آره، هم نه...

34:17.271 --> 34:20.854
‫- میز کنار تخت داری؟
‫- میز کنار تخت؟

34:21.063 --> 34:22.486
‫آره، دو تا.

34:22.536 --> 34:26.854
‫وقتی تو کلبه‌ام، گذاشتمشون انباری.

34:27.063 --> 34:28.937
‫چرا می‌پرسی؟

34:36.188 --> 34:38.979
‫- اینجا پیاده می‌شی؟
‫- اوهوم. تو می‌مونی؟

34:39.105 --> 34:40.062
‫موفق باشی.

34:40.271 --> 34:42.270
‫- مرسی.
‫- خداحافظ.

36:02.063 --> 36:02.937
‫سلام.

36:04.438 --> 36:05.812
‫سلام.

36:07.146 --> 36:08.937
‫تا حالا شب خوبی داشتی؟

36:09.146 --> 36:11.020
‫شب خوب؟

36:12.438 --> 36:14.604
‫داشتم کار می‌کردم.

36:14.813 --> 36:18.937
‫- و حالا؟ می‌ری پیش همدمت خونه؟
‫- نه.

36:19.146 --> 36:22.020
‫نه، همدمی در کار نیست.

36:23.813 --> 36:27.229
‫- چرا انقدر دیر کار می‌کردی؟
‫- یه مریض داشتم.

36:27.438 --> 36:29.854
‫- من روانشناسم.
‫- وای!

36:30.063 --> 36:33.062
‫آره، واکنش خودمم همینه.

36:33.271 --> 36:34.687
‫وای.

36:36.938 --> 36:40.062
‫خب، چطوره؟

36:40.271 --> 36:46.104
‫الان، حسش مثل کار تو کارخونه‌ست.
‫کار خط تولید.

36:46.313 --> 36:48.229
‫چجوری؟

36:48.438 --> 36:50.312
‫چجوری...

36:52.438 --> 36:54.229
‫منظورم اینه...

36:54.438 --> 36:58.729
‫اگه با این انتظار بزرگ شده باشی...

36:58.938 --> 37:05.145
‫که تو زندگی هیچ‌چیز
‫نباید دردناک یا چالش‌برانگیز باشه...

37:05.271 --> 37:08.604
‫با کوچک‌ترین سختی می‌پاشی.

37:08.771 --> 37:12.312
‫فکر می‌کنی
‫یه روز بد داشتن طبیعی نیست.

37:12.521 --> 37:14.562
‫و فکر می‌کنی باید درمان شی.

37:16.188 --> 37:19.937
‫تقریبا حس می‌کنم گفتنش اشتباهه، ولی من...

37:21.188 --> 37:26.937
‫بعضی وقت‌ها فقط می‌خوام بهشون بگم
‫خودتون رو جمع و جور کنین.

37:27.146 --> 37:29.562
‫خیلی ارزون‌تر درمیاد.

37:30.688 --> 37:33.562
‫خب، من تو گرایندر دیدمت.

37:34.688 --> 37:39.479
‫- من واقعا انقدر علاقه‌ای به...
‫- می‌تونم برم.

37:39.688 --> 37:43.562
‫نه اصلا، راحت باش بمون.

37:44.688 --> 37:49.479
‫غیر از این، دنبال شریک می‌گردی
‫یا فقط سکس؟

37:49.688 --> 37:54.479
‫- «فقط» سکس؟ هیچی «فقط» سکس نیست.
‫- نیست؟

37:54.688 --> 37:56.562
‫خب، نه...

37:57.688 --> 38:00.479
‫فکر نمی‌کنم. حداقل برای بیشتر آدم‌ها.

38:00.688 --> 38:03.895
‫ولی شاید تو کسی باشی که خیلی سکس داره؟

38:04.105 --> 38:08.479
‫آره. فکر کنم من... آره.

38:08.688 --> 38:12.479
‫- با شرکای مختلف؟
‫- آره.

38:12.688 --> 38:15.562
‫- شریک ثابت نداری؟
‫- نه، من...

38:16.688 --> 38:20.562
‫- اگه اشکالی نداره، اونجا می‌شینم.
‫- باشه.

38:21.688 --> 38:24.562
‫من راحتم که شریک ثابت نداشته باشم.

38:27.188 --> 38:28.979
‫خب چه حسی داره؟

38:29.188 --> 38:32.062
‫سکس داشتن، این روزها؟

38:33.813 --> 38:37.479
‫خب، اینطوریه که... شوخی می‌کنی؟

38:37.646 --> 38:39.437
‫- نه.
‫- نه؟

38:39.646 --> 38:42.979
‫چه حسی داره این روزها سکس داشتن...

38:43.188 --> 38:46.562
‫خوبه. دقیقا منظورت چیه؟

38:47.355 --> 38:50.729
‫نمی‌دونم... احساس امنیت داری؟

38:50.938 --> 38:52.812
‫امنیت؟ آره.

38:54.313 --> 38:56.979
‫ولی نه، همه این حس رو ندارن.

38:57.105 --> 38:59.479
‫بعضی بدن‌ها انقدر سفتن...

38:59.688 --> 39:03.645
‫که می‌تونی ببینی چقدر زور می‌زنن
‫تا یه چیزی، هرچیزی باشه، بیرون بدن.

39:03.771 --> 39:07.479
‫چه مایع منی باشه، چه احساسات.

39:07.688 --> 39:09.757
‫ولی شاید خیلی پورن دیده باشن.

39:09.807 --> 39:11.979
‫درسته. پس پیشنهادش نمی‌کنی؟

39:12.188 --> 39:14.187
‫پورن؟ چرا.

39:14.355 --> 39:19.479
‫اگه هیچ‌چیز دیگه نباشه،
‫می‌تونه کمک کنه بفهمی چی رو دوست داری.

39:19.688 --> 39:21.354
‫چیزهای عجیب‌و‌غریب؟

39:22.605 --> 39:26.062
‫عجیب‌و‌غریب...
‫خب چی عجیب حساب می‌شه؟

39:27.938 --> 39:29.812
‫این بیشتر ساخته‌ی ذهن نیست؟

39:32.688 --> 39:38.229
‫نمی‌دونم. فکر می‌کنم اکثر چیزها
‫ می‌تونن لذت‌بخش باشن.

39:38.355 --> 39:41.729
‫من از این خوشم میاد
‫که چندتا مرد همزمان منو بکنن.

39:41.938 --> 39:45.729
‫یا روم بشاشن.

39:45.938 --> 39:49.812
‫فکر می‌کنم هر دوش می‌تونه
‫ خیلی تحریک‌کننده باشه.

39:51.355 --> 39:55.729
‫ولی وقتی اتفاق می‌افته،
‫من بهش نمی‌گم عجیب‌و‌غریب.

39:55.938 --> 39:58.604
‫- نه؟
‫- صرفا خوبه.

39:58.813 --> 40:00.187
‫یا لذت‌بخشه.

40:02.688 --> 40:05.562
‫ولی شاید منظورت از عجیب‌و‌غریب همینه؟

40:07.063 --> 40:09.479
‫نه، من...

40:09.688 --> 40:11.395
‫نمی‌دونم.

40:13.938 --> 40:19.229
‫تو به هیچی علاقه نداری؟
‫نه به سکس، نه به دوست‌پسر؟

40:20.688 --> 40:22.729
‫مگه اینا در تضادن؟

40:22.938 --> 40:27.437
‫بیشتر آدم‌ها هر دو رو نمی‌خوان؟

40:27.605 --> 40:32.312
‫هم کلی شریک جنسی داشتن
‫و هم یکی که فقط عاشق تو باشه؟

40:32.521 --> 40:37.020
‫- این دوگانگی نیست؟
‫- لازم نیست باشه.

40:40.230 --> 40:45.104
‫من چه بی‌فکر بودم. نپرسیدم چیکار می‌کنی.

40:45.271 --> 40:48.854
‫یا این که شب خوبی داشتی
‫یا هر چیز دیگه‌ای.

40:49.063 --> 40:52.479
‫ببخشید بابتش. خیلی بی‌ادبانه بود.

40:52.688 --> 40:58.062
‫من معمولا انقدر خودخواه نیستم.
‫خیلی لطف کردی اومدی پیشم.

40:58.271 --> 41:03.020
‫قدردانی می‌کنم، فقط بدون.
‫ولی الان دیگه تقریبا رسیدیم.

41:04.188 --> 41:07.437
‫- فکر کنم برگردم داخل.
‫- باشه.

41:07.605 --> 41:09.937
‫شب خوبی داشته باشی.

41:14.146 --> 41:16.604
‫اسمت چیه؟

41:16.813 --> 41:19.937
‫- بیورن.
‫- بیورن...

41:21.063 --> 41:24.062
‫اسم من توره.

41:24.271 --> 41:25.937
‫متوجه شدم.

41:27.146 --> 41:28.687
‫خداحافظ، تور.

41:29.813 --> 41:31.395
‫خداحافظ، بیورن.

41:38.688 --> 41:40.479
‫من قراره بمیرم؟

41:40.605 --> 41:43.729
‫نه، قرار نیست بمیری.

41:43.938 --> 41:45.937
‫فقط این که...

41:49.813 --> 41:52.604
‫من حس کسی رو ندارم که سرطان داره.

41:52.813 --> 41:54.854
‫نه...

41:55.063 --> 41:58.062
‫می‌دونم که این خبر خیلی دردناکیه.

41:59.105 --> 42:02.187
‫ولی زود اومدی پیش من.
‫زود مراجعه کردی.

42:02.396 --> 42:06.687
‫- حالت خوب می‌شه.
‫- آره...

42:08.021 --> 42:11.312
‫پیش‌آگاهی خیلی خوبه. یادت باشه.

42:11.521 --> 42:14.312
‫ولی گفتین
‫که باید درمان شم، درسته؟

42:14.480 --> 42:17.229
‫بهترین درمان رو برات پیدا می‌کنیم.

42:17.396 --> 42:22.979
‫یعنی یا شیمی‌درمانی،
‫پرتودرمانی یا جراحی، درسته؟

42:23.146 --> 42:26.104
‫احتمالا بله.

42:26.313 --> 42:28.979
‫من نمی‌تونم...

42:29.146 --> 42:31.729
‫من نمی‌تونم این کار رو کنم!

42:31.896 --> 42:36.729
‫نمی‌تونم اون مرد کچلی باشم تو تلویزیون
‫که میاد درباره‌اش حرف می‌زنه.

42:36.938 --> 42:39.937
‫ولی لازم نیست این کار رو بکنی.

42:40.146 --> 42:45.104
‫- نه، هیچ‌کس مجبور نیست این کار رو بکنه.
‫- من اونجوری نیستم!

42:45.313 --> 42:47.645
‫[پنجشنبه، 14 اوت]

42:47.771 --> 42:49.479
‫فکر کنم اون اینجوریه.

42:49.688 --> 42:51.931
‫اینجا نوشته که استندآپ کمدینه.

42:51.981 --> 42:53.229
‫شنیدی اسمش رو؟

42:53.438 --> 42:56.979
‫آره. برات سخته همدلی کردن؟

42:57.029 --> 42:58.520
‫نه، نیست.

42:58.688 --> 43:03.895
‫من باهاش همدلی دارم
‫ولی این براش از نظر مالی سود داره.

43:04.063 --> 43:08.604
‫کلی همدردی تو اینستاگرام می‌گیره،
‫کتاب می‌نویسه...

43:08.813 --> 43:11.729
‫ولی از یه نظر خوبه. شاید به بقیکمک کنه.

43:11.938 --> 43:16.145
‫ولی می‌شه یه نمونه موفق دیگه
‫از این که چطور با بیماری کنار بیای.

43:16.313 --> 43:20.729
‫ممکنه باعث شه بقیه احساس شکست کنن
‫چون انقدر خوب کنار نیومدن.

43:20.938 --> 43:23.937
‫- فهمیدم.
‫- از کجا معلوم. ناهار می‌ری؟

43:24.105 --> 43:25.787
‫نه، مرخصی می‌گیرم.

43:25.837 --> 43:28.729
‫جوزف جای منو پر می‌کنه. اومد.

43:28.938 --> 43:33.187
‫- سلام.
‫- یه جوئل نامی زنگ زد با شما کار داشت.

43:33.355 --> 43:34.142
‫جوئل؟

43:34.192 --> 43:36.604
‫شخصیه. می‌خواست بهش زنگ بزنین.

43:36.771 --> 43:39.520
‫ممکنه هوئل بوده باشه؟
‫اوله هارالد هوئل؟

43:39.646 --> 43:40.770
‫نشنیدم دقیق.

43:40.938 --> 43:44.645
‫- یه زنگ سریع می‌زنم.
‫- باشه. من رفتم.

43:44.771 --> 43:46.437
‫- باشه، خداحافظ.
‫- خداحافظ.

43:54.021 --> 43:56.729
‫- کسیه که می‌شناسی؟
‫- شاید؟

44:22.688 --> 44:25.854
‫سلام! منو می‌شناسی؟

44:26.063 --> 44:28.104
‫- از قایق؟
‫- آره.

44:28.313 --> 44:30.062
‫داری می‌ری خونه؟

44:31.438 --> 44:33.312
‫چیزی شده؟

44:34.688 --> 44:37.479
‫هی... بذار ببینم.

44:37.688 --> 44:40.479
‫- می‌تونی نفس بکشی؟
‫- نمی‌دونم چی شده.

44:40.688 --> 44:42.479
‫می‌تونی دستت رو بلند کنی؟

44:42.688 --> 44:46.479
‫هی، می‌تونی دستت رو بلند کنی؟
‫خب، خوبه.

44:46.688 --> 44:49.562
‫- حالم خوبه.
‫- ببین منو.

44:50.688 --> 44:54.104
‫ولی به نظر میاد یه مشکلی هست.

44:54.271 --> 44:56.854
‫خبر بدی شنیدی؟

44:57.063 --> 44:59.395
‫- حالم خوبه.
‫- مطمئنی؟

45:00.938 --> 45:02.562
‫مرسی.

45:05.688 --> 45:07.562
‫- هی...
‫- گوش کن، حالم خوبه.

45:08.688 --> 45:11.562
‫- مطمئنی؟
‫- آره، کاملا.

45:40.188 --> 45:43.062
‫«من یه عشق ذاتی به انسانیت دارم.

45:44.188 --> 45:45.937
‫به همه‌ی انسان‌ها.

45:46.146 --> 45:48.979
‫و شفقت هم دارم.

45:49.188 --> 45:52.520
‫فکر نمی‌کنم برای بودن فقط با
‫یه مرد ساخته شده باشم.

45:52.730 --> 45:57.312
‫تقریبا بچگانه به نظر میاد که فقط
‫ یه آدم رو دوست داشته باشی.

45:57.521 --> 45:59.979
‫هیچ‌وقت هم نمی‌تونم وفادار باشم.

46:00.188 --> 46:05.062
‫نه به خاطر مردهای دیگه، به خاطر اینه
‫ که من از خیلی آدم‌ها ساخته شدم.»

46:06.313 --> 46:08.687
‫این کدوم کتابه؟

46:09.771 --> 46:13.937
‫یه دفترچه یادداشت.
‫اسمش اتی هیلیسومه.

46:14.105 --> 46:17.104
‫اسمش بود.
‫دارم دفترچه‌ها و نامه‌هاش رو می‌خونم.

46:17.313 --> 46:21.312
‫همین آخری رو تو راه اومدن اینجا خوندم.
‫خیلی دوستش دارم.

46:21.521 --> 46:23.979
‫- فکر می‌کنی مال منه؟
‫- نمی‌دونم.

46:24.188 --> 46:26.979
‫می‌تونی وقتی تمومش کردم قرضش بگیری.

46:27.188 --> 46:33.354
‫- تو چی می‌خونی؟ اگه چیزی می‌خونی؟
‫- بیشتر کتاب‌های علمی می‌خونم.

46:34.396 --> 46:37.437
‫خیلی از داستان خوشم نمیاد.

46:37.646 --> 46:40.229
‫«بعد این اتفاق افتاد، بعد اون اتفاق...»

46:40.438 --> 46:45.812
‫- به نظرم واقعی نمیاد.
‫- درسته. ولی دفترچه فرق داره.

46:46.938 --> 46:53.604
‫ذاتی غیرقابل پیش‌بینیه
‫و شامل چیزهای گذشته و حال می‌شه.

46:53.813 --> 46:57.062
‫هیچ منطق بازنگرانه‌ای نداره.

46:58.646 --> 47:01.437
‫من بیشتر درباره سنگ‌ها می‌خونم.

47:01.646 --> 47:05.604
‫درباره سنگ‌ها هم می‌نویسم.
‫فکر کنم بیشتر از خوندن می‌نویسم.

47:05.813 --> 47:10.229
‫- فهمیدم.
‫- معمولا روی اون صندلی می‌شینم.

47:10.438 --> 47:13.145
‫- و می‌نویسم.
‫- درباره سنگ‌ها.

47:13.355 --> 47:17.604
‫درباره سنگ‌ها. با یه پتو روم.

47:17.813 --> 47:19.604
‫امتحانش کن.
‫خیلی راحته.

47:19.813 --> 47:21.562
‫مرسی.

47:25.188 --> 47:29.979
‫پس اینجا می‌شینی
‫با لپ‌تاپت و می‌نویسی؟

47:30.188 --> 47:32.229
‫نه، بیشتر با دست می‌نویسم.

47:32.438 --> 47:33.937
‫جدی؟

48:01.355 --> 48:05.104
‫به ذهنم رسید که دیگه
‫دست‌خط کسی رو نمی‌بینی.

48:05.313 --> 48:06.854
‫خب، این دست‌خط منه.

48:07.063 --> 48:08.937
‫چی فکر می‌کنی؟

48:15.688 --> 48:19.145
‫[به نظرم جدی میاد. اینم دست‌خط من.]

48:20.688 --> 48:23.270
‫مرسی. به نظر میاد...

48:24.813 --> 48:26.562
‫قدیمیه؟

48:29.438 --> 48:33.729
‫- خب، مهم نیست.
‫- ولی باید معذرت بخوام.

48:34.855 --> 48:37.979
‫قرار بود برات شام درست کنم.

48:39.063 --> 48:41.479
‫من آشپزی رو دوست دارم.

48:41.688 --> 48:44.437
‫ولی امروز طبق برنامه پیش نرفت.

48:44.605 --> 48:47.187
‫شام خیلی خوب بود.

48:48.688 --> 48:50.020
‫ولی...

48:52.063 --> 48:54.729
‫اورولوژیست...؟

48:54.938 --> 48:57.312
‫آره، اورولوژیست.

48:57.521 --> 48:59.729
‫داشتم فکر می‌کردم...

48:59.938 --> 49:05.562
‫شکم، این بخش از بدن...

49:06.438 --> 49:10.562
‫ما فکر می‌کنیم خصوصی‌ترین بخشه.

49:11.688 --> 49:15.229
‫می‌تونه منبع لذت باشه.

49:15.438 --> 49:21.062
‫ولی همچنین با ادرار،
‫مدفوع، چیزهایی که زشته، همراهه.

49:22.396 --> 49:29.812
‫برای همین چه درست کار کنه چه نه،
‫همیشه با شرم همراه شده.

49:31.688 --> 49:35.020
‫- ولی... زمین‌شناس؟
‫- آره.

49:36.146 --> 49:38.687
‫- بگو ببینم.
‫- خب...

49:39.813 --> 49:47.312
‫خیلی‌ها زمین‌شناس می‌شن
‫تا تو صنعت نفت کار کنن.

49:47.521 --> 49:52.729
‫شاید هدف منم همین بود
‫قبل از این که شروع کنم.

49:52.938 --> 49:55.979
‫قبل از این که بفهمم سنگ چیه.

49:56.188 --> 49:59.312
‫- قبل از این که عاشق سنگ بشی.
‫- آره... آره؟

49:59.521 --> 50:03.270
‫الان، سنگ شاید مهم‌ترین چیز زندگیم باشه.

50:03.480 --> 50:06.229
‫و می‌تونم...

50:06.438 --> 50:11.229
‫می‌تونم صدای آواز سنگ‌ها رو بشنوم.

50:14.813 --> 50:17.312
‫اگه من...

50:17.521 --> 50:19.479
‫و عاشق این کارم...

50:19.688 --> 50:24.937
‫اگه روی یه صخره
‫یا یه تپه کنار دریا دراز بکشم...

50:25.105 --> 50:31.187
‫و گوشم رو بچسبونم به سنگ،
‫می‌تونم صداش رو بشنوم.

50:33.313 --> 50:37.062
‫هیچ فکر جادویی‌ای توش نیست.

50:37.271 --> 50:40.854
‫صرفا یه ترکیبه...

50:41.063 --> 50:44.145
‫از حس فیزیکی تماس سنگ با پوست...

50:44.271 --> 50:47.229
‫و همه‌چیزهایی که درباره اون سنگ می‌دونم.

50:47.438 --> 50:54.854
‫فکر کنم یه ادغام میان دانش
‫و حس فیزیکی باشه...

50:55.063 --> 50:59.312
‫که حس یه تپش زنده رو می‌ده.

51:00.521 --> 51:06.854
‫این چیزیه که من می‌تونم بشنوم،
‫ولی تو هم می‌تونی حسش کنی.

51:07.063 --> 51:09.354
‫تو هم می‌تونی بشنویش.

51:09.563 --> 51:12.229
‫این... برای تو هم صدق می‌کنه.

51:14.688 --> 51:17.645
‫وقتی فوق‌لیسانس رو شروع کردم...

51:17.771 --> 51:24.854
‫یه دوستم برام ماکت توپوگرافی اسلو رو ساخت.

51:25.063 --> 51:33.479
‫اون اولین باری بود که
‫بعد شاعرانه‌اش رو کشف کردم...

51:33.688 --> 51:36.229
‫خیلی دوست دارم اون ماکت رو ببینم.

51:36.438 --> 51:39.187
‫- خب، هنوز دارمش.
‫- جدی؟

51:39.396 --> 51:41.104
‫آره؟

51:41.313 --> 51:43.145
‫آره، آره.

51:50.320 --> 52:03.885
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

52:04.188 --> 52:05.187
‫وای!

52:07.771 --> 52:10.270
‫- خیلی بزرگه!
‫- آره.

52:12.271 --> 52:14.687
‫- قشنگه، نه؟
‫- خیلی قشنگه!

52:17.105 --> 52:22.229
‫عاشق اینم که گونه‌های مختلف
‫رنگ‌های مختلف دارن.

52:22.355 --> 52:25.979
‫یه حسی از ویژگی‌هاشون می‌گیری.

52:26.105 --> 52:30.062
‫- اون چیه؟
‫- اون شیل هست.

52:31.146 --> 52:33.187
‫و این یکی؟

52:35.146 --> 52:37.020
‫سنگ آهکه.

53:04.938 --> 53:06.729
‫به چی فکر می‌کنی؟

53:06.938 --> 53:10.020
‫پوستت. خیلی خوشم میاد ازش.

53:12.146 --> 53:16.729
‫و خوشم میاد که انقدر به کارت علاقه‌مندی.

53:16.938 --> 53:20.020
‫جدی؟ من به چیزهای دیگه هم اهمیت می‌دم.

53:22.146 --> 53:27.937
‫چیزی که تو کل دنیا بیشتر از همه دوست دارم،
‫وقت گذروندن با دخترهامه.

53:28.146 --> 53:30.937
‫اونا مهم‌ترین چیز زندگیم هستن.

53:31.146 --> 53:36.937
‫الان نگفتی سنگ‌ها مهم‌ترین چیزن؟
‫بالاخره سنگ یا بچه‌ها؟

53:37.146 --> 53:43.020
‫هردوش. لازم نیست یکی رو انتخاب کنی.

53:44.146 --> 53:49.020
‫فقط زبانه که ما رو گول می‌زنه
‫که اینطوری فکر کنیم.

53:53.396 --> 53:55.729
‫چیه؟

53:55.938 --> 54:01.812
‫دارم به حرف‌هات گوش می‌کنم.
‫فکر کنم این کتاب رو دوست داشته باشی.

54:04.063 --> 54:06.937
‫ممکنه بخوای شب اینجا بمونی؟

54:08.063 --> 54:09.937
‫آره، خیلی دوست دارم.

54:10.771 --> 54:14.437
‫ولی فکر نکنم بمونم. فکر کنم برم.

55:20.855 --> 55:24.812
‫- اشکالی نداره اینجا بشینم؟
‫- نه، حتما.

55:30.771 --> 55:33.229
‫- خب...
‫- آره؟

55:33.438 --> 55:36.854
‫- آره...
‫- چی باعث شد بیای این قایق؟

55:37.063 --> 55:40.687
‫رفته بودم دیدن یکی.
‫الان دارم برمی‌گردم خونه.

55:40.896 --> 55:42.937
‫- کی رو دیدی؟
‫- یه دوست.

55:43.146 --> 55:45.979
‫- شام؟
‫- یه شام سبک.

55:46.188 --> 55:48.229
‫«شام سبک تو نسوددن»؟

55:48.438 --> 55:50.645
‫شبیه اسم یه آلبوم فولک میاد.

55:52.438 --> 55:54.812
‫شمع، هارمونیکا...

55:55.021 --> 55:58.979
‫- تئوری توطئه.
‫- حتما. من موسیقی فولک دوست دارم.

55:59.188 --> 56:01.062
‫آره، منم همینطور.

56:02.688 --> 56:04.687
‫و تو چی؟ کار کردی امروز؟

56:04.896 --> 56:09.187
‫دارم یه خونه رو بازسازی می‌کنم.
‫کل روز کف‌پوش کار کردم.

56:12.188 --> 56:13.937
‫لعنتی.

56:14.105 --> 56:18.729
‫- قرار بود امروز بارون بیاد.
‫- ناراحتی که نیومد؟

56:18.938 --> 56:22.062
‫وقتی بارون میاد شنا کردن باحاله.

56:27.646 --> 56:31.770
‫وقتی کارم تموم می‌شه،
‫معمولا می‌رم شنا.

56:33.146 --> 56:36.187
‫صاحب‌کارهام یه محل شنا دارن.

56:38.646 --> 56:41.979
‫- تو شنا دوست نداری؟
‫- عاشق شنام.

56:44.188 --> 56:47.645
‫وقتی شنا نمی‌کنی چیکار می‌کنی؟

56:48.771 --> 56:51.104
‫کار خاصی نمی‌کنم.

56:51.313 --> 56:54.729
‫- جدول حل می‌کنم.
‫- جدول؟

56:54.938 --> 56:57.937
‫- تو هم می‌کنی؟
‫- نه. من کتاب می‌خونم.

56:58.146 --> 57:00.437
‫آها، فهمیدم.

57:00.646 --> 57:05.604
‫تو دوست داری کلمه‌ها
‫پشت سر هم با یه نظم بیان؟

57:05.813 --> 57:07.205
‫آره.

57:07.255 --> 57:11.479
‫می‌فهمم. من دوست دارم یه ذره آشفته‌تر باشن.

57:11.605 --> 57:15.454
‫یه جور هرج‌ومرج که باید معنیش رو پیدا کنم.

57:15.504 --> 57:16.770
‫درسته.

57:19.646 --> 57:23.604
‫چتری‌هات خیلی قشنگه.

57:23.813 --> 57:26.562
‫- مرسی.
‫- می‌تونم...

57:39.313 --> 57:45.604
‫می‌دونی اگه ماشین داشتیم،
‫چیکار می‌تونستیم بکنیم؟

57:45.771 --> 57:50.812
‫می‌تونستیم بریم خلیج بهشت،
‫شنا کنیم و بعد عشق‌بازی کنیم.

57:51.938 --> 57:53.479
‫می‌تونستیم این کار رو بکنیم.

57:53.646 --> 57:56.229
‫می‌تونستیم، آره.

57:56.438 --> 58:00.854
‫ولی، جاهای دیگه‌ای هم هست
‫غیر از خلیج بهشت.

59:59.896 --> 01:00:03.104
‫می‌خندی؟ خنده‌دار بود؟

01:00:03.313 --> 01:00:07.437
‫نه، فقط خیلی خوشحالم که دیدمت.
‫تا حالا این کار رو نکرده بودم.

01:00:07.605 --> 01:00:10.716
‫حداقل نه انقدر خودجوش. تو چی؟

01:00:10.766 --> 01:00:12.729
‫آره، معلومه. یا، آره.

01:00:12.938 --> 01:00:18.104
‫درواقع خیلی وقت‌ها، یا خب، بستگی داره.

01:00:18.313 --> 01:00:24.729
‫الان، زنم رفته خونه پدر و مادرش.
‫پدرش مریضه.

01:00:24.938 --> 01:00:27.979
‫واسه همین وقت بیشتری برای خودم دارم.

01:00:28.188 --> 01:00:32.437
‫- آهان. ازدواج کردی؟
‫- معلومه. تو نکردی؟

01:00:32.605 --> 01:00:36.562
‫- نه.
‫- فکر می‌کردم هر دومون کرده باشیم.

01:00:36.771 --> 01:00:39.729
‫- عه.
‫- خیلی‌خب.

01:00:39.938 --> 01:00:44.562
‫باشه، عیبی نداره.
‫ولی قیافت شبیه آدم متاهله.

01:00:44.771 --> 01:00:47.729
‫تعجب کردی؟ قیافت متعجبه.

01:00:47.938 --> 01:00:52.229
‫متاهل و متعجب؟ آره، شاید یکم تعجب کردم.

01:00:52.438 --> 01:00:55.562
‫بیشتر از این بابت که وقتی
‫متاهلی توی تیندری.

01:00:55.771 --> 01:00:58.354
‫نمی‌ترسی زنت بفهمه؟

01:00:58.404 --> 01:01:00.479
‫اون که توی تیندر نیست، هست؟

01:01:00.688 --> 01:01:02.975
‫نمی‌دونم. ولی شاید دوستاش باشن.

01:01:03.025 --> 01:01:03.770
‫نه، نه.

01:01:09.438 --> 01:01:14.229
‫شاید باور نکنی، ولی واقعا زنم رو دوست دارم.

01:01:14.438 --> 01:01:18.979
‫بیست ساله ازدواج کردیم.
‫آخر هفته تو ووس باهمیم.

01:01:19.188 --> 01:01:23.020
‫- اهل ووسی؟
‫- آره، من و زنم هر دو.

01:01:25.313 --> 01:01:31.187
‫من تو جایی بزرگ شدم که نیم کیلومتر
‫فاصله خانه تا صندوق پست بود.

01:01:32.188 --> 01:01:34.729
‫اون مسیر رو آدم رو عوض می‌کنه.

01:01:34.938 --> 01:01:39.437
‫نمی‌تونی تصور کنی
‫چه انتظاراتی تو اون راه شکل می‌گیره.

01:01:39.605 --> 01:01:43.937
‫- من اهل دوکام.
‫- خب، پس می‌فهمی چی می‌گم.

01:01:44.146 --> 01:01:47.562
‫فکر کنم صندوق پست شما هم
‫خیلی دور بوده.

01:01:47.771 --> 01:01:51.854
‫- نه، نیم کیلومتر نه.
‫- خب، ولی منظورم رو گرفتی.

01:01:52.063 --> 01:01:55.479
‫پس تو هم می‌فهمی که هیچ ارتباطی...

01:01:55.605 --> 01:01:58.687
‫بین انتظارات و زندگی‌ای
‫که نصیبت می‌شه نیست.

01:01:58.855 --> 01:02:02.479
‫ولی تو ازدواج نکردی؟ نه؟ باشه.

01:02:02.688 --> 01:02:05.562
‫خب، اگه آره. خودت بهتر می‌دونی.

01:02:05.771 --> 01:02:09.937
‫ولی حس کردم یه چیز متفاوتی در موردت هست.

01:02:10.105 --> 01:02:15.104
‫نمی‌دونم تو چطوری،
‫ولی بیشتر زن‌های مجرد انتظار بیشتری دارن.

01:02:15.313 --> 01:02:18.020
‫شاید اعتراف نکنن، ولی...

01:02:19.646 --> 01:02:24.645
‫یه دوستی دارم که سر این موضوع
‫خیلی با هم مخالفیم، ولی اون...

01:02:25.938 --> 01:02:30.479
‫اون هر زنی که تو تیندر می‌بینه
‫فکر می‌کنه فاحشه‌ست.

01:02:30.646 --> 01:02:36.229
‫من هیچ وقت با یه فاحشه نبودم
‫یا نرفتم سراغشون.

01:02:36.438 --> 01:02:39.562
‫اون بوده، قبل از تیندر. ولی من نه.

01:02:39.771 --> 01:02:44.645
‫اون بهم گفت تیندر براش
‫مثل یه «روسپی‌خونه مجانی»ـه.

01:02:46.438 --> 01:02:49.979
‫و از یه نظر، هست. ولی فقط این نیست.

01:02:50.188 --> 01:02:53.979
‫چون من زن‌های زیادی می‌بینم
‫که خودشون رو عرضه می‌کنن...

01:02:54.188 --> 01:02:57.699
‫ولی توقع‌های بالایی دارن
‫از یه چیز دیگه‌ای...

01:02:57.749 --> 01:03:00.229
‫که اصلا نمی‌شه بهش رسید.

01:03:00.438 --> 01:03:03.187
‫و این فقط باعث می‌شه احساس گناه کنم.

01:03:06.688 --> 01:03:09.229
‫و واسه همین من... نه.

01:03:09.438 --> 01:03:15.687
‫باور دارم وقتی آدم متاهله، انتظاراتش کمتره.

01:03:15.896 --> 01:03:18.020
‫و این...

01:03:23.021 --> 01:03:26.187
‫- بد گفتم؟
‫- اصلا.

01:03:29.813 --> 01:03:32.562
‫نسبت به زنت عذاب وجدان نداری؟

01:03:32.771 --> 01:03:35.687
‫معلومه که دارم. خیلی زیاد.

01:03:35.855 --> 01:03:39.687
‫معلومه که عذاب وجدان دارم،
‫ولی اون یه چیز دیگه‌ست!

01:03:44.438 --> 01:03:50.937
‫شاید فکر کنی من عوضی‌ترین آدم روی زمینم.

01:03:51.105 --> 01:03:54.312
‫ولی من این همه نیاز جنسی تو وجودمه.

01:03:54.521 --> 01:03:57.479
‫و من...

01:03:57.688 --> 01:04:01.812
‫من خیلی آدم‌دوستم! آدم‌ها...

01:04:03.188 --> 01:04:08.604
‫تو به نظر آدم خوبی میای،
‫و چیزی که همین الان داشتیم...

01:04:08.771 --> 01:04:13.479
‫اون یه چیز کاملا متفاوته با...

01:04:13.605 --> 01:04:15.687
‫با هرکس دیگه.

01:04:17.146 --> 01:04:21.395
‫پس فکر می‌کنم،
‫چرا باید انقدر اشتباه باشه؟

01:04:23.813 --> 01:04:26.812
‫معلومه که عذاب وجدان دارم.

01:04:31.688 --> 01:04:34.187
‫فکر کنم یکم خرابش کردی.

01:04:35.605 --> 01:04:40.020
‫- چطور؟ چیز اشتباهی گفتم؟
‫- نه، فقط...

01:04:41.646 --> 01:04:44.020
‫فکر کنم باید برم خونه.

01:04:46.688 --> 01:04:49.854
‫تو واقعا منو نمی‌شناسی.

01:04:50.063 --> 01:04:51.937
‫ولی من...

01:04:53.521 --> 01:04:55.854
‫من آدم خوبیم.

01:04:56.063 --> 01:05:00.104
‫آره، واقعا باور دارم که هستی.
‫تو آدم خوبی هستی.

01:05:00.271 --> 01:05:03.229
‫قطعا. ولی...

01:05:03.438 --> 01:05:08.729
‫یکم دیگه نمی‌مونی؟
‫خیلی گرفته به نظر میای.

01:05:08.938 --> 01:05:11.729
‫نه، من... می‌رم خونه.

01:05:11.938 --> 01:05:14.562
‫- واسه امشب ممنون. خوب بود.
‫- مرسی.

01:05:15.813 --> 01:05:17.395
‫خداحافظ.

01:05:28.980 --> 01:05:32.854
‫[یکشنبه، 17 اوت]

01:06:11.813 --> 01:06:15.229
‫[دوشنبه، 18 اوت]

01:06:30.063 --> 01:06:33.937
‫واقعا گفت تیندر شبیه روسپی‌خانه مجانیه؟

01:06:36.813 --> 01:06:39.604
‫- آره.
‫- خب این یعنی تو چی هستی؟ فاحشه؟

01:06:39.813 --> 01:06:44.229
‫آره، یا اون. من نیت دیگه‌ای نداشتم.

01:06:44.355 --> 01:06:47.104
‫فقط می‌خواستم باهاش سکس کنم.

01:06:47.313 --> 01:06:50.187
‫هردومون یه چیز می‌خواستیم،
‫پس همون شد.

01:06:50.396 --> 01:06:53.604
‫بعدش، حرف‌هایی زد که هیچ زنی نمی‌زد.

01:06:53.813 --> 01:06:57.687
‫ولی مطمئن نیستم این
‫اخلاق‌ها باعث بشه آدم بدی باشه.

01:06:58.813 --> 01:07:00.604
‫خب، اون متاهل بود.

01:07:00.813 --> 01:07:03.645
‫شاید اگه می‌دونستم، باهاش نمی‌خوابیدم.

01:07:03.813 --> 01:07:06.645
‫- این موضوع منو اذیت می‌کنه.
‫- چی اذیتت می‌کنه؟

01:07:06.771 --> 01:07:10.145
‫این که مستقیم از بوسیدن اوله هارالد...

01:07:10.313 --> 01:07:16.187
‫رسیدی به سکس با یه غریبه‌ی تصادفی
‫کنار اسکله.

01:07:16.396 --> 01:07:18.770
‫ولی واقعا کاملا بی‌دردسر بود.

01:07:18.938 --> 01:07:23.145
‫فقط منو خیلی خوشحال کرد.
‫یه جور آزادی داشت.

01:07:23.313 --> 01:07:28.520
‫یه صمیمیت ساده با یه غریبه
‫می‌تونه خیلی لذت‌بخش باشه.

01:07:28.688 --> 01:07:33.020
‫اینطوری می‌گی انگار تا حالا
‫سکس اتفاقی نداشتی، ولی داشتی.

01:07:33.146 --> 01:07:36.729
‫شاید به خاطر شرایط بود،
‫این که تو کشتی آشنا شدیم.

01:07:36.896 --> 01:07:39.645
‫خیلی راحت‌تر و بی‌قیدتر بود
‫تا یه قرار رسمی.

01:07:39.813 --> 01:07:43.729
‫مثل وقتی نیست که تو تیندر
‫قرار می‌ذاری یا تو بار می‌شینی...

01:07:43.938 --> 01:07:46.104
‫که شبیه یه معامله‌ست.

01:07:46.313 --> 01:07:50.687
‫نه، فقط یه فضای آزاد بود.
‫با شرایط برابر هم رو دیدیم.

01:07:53.938 --> 01:07:57.729
‫- حوصله‌ات رو سر بردم؟
‫- نه، ولی باید بذاری...

01:07:57.938 --> 01:08:00.812
‫بذار تو گوشت، چون الان می‌خوان...

01:08:30.063 --> 01:08:33.479
‫- سلام.
‫- سلام. سالن‌ها رو دیدم.

01:08:33.688 --> 01:08:37.604
‫بد نبودن، ولی خیلی بهتره
‫که اینجا این کار رو انجام بدیم.

01:08:37.771 --> 01:08:43.854
‫با یه سیستم صوتی،
‫مردم تو کل شهر می‌تونن بشنون.

01:08:44.063 --> 01:08:47.770
‫- پروژه تایید شده؟
‫- نه.

01:08:47.771 --> 01:08:52.104
‫- به نظر میاد رای بیاره که رد بشه.
‫- رد بشه؟ چرا؟ کی؟

01:08:52.313 --> 01:08:57.395
‫امروز صبح. می‌خواستم بهت بگم،
‫ولی تو داستان سکست رو گفتی.

01:08:57.396 --> 01:09:03.187
‫می‌خوایم به هر حال یه کاری بکنیم.
‫یه حرکت اینجا، یه کنسرت فیلم‌برداری‌شده.

01:09:03.396 --> 01:09:04.604
‫می‌تونه خیلی خوب باشه.

01:09:04.646 --> 01:09:07.979
‫باید ببینیم از پس چی برمیاییم.

01:09:08.188 --> 01:09:10.604
‫هنوز قطعی نشده.

01:09:10.813 --> 01:09:14.770
‫الان یه علاقه‌ی زیادی واسه
‫ پروژه‌ای هست که...

01:09:14.813 --> 01:09:20.937
‫کناسگورد یه نمایشگاه درباره هنرمندان دوران
‫جنگ جهانی دوم مدیریت کنه. هنر پارتیزانی.

01:09:22.646 --> 01:09:26.812
‫می‌رم با کاریلونیست حرف بزنم،
‫بعد دوباره میام بالا.

01:09:29.521 --> 01:09:32.979
‫من واسه این خیلی زحمت کشیدم.
‫خیلی بهم انرژی داده بود.

01:09:33.188 --> 01:09:37.604
‫و حالا باید با کناسگورد
‫و جنگ جهانی دوم کار کنم؟

01:09:37.771 --> 01:09:42.437
‫حس می‌کنم توخالی و خشک شدم.
‫فقط می‌خوام ولش کنم.

01:09:42.646 --> 01:09:44.854
‫نمی‌تونی ول کنی.

01:09:45.063 --> 01:09:48.729
‫منم از کارهایی که تو می‌کنی،
‫آزرده می‌شم.

01:09:48.938 --> 01:09:51.437
‫نمی‌تونم ازش بگذرم، ماریان.

01:09:51.646 --> 01:09:54.227
‫مستقیم از بوسه با زمین‌شناس...

01:09:54.277 --> 01:09:56.312
‫به سکس با نجار رسیدی!

01:09:57.438 --> 01:10:00.150
‫تو، مسئول‌ترین آدمی که می‌شناسم!

01:10:00.200 --> 01:10:02.562
‫فکر می‌کنی این بی‌مسئولیتیه؟

01:10:02.563 --> 01:10:06.104
‫- نمی‌دونم.
‫- من فکر نمی‌کنم بوده باشه.

01:10:06.313 --> 01:10:08.854
‫فکر می‌کنم اصول اخلاقی من
‫خیلی سفت و سختن.

01:10:09.063 --> 01:10:13.729
‫ولی راجع به سکس نیستن،
‫راجع به رفتارمون با همدیگه‌ست.

01:10:13.938 --> 01:10:18.145
‫دقیقا همون چیزهایی که
‫تو توی تور تالار شهر عالی گفتی!

01:10:18.313 --> 01:10:21.437
‫در مورد آزادی حرف زدی،
‫آزادی جنسی...

01:10:21.646 --> 01:10:25.729
‫آره، و خیلی از اون چیزها از خودته.

01:10:25.938 --> 01:10:28.395
‫همش درباره تو بود. حتما فهمیدی دیگه؟

01:10:28.521 --> 01:10:32.201
‫تو کارهایی می‌کنی که
‫من هیچ‌وقت نمی‌تونم بکنم.

01:10:32.225 --> 01:10:33.854
‫ولی دوست داشتی بکنی؟

01:10:34.063 --> 01:10:36.062
‫نمی‌دونم.

01:10:36.271 --> 01:10:39.437
‫فکر کنم یه جورایی تهدیدم می‌کنه،
‫این کارهات.

01:10:39.646 --> 01:10:42.770
‫اون آزادیت.
‫اون رفتارت که خط قرمزها رو رد می‌کنه.

01:10:42.938 --> 01:10:45.104
‫این منو چی نشون می‌ده؟

01:10:45.313 --> 01:10:51.604
‫یه آدم ترسو، سرکوب‌شده،
‫حوصله‌سربر که از زندگی می‌ترسه؟

01:10:51.813 --> 01:10:55.020
‫- موضوع این نیست، هایدی.
‫- ته دلم می‌دونم.

01:10:55.230 --> 01:10:57.669
‫ولی وقتی باهات حرف می‌زنم،
‫اینطوری فکر می‌کنم.

01:10:57.719 --> 01:10:59.437
‫تو باعث می‌شی اینطوری فکر کنم.

01:10:59.646 --> 01:11:02.062
‫این به این معنی نیست که
‫زندگیم کسل‌کننده‌ست...

01:11:02.271 --> 01:11:05.729
‫صرفا چون با یه نجار تصادفی نمی‌خوابم.

01:11:05.938 --> 01:11:08.471
‫خوابیدن با اون نجار...

01:11:08.521 --> 01:11:13.437
‫منو آزاداندیش و زندگیم رو عالی نکرد.

01:11:13.605 --> 01:11:16.604
‫من حتی انقدرها به سکس علاقه ندارم.

01:11:16.771 --> 01:11:21.895
‫فقط مثل هر چیز دیگه‌ای اتفاق افتاد
‫و خیلی لذت بردم.

01:11:22.063 --> 01:11:26.944
‫باشه. ولی قضیه واسه من
‫با اوله هارالد هم پیچیده‌ست.

01:11:26.994 --> 01:11:28.604
‫اون یه دوسته!

01:11:28.813 --> 01:11:30.254
‫من تو کشتی دیدمش.

01:11:30.304 --> 01:11:34.104
‫بهش خوش گذشته بود و می‌خواست
‫ دوباره باهات تماس بگیره.

01:11:34.313 --> 01:11:37.062
‫جدی؟ خوشحال شدم شنیدم.

01:11:38.188 --> 01:11:43.312
‫هایدی، من خیلی ازش خوشم میاد.
‫فکر می‌کنم فوق‌العاده‌ست.

01:11:43.521 --> 01:11:46.479
‫چی می‌گی؟ دوباره می‌بینیش؟

01:11:46.529 --> 01:11:48.104
‫شاید، از کجا معلوم؟

01:11:48.313 --> 01:11:51.604
‫ولی تقریبا مطمئنم که ما زوج نمی‌شیم.

01:11:51.813 --> 01:11:56.229
‫وقتی گفت دخترهاش از همه‌چیز
‫براش مهم‌ترن، این برام روشن شد.

01:11:56.438 --> 01:12:01.187
‫- چرا؟ می‌خوای تو مهم‌ترین باشی؟
‫- نه، معلومه که نه.

01:12:01.355 --> 01:12:04.604
‫فقط یادم انداخت که این چقدر پیچیده‌ست.

01:12:04.813 --> 01:12:08.937
‫دخترهاش باید مهم‌ترین چیز توی زندگیش باشن.

01:12:09.146 --> 01:12:13.312
‫ولی اگه یه آدم جدید بیاد توی زندگیشون
‫ ممکنه چنین حسی نداشته باشن.

01:12:13.521 --> 01:12:19.104
‫- نباید اینطوری فکر کنی، ماریان.
‫- نه؟ من خودم بچه طلاقم.

01:12:19.313 --> 01:12:22.604
‫به بچه‌ها فکر نکردن واقعا خودخواهیه!

01:12:22.813 --> 01:12:27.187
‫اگه بخوام با اوله هارالد قرار بذارم،
‫باید وارد زندگیش بشم.

01:12:27.355 --> 01:12:30.722
‫این که وارد زندگی کسی بشی،
‫کار خوبی نیست؟

01:12:30.772 --> 01:12:32.104
‫بچه‌ها عاشقت می‌شن.

01:12:32.313 --> 01:12:34.937
‫آره، شاید، ولی...

01:12:35.146 --> 01:12:38.062
‫وارد شدن یعنی قبول کردن مسئولیت.

01:12:38.271 --> 01:12:40.937
‫و اون خانواده مشکل داره.

01:12:41.146 --> 01:12:45.229
‫دو تا بچه‌ی ناامن و یه همسر سابق
‫ همسایه بغلی که مشروب می‌خوره.

01:12:45.438 --> 01:12:48.437
‫فکر می‌کنی سولویگ مشکل الکل داره؟

01:12:48.646 --> 01:12:50.312
‫- آره.
‫- من فکر نمی‌کنم.

01:12:50.521 --> 01:12:54.562
‫رفتارش دقیقا رفتار یه الکلی بود.
‫منو یاد بابا انداخت.

01:12:55.938 --> 01:13:00.312
‫خب، اگه همه‌ی اینا رو می‌بینی،
‫بچه‌های ناامن و...

01:13:00.521 --> 01:13:04.479
‫- مگه این دقیقا موقعی نیست که...
‫- یکی باید وارد بشه؟ نه.

01:13:04.646 --> 01:13:10.104
‫من مناسب اون مسئولیت نیستم.
‫حرکت مسئولانه اینه که دور بمونم.

01:13:10.313 --> 01:13:14.229
‫این دیگه خیلی بدبینانه‌ست، ماریان.

01:13:14.438 --> 01:13:18.162
‫من فکر می‌کنم وارد شدن
‫حتی بدبینانه‌تره.

01:13:18.212 --> 01:13:19.437
‫نه. نه!

01:13:19.646 --> 01:13:24.229
‫من ته دلم حس می‌کنم
‫که اشتباه می‌کنی.

01:13:24.438 --> 01:13:28.854
‫اگه بخوام وارد بشم،
‫باید با سولویگ باشه. اون بیشتر نیاز داره.

01:13:29.646 --> 01:13:33.979
‫[جمعه، 22 اوت]

01:13:36.646 --> 01:13:38.854
‫داری برنامه‌ی عمل‌ها رو بررسی می‌کنی؟

01:13:40.396 --> 01:13:43.145
‫- می‌تونم یه چیزی بپرسم؟
‫- آره.

01:13:43.313 --> 01:13:47.895
‫اشکالی داره برم بخش و به بیماری
‫که تازه عمل کرده سر بزنم؟

01:13:48.063 --> 01:13:50.895
‫آشناست؟ یا اینجا بوده؟

01:13:51.063 --> 01:13:54.104
‫خب، بوده، ولی...

01:13:54.271 --> 01:13:58.354
‫- یعنی کسی که باهاش سر و کار داری.
‫- نه، اینجا نه.

01:13:58.521 --> 01:14:00.979
‫و من نمی‌شناسمش، نه اینطور که...

01:14:02.063 --> 01:14:05.729
‫اولین بار توی کشتی دیدمش.

01:14:09.146 --> 01:14:12.354
‫اول تو گرایندر، بعد روی عرشه.

01:14:12.521 --> 01:14:17.854
‫هیچی نشد، فقط حرف زدیم،
‫بعد گونه‌ام رو بوسید.

01:14:18.813 --> 01:14:22.520
‫همین. و می‌دونه که من اینجا کار می‌کنم.

01:14:22.688 --> 01:14:25.520
‫باشه. نمی‌دونم چی بگم.

01:14:25.688 --> 01:14:30.020
‫- چرا می‌خوای ببینیش؟ خوشت اومده؟
‫- نه! نه...

01:14:30.188 --> 01:14:31.937
‫- نه.
‫- نه؟

01:14:32.146 --> 01:14:36.354
‫فقط می‌خواستم حالش رو بپرسم.
‫صرفا واسه نیت خیر.

01:14:36.521 --> 01:14:39.604
‫ولی اگه اشتباه برداشت بشه...

01:14:41.313 --> 01:14:45.895
‫فکر می‌کنی اشکالی داره
‫دعوت به شام یکی رو قبول کنم...

01:14:46.063 --> 01:14:49.229
‫که تقریبا مطمئنم نمی‌خوام
‫باهاش وارد رابطه بشم؟

01:14:49.396 --> 01:14:55.520
‫خب، تا وقتی که برداشت اشتباه بهش ندی...

01:14:55.688 --> 01:14:58.193
‫احتمالا همون قبول کردن
‫برداشت اشتباهه.

01:14:58.243 --> 01:14:59.645
‫همینه دیگه.

01:14:59.813 --> 01:15:01.854
‫خب...

01:15:02.063 --> 01:15:05.581
‫به عنوان پرستار شیفت
‫برو، نه به عنوان خودت.

01:15:05.605 --> 01:15:06.770
‫باشه.

01:15:08.105 --> 01:15:10.895
‫سلام کارینا. فقط دارم به یه مریض سر می‌زنم.

01:15:11.021 --> 01:15:12.729
‫برو.

01:15:17.688 --> 01:15:20.562
‫سلام. فقط اومدم حال همسایه‌تون رو بپرسم.

01:15:24.938 --> 01:15:29.229
‫سلام. فقط گفتم حالت رو بپرسم...

01:15:29.438 --> 01:15:32.937
‫شارژر گوشیمو پیدا نمی‌کنم.

01:15:34.063 --> 01:15:37.062
‫این یکیه؟

01:15:38.813 --> 01:15:42.812
‫آهان، همین‌جاست.
‫می‌تونی برام وصلش کنی؟

01:15:45.063 --> 01:15:47.104
‫- مرسی.
‫- می‌ذارمش همین‌جا.

01:15:47.313 --> 01:15:53.104
‫شنیدم دیروز عمل داشتی،
‫و این که خوب پیش رفته؟

01:15:53.313 --> 01:15:58.229
‫خب، پروستاتم دیگه نیست.

01:15:58.438 --> 01:16:01.937
‫- امیدوارم همه‌چیز رو برداشته باشن.
‫- آره، امیدوار باشیم.

01:16:02.105 --> 01:16:04.437
‫از کجا فهمیدی اینجام؟

01:16:04.605 --> 01:16:08.354
‫خب، من اینجا کار می‌کنم.
‫برنامه عمل‌ها رو بررسی کردم.

01:16:08.563 --> 01:16:13.395
‫- اسمم رو نمی‌دونی.
‫- پیدا کردنش سخت نبود.

01:16:14.646 --> 01:16:17.022
‫می‌دونم اسمت بیورنه...

01:16:17.072 --> 01:16:21.229
‫و بعد از نوبت دکترت تو راهرو دیدمت.

01:16:21.438 --> 01:16:26.187
‫بعد از آخرین دیدارمون خیلی بهت فکر کردم.

01:16:26.396 --> 01:16:30.229
‫- نباید اونطوری ولت می‌کردم.
‫- بهش فکر نکن.

01:16:30.438 --> 01:16:35.979
‫- معلوم بود چقدر ناراحت بودی.
‫- فقط نمی‌خواستم کسی دور و برم باشه.

01:16:37.563 --> 01:16:40.104
‫- می‌فهمم.
‫- آره.

01:16:40.271 --> 01:16:45.812
‫در هر صورت، عالیه که خیلی زود عمل شدی.

01:16:45.980 --> 01:16:50.187
‫- آره، فوق‌العاده بود.
‫- الان چه حسی داری؟

01:16:50.396 --> 01:16:56.229
‫بد نیست، جز این که خیلی احساس نفخ دارم.

01:16:56.438 --> 01:16:58.479
‫بدترین بخشش همینه.

01:16:58.688 --> 01:17:03.479
‫واسه اینه که شکمت رو
‫واسه لاراسکوپی باد می‌کنن.

01:17:03.688 --> 01:17:06.729
‫باید راه بری تا بره بیرون.
‫گوز بدی.

01:17:06.938 --> 01:17:10.479
‫- آره، همین رو گفتن.
‫- می‌خوای الان یه قدم بزنیم؟

01:17:10.688 --> 01:17:13.229
‫- الان؟
‫- چرا که نه، باهات میام.

01:17:13.438 --> 01:17:14.937
‫- ببین، لازم نیست...
‫- بیا دیگه.

01:17:15.105 --> 01:17:20.979
‫- فکر نکنم بتونم وایسم.
‫- کمکت می‌کنم. این مال توئه؟

01:17:21.188 --> 01:17:23.312
‫آره، ولی...

01:17:25.063 --> 01:17:28.312
‫- بیا بریم.
‫- اون یکی رو آروم.

01:17:32.438 --> 01:17:33.729
‫مرسی.

01:17:33.938 --> 01:17:36.479
‫- و اون یکی.
‫- آره. همین‌جا.

01:17:36.688 --> 01:17:39.312
‫- خب، شد.
‫- لطفا اینو نگه دار.

01:17:39.521 --> 01:17:41.812
‫حتما. چرخ‌ها قفل شدن.

01:17:44.063 --> 01:17:46.687
‫- خب. آماده‌ای؟
‫- آره.

01:17:48.813 --> 01:17:50.395
‫باشه.

01:18:10.813 --> 01:18:14.062
‫- یکم دیگه.
‫- فکر کنم می‌خوام برگردم. آره.

01:18:15.605 --> 01:18:17.812
‫- باشه؟
‫- باشه.

01:18:21.021 --> 01:18:24.479
‫خب. بد نشد.

01:18:24.688 --> 01:18:27.395
‫من که مطمئن نیستم.

01:18:32.396 --> 01:18:37.479
‫- کی مرخصت می‌کنن؟
‫- فکر کنم پس‌فردا.

01:18:37.688 --> 01:18:39.479
‫- نه، نمی‌شه.
‫- احتمالا می‌شه.

01:18:39.688 --> 01:18:42.104
‫- این از چیزی که فکر می‌کنی زودتر می‌گذره.
‫- جدی می‌گی؟

01:18:42.313 --> 01:18:44.937
‫آره.

01:18:45.146 --> 01:18:47.770
‫داشتم فکر می‌کردم...

01:18:48.688 --> 01:18:52.812
‫کسی رو داری که کمکت کنه؟
‫مثلا خرید و این چیزها.

01:18:53.021 --> 01:18:55.562
‫چند هفته باید از بلند کردن
‫چیزهای سنگین پرهیز کنی.

01:18:55.771 --> 01:19:00.104
‫- دوست دارم.
‫- معلومه که داری.

01:19:00.313 --> 01:19:02.925
‫یه دوستم گفت
‫کمکم می‌کنه. حالم خوب می‌شه.

01:19:02.975 --> 01:19:03.979
‫باشه، خوبه.

01:19:04.188 --> 01:19:07.770
‫شمارت چنده؟

01:19:09.271 --> 01:19:12.812
‫90-25-22-13.

01:19:14.146 --> 01:19:16.979
‫لازم نیست که...

01:19:17.146 --> 01:19:20.437
‫- حالا تو هم شماره‌ی منو داری.
‫- باشه.

01:19:20.605 --> 01:19:26.020
‫اگه کمکی خواستی
‫برای خرید یا هر چیز دیگه، زنگ بزن.

01:19:26.188 --> 01:19:28.687
‫جدی می‌گم. فقط زنگ بزن.

01:19:28.896 --> 01:19:31.812
‫بالاخره هردومون تو نسوددن زندگی می‌کنیم.

01:19:32.021 --> 01:19:36.020
‫اگه تو سارپس‌بورگ زندگی می‌کردی،
‫اصلا زحمتش رو نمی‌کشیدم.

01:19:36.188 --> 01:19:40.645
‫- یادت باشه راه بری، تا گاز تخلیه شه.
‫- نهایت تلاشم رو می‌کنم.

01:19:42.063 --> 01:19:44.479
‫- خیلی ممنون.
‫- قابلی نداشت.

01:19:44.688 --> 01:19:47.979
‫خیلی لطف کردی اومدی حالم رو پرسیدی.

01:19:48.188 --> 01:19:50.687
‫و این که پیشنهاد کمک دادی و اینا.

01:19:52.188 --> 01:19:54.479
‫خداحافظ، بیورن.

01:19:54.688 --> 01:19:57.562
‫- داری برمی‌گردی نسوددن؟
‫- آره.

01:19:59.896 --> 01:20:03.229
‫برنامه همینه. شاید تو راه یه قهوه بخورم.

01:20:03.438 --> 01:20:06.104
‫یا شاید قبل از کشتی یه لیوان آبجو بخورم.

01:20:06.271 --> 01:20:08.729
‫نمی‌دونی چه خوش‌شانسی.

01:20:09.688 --> 01:20:13.687
‫وقتی نمی‌تونی داشته باشیش
‫چقدر فوق‌العاده به نظر میاد.

01:20:16.688 --> 01:20:19.770
‫فقط یه جایی بشین و یه قهوه بخور.

01:20:20.771 --> 01:20:23.062
‫به مردم نگاه کن.

01:21:35.313 --> 01:21:37.854
‫[بیورن: واقعا کی هستی؟]

01:21:38.063 --> 01:21:39.937
‫[تور: تور :)]

01:21:44.896 --> 01:21:48.187
‫[بیورن: این برای یه روان‌پزشک کافی نیست.]

01:21:54.646 --> 01:21:58.062
‫[بیورن: شاید پیشنهادت برای کمک رو قبول کنم]

01:22:02.938 --> 01:22:05.062
‫[تور: خوبه :)]

01:22:34.271 --> 01:22:37.062
‫[دوشنبه، 25 اوت]

01:22:41.938 --> 01:22:45.354
‫- الوستاد رو دیدی؟
‫- مریض همین الان اونجاست.

01:22:49.188 --> 01:22:51.229
‫ببخشید.

01:22:51.438 --> 01:22:55.729
‫من با ایگل یه توافق مشخص داشتم.
‫این برام عجیبه.

01:22:55.938 --> 01:22:59.729
‫ما آخر هفته شام خوردیم،
‫گفت... قول داد...

01:22:59.938 --> 01:23:03.229
‫- خب، شما به من ارجاع داده شدین.
‫- ارجاع داده شدم به؟

01:23:03.438 --> 01:23:05.979
‫اگه بخواین می‌تونم بررسی کنم...

01:23:06.188 --> 01:23:09.437
‫- سویلند رو ندیدی؟
‫- مگه توی اتاق عمل نیست؟

01:23:09.605 --> 01:23:13.520
‫فکر می‌کردم باشه.
‫ولی این مریض با ایشون نوبت داشت.

01:23:13.688 --> 01:23:18.020
‫حتما یه اشتباهی شده.
‫این خیلی ناراحت‌کننده‌ست.

01:23:18.188 --> 01:23:21.854
‫- نمی‌تونین پیجش کنین؟
‫- وقتی مشغول عمله، نه.

01:23:22.021 --> 01:23:28.562
‫- ولی نتایج آزمایش‌هاتون اومده.
‫- نه، نه. می‌خوام از ایگل بگیرم.

01:23:28.730 --> 01:23:31.604
‫شاید بتونین پیجش کنین؟

01:23:31.813 --> 01:23:35.537
‫می‌تونم بررسی کنم ببینم
‫واقعا تو عمل هست یا نه.

01:23:35.587 --> 01:23:36.812
‫خوبه.

01:23:37.688 --> 01:23:40.937
‫ما قرار بود عمل رو تو هامبورگ انجام بدیم.

01:23:41.146 --> 01:23:45.104
‫- چون اون کلینیک بهترینه.
‫- حتما می‌دونین.

01:23:45.271 --> 01:23:48.729
‫- البته به جز کپنهاگن.
‫- اونا هم خیلی خوبن.

01:23:48.938 --> 01:23:53.979
‫ولی وقتی با هامبورگ حرف می‌زدیم،
‫گفتم که ما ایگل رو می‌شناسیم.

01:23:54.188 --> 01:24:00.937
‫اونا گفتن: «چرا بیایین هامبورگ،
‫وقتی یکی از بهترین‌های اروپا تو نروژه؟»

01:24:01.146 --> 01:24:08.812
‫جالب اینه که عموی ایگل،
‫هاکون سویلند، پدر منو درمان کرد.

01:24:09.021 --> 01:24:12.229
‫نه برای همین بیماری. اون جراح قلب بود.

01:24:12.438 --> 01:24:17.437
‫و کلبه‌اش کنار خونه‌ی والدینم بود،
‫اون بالا توی میسوستر.

01:24:17.646 --> 01:24:20.479
‫- فهمیدم. چه تصادفی.
‫- درسته؟

01:24:20.688 --> 01:24:23.562
‫ایگل یه جراح فوق‌العاده‌ست، معلومه.

01:24:24.938 --> 01:24:28.025
‫همین الان کارش تموم شد.
‫تا چند دقیقه دیگه میاد پایین...

01:24:28.075 --> 01:24:30.229
‫یکم تاخیر داشتن.

01:24:30.438 --> 01:24:32.604
‫تا ده دقیقه دیگه میاد پایین.

01:24:32.813 --> 01:24:34.395
‫مرسی.

01:24:36.021 --> 01:24:39.729
‫- پدر سوره تا 105 سالگی زنده بود.
‫- ولی دیگه نیست.

01:24:39.938 --> 01:24:45.812
‫بهار فوت کرد، ولی تا آخرین لحظه
‫سرحال و هوشیار بود.

01:24:46.021 --> 01:24:48.437
‫- آره، همینطور بود.
‫- کمتر کسی انقدر خوش‌شانسه.

01:24:48.646 --> 01:24:53.437
‫- درسته، و برادرش هنوز زنده‌ست.
‫- برادر من نه، عموم.

01:24:53.605 --> 01:24:57.604
‫آره، عموی ایشونه.
‫خب، همجنسگراست، ولی...

01:24:57.813 --> 01:25:01.979
‫حیفه، چون دیگه وارثی نداره، ولی...

01:25:02.188 --> 01:25:06.437
‫هنوز سرحاله، قطعا.
‫ما تو خانواد‌مون خیلی عمر می‌کنیم.

01:25:06.605 --> 01:25:09.020
‫- آره...
‫- آره، همینطوره.

01:25:09.980 --> 01:25:15.020
‫105 سال؟ بعضی‌ها انقدر نچسبن که بعد
‫حرف زدن باهاشون دلت می‌خواد دوش بگیری.

01:25:15.146 --> 01:25:18.270
‫بهت برخورد؟

01:25:18.438 --> 01:25:23.104
‫اونم مثل بقیه می‌ترسه همدمش
‫ رو از دست بده. از مرگ می‌ترسه.

01:25:23.313 --> 01:25:24.615
‫تو بهت برنخورد؟

01:25:24.665 --> 01:25:27.354
‫چون نمی‌خواست معاینه‌اش کنم؟

01:25:27.521 --> 01:25:31.270
‫ایگل زبونشون رو بلده.
‫من خوب درکشون می‌کنم.

01:25:31.396 --> 01:25:37.354
‫یه چیز دیگه... رفتی اون دوستی که تو
‫گرایندر پیدا کرده بودی رو دیدی؟

01:25:38.521 --> 01:25:40.520
‫آره، سر زدم.

01:25:42.938 --> 01:25:45.687
‫پیشنهاد دادم تو خرید بهش کمک کنم.

01:25:45.896 --> 01:25:49.062
‫یه حد و مرزی هست دیگه، می‌فهمی؟

01:25:49.230 --> 01:25:52.979
‫نمی‌شه به کسایی که تو گرایندر می‌بینی
‫پیشنهاد پرستاری خونه بدی.

01:25:53.105 --> 01:25:56.270
‫به من ربطی نداره،
‫ولی برای خودم هم همینطوره.

01:25:56.480 --> 01:26:01.645
‫منم نمی‌تونم به یکی به خاطر این که کلبه
‫والدینمون کنار همه، امتیاز بدم.

01:26:01.813 --> 01:26:05.562
‫- نه...
‫- نه. و یه چیز دیگه.

01:26:05.771 --> 01:26:08.688
‫اگه این یه دختر بود
‫که توی تیندر دیده بودی...

01:26:08.738 --> 01:26:10.604
‫یه لحظه هم معطل نمی‌کردم، نه می‌گفتم.

01:26:10.771 --> 01:26:13.104
‫ولی الان نمی‌گم، که برام گیج‌کننده‌ست.

01:26:13.271 --> 01:26:17.770
‫به خاطر اینه که هر دوتون مردین
‫که من اینجوری می‌شم...

01:26:17.938 --> 01:26:21.729
‫به هر حال، این مریض آسیب‌پذیره،
‫پس فکر می‌کنم...

01:26:21.938 --> 01:26:23.187
‫نه، این...

01:26:24.855 --> 01:26:28.229
‫واسه زدن مخش چنین کاری نمی‌کنم.

01:26:28.438 --> 01:26:31.562
‫- اصلا علاقه‌ای ندارم.
‫- به من ربطی نداره.

01:26:31.730 --> 01:26:34.812
‫و فکر نمی‌کنم سیگنال اشتباهی داده باشم.

01:26:35.688 --> 01:26:40.812
‫فقط فکر می‌کنم کمک کردن به کسی
‫برای خرید که اشکالی نداره، نه؟

01:26:43.563 --> 01:26:46.729
‫نه، احتمالا حق با توئه.

01:26:46.938 --> 01:26:50.687
‫- معلومه که حق با توئه. ولی گوش کن...
‫- چی؟

01:26:50.896 --> 01:26:54.683
‫یه چیزی هست که هی تو ذهنمه، باید بگم.

01:26:54.733 --> 01:26:56.687
‫یه موضوع جداست، باشه؟

01:26:56.896 --> 01:27:01.979
‫هیچ ربطی به گرایندر نداره،
‫ولی چیزیه که زیاد بهش فکر می‌کنم.

01:27:02.188 --> 01:27:05.604
‫ما بیماران همجنس‌گرا زیاد داریم.

01:27:05.813 --> 01:27:08.854
‫مطمئنم من زودتر از تو تشخیصشون می‌دم.

01:27:09.021 --> 01:27:13.062
‫یه نگاه می‌کنم می‌فهمم،
‫و چیزی که می‌بینم اینه که...

01:27:16.688 --> 01:27:22.145
‫چون می‌دونم عواقب اون تشخیص
‫ برای اون مردها چیه.

01:27:22.313 --> 01:27:25.020
‫و این چیزیه که هیچ‌وقت بهشون نمی‌گی.

01:27:25.188 --> 01:27:28.479
‫به ناتوانی جنسی و ناباروری اشاره می‌کنی...

01:27:28.646 --> 01:27:33.770
‫ولی تقریبا هیچ نمی‌گی که
‫برداشتن پروستات چه اثری روی سکس داره.

01:27:33.938 --> 01:27:37.104
‫نه تنها نعوظت رو از دست می‌دی،
‫چیز رو هم...

01:27:39.896 --> 01:27:46.770
‫وقتی رابطه‌ی مقعدی داری، اگه کسی
‫از پشت بگیرتم، رک بگم...

01:27:46.938 --> 01:27:49.967
‫آلتش رو فشار می‌ده به پروستاتم.

01:27:50.017 --> 01:27:51.854
‫که خیلی لذت‌بخشه.

01:27:52.021 --> 01:27:56.062
‫این یه بخش خیلی بزرگ از لذته که...

01:27:56.896 --> 01:27:59.895
‫که وقتی پروستات رو برمی‌دارن از بین می‌ره.

01:28:00.063 --> 01:28:02.062
‫و این فقط...

01:28:04.146 --> 01:28:09.187
‫فکر کنم نسبت به مردهای همجنس‌گرا
‫بیشتر دلم می‌سوزه تا بقیه.

01:28:09.313 --> 01:28:12.979
‫چون می‌دونم واقعا در عمل چه معنی‌ای داره.

01:28:13.188 --> 01:28:16.770
‫یه جورهایی فقدانش بزرگ‌تره.

01:28:17.855 --> 01:28:22.229
‫هیچ‌وقت به این فکر نکرده بودم.
‫متاسفم.

01:28:22.438 --> 01:28:24.729
‫اشکالی نداره.

01:28:24.938 --> 01:28:28.038
‫و کاملا بی‌ربطه، فقط...

01:28:28.088 --> 01:28:29.104
‫نه، نه.

01:28:29.313 --> 01:28:33.104
‫انقدر بهش فکر کردم که مجبور شدم بگم.

01:28:33.230 --> 01:28:35.812
‫خیلی خوشحالم که گفتی.
‫مرسی.

01:28:37.396 --> 01:28:40.312
‫خب، دیگه گفته شد.

01:29:52.313 --> 01:29:56.729
‫[سه‌شنبه، 26 اوت]

01:29:56.855 --> 01:30:02.562
‫دوستم قرار بود کمکم کنه،
‫ولی مجبور شد سگش رو ببره دامپزشکی.

01:30:03.855 --> 01:30:08.979
‫- همونی که قرار بود توی خرید کمکت کنه؟
‫- آره، فردا می‌ره خرید.

01:30:09.188 --> 01:30:11.560
‫ولی اونوقت امشب چیزی نداری.

01:30:11.610 --> 01:30:12.604
‫اشکالی نداره.

01:30:12.771 --> 01:30:16.854
‫پس من می‌برمت خونه،
‫بعدش برات خرید می‌کنم.

01:30:17.063 --> 01:30:21.645
‫- نه، نه. واقعا لازم نیست.
‫- اشکالی نداره. جدی.

01:30:22.896 --> 01:30:26.854
‫- سوندت خوبه؟
‫- خیلی اذیتم می‌کنه، ولی...

01:30:27.063 --> 01:30:29.937
‫- خوب محکم شده؟
‫- هست، سر جاشه.

01:30:30.146 --> 01:30:31.187
‫هی...

01:30:34.313 --> 01:30:36.937
‫کیسه هنوز پر نیست.

01:30:37.146 --> 01:30:39.562
‫یادت دادن چطوری خالیش کنی؟

01:30:43.771 --> 01:30:47.229
‫- پوشک هم گرفتی؟
‫- آره.

01:30:48.355 --> 01:30:50.162
‫نسخه هم گرفتی؟

01:30:50.212 --> 01:30:53.104
‫هر چی نسخه بود دادن. حتی ویاگرا!

01:30:53.313 --> 01:30:56.812
‫- برای این که دوباره نعوظ داشته باشی.
‫- می‌دونم.

01:30:59.438 --> 01:31:04.229
‫- وقتی شنیدی ناراحت شدی؟
‫- آره، می‌شه گفت.

01:31:04.438 --> 01:31:06.562
‫ولی نیتشون خیره.

01:31:06.771 --> 01:31:10.229
‫خوبه که در موردش حرف زدن. مهمه.

01:31:11.355 --> 01:31:14.520
‫فقط باید با ریتم خودت پیش بری.

01:31:25.771 --> 01:31:27.645
‫فکر کنم باید بریم.

01:31:40.771 --> 01:31:44.562
‫ما تمرکزمون روی اینه که
‫مریض‌ها دوباره خوب بشن.

01:31:44.771 --> 01:31:47.270
‫ولی واقعا توانش رو نداریم...

01:31:47.438 --> 01:31:51.895
‫که با اندوهی که بعضی‌ها بعد از
‫ عمل حس می‌کنن کنار بیایم.

01:31:52.063 --> 01:31:57.604
‫این که یکی بیاد داخل بدنت و چیزی رو برداره
‫ یا تغییر بده...

01:31:57.730 --> 01:32:01.979
‫ممکنه حسش... خب مثل تجاوز نباشه...

01:32:02.146 --> 01:32:05.104
‫ولی شاید بیشتر شبیه ورود اجباری باشه.

01:32:05.313 --> 01:32:09.104
‫بیدار می‌شی و بدنت کاملا فرق کرده.

01:32:09.313 --> 01:32:12.562
‫بعضی‌ها یه حس از دست دادن دارن.

01:32:12.771 --> 01:32:14.020
‫نمی‌تونیم عوضش کنیم...

01:32:14.230 --> 01:32:17.562
‫ولی بهتره بپذیریم که بعضی‌ها
‫ ممکنه غصه بخورن.

01:32:17.771 --> 01:32:22.229
‫و اون غصه شاید نیاز به زمان داشته باشه
‫تا خوب شه یا تبدیل به چیز دیگه‌ای بشه.

01:32:22.438 --> 01:32:26.229
‫- چیز دیگه‌ای؟
‫- آره.

01:32:26.438 --> 01:32:32.229
‫من دقیق نمی‌دونم، ولی چیزی که یاد گرفتم
‫اینه که بدن یه میدان جنگه.

01:32:32.438 --> 01:32:35.520
‫به نفعمونه اینو جدی بگیریم...

01:32:35.730 --> 01:32:39.729
‫همه‌چیز رو آروم بپذیریم و باهاش نجنگیم.

01:32:39.938 --> 01:32:44.354
‫این فقط درباره بیماری نیست.
‫درباره جنسیت و میل هم هست.

01:32:46.605 --> 01:32:50.104
‫زن اولم سرطان داشت.

01:32:50.313 --> 01:32:52.562
‫قبل از این که همدیگه رو ببینیم.

01:32:54.146 --> 01:32:57.020
‫چند بار ازدواج کردی؟

01:32:57.188 --> 01:32:58.645
‫- دو بار.
‫- عه.

01:32:59.771 --> 01:33:04.687
‫هیچوقت دوست نداشتی
‫ ازدواج کنی و بچه‌دار بشی؟

01:33:06.438 --> 01:33:08.229
‫نه.

01:33:08.438 --> 01:33:10.979
‫فکر کنم دوباره می‌تونم ازدواج کنم.

01:33:11.188 --> 01:33:15.312
‫چی باعث می‌شه فکر کنی
‫بار سوم جواب می‌ده؟

01:33:16.771 --> 01:33:21.770
‫- وقتی عاشق می‌شی اینطوری فکر می‌کنی.
‫- ولی دیدی که چطوری می‌تونه عوض بشه.

01:33:22.646 --> 01:33:26.104
‫من نمی‌فهمم چرا مردم
‫این نیاز به ازدواج رو حس می‌کنن.

01:33:26.313 --> 01:33:30.979
‫اگه عشق هست و می‌خوای با هم باشی،
‫همین کافی نیست؟

01:33:31.188 --> 01:33:34.074
‫یه چیزی در مورد اون قولی
‫ که می‌دی وجود داره.

01:33:34.124 --> 01:33:36.562
‫قولی که دو بار شکوندیش...

01:33:36.771 --> 01:33:39.937
‫ولی هنوز حاضری
‫بار سوم دوباره بدی؟

01:33:40.146 --> 01:33:43.687
‫پس ازدواج با یه دروغ بزرگ شروع می‌شه.

01:33:43.896 --> 01:33:48.104
‫و همه می‌دونن که دروغ
‫پایه‌ی سستی برای ساختنه.

01:33:48.313 --> 01:33:53.687
‫از نظر من ازدواج یه جور واحد تولیدیه...

01:33:53.896 --> 01:33:57.020
‫که هدف اصلیش
‫بچه‌دار شدنه.

01:33:58.146 --> 01:34:01.020
‫- تو اینجوری می‌بینیش؟
‫- آره.

01:34:02.021 --> 01:34:05.395
‫در اصل همین‌طوره.

01:34:05.605 --> 01:34:11.562
‫با یه پروژه مشترک شروع می‌شه،
‫ولی آخرش میفته گردن بچه‌ها...

01:34:11.771 --> 01:34:13.575
‫که پروژه رو ادامه بدن...

01:34:13.625 --> 01:34:18.062
‫وقتی والدین دیگه
‫نمی‌تونن یا نمی‌خوان سرمایه‌گذاری کنن.

01:34:19.021 --> 01:34:20.979
‫اونا می‌تونن جدا شن و از نو شروع کنن...

01:34:21.188 --> 01:34:25.187
‫ولی بچه‌ها تا آخر عمر
‫گیر اون ازدواج می‌مونن.

01:34:28.313 --> 01:34:32.187
‫- متاسفم.
‫- صرفا این‌طوری می‌گی دیگه.

01:34:34.938 --> 01:34:40.562
‫فقط پر از عذاب وجدان می‌شم.
‫ولی اشکالی نداره.

01:34:42.021 --> 01:34:44.770
‫من همیشه همینطوریم.

01:34:45.771 --> 01:34:47.812
‫واقعا؟

01:34:49.063 --> 01:34:51.020
‫آره، همیشه.

01:34:53.896 --> 01:34:57.770
‫پس نباید ازت بخوام
‫با من ازدواج کنی؟

01:35:00.188 --> 01:35:02.895
‫اشکالی نداره.
‫هیچوقت این کار رو نمی‌کنم.

01:35:03.105 --> 01:35:04.604
‫مرسی.

01:35:06.188 --> 01:35:09.187
‫قول می‌دم. ولی...

01:35:13.938 --> 01:35:16.645
‫اشکالی داره اگه بگم...

01:35:18.438 --> 01:35:21.312
‫عاشق شدم؟

01:35:23.896 --> 01:35:27.312
‫اشکالی نداره.
‫می‌تونی بگی.

01:35:44.438 --> 01:35:47.687
‫همیشه همینطوری‌ای؟
‫انقدر مهربون؟

01:35:47.896 --> 01:35:49.604
‫همیشه.

01:35:49.813 --> 01:35:52.645
‫زندگی خیلی کوتاهه، می‌دونی.

01:35:55.438 --> 01:35:58.812
‫بیورن، کیسه‌ات...
‫فکر کنم باید خالی بشه.

01:35:59.021 --> 01:36:02.187
‫عه. راست میگی.

01:36:06.188 --> 01:36:08.645
‫- کمک می‌خوای؟
‫- نه، نه.

01:36:18.188 --> 01:36:20.770
‫نه! نه...

01:36:29.188 --> 01:36:32.812
‫من خوبم. لطفا نیا تو.

01:36:33.021 --> 01:36:36.020
‫- هی، می‌تونم...
‫- خوبم.

01:36:37.063 --> 01:36:39.979
‫- سطل داری؟
‫- تو آشپزخونه‌ست.

01:36:40.188 --> 01:36:44.020
‫- زیر کابینت.
‫- باشه.

01:38:03.855 --> 01:38:09.770
‫- اونایی که تو عکس‌ها هستن کیان؟
‫- داگ هامرشولد اون یکی رو گرفته.

01:38:10.646 --> 01:38:14.187
‫- خوبه.
‫- آره. به نظرم تاثیرگذاره.

01:38:15.855 --> 01:38:18.895
‫اون یکی عکس پالمه‌ست.

01:38:21.646 --> 01:38:24.645
‫یه جور همجنس‌گرایی ظریف توشه.

01:38:27.146 --> 01:38:29.933
‫تو بیمارستان خیلی نخوابیدی.

01:38:29.983 --> 01:38:30.895
‫نه.

01:38:31.105 --> 01:38:36.104
‫از وقتی عمل کردم زیاد نخوابیدم.
‫ بیدار دراز می‌کشم و فکر می‌کنم.

01:38:36.313 --> 01:38:37.812
‫به چی؟

01:38:38.021 --> 01:38:42.562
‫به همه‌چیز. که چقدر بی‌معنی بوده.

01:38:42.771 --> 01:38:46.687
‫بی‌معنی؟ واقعا اینطوری فکر می‌کنی؟

01:38:46.855 --> 01:38:52.979
‫گفتنش وحشتناکه، ولی کم‌کم
‫داره برام روشن می‌شه.

01:38:53.188 --> 01:38:59.104
‫صبح روز عملم، داشتم اخبار رادیو
‫ رو گوش می‌کردم.

01:38:59.313 --> 01:39:05.229
‫گفتن واکسن ایدز به‌ زودی
‫ در دسترس قرار می‌گیره.

01:39:05.438 --> 01:39:06.729
‫جدی؟

01:39:06.938 --> 01:39:10.979
‫همه‌گیری کرونا این فرصت رو داد
‫که فناوری ام‌آر‌ان‌ای رو آزمایش کنن.

01:39:11.188 --> 01:39:13.979
‫آره شنیدم. عالی نیست؟

01:39:14.188 --> 01:39:18.020
‫آره، ولی درست همون روز...

01:39:20.021 --> 01:39:23.645
‫«طعنه سرنوشت»، همین نیست؟

01:39:24.771 --> 01:39:30.562
‫بعد از این که تابستون 1986 همجنس‌گرا بودنم
‫رو علنی کردم...

01:39:30.771 --> 01:39:32.562
‫قبل از این که من به دنیا بیام.

01:39:32.771 --> 01:39:35.812
‫- جدی؟
‫- آره.

01:39:37.646 --> 01:39:44.520
‫زود بعدش یه مستند
‫ تلویزیونی درباره ایدز دیدم.

01:39:45.813 --> 01:39:51.312
‫مثل فیلم ترسناک بود!
‫حرف‌های معمول اون موقع رو می‌زدن.

01:39:52.438 --> 01:39:59.687
‫که ایدز یه بیماری وحشتناک و مرگباره
‫که بیشتر سراغ مردهای همجنس‌گرا می‌ره.

01:39:59.855 --> 01:40:07.729
‫و من حس کردم دارم مجازات می‌شم،
‫برای جرئتی که کردم و علنی کردم.

01:40:07.938 --> 01:40:10.312
‫که حقم بوده.

01:40:11.688 --> 01:40:17.229
‫همه‌چیز برام عوض شد.
‫شدیدا ترسیدم.

01:40:17.438 --> 01:40:25.104
‫اگه سکس می‌کردم و یه ذره منی روی پوستم
‫می‌ریخت، همین کافی بود که وحشت‌زده بشم.

01:40:25.313 --> 01:40:29.979
‫چه برسه به این که با کسی بخوابم
‫که نخواد کاندوم استفاده کنه.

01:40:30.188 --> 01:40:34.979
‫سخت بود که پافشاری کنم،
‫خودمم ازش خوشم نمیومد.

01:40:35.188 --> 01:40:41.229
‫بعدش می‌شکستم.
‫همیشه می‌دویدم آزمایش می‌دادم.

01:40:41.438 --> 01:40:46.437
‫توی سالن انتظار کلینیک می‌نشستم
‫و احساس کثیفی و شرم داشتم.

01:40:46.605 --> 01:40:49.604
‫و اون سه ماهی که طول می‌کشید
‫تا جواب نهایی بیاد...

01:40:49.771 --> 01:40:53.979
‫از اضطراب فلج بودم.

01:40:54.105 --> 01:40:57.229
‫بین ترس از مرگ و این فکر که...

01:40:57.438 --> 01:41:03.937
‫چطور باید به آدم‌های نزدیکم بگم،
‫دست‌به‌دست می‌شدم.

01:41:04.105 --> 01:41:07.687
‫شب‌ها بیدار می‌موندم و به پدر
‫و برادرهام فکر می‌کردم...

01:41:07.855 --> 01:41:14.187
‫که مجبور می‌شن به بقیه بگن من ایدز گرفتم.

01:41:15.063 --> 01:41:18.562
‫آخرش، انقدر فشار و استرس شدید شد...

01:41:18.771 --> 01:41:21.229
‫که به نظرم بهتر بود
‫کلا سکس رو کنار بذارم.

01:41:21.438 --> 01:41:24.104
‫کلا. ازش بگذرم.

01:41:24.271 --> 01:41:26.687
‫از اضطراب خلاص بشم.

01:41:26.855 --> 01:41:30.812
‫ولی بعد داروها اومدن.
‫خیلی وقته دیگه حکم مرگ نداره.

01:41:31.021 --> 01:41:32.687
‫ولی هنوز می‌ترسی، نه...

01:41:32.855 --> 01:41:37.229
‫از این که بیماری‌ای بگیری
‫که مجبور باشی تا آخر عمر دارو بخوری؟

01:41:37.438 --> 01:41:42.229
‫و نمی‌دونی چطوری روی بدنت اثر می‌ذاره.
‫عوارض جانبی و...

01:41:42.438 --> 01:41:46.437
‫پس پی‌آرای‌پی چی؟ چرا امتحانش نکردی؟

01:41:46.646 --> 01:41:50.729
‫قطعا باید می‌کردم. الان می‌فهمم.

01:41:50.938 --> 01:41:55.187
‫ولی وقتی اومد، حس کردم قطار رفته.

01:41:55.396 --> 01:42:00.437
‫یه جورایی. نمی‌دونم، فقط خیلی... خستم.

01:42:00.646 --> 01:42:03.104
‫ولی تو توی گرایندر هستی.

01:42:03.313 --> 01:42:06.006
‫فقط برای نگاه کردنه.
‫هیچ کاری نمی‌کنم.

01:42:06.056 --> 01:42:06.937
‫خب؟

01:42:08.188 --> 01:42:13.895
‫فکر نمی‌کنم چیزی ازم مونده
‫که کسی رو تحریک کنه.

01:42:15.146 --> 01:42:20.562
‫وقتی گفتن باید عمل کنم
‫و سویلند گفت...

01:42:21.896 --> 01:42:25.729
‫احتمال زیادی هست
‫که دیگه نعوظ نداشته باشم...

01:42:25.938 --> 01:42:29.812
‫به نظرم اون کوچیک‌ترین مشکل بود.

01:42:30.021 --> 01:42:36.312
‫ولی همون روز که رفتم عمل
‫و احتمال ناتوانی جنسی...

01:42:37.313 --> 01:42:41.562
‫یا حداقل عقیم شدن،
‫هیچوقت دیگه انزال نداشته باشم...

01:42:41.771 --> 01:42:45.937
‫همون روز، از همه روزها، بهم میگن...

01:42:46.105 --> 01:42:50.187
‫که واکسن ایدز احتمالا داره میاد.

01:42:51.313 --> 01:42:53.979
‫انگار به نقطه اول برگشتم.

01:42:54.188 --> 01:42:58.104
‫به حرف‌هایی که روز اول
‫دیدارمون زدی فکر کردم.

01:42:58.271 --> 01:43:01.979
‫که مردم باید خودشون رو جمع‌وجور کنن.

01:43:02.188 --> 01:43:04.422
‫منظورم این نیست که تو باید...

01:43:04.472 --> 01:43:08.062
‫ولی شاید سعی کنی
‫توی ترحم به خودت غرق نشی.

01:43:08.112 --> 01:43:12.465
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:43:12.646 --> 01:43:15.229
‫تو هنوز تموم نشدی.

01:43:15.438 --> 01:43:17.687
‫حالا بیا تو تخت.

01:43:31.938 --> 01:43:33.937
‫- می‌تونی خودت؟
‫- آره.

01:43:37.938 --> 01:43:39.687
‫مرسی.

01:43:43.313 --> 01:43:47.437
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- می‌خوام کنار تو دراز بکشم.

01:43:47.646 --> 01:43:50.979
‫- چرا؟
‫- چون دلم می‌خواد.

01:43:51.188 --> 01:43:54.937
‫نمی‌خوام کاری بکنم،
‫فقط می‌خوام کنار تو باشم.

01:43:55.813 --> 01:43:57.696
‫نباید از سر ترحم بکنی.

01:43:57.746 --> 01:44:00.812
‫نه، می‌کنم چون می‌خوام پیشت باشم.

01:44:01.813 --> 01:44:04.562
‫به عنوان یه چیز خوب در نظرش بگیر.

01:44:05.938 --> 01:44:07.937
‫به عنوان یه مسکن، واسه هر دومون.

01:44:10.521 --> 01:44:12.687
‫جدی می‌گم.

01:44:36.188 --> 01:44:38.562
‫صرفا سعی کن آروم باشی.

01:44:47.938 --> 01:44:51.604
‫[چهارشنبه، 27 اوت]

01:45:19.188 --> 01:45:21.479
‫من می‌رم سر کار.

01:45:21.688 --> 01:45:25.187
‫- حالت چطوره امروز؟
‫- بد نیستم.

01:45:29.688 --> 01:45:33.937
‫خوبه، ولی کیسه باید به زودی تخلیه بشه.

01:45:37.063 --> 01:45:39.020
‫چیه؟

01:45:40.646 --> 01:45:44.270
‫- شاید این الان عجیب باشه.
‫- چی عجیب باشه؟

01:45:45.646 --> 01:45:49.249
‫لزومی نداره چون باهام خوابیدی...

01:45:49.299 --> 01:45:52.395
‫حس کنی که باید برگردی اینجا.

01:45:53.813 --> 01:45:56.854
‫بیورن... بیورن، بیورن، بیورن.

01:45:57.063 --> 01:45:59.854
‫باید بیشتر به مردم ایمان داشته باشی.

01:46:14.146 --> 01:46:15.187
‫خداحافظ.

01:46:22.938 --> 01:46:24.729
‫سلام آیدا.

01:46:24.938 --> 01:46:26.062
‫سلام.

01:46:27.021 --> 01:46:29.076
‫خیلی وقته اینجا نشستی؟

01:46:29.126 --> 01:46:32.187
‫اومدم داخل، ولی هنوز توی تخت بودین.

01:46:32.396 --> 01:46:36.937
‫- این هفته پیش مامان می‌مونی.
‫- نمی‌خوام پیش مامان باشم.

01:46:37.146 --> 01:46:39.020
‫نه، می‌فهمم، ولی...

01:46:40.188 --> 01:46:42.604
‫برو داخل تا بیاییم با هم صبحونه بخوریم.

01:46:42.813 --> 01:46:45.812
‫اول با ماریان خداحافظی کنم.

01:46:52.688 --> 01:46:54.492
‫ببخشید.

01:46:54.542 --> 01:46:58.437
‫لازم نیست عذرخواهی بکنی.
‫من باید عذرخواهی بکنم.

01:46:58.646 --> 01:47:02.979
‫آیدا از سحر روی ایوان می‌شینه.
‫می‌ترسه بره توی اتاق خودش...

01:47:03.188 --> 01:47:08.312
‫و چون من خوابم معمولا می‌خزه میاد پیش من!
‫این درست نیست!

01:47:08.521 --> 01:47:13.937
‫یه کاریش می‌کنیم. با سولویگ حرف می‌زنم.

01:47:21.063 --> 01:47:24.854
‫می‌دونی به نظرم بهترین چیز چی می‌بود؟

01:47:25.063 --> 01:47:31.479
‫که اگه من و تو یه شب توی
‫ قایق نسوددن آشنا می‌شدیم.

01:47:31.688 --> 01:47:35.937
‫تصادفا. به نظرت امکانش هست؟

01:47:54.188 --> 01:47:57.604
‫- عه سلام!
‫- سلام!

01:47:57.813 --> 01:47:59.979
‫- اینجا نشستی؟
‫- آره؟

01:48:00.188 --> 01:48:03.604
‫- اینجا زندگی می‌کنی؟
‫- از پیش اوله میای؟

01:48:03.813 --> 01:48:07.479
‫- آره.
‫- به آیدا گفتم نره بالا.

01:48:07.688 --> 01:48:13.229
‫- ببخشید اگه مزاحم شد.
‫- اصلا. نیازی به عذرخواهی نیست.

01:48:13.438 --> 01:48:16.395
‫نه... زود بیدار شدی؟

01:48:16.605 --> 01:48:19.312
‫- دارم می‌رم سر کار.
‫- آهان.

01:48:19.521 --> 01:48:22.479
‫- پس در هر صورت باید می‌رفتی؟
‫- آره.

01:48:22.688 --> 01:48:25.979
‫- تو هم زود بیدار شدی؟
‫- از سه صبح بیدارم.

01:48:26.188 --> 01:48:27.979
‫- وای!
‫- آره...

01:48:28.188 --> 01:48:33.104
‫یه فنجون قهوه می‌خوای؟
‫یکم پیشم می‌مونی؟

01:48:34.521 --> 01:48:38.104
‫- فقط یکم؟
‫- آره... آره.

01:48:38.313 --> 01:48:40.937
‫چه خوب. بیا!

01:48:43.688 --> 01:48:45.979
‫بالشتم هست؟ مرسی.

01:48:46.188 --> 01:48:48.062
‫بفرما.

01:48:51.938 --> 01:48:54.944
‫از سه بیداری؟ مشکل خواب داری؟

01:48:54.994 --> 01:48:55.979
‫خیلی.

01:48:56.188 --> 01:49:00.979
‫چندین ساله همینم. دکتر هم رفتم.

01:49:01.188 --> 01:49:04.062
‫می‌دونی، می‌گن...

01:49:05.688 --> 01:49:10.479
‫خواب بد زندگی رو کوتاه می‌کنه.
‫فکر کردن بهش خیلی ناراحت‌کننده‌ست.

01:49:10.688 --> 01:49:14.645
‫- درک می‌کنم.
‫- دراز می‌کشی و فکر می‌کنی...

01:49:14.771 --> 01:49:18.020
‫«زندگیم داره کوتاه می‌شه.»

01:49:18.188 --> 01:49:22.854
‫نمی‌دونم چرا چنین چیزی بهت می‌گن،
‫کمکی که نمی‌کنه.

01:49:23.063 --> 01:49:24.729
‫نه.

01:49:24.938 --> 01:49:27.687
‫و به نظرم عده زیادی چنین حسی دارن.

01:49:29.271 --> 01:49:31.145
‫جامعه‌شناسی؟

01:49:35.105 --> 01:49:37.562
‫ آره. آره گمونم باشم.

01:49:39.646 --> 01:49:44.729
‫معلم موسیقی بودی، نه؟
‫وقتی نمی‌تونی بخوابی چیکار می‌کنی؟

01:49:44.938 --> 01:49:48.187
‫من روانکاو تعلیم‌دیده‌ی موسیقیم.

01:49:48.396 --> 01:49:51.395
‫ولی در حال حاضر بیکارم.

01:49:52.521 --> 01:49:58.062
‫اینجا کار پیدا کردن سخته.
‫دارم فکر می‌کنم که برگردم اسلو.

01:49:58.271 --> 01:50:02.187
‫توی برگن یه پیشنهاد کاری دیدم.

01:50:03.396 --> 01:50:08.020
‫ولی با اوله تصمیم گرفتیم که بخاطر بچه‌ها
‫ نزدیک هم زندگی کنیم.

01:50:09.313 --> 01:50:14.145
‫ولی مطمئن نیستم چیز خوبی باشه،
‫می‌فهمی؟

01:50:14.355 --> 01:50:18.104
‫گاهی‌اوقات حس می‌کنم زندگی
‫ کردن این پایین...

01:50:18.313 --> 01:50:21.437
‫آخه من طبقه اولم دیگه.

01:50:21.646 --> 01:50:26.604
‫که من اینجا نشستم که بچه‌ها بتونن
‫بین من و اوله در رفت و آمد باشن.

01:50:26.813 --> 01:50:30.645
‫گاهی‌اوقات حس می‌کنم
‫ یه مجازاته. واقعا می‌گم.

01:50:32.605 --> 01:50:35.145
‫تو شوهر و بچه‌ای چیزی نداری؟

01:50:37.438 --> 01:50:39.395
‫- نه.
‫- نه...

01:50:40.938 --> 01:50:42.812
‫خیلی آروم به نظر میای.

01:50:44.938 --> 01:50:51.854
‫اولین باری که دیدمت خیلی
‫ آرام به نظر می‌رسیدی.

01:50:53.813 --> 01:50:55.562
‫نه.

01:50:57.688 --> 01:51:00.979
‫نه، واقعا چنین حسی ندارم.

01:51:01.188 --> 01:51:04.437
‫- الان داره گریه‌ام می‌گیره.
‫- ببخشید!

01:51:04.646 --> 01:51:06.812
‫اشکالی نداره فقط...

01:51:07.938 --> 01:51:11.562
‫دائما حس می‌کنم دارم به یه دیوار می‌خورم.

01:51:13.063 --> 01:51:16.479
‫دائما در تلاشم مسیرم رو پیدا کنم.

01:51:16.646 --> 01:51:19.770
‫- ببخشید اگه حرف اشتباهی زدم.
‫- نزدی.

01:51:19.896 --> 01:51:24.604
‫صادقانه بگم به نظرم مشکلی نداره
‫ که چنین حسی دارم.

01:51:24.771 --> 01:51:26.812
‫باید هم همین باشه.

01:51:33.771 --> 01:51:35.979
‫ببخشید...

01:51:36.105 --> 01:51:39.479
‫لزومی نداره عذرخواهی کنی.

01:51:39.605 --> 01:51:44.479
‫شده به نحوی حس کنی که گیر کردی؟

01:51:44.605 --> 01:51:49.270
‫توی شرایط، شخصیت و یا انتظاری؟

01:51:49.396 --> 01:51:51.854
‫کاملا گیر کردی، فکر می‌کنی که...

01:51:53.271 --> 01:51:58.479
‫- چی شد که به اینجا کشید؟
‫- کاملا. راستش خیلی زیاد.

01:51:58.646 --> 01:52:00.854
‫ولی...

01:52:01.063 --> 01:52:03.437
‫- ولی گوش کن.
‫- بله؟

01:52:03.646 --> 01:52:10.437
‫حتی اگه شرایط غیرممکن به نظر برسه
‫ و ناامیدی‌ها تلنبار بشن...

01:52:11.938 --> 01:52:17.895
‫هیچ‌وقت نباید این باور رو از دست بدی
‫که راه خروجی هست.

01:52:18.021 --> 01:52:21.812
‫- صرفا باید تحمل کنی؟
‫- آره.

01:52:24.688 --> 01:52:27.104
‫«سرسختیت به مانند روزگارت خواهد بود.»

01:52:27.271 --> 01:52:30.437
‫- هایدی؟
‫- آره، از هایدی بود.

01:52:33.188 --> 01:52:36.645
‫من دیگه برم، وگرنه دیرم می‌شه.

01:52:36.813 --> 01:52:40.479
‫چرا من و تو و هایدی یه بار دور هم جمع نشیم؟

01:52:40.688 --> 01:52:44.062
‫- خیلی خوب می‌شه!
‫- با هایدی بریم اسلو و...

01:52:44.230 --> 01:52:46.520
‫- آره.
‫- می‌تونیم بریم بیرون که غذا بخوریم.

01:52:46.688 --> 01:52:49.604
‫نمی‌خوام چیزی رو بین تو و اوله خراب کنم.

01:52:49.813 --> 01:52:53.729
‫- می‌تونی پشت سر بذاریش.
‫- جدی؟

01:52:53.896 --> 01:52:59.104
‫- می‌تونی شماره‌ام رو از هایدی بگیری.
‫- هایدی. بهت زنگ بزنم یا...

01:53:00.313 --> 01:53:02.854
‫- من باید برم.
‫- با هایدی حرف می‌زنم پس.

01:53:03.063 --> 01:53:05.770
‫- مرسی که پیشم نشستی.
‫- بابت قهوه ممنون.

01:53:05.938 --> 01:53:10.270
‫- خوشحال شدم باهات حرف زدم. می‌بینمت!
‫- منم! باشه! خداحافظ!

01:53:33.813 --> 01:53:36.395
‫سلام.
‫- مسافر شدی پس؟

01:53:36.605 --> 01:53:38.187
‫- نه.
‫- نه؟

01:53:38.355 --> 01:53:41.854
‫شب رو خونه‌ی فلانی بودی؟

01:53:42.063 --> 01:53:45.604
‫- آره.
‫- اوضاع خوب پیش می‌ره؟

01:53:45.813 --> 01:53:48.229
‫- آره.
‫- خوشحال به نظر میای.

01:53:48.438 --> 01:53:52.104
‫- صرفا هیجان دارم که می‌رم سر کار.
‫- باشه.

01:53:52.271 --> 01:53:54.437
‫نه، راستش واقعا خوشحالم.

01:53:54.605 --> 01:53:56.604
‫انگار فکرم باز شده.

01:53:56.813 --> 01:53:57.729
‫محشره.

01:53:57.938 --> 01:54:00.479
‫- تو چی؟ تو هم خوشحال به نظر میای.
‫- آره؟

01:54:00.688 --> 01:54:04.312
‫گمونم باشم دیگه؟
‫راجع به رفتن سر کار هم هیجان دارم.

01:54:04.521 --> 01:54:06.187
‫- سلام.
‫- سلام.

01:54:06.396 --> 01:54:07.437
‫زود بیدار شدی؟

01:54:07.605 --> 01:54:11.979
‫با آنا و موسیقیدان‌ها جلسه دارم.

01:54:12.188 --> 01:54:15.479
‫خونه‌ی اوله هارالد بودی؟

01:54:15.605 --> 01:54:19.437
‫پروژه چطوری پیش می‌ره؟
‫واسه سالگرد تصمیمی نگرفتن؟

01:54:19.605 --> 01:54:21.854
‫چرا، قراره...

01:54:22.063 --> 01:54:23.854
‫باشه...

01:54:24.021 --> 01:54:28.395
‫آره، دیروز یه جلسه‌ی مزخرف داشتم.

01:54:29.813 --> 01:54:32.854
‫ولی در هر صورت اوضاع داره
‫بالاخره اون‌طوری که می‌خوام پیش می‌ره.

01:54:33.063 --> 01:54:34.979
‫- وای!
‫- اونطوری که فکر می‌کنی نیست.

01:54:35.188 --> 01:54:38.729
‫فهمیدم احمقانست که کلی
‫ پول خرج یه مهمونی کنی.

01:54:38.938 --> 01:54:44.729
‫قانعشون کردم که کاری کنن که ارتباط
‫ برقرار کردن با شورا راحت‌تر بشه.

01:54:44.938 --> 01:54:49.187
‫که بتونن هر وقت که خواستن کمک بگیرن.
‫خیلی ساده.

01:54:49.355 --> 01:54:54.145
‫یه مراسم کوچیک روی سقف ساختمان شهرداری
‫می‌گیریم، همونطور که آنا پیشنهاد داد.

01:54:54.355 --> 01:54:57.479
‫یه قطعه نوشتیم که خواننده‌ای
‫ باید اجراش کنه...

01:54:57.688 --> 01:54:59.913
‫که باید نمایانگر «دختر اسلو» باشه.

01:54:59.963 --> 01:55:01.770
‫یه چیزی مثل روایت روزانه‌اش.

01:55:01.938 --> 01:55:04.479
‫الان داریم همین رو تمرین می‌کنیم.

01:55:04.688 --> 01:55:10.979
‫این خیلی ساده‌تر و بامعنی‌تره به نظرم.

01:55:11.188 --> 01:55:13.979
‫پس دیگه نمی‌خوای استعفاء بدی؟

01:55:14.188 --> 01:55:16.937
‫می‌خواستم استعفاء بدم.

01:55:18.188 --> 01:55:21.437
‫فکر کن ببین چقدر دستاورد داشتی هایدی.

01:55:21.646 --> 01:55:25.020
‫نمی‌شه الان استعفاء بدی.
‫طرز فکر خیلی خوبی داری.

01:55:25.230 --> 01:55:28.562
‫به امثال تو توی شهرداری نیاز داریم.

01:55:28.771 --> 01:55:32.479
‫این دیگه تازگی داره!
‫«توی شهرداری بهت نیاز داریم.»

01:55:32.688 --> 01:55:35.979
‫- تو هم. به تو هم نیاز داریم.
‫- ولی به تو نه؟

01:55:36.188 --> 01:55:39.062
‫من؟ البته. من خود شهرداریم.

01:55:39.313 --> 01:55:49.313
‫«مترجم: «تارخ علی‌خانی

01:55:54.354 --> 01:56:04.354
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>
