WEBVTT

01:00.600 --> 01:10.600
«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus

01:10.620 --> 01:18.620
‫«مترجم: «تارخ علی‌خانی

01:25.620 --> 01:27.240
‫ای بابا.

01:28.620 --> 01:29.870
‫تف توش!

01:31.120 --> 01:32.990
‫ریدم توی این وضع!

03:19.660 --> 03:24.450
‫[به کشورم با افتخار و ایمان خدمت می‌کنم]

04:42.790 --> 04:46.200
‫[بلیط سلامتی بگیرید!]

05:41.040 --> 05:43.790
‫ببخشید، واسه من کاری ندارید؟

05:44.290 --> 05:47.240
‫می‌خوام کار کنم ولی کسی استخدامم نمی‌کنه.

05:48.790 --> 05:50.490
‫حداقل پنج لئو بهم قرض می‌دین؟

05:55.700 --> 05:58.490
‫کار ندارین؟

05:59.790 --> 06:01.080
‫خدا به همراهت.

06:02.080 --> 06:03.490
‫بهت پس می‌دم.

06:06.660 --> 06:09.490
‫ببخشید، واسه من کاری دارین؟

06:09.790 --> 06:11.870
‫خواهشا، می‌خوام کار کنم.

06:13.040 --> 06:15.790
‫می‌تونم توی خونه‌تون تعمیرات انجام بدم.

06:18.500 --> 06:20.830
‫حداقل پنج لئو بهم قرض می‌دین؟

06:23.330 --> 06:26.870
‫ببخشید، پنج لئو بهم قرض می‌دین؟
‫بهتون پس می‌دم.

06:27.160 --> 06:29.660
‫کسی استخدامم نمی‌کنه.

06:36.330 --> 06:37.830
‫می‌رم.

06:38.450 --> 06:39.370
‫مرسی خانم.

07:19.410 --> 07:20.660
‫مرسی خانم.

07:20.820 --> 07:24.450
‫کاری ندارید؟ بعدا هم می‌تونم برگردم.

07:25.580 --> 07:29.200
‫یکشنبه واسه نظافت بیا. صبح زود!

07:29.790 --> 07:31.620
‫میام، مرسی!

07:32.160 --> 07:33.990
‫گور بابات!

07:51.370 --> 07:53.240
‫گم شو مگس کثافت.

07:56.830 --> 07:58.790
‫ولمون کن بابا!

08:04.120 --> 08:05.660
‫عجب‌ها.

09:09.040 --> 09:12.660
‫اگه مشکلی پیش اومد تقصیر منه،
‫ببخشید!

09:13.250 --> 09:15.290
‫جبران می‌کنم...

09:18.700 --> 09:20.200
‫کسی ده لئو داره؟

09:20.410 --> 09:21.790
‫آروم باش رفیق!

09:22.660 --> 09:23.950
‫ده لئو دارین؟

09:28.580 --> 09:30.410
‫ده لئو می‌دین لطفا؟

09:32.870 --> 09:34.830
‫خفه‌خون بگیر دیگه!

09:35.370 --> 09:37.080
‫بزن به چاک!

09:37.620 --> 09:38.490
‫برو!

09:39.790 --> 09:42.580
‫نزن سگه رو! روانی‌ای مگه؟

09:43.410 --> 09:44.490
‫دیوانه‌ی احمق.

09:47.540 --> 09:51.160
‫بزن به چاک کثافت!

11:01.370 --> 11:03.040
‫باز کن لطفا!

11:04.540 --> 11:06.370
‫می‌دونیم خونه‌ای!

11:11.240 --> 11:13.660
‫اورسولیا یونسکو هستم!

11:16.500 --> 11:19.830
‫آقای گلانتاسو، خبر داشتی امروز میاییم.

11:28.620 --> 11:34.040
‫توافق کردیم که اگه یه هفته بهت
‫وقت بدیم همکاری می‌کنی!

11:36.450 --> 11:39.660
‫برام دردسر درست می‌کنی!

11:46.620 --> 11:50.450
‫میاییم داخل، همراهم ژاندارم و کلیدساز دارم.

11:50.830 --> 11:52.120
‫اگه بمب باشه چی؟

11:56.160 --> 11:57.620
‫داریم میاییم داخل.

12:09.910 --> 12:11.950
‫کاری که کردی قشنگ نیست.

12:12.250 --> 12:13.490
‫صداتون رو نشنیدم خانم.

12:13.790 --> 12:17.040
‫واست تمدید جدید گرفته بودم.

12:19.080 --> 12:23.540
‫من اروپا ک.و.ک رو آروم کردم،
‫عجله داشتن.

12:24.040 --> 12:26.080
‫سخت تلاش کردم!

12:26.790 --> 12:29.620
‫حتی یه ون واست آوردم که وسایلت رو ببری.

12:30.660 --> 12:32.290
‫کجا ببرم خانم یونسکو؟

12:32.540 --> 12:34.830
‫نمی‌دونم. دوست داری اینجا بمونن؟

12:35.620 --> 12:38.660
‫دفعه قبلی گفتی دنبال یه پناهگاه می‌گردی.

12:40.370 --> 12:41.870
‫همه پرن.

12:43.330 --> 12:44.870
‫ببینیم چه کاری از دستمون برمیاد.

12:45.830 --> 12:50.080
‫کشیش من پدر شربان یه چند
‫ تا پناهگاه می‌شناسه.

12:51.500 --> 12:53.950
‫من به هر نحوی که بتونم کمک می‌کنم.

12:54.870 --> 12:58.910
‫وسایل سبک‌تر رو ببر،
‫بقیه رو با ون می‌بریم.

13:01.000 --> 13:03.200
‫من هم همراهت تا پناهگاه میام.

13:03.830 --> 13:07.200
‫به این خانم مسن هم کمک کردم.

13:08.040 --> 13:10.410
‫نوه‌اش به زور خونه‌اش رو گرفته بود.

13:10.750 --> 13:14.080
‫حالش خوبه، کریسمس و عید پاک بهش سر می‌زنم.

13:14.540 --> 13:17.540
‫- واسش یه کیسه بزرگ...
‫- من نمی‌رم پناهگاه.

13:17.750 --> 13:20.160
‫من همراهت میام، می‌بینی چطوریه.

13:24.750 --> 13:27.950
‫یه زمستان خیلی سرد در پیشه.

13:30.080 --> 13:32.660
‫لطفا آقا. نمی‌خوام که...

13:33.080 --> 13:35.790
‫نمی‌خوام ژاندارم‌ها بندازنت بیرون!

13:39.290 --> 13:42.290
‫- چرا فیلم می‌گیری؟
‫- که مدرک داشته باشن.

13:43.000 --> 13:46.870
‫- مدرک چی؟
‫- که باهات بدرفتاری نکردن.

13:49.000 --> 13:52.370
‫اخطاریه رو ببین، مال خیلی وقت پیشه!

13:54.000 --> 13:58.040
‫من تا جای ممکن واست زمان خریدم،
‫ولی دیگه موضوع از دست من خارجه.

13:58.870 --> 14:00.580
‫واسم دردسر درست می‌کنی!

14:06.200 --> 14:07.080
‫باشه، می‌رم.

14:08.160 --> 14:11.330
‫یه ساعت وقت بدین وسایلم رو تخلیه کنم.

14:12.700 --> 14:13.870
‫نمی‌تونم.

14:14.660 --> 14:18.990
‫همه‌چیز رو ببر بیرون،
‫مبلمانت رو ببر کنار.

14:19.660 --> 14:21.450
‫من یه انبار خالی پیدا می‌کنم.

14:21.750 --> 14:23.950
‫- همه‌چیز رو آوردم اینجا.
‫- اینجا؟

14:25.410 --> 14:27.290
‫اینجا موتورخونه بود.

14:30.160 --> 14:32.080
‫این‌طوری آسون‌تره.

14:36.040 --> 14:37.580
‫بهت وقت می‌دم وسایلت رو جمع کنی.

14:37.950 --> 14:41.120
‫ولی بهت اعتماد کنم که باز
‫ پشت در ولمون نمی‌کنی؟

14:41.950 --> 14:43.410
‫قول می‌دم.

14:44.290 --> 14:45.950
‫- وایسا.
‫- هی!

14:46.290 --> 14:48.040
‫- بهم دست نزن!
‫- آروم!

14:50.120 --> 14:51.330
‫کلید رو می‌دم بهتون.

14:51.660 --> 14:55.870
‫بهت اعتماد می‌کنیم.
‫ بیست دقیقه دیگه برمی‌گردیم.

15:02.540 --> 15:03.910
‫شما هم بیایید بیرون!

15:05.700 --> 15:09.080
‫باید با مردم خوب رفتار کنین!

15:11.040 --> 15:12.740
‫مگه چیکارتون کرده؟

16:38.310 --> 16:43.650
‫[ابلاغیه تخلیه، دادورز اورسولیا یونسکو
‫ به ایون گلانتاسو]

17:40.450 --> 17:43.290
‫فروشگاه نمی‌شه.
‫قراره یه هتل پنج‌ستاره باشه.

17:43.870 --> 17:46.910
‫- نگفتن «بوتیک»؟
‫ - یعنی «هتل بوتیک».

17:47.410 --> 17:50.910
‫یه هتل لوکس مثل بوتیک‌های فرانسوی.

17:51.370 --> 17:55.240
‫- شش طبقه نمی‌سازن؟
‫- ولی هر طبقه فقط چهار تا اتاقه.

17:55.870 --> 17:57.990
‫یعنی اروپا ک.و.ک. این رو می‌گه.

17:59.330 --> 18:00.490
‫اروپا کوکو!

18:01.450 --> 18:04.330
‫نه، «کایزرلیش اونت کنینگلیش».
‫امپراتوری و سلطنتی.

18:05.330 --> 18:07.290
‫ فیلم «بمب دزدیده شد» رو دیدی؟

18:08.660 --> 18:10.040
‫از گوپو.

18:14.290 --> 18:16.990
‫- خانم، شما فلورشتی زندگی می‌کنین؟
‫ - بله.

18:18.120 --> 18:20.450
‫اون بلوک‌های جدید خوبن؟

18:20.790 --> 18:23.160
‫نمی‌دونم، من تو خونه زندگی می‌کنم.

18:23.910 --> 18:27.660
‫ولی مثل دیوانه‌ها می‌سازن،
‫سبک چینی، همه چسبیده بهم.

18:28.330 --> 18:31.540
‫تنگه. اگه پول داشتم می‌رفتم از اونجا.

18:40.370 --> 18:41.490
‫بریم.

18:42.250 --> 18:44.240
‫می‌تونم سیگارم رو تموم کنم؟

18:53.870 --> 18:55.950
‫پس ورزشکار بوده؟

18:56.290 --> 18:59.080
‫آره، حتی تو بالکانیاد طلا گرفت.

18:59.870 --> 19:02.790
‫چطوری به این حال و روز افتاد؟

19:03.290 --> 19:06.870
‫یه تصادف کرد، مجبور شد ورزش رو بذاره کنار،

19:07.370 --> 19:11.910
‫شروع کرد به مشروب خوردن،
‫ خونه‌ رو از دست داد، آواره شد...

19:12.700 --> 19:13.870
‫الکلی شد.

19:14.250 --> 19:18.040
‫اون زیرزمین مال یه ورزشکاری بود
‫که رفت استرالیا.

19:18.450 --> 19:19.740
‫ورزشکاره دوستش بود؟

19:20.080 --> 19:21.740
‫مطمئن نیستم.

19:23.290 --> 19:25.450
‫توی استرالیا مربی بود.

19:26.000 --> 19:29.200
‫سکته کرد، پسرش ساختمان رو فروخت به ک.و.ک.

19:45.700 --> 19:48.200
‫راه بیفتین، لاک‌پشت‌های نینجا!

19:57.660 --> 20:00.080
‫- اگه بمب باشه چی؟
‫ - نه بابا.

20:01.620 --> 20:03.450
‫اینجا رو ببین.

20:07.700 --> 20:09.240
‫زنگ بزنین آمبولانس!

20:09.750 --> 20:10.700
‫دارم زنگ می‌زنم.

20:10.950 --> 20:13.040
‫چیکار کردی پدربزرگ؟

20:14.120 --> 20:16.330
‫اون سیم رو ازش باز کنین.

20:16.580 --> 20:18.370
‫باید بهش دست بزنی.

20:18.790 --> 20:20.540
‫یه آینه جلو دهنش بذار.

20:20.910 --> 20:22.620
‫آینه از کجا؟ خفه شو!

20:23.120 --> 20:26.290
‫[به مجاری:] الو، یه مورد اضطراری
‫ توی خیابان کلاینه...

20:26.540 --> 20:28.620
‫یه نفر خواسته خودکشی کنه...

20:28.950 --> 20:31.830
‫[به رومانیایی:] معذرت می‌خوام!
‫ یه اقدام به خودکشی توی...

20:32.540 --> 20:33.660
‫باید ضبط کنیم.

20:34.370 --> 20:36.620
‫آدرسش ساختمان دوم، خیابان میکو کلاین.

20:36.870 --> 20:38.160
‫احیاش کنین.

20:38.540 --> 20:39.660
‫من آرومم!

20:39.830 --> 20:43.160
‫- دارم فشار می‌دم، ولی...
‫- هنوز نفس می‌کشه؟

20:44.160 --> 20:46.870
‫- ظاهرا نه.
‫- ظاهرا نه.

20:47.700 --> 20:49.790
‫- سرد شده؟
‫- نفس نمی‌کشه!

20:49.950 --> 20:51.740
‫- بیشتر فشار بده.
‫- یه مرده.

20:52.120 --> 20:54.330
‫هفت، هشت، نه، ده...

20:55.290 --> 20:58.370
‫- فایده نداره، مرده!
‫- ادامه بده.

20:58.700 --> 21:01.660
‫- شاید بازم بیدار شه.
‫- پس خودت بکن!

21:02.290 --> 21:04.870
‫- نمی‌خوای ادامه بدی؟
‫- به چه دردی میخوره؟

21:07.580 --> 21:09.330
‫باید با ریتم آهنگ «استیینگ الایو»
‫ پیش بری.

21:09.870 --> 21:12.040
‫استیینگ الایو، استیینگ الایو!

21:16.700 --> 21:18.040
‫- داری فیلم می‌گیری؟
‫ - آره.

21:23.370 --> 21:25.040
‫محکم‌تر خانم!

21:26.120 --> 21:27.740
‫مرده، گفتم که.

21:28.370 --> 21:29.740
‫واضحه.

21:51.500 --> 21:53.830
‫این خرابه‌های رومی برمی‌گرده به...

21:54.200 --> 21:56.200
‫.ببخشید

21:57.080 --> 21:59.240
‫عجیبه، خودش رو از رادیاتور حلق‌آویز کرده.

21:59.830 --> 22:01.660
‫ - چی؟
‫- شیوه‌اش این بوده.

22:02.080 --> 22:05.240
‫آره، سیم رو دور گردنش پیچید...

22:06.100 --> 22:08.510
‫کنار رادیاتور نشست...

22:09.540 --> 22:13.620
‫سیم رو بهش بست و تا می‌تونست کشید.

22:14.660 --> 22:17.740
‫- متاسفم.
‫- لازم نیست.

22:18.160 --> 22:22.330
‫تقصیر تو نبود. تو و ژاندارم‌ها
‫ همه‌چیز رو طبق قانون انجام دادین.

22:22.580 --> 22:24.830
‫نه، باید می‌فهمیدم.

22:28.700 --> 22:31.160
‫ولی دفعه قبل خیلی آروم بود!

22:31.410 --> 22:33.200
‫همه‌چیز رو توضیح دادم، مشکلی نبود.

22:33.910 --> 22:36.620
‫با ک.و.ک بحث کردم که بذارن یه مدت بمونه.

22:37.040 --> 22:41.450
‫به خاطر من یه ماه دیگه بهش مهلت دادن.

22:43.080 --> 22:45.410
‫واسه اثاثیه‌اش براش ماشین گرفتم.

22:46.120 --> 22:48.240
‫آروم باش، اورسولیا.

22:49.080 --> 22:51.950
‫تقصیر تو نبود.
‫بی‌نقص عمل کردی.

22:52.580 --> 22:55.490
‫- تقصیر تو نبود.
‫- از نظر قانونی آره، می‌دونم.

22:57.500 --> 23:02.330
‫حکم تخلیه داشت. تو حتی فراتر از
‫انسانیت عمل کردی.

23:03.250 --> 23:05.160
‫براش جنگیدم که وقت بیشتری بگیره.

23:05.450 --> 23:09.830
‫ک.و.ک می‌خواست قبل از زمستان
‫ تخریب کنه که بسازه.

23:10.700 --> 23:13.910
‫- چی می‌خوان بسازن اونجا؟
‫- یه هتل لوکس.

23:14.200 --> 23:15.830
‫«کانتیننتال بوتیک».

23:20.250 --> 23:22.540
‫طرفی که مرده سابقه کیفری داشت.

23:22.870 --> 23:25.120
‫- از پلیس گرفتیم.
‫- واقعا داشت؟

23:25.450 --> 23:27.290
‫توهین به حرمت قبور.

23:28.200 --> 23:29.490
‫خدایا!

23:29.500 --> 23:33.370
‫چند تا صلیب چوبی رو سوزونده بود که گرم بشه.

23:34.120 --> 23:35.540
‫بیچاره!

23:38.750 --> 23:43.200
‫باید بیشتر کمکش می‌کردم،
‫براش جا پیدا می‌کردم.

23:44.250 --> 23:47.120
‫می‌تونستم تو دفتر خودم استخدامش کنم.

23:47.830 --> 23:51.240
‫اگه می‌فهمیدم حال روحیش انقدر بده...

23:51.620 --> 23:54.080
‫نمی‌تونی به همه کمک کنی.

23:56.620 --> 23:58.990
‫تو مثل اون یارو تو «فهرست شیندلر» شدی.

23:59.450 --> 24:03.740
‫«اگه این سنجاق رو فروخته بودم،
‫ یه یهودی کوچیک دیگه رو نجات می‌دادم!»

24:04.330 --> 24:06.200
‫حالم همینه.

24:06.910 --> 24:09.450
‫اشتباه کردم. تقصیر منه!

24:11.620 --> 24:15.080
‫عزیزم، هیچ دلیلی برای بازداشتت ندارم...

24:15.290 --> 24:17.740
‫هرچقدر هم بخوای خودت رو سرزنش کنی.

24:19.250 --> 24:22.240
‫زندگی پر از اتفاقات غیرمنتظره‌ست.

24:23.040 --> 24:24.990
‫یه خبر خوندم در مورد یه مرد کره‌ای...

24:25.160 --> 24:28.790
‫که زیر دستگاه بسته‌بندی غذا له شد

24:29.040 --> 24:30.950
‫چون ربات فکر کرد قوطیه.

24:33.040 --> 24:35.660
‫- کتابش کجاست؟
‫- اینجاست.

24:38.330 --> 24:40.830
‫بیا، یه چیزی که حالت بهتر شه.

24:43.120 --> 24:45.700
‫- خلافکارهای بدشانس.
‫- بریم سر گزارش.

26:18.750 --> 26:22.450
‫[به آلمانی:]
‫نه، مرسی، حالم خوبه که پرسیدین.

26:24.120 --> 26:29.330
‫با آقای هوخ‌هاوسلر و انکولسکو،
‫وکیلش صحبت کردم.

26:30.330 --> 26:33.660
‫جای نگرانی نیست، همه‌چیز از
‫نظر قانونی درست بود.

26:35.540 --> 26:37.660
‫فقط ناراحت‌کننده‌ست که به اینجا کشید.

26:39.700 --> 26:40.870
‫رسانه‌ها...

26:41.250 --> 26:44.200
‫می‌دونی دیگه، هر چیزی حدس و گمان
‫می‌زنن، یه مشت خوکن.

26:48.580 --> 26:51.330
‫قطعا روانی بود، ولی به نظر نمی‌اومد.

26:52.620 --> 26:54.290
‫الکلی بود.

26:56.790 --> 26:57.990
‫ببین...

26:58.500 --> 27:02.700
‫گذاشتیم وسایلش رو جمع کنه،
‫ به نظر می‌فهمید...

27:03.540 --> 27:07.910
‫ولی وقتی برگشتیم،
‫ خودش رو از رادیاتور حلق‌آویز کرده بود.

27:08.290 --> 27:09.990
‫آره.

27:10.000 --> 27:13.040
‫شاید عجیب به نظر برسه، ولی ساده‌ست.

27:14.160 --> 27:17.490
‫یه سیم رو دور گردنش پیچیده...

27:17.750 --> 27:22.540
‫و با وزن خودش کشیده، تا خفه شده.

27:27.450 --> 27:29.540
‫آره، همه‌چیز درست می‌شه.

27:31.080 --> 27:32.290
‫مرسی.

27:33.000 --> 27:36.660
‫مرسی که زنگ زدین و دوباره
‫ بابتش معذرت می‌خوام.

27:39.370 --> 27:40.910
‫تا بعد.

27:45.040 --> 27:47.120
‫[به مجاری:] گم شو بابا.

28:03.330 --> 28:08.330
‫بهش 20 دقیقه وقت دادیم
‫که وسایلش رو جمع کنه...

28:08.580 --> 28:12.620
‫و رفتیم با ژاندارم‌ها قهوه بخوریم.

28:13.500 --> 28:18.200
‫وقتی در رو باز دیدم، یه حس بدی داشتم.

28:18.750 --> 28:21.830
‫رفتیم تو و دیدیم از رادیاتور حلق‌آویزه.

28:22.950 --> 28:25.870
‫آره، از رادیاتور، با یه سیم...

28:26.290 --> 28:29.790
‫دور گردنش، بعد نشست...

28:30.370 --> 28:36.160
‫و تا می‌تونست کشید پایین،
‫تا خفه شد، گمونم.

28:36.620 --> 28:41.160
‫چشم‌هاش از حدقه زده بیرون،
‫ آب دهنش می‌ریخت، بوی گند شاش.

28:41.870 --> 28:43.870
‫چشم‌هاش باد کرده بود...

28:44.620 --> 28:47.870
‫هی سعی کردم کمک کنم، ماساژ قلبی دادم.

28:48.250 --> 28:49.450
‫فایده نداشت.

28:50.370 --> 28:54.790
‫هنوز جلو چشم‌هامه، چشم‌هاش باد کرده،
‫دهنش کف کرده...

28:55.580 --> 28:57.450
‫تو اون بوی تعفن.

28:59.080 --> 28:59.990
‫خدایا!

29:00.200 --> 29:02.200
‫اگه تو و بچه‌ها رو نداشتم...

29:02.580 --> 29:06.580
‫- خودمم خودکشی می‌کردم.
‫- هی، چرت نگو!

29:06.950 --> 29:08.580
‫جدی می‌گم!

29:11.830 --> 29:15.080
‫ولی چرا؟ تقصیر تو نبود که.

29:18.120 --> 29:21.490
‫چرا بود. باید فکرش رو می‌کردم.

29:22.950 --> 29:26.290
‫- و کمکش می‌کردم.
‫- دیگه چیکار می‌تونستی بکنی؟

29:26.750 --> 29:29.200
‫نباید این پرونده رو قبول می‌کردم.

29:30.330 --> 29:35.080
‫اون ک.و.ک‌های اروپایی
‫ مثل پلیس امنیتی قدیمن.

29:35.450 --> 29:41.200
‫همینطوری مجوز گرفتن که اونجا همچین
‫ ساختمان بلندی بسازن.

29:41.750 --> 29:44.450
‫ولی حکم دادگاه داشتن؟

29:45.080 --> 29:47.790
‫آره، ولی من پرونده‌هایی دیدم که...

29:48.250 --> 29:51.330
‫درسته، ولی نمی‌تونی حکم دادگاه رو عوض کنی.

29:51.660 --> 29:53.790
‫کارهایی که تو ساخت‌وساز می‌کنن...

29:54.000 --> 29:56.830
‫بسازبفروش‌ها تو رومانی جولان می‌دن.

29:57.200 --> 29:59.580
‫- یه مشت دزدن.
‫- و اوباش.

30:00.200 --> 30:01.490
‫نزول‌خورهای قمار.

30:01.700 --> 30:05.660
‫و من باید واسه این آشغال‌ها کار کنم.

30:06.450 --> 30:08.700
‫باید وکیل می‌شدم.

30:09.080 --> 30:11.910
‫کاش حداقل این پرونده رو قبول نکرده بودم!

30:12.370 --> 30:16.450
‫پدر بهت نگفته بود وکیل شدن بدتره؟

30:16.750 --> 30:18.410
‫چون مجبور می‌شی دروغ بگی؟

30:18.540 --> 30:22.080
‫می‌تونستم پرونده‌هایی رو انتخاب کنم
‫ که بشه به مردم کمک کرد.

30:22.580 --> 30:25.370
‫- به آدم‌های نیازمند.
‫- الان هم همین کار رو می‌کنی.

30:26.200 --> 30:31.370
‫هفته پیش اون دختر رو به مادرش برگردوندی.

30:32.370 --> 30:35.580
‫- کارت مهمه.
‫- بعضی وقت‌ها.

30:37.040 --> 30:39.080
‫ولی الان، نمی‌دونم.

30:44.540 --> 30:48.370
‫یه حسی بهم می‌گفت اتفاق بدی میفته...

30:49.000 --> 30:51.160
‫ولی گفتم حداقل پولش خوبه.

30:54.330 --> 30:56.410
‫باید حقوق بدیم...

30:56.700 --> 30:59.040
‫و قسط خونه رو...
‫تا کی؟

31:00.290 --> 31:02.950
‫نباید تنهاش می‌ذاشتی.

31:03.250 --> 31:06.450
‫- آخرش باز خودکشی می‌کرد.
‫- ولی دیگه تو نمی‌دیدی.

31:07.500 --> 31:09.370
‫عالیه.

31:10.250 --> 31:11.910
‫- چیه؟
‫- روزنامه‌ها.

31:12.200 --> 31:17.620
‫«دادورز مجارستانی،
‫ ورزشکار رومانیایی رو به خودکشی کشاند.»

31:20.410 --> 31:25.790
‫دادورز مجار، بی‌رحمانه بیرونش کرد...

31:26.080 --> 31:31.290
‫ و ایون گلانتاسو، ورزشکار سابق
‫رو به خودکشی وحشتناک وادار کرد.»

31:31.580 --> 31:33.620
‫کثافت‌های مطبوعاتی عوضی!

31:34.330 --> 31:36.330
‫ایرینا لینک رو برام فرستاد.

31:36.910 --> 31:39.490
‫اون احمق پیش خودش چه فکری می‌کنه؟

31:41.080 --> 31:43.330
‫کامنت‌هاشون خنده ‌داره...

31:44.000 --> 31:46.490
‫بازم از همون حرف‌های ضد مجاری؟

31:47.120 --> 31:50.740
‫«لهت می‌کنم، کثافت مجارستانی جنده.»

31:51.200 --> 31:56.240
‫«کیر توی مجارستانی‌ها!»
‫«توی رومانی، رومانیایی حرف بزن!»

31:56.790 --> 31:58.540
‫مگه عقب‌افتاده‌ست؟
‫داشتی رومانیایی حرف می‌زدی.

31:58.870 --> 32:00.790
‫واقعا خنده‌دار نیست.

32:00.870 --> 32:08.080
‫«سال 1919، سربازهای رومانی
‫پرچم رومانی رو...

32:08.290 --> 32:10.580
‫روی سقف پارلمان بوداپست زدند!»

32:10.750 --> 32:12.580
‫«باید دوباره حمله کنیم!»

32:12.870 --> 32:16.410
‫«باید همه مجارها رو می‌کشتیم!

32:16.620 --> 32:19.200
‫حالا اون‌ها دارن رومانیایی‌های درست‌
‫حسابی رو خفه می‌کنن!»

32:19.750 --> 32:23.870
‫«اون دادستان جنده با اون قیافه کیریش...»

32:24.080 --> 32:26.240
‫نمی‌خوام بشنوم!

32:26.750 --> 32:30.990
‫- قبلا به این‌ها می‌خندیدیم!
‫- آره، «قبلا».

32:31.700 --> 32:34.040
‫بی‌خیال این بدبخت‌های عقده‌ای شو.

32:34.580 --> 32:36.700
‫آروم باش.

33:34.830 --> 33:36.240
‫گوش کن...

33:36.950 --> 33:38.200
‫خواهش می‌کنم...

33:38.620 --> 33:41.120
‫من نمی‌تونم بیام این تعطیلات.

33:41.750 --> 33:43.990
‫دوباره برگشتی به همون چرت و پرت‌ها؟

33:44.250 --> 33:49.990
‫- پس کلا لغوش می‌کنیم.
‫- نه، بچه‌ها منتظرشن.

33:51.120 --> 33:54.370
‫می‌خوام با خودم تنها باشم.

33:59.370 --> 34:00.660
‫خواهش می‌کنم.

34:02.040 --> 34:07.040
‫تو و بچه‌ها اول برید،
‫بعد می‌گیم یه کاری پیش اومده و...

34:07.660 --> 34:13.540
‫- نمی‌تونم بهتون ملحق شم.
‫- من بدون تو نمی‌رم.

34:14.700 --> 34:16.240
‫خواهش می‌کنم.

34:17.160 --> 34:23.200
‫می‌خوام ذهنم رو خالی کنم،
‫یه سری تصمیمات بگیرم.

34:25.200 --> 34:27.540
‫نمی‌تونم بیام، واقعا نمی‌تونم!

34:35.080 --> 34:36.330
‫نمی‌تونم.

34:37.830 --> 34:39.040
‫صبر کن.

34:44.200 --> 34:45.870
‫منم دوستت دارم، ولی...

34:49.000 --> 34:51.830
‫هی تصویر اون مرد حلق‌آویز جلو چشم‌هامه.

34:53.120 --> 34:56.450
‫دائم تصور می‌کردم توی یونان حسابی
‫ سکس می‌کنیم.

34:57.750 --> 34:59.830
‫منم دلم می‌خواست.

35:00.370 --> 35:02.540
‫ولی الان نمی‌تونم، خواهش می‌کنم!

35:13.160 --> 35:15.620
‫عصبانی نشو، عشقم.

35:17.330 --> 35:21.410
‫وقتی از یونان برگردین، حالم بهتر می‌شه.

35:26.120 --> 35:29.040
‫سفر خوبی داشته باشین، مواظب باشین، باشه؟

35:30.370 --> 35:31.790
‫خداحافظ مامان.

35:33.750 --> 35:37.370
‫- کی میای پیشمون؟
‫- هر وقت تونستم، عزیزم.

35:44.040 --> 35:45.370
‫مواظب باشین.

35:53.000 --> 35:56.290
‫نذار توی آب خیلی دور بشن.

35:56.540 --> 35:59.540
‫- حتما بهشون غذا بده.
‫- نه بابا، می‌ذارم از گشنگی بمیرن.

35:59.830 --> 36:01.790
‫- می‌بینمتون.
‫- کمربند!

36:08.700 --> 36:11.620
‫عکس بفرستین! و فیلم!

37:32.120 --> 37:33.580
‫سلام.

37:34.700 --> 37:35.450
‫چه خبر؟

37:35.660 --> 37:39.950
‫رفتم رستوران «کوزا نوسترا» کنار
‫ تئاتر مجارستان رو ببندم.

37:40.160 --> 37:41.740
‫اوضاع بهم ریخت.

37:41.910 --> 37:45.120
‫صاحبش شلوغ کرد، آشغال.

37:45.500 --> 37:49.240
‫گم شو، جنده کثافت!

37:49.950 --> 37:52.700
‫برو گم شو، کثافت!

37:53.000 --> 37:55.370
‫با خوک‌های پلیس اومدی اینجا!

37:55.580 --> 37:58.200
‫من آدم درستیم، حرومزاده!

37:58.660 --> 38:02.120
‫آقا، این رفتارتون قابل قبول نیست!

38:02.540 --> 38:06.240
‫- حکم دادگاه داریم که...
‫- برو بمیر!

38:06.660 --> 38:10.790
‫- اینجا مردم مسموم شدن!
‫- دروغه!

38:10.790 --> 38:14.580
‫و تو رئیس اینجا نیستی، جنده‌ی کثافت!

38:14.910 --> 38:16.790
‫تیکه آشغال!

38:17.410 --> 38:19.410
‫تو کلاهبرداری! کلاهبردار!

38:19.910 --> 38:23.370
‫- اگه من اونجا بودم...
‫- خواهش می‌کنم!

38:24.120 --> 38:26.990
‫- درد داره!
‫- گم شو بیرون، کلاهبردار!

38:27.330 --> 38:30.660
‫- از این حرومزاده شکایت کن.
‫- کردم.

38:30.910 --> 38:33.910
‫مامورهای پلیس فقط وایستاده
‫بودن نگاه می‌کردن.

38:34.160 --> 38:37.660
‫هی بهت می‌گم، پلیس رو بی‌خیال شو.

38:37.950 --> 38:42.660
‫- همیشه با ژاندارم‌ها برو!
‫- اوضاع اونقدر بد نبود.

38:43.000 --> 38:45.740
‫می‌تونی روی ژاندارم‌ها حساب کنی.
‫ پلیس؟ نه خیلی.

38:46.000 --> 38:50.410
‫یادت هست اون یارو اسلحه کشید
‫و پلیس‌ها فرار کردن؟

38:58.500 --> 39:01.580
‫خوشحالم سالم رسیدین!

39:01.950 --> 39:06.450
‫واسم از پرواز هواپیماها فیلم بفرست.

39:07.540 --> 39:10.450
‫و ضدآفتاب اس‌پی‌اف پنجاه بزن!

39:10.830 --> 39:13.410
‫و نذار زیاد از ساحل دور شن.

39:14.790 --> 39:16.660
‫بوس! دوستتون دارم!

39:44.450 --> 39:47.240
‫تا رادیاتور رو بپوشونه.

40:06.250 --> 40:09.040
‫- اینجوری؟
‫- آره، مرسی.

40:50.660 --> 40:52.410
‫ببخشید دیر کردم.

40:53.700 --> 40:56.990
‫مثل الان ما، یه قهوه گرفتیم و...

40:58.450 --> 41:00.950
‫قهوه رو خوردیم و...

41:01.750 --> 41:03.790
‫وقتی برگشتیم اونجا...

41:04.120 --> 41:08.330
‫در زدیم و دیدیم خودش رو از رادیاتور
‫ حلق‌آویز کرده.

41:10.080 --> 41:11.290
‫یعنی...

41:11.500 --> 41:15.200
‫یه سیم دور گردنش پیچیده بود، نشسته بود...

41:15.540 --> 41:20.240
‫و با وزن بدن خودش خفه شده بود.

41:22.370 --> 41:26.740
‫می‌دونم عجیبه ولی خودش رو از
‫رادیاتور آویزون کرده بود.

41:27.290 --> 41:30.330
‫زبانش بیرون بود،
‫ همه جا پر شاش بود...

41:30.540 --> 41:31.450
‫وحشتناک بود!

41:32.910 --> 41:36.830
‫زنگ زدیم آمبولانس، ده دقیقه‌ای رسیدن.

41:37.410 --> 41:39.080
‫ولی دیگه مرده بود.

41:39.290 --> 41:41.830
‫تلاش کردن احیاش کنن، ولی فایده نداشت.

41:42.370 --> 41:44.080
‫تقصیر تو نبود.

41:46.290 --> 41:48.790
‫به اون آشغال‌هایی که توی اینترنت
‫فحش می‌دن توجه نکن.

41:48.910 --> 41:51.790
‫- این ناسیونالیست‌های کثافت...
‫- قضیه اون نیست.

41:52.500 --> 41:54.540
‫البته آره، اونم روم تاثیر می‌ذاره.

41:54.660 --> 41:55.870
‫معلومه.

42:01.500 --> 42:04.450
‫نمی‌دونم بهت گفته بودم یا نه...

42:04.830 --> 42:07.870
‫ولی هر بار همدیگه رو می‌بینیم
‫احساس گناه می‌کنم.

42:08.040 --> 42:09.200
‫چرا؟

42:09.620 --> 42:11.450
‫به ‌عنوان یه رومانیایی.

42:12.150 --> 42:15.240
‫واضحه که ما ترانسیلوانیا رو 1918 دزدیدیم.

42:15.450 --> 42:17.160
‫به عنوان غنیمت جنگی.

42:17.450 --> 42:19.240
‫حالا چه اهمیتی داره؟

42:19.450 --> 42:24.410
‫وقتی ملت می‌گن «ترانسیلوانیا همیشه
‫رومانیایی بوده» اهمیت داره!

42:24.620 --> 42:27.540
‫و من می‌گم
‫«یه نگاه به ساختمان‌های تاریخی بنداز!»

42:27.790 --> 42:30.990
‫شبیه وین یا بوداپسته، نه؟

42:31.290 --> 42:35.490
‫شبیه کدوم یکی از شهرهای جنوب رومانیه؟

42:35.910 --> 42:39.200
‫اون مجسمه مارتون آرونه، نه میهنای ترک!

42:39.620 --> 42:41.240
‫مهم نیست.

42:43.750 --> 42:47.240
‫خیلی سر مرگ اون مرد احساس گناه می‌کنم.

42:48.040 --> 42:50.990
‫نباید بکنی، ولی می‌فهمم.

42:51.950 --> 42:55.540
‫از نظر قانونی مقصر نبودم. ولی خیلی ناراحتم!

42:57.290 --> 42:59.200
‫هنوز جلو چشم‌هامه.

43:00.370 --> 43:02.450
‫دیشب تا صبح خوابم نبرد.

43:06.000 --> 43:07.160
‫درکت می‌کنم.

43:10.950 --> 43:13.950
‫خدا شاهده که می‌خواستم کمکش کنم.

43:14.330 --> 43:18.790
‫می‌تونستم تو دفتر خودم استخدامش کنم، شاید.

43:19.250 --> 43:21.330
‫نمی‌دونم...

43:23.950 --> 43:26.620
‫محله‌ی من رو که می‌شناسی.

43:27.250 --> 43:30.830
‫زیر بالکنمون، یه ذره اون ‌طرف‌تر...

43:31.290 --> 43:34.740
‫یه گاراژ قدیمی توی یه حیاط مشترکه.

43:34.910 --> 43:36.040
‫یادم هست.

43:36.200 --> 43:38.790
‫یه کارتن‌خواب اونجا جا خوش کرده بود.

43:39.500 --> 43:41.620
‫حدودا پنجاه ساله، ریش کثیف.

43:42.700 --> 43:45.870
‫هر بار که ساشا رو می‌بردم مدرسه، می‌دیدمش.

43:46.370 --> 43:48.160
‫اوایل بهش پول می‌دادم...

43:48.370 --> 43:52.450
‫ولی هی بیشتر می‌خواست،
‫دیگه بی‌خیالش شدم.

43:53.040 --> 43:57.540
‫کم‌کم از اونور خیابون رفتم.

43:58.370 --> 44:04.240
‫دیگه نمی‌خواست، فهمیده بود
‫که چیزی گیرش نمیاد.

44:04.620 --> 44:07.040
‫و دیگه ازت پول نمی‌خواست؟

44:07.290 --> 44:11.660
‫فهمیده بود که دیگه بهش نمی‌دم.

44:13.160 --> 44:15.580
‫ولی بوی گندش همه‌جا رو پر کرده بود.

44:15.790 --> 44:18.830
‫همون کنار دیوار گاراژ دستشویی می‌کرد...

44:18.910 --> 44:21.040
‫همه‌جا پر گه بود!

44:21.830 --> 44:24.200
‫زمستان‌ها خیلی بد نبود...

44:24.540 --> 44:28.200
‫ولی هر بار که از کنارش رد می‌شدم
‫ حالم بد می‌شد.

44:30.200 --> 44:34.290
‫به‌خصوص وقتی برف می‌اومد
‫ و هوا منفی بیست درجه بود.

44:35.370 --> 44:38.330
‫نمی‌دونم چطوری زنده می‌موند.

44:39.620 --> 44:41.990
‫یه روز صبح دیدمش رو جدول نشسته...

44:42.580 --> 44:46.620
‫زیر یه پتو مچاله شده،
‫ می‌لرزید و ناله می‌کرد.

44:48.200 --> 44:51.660
‫- کمکش نکردی؟
‫- چطوری؟

44:51.870 --> 44:54.870
‫می‌ذاشتی توی راهرو ساختمان بخوابه؟

44:56.370 --> 45:00.950
‫همسایه‌ها قبول نمی‌کردن.
‫ تازه، خودش هم هیچی نمی‌گفت.

45:01.500 --> 45:02.540
‫باشه.

45:03.540 --> 45:06.410
‫کل زمستان حالم رو بد می‌کرد.

45:06.790 --> 45:08.290
‫تو تخت می‌لرزیدم...

45:08.500 --> 45:11.790
‫ترموستات رو روی 18 می‌ذاشتیم
‫که صرفه‌جویی کنیم...

45:12.820 --> 45:16.320
‫و هی بهش فکر می‌کردم، بیرون،
‫توی هوای منفی 18.

45:17.000 --> 45:18.620
‫دن چی گفت؟

45:19.540 --> 45:21.870
‫در موردش حرف نزدیم.

45:22.200 --> 45:26.490
‫اون صبح زود می‌ره سر کار،
‫من ساشا رو می‌برم مدرسه.

45:28.620 --> 45:32.120
‫بعد از یه مدت، آرزو کردم بمیره.

45:32.500 --> 45:34.540
‫این چه حرفیه؟

45:36.120 --> 45:38.990
‫خب، نه این که واقعا بمیره...

45:39.500 --> 45:43.950
‫ولی دیگه نمی‌تونستم ببینم
‫هر روز اینطوری عذاب می‌کشه...

45:44.160 --> 45:46.370
‫و بعد نگاه کنم ببینم، مرده یا نه؟

45:48.160 --> 45:52.830
‫وقتی بارون می‌اومد، خودش رو با کیسه زباله
‫ می‌پوشوند...

45:53.040 --> 45:56.160
‫و یه چتر شکسته...

45:58.620 --> 46:01.240
‫زمستان که تموم شد خوشحال شدم.

46:01.870 --> 46:04.120
‫ولی وقتی هوا گرم شد، یه مشکل دیگه داشتیم.

46:05.950 --> 46:07.740
‫بوی گه.

46:08.040 --> 46:09.290
‫درک می‌کنم.

46:10.040 --> 46:12.410
‫فکر نکنم واقعا بکنی.

46:13.160 --> 46:14.450
‫شاش هم بود.

46:14.830 --> 46:18.830
‫کل دیوار گاراژ پر از گه بود!

46:20.250 --> 46:23.660
‫اگه پنجره رو باز می‌کردم
‫و یکم باد می‌وزید...

46:23.910 --> 46:25.540
‫حالم بهم می‌خورد!

46:25.950 --> 46:30.830
‫یه بار نگاه کردم،
‫ولی معمولا سرم رو برمی‌گردوندم.

46:31.160 --> 46:33.700
‫اندازه کشور چین اسهال کرده بود!

46:34.120 --> 46:36.080
‫شاید اگه بهش می‌گفتی...

46:36.370 --> 46:38.410
‫همسایه‌ها گفتن. فایده نداشت.

46:38.580 --> 46:40.990
‫شروع کردیم به شوخی کردن سرش.

46:41.540 --> 46:45.080
‫- دن گفت باید به هیرایاما زنگ بزنیم.
‫- کی؟

46:45.750 --> 46:48.160
‫- فیلم روزهای خوش رو ندیدی؟
‫- نه.

46:48.870 --> 46:52.580
‫یه فیلم ژاپنیه درباره یه
‫پیرمرد به اسم هیرایاما...

46:52.830 --> 46:56.040
‫که آهنگ‌های لد زپلین و راد استوارت
‫ گوش می‌ده...

46:56.200 --> 47:01.700
‫و غرق تمیز کردن توالت‌های عمومی می‌شه.

47:03.540 --> 47:04.740
‫به هر حال.

47:06.620 --> 47:08.990
‫یه روز واقعا بالا آوردم.

47:09.160 --> 47:13.830
‫حالم انقدر بد شد که انگار
‫کل اون گه رو جلو چشم‌هام می‌دیدم.

47:14.330 --> 47:15.830
‫و بالا آوردم.

47:16.120 --> 47:20.450
‫به پلیس زنگ زدم و بالاخره بردنش.

47:21.540 --> 47:22.910
‫بیچاره.

47:24.540 --> 47:26.950
‫اصلا فکر کردن بهش حالم رو بهم می‌زنه.

47:30.000 --> 47:32.540
‫بعدش خودم حس یه تیکه گه رو داشتم.

47:36.500 --> 47:39.240
‫ولی دو هفته پیش دوباره برگشت.

47:40.700 --> 47:43.620
‫نمی‌دونستم باید خوشحال باشم یا نه.

47:43.950 --> 47:47.040
‫خوشحال شدم که فهمیدم زندست...

47:47.160 --> 47:49.790
‫ولی بوی گه دوباره برگشت!

47:50.290 --> 47:52.950
‫توی خونه هی اسپری می‌زنم،
‫ولی از بین نمی‌ره.

47:55.000 --> 47:56.660
‫امیدم به زمستانه.

47:58.620 --> 48:02.240
‫ولی اون موقع دوباره عذاب وجدان
‫ سر سرما میاد.

48:02.750 --> 48:04.040
‫درکت می‌کنم.

48:04.620 --> 48:08.660
‫من هیچوقت حکم تخلیه بین
‫ نوامبر تا مارس صادر نمی‌کنم.

48:08.910 --> 48:13.790
‫ممکنه بیرون بمیرن، نمی‌خوام تقصیر من باشه.

48:14.080 --> 48:16.700
‫- نمی‌خوام بمیره!
‫- معلومه که نه.

48:25.540 --> 48:28.290
‫وقتی توی...

48:28.750 --> 48:32.240
‫تو اون انجمن کمک به خانواده‌های رم
‫حاشیه شهر ثبت‌نام کردم حالم بهتر شد.

48:32.410 --> 48:34.450
‫یه چیزی گفته بودی.

48:34.830 --> 48:39.490
‫پس از خانواده‌ها حمایت می‌کنم،
‫ کمک می‌کنم، هر وقت بتونم.

48:40.500 --> 48:42.120
‫فیلمش هست.

48:52.540 --> 48:57.240
‫مردم رم مجبور شدن توی زباله‌دونی زندگی
‫کنن و ما هیچ کاری نمی‌کنیم!

48:57.540 --> 48:59.450
‫و گذاشتیم همین‌جا بمونن.

49:02.790 --> 49:06.620
‫بیا تا این خانواده بیچاره رو ببینی...

49:06.750 --> 49:09.870
‫که حتی پول داروی پسرشون رو هم ندارن.

49:10.330 --> 49:12.120
‫چه عدالتیه این...

49:13.200 --> 49:17.830
‫یه بچه بمیره صرفا چون پدر و مادرش
‫ پول درمانش رو ندارن؟

49:18.040 --> 49:19.580
‫معلومه عدالت نیست.

49:20.250 --> 49:22.040
‫متاسفانه واقعیته.

49:23.290 --> 49:25.580
‫بچه‌های انجمن همین چند روز پیش گفتن.

49:25.700 --> 49:28.830
‫یه زن رمی اومده بود کمک بخواد.

49:30.080 --> 49:31.620
‫چهار تا بچه داره.

49:31.790 --> 49:36.080
‫شوهرش بی‌خانمانه، کارهای عجیب و غریب
‫ تو شهر قبول می‌کنه.

49:36.370 --> 49:38.790
‫همه‌شون توی زباله‌دونی زندگی می‌کنن.

49:40.410 --> 49:45.830
‫و درمان اون پسر خیلی گرونه.

49:47.200 --> 49:51.870
‫چطوری ممکنه زندگی یه بچه به
‫ داشتن پول دارو بستگی داشته باشه؟

49:52.450 --> 49:55.830
‫اینجا، توی کلوژ، وسط میلیون‌ها یورو پول!

49:56.080 --> 49:58.910
‫- شهر هوشمند، آی‌تی و این داستان‌ها!
‫- حق با توئه.

50:00.160 --> 50:02.410
‫باشه، باهات میام.

50:03.870 --> 50:08.040
‫وقتی ببینی چطوری زندگی می‌کنن،
‫ خودت دلت می‌خواد کمک کنی.

50:09.040 --> 50:10.080
‫باشه.

50:10.200 --> 50:13.240
‫شاید بقیه هم بیشتر مشتاق بشن.

50:13.410 --> 50:14.450
‫آره.

50:23.330 --> 50:25.290
‫یه نگرانی دارم.

50:26.040 --> 50:29.410
‫عکسم رو گذاشتن تو خبرها، توی توییتر...

50:29.790 --> 50:34.450
‫نمی‌خوام بگن دارم گشت فقر می‌زنم.

50:35.910 --> 50:38.540
‫هیچکس همچین چیزی نمی‌گه!

50:40.540 --> 50:45.040
‫علاوه بر این، نمی‌تونم اون پسر رو ببینم،
‫نمی‌تونم!

50:47.160 --> 50:50.450
‫نمی‌شه صرفا پول رو به انجمن واریز کنم؟

50:51.410 --> 50:54.200
‫می‌تونی، ولی من مستقیما
‫ حامی این خانواده‌ام.

50:54.410 --> 50:55.620
‫پس من می‌تونم...

50:56.160 --> 50:59.950
‫پول رو بهت منتقل می‌کنم،
‫حساب رولوتت رو بده!

51:00.660 --> 51:03.580
‫به اسم خودمه، دورینا تاوسان.

51:09.910 --> 51:11.830
‫دورینا. بیا.

51:12.870 --> 51:13.950
‫باشه.

51:14.060 --> 51:20.880
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

51:21.040 --> 51:23.410
‫500 یورو برات فرستادم.

51:23.830 --> 51:26.830
‫- خیلی زیاده!
‫- قبولش کن، اشکالی نداره.

51:27.080 --> 51:31.120
‫- صبر کن...
‫- تعطیلاتم رو که نمی‌رم دیگه.

51:31.870 --> 51:34.040
‫- چرا؟
‫- نمی‌تونم برم.

51:37.660 --> 51:41.160
‫به هر حال، من چند جا دیگه هم کمک می‌کنم...

51:41.870 --> 51:45.120
‫اون پیامک ودافون، ماهی 2 یورو.

51:46.000 --> 51:50.950
‫2 یورو واسه یونیسف،
‫2 یورو واسه پناهنده‌های اوکراینی...

51:52.040 --> 51:56.240
‫واسه «نان فردا»، واسه «کتاب در روستاها»...

51:56.510 --> 52:00.220
‫واسه اون بیمارستان جدید،
‫ واسه زن، زندگی، آزادی...

52:00.450 --> 52:01.910
‫واسه غزه...

52:02.080 --> 52:04.580
‫جمعا می‌شه حدود 40 یورو در ماه.

52:04.790 --> 52:06.080
‫چه کار قشنگی.

52:06.330 --> 52:09.790
‫دوست دارم ماهی 2 یورو هم به این انجمن بدم.

52:10.750 --> 52:14.040
‫ولی نمی‌دونم قراردادی واسش دارن یا نه.

52:14.620 --> 52:17.200
‫با اورنج یا ودافون. ولی می‌پرسم.

52:17.540 --> 52:20.410
‫یا می‌تونی مستقیم واریز کنی.

52:20.580 --> 52:21.620
‫باشه!

52:22.700 --> 52:28.830
‫این کار 2 یورویی راحت‌تره،
‫ریسک این که یادم بره رو نداره.

52:30.290 --> 52:33.080
‫از قبض ودافونم کم می‌شه.

52:35.910 --> 52:38.870
‫دیگه دلیلی نیست که هی عذاب وجدان
‫ داشته باشی.

52:41.540 --> 52:42.950
‫تقصیر تو نبود.

52:43.500 --> 52:46.490
‫نمی‌تونستی جلوی خودکشیش رو بگیری.

52:48.750 --> 52:50.410
‫گاهی وقت‌ها، می‌دونی...

52:53.540 --> 52:56.450
‫یه چیزی خوندم درباره برتولت برشت.

52:57.040 --> 53:00.660
‫اون موقع آمریکا بود،
‫زمان پاکسازی‌های مسکو.

53:01.410 --> 53:04.620
‫برشت رفت پیش یه مردی که هنوز چپ بود...

53:04.790 --> 53:07.080
‫ولی به شدت ضد استالین بود.

53:07.450 --> 53:12.490
‫به برشت گفت که چطوری بی‌گناه‌ها
‫ تو گولاگ اعدام می‌شن.

53:14.040 --> 53:16.410
‫برشت سکوت کرد، بعد گفت:

53:16.660 --> 53:20.870
‫«هرچی بی‌گناه‌تر باشن، بیشتر سزاوار مرگن.»

53:21.200 --> 53:22.290
‫احمق.

53:22.660 --> 53:25.160
‫منظور برشت این بود که...

53:25.330 --> 53:28.540
‫اون‌ها به توطئه علیه استالین متهم شده بودن.

53:28.870 --> 53:33.450
‫دقیقا چون توطئه نکرده بودن،
‫یعنی «بی‌گناه» بودن...

53:33.700 --> 53:36.370
‫یه جور عدالتی در اون بی‌عدالتی بود.

53:36.830 --> 53:41.040
‫وظیفه‌شون بود که علیه استالین توطئه کنن...

53:41.160 --> 53:43.040
‫یه قاتل وحشتناک بود.

54:55.450 --> 54:56.870
‫گوش می‌کنم.

54:57.200 --> 55:00.040
‫ولی می‌دونم قبل از این که دهن باز کنی،
‫چی می‌خوای بگی.

55:00.540 --> 55:02.120
‫می‌خوای بگی داستانم رو...

55:02.290 --> 55:03.580
‫درباره این که هسکل چطوری
‫مرد باور نمی‌کنی...

55:03.750 --> 55:06.790
‫و اون نگاه «مسخره‌بازی در نیار»
‫ میاد رو صورتت.

55:09.750 --> 55:11.330
‫فهمیدم همون لحظه مرده.

55:11.700 --> 55:12.870
‫من محکوم می‌شدم.

55:13.160 --> 55:14.990
‫کی باور می‌کرد خودش از ماشین افتاده؟

55:15.000 --> 55:16.910
‫اگه هسکل به هوش می‌اومد،
‫که البته ممکن نبود...

55:17.080 --> 55:18.790
‫خودش قسم می‌خورد
‫که من زدمش تا پولش رو بگیرم.

55:19.290 --> 55:20.830
‫آره، مجرم شناخته می‌شدم.

55:22.000 --> 55:24.740
‫غریزه می‌گفت فرار کنم،
‫ ولی فهمیدم بی‌فایدست.

55:24.910 --> 55:26.790
‫کلی آدم سر راه بودن که می‌تونستن
‫ من رو شناسایی کنن.

55:27.000 --> 55:28.830
‫اون پمپ‌بنزینیه و پیشخدمته.

55:29.080 --> 55:31.490
‫اگه فرار می‌کردم وضعم بدتر می‌شد،
‫باید توضیح می‌دادم چرا زدم به چاک.

55:32.540 --> 55:35.240
‫راه بعدی این بود که بمونم و وقتی پلیس اومد،
‫ راستش رو بگم.

55:35.540 --> 55:36.790
‫ولی این دیوانگی بود.

55:36.870 --> 55:39.950
‫به حرف راست می‌خندیدن و طناب
‫ رو می‌انداختن دور گردنم.

57:12.950 --> 57:16.080
‫[به مجاری:]
‫ای پدر ما که در آسمانی...

57:16.620 --> 57:18.950
‫نام تو مقدس باد.

57:19.250 --> 57:24.370
‫پادشاهیت قطعی، اراده‌ات در زمین
‫ نیز مانند آسمان قطعیست.

57:24.910 --> 57:27.790
‫روزی امروزمان را برسان.

57:28.250 --> 57:33.160
‫و بدهی ما را ببخش، چنان ‌که ما هم
‫ بدهکاران خود را می‌بخشیم.

57:38.290 --> 57:41.700
‫ما را از هوس دور کن و از شر رهاییمان ده...

57:42.080 --> 57:44.950
‫زیرا عظمت و قدرت و جلال از آن توست...

57:46.040 --> 57:47.830
‫اکنون و تا به ابد، آمین.

58:07.080 --> 58:10.240
‫[به مجاری:]
‫حکم دادگاه خیلی عجیبه.

58:10.580 --> 58:14.330
‫شاید یه فشار پشتش بوده، حتی رشوه.

58:15.830 --> 58:18.830
‫من طرف رو وادار کردم وسایلش رو جمع کنه...

58:18.910 --> 58:21.450
‫به نظر همکاری می‌کرد،
‫پس رفتیم قهوه بخوریم.

58:22.030 --> 58:24.950
‫وقتی برگشتیم، 15 دقیقه بعد...

58:25.290 --> 58:27.910
‫دیدیم خودش رو از رادیاتور حلق‌آویز کرده.

58:29.450 --> 58:33.580
‫یه سیم دور گردنش بسته بود...

58:33.580 --> 58:37.120
‫و با وزن خودش خفه شده بود.

58:38.750 --> 58:42.700
‫عجیبه، ولی خودش رو از رادیاتور
‫ حلق‌آویز کرده بود.

58:42.870 --> 58:44.450
‫وای، چه وحشتناک.

58:48.080 --> 58:52.080
‫از نظر قانونی مقصر نیستم،
‫ولی حالم خوب نیست.

58:52.910 --> 58:55.410
‫- خیلی عذاب وجدان دارم.
‫- معلومه.

58:57.410 --> 58:59.290
‫- همین بود ماجرا
‫- فهمیدم.

58:59.500 --> 59:04.540
‫ولی نمی‌تونی پیش‌بینی کنی
‫ هر احمقی قراره چیکار کنه.

59:05.120 --> 59:06.370
‫معلومه که نه.

59:07.080 --> 59:10.410
‫اون احمق نبود، صرفا یه بدبخت بود.

59:10.660 --> 59:12.790
‫بدشانس و بی‌پناه.

59:12.790 --> 59:15.450
‫دولت فراموشش کرده بود،
‫هیچ‌کس بهش کمک نمی‌کرد.

59:15.660 --> 59:17.040
‫حقشونه!

59:17.250 --> 59:20.910
‫ترانسیلوانیا رو از ما گرفتن
‫صرفا برای این که نابودش کنن.

59:21.450 --> 59:25.160
‫رومانیایی‌ها فقط بلدن چیزی که دارن
‫ رو خراب کنن.

59:25.410 --> 59:27.540
‫فقط اون‌ها نیستن.

59:28.040 --> 59:30.370
‫ترانسیلوانیا رو از ما دزدیدن...

59:30.700 --> 59:34.370
‫و حتی نتونستن از یه چیز خوب مراقبت کنن.

59:34.620 --> 59:36.950
‫- دهقان‌های احمق.
‫- بی‌ربطه.

59:43.290 --> 59:45.580
‫بهت گفتم، باید می‌رفتی مجارستان...

59:46.700 --> 59:48.870
‫یه شغل خوب توی بوداپست پیدا می‌کردی...

59:49.580 --> 59:52.660
‫نه با این دهاتی‌ها اینجا.

59:53.250 --> 59:54.910
‫رعیت‌های احمق.

59:55.450 --> 01:00:00.660
‫همین رعیت‌های احمق رومانیایی
‫ الان تولید ناخالصشون از مجارستان بالاتره.

01:00:01.290 --> 01:00:05.450
‫تمدن صرفا به تولید ناخالص نیست.

01:00:05.830 --> 01:00:10.830
‫وقتی شهردار داشت پرچم رومانی رو...

01:00:11.200 --> 01:00:14.580
‫روی هر نیمکت و سطل زباله‌ای
‫توی شهر می‌کشید چرا نرفتی؟

01:00:14.870 --> 01:00:19.040
‫به‌ جاش موندی توی کلوژ،
‫ با این ناسیونالیسم مسخره.

01:00:19.120 --> 01:00:23.620
‫من سن تو رو نداشتم. تو جوان بودی.

01:00:24.370 --> 01:00:27.160
‫انگار مجارستان ما رو با آغوش باز می‌پذیره.

01:00:27.330 --> 01:00:29.540
‫آره، بهونه بیار.

01:00:30.870 --> 01:00:34.830
‫علاوه بر این، مجارستان اوربان
‫یه کشور فاشیستیه!

01:00:35.250 --> 01:00:38.330
‫چطوری فاشیستیه وقتی مردم بهش رای می‌دن؟

01:00:38.660 --> 01:00:41.830
‫هنوزم فاشیستیه، ننگ اروپاست!

01:00:42.910 --> 01:00:47.620
‫اوربان و بیشتر مجارستان حامی پوتینن!

01:00:48.000 --> 01:00:51.540
‫حمایت از کشتار اوکراینی‌ها یعنی...

01:00:54.250 --> 01:00:56.490
‫یعنی فقط شرمساری...

01:00:56.500 --> 01:01:01.120
‫انگار مجارها هرگز علیه شوروی توی سال 1956
‫ شورش نکردن!

01:01:01.290 --> 01:01:03.580
‫مجارستان اوربان حالم رو بهم می‌زنه!

01:01:05.370 --> 01:01:06.870
‫حقیقته.

01:01:07.370 --> 01:01:10.160
‫حقوق اقلیت‌ها رو محدود می‌کنه، آشغاله.

01:01:10.370 --> 01:01:13.240
‫خیلی‌خب عزیزم... تو همین‌جا بمون...

01:01:14.290 --> 01:01:17.040
‫بذار این کولی‌ها بهت بگن
‫«حرومزاده‌ی مجاری کثیف».

01:01:17.370 --> 01:01:18.240
‫می‌مونم.

01:01:18.910 --> 01:01:20.540
‫پس دیگه غر نزن.

01:01:20.910 --> 01:01:23.040
‫حداقل با وقار رفتار کن...

01:01:23.040 --> 01:01:28.740
‫یا نکنه ویروس غرغر همیشگی رومانیایی‌ها
‫بهت سرایت کرده؟

01:01:35.500 --> 01:01:37.700
‫لطف کن دیگه هم برنگرد!

01:01:38.500 --> 01:01:39.580
‫جنده!

01:02:17.750 --> 01:02:21.830
‫مامان، زنگ زدم بگم بابت
‫دعوامون معذرت می‌خوام.

01:02:24.700 --> 01:02:27.490
‫می‌خوام بدونی خیلی دوستت دارم.

01:02:28.580 --> 01:02:31.160
‫من تو یه موقعیت حساسم و...

01:02:37.370 --> 01:02:39.490
‫بازم معذرت می‌خوام مامان! خداحافظ.

01:03:01.580 --> 01:03:03.120
‫سلام فرشته‌های من.

01:03:03.410 --> 01:03:06.040
‫فیلمت رو خیلی دوست داشتم، بندک.

01:03:07.250 --> 01:03:09.700
‫یه خبر بد براتون دارم.

01:03:10.160 --> 01:03:12.790
‫مامان نمی‌تونه بیاد اسکیاتوس پیشتون.

01:03:13.080 --> 01:03:15.330
‫کلی کار دارم.

01:03:15.580 --> 01:03:17.580
‫واقعا خیلی زیاد.

01:03:18.540 --> 01:03:21.490
‫ولی قول می‌دم وقتی برگشتین...

01:03:21.830 --> 01:03:24.790
‫یه آخر هفته می‌ریم ونیز.

01:03:26.450 --> 01:03:31.080
‫یه تعطیلات کوچیک دیگه،
‫که هر دوش رو دوست داشته باشین.

01:03:32.290 --> 01:03:33.740
‫خیلی خیلی می‌بوسمتون.

01:03:34.040 --> 01:03:36.290
‫دلم براتون تنگ شده، دوستتون دارم، خداحافظ!

01:04:10.660 --> 01:04:12.120
‫الو!

01:04:12.450 --> 01:04:15.580
‫من اورسولیا یونسکو هستم، دادورزم.

01:04:16.250 --> 01:04:21.160
‫در مورد ایون گلنتاسو تماس می‌گیرم،
‫که سوم اکتبر...

01:04:21.700 --> 01:04:23.370
‫در سن 62 سالگی تو کلوژ فوت کرده.

01:04:25.870 --> 01:04:27.620
‫دفنش کردن؟

01:04:29.910 --> 01:04:33.200
‫فکر می‌کردم چند روز تو
‫سردخانه نگه می‌دارنشون.

01:04:33.790 --> 01:04:35.450
‫قبرستان فقرا؟

01:04:36.950 --> 01:04:39.580
‫اون دره قبرستان داره؟

01:04:42.830 --> 01:04:44.870
‫پس دفنش کردن.

01:04:46.000 --> 01:04:48.540
‫ممنون.
‫روز خوبی داشته باشین.

01:05:39.660 --> 01:05:41.450
‫روز بخیر، خانم یونسکو!

01:05:43.750 --> 01:05:45.020
‫سلام.

01:05:45.020 --> 01:05:46.660
‫من فردم

01:05:46.700 --> 01:05:48.380
‫فرد واسیلسکو.

01:05:48.600 --> 01:05:49.950
‫یادم نمیاد.

01:05:49.980 --> 01:05:54.700
‫«که صادقانه بنوشند، دیگری را زخمی نکنند،
‫ هر کس به اندازه‌ی نیازش!»

01:05:55.140 --> 01:05:56.180
‫آهان، فهمیدم.

01:05:56.220 --> 01:05:59.930
‫- من شاگردتون تو حقوق رومی بودم.
‫- حدس زدم.

01:06:00.000 --> 01:06:01.620
‫12 یا 13 سال پیش.

01:06:02.080 --> 01:06:05.910
‫خیلی باهوش نبودم،
‫ولی یه چیزهایی یادم مونده.

01:06:06.040 --> 01:06:09.910
‫«اوضاع میان دیگران به
‫ دیگران آسیبی نمی‌زند...»

01:06:10.250 --> 01:06:12.290
‫ - جنبش بی‌فایده.
‫- همونه.

01:06:12.450 --> 01:06:15.160
‫خوب یادم نمیاد، ده ساله درس ندادم.

01:06:15.410 --> 01:06:17.540
‫- پس پیک شدی؟
‫- آره.

01:06:17.750 --> 01:06:19.540
‫مدرک دانشگاهی گرفتم...

01:06:19.620 --> 01:06:24.200
‫ولی دنیای موسسات ژوستینین
‫و بارتولوس دایجست من رو پس زد.

01:06:24.660 --> 01:06:25.700
‫چرا؟

01:06:25.950 --> 01:06:26.910
‫خب...

01:06:28.870 --> 01:06:32.540
‫یه کتاب ذن هست، مومونکان.

01:06:32.750 --> 01:06:37.830
‫توش می‌گه یه استاد بزرگ ذن،
‫سیجو، یه روز راهبی ازش پرسید:

01:06:38.080 --> 01:06:39.790
‫«سلام استاد سیجو!

01:06:40.080 --> 01:06:45.290
‫شنیدم یه راهب بزرگ ذن
‫ده‌ هزار سال مراقبه کرد...

01:06:45.700 --> 01:06:48.540
‫ولی هنوز به روشن‌دلی نرسید!

01:06:48.750 --> 01:06:50.240
‫درسته؟»

01:06:50.450 --> 01:06:51.870
‫سیجو گفت: «آره» ...

01:06:52.000 --> 01:06:55.330
‫«ولی چرا به روشن‌دلی نرسید؟»

01:06:55.500 --> 01:06:56.950
‫استاد جواب داد:

01:06:57.120 --> 01:06:58.870
‫«چون نرسید.»

01:06:59.790 --> 01:07:01.870
‫برای منم همین بود. جواب نداد.

01:07:02.200 --> 01:07:04.790
‫حواست به دوچرخه باشه، خطرناکه.

01:07:05.160 --> 01:07:06.830
‫کلی احمق توی خیابونن.

01:07:06.910 --> 01:07:08.200
‫اینو ببین!

01:07:08.950 --> 01:07:10.990
‫«من رومانیاییم.»
‫این چیه؟

01:07:12.870 --> 01:07:17.160
‫چون خیلی از پیک‌ها از بنگلادش
‫ یا سریلانکا هستن.

01:07:17.370 --> 01:07:19.700
‫راننده‌های رومانیایی اذیتشون می‌کنن.

01:07:19.910 --> 01:07:23.040
‫امیدوارم هوای هموطن‌ها رو داشته باشن.

01:07:23.290 --> 01:07:24.450
‫انقدر بده؟

01:07:24.580 --> 01:07:30.040
‫مثل همون چیزی که شما می‌گفتین،
‫پر از دکترای حماقته، استاد!

01:07:33.660 --> 01:07:36.240
‫خیلی خوشحال شدم دیدمتون.

01:07:36.250 --> 01:07:37.620
‫همچنین.

01:07:37.640 --> 01:07:42.480
‫شاید دوباره هم رو ببینیم، اگه سوپ سیرابی
‫یا پاپریکاش سفارش بدین.

01:07:42.660 --> 01:07:44.540
‫- یا یه سوسیس.
‫- باشه فرد.

01:07:44.790 --> 01:07:48.040
‫خوشحال شدم دیدمتون.
‫اصلا تغییر نکردین!

01:07:48.750 --> 01:07:52.620
‫اصلا بهتر شدین! ولی نمی‌گم،
‫چنین حرف‌هایی الان آزار محسوب می‌شه.

01:07:52.750 --> 01:07:54.330
‫آره، بس کن.

01:07:54.550 --> 01:07:55.830
‫خداحافظ!

01:09:30.330 --> 01:09:34.080
‫کارت تموم شد؟ هنوز توی کلوژی؟

01:09:35.000 --> 01:09:37.490
‫نه، تو فلورشتی زندگی می‌کنم.

01:09:38.790 --> 01:09:40.040
‫جان؟

01:09:40.620 --> 01:09:44.120
‫فلورشتی خوب، نه قسمت مزخرفش.

01:09:45.330 --> 01:09:48.040
‫می‌خواستم سه تا بچه‌‌هام...

01:09:48.410 --> 01:09:51.370
‫یه خونه، یه حیاط و هوای تمیز داشته باشن.

01:09:52.500 --> 01:09:55.620
‫نه، چند روزه تنها هستم.

01:09:56.540 --> 01:09:58.740
‫مرسی، ولی گرسنه نیستم.

01:09:59.450 --> 01:10:02.740
‫این روزها خیلی هم اهل معاشرت نیستم.

01:10:04.080 --> 01:10:07.660
‫ولی یه آبجو بد نیست. اگه حالش رو داری.

01:10:08.880 --> 01:10:10.720
‫نه، تو فلورشتی نه!

01:10:14.120 --> 01:10:15.950
‫پس تو مرکز شهر می‌بینمت.

01:11:07.160 --> 01:11:10.700
‫- ببخشید دیر کردم استاد.
‫- نه، من زود اومده بودم.

01:11:10.950 --> 01:11:14.200
‫- کافه چه‌گوارا چطوره؟
‫- یکم شلوغه.

01:11:14.830 --> 01:11:18.740
‫- تو سالن انتظار سینما یه بار هست.
‫- باشه.

01:11:24.250 --> 01:11:26.410
‫این دختر بزرگمه، کاتالین...

01:11:26.870 --> 01:11:30.830
‫توی یه نمایش مدرسه،
‫ جاناتان لیوینگستون مرغ دریایی.

01:11:31.160 --> 01:11:32.700
‫- فوق‌العاده‌ست!
‫- مرسی.

01:11:32.910 --> 01:11:34.910
‫- پس توی فلورشتی زندگی می‌کنی؟
‫- آره.

01:11:35.250 --> 01:11:38.620
‫ولی تو یه دبیرستان بهتر توی شهر
‫ ثبت‌نامش کردم.

01:11:38.870 --> 01:11:40.290
‫آپاتسای.

01:11:42.160 --> 01:11:45.290
‫فلورشتی داره به فاجعه تبدیل می‌شه.

01:11:45.450 --> 01:11:47.490
‫وقتی اول رفتیم اونجا...

01:11:47.660 --> 01:11:50.370
‫صرفا چند هزار نفر بودن.

01:11:50.540 --> 01:11:53.080
‫الان هفتاد هزار تا شدن، دیوانه‌کننده‌ست.

01:11:53.450 --> 01:11:58.040
‫- همه‌جا خونه‌ها جدیدن، مثل چینه.
‫- قیمت‌هاشم تقریبا همونه!

01:11:59.250 --> 01:12:01.200
‫بذار یه چیزی نشونت بدم.

01:12:03.910 --> 01:12:05.370
‫اینو ببین.

01:12:06.830 --> 01:12:08.160
‫«طرح نوردیس».

01:12:08.290 --> 01:12:11.990
‫«کلکی از طرف قوی‌ترین
‫باند سیاسی و ملکی.»

01:12:12.200 --> 01:12:14.950
‫تا حالا نشنیدم، می‌گردم ببینم چیه.

01:12:17.250 --> 01:12:18.410
‫راستی...

01:12:18.790 --> 01:12:21.450
‫چرا با خانوادت نرفتی تعطیلات؟

01:12:22.500 --> 01:12:25.580
‫یه مشکل جدی پیش اومد، موندم که حلش کنم.

01:12:25.950 --> 01:12:28.330
‫مشکل؟ کمکی از دستم برمیاد؟

01:12:29.040 --> 01:12:31.290
‫کاریه. حوصله تعریف ندارم.

01:12:31.540 --> 01:12:32.790
‫باشه.

01:12:32.910 --> 01:12:34.910
‫اون...

01:12:35.700 --> 01:12:38.370
‫اون حکایت‌های ذن رو بگو.
‫من عاشق حکایتم.

01:12:38.620 --> 01:12:40.330
‫خیلی طرفدارشم.

01:12:40.620 --> 01:12:44.870
‫یه نگاه تازه به زندگی می‌ده بهم.

01:12:45.120 --> 01:12:47.080
‫نبودن خودکشی کرده بودم.

01:12:47.200 --> 01:12:48.990
‫بذار فکر کنم. آهان!

01:12:49.450 --> 01:12:52.580
‫هر وقت از گوتی درباره
‫ معنای زندگی می‌پرسیدن...

01:12:52.750 --> 01:12:54.740
‫فقط یه انگشتش رو بالا می‌گرفت.

01:12:55.200 --> 01:12:58.040
‫انگشت اشاره، نه اون یکی...
‫ می‌دونی دیگه.

01:12:58.450 --> 01:13:03.370
‫شاگردها هم شروع کردن همین کار رو
‫ انجام دادن...

01:13:03.750 --> 01:13:05.370
‫فقط انگشت بالا می‌گرفتن.

01:13:05.540 --> 01:13:10.410
‫یه روز دید یه غریبه از یکی از شاگردها
‫ پرسید بودیسم چیه.

01:13:10.870 --> 01:13:14.370
‫شاگردش هم جوگیر شد و انگشت بالا برد.

01:13:14.700 --> 01:13:18.160
‫روز بعد، گوتی، که یه چاقو توی
‫ دستش قایم کرده بود...

01:13:18.450 --> 01:13:20.200
‫از اون شاگرد پرسید...

01:13:20.450 --> 01:13:25.200
‫«خب، پس تو همه‌چیز در مورد
‫ جوهر بودیسم رو می‌دونی؟»

01:13:25.540 --> 01:13:27.370
‫پسره گفت «آره».

01:13:27.540 --> 01:13:31.040
‫گوتی پرسید:
‫«خب، جوهر بودیسم چیه؟»

01:13:31.410 --> 01:13:33.040
‫پسره انگشتش رو بالا گرفت.

01:13:33.200 --> 01:13:35.120
‫گوتی یهویی بریدش.

01:13:35.370 --> 01:13:38.200
‫و پسره جیغ‌زنان حین
‫خونریزی فرار کرد دوید...

01:13:38.450 --> 01:13:39.910
‫گوتی صداش کرد:

01:13:40.160 --> 01:13:41.660
‫«هی، برگرد اینجا!»

01:13:41.870 --> 01:13:44.910
‫پسره برگشت نگاه کرد،
‫گوتی دوباره پرسید...

01:13:45.120 --> 01:13:46.950
‫«جوهر بودیسم چیه؟»

01:13:47.250 --> 01:13:51.120
‫پسره از عادت خواست انگشتش رو بالا بگیره.

01:13:51.660 --> 01:13:55.240
‫ولی انگشتی نبود، فقط دست خونیش بود.

01:13:55.750 --> 01:13:58.540
‫و یهویی روشن شد!

01:13:58.830 --> 01:14:00.870
‫چه مسخره! ولی بازم بامزه‌ست.

01:14:01.290 --> 01:14:05.540
‫یا، یه راهب جوان جلو استاد سپو تعظیم کرد.

01:14:05.700 --> 01:14:11.200
‫استاد سپو، تق، تق، تق! پنج بار زد تو سرش.

01:14:11.790 --> 01:14:13.740
‫راهب بدبخت پرسید...

01:14:14.120 --> 01:14:16.950
‫«آخ، مگه چیکار کردم سنسی؟»

01:14:17.200 --> 01:14:19.740
‫بعد سپو پنج بار دیگه زدش.

01:14:19.910 --> 01:14:22.410
‫- روشن‌دل شد؟
‫- نگفتن.

01:14:24.370 --> 01:14:27.120
‫یه راهب به استاد دایتن گفت...

01:14:27.540 --> 01:14:31.200
‫«موج‌های اقیانوس رنج خیلی بزرگن!

01:14:31.450 --> 01:14:34.290
‫چطور می‌تونیم از اقیانوس رنج بگذریم؟»

01:14:34.540 --> 01:14:36.580
‫می‌دونی دایتن چی جواب داد؟

01:14:37.080 --> 01:14:38.490
‫«با یه قایق چوبی.»

01:14:39.580 --> 01:14:41.870
‫- این یکی ضعیف بود.
‫- من موافق نیستم!

01:14:43.660 --> 01:14:49.160
‫راهب‌های سالن شرقی داشتن با
‫راهب‌های سالن غربی بحث می‌کردن...

01:14:50.160 --> 01:14:53.540
‫یه راهب، نانسن، گربه رو برداشت و داد زد...

01:14:53.790 --> 01:14:55.580
‫«گوش کنین بچه‌ها!

01:14:55.790 --> 01:14:59.290
‫یه کلمه ذن بگید، گربه رو نجات می‌دم.

01:14:59.450 --> 01:15:01.200
‫وگرنه می‌کشمش.»

01:15:01.290 --> 01:15:03.370
‫همه مات و مبهوت ساکت شدن.

01:15:03.500 --> 01:15:06.080
‫نانسن گربه رو از وسط دو نیم کرد.

01:15:08.410 --> 01:15:11.790
‫عصر که شد، راهب جوشو از هر جا که بود برگشت.

01:15:12.080 --> 01:15:14.080
‫نانسن داستان رو براش تعریف کرد.

01:15:14.370 --> 01:15:18.080
‫جوشو صندلش رو درآورد، گذاشت رو سرش و رفت.

01:15:18.450 --> 01:15:19.580
‫نانسن گفت...

01:15:19.790 --> 01:15:23.370
‫«عه، اگه اونجا بودی، گربه رو نجات می‌دادم!»

01:15:23.750 --> 01:15:25.660
‫چه بچگانه!

01:15:27.200 --> 01:15:32.490
‫یه راهب بود به اسم توکوشو،
‫ رفت سراغ 54 استاد ذن...

01:15:32.660 --> 01:15:36.990
‫ولی هنوز به ساتوری یعنی، روشن‌دلی نرسید.

01:15:37.660 --> 01:15:40.700
‫آخرش رسید پیش استاد هوگن.

01:15:40.910 --> 01:15:44.700
‫یه روز رفت و از استاد هوگن پرسید...

01:15:45.330 --> 01:15:48.700
‫«یه قطره آب از چشمه سو چیه؟»

01:15:49.160 --> 01:15:50.740
‫استاد هوگن جواب داد...

01:15:50.830 --> 01:15:53.660
‫«یه قطره آب از چشمه سوئه.»

01:15:54.040 --> 01:15:57.040
‫با شنیدن این، توکوشو به روشن‌دلی رسید!

01:15:57.410 --> 01:16:02.290
‫همه مشکلات زندگیش،
‫طبق گفته مومونکان، حل شد.

01:16:02.500 --> 01:16:03.870
‫پر کن، لطفا.

01:16:10.330 --> 01:16:12.540
‫کاش به این راحتی بود.

01:16:15.660 --> 01:16:17.580
‫من اصلا اهل ذن نیستم.

01:16:18.040 --> 01:16:19.160
‫درست نیست!

01:16:19.830 --> 01:16:22.580
‫ذن اون آرامشی که می‌گن نیست...

01:16:22.700 --> 01:16:25.450
‫جریان داشتنه، بدون هیچ ترجیحی.

01:16:25.620 --> 01:16:28.950
‫ اومون گفته، «هر روز یه روز خوبه».

01:16:47.790 --> 01:16:50.580
‫خب، چی شد آخرش؟
‫می‌تونی بهم بگی، خانم...

01:16:51.370 --> 01:16:52.620
‫لابئو.

01:16:52.790 --> 01:16:55.200
‫- چه پررو!
‫- پس خانم گایوس.

01:16:55.540 --> 01:16:58.120
‫- هر دوشون قانون‌گذارهای بزرگی بودن.
‫- این بهتره.

01:16:58.330 --> 01:17:00.580
‫ولی لابئو کوچیک‌ بود.

01:17:03.500 --> 01:17:04.740
‫باشه دیگه.

01:17:05.450 --> 01:17:07.370
‫می‌دونی من دادورزم دیگه؟

01:17:08.410 --> 01:17:09.580
‫خلاصه...

01:17:09.830 --> 01:17:14.450
‫حین تخلیه یه نفر که توی
‫یه زیرزمین زندگی می‌کرد...

01:17:15.370 --> 01:17:18.160
‫وقتی منتظر بودیم وسایلش رو جمع کنه...

01:17:18.250 --> 01:17:20.160
‫طرف خودش رو دار زد.

01:17:21.200 --> 01:17:22.290
‫وای.

01:17:24.330 --> 01:17:27.080
‫- مرد؟
‫- آره، مرد.

01:17:28.540 --> 01:17:31.200
‫و من خیلی، خیلی، خیلی احساس گناه می‌کنم.

01:17:32.250 --> 01:17:33.290
‫درک می‌کنم.

01:17:33.500 --> 01:17:36.540
‫هر چند، از نظر قانونی، مقصر نیستم.

01:17:37.790 --> 01:17:39.660
‫خب، این خوبه.

01:17:39.950 --> 01:17:41.240
‫ولی خب...

01:17:41.790 --> 01:17:45.660
‫- وحشتناکه.
‫- واسه همینه نتونستم برم تعطیلات.

01:17:46.620 --> 01:17:47.740
‫می‌فهمم.

01:17:56.500 --> 01:17:59.540
‫توی تسوره‌زوره‌گوسا یه داستان هست.

01:18:00.290 --> 01:18:03.490
‫یه مرد می‌خواست فرداش یه گاو بفروشه.

01:18:03.950 --> 01:18:06.160
‫ولی همون شب، گاوه مرد.

01:18:06.370 --> 01:18:09.740
‫برای فروشنده، این از نظر فروشنده
‫ یه ضرر بزرگ بود.

01:18:10.160 --> 01:18:13.080
‫ یه راهب بلندپایه ذن می‌گه
‫ «نه اینطور نیست».

01:18:13.540 --> 01:18:17.080
‫«اگه به عنوان نمودی از ناپایداری
‫چیزها نگاه کنی...

01:18:17.250 --> 01:18:21.120
‫مرگ گاو برای صاحبش خیلی پرسود بود.»

01:18:21.620 --> 01:18:23.040
‫ولی انسان گاو نیست.

01:18:23.330 --> 01:18:25.200
‫آدم برابر با آدمه، برشت گفته.

01:18:25.370 --> 01:18:26.410
‫درسته.

01:18:33.330 --> 01:18:36.200
‫این شبیه یه اصل بدیهی تو ریاضیه.

01:18:36.910 --> 01:18:39.490
‫اصل‌های بدیهی تو ریاضی مثل ذنه.

01:18:39.620 --> 01:18:40.910
‫خیلی جالبه.

01:18:41.160 --> 01:18:43.540
‫مخصوصا چون نمی‌تونی اثباتشون کنی.

01:18:43.950 --> 01:18:46.660
‫اصل توازی، می‌دونم.

01:18:47.120 --> 01:18:49.700
‫یا اون‌هایی که تو حسابن!

01:18:50.080 --> 01:18:52.490
‫مثلا، صفر یه عدده.

01:18:52.870 --> 01:18:57.540
‫نمی‌تونی اثباتش کنی، باید باور کنی
‫ که صفر عدده.

01:18:58.040 --> 01:19:00.700
‫یا این که بعد از هر عدد طبیعی «ان»...

01:19:01.120 --> 01:19:03.330
‫یه عدد دیگه میاد، ان بعلاوه‌ی یک.

01:19:03.750 --> 01:19:05.950
‫فکر کنم اون یکی قابل اثباته.

01:19:06.120 --> 01:19:08.830
‫واقعا؟ بکن ببینم.

01:19:10.830 --> 01:19:12.120
‫نمی‌دونم!

01:19:14.910 --> 01:19:16.580
‫قابل اثبات نیست!

01:19:16.750 --> 01:19:21.160
‫مثل قضیه ناتمامی اول گودله.

01:19:21.580 --> 01:19:24.240
‫استاد، اصلا درباره چی حرف می‌زنیم؟

01:19:25.540 --> 01:19:27.950
‫در مورد حق زندگی هم همینه.

01:19:29.620 --> 01:19:34.040
‫بدیهیات می‌گه جهانیه،
‫ولی نمی‌تونم اثباتش کنم.

01:19:35.040 --> 01:19:38.160
‫با یه دوستم حرف می‌زدم، می‌گفت...

01:19:38.540 --> 01:19:41.870
‫اشکالی نداره افغان‌ها زن‌های زناکار
‫ رو سنگسار می‌کنن.

01:19:42.080 --> 01:19:43.200
‫هی می‌گفت...

01:19:43.500 --> 01:19:46.410
‫«خب، اون‌ها همین‌جورن، دیگه!»

01:19:46.870 --> 01:19:51.290
‫انگار حق جهانی زندگی بی‌دلیل
‫بهشون تعلق نمی‌گیره.

01:19:51.540 --> 01:19:53.290
‫چه احمقی!

01:19:54.870 --> 01:19:56.490
‫فکر کنم باید یکم هوا بخورم.

01:20:05.830 --> 01:20:10.790
‫خدا رو شکر که شب شده، دیگه لازم نیست
‫ غروب رو تحسین کنیم!

01:20:24.450 --> 01:20:27.200
‫وای، «بلیط سلامتی»!

01:20:27.580 --> 01:20:29.330
‫یه لحظه صبر کن.

01:20:36.670 --> 01:20:38.420
‫انگار برگشتم دبیرستان.

01:20:38.660 --> 01:20:41.160
‫- بده؟
‫- اصلا!

01:20:42.000 --> 01:20:45.040
‫وقتی با جوان‌هام،
‫انگار خودمم جوان می‌شم!

01:20:45.200 --> 01:20:47.040
‫لری فلینت تایید می‌کنه!

01:20:47.950 --> 01:20:50.660
‫چرا فقط مردها باید این کار رو بکنن؟

01:20:50.830 --> 01:20:52.950
‫دقیقا! خانم مکرون!

01:20:53.540 --> 01:20:56.660
‫- سن‌گرایی؟
‫- اصلا، استاد!

01:20:57.290 --> 01:20:58.870
‫به قول آیس‌تی:

01:20:59.040 --> 01:21:04.490
‫«من عاشق دخترهای مکزیکیم، دخترهای سیاه،
‫دخترهای شرقی، فرقی نداره...

01:21:04.660 --> 01:21:07.660
‫اگه از مریخ باشی و کس داشته باشی...

01:21:08.080 --> 01:21:09.830
‫بازم می‌کنمت!»

01:21:12.250 --> 01:21:14.830
‫- هی!
‫- من خیلی فراگیرم.

01:21:17.910 --> 01:21:20.040
‫حالا ناراحت نشو.

01:21:20.200 --> 01:21:24.240
‫کلی فاجعه داریم حالا
‫غزه و اوکراین رو ببین مثلا.

01:21:26.910 --> 01:21:30.490
‫یه ویدئو از جبهه اوکراین دیدم، میخکوب شدم.

01:21:30.660 --> 01:21:32.450
‫طرفدار پوتین نیستی که؟

01:21:32.620 --> 01:21:35.160
‫عمرا! صرفا تو یه گروه فیسبوکی بود.

01:21:35.290 --> 01:21:38.040
‫بچه‌ها فیلم‌های خط مقدم رو آپلود می‌کنن.

01:21:38.580 --> 01:21:42.950
‫برای دفاع، اوکراینی‌ها پهپاد رو مستقیم
‫ بالای سنگر روس‌ها می‌فرستن.

01:21:43.620 --> 01:21:46.240
‫پهپادها تا لحظه برخورد فیلم می‌گیرن.

01:21:46.500 --> 01:21:48.450
‫یه صحنه خیلی عجیب بود.

01:21:48.620 --> 01:21:52.240
‫سربازها صدای پهپاد بالای سرشون رو می‌شنیدن،
‫ می‌دونستن حمله می‌شه...

01:21:52.450 --> 01:21:56.040
‫ولی نمی‌تونستن فرار کنن،
‫ پهپاد تعقیبشون می‌کرد.

01:21:56.290 --> 01:21:57.870
‫و روس‌ها چیکار می‌کردن؟

01:21:58.080 --> 01:22:02.040
‫دو تا نارنجک برمی‌داشتن و
‫ می‌ذاشتن کنار سرشون.

01:22:02.290 --> 01:22:04.410
‫- چرا؟
‫- خیلی‌ها ناقص می‌شن.

01:22:04.580 --> 01:22:09.540
‫اگه پهپاد بزنه، نارنجک‌های کنار
‫سرشون منفجر می‌شه...

01:22:09.830 --> 01:22:11.950
‫تا زودتر بمیرن.

01:22:12.330 --> 01:22:15.040
‫- وحشتناکه!
‫- بذار نشونت بدم.

01:22:19.200 --> 01:22:21.040
‫اونجا، توی سوراخ.

01:22:22.790 --> 01:22:24.450
‫داره آماده می‌شه.

01:22:25.660 --> 01:22:27.330
‫نارنجک‌ها رو می‌بینی؟

01:22:27.750 --> 01:22:30.040
‫الان سرش منفجر می‌شه.

01:22:31.870 --> 01:22:33.160
‫وای!

01:22:33.330 --> 01:22:36.950
‫- بیچاره.
‫- به جهنم! آشغال روسی.

01:22:37.250 --> 01:22:40.870
‫اصلا دلم واسه این کثافت‌ها نمی‌سوزه.
‫حقشونه.

01:22:41.370 --> 01:22:44.240
‫شاید مادری داشت، دختری، بچه‌ای.

01:22:44.540 --> 01:22:48.490
‫پوتین یه ماشین لباسشویی و مدال
‫قهرمان خانواده بهشون می‌ده.

01:22:48.660 --> 01:22:49.830
‫به درک!

01:22:49.950 --> 01:22:54.240
‫هیچ حیوانی انقدر پست نیست.
‫ از این پست‌تر دیگه نداریم.

01:22:54.640 --> 01:23:02.530
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:23:02.700 --> 01:23:03.870
‫چی شده؟

01:23:04.200 --> 01:23:06.870
‫یه نفر که می‌شناختم تو اون ماشین بود.

01:23:07.410 --> 01:23:09.660
‫ما که کار بدی نکردیم.

01:23:10.290 --> 01:23:13.040
‫می‌دونی ملت چه برداشتی می‌کنن دیگه.

01:23:20.120 --> 01:23:21.580
‫- استاد!
‫- چی؟

01:23:21.700 --> 01:23:23.120
‫اینجا رو ببین.

01:23:23.620 --> 01:23:27.450
‫همرزم استالین، من رو بفرست گولاگ!

01:23:28.790 --> 01:23:32.950
‫نباید در این مورد شوخی کنی،
‫ کمونیست‌ها میلیون‌ها نفر رو کشتن.

01:23:33.200 --> 01:23:36.490
‫من صرفا با تو و این دستبندهای
‫ عجیب شوخی کردم.

01:23:36.750 --> 01:23:39.540
‫من با تاریخ شوخی نمی‌کنم، استاد.

01:24:28.950 --> 01:24:34.410
‫♪ چه مه غلیظی، چه مه غلیظی،  ♪
‫♪ راه خونه‌مون تو دلش گم شده! ♪

01:24:34.830 --> 01:24:41.040
‫♪ ما چه سبکیم، مثل دود می‌لغزیم، ♪
‫♪  کجا، کجا می‌تونه راهمون باشه؟ ♪

01:24:41.410 --> 01:24:47.910
‫♪ چه مه غلیظی، چه گنبد بزرگی، ♪
‫♪  لطفا، استاد، راه خونه رو نشونمون بده! ♪

01:24:50.330 --> 01:24:52.790
‫از زمان دانشگاه این اطراف
‫مشروب نخورده بودم.

01:24:55.200 --> 01:24:57.910
‫و ترانسیلوانیا خودش یه سروده‌ست!

01:25:11.080 --> 01:25:13.580
‫♪ پس بیایید خوشحال باشیم... ♪

01:25:14.830 --> 01:25:17.450
‫♪ حال که جوانیم! ♪

01:25:24.320 --> 01:25:26.860
‫♪ بعد از شادی جوانی... ♪

01:25:27.450 --> 01:25:29.870
‫♪ بعد از کهنسالی دردناک... ♪

01:25:30.370 --> 01:25:32.620
‫♪ ما پیروز خواهیم شد! ♪

01:25:38.620 --> 01:25:40.870
‫♪ زندگیمان کوتاه هست... ♪

01:25:41.620 --> 01:25:43.790
‫♪ زود تمام خواهد شد. ♪

01:25:50.250 --> 01:25:52.290
‫♪ مرگ زودی می‌آید... ♪

01:25:52.830 --> 01:25:54.950
‫♪ ما را به طرز وحشتناکی می‌رباید... ♪

01:25:55.660 --> 01:25:59.040
‫♪ به کسی رحم نخواهد کرد! ♪

01:26:08.950 --> 01:26:10.790
‫ناز نفست!

01:26:12.200 --> 01:26:13.870
‫مرسی، پروفسور.

01:26:21.660 --> 01:26:22.830
‫ولی حالا...

01:26:24.500 --> 01:26:26.540
‫لیاقتم یه بوس کوچیک نیست؟

01:26:27.620 --> 01:26:28.700
‫نه.

01:26:30.870 --> 01:26:32.660
‫پس من می‌بوسمت.

01:26:42.790 --> 01:26:45.490
‫[من رومانیاییم]

01:27:01.160 --> 01:27:03.870
‫ببخشید!

01:27:22.160 --> 01:27:23.540
‫ببین، فردی...

01:27:23.750 --> 01:27:26.950
‫پیام‌های عاشقانه و این چیزها نداریما، خب؟

01:27:27.290 --> 01:27:30.790
‫من؟ عمرا پروفسور! من اهلش نیستم.

01:27:31.370 --> 01:27:33.790
‫من تعهد خانوادگی دارم، من...

01:27:34.410 --> 01:27:37.290
‫وقت برای، دردسر بیشتر ندارم.

01:27:37.830 --> 01:27:40.290
‫فقط برده‌ی جنسیت می‌شم، نگران نباش.

01:27:40.620 --> 01:27:42.450
‫مثل مارکی دو ساد.

01:27:42.620 --> 01:27:44.620
‫بردگی گاهی مرزها رو محو می‌کنه.

01:27:44.790 --> 01:27:47.410
‫- این قافیه داره!
‫- دو بار!

01:27:48.200 --> 01:27:52.240
‫می‌دونی یه زن مجاری به یه رومانیایی
‫که خوب می‌گاد چی می‌گه؟

01:27:52.790 --> 01:27:53.830
‫چی؟

01:27:54.040 --> 01:27:58.540
‫«درد داره ولی خوبه،
‫ رومانیایی کیرش چوبه!»

01:28:00.540 --> 01:28:01.830
‫شووینیسم.

01:28:01.950 --> 01:28:03.490
‫من صرفا مجاری ادبی حرف می‌زنم...

01:28:03.660 --> 01:28:06.160
‫"لوفاش آ شگدبه!"
‫(کیر اسب توی کونت!)

01:28:09.410 --> 01:28:12.950
‫می‌دونی چرا هیچ رومانیایی‌ای نخواست
‫ تو استاروارز بازی کنه؟

01:28:13.250 --> 01:28:14.450
‫چرا؟

01:28:14.950 --> 01:28:18.240
‫چون حتی نمی‌خوان تو آینده کار کنن!

01:28:18.540 --> 01:28:19.950
‫دهاتی‌های احمق!

01:29:55.830 --> 01:29:58.540
‫ببخشید، دیشب بالا آوردم...

01:29:59.330 --> 01:30:00.950
‫خیلی حالم بد بود.

01:30:01.450 --> 01:30:04.540
‫نتونستم صدای زنگ گوشیم یا تماست رو بشنوم.

01:30:05.370 --> 01:30:08.540
‫معذرت می‌خوام، نمی‌تونم برم قبرستان.

01:30:09.750 --> 01:30:11.330
‫بعدا حرف می‌زنیم.

01:30:22.540 --> 01:30:26.240
‫پس قبلا یه آپارتمان برای خودش داشت.

01:30:26.950 --> 01:30:28.370
‫چطور از دستش داد؟

01:30:28.540 --> 01:30:32.950
‫شرط‌بندی، مشروب...
‫به هر دوش اعتیاد داشت.

01:30:33.290 --> 01:30:34.370
‫درک می‌کنم.

01:30:35.950 --> 01:30:38.200
‫شرط‌بندی بد مرضیه.

01:30:38.620 --> 01:30:40.620
‫یکی از پیروان من...

01:30:41.160 --> 01:30:44.120
‫یه سال و نیم پیش خودش رو از
‫ساختمان پرت کرد.

01:30:44.500 --> 01:30:46.160
‫بس کن، بچه!

01:30:47.290 --> 01:30:48.620
‫بسه دیگه!

01:30:50.500 --> 01:30:52.660
‫به نزول‌خورها بدهکار بود.

01:30:52.830 --> 01:30:54.790
‫به دستگاه باخت.

01:30:55.040 --> 01:30:58.370
‫ولی حتی نمرد، تا آخر عمر فلج شد.

01:30:58.620 --> 01:31:00.740
‫اگه گیرت بیارم، پاهات رو می‌شکنم!

01:31:02.250 --> 01:31:04.200
‫خفه شو پدر!

01:31:04.370 --> 01:31:06.040
‫آروم باش، لطفا.

01:31:08.910 --> 01:31:11.410
‫- سرت به کار خودت باشه!
‫ - خودت سرت به کار خودت باشه!

01:31:11.540 --> 01:31:12.620
‫حیوان!

01:31:14.580 --> 01:31:16.790
‫- سرت به کار خودت باشه!
‫ - خودت سرت به کار خودت باشه!

01:31:18.450 --> 01:31:23.450
‫- ک.و.ک نمی‌تونست بذاره بمونه؟
‫- من قبلش واسش تمدید مجدد گرفته بودم.

01:31:24.370 --> 01:31:26.290
‫طولانی‌تر از حدش.

01:31:26.450 --> 01:31:30.370
‫ولی می‌خواستن یه چیز جدیدی بسازن.

01:31:30.660 --> 01:31:34.370
‫و تخلیه توی پاییز و زمستان نادره.

01:31:34.910 --> 01:31:36.620
‫داستان پیچیده‌تره.

01:31:36.750 --> 01:31:40.200
‫سعی می‌کنم ازشون اجتناب کنم،
‫دلم برای فقرا می‌سوزه.

01:31:40.540 --> 01:31:43.160
‫می‌دونم، اورسولیا، تو قلب مهربونی داری.

01:31:43.540 --> 01:31:46.040
‫برای ازدواج با ولاد ارتدوکس شدی.

01:31:46.200 --> 01:31:49.660
‫بچه‌هات رو توی دین ما غسل تعمید دادی.

01:31:50.250 --> 01:31:52.120
‫بدون خدا، انسان...

01:31:53.000 --> 01:31:58.040
‫یه حیوان فقیر، استدلال‌کننده و حرف‌زنه،
‫ از هیچ اومده و به هیچ می‌ره.

01:31:58.830 --> 01:32:01.160
‫بی‌هیچ هدفی تو دنیا.

01:32:02.250 --> 01:32:07.080
‫سفر گونه‌ی انسانی در اوج خودش
‫توی قبرستان تموم می‌شه.

01:32:07.950 --> 01:32:12.790
‫ما فقط می‌تونیم از دل‌آشوب متافیزیکی
‫ قبرستان‌ها یا اخلاقیات کوته‌فکرانه...

01:32:12.910 --> 01:32:14.200
‫با دین فرار کنیم.

01:32:16.290 --> 01:32:19.370
‫توی استدلال الهیاتی من، نه فقط تو...

01:32:20.250 --> 01:32:25.580
‫بلکه هر پیرزنی با پای گلی که
‫ جلوی شمایل مریم دعا می‌کنه...

01:32:25.700 --> 01:32:29.290
‫اگه مقایسه‌اش کنیم با
‫یه برنده‌ی نوبل بی‌دین...

01:32:29.540 --> 01:32:33.740
‫اون پیرزن یه انسانه،
‫و اون برنده‌ی نوبل بی‌دین...

01:32:34.000 --> 01:32:36.240
‫یه برنده‌ی نوبل گندیده‌ست.

01:32:37.200 --> 01:32:40.240
‫و چون بی‌دینه، به‌عنوان یه گندیده می‌میره.

01:32:42.250 --> 01:32:45.160
‫می‌دونم که زیاد کلیسا نمیام...

01:32:46.580 --> 01:32:51.450
‫و می‌دونم که گناهکارم، ولی،
‫ توی قلبم ایمان دارم!

01:32:51.950 --> 01:32:53.160
‫می‌دونم.

01:32:54.160 --> 01:32:55.160
‫می‌دونم.

01:32:55.620 --> 01:32:59.540
‫خوش‌شانسی، کلیسا مشغول بازسازیه،
‫ پس بخشیده شدی.

01:33:01.080 --> 01:33:02.910
‫ولی نفهمیدم، راستش.

01:33:03.080 --> 01:33:06.990
‫- گناهکار چطور خودش رو حلق‌آویز کرد؟
‫- از رادیاتور.

01:33:07.790 --> 01:33:11.240
‫یه سیم بهش بست...

01:33:13.040 --> 01:33:15.040
‫بعد دور گردنش انداختش...

01:33:15.790 --> 01:33:20.910
‫نشست و محکم کشید پایین تا کامل خفه شد.

01:33:21.290 --> 01:33:25.290
‫- خیلی محکم کشید پایین.
‫- چه اراده‌ای!

01:33:26.870 --> 01:33:29.200
‫حالم بد شد، نزدیک بود غش کنم.

01:33:30.370 --> 01:33:33.540
‫بوی بدی می‌اومد،
‫ رو زمین پر از ادرار بود.

01:33:33.870 --> 01:33:35.450
‫وحشتناک بود!

01:33:37.540 --> 01:33:41.120
‫و من خیلی، خیلی بابتش
‫احساس گناه می‌کنم!

01:33:43.450 --> 01:33:46.290
‫درک می‌کنم، ولی دلیلی نداره!

01:33:46.660 --> 01:33:49.160
‫مگه تو حلقه رو گردنش انداختی؟

01:33:49.950 --> 01:33:54.540
‫ما همه گناهکاریم،
‫کدوممون می‌تونه سنگ اول رو پرت کنه؟

01:33:55.830 --> 01:33:58.540
‫- می‌دونی فیلیپ نری چطوری دعا می‌کرد؟
‫- نه.

01:33:58.660 --> 01:34:01.740
‫«خدایا، گوش‌هایم را بگیر،
‫ وگرنه مثل یهودا می‌فروشمت!»

01:34:01.910 --> 01:34:03.870
‫«مثل یهودا می‌فروشمت!»

01:34:05.120 --> 01:34:07.910
‫نمی‌دونم پدر، فقط حس می‌کنم...

01:34:08.290 --> 01:34:13.580
‫البته، از نظر قانونی من مقصر نیستم،
‫مشخصه...

01:34:13.910 --> 01:34:17.580
‫ولی می‌دونی چطوریه دیگه،
‫ مردم همیشه نوازنده رو مقصر می‌کنن.

01:34:18.870 --> 01:34:20.990
‫یه پرونده‌ی دیگه هم داشتی.

01:34:21.410 --> 01:34:25.490
‫آره، اون فعالانی که توی
‫ اینترنت بهم فحش دادن.

01:34:26.040 --> 01:34:30.080
‫می‌گفتن انداختمشون بیرون،
‫در حالی که غیرقانونی ساکن بودن.

01:34:30.330 --> 01:34:31.870
‫البته درسته...

01:34:32.160 --> 01:34:36.620
‫سیاست‌های دولتی برای بی‌خانمان‌ها وحشتناکه.

01:34:36.870 --> 01:34:40.620
‫هی مدام دربارش حرف می‌زدم،
‫ تو روزنامه مقاله می‌نوشتم.

01:34:41.290 --> 01:34:43.950
‫آسیب‌پذیرترین‌ها بیشتر در معرض خطرن.

01:34:44.160 --> 01:34:47.200
‫آدم‌هایی رو می‌شناسم که فقط
‫صرفا کارت شناسایی ندارن جریمه می‌شن...

01:34:47.410 --> 01:34:49.990
‫ولی بدون آدرس ثابت نمی‌تونن کارت بگیرن!

01:34:50.080 --> 01:34:53.160
‫ما حق سزار رو بهش پرداخت می‌کنیم...

01:34:53.370 --> 01:34:55.410
‫ولی اونم باید کارش رو انجام بده!

01:34:57.620 --> 01:34:58.790
‫پدر...

01:34:59.570 --> 01:35:01.370
‫خیلی حس...

01:35:02.000 --> 01:35:05.660
‫با این حال، یه انسان تا حدودی
‫ به خاطر من مرد!

01:35:05.790 --> 01:35:07.120
‫اون «نمرد».

01:35:08.120 --> 01:35:09.660
‫خودکشی کرد.

01:35:09.910 --> 01:35:13.160
‫مقدس‌ترین چیز، یعنی جان خودش رو گرفت.

01:35:13.540 --> 01:35:15.040
‫بحثش فرق می‌کنه.

01:35:15.330 --> 01:35:19.160
‫کسایی که خودکشی می‌کنن
‫هیچ‌وقت آگاه نبودن که انسانن.

01:35:19.450 --> 01:35:22.450
‫نتونستن خودشون رو بشناسن...

01:35:22.700 --> 01:35:24.120
‫خودشون رو زندگی کنن.

01:35:24.330 --> 01:35:26.950
‫انسان حق خودکشی نداره!

01:35:27.370 --> 01:35:32.240
‫تحت هیچ شرایطی، سالم یا مریض.
‫ انسان خودش رو نساخته.

01:35:32.500 --> 01:35:35.040
‫انسان به اختیار خودش به وجود نیومده.

01:35:35.370 --> 01:35:38.160
‫پس نباید به اختیار خودش
‫این دنیا رو ترک کنه.

01:35:38.500 --> 01:35:41.490
‫اساس وجود ما همینه.

01:35:44.410 --> 01:35:45.830
‫و یه چیز دیگه...

01:35:46.160 --> 01:35:49.580
‫تو هم حق نداری گناه خودت
‫ رو بزرگ‌تر نشون بدی.

01:35:49.790 --> 01:35:53.080
‫این گناه غروره، و گناه ناامیدی.

01:35:54.000 --> 01:35:55.290
‫یاس.

01:35:55.950 --> 01:35:58.790
‫حتی اگه مقصر بودی. حتی اگه!

01:35:59.160 --> 01:36:02.240
‫حق نداری گناه‌های بیشتری روی
‫دوش خودت اضافه کنی.

01:36:05.040 --> 01:36:07.790
‫- می‌فهمی چی می‌گم؟
‫- دارم سعی می‌کنم.

01:36:12.330 --> 01:36:15.620
‫خدا شاهده که می‌خواستم کمکش کنم.

01:36:15.950 --> 01:36:18.790
‫پناهگاه پیشنهاد دادم، یکم پول دادم.

01:36:18.950 --> 01:36:20.540
‫یه ون براش گرفتم.

01:36:20.790 --> 01:36:24.240
‫«بیهوده‌ست که به بخشش گناهان
‫ ایمان داشته باشیم...

01:36:24.450 --> 01:36:28.160
‫مگر این ‌که عمیقا باور داشته باشیم
‫ گناهمون بخشیده شده.»

01:36:29.950 --> 01:36:34.540
‫مارتین لوتر ارتدوکس نبود،
‫ ولی بعضی وقت‌ها درست می‌گفت.

01:36:34.790 --> 01:36:35.870
‫درسته.

01:36:37.120 --> 01:36:41.950
‫«بیهوده‌ست که به بخشش گناهان
‫ایمان داشته باشیم...

01:36:42.250 --> 01:36:47.330
‫مگر این ‌که عمیقا باور داشته باشیم
‫گناهمون بخشیده شده.»

01:36:50.620 --> 01:36:53.950
‫می‌خوام بری خونه و کتاب مقدس رو باز کنی.

01:36:54.500 --> 01:36:56.660
‫اونجا همه‌چیز هست.

01:36:56.950 --> 01:37:00.830
‫شکسپیر، در برابر کتاب مقدس...
‫می‌تونم توی سوربن ثابت کنم!

01:37:01.080 --> 01:37:03.120
‫یه منشی شهرستانیه!

01:37:03.620 --> 01:37:07.790
‫انجیل یوحنا رو بخون
‫و آرامش رو پیدا کن در...

01:37:08.950 --> 01:37:13.240
‫«دلتون مضطرب نشه، به خدا ایمان دارید،
‫به منم ایمان داشته باشید.

01:37:13.370 --> 01:37:17.620
‫در خانه‌ی پدر من جای بسیاری هست،
‫ اگه نبود، به شما می‌گفتم.

01:37:17.790 --> 01:37:20.080
‫می‌رم تا جایی برایتان آماده کنم.

01:37:20.200 --> 01:37:23.450
‫و اگه برم و برایتان جایی آماده کنم،
‫دوباره می‌آیم...

01:37:23.660 --> 01:37:26.830
‫و شما رو نزد خود می‌برم،
‫ که هر جا من هستم...

01:37:27.120 --> 01:37:28.660
‫شما هم آنجا باشید.»

01:37:30.330 --> 01:37:31.700
‫باشه؟

01:37:35.830 --> 01:37:38.660
‫پدر؟ گاهی وقت‌ها فکر می‌کنم...

01:37:40.120 --> 01:37:44.700
‫چرا خدا اجازه‌ی چنین
‫بی‌عدالتی و رنجی رو می‌ده؟

01:37:45.330 --> 01:37:49.080
‫همیشه برام سوال بوده که چرا
‫«هر که دارد، به او داده می‌شود»...

01:37:49.250 --> 01:37:52.700
‫و «هر که ندارد از او گرفته می‌شود.»؟

01:37:52.910 --> 01:37:55.700
‫انجیل ممکنه خشن به نظر برسه.

01:37:56.950 --> 01:37:59.370
‫ولی این ماییم که خوب درکش نمی‌کنیم.

01:38:00.700 --> 01:38:03.410
‫اون چیه که اون شخص نداره؟

01:38:03.620 --> 01:38:07.290
‫نه ایمانی، نه عمل صالحی، نه امیدی، نه هدفی.

01:38:07.500 --> 01:38:12.160
‫پس هر چیزی که ندارن و ازش
‫استفاده نمی‌کنن ازشون گرفته می‌شه.

01:38:13.330 --> 01:38:17.660
‫پس یعنی در واقع راجع به ایمان
‫و عمل صالح بود؟

01:38:18.000 --> 01:38:22.660
‫خداوند انقدر سخاوتمنده که بدون
‫ حساب و کتاب می‌ده!

01:38:23.120 --> 01:38:25.330
‫به اون‌هایی که دارن می‌ده.

01:38:26.660 --> 01:38:30.160
‫اگه ایمان و عمل صالح داشته باشن
‫ بهشون بیشتر داده می‌شه.

01:38:30.370 --> 01:38:32.330
‫بی‌اندازه و زیاد!

01:38:32.540 --> 01:38:35.540
‫بیشتر از اون که خواستن بهشون می‌ده.

01:38:35.870 --> 01:38:38.200
‫ولی اون‌هایی که ایمان و عمل صالح ندارن...

01:38:38.370 --> 01:38:41.200
‫همون مقدار ناچیزی هم که فکر می‌کنن
‫دارن ازشون گرفته می‌شه.

01:38:41.410 --> 01:38:44.990
‫ولی آخه کلی بی‌گناه هم هستن که رنج می‌کشن.

01:38:45.410 --> 01:38:48.580
‫کودکانی که توی بمباران‌های غزه
‫ و اوکراین می‌میرن.

01:38:48.870 --> 01:38:51.330
‫یا توی یمن از گرسنگی می‌میرن.

01:38:52.040 --> 01:38:58.370
‫باز هم انجیل یوحنا، آیه 9:1 تا 12 می‌گه
‫که چطور مسیح مرد نابینایی رو درمان کرد.

01:38:59.580 --> 01:39:03.330
‫«مسیح که می‌گذشت مردی را دید
‫که از بدو تولد نابینا بود.

01:39:03.500 --> 01:39:05.200
‫پیروانش گفتند، «استاد...

01:39:05.790 --> 01:39:08.240
‫که گناه کرده که او نابینا زاده شده؟

01:39:08.660 --> 01:39:10.370
‫او یا والدینش؟

01:39:10.660 --> 01:39:12.160
‫مسیح پاسخ داد...

01:39:12.370 --> 01:39:16.540
‫نه او گناه کرده و نه والدینش...

01:39:16.790 --> 01:39:21.870
‫ولی اعمال خداوند در او پیدا خواهد شد.»

01:39:22.830 --> 01:39:25.330
‫- پس یه رازه.
‫- به نحوی.

01:39:25.580 --> 01:39:27.830
‫خدا بهمون قدرتش رو نشون می‌ده.

01:39:28.450 --> 01:39:30.790
‫«به هر کسی لطف خواهم کرد...

01:39:30.950 --> 01:39:34.120
‫و به هرکسی رحم خواهم کرد.»

01:39:34.450 --> 01:39:36.950
‫آیاتی که اکثرا فراموششون می‌کنیم.

01:39:37.410 --> 01:39:38.620
‫درسته.

01:39:39.830 --> 01:39:43.700
‫شاعر، کنستانتین آکوسمی گفته خدا...

01:39:44.040 --> 01:39:46.240
‫مثل «i» اعداد گنگه.

01:39:48.330 --> 01:39:50.410
‫یعنی خدا بی‌منطقه؟

01:39:51.290 --> 01:39:52.990
‫اصلا.

01:39:54.290 --> 01:39:57.370
‫یعنی فرای درک ماست؟ اون قطعا درسته.

01:40:02.620 --> 01:40:04.330
‫حالا هم آروم باش.

01:40:05.750 --> 01:40:08.620
‫«شر برای امروز کافیست.»

01:40:12.540 --> 01:40:14.540
‫همراهم دعا کن.

01:40:15.540 --> 01:40:17.240
‫کمک می‌کنه، حالا می‌بینی.

01:40:18.000 --> 01:40:19.410
‫باور دارم.

01:40:21.250 --> 01:40:25.490
‫ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد.

01:40:25.750 --> 01:40:30.870
‫پادشاهیت قطعی، اراده‌ات در زمین
‫ نیز مانند آسمان قطعیست.

01:40:31.450 --> 01:40:34.290
‫روزی امروزمان را برسان.

01:40:34.790 --> 01:40:39.700
‫و بدهی ما را ببخش، چنان ‌که ما هم
‫ بدهکاران خود را می‌بخشیم.

01:40:40.040 --> 01:40:44.120
‫ما را از هوس دور کن و از شر رهاییمان ده...

01:40:44.290 --> 01:40:47.870
‫زیرا عظمت و قدرت و جلال از آن توست...

01:40:48.080 --> 01:40:51.080
‫اکنون و تا به ابد، آمین.

01:41:42.410 --> 01:41:45.540
‫شب وحشتناکی داشتم، حالم بد بود.

01:41:46.740 --> 01:41:51.030
‫الان خوبم، رفتم دیدن پدر شربان.

01:41:52.500 --> 01:41:55.200
‫منم میام دیگه، احتمالا فردا.

01:41:55.500 --> 01:41:57.580
‫گفتم شاید بهتر باشه بیام.

01:41:57.950 --> 01:42:02.080
‫آره، با ماشین میام.
‫ شاید بتونیم بیشتر بمونیم.

01:42:03.830 --> 01:42:06.910
‫نه هنوز باهاش کنار نیومدم،
‫اصلا.

01:42:06.910 --> 01:42:11.120
‫امروز گل می‌برم سر قبرش توی قبرستان فقرا.

01:42:14.330 --> 01:42:18.370
‫می‌خوام واسه یه سری تصمیمات جدی
‫ در آینده فکر کنم.

01:42:18.750 --> 01:42:22.240
‫شاید برگردم تدریس کنم،
‫یه سری تغییرات ایجاد کنم.

01:42:23.790 --> 01:42:25.990
‫نگران نباش، تند رانندگی نمی‌کنم.

01:42:29.570 --> 01:42:34.740
‫شب رو توی سالونیک می‌مونم
‫و ولوس سوار قایق می‌شم.

01:42:35.950 --> 01:42:40.120
‫اشکالی نداره، می‌دونی که از
‫ رانندگی‌های طولانی خوشم میاد.

01:42:42.500 --> 01:42:46.490
‫[آپارتمان برای فروش]

01:42:49.140 --> 01:42:58.140
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:42:58.160 --> 01:43:06.160
‫«مترجم: «تارخ علی‌خانی
