WEBVTT

00:01.626 --> 00:03.211
‫من توی بلوار ویلشر هستم.

00:03.503 --> 00:05.296
‫و همین الان یه سینما پیدا کردم

00:05.380 --> 00:07.048
‫که یه تابلوی خیلی به‌جایی داره.

00:07.424 --> 00:08.925
‫اگه بتونین بخونینش، روی تابلو نوشته:

00:09.050 --> 00:10.844
‫"رابرت شاو در آرواره‌ها."

00:11.011 --> 00:14.347
‫همچنین، "پول رو بردار و فرار کن."

00:15.390 --> 00:17.350
‫خیلی خنده‌داره، اینطور فکر نمی‌کنین؟

00:18.018 --> 00:20.353
‫خب، واسه ورود مردم دلایل زیادی وجود داشت

00:20.353 --> 00:21.980
‫اما اونایی که از سینما میومدن بیرون،

00:22.063 --> 00:23.732
‫سرخوش بودن.

00:24.774 --> 00:26.317
‫بالکن سیگاری‌ها پر شده.

00:26.317 --> 00:29.529
‫فقط هفت ردیف اول از صندلی‌های طبقه پایین مونده.

00:29.863 --> 00:31.114
‫اون موقع من توی نیویورک بودم

00:31.114 --> 00:32.657
‫و با دوتا از دوستام رفتم،

00:32.741 --> 00:35.201
‫جانت ماسلین و آلبرت بروکس.

00:36.161 --> 00:37.787
‫ما سه نفر توی ماشین بودیم،

00:38.371 --> 00:42.042
‫و داشتیم میرفتیم سمت "ریوولی"
‫تا ببینیم صفی هست یا نه.

00:42.208 --> 00:45.920
‫صف کسایی که بلیت داشتن همینطور ادامه داشت.

00:46.129 --> 00:47.756
‫تبدیل به یه منظره‌ی تماشایی شده بود.

00:47.839 --> 00:50.675
‫مدام با خودم فکر می‌کردم آدمای خوش‌شانسی
‫که این فیلم رو ساختن کی هستن؟

00:51.968 --> 00:54.012
‫این کوسه شما رو درسته قورت میده.

00:54.095 --> 00:55.513
‫- خوب بود؟
‫- خیلی خوشمزه بود.

00:55.597 --> 00:56.639
‫خونین و مالین بود.

00:56.723 --> 00:58.850
‫تمام این آدما خورده شدن،
‫می‌دونین، اونا فقط...

00:59.517 --> 01:01.561
‫- بهترین فیلمی بود که توی عمرم دیدم.
‫- بهترین فیلم بود.

01:01.561 --> 01:04.230
‫هنوز داریم درباره‌ی "آرواره‌ها" و تأثیر

01:04.230 --> 01:07.442
‫و ارزشی که اون فیلم داشت و هنوزم داره حرف می‌زنیم.

01:07.817 --> 01:10.361
‫هیچوقت یادم نمیره که وارد سینما شدم

01:10.361 --> 01:12.906
‫و تمام پوسترهای لابی روی دیوار بودن.

01:12.989 --> 01:16.326
‫و با خودم فکر کردم، اون کوسه خیلی بزرگه.

01:17.202 --> 01:18.995
‫بخشی از جذابیت امروز فیلم

01:18.995 --> 01:23.541
‫تقریباً به خاطر حس نوستالژی یادآوری
‫تجربه‌ی دیدن اون موقعشه.

01:24.793 --> 01:27.670
‫واسه یه بچه‌ی ۹ ساله یه جورایی متحول‌کننده بود.

01:27.754 --> 01:29.589
‫یادم نمیاد تجربه‌ای داشته باشم

01:29.589 --> 01:31.633
‫که تا این حد غریزی و هیجان‌انگیز بوده باشه.

01:33.259 --> 01:36.638
‫کل سالن سینما مثل یه ساز موسیقی واکنش نشون میداد.

01:40.517 --> 01:42.393
‫من اول کتابش رو خوندم، واسه همین تقریباً می‌دونستم

01:42.435 --> 01:43.436
‫قراره چی ببینم.

01:43.686 --> 01:45.814
‫پیتر بنچلی کتابی به نام آرواره‌ها نوشت.

01:45.939 --> 01:47.398
‫از روی کتاب یه فیلم ساخته شد.

01:47.482 --> 01:50.735
‫این فیلم تا الان بیشتر از هر فیلم دیگه‌ای
‫توی تاریخ پول درآورده.

01:51.861 --> 01:53.446
‫اون اولین فیلم پرفروش بود.

01:53.571 --> 01:56.241
‫من آرواره‌ها رو ۳۱ بار توی سینما دیدم.

01:58.326 --> 02:00.120
‫من ۱۲ سالم بود

02:00.120 --> 02:05.458
‫و این فیلم باعث شد به شغل فیلم‌سازی فکر کنم.

02:05.542 --> 02:07.210
‫- این اولین بارتونه؟
‫- نهمین بارمه.

02:07.377 --> 02:08.628
‫- چندمین بار؟
‫- نهم.

02:08.711 --> 02:10.505
‫این فیلمیه که از همه بیشتر دیدم

02:10.505 --> 02:13.049
‫و هنوزم اگه هر موقع پخش بشه، می‌تونم ببینمش.

02:13.174 --> 02:14.300
‫- تو کی هستی؟
‫- مت هوپر.

02:14.300 --> 02:16.052
‫از موسسه‌ی اقیانوس‌شناسی اومدم.

02:16.177 --> 02:18.513
‫من می‌خواستم مت هوپر باشم.

02:18.596 --> 02:20.181
‫می‌خواستم یه دانشمند کوسه‌شناس بشم.

02:20.431 --> 02:21.683
‫اون یه کوسه ۶ متریه.

02:21.933 --> 02:24.561
‫هفت و نیم متره. وزنش هم سه تنه.

02:24.769 --> 02:26.938
‫آرواره‌ها الهام‌بخش بوده.

02:27.063 --> 02:30.066
‫و الان یه نگرش کاملاً متفاوتی

02:30.066 --> 02:31.860
‫درباره‌ی کوسه‌ها و اقیانوس وجود داره.

02:32.026 --> 02:35.029
‫توی ۵۰ سال، ازش به شکل‌های
‫خیلی مختلفی استفاده شده.

02:35.405 --> 02:37.115
‫دوره‌ای بود که سینما

02:37.115 --> 02:40.451
‫توی اوج گفتمان فرهنگی قرار داشت.

02:40.785 --> 02:42.078
‫من عاشق آرواره‌ها هستم.

02:42.203 --> 02:44.706
‫واقعاً عاشقشم، چون هیچ آدم سیاه‌پوستی رو نخورد.

02:45.206 --> 02:48.376
‫تو گفتی که فیلم‌های بی‌نقص خیلی کمی وجود داره.

02:48.459 --> 02:50.086
‫فکر می‌کنم آرواره‌ها جزو اوناست.

02:50.170 --> 02:51.838
‫این فیلم باعث میشه نزدیک آب نشی؟

02:51.838 --> 02:53.506
‫واسه یه مدتی نزدیکش نمی‌شم.

02:53.923 --> 02:55.175
‫من که دیگه قطعاً توی آب نمیرم.

02:55.175 --> 02:56.259
‫هیچوقت؟

02:56.342 --> 02:57.343
‫هرگز.

02:57.427 --> 02:59.804
‫من از اون آدمایی بودم که وقتی توی حموم بودن،

02:59.888 --> 03:03.099
‫واسشون سخت بود که یه کوسه رو
‫زیر خودشون تصور نکنن.

03:03.975 --> 03:07.395
‫واسه من، داستان آرواره‌ها اینه

03:07.562 --> 03:10.940
‫که فیلمی که فکر می‌کردم
‫واقعاً به کارم پایان میده،

03:10.940 --> 03:12.650
‫همون فیلمی بود که کارم رو شروع کرد.

03:28.041 --> 03:31.294
‫استیون، ۵۰ سال از آرواره‌ها گذشته.

03:31.461 --> 03:34.088
‫وقتی اینو می‌شنوی، به چی فکر می‌کنی؟

03:34.464 --> 03:37.425
‫- وقتی می‌شنوم ۵۰ سال گذشته؟
‫- ضبط صدا.

03:37.550 --> 03:41.179
‫به خونه فکر می‌کنم، چون مضمون خونه

03:41.262 --> 03:44.641
‫با داستان آرواره‌ها خیلی هماهنگه.

03:46.059 --> 03:48.144
‫درباره‌ی رسیدن به خونه‌ست.

03:51.105 --> 03:53.107
‫درباره‌ی برگشتن به خونه‌ست.

03:53.441 --> 03:55.068
‫الان می‌تونیم بریم خونه؟

03:55.318 --> 03:59.572
‫- برگردیم نیویورک؟
‫- نه، خونه‌ی همین‌جا.

03:59.697 --> 04:02.492
‫یاد اون لحظات سخت میفتم.

04:02.700 --> 04:04.369
‫باید همچین حرکتی بهت بدیم؟

04:04.452 --> 04:08.289
‫فیلم‌برداری ۱۰۰ روز از برنامه عقب افتاد.

04:08.289 --> 04:11.084
‫کوسه کار نمی‌کرد.

04:11.292 --> 04:12.210
‫واو، کات، کات.

04:12.293 --> 04:15.129
‫و من ترسیده بودم که اخراج بشم.

04:16.339 --> 04:18.174
‫تمام فکرم این بود که برم خونه.

04:20.176 --> 04:23.596
‫چیزی هست که هیچ‌وقت
‫درباره‌ی آرواره‌ها نگفته باشی؟

04:26.766 --> 04:28.309
‫بیاین بفهمیم.

04:28.559 --> 04:30.520
‫استیون، چند سالته؟ چند سالته؟

04:30.728 --> 04:32.021
‫- بیست و هفت.
‫- بیست و هفت.

04:32.021 --> 04:32.814
‫بیست و هفت.

04:32.814 --> 04:34.607
‫چند وقته توی صنعت فیلم‌سازی هستی؟

04:34.607 --> 04:36.150
‫چه مدته توی سینما هستی؟

04:36.234 --> 04:39.195
‫اوه، من از ۲۱ سالگی به طور حرفه‌ای فیلم می‌سازم.

04:40.488 --> 04:44.158
‫من همیشه به توانایی استیون
‫باور فوق‌العاده‌ای داشتم

04:44.158 --> 04:47.245
‫واسه انجام کارهایی که
‫گاهی دیگران بهشون شک داشتن.

04:47.578 --> 04:48.997
‫شاید مواقعی پیش اومده باشه

04:48.997 --> 04:51.874
‫که باور من به توانایی استیون واسه ساختن یه فیلم،

04:51.874 --> 04:54.419
‫از باور خود استیون به اون فیلم بیشتر بوده.

04:54.502 --> 04:56.713
‫و من هیچ‌وقت توی ذهنم شک نداشتم

04:56.713 --> 04:58.881
‫که استیون کار بزرگی انجام میده.

05:00.300 --> 05:03.052
‫استیو همیشه دور و بر دپارتمان
‫فیلم دانشگاه یو‌اس‌سی می‌پلکید.

05:03.386 --> 05:05.096
‫و اونجا بود که باهاش آشنا شدم.

05:05.555 --> 05:07.098
‫اون همیشه میومد تا ببینه

05:07.098 --> 05:09.100
‫می‌تونه یه فیلم‌بردار یا کسی رو پیدا کنه

05:09.100 --> 05:11.102
‫که توی فیلم‌های دانشجوییش بهش کمک کنه.

05:11.853 --> 05:16.524
‫پس وقتی استیو "دوئل" رو ساخت و اون مثل
‫یه فیلم بلند تلویزیونی بود،

05:16.524 --> 05:18.151
‫گفتم واو، این فوق‌العاده‌ست.

05:22.739 --> 05:25.325
‫"دوئل" توی مکزیک به عنوان یه فیلم بلند اکران شد.

05:25.658 --> 05:28.244
‫بعد یادمه که توی یه سینمای ماشینی دیدمش.

05:28.536 --> 05:30.580
‫و مردم با بوق ماشین‌هاشون تشویق می‌کردن.

05:31.706 --> 05:35.043
‫من اولین بار استیون رو وقتی دیدم که
‫"شوگرلند اکسپرس" رو

05:35.126 --> 05:38.755
‫به دانشکده فیلم یو‌اس‌سی آورد.

05:38.880 --> 05:40.965
‫می‌خوام بچه‌ام رو پس بگیرم.

05:42.425 --> 05:44.510
‫حالا کمکم می‌کنی یا نه؟

05:45.303 --> 05:49.223
‫باورم نمی‌شد که این فیلم‌ساز واقعاً جوون

05:49.223 --> 05:51.434
‫فیلمی با اون مقیاس ساخته باشه.

05:52.727 --> 05:54.562
‫اون فوراً قهرمان من شد.

05:56.356 --> 05:59.525
‫من فیلم‌سازان و کارگردان‌ها رو آدم‌هایی می‌دونستم

05:59.525 --> 06:01.736
‫که توی یه دنیای دیگه زندگی می‌کنن.

06:01.903 --> 06:04.530
‫و یادمه احساس می‌کردم اسپیلبرگ کسیه

06:04.530 --> 06:06.949
‫که یه جورایی از جنس دنیای منه.

06:07.158 --> 06:09.410
‫و اون شروع این احساس من بود که،

06:09.494 --> 06:11.454
‫شاید منم بتونم یه همچین کاری بکنم.

06:12.163 --> 06:16.709
‫اون خیلی قبل از اینکه آرواره‌ها رو بسازه،
‫به‌عنوان یه کارگردان خودشو ثابت کرده بود.

06:16.751 --> 06:18.503
‫فکر کنم همه‌مون حس می‌کردیم این کسیه

06:18.503 --> 06:20.338
‫که آینده‌ی درخشانی داره.

06:20.421 --> 06:22.548
‫اما تا قبل از آرواره‌ها،

06:22.548 --> 06:25.510
‫هیچ ایده‌ای وجود نداشت که
‫این موضوع چقدر می‌تونه بزرگ بشه.

06:25.593 --> 06:27.345
‫نمی‌دونستم کار بعدیم چیه.

06:28.054 --> 06:31.224
‫من می‌خواستم یه فیلم درباره‌ی
‫بشقاب پرنده‌ها بسازم

06:31.224 --> 06:33.851
‫که هنوز اسمش "برخورد نزدیک از نوع سوم" نبود.

06:33.976 --> 06:36.062
‫اما تقریباً تمام چیزی که توی ذهنم بود همین بود.

06:36.687 --> 06:39.982
‫و همچنین توی مرحله‌ی پس‌تولید
‫"شوگرلند اکسپرس" بودم.

06:39.982 --> 06:42.068
‫من بارها به دفتر ریچارد دی زانوک و شریکش،

06:42.068 --> 06:44.195
‫دیوید براون رفته بودم،

06:44.529 --> 06:48.908
‫تا اینکه یه کپه کاغذ توی دفتر بیرونی دیدم

06:48.908 --> 06:50.743
‫و نسخه‌های پیش‌نویس بودن.

06:50.827 --> 06:53.955
‫به برگه‌ی رویی نگاه کردم و نوشته بود آرواره‌ها،

06:53.955 --> 06:55.790
‫نوشته‌ی پیتر بنچلی.

06:55.957 --> 06:58.709
‫و هیچ ایده‌ای نداشتم که آرواره‌ها یعنی چی.

06:58.876 --> 07:01.087
‫یعنی آیا در مورد تاریخ دندان‌پزشکی بود؟

07:02.547 --> 07:05.174
‫خوندمش و مجذوبش شدم.

07:06.426 --> 07:08.136
‫و اگه همین الان برای اولین بار

07:08.219 --> 07:10.304
‫آرواره‌های پیتر بنچلی رو بخونم،

07:10.388 --> 07:12.723
‫همون شور و هیجانی رو خواهم داشت که

07:12.807 --> 07:14.559
‫اولین بار موقع خوندن پیش‌نویس‌ها داشتم.

07:14.851 --> 07:18.062
‫چون به نوعی، آرواره‌ها دنباله‌ی "دوئل" بود.

07:18.938 --> 07:24.193
‫"دوئل" داستان اون هیولای غول‌پیکر قاتل
‫توی بزرگراه بود که سعی داشت

07:24.360 --> 07:27.530
‫این فروشنده‌ی دوره‌گرد رو توی یه ماشین کوچیک بکشه.

07:27.905 --> 07:33.077
‫و آرواره‌ها داستان این هیولای غول‌پیکر دریاست

07:33.536 --> 07:35.496
‫که داره این شهرک ساحلی رو
‫به سمت ورشکستگی می‌کشونه

07:35.496 --> 07:38.958
‫مگه اینکه کسی رو استخدام کنن
‫تا این تهدید رو از بین ببره.

07:41.335 --> 07:43.463
‫وقتی رمانی به نام آرواره‌ها نوشتم،

07:43.546 --> 07:45.423
‫با یه چالش جذاب روبرو بودم،

07:45.715 --> 07:48.384
‫چطوری غرایز یه حیوان باستانی رو توصیف کنم

07:48.384 --> 07:51.596
‫که انسان مدرن رو با وحشتناک‌ترین
‫نوع مرگ تهدید می‌کنه.

07:51.888 --> 07:53.973
‫بیشتر مردم وقتی درباره‌ی آرواره‌ها می‌شنون

07:53.973 --> 07:57.059
‫و متوجه میشن که چقدر یه رویداد
‫تغییردهنده‌ی فرهنگ بوده،

07:57.143 --> 08:00.146
‫می‌خوان بدونن که پدرم چطوری به اون ایده رسید.

08:00.646 --> 08:02.356
‫چیزی که همیشه ازش شنیدم

08:02.356 --> 08:04.442
‫این بود که به‌عنوان یه پسر بچه‌ی اهل نیویورک،

08:04.442 --> 08:06.068
‫متولد و بزرگ‌شده‌ی نیویورک،

08:06.152 --> 08:09.864
‫تابستون‌ها رو توی نانتاکت
‫با پدرش ماهیگیری می‌کرد.

08:10.198 --> 08:12.867
‫من توی یه جزیره‌ی همسایه، نانتاکت، بزرگ شدم،

08:13.201 --> 08:15.036
‫جایی که اولین بار با کوسه‌ها روبرو شدم.

08:15.578 --> 08:17.872
‫ما معمولاً واسه شمشیر‌ماهی ماهیگیری می‌کردیم
‫ولی اونا کمیاب بودن،

08:18.206 --> 08:20.041
‫و به جاش کوسه صید می‌کردیم.

08:21.000 --> 08:25.213
‫نه تنها وقتی با پدرش ماهیگیری می‌کرد
‫کوسه‌های زیادی می‌دید

08:25.213 --> 08:28.925
‫بلکه می‌دونست زندگی توی یه جزیره چطوریه.

08:29.842 --> 08:33.346
‫پدرمون توضیح داد که بزرگ شدن توی جامعه‌ای

08:33.429 --> 08:35.264
‫مثل اَمیتی یا نانتاکت چه معنایی داره.

08:36.098 --> 08:37.892
‫و درباره‌ی جزیره‌نشین‌ها صحبت می‌کرد.

08:38.226 --> 08:40.853
‫و منظورم از جزیره‌نشین، ساکن دائمی نیست.

08:41.312 --> 08:42.271
‫واسه اینکه یه جزیره‌نشین باشی،

08:42.271 --> 08:43.981
‫باید اینجا به دنیا اومده باشی

08:43.981 --> 08:46.567
‫و هیچی جز تناسخ نمی‌تونه موقعیتت رو تغییر بده.

08:46.943 --> 08:49.237
‫تجربه‌ی خیلی کمی توی آب با کوسه‌ها داشتم.

08:49.320 --> 08:51.072
‫از نظر آکادمیک خیلی چیزا درباره‌شون می‌دونستم.

08:51.155 --> 08:52.865
‫از بچگی در موردشون مطالعه کرده بودم.

08:53.074 --> 08:55.493
‫اما واقعاً هیچ تجربه‌ای
‫با کوسه‌ها زیر آب نداشتم.

08:55.826 --> 08:57.703
‫و بعد "آب آبی، مرگ سفید" منتشر شد.

08:57.828 --> 09:00.331
‫- اوه، باید ۳.۵ متر باشه.
‫- اوه، آره، حداقل ۳.۵ متره.

09:00.498 --> 09:02.041
‫حالا نگاهش کن. اووه.

09:02.124 --> 09:03.292
‫اوه.

09:03.376 --> 09:06.212
‫من اولین بار اوایل دهه‌ی ۵۰ شروع به غواصی کردم

09:06.212 --> 09:07.755
‫و بعد یه کم بعدش

09:07.755 --> 09:09.507
‫یه دوربین فیلم‌برداری ۱۶ میلی‌متری گرفتم

09:09.507 --> 09:12.260
‫و واسه تلویزیون فیلم می‌گرفتم

09:12.260 --> 09:14.720
‫و مردم می‌خواستن کوسه‌ها رو ببینن.

09:15.680 --> 09:17.974
‫حدود سال ۱۹۶۵ یا ۶۷ بود

09:17.974 --> 09:20.726
‫که ما اولین بار شروع به
‫کار با کوسه‌های سفید بزرگ کردیم.

09:21.269 --> 09:23.521
‫هیچ‌کس دیگه‌ای توی دنیا
‫قبلاً این کارو نکرده بود.

09:23.688 --> 09:25.773
‫هی، نگاهش کن.
‫روی قفس نشسته.

09:26.148 --> 09:28.901
‫در نهایت، پیتر گیمبل می‌خواست یه فیلم بسازه

09:28.901 --> 09:30.987
‫و ما رو استخدام کرد تا روی اون کار کنیم.

09:31.821 --> 09:33.072
‫باورتون نمیشه.

09:33.155 --> 09:34.156
‫فوق‌العاده بود.

09:34.156 --> 09:37.660
‫پیتر بنچلی "آب آبی، مرگ سفید" رو دید

09:37.660 --> 09:42.206
‫و اون یکی از دلایلی بود که
‫ایده‌ی نوشتن آرواره‌ها به ذهنش رسید.

09:43.749 --> 09:46.544
‫پیتر همچنین فرانک موندوس رو دیده بود،

09:46.836 --> 09:50.756
‫که یه کوسه‌ی عظیم‌الجثه‌ی دو تنی،

09:50.840 --> 09:53.092
‫و ۵.۵ متری رو نزدیک لانگ آیلند صید کرده بود.

09:53.426 --> 09:55.469
‫پس پیتر با تخیل خودش

09:55.720 --> 09:58.055
‫تمام اینا رو کنار هم گذاشت و فکر کرد،

09:58.139 --> 10:01.142
‫چی میشه اگه یکی از اون کوسه‌ها

10:01.142 --> 10:04.395
‫به‌طور تصادفی تصمیم بگیره یه جا بمونه.

10:05.563 --> 10:07.398
‫پیتر بنچلی درمورد علم تحقیق کرد.

10:07.481 --> 10:08.482
‫اون این حیوانات رو می‌شناخت.

10:08.566 --> 10:10.109
‫رفتارشون رو درک می‌کرد.

10:10.109 --> 10:13.029
‫اما اگه کتاب رو بخونین،
‫اون حیوان یه شخصیت شرور نیست.

10:13.237 --> 10:15.489
‫فقط داره کاری رو که باید انجام بده انجام میده.

10:15.656 --> 10:18.993
‫و اون شخصیت‌هایی رو خلق کرد
‫که می‌تونستن نماینده‌ی هر دو طرف باشن،

10:19.076 --> 10:21.120
‫یه شکارچی کوسه‌ی سرسخت مثل کوئینت.

10:21.203 --> 10:22.788
‫من شخصیت کوئینت رو

10:22.788 --> 10:25.416
‫به‌عنوان مردی نوشتم که با
‫نفرت زیادی از کوسه‌ها شروع می‌کنه

10:25.416 --> 10:27.293
‫و در نهایت تمام ذهنش درگیرشون میشه

10:27.627 --> 10:29.503
‫و مصمم میشه که این یکی رو بکشه.

10:29.837 --> 10:32.840
‫و یه دانشمند با مدرک دکترا مثل هوپر رو خلق کرد

10:32.923 --> 10:35.217
‫که میدونه این فقط یه حیوانه.

10:35.468 --> 10:37.470
‫این باعث نمیشه خوب یا بد باشه.

10:37.553 --> 10:39.430
‫فقط هست. بخشی از طبیعته.

10:40.139 --> 10:43.434
‫پیتر تمام این داستان‌های دیگه رو
‫درباره‌ی برودی و همسرش

10:43.434 --> 10:45.978
‫و رابطه‌اش با هوپر و تمام
‫این مسائل با مافیا رو اضافه کرد

10:45.978 --> 10:49.231
‫چون این به داستان بافت و عمق می‌بخشید.

10:50.441 --> 10:52.777
‫واقعاً یکی از خنده‌دارترین چیزها

10:52.777 --> 10:54.820
‫درباره‌ی کتاب، پیدا کردن عنوانش بود.

10:58.407 --> 11:01.661
‫چندین صفحه از عناوین پیشنهادی وجود داره.

11:01.661 --> 11:03.412
‫و پیتر و وندی و والدین ما

11:03.412 --> 11:05.122
‫داشتن سر اینکه اسمش رو چی بذارن کلنجار میرفتن.

11:05.206 --> 11:09.126
‫اوه، ما اسم‌های پرطمطراقی مثل
‫"خیزش هیولای لویاتان" داشتیم.

11:09.251 --> 11:12.254
‫و بعد اسم‌هایی درباره‌ی وحشت اعماق داشتیم.

11:13.422 --> 11:16.258
‫و پدر پیتر گفت من می‌دونم
‫باید اسمش رو چی بذاریم،

11:16.342 --> 11:18.719
‫"چی داره پای منو گاز می‌گیره؟"

11:22.556 --> 11:25.059
‫- و این ماجرا ماه‌ها ادامه داشت.
‫- هیچ‌کدومشون خوب نبودن.

11:25.643 --> 11:27.853
‫روزی که کتاب قرار بود به چاپ برسه،

11:28.270 --> 11:30.022
‫تام کانگدون از انتشارات دابل‌دی گفت،

11:30.106 --> 11:31.482
‫می‌دونم بابت این موضوع مزاحمتون میشم،

11:31.482 --> 11:32.983
‫ولی ما به یه عنوان نیاز داریم.

11:33.192 --> 11:34.985
‫پیتر گفت، آره ما هم نگرانش بودیم.

11:34.985 --> 11:37.029
‫و تنها چیزی که به ذهنمون میرسه

11:37.029 --> 11:39.532
‫و همه رو راضی کرده، کلمه‌ی "آرواره‌ها"ست.

11:41.242 --> 11:44.161
‫کانگدون گفت، "بسیار خب. معنیش چیه؟"

11:44.870 --> 11:46.455
‫اون گفت، "نمی‌دونم ولی کوتاهه."

11:51.669 --> 11:55.172
‫طراحی جلد آرواره‌ها واقعاً سخت بود.

11:55.256 --> 11:58.175
‫جلد کتاب‌ها تکامل پیدا کرد.

11:58.634 --> 12:00.386
‫اولیش "اَمیتی" بود،

12:00.386 --> 12:03.889
‫مثل یه جزیره‌ی رویایی بین آرواره‌های کوسه.

12:05.307 --> 12:06.892
‫بعد اون یکی رو کنار گذاشتن.

12:06.976 --> 12:10.813
‫و بعد یه نسخه‌ای از کوسه‌ی
‫زیر اون زن رو طراحی کردن.

12:11.272 --> 12:13.274
‫و کوسه خیلی ترسناک نبود.

12:13.482 --> 12:15.025
‫یه کم زیادی قیافه‌اش ضایع بود.

12:15.109 --> 12:17.820
‫می‌دونین چی می‌خوام بگم،
‫یه چیز ضایع دندون‌دار، درسته؟

12:17.903 --> 12:19.321
‫دقیقاً شبیه همون بود.

12:21.240 --> 12:23.617
‫اونجا بود که راجر کستل وارد شد

12:23.617 --> 12:26.871
‫و اون نقاشی رو واسه نسخه‌ی جلد نازک خلق کرد.

12:27.747 --> 12:30.416
‫و بعد یونیورسال از همون نقاشی استفاده کرد،

12:30.791 --> 12:33.878
‫که احتمالاً یکی از بی‌نقص‌ترین پوسترهای فیلمه.

12:34.754 --> 12:39.550
‫آرواره‌ها توی سال ۱۹۷۴ به سرعت
‫توی فهرست پرفروش‌ترین‌ها بالا میرفت.

12:41.010 --> 12:42.887
‫و بعد وقتی نسخه‌ی جلد نازک منتشر شد،

12:42.970 --> 12:44.972
‫به یه کتاب پرفروش چند میلیونی تبدیل شد.

12:49.101 --> 12:51.312
‫پیتر فقط می‌خواست یه رمان نوشته باشه.

12:51.771 --> 12:53.397
‫و وقتی مدیر برنامه‌ش اومد و گفت

12:53.397 --> 12:55.775
‫آدمای سینما علاقه‌مند به خرید حق اقتباسش هستن،

12:55.775 --> 12:57.067
‫اون گفت واسم مهم نیست.

12:57.067 --> 12:58.277
‫حق اقتباس رو بهشون بفروش.

12:58.819 --> 13:02.615
‫هلن گرلی براون بود که سردبیر
‫مجله‌ی "کاسموپولیتن" بود

13:02.615 --> 13:06.619
‫و اون کتاب رو به همسرش
‫دیوید براون، که تهیه‌کننده بود داد.

13:06.702 --> 13:08.329
‫و اون و ریچارد زانوک

13:08.329 --> 13:10.498
‫اونو خریدن و بقیه‌ش تاریخه.

13:10.956 --> 13:12.541
‫فقط با خوندن کتاب،

13:12.541 --> 13:15.336
‫فکر کنم ۱۱۰ صفحه‌ی آخر رمان، شکار کوسه،

13:15.419 --> 13:17.379
‫خیلی جذاب و پر از تعلیق بود،

13:17.463 --> 13:19.298
‫می‌دونین خیلی منو ترسوند.

13:19.381 --> 13:21.801
‫از اینکه ترسیده بودم اینقدر عصبانی بودم

13:21.801 --> 13:23.052
‫که می‌خواستم در جوابش منم بترسونم.

13:23.052 --> 13:25.262
‫این فیلم رو می‌سازم و تمام اونا رو
‫در جوابش می‌ترسونم.

13:26.388 --> 13:27.389
‫وقتی خوندمش،

13:27.473 --> 13:29.391
‫دوشنبه به دفتر دیک و دیوید رفتم

13:29.433 --> 13:30.851
‫و گفتم، کارگردان دارین؟

13:30.851 --> 13:32.353
‫چون خیلی دوست دارم اینو کارگردانی کنم.

13:32.353 --> 13:33.354
‫و اونا گفتن، اوه خدای من،

13:33.354 --> 13:35.773
‫از قبل یه کارگردان تعیین شده.

13:35.981 --> 13:40.611
‫پیتر بخشی از فرایند مصاحبه با افراد مختلف
‫واسه کارگردانی بود.

13:41.111 --> 13:43.823
‫و یادمه که یه کارگردان بود

13:43.823 --> 13:46.492
‫که تمام مدت به کوسه می‌گفت نهنگ.

13:46.826 --> 13:48.244
‫پس اون حذف شد.

13:50.079 --> 13:51.205
‫یکی دو هفته بعد،

13:51.288 --> 13:54.041
‫دیک و دیوید بهم زنگ زدن و گفتن در دسترسه،

13:54.124 --> 13:55.626
‫هنوزم می‌خوای انجامش بدی؟

13:55.709 --> 13:59.213
‫من همون‌قدر که کوسه گرسنه بود،
‫گرسنه‌ی روایت داستان آرواره‌ها بودم.

13:59.839 --> 14:01.632
‫و نمی‌دونستم چطوری قراره انجام بشه،

14:01.674 --> 14:03.425
‫چطور می‌تونه انجام بشه.

14:03.509 --> 14:06.762
‫اما غریزه‌م بهم می‌گفت که به اصالت نیاز داره

14:06.762 --> 14:09.139
‫تا کوسه مورد تمسخر قرار نگیره.

14:10.349 --> 14:11.851
‫وقتی "دوئل" رو ساختم،
‫استودیو سعی کرد منو راضی کنه

14:11.851 --> 14:13.602
‫کل کار رو توی یه استودیوی سرپوشیده

14:13.602 --> 14:15.354
‫با پرده‌های نمایش بیرون
‫پنجره‌های ماشین فیلمبرداری کنم.

14:15.354 --> 14:18.357
‫و من گفتم، اصلاً ترجیح میدم "دوئل" رو نسازم

14:18.357 --> 14:20.359
‫اگه مجبور باشم برم و همه‌شو به صورت ساختگی

14:20.359 --> 14:22.653
‫توی یه سالن صدا با استفاده از
‫پروجکشن از پشت انجام بدم.

14:22.695 --> 14:24.572
‫و درباره‌ی آرواره‌ها هم همین حس رو داشتم.

14:24.655 --> 14:27.116
‫می‌خواستم به محیط طبیعی برم

14:27.116 --> 14:29.577
‫تا یه جورایی واقع‌گرایانه باشه.

14:29.743 --> 14:31.996
‫پس باید توی اقیانوس و توی دریا باشه.

14:32.079 --> 14:34.540
‫و بنابراین می‌دونستم که یه جوری
‫باید توی لوکیشن انجام بشه.

14:36.375 --> 14:37.877
‫به‌عنوان یه تماشاگر می‌فهمی

14:37.877 --> 14:40.337
‫کِی یه چیزی واقعیه و کِی نیست.

14:40.421 --> 14:43.632
‫و اون انتخاب فیلم‌برداری توی آب‌های آزاد،

14:43.716 --> 14:46.051
‫تماشاگر برنده میشه

14:46.051 --> 14:50.556
‫چون وقتی این شخصیت‌ها رو می‌بینی که
‫توی انزوای کامل محاصره شدن،

14:50.556 --> 14:53.017
‫ما تنهایی اون‌ها رو حس می‌کنیم.

14:53.100 --> 14:53.934
‫ما می‌ترسیم.

14:54.018 --> 14:55.644
‫اگه واقعاً به آرواره‌ها فکر کنین،

14:55.728 --> 15:00.274
‫واقعاً یه تمرین برای فراتر رفتن از مرزهاست.

15:00.274 --> 15:02.443
‫مثلاً اونا می‌تونستن اون فیلم رو

15:02.443 --> 15:04.153
‫توی محوطه‌ی استودیو یا توی یه مخزن بسازن

15:04.153 --> 15:07.197
‫و اون‌وقت یه فیلم خیلی خیلی متفاوت از آب درمیومد.

15:07.364 --> 15:09.241
‫اما اونا داشتن هنر رو به جلو می‌بردن.

15:09.658 --> 15:12.494
‫همزمان با ساخت آرواره‌ها،

15:12.578 --> 15:16.832
‫شما شاهد ورود این موج جدید
‫از استعدادهای باورنکردنی

15:16.832 --> 15:19.209
‫به هالیوود توی دهه‌ی ۷۰ بودین

15:19.209 --> 15:21.712
‫که هر فرضیه‌ای رو درباره‌ی
‫ممکن بودن به چالش می‌کشیدن

15:21.712 --> 15:23.255
‫و همه چیز رو به چالش می‌کشیدن.

15:23.380 --> 15:25.215
‫سال ۱۹۷۴.

15:26.592 --> 15:28.594
‫توی سال ۱۹۷۴، وقتی شروع به ساخت آرواره‌ها کردم،

15:28.677 --> 15:32.681
‫تمرکزم روی این بود که بفهمم
‫چطوری رمان رو اقتباس کنم.

15:32.890 --> 15:35.184
‫من قبلاً هیچ تجربه‌ای از اقتباس یه رمان نداشتم،

15:35.267 --> 15:38.020
‫و پیتر بنچلی سه پیش‌نویس اول فیلم‌نامه رو نوشت،

15:38.020 --> 15:41.482
‫و در نهایت اعتراف کرد که فیلم‌نامه و رمان
‫دو مقوله‌ی کاملاً متفاوت هستن.

15:42.107 --> 15:45.110
‫اون یه نوع نویسندگی کاملاً متفاوت واسش بود.

15:45.486 --> 15:47.821
‫پس اون زحمت زیادی واسه این فیلم‌نامه کشید

15:47.821 --> 15:49.657
‫و چند بار مختلف این کارو انجام داد.

15:50.199 --> 15:52.326
‫و بعد نویسنده‌های مختلف دیگه‌ای وارد شدن.

15:52.409 --> 15:55.996
‫دیوید براون گفت، چرا هاوارد ساکلر نباشه؟

15:55.996 --> 15:57.081
‫اون نویسنده‌ی بزرگیه.

15:57.081 --> 15:58.832
‫واسه "امید سفید بزرگ" جایزه پولیتزر برده.

15:58.916 --> 16:02.169
‫من با خودم فکر می‌کردم،
‫امید سفید بزرگ، کوسه‌ی سفید بزرگ.

16:02.252 --> 16:03.754
‫منطقی به نظر میرسه.

16:03.837 --> 16:05.547
‫اون ساختار رو ایجاد کرد،

16:05.631 --> 16:08.300
‫و بعد از اون واسه یه پرداخت کمدی.

16:08.300 --> 16:10.761
‫می‌خواستم دوستم کارل گوتلیب رو بیارم

16:10.761 --> 16:13.305
‫تا یه کم سبکی و شوخ‌طبعی

16:13.305 --> 16:15.307
‫بین این سه شخصیت متفاوت پیدا کنه.

16:15.307 --> 16:16.684
‫اون دستیاره. دستیاره کجاست؟

16:16.684 --> 16:18.018
‫- دستیاره مرده.
‫- باید جسد رو یدک بکشیم.

16:18.018 --> 16:19.395
‫- جسد کجاست؟
‫- چرا قایق تیکه پاره شده؟

16:19.436 --> 16:20.688
‫چون یه کوسه‌ی سفید بزرگه.

16:20.688 --> 16:23.399
‫نکته‌ی خوبش این بود که تونستم
‫یه نقش خوب واسه خودم بنویسم.

16:23.565 --> 16:25.567
‫من نقش مدوز، سردبیر روزنامه رو بازی می‌کنم.

16:25.818 --> 16:26.860
‫می‌خوام به سرویس خبری ایالتی وصل بشم،

16:26.860 --> 16:29.196
‫تا ببینم بوستون خبرو پوشش میده
‫و ملی میشه یا نه.

16:29.279 --> 16:30.781
‫به دیو اکسلرود توی نیویورک زنگ بزن،

16:30.781 --> 16:32.700
‫بهش بگو یه لطف بهم بدهکاره، باشه؟

16:32.783 --> 16:36.203
‫و استیون یه فیلم‌نامه با یه یادداشت
‫روی جلدش واسم فرستاد

16:36.203 --> 16:37.705
‫که نوشته بود، "شخمش بزن".

16:38.288 --> 16:40.416
‫ما تصمیم گرفتیم علاقه‌ی عاطفی رو حذف کنیم

16:40.499 --> 16:42.876
‫چون توی فیلمی بود که یه ماجراجویی خطی بود،

16:43.168 --> 16:46.505
‫فیلمی درباره‌ی کوسه و شهر و شکار.

16:47.172 --> 16:51.510
‫فیلم خیلی بیشتر به داستانی
‫از رئیس پلیس برودی تبدیل شد،

16:51.510 --> 16:55.681
‫یه جورایی یه قهرمان بی‌میل، توی این مورد،

16:55.681 --> 16:58.517
‫که توسط عناصر، توسط خود طبیعت، آزمایش میشه.

16:58.851 --> 17:00.728
‫این یه کوسه‌ی سفیده، لَری، یه کوسه‌ی بزرگ.

17:00.811 --> 17:02.312
‫و هر کارشناس کوسه‌ای توی دنیا

17:02.312 --> 17:04.356
‫بهت میگه که این یه قاتله، یه آدم‌خواره.

17:05.482 --> 17:06.608
‫کوسه‌ی سفید بزرگ

17:06.608 --> 17:10.612
‫وقتی فیلم اولین بار اکران شد، توسط عموم مردم
‫به خوبی شناخته شده نبود.

17:10.696 --> 17:13.574
‫و به یه جور هیولای اسطوره‌ای تبدیل شد.

17:13.657 --> 17:16.118
‫چیزی که ما اینجا باهاش سر و کار داریم
‫یه موتور بی‌نقصه،

17:16.201 --> 17:18.370
‫یه ماشین غذاخوری.

17:19.121 --> 17:22.166
‫من هیچ‌وقت چیزی به بی‌نقصی
‫یه کوسه‌ی سفید بزرگ ندیدم.

17:22.541 --> 17:25.627
‫چیزی که وقتی یه کوسه‌ی سفید بزرگ رو
‫از نزدیک می‌بینی، تو رو تحت تأثیر قرار میده

17:25.627 --> 17:28.547
‫فقط طولشون نیست، بلکه عظمتشون هم هست.

17:30.466 --> 17:33.177
‫کوسه‌های سفید یکی از حماسی‌ترین شکارچی‌ها هستن

17:33.260 --> 17:35.054
‫که توی حیات وحش پیدا می‌کنین.

17:35.179 --> 17:36.972
‫اونا اساساً کنترل‌کننده هستن

17:36.972 --> 17:41.518
‫به این صورت که اندازه‌ی تمام
‫جمعیت‌های زیردست خودشون رو کنترل می‌کنن.

17:41.727 --> 17:43.562
‫و گفتی اسم این کوسه چیه؟

17:43.812 --> 17:45.189
‫کارکارودون کارکاریاس.

17:45.272 --> 17:46.690
‫یه کوسه‌ی سفید بزرگه.

17:47.566 --> 17:49.985
‫کوسه‌ی سفید بزرگ گونه‌ایه

17:49.985 --> 17:54.656
‫که توی سراسر دنیا به روش‌های مختلفی توصیف شده.

17:55.991 --> 18:00.954
‫از آدم‌خوار گرفته تا نوک‌تیز سفید
‫و کوسه‌ی سفید بزرگ.

18:02.790 --> 18:06.126
‫اولین بار که کوسه رو توی آرواره‌ها دیدم یادمه

18:06.126 --> 18:09.797
‫و از اینکه چقدر واقعی به نظر می‌رسید
‫کاملاً شگفت‌زده شدم،

18:09.797 --> 18:13.801
‫چقدر بزرگ بود، چقدر تأثیرگذار و واقعاً اصیل

18:13.801 --> 18:16.261
‫نسبت به چیزی که کوسه‌های سفید واقعاً هستن.

18:17.513 --> 18:20.766
‫این حیوان هنوزم به خوبی هر چیزیه

18:20.766 --> 18:22.601
‫که امروز ساخته میشه، اگه بهتر نباشه،

18:22.601 --> 18:25.437
‫و تقریباً به طور انحصاری به جلوه‌های عملی متکیه.

18:28.857 --> 18:30.943
‫خب جو، بهم بگو ما کجاییم؟

18:31.860 --> 18:34.613
‫خب، اینجا جاییه که من بهش میگم دپارتمان هنری.

18:35.614 --> 18:37.533
‫اینجا یه جورایی مقر اصلی منه.

18:43.997 --> 18:46.166
‫اینا طرح‌های مفهومی هستن

18:46.166 --> 18:50.212
‫که من اوایل کار، قبل از اینکه
‫فیلم‌نامه‌ی نهایی رو داشته باشیم کشیدم.

18:51.004 --> 18:52.297
‫اتفاقی که افتاد این بود،

18:52.381 --> 18:54.550
‫دیوید براون بهم زنگ زد و گفت، جو،

18:54.633 --> 18:55.843
‫ما فکر می‌کنیم آرواره‌ها

18:55.926 --> 18:57.636
‫می‌تونه یه فیلم واقعاً خوب از آب در بیاد

18:57.636 --> 19:01.390
‫اگه بتونیم یه جورایی فعالیت کوسه رو
‫به تصویر بکشیم.

19:01.515 --> 19:03.100
‫پس اون گفت،

19:03.100 --> 19:07.813
‫فقط چند ده تا تصویر از فعالیت کوسه بهم بده.

19:07.980 --> 19:11.984
‫من اینا رو تقریباً همون‌طوری کشیدم
‫که توی برگه‌های پیش‌نویس توصیف شده بود.

19:13.443 --> 19:17.030
‫جو آلوز طراحی‌هایی از یه کوسه کشید

19:17.030 --> 19:19.950
‫که می‌تونست روی دیوار یه دفتر تولید نصبشون کنه.

19:20.117 --> 19:22.578
‫اون یه کوسه‌ی ۵.۵ متری کشید.

19:22.661 --> 19:25.414
‫یه کوسه‌ی ۸ متری کشید.

19:25.497 --> 19:27.374
‫یه کوسه‌ی ۹.۷۵ متری کشید.

19:28.709 --> 19:30.586
‫و اینا طراحی‌های در اندازه‌ی واقعی هستن.

19:30.669 --> 19:31.920
‫و ما باید ارزیابی می‌کردیم،

19:31.920 --> 19:34.590
‫به کدوم یکی متعهد بشیم، کدوم یکی رو بسازیم.

19:34.673 --> 19:37.551
‫و واسه من، کوسه‌ی ۵.۵ متری
‫اونقدرها ترسناک نبود.

19:38.177 --> 19:42.514
‫اما کوسه‌ی ۹.۷۵ متری واقع‌گرایانه نبود.

19:42.806 --> 19:45.517
‫و ژانر فیلم رو به علمی تخیلی

19:45.517 --> 19:46.852
‫تبدیل می‌کرد.

19:47.477 --> 19:52.274
‫کوسه‌ی ۸ متری به نظرم
‫دقیقاً مناسب آرواره‌ها بود.

19:53.317 --> 19:58.614
‫اول اکتبر ۱۹۷۳، مارشال گرین یه جلسه داشت.

19:58.655 --> 20:02.451
‫اون رئیس بخش تولید توی یونیورسال بود
‫و گفت، بسیار خب جو،

20:02.451 --> 20:03.827
‫می‌تونی کوسه رو بسازی؟

20:03.911 --> 20:06.330
‫گفتم آره، قطعاً می‌تونم تلاشمو بکنم.

20:06.413 --> 20:08.832
‫اون گفت بسیار خب، یکی رو پیدا کن
‫و خارج از استودیو بسازش.

20:09.208 --> 20:11.335
‫و یکی باب متی رو پیشنهاد کرد.

20:11.418 --> 20:13.045
‫و من باب رو پیدا کردم و یه گروه تشکیل دادم.

20:13.670 --> 20:15.547
‫یه تیم نابغه‌ی کوسه‌ساز بهم بده.

20:15.631 --> 20:17.466
‫- نوش جان.
‫- باب و وایتی.

20:17.549 --> 20:18.675
‫آره.

20:18.759 --> 20:21.011
‫وایتی دوست نداره برگرده
‫و به دوربین نگاه کنه.

20:21.011 --> 20:22.346
‫یه کم از دوربین خجالت می‌کشه.

20:22.429 --> 20:25.933
‫- درسته. بسیار خب.
‫- فقط واسه استیو، ژست نهایی.

20:26.225 --> 20:27.476
‫یکی توی یه میلیون.

20:27.559 --> 20:28.894
‫ما یه گروه هفت نفره بودیم.

20:28.977 --> 20:30.562
‫من بهشون می‌گفتم "هفت دلاور".

20:30.646 --> 20:31.813
‫جو آلوز...

20:31.897 --> 20:33.815
‫آره.

20:33.899 --> 20:35.734
‫و ما شروع به ساختن کوسه کردیم.

20:38.153 --> 20:41.823
‫باب متی از بازنشستگی فراخوانده شد
‫تا این موجود رو خلق کنه،

20:41.823 --> 20:44.743
‫کوسه‌ی سفید بزرگ و تجسم‌های متعددش رو.

20:45.410 --> 20:49.164
‫چیزی که ما نیاز داشتیم یه کوسه بود
‫که از چپ به راست بره

20:49.164 --> 20:51.541
‫و یکی که از راست به چپ بره.

20:52.125 --> 20:54.378
‫و بعد یکی روی یه جرثقیل بزرگ.

20:55.796 --> 20:57.673
‫پس ما باید سه تا کوسه می‌ساختیم.

20:59.633 --> 21:02.678
‫یه کارگاه توی دره‌ی سن فرناندو برپا شد.

21:02.844 --> 21:04.388
‫مثل ساختن آپولو بود.

21:04.471 --> 21:06.598
‫مثل یه اختراع جدید بود.

21:07.182 --> 21:09.559
‫باب متی کارشو بلد بود.

21:09.977 --> 21:13.563
‫و این واقعیت که اون تمام
‫این چیزای بزرگ دیگه رو ساخته بود،

21:13.563 --> 21:16.775
‫مثل هشت‌پای غول‌پیکر
‫"۲۰ هزار فرسنگ زیر دریا".

21:17.442 --> 21:18.860
‫اون می‌دونست چطوری بسازدش.

21:18.944 --> 21:21.113
‫پس آره، از نظر تئوری کار می‌کرد.

21:21.780 --> 21:22.990
‫فکر کردم باحال میشه

21:22.990 --> 21:25.993
‫که اسم کوسه رو از روی وکیلم، بروس ریمر بذارم.

21:26.118 --> 21:27.953
‫پس شروع کردم به بروس صدازدن کوسه.

21:28.203 --> 21:30.956
‫و بعد توی کارگاه کوسه‌سازی که وایتی و باب متی

21:31.039 --> 21:32.541
‫و بقیه‌ی افراد کار می‌کردن،

21:32.624 --> 21:34.167
‫اونا هم شروع کردن به صدا زدن کوسه به اسم بروس.

21:34.251 --> 21:36.878
‫و بعد همه فراموش کردن چرا بهش میگفتن بروس.

21:36.962 --> 21:38.505
‫فقط اسمش شد بروس.

21:39.006 --> 21:41.174
‫فیلم دقیقاً زمانی اکران شد

21:41.174 --> 21:43.051
‫که من واقعاً داشتم به خودم یاد می‌دادم

21:43.051 --> 21:47.347
‫که جلوه‌های بصری و مکانیکی و
‫جلوه‌های گریم چطور انجام میشن.

21:47.556 --> 21:49.516
‫و مثل بروس، مثل کوسه‌ی توی آرواره‌ها،

21:49.599 --> 21:51.101
‫چون من دنبال یه شغل توی اون حرفه بودم.

21:51.101 --> 21:52.769
‫و فقط عاشق تمام اون چیزا بودم.

21:53.729 --> 21:57.024
‫به‌عنوان یه سازنده‌ی انیماترونیک و عروسک،

21:57.024 --> 22:02.738
‫کار کردن در اون مقیاس با ماشین‌آلات
‫هیدرولیک و فوق‌العاده قدرتمند،

22:02.738 --> 22:04.656
‫واقعاً قابل توجه بود.

22:06.158 --> 22:09.411
‫اساساً من داشتم تحقیقات زیادی
‫روی کوسه‌ها انجام می‌دادم

22:09.411 --> 22:12.539
‫و با ران و ولری تیلور صحبت کردم.

22:13.165 --> 22:14.082
‫ران و ولری تیلور،

22:14.166 --> 22:15.584
‫من اونا رو به خوبی از مستند

22:15.667 --> 22:17.669
‫"آب آبی، مرگ سفید" می‌شناختم.

22:17.753 --> 22:19.588
‫و می‌خواستم اونا تولید ما رو تأیید کنن.

22:19.671 --> 22:22.174
‫همچنین می‌خواستم که بتونن روی فیلم کار کنن.

22:22.341 --> 22:23.467
‫و بهشون گفتم،

22:23.550 --> 22:25.969
‫آیا راهی هست که بتونیم
‫تصاویر واقعی از کوسه‌ی سفید بگیریم

22:25.969 --> 22:28.096
‫که بتونم با کوسه‌ی مکانیکی ترکیبش کنم.

22:29.264 --> 22:30.766
‫و اونا گفتن حتماً.

22:30.849 --> 22:33.727
‫ما به دیواره‌ی بزرگ مرجانی نزدیک استرالیا میریم

22:33.727 --> 22:36.063
‫و تصاویری که نیاز داری رو می‌گیریم.

22:36.355 --> 22:38.357
‫اون فقط کار رو به ولری و من سپرد

22:38.398 --> 22:41.193
‫تا طبق فیلم‌نامه هر چی که می‌تونیم بگیریم.

22:41.276 --> 22:44.613
‫اون اساساً اون موقع فهمید

22:44.613 --> 22:47.115
‫که این امکان وجود داره

22:47.115 --> 22:50.035
‫که مجبور بشه حول و حوش چیزی که
‫ما می‌گیریم فیلم‌برداری کنه،

22:50.035 --> 22:51.703
‫چون اون یه حیوان وحشیه

22:51.703 --> 22:54.581
‫و اونا کاری رو که شما می‌خواین انجام نمیدن.

22:57.042 --> 22:58.210
‫توی محوطه‌ی استودیو،

22:58.210 --> 23:01.755
‫استودیو گفت که ما قراره فیلم‌برداری
‫این فیلم رو ماه آینده شروع کنیم.

23:02.381 --> 23:04.508
‫و من گفتم، یه لحظه صبر کن،

23:04.591 --> 23:07.052
‫من یک سال و نیم وقت دارم تا کوسه رو بسازم.

23:07.260 --> 23:08.512
‫نه، نداری.

23:08.595 --> 23:11.014
‫ما قراره فیلم‌برداری رو شروع کنیم
‫چون کتاب خیلی محبوبه،

23:11.098 --> 23:12.891
‫تنها چیزی که واسشون مهمه پوله.

23:13.225 --> 23:15.227
‫اونا هیچ ایده‌ای ندارن که ما داریم چیکار می‌کنیم،

23:15.310 --> 23:16.812
‫که چقدر پیچیده بود.

23:16.895 --> 23:21.149
‫نه، پس استیون اونا رو راضی کرد
‫که تا ماه می به تعویقش بندازن.

23:21.775 --> 23:25.153
‫یادمه با جان میلیوس و جورج لوکاس رفتم اونجا

23:25.153 --> 23:27.823
‫و جان سرشو توی کوسه کرد و گفت،

23:27.823 --> 23:29.950
‫بسیار خب، آرواره‌ها رو ببندید.

23:30.700 --> 23:32.661
‫و من داشتم فریاد می‌زدم، آرواره‌ها رو نبندید.

23:32.911 --> 23:34.871
‫جان، از کوسه بیا بیرون.

23:35.122 --> 23:37.290
‫چند نفرمون رفتیم و استیون رو دیدیم

23:37.290 --> 23:41.670
‫و اون می‌خواست ساخت کوسه رو بهمون نشون بده
‫که تأثیرگذار بود.

23:41.753 --> 23:42.754
‫پس فکر کردم عالیه،

23:42.838 --> 23:44.131
‫این قراره یه فیلم خوب باشه.

23:44.131 --> 23:46.216
‫و مشخص بود که قراره یه فیلم موفق و بزرگ باشه.

23:46.299 --> 23:48.552
‫جورج به کوسه نگاه کرد و گفت،

23:48.635 --> 23:51.096
‫واو، این قراره موفق‌ترین فیلمی باشه
‫که تا حالا ساخته شده.

23:51.596 --> 23:54.516
‫و من البته طوری به جورج نگاه کردم
‫که انگار می‌خواستم بگم خدا از دهنت بشنوه!

23:54.516 --> 23:56.143
‫ولی خودم باورش نداشتم.

23:57.144 --> 23:59.813
‫ما هیچ‌وقت، تا آخرین لحظه،

23:59.896 --> 24:04.359
‫فیلم‌نامه‌ای نداشتیم که مورد پسند همه باشه.

24:04.776 --> 24:09.656
‫و استودیو ازمون می‌خواست قبل از
‫یه اعتصاب کار رو شروع کنیم.

24:10.323 --> 24:12.909
‫و بنابراین مجبور شدیم به لوکیشن بریم،

24:12.993 --> 24:14.786
‫مجبور شدیم فیلم‌برداری رو شروع کنیم.

24:14.870 --> 24:16.997
‫و اون تردیدهای جدی داشت

24:16.997 --> 24:19.082
‫که آیا داریم کار درستی انجام میدیم یا نه.

24:20.667 --> 24:24.129
‫ما با آمادگی کامل وارد این فیلم نشدیم.

24:28.008 --> 24:29.926
‫توی اولین فریم‌های فیلم،

24:30.010 --> 24:31.344
‫شما یه کوسه هستین.

24:31.428 --> 24:33.013
‫و فقط دارین شکار می‌کنین.

24:33.180 --> 24:36.016
‫این واقعاً به شما نشون میده
‫که توی سینما چه چیزهایی ممکنه.

24:36.183 --> 24:38.977
‫و بنابراین صحنه‌ی مورد علاقه‌ی من
‫توی فیلم افتتاحیه‌شه.

24:42.355 --> 24:44.149
‫افتتاحیه فوق‌العاده‌ست.

24:44.816 --> 24:47.277
‫واقعاً شما رو آماده می‌کنه.

24:48.445 --> 24:50.197
‫- کجا داریم میریم؟
‫- شنا.

24:51.156 --> 24:53.909
‫افتتاحیه‌ی یه فیلم همه چیزه.

24:54.367 --> 24:56.244
‫اگه اون بخش رو درست انجام ندی،

24:56.328 --> 24:57.913
‫بقیه‌ش مهم نیست.

24:58.330 --> 25:00.749
‫افتتاحیه‌ی آرواره‌ها ساده‌ست

25:00.749 --> 25:03.335
‫و شاید خشن‌ترین صحنه‌ی فیلم باشه.

25:03.960 --> 25:08.632
‫و در عین حال، صحنه‌ایه که هیولا رو پنهان می‌کنه.

25:12.928 --> 25:15.847
‫توی فیلم‌نامه‌ی اصلی که پیتر بنچلی نوشت،

25:15.847 --> 25:17.265
‫ما کوسه رو نشون دادیم.

25:18.808 --> 25:20.852
‫اما کوسه واسه تعمیر پایین بود.

25:21.603 --> 25:22.771
‫و داشت به ذهنم می‌رسید

25:22.771 --> 25:25.774
‫که صحنه‌ها بدون کوسه ترسناک‌تر از با کوسه هستن.

25:27.776 --> 25:30.695
‫من همیشه صحنه‌ی خودم توی آرواره‌ها رو

25:30.695 --> 25:34.115
‫با صحنه‌ی "روانی"، اون زن توی حموم،
‫مقایسه می‌کنم.

25:34.199 --> 25:37.244
‫چون از اون نوع چیزای وحشتناکیه

25:37.244 --> 25:39.246
‫که از ناکجا میاد.

25:39.329 --> 25:42.249
‫و فکر می‌کنم خیلی از چیزایی
‫که صحنه رو خیلی خیلی ترسناک کرد

25:42.249 --> 25:44.709
‫این واقعیت بود که می‌دونستی اون پایین چیه،

25:44.709 --> 25:46.378
‫و می‌دونستی چه اتفاقی داره میفته،

25:46.378 --> 25:47.712
‫ولی نمی‌تونستی ببینیش.

25:48.964 --> 25:53.677
‫تنها فیلم‌سازی که بیشترین تأثیر رو
‫روی من توی ساخت آرواره‌ها داشت

25:53.677 --> 25:54.844
‫آلفرد هیچکاک بود.

25:55.387 --> 25:59.349
‫کاری که آلفرد هیچکاک می‌تونست
‫با قدرت تلقین انجام بده، فکر کردم،

25:59.432 --> 26:02.561
‫اگه فقط یه ذره از اون، روی اقبال من پاشیده بشه،

26:02.811 --> 26:04.980
‫اونوقت شاید بتونم آرواره‌ها رو

26:04.980 --> 26:08.024
‫با ادای احترام واقعی به هیچکاک بسازم.

26:09.025 --> 26:11.528
‫تمام سؤال آرواره‌ها اینه که

26:11.611 --> 26:13.154
‫چقدر بزرگه.

26:13.238 --> 26:16.032
‫این ماهی واقعاً زیر آب چه شکلیه؟

26:16.074 --> 26:18.076
‫و در طول فیلم،

26:18.159 --> 26:20.870
‫همینطور که پیش میریم
‫ذره ذره چیزای بیشتری بهمون نشون میده.

26:22.914 --> 26:24.583
‫وقتی داشتیم صحنه رو فیلم‌برداری می‌کردیم،

26:24.666 --> 26:27.085
‫اون یه مهار تنش بود

26:27.085 --> 26:31.756
‫و بنابراین ما یه طناب داشتیم که
‫به پنج نفر روی یه طناب وصل میشد

26:31.756 --> 26:33.842
‫و پنج نفر روی یه طناب دیگه.

26:35.468 --> 26:39.306
‫من این افکت رو می‌خواستم، عقب و جلو.

26:41.308 --> 26:43.393
‫و فکر کردم خیلی ترسناک‌تر میشه

26:43.393 --> 26:47.105
‫اگه قدرت کشیدن اون توسط کوسه رو
‫روی سطح آب ببینیم.

26:47.856 --> 26:50.275
‫من هیچ‌وقت اون سکانس ابتدایی رو فراموش نمی‌کنم

26:50.275 --> 26:53.028
‫که اون بی‌رحمانه توی اقیانوس کشیده میشه

26:53.028 --> 26:55.196
‫و پرسپکتیوهای مختلف دوربین

26:55.196 --> 26:57.532
‫و اینکه چطور داره از ما دور میشه،

26:57.907 --> 27:00.493
‫در برابر این تهدید زیر سطح آب ناتوانه.

27:01.077 --> 27:05.248
‫اگه اونا حاضرن این کار رو سه دقیقه
‫بعد از شروع فیلم انجام بدن،

27:05.457 --> 27:08.835
‫حاضرن چه کارای دیگه‌ای انجام بدن؟

27:10.170 --> 27:12.297
‫اوه، خدا کمکم کن!

27:12.297 --> 27:14.382
‫خدا، لطفاً کمک کن!

27:15.216 --> 27:18.219
‫[یک بار دیگه، آب آرام میشه...]

27:31.191 --> 27:33.652
‫مارتاز وین‌یارد، ماساچوست،

27:33.985 --> 27:36.279
‫جزیره‌ای در سواحل جزیره‌ای،

27:36.279 --> 27:39.532
‫زیبا، خوش‌منظره و در آستانه‌ی تبدیل شدن

27:39.532 --> 27:41.993
‫به شهر خیالی اَمیتی.

27:45.747 --> 27:47.624
‫آیا درسته که مدیر هنری کسی بود

27:47.624 --> 27:48.917
‫که مارتاز وین‌یارد رو انتخاب کرد؟

27:49.000 --> 27:50.502
‫مدیر هنری اومد

27:50.502 --> 27:52.879
‫و تمام سواحل شرقی رو بررسی کرد.

27:53.838 --> 27:55.590
‫نمی‌دونم چرا، ولی من خیلی چیزا شنیده بودم

27:55.632 --> 27:59.469
‫درمورد مارتاز وین‌یارد به‌عنوان یه
‫منطقه‌ی تفریحی تابستانی کوچیک

27:59.469 --> 28:02.639
‫که ممکنه مناسب این فیلم باشه
‫و بهش پیشنهاد کردم بره اونجا رو ببینه.

28:04.015 --> 28:09.020
‫من به یه خلیج با عمق ۷.۵ متر
‫و جزر و مد خفیف نیاز داشتم.

28:09.688 --> 28:11.272
‫من یه نقشه‌ی کامل از نیوانگلند داشتم،

28:12.023 --> 28:15.193
‫و تمام این روستاهای کوچیک مختلف رو گشتم.

28:16.236 --> 28:18.321
‫و دیدم که یه قایق به مارتاز وین‌یارد میره.

28:19.030 --> 28:22.075
‫پس من ۱۷ ژانویه رفتم اونجا

28:22.075 --> 28:26.663
‫و فهمیدم که عمقش فقط ۷.۵ متره،
‫با جزر و مد ۶۰ سانتی‌متری،

28:26.663 --> 28:31.209
‫و با خودم فکر کردم اوه خدای من،
‫این قراره موفقیت‌آمیز باشه.

28:32.752 --> 28:35.463
‫مارتاز وین‌یارد یه جزیره‌ست.

28:35.547 --> 28:39.217
‫یه تیکه‌ی کوچیک خشکی نزدیک سواحل ماساچوست.

28:39.551 --> 28:44.305
‫یه تیکه‌ی خیره‌کننده از خشکی
‫و یه منطقه‌ی تفریحی تابستانیه.

28:46.182 --> 28:48.685
‫من زمان زیادی رو توی مارتاز وین‌یارد گذروندم

28:48.685 --> 28:50.979
‫و تمام غیربازیگرهایی که ازشون استفاده کرد،

28:51.271 --> 28:55.608
‫واقعاً نماینده‌ی روح این مکان
‫رویایی، آرام و امن هستن

28:55.608 --> 28:57.569
‫که یه جورایی بوهمی‌ـه.

28:57.652 --> 28:59.320
‫و فکر می‌کنم حتی اگه الان هم برین،

28:59.320 --> 29:01.448
‫هنوزم حس یه کپسول زمان از دهه‌ی ۷۰ رو داره.

29:01.614 --> 29:03.783
‫و فکر می‌کنم تمام اینا کمک می‌کنه

29:03.783 --> 29:07.120
‫چون به دنیا یه اصالت فوق‌العاده میده.

29:07.620 --> 29:10.498
‫گوش کن رئیس، مواظب باش، باشه؟

29:10.915 --> 29:12.667
‫- توی این شهر؟ سلام.
‫- سلام بابا.

29:13.334 --> 29:16.254
‫مارتاز وین‌یارد یه جای لذت‌بخش
‫واسه فیلم‌برداری بود.

29:16.337 --> 29:18.506
‫من واقعاً ازش لذت بردم. هیجان‌انگیز بود.

29:18.673 --> 29:20.884
‫من قبلاً هیچ‌وقت توی یه لوکیشن نبودم

29:20.884 --> 29:23.052
‫جز واسه فیلم‌برداری‌های تلویزیونی.

29:23.261 --> 29:25.138
‫اما هیچ‌وقت واسه یه فیلم سینمایی نبودم،

29:25.388 --> 29:27.807
‫و خیلی از خودم راضی بودم.

29:28.892 --> 29:31.352
‫مارتاز وین‌یارد واسه فیلم آرواره‌ها خیلی مهمه.

29:31.478 --> 29:33.438
‫اگه بهش فکر کنین، فقط هشت نفر

29:33.438 --> 29:35.356
‫از هالیوود اومدن تا توی این فیلم باشن.

29:35.482 --> 29:38.109
‫روی شایدر، ریچارد دریفوس، رابرت شاو،

29:38.193 --> 29:40.820
‫لورین گری، موری همیلتون، تدی گروسمن،

29:41.029 --> 29:43.198
‫سوزان بکلینی و کارل گوتلیب.

29:43.615 --> 29:45.283
‫هر کس دیگه‌ای که توی فیلم می‌بینین

29:45.283 --> 29:46.910
‫از مردم محلی مارتاز وین‌یارد هستن.

29:47.118 --> 29:49.496
‫امروز صبح یه حمله‌ی کوسه
‫توی ساحل جنوبی داشتیم، شهردار.

29:49.621 --> 29:51.831
‫کشنده بود. باید ساحل رو ببندم.

29:51.831 --> 29:56.753
‫من درباره‌ی فیلم‌برداری آرواره‌ها
‫توی روزنامه‌های وین‌یارد خوندم.

29:57.128 --> 29:59.714
‫پس به مدیر برنامه‌م زنگ زدم
‫و اون یه جلسه ترتیب داد.

30:00.173 --> 30:02.467
‫و من به بوستون پرواز کردم و استیون رو دیدم.

30:02.842 --> 30:05.303
‫اون می‌دونست که من اهل جزیره هستم

30:05.303 --> 30:09.057
‫و فکر می‌کنم اون یه حس واقعی جزیره‌ای می‌خواست.

30:09.182 --> 30:12.101
‫و گوش کنین، من خوش‌شانس بودم
‫که توی این فیلم بودم.

30:12.435 --> 30:13.728
‫شماها اینجا به دنیا اومدین، درسته؟

30:13.770 --> 30:15.063
‫آره، من یه جزیره‌نشینم.

30:15.146 --> 30:16.231
‫وقتی آرواره‌ها رو ساختیم،

30:16.314 --> 30:18.149
‫من ژانویه‌ی اون سال ۱۹ ساله شده بودم.

30:18.858 --> 30:22.320
‫اونا سعی کردن یه شلوار جین دمپا گشاد آبی تنم کنن

30:22.320 --> 30:25.281
‫و چیزی که تقریباً می‌تونست یه بلوز یک‌سره باشه

30:25.281 --> 30:27.283
‫که یه جورایی رنگرزی شده و صورتی بود.

30:27.367 --> 30:30.370
‫و من گفتم، این واقعاً چیزی نیست که من بپوشم.

30:30.453 --> 30:33.164
‫اونا هم گفتن بسیار خب، پس لباسای خودتو بیار.

30:33.248 --> 30:36.584
‫پس یه شلوار خاکی و یه پیراهن پارچه‌ای آکسفورد،

30:36.668 --> 30:39.254
‫و هنوزم اون ژاکتی که پوشیده بودم رو دارم.

30:39.671 --> 30:41.631
‫- واو، اینجوری بپوشش.
‫- اینم از این.

30:43.216 --> 30:44.092
‫واو.

30:44.175 --> 30:46.344
‫می‌دونی بهترین خبر چیه؟ هنوز اندازته.

30:46.553 --> 30:48.513
‫آره، شگفت‌انگیزه، ها؟

30:48.680 --> 30:50.431
‫خب، من موفقیت خوبی توی انتخاب بازیگر

30:50.515 --> 30:54.102
‫در "شوگرلند اکسپرس" با یه مدیر انتخاب بازیگر
‫به نام شری رودز داشتم.

30:54.811 --> 30:57.397
‫و ما با آدمای واقعی موفقیت فوق‌العاده‌ای داشتیم.

30:57.522 --> 30:59.357
‫تا حالا توی زندان بودی، پسر؟

30:59.524 --> 31:01.317
‫پس از شری خواستم که بازیگران
‫آرواره‌ها رو انتخاب کنه.

31:01.401 --> 31:03.903
‫و گفتم بیا از اهالی محلی مارتاز وین‌یارد

31:03.903 --> 31:06.239
‫واسه بازی توی این فیلم یا حتی
‫از بوستون استفاده کنیم.

31:06.990 --> 31:11.160
‫شری رودز کار شگفت‌انگیزی
‫توی انتخاب بازیگر انجام داد

31:11.160 --> 31:15.039
‫که ظاهر و رفتارشون طوری بود
‫که انگار همین الان از خیابون اومدن.

31:15.290 --> 31:16.583
‫و چه نوع کوسه‌ای؟

31:16.666 --> 31:19.544
‫- یه کوسه‌ی ببری‌ـه.
‫- چی؟

31:19.627 --> 31:22.380
‫اون اونجا وقت گذروند و با مردم آشنا شد.

31:22.380 --> 31:25.550
‫توی اون جلسه‌ی هیئت مدیره
‫توی شهرداری واقعی هستن.

31:25.967 --> 31:29.470
‫اون جایزه‌ی ۳۰۰۰ دلاری واسه کوسه نقده یا چک؟

31:31.514 --> 31:33.683
‫فکر نمی‌کنم خنده‌دار باشه.
‫اصلاً فکر نمی‌کنم خنده‌دار باشه.

31:33.683 --> 31:38.187
‫این به کل فیلم یه حس مستندگونه و بداهه میده.

31:38.187 --> 31:39.022
‫سلام.

31:39.105 --> 31:41.608
‫علیک سلام، جوون، چطوری؟

31:42.483 --> 31:44.068
‫این کریگ کینگزبریه،

31:44.152 --> 31:47.447
‫که بعضی از اهالی جزیره بهش میگن شخصیت جزیره.

31:47.947 --> 31:49.657
‫مثل یه خانواده‌ی بزرگ میمونه.

31:50.033 --> 31:52.410
‫و می‌شنوی که توی ادگارتاون چه خبره.

31:52.619 --> 31:54.621
‫خیلی‌هاش خنده‌دار و شوخیه

31:54.621 --> 31:56.873
‫و سرگرمی و دعواهای خانوادگی و از این حرفا.

31:57.123 --> 31:58.207
‫ولی همشون بیرون میان.

31:58.291 --> 31:59.876
‫اما کار جدی چیه؟

31:59.959 --> 32:01.920
‫ما چیز خیلی جدی نداریم.

32:02.420 --> 32:04.464
‫کینگزبری تمام دیالوگ‌هاشو از خودش درآورد.

32:04.964 --> 32:07.050
‫هر بار که دهنشو باز می‌کنه،
‫اون کریگه که حرف میزنه.

32:07.216 --> 32:08.426
‫ما واسش دیالوگ ننوشتیم.

32:08.426 --> 32:11.763
‫صبر کن تا اون پست‌فطرتای بداخلاق رو
‫بکشونیم پایین توی اون تپه‌ی سنگی،

32:11.846 --> 32:13.681
‫اونوقت سرگرمی شروع میشه،

32:13.681 --> 32:15.934
‫آرزو می‌کنن که پدرانشون
‫هیچوقت مادرانشون رو ندیده بودن

32:15.934 --> 32:19.187
‫وقتی که شروع به درآوردن ته قایق‌هاشون
‫و کوبیدنشون به اون صخره‌ها می‌کنن، پسر.

32:19.479 --> 32:21.439
‫هر شخصیتی یه کم قوس داستانی داره،

32:21.522 --> 32:23.983
‫یه کم داستان داره تا وقتی که وارد فیلم میشن،

32:24.067 --> 32:25.985
‫شما بهشون علاقه‌مند بشین.

32:26.069 --> 32:28.488
‫و وقتی که از فیلم خارج میشن، دلتنگشون بشین.

32:29.405 --> 32:33.201
‫من حس می‌کنم آرواره‌ها بیشتر یه فیلم
‫درباره‌ی آدماست تا یه فیلم درباره‌ی کوسه.

32:33.326 --> 32:34.869
‫بدون اون آدما،

32:34.953 --> 32:36.788
‫اصلاً به کوسه اهمیت نمی‌دادین.

32:41.584 --> 32:43.211
‫ما اینجا توی یکی از لوکیشن‌هامون هستیم

32:43.211 --> 32:45.463
‫توی مارتاز وین‌یارد توی شهر اوک بلافز.

32:45.672 --> 32:48.424
‫و این یکی از چهار فروشگاه خرده‌فروشی ما توی شهره.

32:48.591 --> 32:50.218
‫و یکی از جاهاییه

32:50.218 --> 32:52.470
‫که ما خاطره‌ی آرواره‌ها رو زنده نگه می‌داریم.

32:53.846 --> 32:55.139
‫من تاد ربلو هستم.

32:55.223 --> 32:56.724
‫برادرم نقش مایکل برودی رو بازی کرد.

32:56.808 --> 32:58.017
‫اسمش کریس ربلو بود.

32:58.101 --> 32:59.811
‫مامان، دستم برید،

32:59.894 --> 33:00.979
‫یه خون‌آشام گازم گرفت.

33:01.062 --> 33:03.106
‫من یه خاطره‌ی عالی دارم،

33:03.189 --> 33:05.191
‫روزی که میگه، "یه خون‌آشام گازم گرفت."

33:05.274 --> 33:07.235
‫ما بیرون روی چمن جلوی خونه بودیم

33:07.235 --> 33:09.862
‫و من و برادرم و استیون بودیم.

33:10.029 --> 33:12.782
‫و اون فقط پشت سر هم از ما سؤال می‌پرسید.

33:12.865 --> 33:15.076
‫اون واقعاً مثل یه آدم کم‌سن‌وسال رفتار می‌کرد.

33:15.493 --> 33:17.912
‫می‌دونین، یه جورایی می‌تونست
‫برادر بزرگ‌ترتون باشه.

33:18.538 --> 33:19.706
‫برکه‌ها واسه پیرزن‌هاست.

33:19.789 --> 33:21.582
‫می‌دونم واسه پیرزن‌هاست

33:21.582 --> 33:23.710
‫ولی فقط به خاطر بابا انجامش بده، ها؟

33:23.876 --> 33:25.169
‫برادرم توی ۳۷ سالگی فوت کرد.

33:25.253 --> 33:27.171
‫خیلی غم‌انگیز بود، سه تا بچه داشت.

33:27.255 --> 33:29.841
‫پس هر کاری که بتونم واسه
‫زنده نگه داشتن اون خاطره

33:29.841 --> 33:31.926
‫و خاطره‌ی اون انجام بدم، سعی می‌کنم کمک کنم.

33:35.471 --> 33:39.726
‫بعد از چند روز حضور توی
‫صحنه‌ی فیلم‌برداری با بچه‌هام،

33:39.809 --> 33:43.813
‫ازم خواسته شد که مسئولیت
‫مراقبت از بچه‌ها رو به عهده بگیرم.

33:45.064 --> 33:47.442
‫بیشتر اوقات من توی پشت صحنه بودم

33:47.442 --> 33:49.444
‫و دوربین فیلم‌برداریم همراهم بود.

33:49.527 --> 33:51.237
‫اون موقع‌ها دوران سوپر ۸ بود.

33:54.282 --> 33:55.867
‫من خیلی خوشحال بودم که می‌دیدم

33:55.867 --> 33:58.745
‫تمام مردم محلی بخشی از این پروژه هستن.

33:58.953 --> 34:01.122
‫و ما حتی سال‌ها بعد هم درباره‌ش صحبت می‌کردیم.

34:01.205 --> 34:02.999
‫در واقع هنوزم با جف وورهیس صحبت می‌کنیم،

34:02.999 --> 34:04.876
‫من تا جولای اینجا شنا نمی‌کنم.

34:04.959 --> 34:06.669
‫این آب توی ماه می خیلی سرده.

34:07.045 --> 34:08.629
‫پس مردم می‌گفتن، از کوسه می‌ترسیدی؟

34:08.629 --> 34:11.674
‫نه، می‌ترسیدم که بدن ۱۲ ساله‌م
‫توی اون آب یخ بزنه.

34:14.635 --> 34:18.056
‫اون فقط تماشاگر رو با ریتم بی‌نقص همراه می‌کنه،

34:19.057 --> 34:20.516
‫و بعد تحویل داده میشه.

34:20.516 --> 34:22.018
‫[ ماهی از آب بیرون می‌جهد در حالی که الکس
‫و تشک بادی را در آرواره‌هایش گرفته است]

34:25.605 --> 34:28.691
‫تمام اینا به این دلیله که شما رو

34:28.691 --> 34:32.904
‫درون تجربه‌ی برودی از بودن توی ساحل

34:32.904 --> 34:35.531
‫اون روزی که این اتفاق وحشتناک میفته، قرار بده.

34:35.698 --> 34:37.283
‫خب اون روزا من به سینما فکر نمی‌کردم.

34:37.366 --> 34:39.702
‫من به شات‌ها فکر می‌کردم.

34:40.161 --> 34:42.288
‫کی نمای نزدیک بگیریم و کی نمای باز،

34:42.455 --> 34:45.958
‫کی به تماشاگر حس جغرافیا بدیم تا گم نشن.

34:46.209 --> 34:47.794
‫اولش، موقع فیلم‌برداری صحنه،

34:47.877 --> 34:49.545
‫اونا یه مانکن داشتن.

34:49.629 --> 34:51.214
‫اونو روی یه تشک بادی گذاشتن

34:51.214 --> 34:54.967
‫و یه کوسه‌ی مکانیکی این
‫مانکن کوچیک رو گاز می‌گیره.

34:58.221 --> 35:00.973
‫و یه بشکه‌ی بزرگ دقیقاً نزدیک سطح آب بود

35:01.265 --> 35:02.475
‫و پر از خون بود.

35:02.558 --> 35:05.645
‫اون میگه، تو قراره تشک بادیتو ببری سمت اون بشکه،

35:05.728 --> 35:10.066
‫و ناگهان تمام خون مثل
‫یه موشک به بالا پرتاب میشه.

35:10.316 --> 35:11.484
‫و شما منو می‌بینین که بالا و پایین میرم.

35:11.484 --> 35:14.153
‫اون دو نفر بودن که منو
‫می‌کردن توی آب و درمیاوردن.

35:14.320 --> 35:16.030
‫بعد تو رو زیر آب می‌کشن و بهت هوا میدن.

35:18.157 --> 35:19.325
‫جف بیچاره.

35:19.408 --> 35:21.661
‫اون از آب بیرون اومد، می‌دونین،

35:21.744 --> 35:23.996
‫تمام اون چیزا رو از چشماش پاک کرد.

35:24.872 --> 35:25.957
‫الکس؟

35:29.752 --> 35:33.339
‫اینا اتفاقات نادری هستن،
‫اما واقعیت اینه که اتفاق میفته.

35:33.422 --> 35:35.842
‫تنها راهی که یه کوسه می‌تونه چیزی رو بچشه

35:35.842 --> 35:38.719
‫یا بفهمه یه چیزی چیه، یه جورایی با گاز گرفتنشه.

35:39.011 --> 35:40.221
‫و اونا تصمیم می‌گیرن

35:40.221 --> 35:42.598
‫که آیا اون چیزیه که قراره بخورن یا نه.

35:42.765 --> 35:44.016
‫و توی خیلی از موارد،

35:44.100 --> 35:46.060
‫اونا فقط میگن نه، این درست نیست.

35:46.144 --> 35:47.145
‫و شناکنان دور میشن.

35:47.145 --> 35:49.856
‫حمله‌ی مرگبار یه کوسه‌ توی کیپ کاد رخ داد.

35:50.106 --> 35:53.192
‫این اولین حمله‌ی مرگبار کوسه

35:53.192 --> 35:55.736
‫توی ماساچوست از سال ۱۹۳۶ بود.

35:56.070 --> 35:58.489
‫وقتی موج‌سوار، آرتور مدیسی،

35:58.573 --> 36:01.492
‫توسط یه کوسه‌ی سفید بزرگ نزدیک کیپ کاد کشته شد،

36:01.617 --> 36:03.536
‫جایی که ما تمام تحقیقاتمون رو انجام میدیم،

36:03.619 --> 36:06.080
‫شخصاً تأثیر عمیقی داشت.

36:06.164 --> 36:08.624
‫و متعاقباً به طور حرفه‌ای.

36:08.708 --> 36:12.587
‫این اولین مورد مرگبار توی بیش از
‫۸۰ سال توی کیپ بود

36:12.587 --> 36:15.256
‫و کل جامعه رو تحت تأثیر قرار داد.

36:15.423 --> 36:17.884
‫قراره سواحل رو ببندین؟

36:18.759 --> 36:20.094
‫آره، قراره ببندیم.

36:21.971 --> 36:23.139
‫برخلاف فیلم،

36:23.222 --> 36:24.974
‫ما سعی نمی‌کردیم چیزی رو پنهان کنیم.

36:25.057 --> 36:26.350
‫و من اعتراف می‌کنم،

36:26.350 --> 36:28.186
‫یکی دوتا مدیر ساحل بودن

36:28.186 --> 36:30.229
‫که نمی‌خواستن درباره‌ی کوسه‌ها صحبت کنن.

36:30.479 --> 36:31.981
‫همه‌ش روانیه.

36:32.190 --> 36:36.319
‫شما داد بزنین باراکودا،
‫همه میگن، ها، چی؟

36:38.154 --> 36:39.572
‫شما داد بزنین کوسه،

36:39.572 --> 36:43.826
‫یه وحشت بزرگ توی روز چهارم جولای
‫روی دستمون میمونه.

36:44.660 --> 36:47.038
‫آرواره‌ها توی لحظه‌ای از تاریخ اکران شد،

36:47.121 --> 36:50.917
‫قطعاً توی ایالات متحده ولی
‫توی کل دنیا هم همینطور بود،

36:50.917 --> 36:54.420
‫که ما تازه داشتیم از
‫ناآرامی‌های مدنی بیرون میومدیم.

36:55.129 --> 36:58.424
‫اون دوره، اوایل دهه‌ی ۷۰،

36:58.424 --> 37:03.429
‫به این عناصر عاطفی درون انسان‌ها
‫درباره‌ی ترس می‌پرداخت،

37:03.429 --> 37:08.309
‫درباره‌ی خطر، درباره‌ی چیزایی
‫که جواب‌های آسونی ندارن.

37:08.517 --> 37:10.853
‫چیزی که توی آمریکا اتفاق میفتاد جنگ ویتنام بود.

37:10.937 --> 37:12.021
‫و واترگیت.

37:12.188 --> 37:15.691
‫من فردا ظهر از ریاست جمهوری استعفا خواهم داد.

37:16.108 --> 37:17.568
‫دوران پرآشوبی بود

37:17.568 --> 37:18.986
‫که ما داشتیم فیلم رو می‌ساختیم.

37:20.738 --> 37:22.740
‫ایده‌ی یه سیاستمدار فاسد

37:22.740 --> 37:26.494
‫که سعی داره چیزی رو از شهروندان پنهان کنه
‫خیلی قدرتمند بود.

37:26.744 --> 37:29.789
‫موری همیلتون توی یه جور حکومت محلی،

37:29.872 --> 37:33.876
‫نماینده‌ی قدرت و تجارت بر امنیت انسان بود.

37:34.919 --> 37:36.545
‫پس اون نماینده‌ی خیلی چیزا بود.

37:38.214 --> 37:41.092
‫شما می‌دونستین که خطرناکه

37:41.092 --> 37:44.053
‫ولی با این حال گذاشتین مردم برن شنا کنن.

37:44.512 --> 37:47.932
‫کوسه حتی بزرگ‌ترین هیولای فیلم نیست.

37:48.015 --> 37:51.227
‫این واقعیت که پول و سود نهایی

37:51.227 --> 37:53.312
‫پشت پرده داره کار می‌کنه

37:53.312 --> 37:56.857
‫و باارزش‌تر از جان‌هاییه که در خطره،

37:56.941 --> 38:02.071
‫چیزیه که همیشه تا حدی توی
‫این جامعه‌ی سرمایه‌داری درسته.

38:02.446 --> 38:03.656
‫ما کسب و کارمون باز خواهد بود.

38:03.739 --> 38:05.950
‫این قراره یکی از بهترین
‫تابستون‌هایی باشه که داشتیم.

38:06.117 --> 38:07.827
‫کتاب، نقدهای کنجکاوانه‌ی زیادی گرفت.

38:07.910 --> 38:09.495
‫بعضی از مردم خیلی دوستش داشتن.

38:09.578 --> 38:10.579
‫بعضی از مردم ازش متنفر بودن.

38:10.621 --> 38:12.957
‫اون سواحل واسه این آخر هفته باز خواهند بود.

38:13.165 --> 38:15.543
‫نقد مورد علاقه‌ام بین اون همه نقد رو
‫حتی هیچ‌وقت نخوندم

38:15.626 --> 38:16.669
‫چون نوشته نشده بود.

38:16.752 --> 38:19.547
‫فرانک مانکیویچ داشت با فیدل کاسترو مصاحبه می‌کرد

38:19.547 --> 38:21.424
‫و پرسید، چی می‌خونی؟

38:21.674 --> 38:25.469
‫و کاسترو گفت، خب اخیراً کتابی
‫به نام "تیبورون" خوندم.

38:25.845 --> 38:29.015
‫و مانکیویچ گفت چرا داری کتاب‌های
‫هیجان‌انگیز تجاری آمریکایی می‌خونی؟

38:29.098 --> 38:30.850
‫و کاسترو گفت، نه، اشتباه می‌کنی.

38:30.933 --> 38:32.601
‫این یه کتاب هیجان‌انگیز تجاری آمریکایی نیست.

38:32.643 --> 38:36.063
‫این یه استعاره‌ی شگفت‌انگیز
‫درباره‌ی فساد سرمایه‌داریه.

38:36.314 --> 38:39.066
‫و من سعی کردم دابل‌دی رو راضی کنم
‫که توی یه آگهی ازش استفاده کنه.

38:39.150 --> 38:40.318
‫می‌تونین آگهی رو تصور کنین که میگه،

38:40.318 --> 38:44.780
‫"استعاره‌ی شگفت‌انگیز درباره‌ی
‫فساد سرمایه‌داری/فیدل کاسترو."

38:45.156 --> 38:48.284
‫دیگه کی می‌تونه یه نقل قول از
‫فیدل کاسترو داشته باشه، لطفاً؟

38:48.534 --> 38:49.535
‫اما اونا این کارو نکردن.

38:50.119 --> 38:52.496
‫من توی آپارتمانم بودم
‫و آرواره‌ها از تلویزیون پخش میشد.

38:53.039 --> 38:55.541
‫الان تقریباً ۲۰ ساله که پدرم فوت کرده

38:55.541 --> 38:58.002
‫و یهو شنیدم که پدرم داره با من حرف میزنه.

38:58.085 --> 38:59.712
‫و یه جورایی مکث کردم و برگشتم

38:59.712 --> 39:01.464
‫و به خاطر اون صحنه‌ی توی آرواره‌ها بود

39:01.464 --> 39:02.923
‫که اون داره با شهردار توی ساحل مصاحبه می‌کنه.

39:03.049 --> 39:03.966
‫بسیار خب، کات.

39:03.966 --> 39:06.052
‫عاشق اینم که می‌تونیم برگردیم و ببینیم

39:06.052 --> 39:07.720
‫و بعد همه چیز رو درباره‌ش به یاد بیاریم.

39:07.803 --> 39:09.430
‫و این واقعاً یه هدیه‌ست.

39:09.680 --> 39:12.558
‫سواحل باز هستن و مردم
‫دارن اوقات خوشی رو میگذرونن.

39:12.641 --> 39:14.685
‫اَمیتی، همونطور که می‌دونین به معنی دوستیه.

39:20.816 --> 39:22.693
‫این پل محبوب‌ترین نقطه است

39:22.693 --> 39:24.779
‫و همچنین بامزه‌ترین نقطه است

39:24.779 --> 39:27.990
‫چون در حالی که قرار نیست از روی پل بپرین،

39:28.074 --> 39:31.243
‫۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر در ساعت از روی اون پل می‌پرن.

39:32.912 --> 39:35.414
‫من هنوز از روی پل آرواره‌ها نپریدم.

39:35.539 --> 39:38.334
‫من هنوز جرئت این کارو پیدا نکردم.

39:38.584 --> 39:41.712
‫کوسه. یه کوسه‌ست.

39:43.130 --> 39:45.633
‫پل آرواره‌ها جاییه که
‫همه چیز واسه من اتفاق افتاد.

39:46.092 --> 39:51.347
‫من یکی از اون سه پسر روی قایق بادبانی
‫داخل مدخل رود بودم.

39:51.514 --> 39:52.890
‫هیچ کاری نمی‌تونی باهاش بکنی.

39:52.973 --> 39:54.392
‫- اون طنابو بگیر.
‫- اینو باز کن. یالا.

39:54.392 --> 39:55.976
‫- اونجا گیرش انداختی.
‫- ملوین.

39:55.976 --> 39:57.311
‫دارم انجامش میدم!

39:57.436 --> 40:00.231
‫بزرگ‌ترین نقطه‌ی اوج زندگی من
‫به دنیا اومدن بچه‌هام بود.

40:00.314 --> 40:01.899
‫این احتمالاً مورد دوم بود.

40:02.608 --> 40:04.151
‫شماها اونجا حالتون خوبه؟

40:04.360 --> 40:06.529
‫من قرار بود توی مدخل رود قربانی بشم.

40:09.782 --> 40:11.784
‫وقتی توی دهن کوسه افتادم،

40:11.784 --> 40:16.414
‫سر کوسه باز میشد و زیرش کلی مکانیزم وجود داشت.

40:16.497 --> 40:20.751
‫و بنابراین اون شات خاص توسط بچه‌های
‫توی بارج با جک‌های هوایی کار شد،

40:20.751 --> 40:22.962
‫می‌دونین، همه دارن روی دهن کار می‌کنن.

40:23.212 --> 40:25.548
‫یه نفر سر رو کار می‌کنه که
‫به عقب و جلو حرکت می‌کنه.

40:26.215 --> 40:28.509
‫فکر می‌کنی، خدایا، آیا من
‫قراره برم توی دهن کوسه

40:28.509 --> 40:29.844
‫و اون قراره منو بگیره.

40:31.637 --> 40:36.016
‫اما باب متی تمام جلوه‌های ویژه‌ی
‫کوسه رو انجام داد و اون فوق‌العاده‌ست.

40:37.017 --> 40:41.147
‫که فیلم‌برداری شدن و اون واقعاً
‫شبیه یه کوسه‌ی سفید بزرگ به نظر میرسه

40:41.147 --> 40:43.649
‫که من همین الان توی کارم می‌بینم.

40:44.108 --> 40:46.485
‫وقتی کوسه به پهلو می‌چرخه،

40:46.569 --> 40:50.573
‫اون واسه من یه نمای فوق‌العاده
‫واقع‌گرایانه از یه کوسه‌ی سفیده.

40:52.241 --> 40:53.325
‫من می‌خواستم واقعی باشه.

40:53.409 --> 40:55.786
‫می‌خواستم نشون بدم چه اتفاقی میفته
‫وقتی یه کوسه شما رو گاز می‌گیره.

40:58.289 --> 41:00.374
‫من مطمئناً آگاه بودم که قراره اونو

41:00.374 --> 41:03.085
‫تا جایی که ممکنه ترسناک و به طور
‫واقع‌گرایانه وحشیانه بسازم.

41:03.711 --> 41:05.129
‫مارکر.

41:06.797 --> 41:08.549
‫و بعداً توی اتاق تدوین

41:08.549 --> 41:11.177
‫تونستم توی چند تا سکانس به خودم بیام،

41:11.385 --> 41:15.514
‫و چیزهایی رو خیلی قبل از اینکه انجمن
‫سینمایی آمریکا، فیلم رو ببینه حذف کنم.

41:17.850 --> 41:21.312
‫فکر می‌کنم یه فیلم ترسناک یا هیجان‌انگیز عالی

41:21.312 --> 41:26.775
‫کابوس بی‌نقصیه که واسه شخصیت اصلیش طراحی شده.

41:26.901 --> 41:30.196
‫و می‌دونین، وقتی درباره‌ی
‫عرفان آرواره‌ها صحبت می‌کنین،

41:30.279 --> 41:37.369
‫این کوسه که به کسی که از آب خوشش نمیاد
‫نزدیک و نزدیک‌تر میشه،

41:37.369 --> 41:40.956
‫این ارتباط عرفانی بین قهرمان و هیولاست

41:40.956 --> 41:42.166
‫و شما اینو حس می‌کنین.

41:46.629 --> 41:48.797
‫بچه‌ها، الان نمی‌تونیم فیلم‌برداری کنیم.
‫صبر کنین.

41:50.299 --> 41:53.344
‫اون قایق بره بیرون و لنگر رو بکشه
‫و دوباره اونجا تنظیمش کنه، باشه؟

41:53.802 --> 41:55.262
‫این دومین روز من توی دریاست.

41:55.346 --> 41:58.390
‫و ۵۴ روز دیگه هم مونده.

41:58.849 --> 42:03.354
‫و اگه از این جون سالم به در ببرم،
‫خیلی چیزا یاد می‌گیرم

42:03.354 --> 42:05.606
‫چون همین الان، تنها چیزی
‫که می‌تونم بهتون بگم اینه که

42:05.606 --> 42:08.817
‫فیلم‌برداری توی دریا دو برابر کندتر
‫از فیلم‌برداری روی خشکیه.

42:09.360 --> 42:11.111
‫وقتی بالاخره رفتن روی آب،

42:11.195 --> 42:13.739
‫به قایق‌های پشتیبانی محلی و اپراتورها نیاز داشتن.

42:13.822 --> 42:17.743
‫من بخش بازیگری خودم رو انجام دادم
‫و اونقدری خوش‌شانس بودم

42:17.743 --> 42:19.495
‫که تونستم بخشی از دپارتمان دریایی باشم.

42:19.787 --> 42:20.871
‫و اونجا بود که

42:20.871 --> 42:24.166
‫من واقعاً یه کم از پشت صحنه‌ی
‫چیزی که توی فیلم اتفاق افتاد رو دیدم.

42:24.375 --> 42:26.502
‫اونا فیلم‌برداری رو اوایل می شروع کردن

42:26.502 --> 42:29.255
‫و فکر می‌کردن تا چهارم جولای کارشون تموم میشه.

42:29.755 --> 42:32.508
‫و زمانبندی خیلی خوب پیش نمی‌رفت

42:32.508 --> 42:35.010
‫فقط به خاطر چیزی که باهاش سر و کار داشتن.

42:35.094 --> 42:41.433
‫ماه آگوست ۱۹۷۴ یه راهپیمایی مرگ روی آبه.

42:41.892 --> 42:45.437
‫ما حدود چهار و نیم، پنج ماه روی اقیانوس بودیم

42:45.437 --> 42:48.691
‫و همه‌مون داشتیم دیوونه می‌شدیم،
‫به معنای واقعی کلمه.

42:48.899 --> 42:50.234
‫مهم زمانی نیست که برداشت طول می‌کشه،

42:50.234 --> 42:51.485
‫این برداشته که زمان می‌بره.

42:51.569 --> 42:55.864
‫زمان بین برداشت‌هاست که
‫زمان برداشت رو تعیین می‌کنه.

42:55.948 --> 42:57.408
‫هر وقت با آب سر و کار داشته باشی،

42:57.491 --> 42:59.243
‫کار دو برابر سخت‌تر نمیشه.

42:59.326 --> 43:01.787
‫فوراً پنج برابر سخت‌تر میشه.

43:01.870 --> 43:04.623
‫هر وقت من یه فیلم آبی می‌سازم اون همیشه می‌خنده.

43:04.707 --> 43:06.625
‫اون میگه، نمی‌دونی این کارا چقدر سخته؟

43:06.709 --> 43:08.627
‫من گفتم آره، می‌دونم.

43:08.711 --> 43:11.046
‫هیچ چیز سرگرم‌کننده‌ای توی
‫ساخت آرواره‌ها وجود نداشت.

43:11.213 --> 43:14.383
‫رفتن به اقیانوس واقعی یه کار خیلی خیلی سخت بود،

43:14.466 --> 43:17.970
‫پرت شدن توسط موج‌ها، توسط جریان‌ها
‫به این طرف و اون طرف.

43:18.095 --> 43:19.221
‫یه بار دیگه.

43:19.305 --> 43:20.389
‫کوسه میاد بالا.

43:20.556 --> 43:23.684
‫و بعد باید دوباره لنگر بندازیم،
‫دوباره قایق دوربین رو جابجا کنیم،

43:24.059 --> 43:25.894
‫ناگهان بارج برق

43:25.894 --> 43:29.231
‫با ژنراتورهایی که پروژکتورها رو
‫روشن می‌کنن خیلی دور میشه.

43:29.440 --> 43:31.025
‫و بعد علاوه بر تمام اینا،

43:31.025 --> 43:33.193
‫۸۰ درصد مواقع کوسه کار نمی‌کرد.

43:33.861 --> 43:37.114
‫اولین اشتباه در مورد کوسه این بود
‫که واسه آب شیرین ساخته بودن.

43:37.197 --> 43:39.199
‫- چه فرقی می‌کنه؟
‫- خب، الکترولیز.

43:39.908 --> 43:41.744
‫اونا کوسه رو با عجله ساخته بودن

43:41.744 --> 43:44.580
‫و بعد فهمیدن که آب شور همه چیز رو می‌خوره.

43:44.913 --> 43:47.124
‫اونا کوسه رو واسه اولین بار توی آب آزمایش کردن

43:47.124 --> 43:48.834
‫و ما حداقل ۲۰ قایق توریست داشتیم

43:48.834 --> 43:51.253
‫که دور یه منطقه جمع شده بودن
‫تا کارکردن کوسه رو ببینن.

43:51.587 --> 43:54.048
‫ما کوسه رو روی یه سکوی
‫عظیم‌الجثه‌ی ۲۷ متری داشتیم

43:54.048 --> 43:55.215
‫۹ متر زیر آب.

43:55.299 --> 43:58.052
‫با فشار دادن یه دکمه‌ی هیدرولیک
‫و کشیدن یه اهرم به عقب،

43:58.052 --> 44:01.347
‫قرار بود کوسه با سر از آب بیرون بیاد.

44:01.388 --> 44:02.681
‫و این واقعاً اتفاق افتاد.

44:02.765 --> 44:04.892
‫کوسه با دمش بالا اومد.

44:05.100 --> 44:06.894
‫با دم بالا اومد و مثل...

44:06.977 --> 44:09.605
‫مثل یه ماه ۷.۵ متری بود.

44:11.190 --> 44:13.567
‫بعضی شبا می‌رفتیم انبار

44:13.567 --> 44:16.111
‫و می‌دیدی کوسه‌ها اونجا صف کشیدن

44:16.111 --> 44:18.530
‫و همیشه داشتن روش کار می‌کردن.

44:20.282 --> 44:22.910
‫و بعضی وقتا می‌رفتی توی آب

44:22.910 --> 44:25.537
‫و می‌دیدی کوسه یهو خراب میشه.

44:27.831 --> 44:31.251
‫با خودت فکر می‌کردی، اوه خدای من،
‫آیا اونا این فیلم رو تموم می‌کنن؟

44:31.877 --> 44:34.922
‫کلی میکروفون بی‌سیم همه جای جزیره بود

44:34.922 --> 44:36.590
‫و اونا همیشه می‌گفتن...

44:37.174 --> 44:38.300
‫کوسه کار نمی‌کنه.

44:38.884 --> 44:40.260
‫کوسه کار نمی‌کنه.

44:40.260 --> 44:42.304
‫و بعد یه روز، اینو می‌شنیدی...

44:42.888 --> 44:45.683
‫کوسه کار می‌کنه. تکرار می‌کنم، کوسه کار می‌کنه.

44:46.058 --> 44:48.310
‫قایق داره غرق میشه. قایق داره غرق میشه.

44:49.395 --> 44:50.854
‫و من روی اون قایق بودم.

44:52.064 --> 44:52.731
‫سه.

44:52.731 --> 44:53.732
‫اتفاقی که افتاد این بود،

44:53.732 --> 44:55.859
‫ما داشتیم یکی از بشکه‌ها رو
‫از قایق دور می‌کردیم.

44:55.859 --> 44:57.027
‫مشکل این بود که

44:57.027 --> 45:01.031
‫قایق موتوری اونقدر سریع رفت که
‫تخته‌های بدنه‌ی "اورکا" رو کند

45:01.031 --> 45:04.243
‫و آب هجوم آورد و قایق
‫حدوداً توی دو دقیقه غرق شد.

45:04.660 --> 45:06.453
‫بازیگرا رو از قایق بیارین بیرون.

45:06.453 --> 45:08.247
‫بازیگرا رو از قایق بیارین بیرون.

45:08.497 --> 45:10.249
‫جان کارتر که واسه آرواره‌ها

45:10.332 --> 45:11.417
‫جایزه‌ی اسکار بهترین میکس صدا رو برد،

45:11.500 --> 45:13.836
‫ضبط ناگرا رو برداشت، اون روی قایق بود،

45:13.919 --> 45:15.003
‫و بالای سرش نگه داشت و گفت،

45:15.003 --> 45:17.423
‫"بیخیال بازیگرا. عوامل صدابرداری رو نجات بدین!"

45:18.966 --> 45:20.926
‫و من تا امروز این تصویر رو
‫از جان دارم که داره غرق میشه،

45:21.009 --> 45:22.302
‫و ناگرا رو بالای سرش نگه داشته

45:22.302 --> 45:23.387
‫و اون ماه‌ها بعد با یه جایزه‌ی اسکار

45:23.387 --> 45:25.180
‫توی دستش بالا اومد.

45:26.557 --> 45:28.809
‫این شرایط اونقدر غیرممکن بوده

45:28.809 --> 45:30.728
‫که واقعاً به برنامه‌مون لطمه زده

45:30.728 --> 45:32.855
‫و ما ۱۰۵ روز فیلم‌برداری اینجا بودیم.

45:33.439 --> 45:36.608
‫و ما فقط واسه چیزی حدود ۶۵ یا
‫۷۰ روز برنامه‌ریزی کرده بودیم.

45:36.692 --> 45:37.901
‫این چه تأثیری روی بودجه‌ی فیلم داشته؟

45:37.901 --> 45:41.405
‫اوه، متأسفانه حدود
‫یک و نیم میلیون دلار بالا بردش.

45:41.864 --> 45:43.031
‫ما ملوان نیستیم.

45:43.115 --> 45:46.243
‫ما فیلم‌ساز بودیم، و یه شرکت فیلم‌سازی بودیم

45:46.243 --> 45:48.704
‫و خیلی خارج از محیط خودمون بودیم.

45:49.496 --> 45:51.623
‫مواقعی بود که موقع ساختن اون فیلم

45:51.623 --> 45:55.627
‫فکر می‌کردم آرواره‌ها احتمالاً
‫آخرین چیزیه که می‌سازم

45:55.627 --> 45:57.880
‫قبل از اینکه ملت دیگه منو استخدام نکنن.

45:59.381 --> 46:01.467
‫خب گزارشش همه جا میومد

46:01.467 --> 46:04.094
‫و وقتی هر از گاهی باهاش صحبت می‌کردم،

46:04.178 --> 46:06.221
‫می‌دونستم که داره دوران سختی رو میگذرونه.

46:07.055 --> 46:08.891
‫تو یه داستانی.

46:09.099 --> 46:10.893
‫منظورم اینه که، مردم توی صنعت سرگرمی

46:10.893 --> 46:15.856
‫دارن درباره‌ی اینکه این چه
‫تولید پردردسریه صحبت می‌کنن.

46:16.106 --> 46:18.400
‫کارگردان گفت که با رئیس استودیو روبرو شد و گفت،

46:18.400 --> 46:20.277
‫"من نمی‌تونم به موقع انجامش بدم."

46:20.360 --> 46:21.987
‫حدود ۶۰ روز از شروع برنامه گذشته بود

46:21.987 --> 46:24.490
‫و ما همون موقع هم حدود ۲۰ روز
‫از برنامه عقب بودیم،

46:24.490 --> 46:25.991
‫و یه نفر از هالیوود،

46:26.074 --> 46:27.576
‫یه بازیگر اومد پیشم و گفت،

46:27.659 --> 46:31.038
‫همه دارن میگن که تو بعد از این فیلم
‫هیچ‌وقت کار پیدا نمی‌کنی

46:31.038 --> 46:33.081
‫چون در مورد بودجه بی‌مسئولیت بودی.

46:33.415 --> 46:35.834
‫این بازیگر اونقدر مطمئن بود که
‫من دیگه هیچ‌وقت کار نمی‌کنم،

46:35.918 --> 46:37.503
‫که واسش مهم نبود اینو بهم بگه.

46:37.586 --> 46:39.546
‫ضمناً این کار واقعا بدجنسی بود.

46:40.589 --> 46:41.840
‫من کاملاً فراموشش کردم

46:41.840 --> 46:44.426
‫وقتی هفته‌ی بعد برگشتم سر فیلم‌برداری فیلم.

46:44.510 --> 46:46.178
‫اما اون واقعاً روحیه‌مو خراب کرد.

46:46.261 --> 46:47.262
‫و وسطای آرواره‌ها،

46:47.304 --> 46:50.182
‫نمی‌تونستم کنترل هیچ چیزی رو تضمین کنم.

46:52.434 --> 46:56.438
‫یه نقطه‌ی خیلی واقعی توی تولید این فیلم وجود داره

46:56.438 --> 46:58.899
‫که صحبت‌هایی داره میشه

46:58.899 --> 47:05.072
‫درباره‌ی اینکه آیا واقعاً از نظر فیزیکی
‫امکان ساخت این فیلم وجود داره یا نه.

47:05.239 --> 47:07.616
‫ما خیلی فراتر از بودجه خرج کرده بودیم،

47:07.616 --> 47:09.952
‫هم از نظر روزهای فیلم‌برداری و هم پول.

47:10.244 --> 47:12.246
‫یه جریان پنهانی قوی وجود داشت

47:12.246 --> 47:14.540
‫که استودیو کار ما رو متوقف می‌کنه.

47:14.623 --> 47:15.457
‫اونا میگن کافیه.

47:15.541 --> 47:17.626
‫من هیچ‌وقت حس نکردم که می‌خوام انصراف بدم.

47:17.709 --> 47:20.170
‫من ترسیده بودم که اخراج بشم.

47:20.754 --> 47:23.048
‫یه زمانی، سید شاینبرگ که استودیو رو اداره می‌کرد،

47:23.131 --> 47:27.344
‫به مارتاز وین‌یارد پرواز کرد
‫تا فقط خسارت رو ارزیابی کنه.

47:27.386 --> 47:29.471
‫و اون توی هتل کلی‌هاوس اقامت داشت،

47:29.721 --> 47:31.390
‫یه هتل اونجا توی ادگارتاون.

47:31.473 --> 47:33.892
‫و اون منو کشید پشت خونه.

47:33.976 --> 47:35.143
‫ما روی پله‌ها نشستیم،

47:35.143 --> 47:38.272
‫پله‌های خاکستری بود
‫و با همدیگه روی یه پله نشستیم.

47:38.355 --> 47:41.441
‫و اون گفت من مطمئن نیستم این ممکن باشه،

47:41.525 --> 47:42.985
‫یعنی تموم کردن فیلم به این روش.

47:43.068 --> 47:44.361
‫فکر می‌کنی باید چیکار کنیم؟

47:44.444 --> 47:46.613
‫و من فقط گفتم نه،
‫من می‌خوام ادامه بدم، می‌خوام تمومش کنم.

47:46.613 --> 47:48.073
‫من می‌تونم این فیلم رو تموم کنم.

47:48.156 --> 47:49.575
‫وقتی شب تنها هستی،

47:49.658 --> 47:52.411
‫سنگینی بیشتری داره تا در طول روز کاری

47:52.411 --> 47:54.621
‫که ذهنت درگیر گرفتن فیلم خوبه.

47:54.913 --> 47:58.417
‫اسکورسیزی از نیویورک میومد سر صحنه.

47:58.500 --> 47:59.960
‫اون به مارتاز وین‌یارد پرواز می‌کرد

47:59.960 --> 48:02.087
‫و فقط اونجا می‌نشست و واسم دلسوزی می‌کرد.

48:02.170 --> 48:03.672
‫و ما با هم همدردی می‌کردیم.

48:03.839 --> 48:05.507
‫متوجه شدم که خیلی ناخن‌هاتو می‌جوی.

48:05.549 --> 48:07.718
‫دلیلش اینه که داری تمام پولا رو مدیریت می‌کنی یا...؟

48:07.718 --> 48:09.636
‫نه، چون سیگار نمی‌کشم، نوشیدنی نمی‌خورم.

48:09.720 --> 48:12.723
‫من از استیون پرسیدم، اون روزایی که
‫می‌خواستی خودتو تخلیه کنی چیکار می‌کردی

48:12.723 --> 48:14.725
‫که اگه کوسه خراب نمی‌شد،

48:14.808 --> 48:16.268
‫روح خودت داشت داغون میشد،

48:16.268 --> 48:19.062
‫مثلاً چیکار می‌کردی تا آروم بشی
‫و فشارت رو خالی کنی؟

48:19.146 --> 48:21.398
‫و اون گفت من می‌رفتم بازی آرکید.

48:23.317 --> 48:24.735
‫و خیلی با مادرم صحبت می‌کردم.

48:24.818 --> 48:26.570
‫یعنی جوری با مادرم صحبت می‌کردم که،

48:26.612 --> 48:29.865
‫"مامان، این واقعاً غیرممکنه. کمک."

48:31.450 --> 48:37.205
‫خوندن اینکه کارها چقدر کند پیش میرفتن واقعاً سخته.

48:37.706 --> 48:41.752
‫اما از طرفی جذابه که ببینی اون
‫چطوری داره دوباره خودشو تطبیق میده،

48:41.835 --> 48:44.796
‫دوباره می‌سازه، دوباره فیلم‌برداری می‌کنه،

48:44.796 --> 48:47.758
‫سر صحنه ایده‌های جدیدی پیدا می‌کنه

48:47.758 --> 48:53.055
‫تا فیلم رو همونطور که می‌دید زنده نگه داره.

48:55.557 --> 48:57.768
‫آروم به جلو. می‌تونم آروم به جلو برم.

48:58.060 --> 48:59.770
‫بیا پایین و یه کم از این طعمه‌ها رو بریز...

49:02.439 --> 49:03.565
‫وقتی کوسه بیرون میاد

49:03.565 --> 49:05.817
‫و برودی به عقب به داخل کابین میره،

49:05.817 --> 49:07.486
‫من گفتم، روی، وقتی به عقب میری،

49:07.486 --> 49:09.404
‫حتی بهش نگاه نکن،
‫فقط به جایی که کوسه

49:09.488 --> 49:11.073
‫از آب بیرون پرید نگاه کن.

49:11.281 --> 49:13.283
‫فقط به عقب برو داخل کابین و فقط بگو

49:13.283 --> 49:15.285
‫به یه قایق بزرگ‌تر نیاز دارین.

49:15.369 --> 49:17.079
‫به یه قایق بزرگ‌تر نیاز دارین.

49:17.496 --> 49:21.500
‫رئیس برودی با اون برنزگیش
‫مثل اولین کراش من روی پرده‌ی سینما بود

49:21.500 --> 49:23.293
‫که درواقع بخاطر حالت چهرشه

49:23.293 --> 49:25.087
‫که داره طعمه می‌ریزه و بعد میاد بالا

49:25.087 --> 49:27.589
‫و سرش وارد کادر میشه، اینجوری.

49:27.839 --> 49:30.217
‫و سیگارش خیسه، می‌دونین؟

49:30.425 --> 49:32.260
‫من هیچ‌وقت اون صحنه رو فراموش نمی‌کنم.

49:32.427 --> 49:34.554
‫من گفتم، اوه، خدای من،
‫اون مثل مرد رؤیاهای منه.

49:34.638 --> 49:36.181
‫به یه قایق بزرگ‌تر نیاز دارین.

49:38.225 --> 49:39.601
‫"به یه قایق بزرگ‌تر نیاز دارین"

49:39.601 --> 49:44.231
‫پرچمیه که می‌تونین بعد از
‫ترک سالن سینما به اهتزاز دربیارین.

49:44.606 --> 49:48.151
‫فکر می‌کنم نوشتن یه جمله‌ی جاودانه غیرممکنه،

49:48.360 --> 49:49.361
‫می‌دونین منظورم چیه.

49:49.361 --> 49:51.863
‫فکر نمی‌کنم اونجا نشسته باشین و بگین
‫اوه، چیزی که همین الان نوشتم

49:51.863 --> 49:53.407
‫قراره جاودانه باشه.

49:53.448 --> 49:54.700
‫چون همه‌ش به زمینه بستگی داره.

49:54.783 --> 49:56.284
‫تماشاگر کجای فیلمه؟

49:56.368 --> 49:57.494
‫چقدر مضطربن؟

49:57.577 --> 49:59.663
‫و چه نوع تخلیه‌ای رو به دنبال خواهد داشت؟

49:59.746 --> 50:01.540
‫حتی یه جمله که اونقدرها خنده‌دار نیست.

50:01.623 --> 50:02.833
‫وقتی آرنولد گفت.

50:02.916 --> 50:04.292
‫من برمی‌گردم.

50:04.835 --> 50:07.295
‫می‌دونین، من فکر نمی‌کردم که اون قراره
‫چیز خیلی مهمی باشه.

50:07.337 --> 50:08.964
‫اما ارزشش اینه که

50:08.964 --> 50:13.802
‫تماشاگر تا اون موقع از قبل توی شوخی شریکه
‫پس اونا تفسیر خودشون رو دارن.

50:14.302 --> 50:16.138
‫هر دوتون دستکش‌هاتون رو دستتون کنین.

50:16.263 --> 50:19.599
‫جایی که شخصیت‌های هوپر و برودی و کوئینت
‫کنار هم قرار گرفتن

50:19.599 --> 50:22.227
‫و باید با پیشینه‌های همدیگه کنار میومدن،

50:22.310 --> 50:23.729
‫شامل بداهه‌پردازی زیادی بود.

50:23.770 --> 50:25.605
‫هی کوئینت، ولش کن.

50:25.689 --> 50:28.483
‫هی هوپر، شاید توی آزمایشگاه یه کله‌گنده باشی

50:28.483 --> 50:29.860
‫اما اینجا تو فقط یه مهره‌ی کوچیکی.

50:29.901 --> 50:31.987
‫اگه نمی‌خوای کرال پشت تا خونه برگردی، بیا پایین.

50:31.987 --> 50:33.447
‫و ما ضبط‌صوت‌هامون روشن بود.

50:33.530 --> 50:34.990
‫و بعدش گرفتن اون بداهه‌پردازی

50:34.990 --> 50:36.783
‫و پیدا کردن یه جمله‌ی خوب از دریفوس اینجا

50:36.783 --> 50:39.161
‫و یه جمله‌ی خوب از رابرت شاو اینجا، نوشتنش،

50:39.619 --> 50:41.496
‫در واقع کار روز بعد شد.

50:41.580 --> 50:44.458
‫هی رئیس، بیا یه نشانگر طعمه‌ی دیگه بندازیم.

50:45.500 --> 50:47.294
‫و خیلی جاهای فیلم به این صورت انجام شد.

50:47.377 --> 50:50.088
‫کل صحنه‌ی بین دریفوس و شاو

50:50.088 --> 50:52.257
‫که یه جورایی همدیگه رو به چالش می‌کشن

50:52.257 --> 50:56.511
‫که کوئینت یه قوطی کامل نوشیدنی رو می‌خوره
‫و قوطی رو له می‌کنه.

50:56.595 --> 50:59.681
‫و دریفوس یه لیوان کوچیک
‫یک‌بارمصرف قهوه داره

50:59.681 --> 51:01.391
‫و اون لیوان یک‌بارمصرف رو له می‌کنه.

51:03.226 --> 51:04.394
‫اون همون روز ساخته شد،

51:04.478 --> 51:07.355
‫اما ما مدام ایده‌ها رو می‌ریختیم وسط.

51:07.481 --> 51:08.857
‫خب می‌دونی، ما میریم اونجا.

51:08.940 --> 51:10.400
‫فقط ما سه نفر هستیم،

51:10.400 --> 51:12.319
‫شایدر، دریفوس، من، و کوسه.

51:12.402 --> 51:14.821
‫فکر کنم تمام جزئیات زندگی اون دو نفر رو می‌دونم.

51:14.905 --> 51:18.200
‫و تا حدی خیلی خسته‌کننده بوده.

51:18.575 --> 51:20.535
‫اونا سه مرد خیلی متفاوت بودن

51:20.535 --> 51:23.330
‫توی سه مرحله‌ی خیلی متفاوت از حرفه‌شون.

51:23.997 --> 51:27.209
‫اما فکر می‌کنم بخشی از جاذبه‌ی بینشون اینه که

51:27.209 --> 51:31.671
‫یه کم از خودشون به اون نقش‌ها نفوذ کرد.

51:32.255 --> 51:34.007
‫شما دستای شهری دارین، آقای هوپر.

51:34.299 --> 51:35.675
‫شما تمام عمرتون پول شمردین.

51:35.675 --> 51:37.427
‫بسیار خب، بسیار خب، هی، من به این نیاز ندارم.

51:37.427 --> 51:39.679
‫من به این چرت و پرتای
‫قهرمان طبقه‌ی کارگر نیاز ندارم.

51:39.763 --> 51:41.932
‫ما خیلی رقابتی بودیم

51:41.932 --> 51:44.351
‫و تمایل هر سه نفر واسه برتری،

51:44.351 --> 51:48.480
‫بیشتر صحنه‌ها رو به حد نهایی‌شون رسوند.

51:49.064 --> 51:52.901
‫و فکر می‌کنم هر روز یه چالش بود که به خوبی

51:52.901 --> 51:54.778
‫یا بهتر از اون یکی عمل کنیم.

51:55.070 --> 51:58.240
‫این همچنین دقیقاً همون چیزیه
‫که توی داستان اتفاق میفته.

51:58.532 --> 52:00.492
‫و البته، این به فیلم کمک می‌کنه.

52:00.700 --> 52:03.578
‫اینجا چی داری، یه صندلی قابل حمل یا یه قفس میمون؟

52:03.954 --> 52:05.831
‫قفس ضد کوسه.

52:06.081 --> 52:09.501
‫درگیری‌های خارج از پرده‌ی رابرت با ریچارد

52:09.501 --> 52:12.420
‫به جاذبه‌ی فیلم کمک کرد.

52:12.504 --> 52:13.713
‫ما همه روش‌های متفاوتی داریم.

52:13.797 --> 52:16.591
‫من وقتی کاملاً حوصله‌م سر میره،
‫تمایل به نوشیدن دارم.

52:17.008 --> 52:19.886
‫روی ورزش می‌کنه و آفتاب می‌گیره.

52:20.137 --> 52:21.012
‫شایدر این کارو می‌کنه.

52:21.096 --> 52:23.640
‫و دریفوس حرف میزنه. دریفوس فقط حرف میزنه.

52:24.099 --> 52:25.267
‫شخصیت،

52:25.350 --> 52:28.520
‫همونطور که قبل از شروع فیلم‌برداری
‫واسم توضیح داده شد، واسم جالب بود.

52:29.437 --> 52:31.940
‫و بعد از اینکه فیلم‌برداری رو
‫شروع کردین چه اتفاقی افتاد؟

52:34.609 --> 52:35.986
‫من اشتباه کردم.

52:36.403 --> 52:40.532
‫ریچارد خیلی رابرت رو به چالش می‌کشید
‫و رابرت هم ریچارد رو به چالش می‌کشید.

52:40.782 --> 52:42.284
‫دست از بازی کردن با خودت بردار، هوپر.

52:42.367 --> 52:43.618
‫اونا یه جورایی حریف تمرینی بودن.

52:43.618 --> 52:45.370
‫هوپر. با تمام سرعت.

52:45.704 --> 52:47.998
‫من مجبور نیستم این توهین رو
‫بیشتر از این تحمل کنم.

52:48.123 --> 52:49.291
‫اما واقعاً معلوم شد،

52:49.374 --> 52:52.294
‫با نگاه به گذشته، یه جور شوخی بازیگوشانه بود

52:52.294 --> 52:55.422
‫که منحصر به روابط شخصی اونا بود.

52:56.089 --> 52:58.508
‫رابرت یکی از قدرتمندترین آدمایی بود

52:58.592 --> 52:59.593
‫که تا حالا دیدم.

52:59.676 --> 53:01.303
‫فوق‌العاده شدید.

53:01.636 --> 53:04.431
‫منظورم اینه که، چیزی بود که ازش ساطع میشد.

53:04.681 --> 53:07.726
‫اون یه بازیگر و نویسنده‌ی
‫فوق‌العاده بااستعداد بود.

53:07.976 --> 53:13.023
‫اون همچنین، متأسفانه،
‫فوق‌العاده‌ترین آدم رقابتی بود،

53:13.023 --> 53:14.941
‫یه رقابت غیرضروری.

53:15.650 --> 53:18.403
‫یه رابطه‌ی عشق و نفرت بین اون دو نفر بود.

53:18.486 --> 53:22.115
‫رابرت از رفتار ریچارد خیلی کلافه بود.

53:22.657 --> 53:26.286
‫به‌عنوان یه بازیگر، یه تمرین بیهودگی بوده.

53:26.369 --> 53:28.914
‫و رابرت خیلی بهش سخت گرفت،

53:28.997 --> 53:30.540
‫حداقل در ملاء عام.

53:31.041 --> 53:33.960
‫اما از طرفی رابرت می‌تونست استعدادی رو
‫که اونجا بود ببینه

53:33.960 --> 53:35.837
‫و می‌خواست که اون موفق بشه.

53:36.087 --> 53:37.839
‫یه نوشیدنی می‌خوای؟ به افتخار پات بخور.

53:38.048 --> 53:40.675
‫- من به افتخار پات می‌خورم.
‫- بسیار خب، پس به افتخار پاهامون می‌خوریم.

53:41.593 --> 53:43.762
‫صحنه‌ای که من بیشتر از همه
‫توی آرواره‌ها بهش افتخار می‌کنم

53:43.762 --> 53:46.848
‫تمام چیزی بود که اون یه شب
‫توی اون کابین اتفاق افتاد

53:46.932 --> 53:51.645
‫از مقایسه‌ی زخم‌ها، تا ساحل ایندیاناپلیس

53:51.728 --> 53:54.231
‫چیزیه که من واقعاً و به طور عینی

53:54.231 --> 53:56.024
‫می‌تونم بارها و بارها تماشا کنم.

53:58.902 --> 54:02.739
‫خب هوپر، اون یو‌اس‌اس ایندیاناپلیسه.
‫(آخرین ناو غرق شده آمریکا در جنگ دوم جهانی)

54:03.156 --> 54:06.868
‫نه تنها پنجاهمین سالگرد آرواره‌هاست،

54:07.285 --> 54:09.246
‫بلکه هشتادمین سالگرد

54:09.246 --> 54:11.498
‫غرق شدن یو‌اس‌اس ایندیاناپلیس هم هست.

54:11.873 --> 54:13.083
‫تو روی ایندیاناپلیس بودی؟

54:13.124 --> 54:14.334
‫یکی از بزرگ‌ترین چیزایی که

54:14.334 --> 54:16.503
‫هاوارد ساکلر واسم به جا گذاشت این بود که گفت،

54:16.503 --> 54:20.924
‫دوست دارم به کوئینت یه انگیزه
‫واسه نفرتش از کوسه‌ها بدم.

54:22.133 --> 54:24.719
‫تا حالا اسم یو‌اس‌اس ایندیاناپلیس رو شنیدی؟

54:24.844 --> 54:26.638
‫و باید بهتون بگم، نشنیده بودم.

54:26.888 --> 54:30.642
‫اون داستان ایندیاناپلیس و وظیفه‌ش
‫توی جنگ جهانی دوم رو

54:30.725 --> 54:32.060
‫واسم تعریف کرد،

54:32.227 --> 54:34.896
‫آوردن قطعات بمب واسه بمب اتم.

54:35.355 --> 54:36.731
‫چه اتفاقی افتاد؟

54:37.649 --> 54:40.443
‫یه زیردریایی ژاپنی دو تا اژدر

54:40.443 --> 54:42.028
‫به پهلوی ما زد، رئیس.

54:42.988 --> 54:45.657
‫۱۱۰۰ نفر افتادن داخل آب.

54:45.824 --> 54:48.493
‫کشتی توی ۱۲ دقیقه غرق شد.

54:48.785 --> 54:52.914
‫و تمام افراد توی آب، توسط کوسه‌ها تیکه پاره شدن.

54:53.039 --> 54:55.875
‫اولین کوسه رو حدود نیم ساعت بعد دیدم.

54:56.126 --> 54:58.128
‫ساکلر درمورد ایندیاناپلیس خبر داشت.

54:58.253 --> 54:59.546
‫اون توی نیروی دریایی بود

54:59.546 --> 55:03.008
‫و اون حادثه رو وارد فیلم‌نامه کرد.

55:03.091 --> 55:05.468
‫اون گفت، این انگیزه‌ایه که ما نیاز داریم.

55:05.635 --> 55:08.888
‫اولین روشنایی صبح، رئیس،
‫کوسه‌ها میان گشت می‌زنن.

55:10.098 --> 55:12.475
‫و یه کم جلوتر رفتم پیش دوستم جان میلیوس،

55:12.475 --> 55:14.060
‫اون "اینک آخرالزمان" رو نوشت

55:14.060 --> 55:16.688
‫و یه کارگردان فوق‌العاده بود و من گفتم جان،

55:16.771 --> 55:18.648
‫این فیلم‌نامه رو بخون و روی این سخنرانی تمرکز کن.

55:19.357 --> 55:21.067
‫پس جان رفت و برگشت

55:21.067 --> 55:23.820
‫و یه مونولوگ هفت و نیم، هشت صفحه‌ای واسم فرستاد.

55:25.071 --> 55:27.365
‫شاو گفت این تماشاگر رو خسته می‌کنه.

55:27.449 --> 55:29.868
‫من نمی‌تونم اونجا بشینم و هشت دقیقه حرف بزنم.

55:30.535 --> 55:32.412
‫اجازه میدی امشب برم خونه

55:32.412 --> 55:34.664
‫و یه بازنویسی کوچیک روی سخنرانی انجام بدم؟

55:34.748 --> 55:36.708
‫من گفتم، خواهش می‌کنم. انجامش بده.

55:38.084 --> 55:39.878
‫و رابرت شاو یه نویسنده‌ی فوق‌العاده بود.

55:39.961 --> 55:42.881
‫اون نمایشنامه‌ی "مردی در
‫اتاقک شیشه‌ای" رو نوشته بود.

55:42.964 --> 55:44.841
‫و چیزی که توی فیلمه همینه.

55:45.467 --> 55:47.344
‫یه کوسه میاد سراغ نزدیک‌ترین مرد اونجا

55:47.344 --> 55:49.804
‫و اون شروع به کوبیدن و
‫داد و فریاد و جیغ زدن می‌کنه.

55:50.055 --> 55:51.890
‫گاهی کوسه میرفت رد کارش.

55:53.725 --> 55:55.810
‫گاهی وقتا نمی‌رفت.

55:55.977 --> 55:59.522
‫تماشای رابرت شاو یه چیز جذابه

55:59.522 --> 56:03.651
‫که انتخاب می‌کنه با لبخند،
‫با ذوق، این نقشو بازی کنه.

56:03.735 --> 56:06.905
‫و اینکه بعدش هم‌وغمش رو درک کنی،

56:06.988 --> 56:09.282
‫انگار که اون با جیغ اون مردهایی که

56:09.282 --> 56:10.575
‫همه‌شون دورش مردن تسخیر شده.

56:10.658 --> 56:11.451
‫و شما اینو حس می‌کنین.

56:11.534 --> 56:14.079
‫نبض کل صحنه با تروما می‌تپه.

56:14.412 --> 56:17.916
‫و بعد اون جیغ‌های زیر و وحشتناک رو می‌شنوی.

56:18.291 --> 56:23.963
‫اقیانوس سرخ میشه با وجود
‫تمام کوبیدن‌ها و داد و فریادها،

56:23.963 --> 56:27.842
‫اونا همه میان و تو رو تیکه پاره می‌کنن.

56:28.134 --> 56:29.386
‫چطور واسه این رژیم هر روزه

56:29.386 --> 56:30.929
‫خودتو آماده می‌کنی؟

56:31.012 --> 56:33.848
‫خب، نوشیدنی‌های مختلف، از هر نوعش که باشه.

56:34.349 --> 56:35.683
‫با هر هفته‌ای که فیلم‌برداری می‌کردیم،

56:35.725 --> 56:37.394
‫اون بیشتر و بیشتر شبیه کوئینت میشد.

56:37.519 --> 56:39.270
‫اون به من گفت،

56:39.270 --> 56:41.356
‫وقتی دارم سخنرانی رو انجام میدم
‫فقط می‌خوام یه کم گیج باشم

56:41.356 --> 56:44.567
‫چون نمی‌خوام گیج بازی کنم یا گیجی رو نشون بدم.

56:44.651 --> 56:47.153
‫فقط یه نوشیدنی کوچیک و این
‫تمام چیزیه که نیاز دارم.

56:47.445 --> 56:50.156
‫خودت وقتی اینجا بودی سمت نوشیدنی رفتی؟

56:50.156 --> 56:52.450
‫نه، تنها باری که رفتم سراغشون

56:52.534 --> 56:53.701
‫فقط توی تلویزیونه.

56:53.785 --> 56:57.622
‫من هیچ‌وقت توی زندگی شخصی یا کاری
‫سمتش نمیرم و همه‌مون اینو می‌دونیم.

56:57.705 --> 57:00.208
‫احمقانه گفتم، "حتماً. انجامش بده."

57:00.875 --> 57:02.544
‫اگه امروز بود هرگز این کارو نمی‌کردم.

57:03.461 --> 57:05.630
‫روز بعد، دو نفر از عوامل

57:05.630 --> 57:08.007
‫باید به رابرت کمک می‌کردن تا سوار "اورکا" بشه.

57:09.050 --> 57:12.512
‫و اون واقعاً نمی‌تونست سخنرانیش رو تموم کنه.

57:14.013 --> 57:15.014
‫اون شب من خواب بودم،

57:15.056 --> 57:16.808
‫خواب عمیق بودم که تلفنم زنگ خورد،

57:16.891 --> 57:18.726
‫و رابرت پشت خط بود.

57:19.060 --> 57:22.021
‫اون گفت، "چه اتفاقی افتاد، خجالت‌زده‌ت کردم؟

57:22.105 --> 57:23.648
‫خیلی متأسفم اگه این کارو کردم.

57:23.731 --> 57:24.566
‫من نوشیدنی نمی‌خورم.

57:24.649 --> 57:26.776
‫خواهش می‌کنم یه فرصت بده
‫تا فردا این کارو انجام بدم."

57:26.860 --> 57:28.903
‫و اون روز بعدش ترکوند.

57:28.945 --> 57:29.946
‫همین و بس.

57:30.029 --> 57:33.283
‫به هر حال، ما بمب رو تحویل دادیم.

57:34.993 --> 57:36.661
‫کوئینت انتخاب کرد که یه شکارچی کوسه باشه

57:36.661 --> 57:39.247
‫و خودشو دقیقاً در مسیر چیزی قرار داده

57:39.247 --> 57:41.624
‫که باعث تمام این ترومای گذشته شده.

57:41.791 --> 57:43.668
‫بخشی از اون داره فکر می‌کنه
‫اگه بتونم بر این غلبه کنم،

57:43.751 --> 57:45.587
‫بالاخره می‌تونم گذشته رو رها کنم.

57:45.837 --> 57:47.505
‫ترس رو توی چشماش می‌بینی.

57:47.672 --> 57:50.300
‫و اون فکر می‌کنه این کوسه‌ایه که اومده منو بگیره.

57:51.092 --> 57:52.886
‫یه چیز واقعاً قدرتمند

57:52.886 --> 57:55.430
‫در مورد اون نوع پایان تراژیک
‫اجتناب‌ناپذیر وجود داره.

57:56.639 --> 57:58.558
‫این همیشه سرنوشت این شخصیت بود.

58:02.270 --> 58:06.232
‫کوسه‌های سفید یکی از چشمگیرترین
‫رفتارهای شکاری به نام پرش رو دارن.

58:08.401 --> 58:09.819
‫اوه، خدای من!

58:10.236 --> 58:11.946
‫و شما اینو توی فیلم آرواره‌ها می‌بینین

58:12.030 --> 58:13.615
‫وقتی که روی "اورکا" می‌پره.

58:15.742 --> 58:18.077
‫من هیچ‌وقت ندیدم یه کوسه‌ی سفید
‫این کارو با یه قایق بکنه.

58:18.912 --> 58:21.206
‫بیشتر مواقعی که کوسه‌های
‫سفید رو در حال پرش می‌بینین،

58:21.289 --> 58:24.000
‫یه کشتار حتمی واسه یه فُکه.

58:24.167 --> 58:28.379
‫اما تعلیق، به‌عنوان یه قطعه‌ی سینمایی، عالی بود.

58:29.839 --> 58:33.092
‫وحشت یعنی چیزهایی
‫که نباید وحشتناک باشن ولی هستن.

58:33.760 --> 58:35.512
‫اگه کوسه روی قایق باشه

58:35.512 --> 58:38.806
‫قوانین فیزیک توی جهان وارونه میشن.

58:40.433 --> 58:41.518
‫مرگ من، می‌دونین،

58:41.601 --> 58:44.187
‫رفتن توی آرواره‌های کوسه، چیز خیلی ناخوشایندیه.

58:44.270 --> 58:45.688
‫چند تن وزن داره

58:45.688 --> 58:49.567
‫و آرواره‌ها کاملاً با فشار هیدرولیک
‫روی من فرود میان، می‌دونین؟

58:53.112 --> 58:54.781
‫و شما این کارو ۱۴ یا ۱۵ بار انجام میدین

58:54.781 --> 58:56.908
‫توی این نوع هوا و توی سرما،

58:56.991 --> 59:00.662
‫مستقیم به داخلش سر می‌خورین و بعد
‫دندون‌ها میان و شما رو گاز می‌گیرن.

59:00.870 --> 59:02.247
‫خیلی خوشایند نیست.

59:02.497 --> 59:04.791
‫حالا شخصیت من روی قایق تنها مونده

59:04.791 --> 59:08.086
‫و اون داخل کابین گیر افتاده و قایق داره غرق میشه.

59:08.169 --> 59:09.879
‫این صحنه‌ی بزرگ توئه؟

59:09.963 --> 59:10.797
‫این صحنه‌ی بزرگه.

59:10.880 --> 59:12.840
‫و من بیشتر از این بهتون نمی‌گم.

59:12.924 --> 59:16.010
‫یکی از چیزهایی که واسه من به‌عنوان یه بچه
‫باعث شد بگم این واقعیه،

59:16.094 --> 59:19.931
‫اون تیکه‌ی گوشتیه که وقتی کوسه داره تقلا می‌کنه

59:19.931 --> 59:25.144
‫و شما این تیکه‌ی گوشت رو می‌بینین که
‫بین دندون‌ها گیر کرده و آویزونه.

59:25.311 --> 59:26.896
‫این نبوغه.

59:27.063 --> 59:28.231
‫بسیار خب شروع کن.

59:28.606 --> 59:30.400
‫بسیار خب، روی. حرکت.

59:30.608 --> 59:32.193
‫منفجر کردن کوسه ایده‌ی من نبود.

59:32.527 --> 59:34.112
‫بعضی از همکاران اولیه‌ی من،

59:34.195 --> 59:38.241
‫هل باروود و متیو رابینز، اونا
‫"شوگرلند اکسپرس" رو نوشتن.

59:38.491 --> 59:40.159
‫من آرواره‌ها رو بهشون دادم تا بخونن،

59:40.243 --> 59:41.786
‫و اونا کلی یادداشت بهم دادن.

59:41.869 --> 59:42.954
‫و یکی از یادداشت‌ها این بود،

59:43.037 --> 59:44.664
‫"کوسه باید آخرش منفجر بشه."

59:44.872 --> 59:45.790
‫منظورت چیه آخرش منفجر بشه؟

59:45.873 --> 59:47.041
‫"باید آخرش منفجر بشه."

59:47.041 --> 59:50.336
‫و می‌دونی چطوری این کارو می‌کنی،
‫یه کپسول غواصی میندازی توی دهنش،

59:50.420 --> 59:53.131
‫توی آرواره‌هاش، یه کپسول غواصی.

59:53.339 --> 59:56.384
‫و بعد اون کپسول غواصی رو گاز می‌گیره

59:56.384 --> 01:00:00.013
‫و فشار ناشی از قدرت گاز گرفتنش باعث انفجارش میشه.

01:00:01.306 --> 01:00:02.640
‫گفتم این قابل باور نیست.

01:00:02.724 --> 01:00:04.934
‫کوسه نمی‌تونه یه کپسول غواصی رو گاز بگیره.

01:00:06.311 --> 01:00:08.021
‫و بعد یا هل یا مت گفت، بسیار خب،

01:00:08.104 --> 01:00:09.606
‫چطوره یکی از شخصیت‌ها

01:00:09.606 --> 01:00:14.652
‫یه تفنگ برداره و یه گلوله به کپسول شلیک کنه

01:00:14.652 --> 01:00:16.446
‫درحالی که کوسه داره نزدیک میشه

01:00:16.446 --> 01:00:17.864
‫و اینجوری منفجرش کنه.

01:00:18.072 --> 01:00:21.117
‫کپسولو نشونم بده. کپسولو نشونم بده.

01:00:21.284 --> 01:00:22.285
‫منفجر شو.

01:00:22.285 --> 01:00:23.620
‫فکر می‌کنم این موضوع رد شده

01:00:23.620 --> 01:00:26.164
‫که واقعاً بشه یه کپسول غواصی پر شده رو

01:00:26.164 --> 01:00:27.457
‫با یه تفنگ پرقدرت منفجر کرد.

01:00:27.540 --> 01:00:28.708
‫اما من غواص بودم

01:00:28.708 --> 01:00:31.711
‫و قدرت هوای فشرده رو درک می‌کردم.

01:00:31.794 --> 01:00:32.879
‫پس باورش کردم.

01:00:32.962 --> 01:00:34.297
‫اگه با این کپسول‌ها ور بری

01:00:34.297 --> 01:00:35.673
‫منفجر میشن.

01:00:35.673 --> 01:00:37.884
‫و این فقط یه لحظه‌ی بی‌نقص از شخصیت بود،

01:00:37.884 --> 01:00:39.344
‫اینکه اون از آب متنفره،

01:00:39.344 --> 01:00:41.012
‫قایق داره زیر پاش غرق میشه،

01:00:41.012 --> 01:00:42.680
‫کوسه داره برمی‌گرده سراغش.

01:00:42.764 --> 01:00:45.850
‫تمام قطعات فوراً در لحظه
‫سر جای خودشون قرار گرفتن.

01:00:46.934 --> 01:00:50.021
‫و شما فقط تنش رو محکم‌تر
‫و محکم‌تر و محکم‌تر می‌کنین.

01:00:50.104 --> 01:00:51.981
‫و پسر، بهت بگم، اون یه هنره.

01:00:52.065 --> 01:00:53.316
‫منفجر شو!

01:00:53.399 --> 01:00:54.525
‫وقتی بهش فکر می‌کنی،

01:00:54.525 --> 01:00:56.361
‫یه کم شبیه لحظه‌ی "ستاره‌ی مرگ"ـه.

01:00:56.444 --> 01:00:57.904
‫بخند پست‌فطرت...

01:01:01.366 --> 01:01:04.952
‫یه رضایت غیرقابل انکار وجود داره
‫که بالاخره این چیزی که

01:01:04.952 --> 01:01:07.038
‫دیدی باعث همچین کشتاری شده، نابود بشه.

01:01:11.125 --> 01:01:14.921
‫واسه فیلمی که دو ساعت روش سرمایه‌گذاری کردی،

01:01:15.296 --> 01:01:18.049
‫به اون نوع تخلیه‌ی هیجان نیاز داری.

01:01:20.259 --> 01:01:23.429
‫فکر می‌کنم دلیل موفقیتش اینه که
‫اونا واقعاً به دستش آوردن.

01:01:26.891 --> 01:01:28.893
‫و وقتی فیلم‌برداری توی مارتاز وین‌یارد تموم شد،

01:01:28.976 --> 01:01:32.647
‫من یه حمله‌ی عصبی تمام‌عیار داشتم.

01:01:34.816 --> 01:01:36.317
‫من توش بودم، باید بگم،

01:01:36.317 --> 01:01:40.196
‫حدود هفت یا هشت ماه توی مارتاز وین‌یارد
‫بیش از حد توانم بود.

01:01:40.279 --> 01:01:42.907
‫از نظر لجستیکی سخت‌ترین فیلمی بود

01:01:42.907 --> 01:01:44.367
‫که فکر می‌کنم زمانی بسازم.

01:01:44.450 --> 01:01:45.243
‫نمی‌تونستم نفس بکشم.

01:01:45.326 --> 01:01:47.245
‫فکر کردم دارم سکته قلبی می‌کنم.

01:01:47.328 --> 01:01:49.205
‫نمی‌تونستم یه نفس کامل بکشم.

01:01:49.372 --> 01:01:51.916
‫مدام می‌رفتم دستشویی و به صورتم آب می‌زدم.

01:01:52.542 --> 01:01:54.252
‫داشتم می‌لرزیدم.

01:01:54.335 --> 01:01:56.295
‫و من حالم خوب نبود.

01:01:56.629 --> 01:01:58.339
‫کاملاً حالم بد بود.

01:01:59.132 --> 01:02:00.842
‫و فکر می‌کنم بابت تمام چیزایی بود

01:02:00.842 --> 01:02:02.510
‫که من روی جزیره تجربه کرده بودم،

01:02:02.510 --> 01:02:04.679
‫حداقل سعی می‌کردم نه تنها خودمو حفظ کنم

01:02:04.679 --> 01:02:05.972
‫بلکه گروه رو هم حفظ کنم.

01:02:06.472 --> 01:02:09.016
‫و آدمای بزرگی داشتم که بهم کمک می‌کردن
‫گروه رو حفظ کنم.

01:02:09.142 --> 01:02:10.852
‫تام جوینر دستیار کارگردان رو داشتم.

01:02:10.935 --> 01:02:13.146
‫فیل باتلر فیلم‌بردار رو داشتم.

01:02:13.229 --> 01:02:15.231
‫مایک چپمن اپراتور دوربین رو داشتم.

01:02:15.982 --> 01:02:17.442
‫من فقط یه گروه عالی داشتم،

01:02:17.442 --> 01:02:20.278
‫و با این حال در قبال همه‌ی افراد
‫اونجا احساس مسئولیت می‌کردم.

01:02:20.361 --> 01:02:22.280
‫و واقعاً در قبال نگه داشتن اونا در اونجا

01:02:22.280 --> 01:02:24.407
‫تا زمانی که باید می‌موندیم احساس مسئولیت می‌کردم.

01:02:24.490 --> 01:02:26.284
‫و فکر می‌کنم فقط کنترلم رو از دست دادم.

01:02:31.664 --> 01:02:33.833
‫چیزی که ما دنبالشیم یه جای خوبه که نشون بده

01:02:33.833 --> 01:02:35.543
‫کوئینت از کم کردن سرعت قایق امتناع می‌کنه.

01:02:42.300 --> 01:02:44.051
‫حالا دستگاه اتصال.

01:02:45.511 --> 01:02:49.348
‫ورنا فیلد، اون یه نیروی ثبات واسه من بود.

01:02:49.432 --> 01:02:53.019
‫توی دردسر افتادم؟ آرواره‌ها.
‫آیا توی دردسر آرواره‌ها افتادم؟

01:02:53.227 --> 01:02:55.480
‫ورنا توی مارتاز وین‌یارد کار می‌کرد.

01:02:56.314 --> 01:02:58.316
‫منظورم اینه که، من دنبال
‫نشانمون به‌عنوان یه مکان هستم.

01:02:59.066 --> 01:03:00.276
‫اونجا همون نقطه است، استیو.

01:03:00.359 --> 01:03:02.862
‫اما وقتی کارشون توی مارتاز وین‌یارد تموم شد،

01:03:02.987 --> 01:03:06.866
‫برگشتن به لس‌آنجلس و توی
‫مخزن ام‌جی‌ام فیلم‌برداری کردن.

01:03:08.367 --> 01:03:11.537
‫می‌خوای اینجا با بقیه‌ی بچه‌ها
‫از روی تخته راه بری استیون؟

01:03:14.707 --> 01:03:16.167
‫ما آماده‌ایم.

01:03:16.334 --> 01:03:18.085
‫دوربین بی رو روشن کن، لطفاً.

01:03:19.045 --> 01:03:20.880
‫کل حمله‌ی توی قفس،

01:03:20.963 --> 01:03:23.716
‫حمله‌ی کوسه‌ی مکانیکی به ریچارد دریفوس

01:03:23.716 --> 01:03:25.343
‫توی مخزن ام‌جی‌ام انجام شد.

01:03:25.760 --> 01:03:27.261
‫بسیار خب، حمله.

01:03:32.642 --> 01:03:35.686
‫و همچنین، نماهای نزدیک از کوسه روی سطح آب

01:03:35.686 --> 01:03:37.396
‫با کپسول توی دهنش.

01:03:38.105 --> 01:03:39.982
‫و حتی شلیک تیله‌هایی

01:03:39.982 --> 01:03:43.486
‫که با تیرکمون توی آب
‫می‌انداختن تا شبیه گلوله بشن.

01:03:43.903 --> 01:03:46.072
‫با اینکه کارمون توی مارتاز وین‌یارد تموم شده بود،

01:03:46.155 --> 01:03:48.199
‫فیلم‌برداری فیلم دو ماه دیگه ادامه داشت.

01:03:48.699 --> 01:03:50.451
‫بسیار خب، کات، کات. کات، کات، کات.

01:03:51.452 --> 01:03:52.954
‫یه بار دیگه، فوراً.

01:03:53.162 --> 01:03:54.580
‫توی چند مورد،

01:03:54.664 --> 01:03:59.627
‫اون مجبور شد خودسرانه عمل کنه و بعضی
‫از این نماهای اضافه رو خودش بگیره

01:03:59.627 --> 01:04:02.505
‫بدون اینکه واقعاً به کسی بگه

01:04:02.547 --> 01:04:06.217
‫چون بهش گفته بودن دیگه پولی در کار نیست.

01:04:07.426 --> 01:04:09.262
‫من رفتم توی استخر تدوینگرم

01:04:09.345 --> 01:04:11.222
‫ورنا فیلدز توی ولی،

01:04:11.305 --> 01:04:13.224
‫فکر کنم شرمن اوکس،

01:04:13.307 --> 01:04:14.976
‫وقتی هوپر زیر آب میره

01:04:14.976 --> 01:04:16.602
‫و سر بن گاردنر رو پیدا می‌کنه،

01:04:16.686 --> 01:04:18.479
‫ما رفتیم توی استخر و فیلم‌برداریش کردیم.

01:04:18.938 --> 01:04:21.440
‫اون مدام برمی‌گرده و تغییراتی ایجاد می‌کنه

01:04:21.440 --> 01:04:24.151
‫و کارها رو دوباره انجام میده و بهترشون می‌کنه.

01:04:24.735 --> 01:04:26.529
‫هی، درستش کردم!

01:04:28.531 --> 01:04:29.615
‫چیه؟

01:04:29.699 --> 01:04:31.158
‫برو پشت سرم.

01:04:31.242 --> 01:04:32.743
‫تماشای آرواره‌ها واسه اولین بار

01:04:32.743 --> 01:04:34.120
‫یه تجربه‌ی فوق‌العاده بود.

01:04:34.203 --> 01:04:36.956
‫همچنین می‌تونم بگم سبک مرسوم استیون اسپیلبرگ

01:04:36.956 --> 01:04:38.624
‫و تکنیک فیلم‌سازیش بود

01:04:38.624 --> 01:04:40.793
‫و لذتی که اون از ساختن فیلم‌ها می‌بره.

01:04:41.002 --> 01:04:42.920
‫و یادمه فکر می‌کردم و بهش می‌گفتم

01:04:42.920 --> 01:04:44.922
‫این یه فرصت عالی واسه من بود

01:04:44.922 --> 01:04:47.091
‫که با یه مرد خیلی جوون موسیقی بسازم

01:04:47.091 --> 01:04:48.593
‫که یه بار باهاش کار کرده بودم،

01:04:48.676 --> 01:04:51.095
‫"شوگرلند اکسپرس"، که خیلی ازش خوشم میومد.

01:04:51.178 --> 01:04:53.097
‫فقط بیسه که باید روی آ-دی بزرگ باشه.

01:04:53.180 --> 01:04:54.181
‫آره.

01:04:54.223 --> 01:04:55.558
‫شما اونجا دو تا نت شوم دارین.

01:04:56.142 --> 01:04:59.353
‫نمی‌دونم می‌تونین درباره‌ی آرواره‌ها صحبت کنین

01:04:59.353 --> 01:05:05.026
‫بدون اینکه درباره‌ی اون دو نت نمادینی که
‫جان ویلیامز خلق کرد حرف بزنین.

01:05:06.152 --> 01:05:08.195
‫تمام انسان‌ها مجهز اومدن...

01:05:08.487 --> 01:05:09.655
‫بسیار خب، برداشت، لطفاً.

01:05:09.739 --> 01:05:12.575
‫به اینکه ناباوری‌مونو به حالت تعلیق دربیاریم،

01:05:12.867 --> 01:05:15.786
‫که بیشتر توسط موسیقی منتقل بشیم

01:05:15.786 --> 01:05:19.040
‫تا هر محرک هنری دیگه‌ای.

01:05:20.666 --> 01:05:24.253
‫موسیقی با چشمای بسته ما رو به جاهایی می‌بره

01:05:24.337 --> 01:05:27.089
‫که هیچ محیط یا شکل هنری دیگه‌ای نمی‌تونه ببره.

01:05:27.924 --> 01:05:30.384
‫جان ویلیامز به ما گفت کِی واکنش نشون بدیم

01:05:30.384 --> 01:05:34.096
‫و کِی واسه یه حمله آماده بشیم.

01:05:34.472 --> 01:05:36.474
‫یک، دو، سه، چهار.

01:05:36.557 --> 01:05:40.061
‫جان ویلیامز قدرت فقط موسیقی
‫و تصویر رو بهتون نشون داد

01:05:40.061 --> 01:05:43.564
‫و شما قربانی رو از دید شکارچی می‌بینین.

01:05:43.814 --> 01:05:46.567
‫با اون موسیقی بی‌امان با ویولن‌سل‌های بم،

01:05:46.651 --> 01:05:48.027
‫شما به اون کوسه تبدیل میشین.

01:05:49.528 --> 01:05:52.239
‫این ایده‌ی شخصیت‌پردازی موسیقیایی کوسه...

01:05:52.406 --> 01:05:54.241
‫داره می‌برتش. داره می‌برتش. هی.

01:05:54.325 --> 01:05:56.827
‫نتیجه‌ی یه ایده‌ی خیلی ساده بود که داشتم.

01:05:56.911 --> 01:05:58.871
‫فکر کردم شاید یه جورایی...

01:05:58.871 --> 01:06:01.874
‫بتونه حمله‌ی بی‌فکرانه‌ی کوسه رو نشون بده

01:06:01.874 --> 01:06:04.835
‫با این انگیزه‌ی بی‌امانی که داره.

01:06:05.836 --> 01:06:09.256
‫و تا وقتی که امتحانش نکنین نمی‌دونین
‫که آیا روی تماشاگر تأثیر می‌ذاره یا نه.

01:06:16.597 --> 01:06:18.349
‫کنارش سینمای آیلنده.

01:06:18.432 --> 01:06:20.184
‫فعلاً تعطیله.

01:06:20.267 --> 01:06:23.479
‫اما سال ۱۹۷۵، وقتی فیلم اکران شد،

01:06:23.688 --> 01:06:25.272
‫افتتاحیه رو اونجا برگزار کردن.

01:06:25.940 --> 01:06:27.233
‫بزرگ‌ترین اتفاقی بود

01:06:27.233 --> 01:06:30.111
‫که تا اون موقع توی عمر من
‫واقعاً واسه جزیره افتاده بود.

01:06:33.823 --> 01:06:35.408
‫وقتی ماه ژوئن اکران اولیه رو داشتن،

01:06:36.409 --> 01:06:38.369
‫خیلی شلوغ بود، خیلی گرم بود.

01:06:39.120 --> 01:06:41.205
‫و چند نفرمون تونستیم بریم داخل

01:06:41.205 --> 01:06:44.208
‫و طبقه‌ی بالا بشینیم که مثل بخش وی‌آی‌پی بود.

01:06:45.292 --> 01:06:47.128
‫ما نمی‌دونستیم باید منتظر چی باشیم.

01:06:47.712 --> 01:06:50.256
‫می‌دونین، تقریباً خجالت‌آور بود.

01:06:50.715 --> 01:06:53.426
‫این اولین بار بود که خودمو روی پرده می‌دیدم.

01:06:53.759 --> 01:06:57.763
‫اما دیدن اینکه محصول نهایی
‫به همون اندازه‌ای که بود تماشایی باشه

01:06:57.763 --> 01:06:59.140
‫خیلی رضایت‌بخش بود.

01:06:59.640 --> 01:07:02.643
‫دیوید براون و ریچارد زانوک از من و پیتر خواستن

01:07:02.643 --> 01:07:05.646
‫که به یه اکران خصوصی آرواره‌ها بریم

01:07:05.646 --> 01:07:08.315
‫همراه با خیلی از دوستان غواصمون،

01:07:08.399 --> 01:07:11.777
‫ران و ولری تیلور، استن واترمن.

01:07:11.861 --> 01:07:13.654
‫و ما اصلاً نمی‌دونستیم

01:07:13.654 --> 01:07:16.866
‫که آیا این فیلم واقعاً با آدمایی

01:07:16.866 --> 01:07:18.993
‫که اقیانوس و کوسه‌ها رو می‌شناختن
‫ارتباط برقرار می‌کنه یا نه.

01:07:19.243 --> 01:07:20.077
‫و در پایان،

01:07:20.161 --> 01:07:22.288
‫همه‌شون بلند شدن و تشویق کردن

01:07:22.288 --> 01:07:25.124
‫و به نظرشون حسابی فوق‌العاده بود.

01:07:25.875 --> 01:07:28.878
‫این اولین فیلمی بود که ۱۰۰ میلیون دلار فروش کرد.

01:07:28.961 --> 01:07:31.130
‫رقبایی که قبل از اون اومده بودن رو نابود کرد،

01:07:31.172 --> 01:07:32.757
‫"جن‌گیر"، "پدرخوانده".

01:07:32.840 --> 01:07:33.841
‫اون فیلم‌های موفق بزرگ،

01:07:33.883 --> 01:07:35.760
‫آرواره‌ها اونا رو با اختلاف
‫خیلی خیلی زیادی پشت سر گذاشت.

01:07:35.843 --> 01:07:36.927
‫و بعدش در پایان،

01:07:36.927 --> 01:07:38.429
‫در واقع اکران داخلیش رو تموم کرد

01:07:38.429 --> 01:07:40.222
‫و یک‌چهارم میلیارد دلار فروش کرد...

01:07:40.389 --> 01:07:42.808
‫که امروز بیش از ۱ میلیارد دلاره.

01:07:43.309 --> 01:07:44.935
‫نقدهای متفاوتی وجود داشت.

01:07:45.102 --> 01:07:47.480
‫نقدها در ابتدا همون چیزی بود که انتظار داشتیم

01:07:47.480 --> 01:07:49.815
‫که بسیار خب، این یه فیلم پاپ‌کورنی تابستونیه.

01:07:49.899 --> 01:07:53.152
‫و تا حدود ماه سوم اکران

01:07:53.152 --> 01:07:54.653
‫که همینطور فروش می‌کرد،

01:07:54.820 --> 01:07:56.530
‫خیلی از منتقدها گفتن، می‌دونین،

01:07:56.614 --> 01:07:58.324
‫اینجا چیزی هست که ما از قلم انداختیم

01:07:58.324 --> 01:07:59.992
‫و معلوم شد که درسته.

01:08:01.619 --> 01:08:03.621
‫تابستون و پاییز ۷۵

01:08:03.704 --> 01:08:06.957
‫دو رویداد بزرگ از نظر فرهنگ ما داشت.

01:08:07.291 --> 01:08:08.918
‫آرواره‌ها بخشی از فرهنگ شد.

01:08:09.293 --> 01:08:13.255
‫و اونا اولین پخش زنده‌ی
‫"شنبه شب زنده" رو داشتن.

01:08:13.422 --> 01:08:16.175
‫زنده، از نیویورک، اینجا "شنبه شب"ـه.

01:08:16.467 --> 01:08:19.512
‫من توی تماشاچی‌ها بودم وقتی
‫"کوسه‌ی خشکی" ظاهر شد.

01:08:19.887 --> 01:08:22.056
‫- اون چیه؟
‫- کوسه‌ی خشکی.

01:08:22.139 --> 01:08:23.432
‫یادتونه؟ "تلگراف آب‌نبات."

01:08:23.516 --> 01:08:26.143
‫- تلگراف آب‌نبات.
‫- به نظرم خیلی خنده‌دار بود.

01:08:28.395 --> 01:08:29.814
‫نه تنها تابستون بود

01:08:29.814 --> 01:08:32.024
‫و یهویی شما از رفتن به ساحل می‌ترسیدین،

01:08:32.024 --> 01:08:34.485
‫بلکه چیزی بود که روی زبون همه بود.

01:08:35.027 --> 01:08:36.195
‫آرواره‌ها!

01:08:36.362 --> 01:08:39.990
‫آرواره‌ها فقط یه فیلم نبود،
‫یه پدیده‌ی فرهنگ عامه بود.

01:08:40.449 --> 01:08:42.993
‫مردم می‌خواستن چیزهایی رو بپوشن
‫که درباره‌ی آرواره‌ها بود.

01:08:43.619 --> 01:08:45.830
‫و من بدجور یه تی‌شرت می‌خواستم.

01:08:47.081 --> 01:08:50.668
‫دو صفحه گرامافون اولی که به‌عنوان یه بچه
‫با پول خودم خریدم،

01:08:50.751 --> 01:08:51.961
‫"پدرخوانده" و "آرواره‌ها" بودن.

01:08:52.169 --> 01:08:54.046
‫کسب و کار کوسه فوق‌العاده بوده.

01:08:54.463 --> 01:08:56.590
‫هر چیزی که حتی شبیه کوسه باشه داره فروش میره.

01:08:57.091 --> 01:08:59.385
‫و من فقط می‌خواستم هر چیز
‫کوچیکی رو که می‌تونم به دست بیارم.

01:08:59.468 --> 01:09:01.637
‫یه یافته، اسباب‌بازی‌ها، مجلات، کتاب‌ها.

01:09:02.388 --> 01:09:04.056
‫آرواره‌ها روی جلد مجله‌ی تایم رفت،

01:09:04.306 --> 01:09:06.433
‫و همچنین روی جلد مجله‌ی "مَد" رفتیم.
‫(مجله طنز)

01:09:06.559 --> 01:09:07.601
‫باید بهتون بگم،

01:09:07.601 --> 01:09:10.646
‫من بیشتر به بودن روی جلد
‫مجله‌ی "مد" افتخار می‌کردم.

01:09:11.939 --> 01:09:13.858
‫اونا حوله و تی‌شرت داشتن.

01:09:13.941 --> 01:09:16.360
‫اون عکس عالی از دیک زانوک وجود داره

01:09:16.360 --> 01:09:18.946
‫که اونجا با تمام محصولات دور و برش نشسته.

01:09:19.488 --> 01:09:22.992
‫پس این به خودی خود به یه هیولا تبدیل شد.

01:09:23.242 --> 01:09:24.827
‫هالیوود خوب قدیمی می‌فهمه

01:09:24.827 --> 01:09:28.539
‫که تا الان نامزدی‌های جایزه‌ی اسکار امسال کیه.

01:09:28.747 --> 01:09:32.793
‫وقتی یه فیلم در آستانه‌ی در نظر گرفته شدن
‫واسه جوایز قرار می‌گیره،

01:09:33.002 --> 01:09:35.171
‫اونقدرها چیزی نیست که شما واسه خودتون بخواین،

01:09:35.379 --> 01:09:38.549
‫چیزیه که همه میگن قراره واستون اتفاق بیفته.

01:09:38.716 --> 01:09:41.802
‫استیو، اگه تو شماره یک نباشی
‫اونوقت می‌دونم که تقلب شده.

01:09:42.344 --> 01:09:44.054
‫پس من فهمیدم که گمونم

01:09:44.138 --> 01:09:45.556
‫من نامزد میشم.

01:09:46.265 --> 01:09:48.142
‫پس وقتی نشدم تعجب کردم.

01:09:48.475 --> 01:09:49.518
‫و ناامید شدم.

01:09:49.602 --> 01:09:51.937
‫من واسه بهترین کارگردانی آرواره‌ها نامزد نشدم.

01:09:52.188 --> 01:09:54.523
‫چون داشتم اون سروصدا رو باور می‌کردم.

01:09:54.857 --> 01:09:56.692
‫و شما نباید اون چیزا رو باور کنین.

01:09:58.235 --> 01:09:59.945
‫اما فیلم واسه موسیقی برنده شد.

01:10:00.029 --> 01:10:01.238
‫جان ویلیامز واسه آرواره‌ها.

01:10:01.655 --> 01:10:02.781
‫و صدا.

01:10:02.865 --> 01:10:04.200
‫رابرت ال. هویت، راجر همن،

01:10:04.283 --> 01:10:06.702
‫ارل مدری و جان کارتر واسه آرواره‌ها.

01:10:07.244 --> 01:10:08.245
‫و تدوین.

01:10:08.287 --> 01:10:10.581
‫ورنا فیلدز واسه آرواره‌ها.

01:10:11.874 --> 01:10:14.543
‫و آرواره‌ها واسه بهترین فیلم در برابر

01:10:14.710 --> 01:10:16.921
‫"دیوانه از قفس پرید" نامزد بود.

01:10:16.921 --> 01:10:18.631
‫که البته اسکار رو برد.

01:10:18.714 --> 01:10:19.882
‫اوه، آره اگه منم بودم

01:10:19.882 --> 01:10:21.133
‫به "دیوانه از قفس پرید"

01:10:21.217 --> 01:10:23.636
‫به‌جای آرواره‌ها واسه بهترین فیلم رأی می‌دادم،
‫این کارو می‌کردم.

01:10:24.136 --> 01:10:25.554
‫باید این سؤال رو بپرسین،

01:10:25.930 --> 01:10:29.725
‫آیا دو سه سال پیش مردم اینقدر
‫واسه یه کوسه هیجان‌زده می‌شدن،

01:10:29.725 --> 01:10:31.769
‫قبل از کتاب و فیلم آرواره‌ها؟

01:10:31.894 --> 01:10:33.812
‫خب، یکی از خدمه‌ی قایقی که اونو گرفت

01:10:33.812 --> 01:10:35.522
‫گفت دو سه سال پیش،

01:10:35.522 --> 01:10:37.775
‫ما حتی وقت نمی‌ذاشتیم که بگیریمش.

01:10:38.484 --> 01:10:40.527
‫وقتی آرواره‌ها اکران شد،

01:10:40.611 --> 01:10:42.738
‫ما واقعاً وحشت‌زده شدیم که دیدیم

01:10:42.738 --> 01:10:46.909
‫بعضی از مردم اینو به‌عنوان مجوزی واسه
‫رفتن و کشتن کوسه‌ها گرفتن.

01:10:49.245 --> 01:10:51.497
‫یکی از چیزای بدی که از فیلم بیرون اومد

01:10:51.497 --> 01:10:53.082
‫این بود که شکار کوسه افزایش پیدا کرد.

01:10:53.374 --> 01:10:55.334
‫دندون‌ها میفتن و شما اونا رو
‫به یه زنجیر طلا می‌بندین

01:10:55.334 --> 01:10:57.711
‫و میرین سینما و آرواره‌ها رو می‌بینین
‫و کیفش رو می‌برین.

01:10:57.920 --> 01:10:59.213
‫همه فکر می‌کنن شما بهترین هستین.

01:10:59.213 --> 01:11:01.298
‫شکار واسه جایزه خیلی محبوب بود.

01:11:01.548 --> 01:11:06.178
‫و تعداد کوسه‌های سفید تا
‫۸۰ درصد کاهش پیدا کرده بود.

01:11:07.137 --> 01:11:08.639
‫مردم می‌خواستن مثل کوئینت باشن.

01:11:09.390 --> 01:11:12.726
‫مردم می‌خواستن اون جایزه‌ای رو داشته باشن
‫که بتونن به رخ بکشن.

01:11:12.810 --> 01:11:15.104
‫۱۰ هزار دلار واسه من به تنهایی.

01:11:15.437 --> 01:11:19.233
‫شما بابتش سر، دم،
‫کل اون چیز کوفتی رو می‌گیرین.

01:11:19.566 --> 01:11:22.778
‫قطعاً اون نوع مفهوم منفی وجود داره

01:11:22.778 --> 01:11:24.905
‫که از آرواره‌ها در مورد کوسه‌ها اومد.

01:11:25.072 --> 01:11:26.073
‫که خیلی تأسف‌باره

01:11:26.073 --> 01:11:28.325
‫چون فکر می‌کنم برداشت‌های دیگه‌ای هم وجود داره.

01:11:29.034 --> 01:11:30.244
‫تأثیر فیلم،

01:11:30.327 --> 01:11:32.621
‫می‌دونین، در ابتدا وحشتناک بود.

01:11:32.955 --> 01:11:35.249
‫اما حالا مردم واقعاً به خود کوسه علاقه‌مند شدن،

01:11:35.541 --> 01:11:37.334
‫می‌دونین، نه فقط یه چیز ترسناک.

01:11:38.294 --> 01:11:40.254
‫به خاطر این فیلم،

01:11:40.254 --> 01:11:41.714
‫ما انرژی خیلی زیادی داشتیم

01:11:41.714 --> 01:11:44.800
‫که وارد زمینه‌ی یادگیری و درک کوسه‌ها شده

01:11:44.800 --> 01:11:46.135
‫و همچنین حفاظت از اونا.

01:11:48.387 --> 01:11:50.764
‫صدها گونه کوسه وجود داره.

01:11:50.973 --> 01:11:55.102
‫اونا همگی کارهای حیاتی انجام میدن
‫تا اقیانوس رو سالم نگه دارن.

01:11:56.061 --> 01:11:58.314
‫و بنابراین، ترسناک‌ترین چیز

01:11:58.314 --> 01:12:00.524
‫یه اقیانوس بدون کوسه خواهد بود.

01:12:01.567 --> 01:12:03.694
‫حالا ما خیلی روشن‌فکرتر شدیم،

01:12:04.028 --> 01:12:07.948
‫اما هنوزم کشتار وحشتناک کوسه‌ها اونجا ادامه داره.

01:12:08.157 --> 01:12:09.575
‫صنعت ماهیگیری زیادی وجود داشت

01:12:09.575 --> 01:12:12.202
‫که باله‌هاشونو می‌بریدن و در حالی
‫که هنوز زنده بودن به آب برمی‌گردوندن

01:12:12.202 --> 01:12:13.829
‫واسه همین اونا میرفتن ته آب و می‌مردن.

01:12:14.288 --> 01:12:17.082
‫و ماهایی که توی حفاظت از اقیانوس هستیم

01:12:17.082 --> 01:12:18.834
‫داریم سعی می‌کنیم از این کار جلوگیری کنیم.

01:12:19.168 --> 01:12:22.504
‫این مسئله‌ی واقعاً بزرگی توی اقیانوس‌هاست

01:12:22.504 --> 01:12:25.841
‫واسه نابودی جمعیت کوسه‌ها.

01:12:27.509 --> 01:12:30.929
‫با تلاش‌های حفاظتی و حمایت از گونه‌ها،

01:12:31.013 --> 01:12:33.724
‫ما داریم می‌بینیم که جمعیت شروع به بازگشت می‌کنه.

01:12:33.974 --> 01:12:36.310
‫امروز، اگه یه کوسه به ساحل بیاد،

01:12:36.393 --> 01:12:37.436
‫که واقعاً اتفاق افتاده،

01:12:37.436 --> 01:12:40.564
‫حالا ما می‌بینیم که مردم سعی می‌کنن
‫این حیوان رو به آب برگردونن

01:12:40.564 --> 01:12:41.607
‫و احیاش کنن.

01:12:42.066 --> 01:12:44.318
‫۵۰ سال پیش اصلاً این اتفاق نمی‌افتاد.

01:12:45.319 --> 01:12:47.529
‫واکنش منفی به ما آسیب زد

01:12:47.529 --> 01:12:48.822
‫و ما رو وحشت‌زده کرد.

01:12:48.906 --> 01:12:52.951
‫و ما به مدافعان پرشور کوسه‌ها تبدیل شدیم.

01:12:53.202 --> 01:12:56.455
‫ما با نشنال جئوگرافیک به سفرهای اکتشافی رفتیم

01:12:56.455 --> 01:12:58.040
‫و خیلی خوش‌شانس بودیم

01:12:58.040 --> 01:13:01.293
‫که کنار این دانشمندان و کارشناسان یاد بگیریم.

01:13:01.668 --> 01:13:05.422
‫بعد از تمام این مدت آگاهی و ماهیگیری

01:13:05.422 --> 01:13:07.883
‫و یه جورایی تشویق این حیوان،

01:13:08.092 --> 01:13:09.551
‫حالا زمان حفاظت از اون فرا رسیده.

01:13:10.052 --> 01:13:12.054
‫پیتر سال ۲۰۰۶ فوت کرد.

01:13:12.388 --> 01:13:14.598
‫و ای کاش الان اینجا بود

01:13:14.598 --> 01:13:17.351
‫تا بتونه تمام این تغییرات رو ببینه

01:13:17.351 --> 01:13:21.271
‫و ببینه که آرواره‌ها بعد از ۵۰ سال هنوزم مرتبطه.

01:13:21.563 --> 01:13:23.774
‫فکر می‌کنم خیلی خیلی خوشحال میشد.

01:13:26.026 --> 01:13:28.362
‫ما همچنین آدمایی خارج از خانواده‌ی

01:13:28.445 --> 01:13:30.322
‫نزدیک آرواره‌ها داریم که این مشعل رو برداشتن

01:13:30.322 --> 01:13:31.949
‫و میراث رو به جلو می‌برن.

01:13:32.449 --> 01:13:33.992
‫مثل پسر رابرت شاو،

01:13:34.076 --> 01:13:35.327
‫که یه نمایشنامه‌ی مشترک به نام

01:13:35.327 --> 01:13:37.538
‫"کوسه شکسته است" رو
‫درباره‌ی ساخت آرواره‌ها نوشته

01:13:37.538 --> 01:13:39.915
‫که روی "اورکا" اتفاق میفته
‫و اون نقش پدرشو بازی می‌کنه.

01:13:40.999 --> 01:13:42.251
‫کی اسمش اول میاد؟

01:13:42.543 --> 01:13:46.088
‫یه احساس سخاوت زیادی
‫نسبت به آرواره‌ها وجود داره

01:13:46.088 --> 01:13:49.633
‫و تمایل زیادی واسه بازبینی و بازگشت وجود داره.

01:13:50.259 --> 01:13:51.969
‫پدرم اگه بود شوکه میشد.

01:13:52.469 --> 01:13:54.805
‫این ایده که ۵۰ سال بعد

01:13:54.805 --> 01:13:57.516
‫مردم هنوزم اینقدر علاقه‌مند باشن،

01:13:57.516 --> 01:14:01.770
‫اگه بودش، فکر می‌کرد که این مثل
‫یه جور فرقه‌ی مذهبی عجیبه.

01:14:01.979 --> 01:14:03.397
‫به خدا قسم فکر می‌کردم،

01:14:03.480 --> 01:14:05.399
‫من واقعاً تنها طرفدار آرواره‌ها اونجا بودم.

01:14:05.649 --> 01:14:07.317
‫و بعدش اینترنت اومد.

01:14:08.068 --> 01:14:10.279
‫حالا توی فیس‌بوک گروه‌های آرواره‌ها هست،

01:14:10.362 --> 01:14:12.364
‫اینستاگرام گروه‌های آرواره‌ها داره.

01:14:12.448 --> 01:14:14.324
‫"دیلی آرواره‌ها" هست.

01:14:14.783 --> 01:14:18.370
‫هدف این بود که هر روز چیزی درباره‌ی آرواره‌ها
‫توی شبکه‌های اجتماعی پست کنیم

01:14:18.370 --> 01:14:20.247
‫تا چهلمین سالگرد رو جشن بگیریم.

01:14:21.373 --> 01:14:23.834
‫مردم واقعاً با چیزی که ما پست می‌کردیم
‫ارتباط برقرار می‌کردن.

01:14:23.917 --> 01:14:25.919
‫و مردم گفتن، شما باید ادامه بدین.

01:14:26.003 --> 01:14:27.463
‫پس بعد از ۱۰ سال ما اینجاییم.

01:14:28.046 --> 01:14:30.757
‫همین هفته‌ی پیش من توی
‫یه فروشگاه مواد غذایی بودم

01:14:30.757 --> 01:14:33.969
‫و داخل چرخ خرید نوشته بود،

01:14:34.052 --> 01:14:35.762
‫"به یه چرخ خرید بزرگ‌تر نیاز دارین."

01:14:37.014 --> 01:14:38.807
‫آرواره‌ها به یکی از اون فیلم‌هایی تبدیل شده

01:14:38.807 --> 01:14:42.519
‫که یه جورایی از نظر جامعه‌ی میم‌ها
‫راه خودش رو پیدا کرده.

01:14:42.728 --> 01:14:44.313
‫تعدادشون خیلی زیاده.

01:14:44.771 --> 01:14:46.190
‫وقتی به گوشیت نگاه می‌کنی

01:14:46.190 --> 01:14:47.566
‫و داری به نقشه نگاه می‌کنی،

01:14:47.608 --> 01:14:51.487
‫پل آرواره‌ها رو به‌عنوان یکی از مکان‌ها
‫روی گوگل مپ می‌بینی.

01:14:52.070 --> 01:14:55.574
‫اونا اسم نوشیدنی‌ها رو توی بارها
‫به اسم آرواره‌ها گذاشتن.

01:14:55.824 --> 01:14:58.160
‫واسه صحنه‌ی ساحل توی "ما"،

01:14:58.243 --> 01:15:00.120
‫یادمه به استیون التماس می‌کردم

01:15:00.120 --> 01:15:03.081
‫که اجازه بده از تی‌شرت
‫آرواره‌ها توی صحنه‌م استفاده کنم

01:15:03.081 --> 01:15:05.792
‫چون کاری که اون با هیچکاک می‌کرد،

01:15:05.876 --> 01:15:08.587
‫من داشتم ازش تقلید می‌کردم و
‫یه جورایی با اون انجام می‌دادم.

01:15:08.962 --> 01:15:12.466
‫هنوزم محصولات آرواره‌ها در حال تولیده.

01:15:15.552 --> 01:15:17.304
‫یه لگو داره میاد.

01:15:17.387 --> 01:15:19.556
‫آدمایی هستن که تی‌شرت و پوستر درست می‌کنن.

01:15:19.723 --> 01:15:21.350
‫و مردم هنوزم دارن می‌خرنش

01:15:21.350 --> 01:15:24.686
‫چون هنوزم جذب هر چیزی
‫که به آرواره‌ها مرتبطه میشن.

01:15:24.853 --> 01:15:26.271
‫تم جشن تولد من

01:15:26.271 --> 01:15:28.148
‫وقتی که حدوداً دو سالم بود آرواره‌ها بود.

01:15:28.232 --> 01:15:29.775
‫- چی؟
‫- اوهوم.

01:15:31.109 --> 01:15:33.946
‫می‌دونین این درمورد لوران خیلی جالبه،

01:15:34.029 --> 01:15:36.281
‫صحنه‌ی حموم توی "روانی".

01:15:38.450 --> 01:15:40.994
‫که ما رو ترسوند وقتی فیلم رو دیدیم.

01:15:41.078 --> 01:15:42.913
‫و حالا اگه به یه تماشاچی بگم

01:15:42.913 --> 01:15:45.082
‫و چیزی رو نشون بدم همه‌شون می‌خندن.

01:15:45.249 --> 01:15:47.209
‫خنده‌دار میشه. چیزی که همچنین خنده‌داره...

01:15:49.044 --> 01:15:50.462
‫اونا می‌خندن.

01:15:50.546 --> 01:15:54.091
‫پس یه تغییری توی واکنش در طول سال‌ها وجود داشته

01:15:54.174 --> 01:15:56.093
‫به چیزی که وقتی اولین بار

01:15:56.176 --> 01:15:58.262
‫توی زمینه‌ای که واسش نوشته شده بود،

01:15:58.345 --> 01:16:01.056
‫حالا به یه چیز فرهنگی تبدیل شده.

01:16:01.306 --> 01:16:03.100
‫۵۰ سال دیگه کجا خواهد بود،

01:16:03.183 --> 01:16:04.393
‫نمی‌دونم.

01:16:05.018 --> 01:16:06.853
‫بسیار خب، ۱۲ ژانویه‌ست،

01:16:06.937 --> 01:16:13.819
‫پس ما با موفقیت تمام رنگ بافت‌دار رو پاک کردیم.

01:16:14.403 --> 01:16:17.322
‫توی سال ۱۹۹۱، کوسه سر از یه اوراقی درآورد.

01:16:17.656 --> 01:16:19.199
‫اوراقی داشت بسته میشد.

01:16:19.283 --> 01:16:22.703
‫به موزه‌ی آکادمی فیلم اهدا شد.

01:16:22.786 --> 01:16:23.662
‫و من باهاشون تماس گرفتم.

01:16:23.745 --> 01:16:27.583
‫و گفتم خیلی دوست دارم بازسازیش رو انجام بدم.

01:16:27.666 --> 01:16:29.001
‫من با جو آلوز دوستم.

01:16:29.084 --> 01:16:30.544
‫می‌تونیم مشورت کنیم.

01:16:30.627 --> 01:16:32.588
‫من به تمام دندون‌های اصلی دسترسی دارم

01:16:32.588 --> 01:16:35.299
‫چون داخل دهن باید تراشیده و شکل‌داده می‌شد.

01:16:35.716 --> 01:16:37.551
‫آبشش‌ها باید تراشیده و شکل‌داده میشدن.

01:16:37.634 --> 01:16:38.844
‫بعضی از باله‌ها از بین رفته بودن.

01:16:38.927 --> 01:16:44.057
‫همونطور که می‌بینین، زیرش واقعاً
‫توی وضعیت فوق‌العاده‌ایه.

01:16:44.891 --> 01:16:47.561
‫و ما یه گروه حدوداً نه نفره داشتیم

01:16:47.561 --> 01:16:49.938
‫و حدوداً شش ماه طول کشید.

01:16:50.939 --> 01:16:52.733
‫پس من خیلی از کار رو اهدا کردم

01:16:52.733 --> 01:16:54.484
‫چون واقعاً می‌خواستم انجامش بدم.

01:16:54.568 --> 01:16:57.321
‫و ناگهان، حالا دوباره وجود داره.

01:17:02.618 --> 01:17:03.660
‫وقتی یه فیلم می‌سازین،

01:17:03.660 --> 01:17:04.703
‫حداقل وقتی من یه فیلم می‌سازم،

01:17:04.703 --> 01:17:06.455
‫باید به موضوعش علاقه داشته باشم.

01:17:06.455 --> 01:17:09.082
‫باید بدونم که این تمام چیزیه که می‌خوام
‫دو سال آینده انجام بدم.

01:17:09.166 --> 01:17:12.044
‫و باید بدونم که سبک زندگیم
‫دو سال دیگه کجا خواهد بود.

01:17:12.127 --> 01:17:14.087
‫پس فقط فکر می‌کنم خیلی مهمه

01:17:14.087 --> 01:17:16.298
‫که وقت بذارین و می‌دونی،

01:17:16.381 --> 01:17:19.676
‫هر فیلم رو یه جورایی شروع،

01:17:19.760 --> 01:17:21.094
‫وسط، و پایان زندگی‌تون در نظر بگیرین.

01:17:21.803 --> 01:17:24.264
‫وقتی فیلم رو تموم کردم دوران سختی داشتم.

01:17:24.348 --> 01:17:26.266
‫و موفقیتش فوق‌العاده بود

01:17:26.266 --> 01:17:28.518
‫اما کابوس‌ها رو متوقف نکرد.

01:17:28.727 --> 01:17:32.147
‫بیدار شدن وسط شب با عرق سرد رو متوقف نکرد

01:17:32.147 --> 01:17:34.066
‫که ملافه‌ها خیس عرق می‌شدن.

01:17:34.358 --> 01:17:37.194
‫ما اون روزا کلماتی مثل
‫"اختلال اضطراب پس از سانحه" نداشتیم.

01:17:37.277 --> 01:17:39.154
‫و من کابوس‌های مداومی داشتم

01:17:39.154 --> 01:17:41.657
‫درباره‌ی کارگردانی آرواره‌ها تا سال‌ها بعد.

01:17:41.823 --> 01:17:44.409
‫من هنوزم روی فیلم بودم و فیلم هیچ‌وقت تموم نمیشد.

01:17:44.493 --> 01:17:48.372
‫وقتی یکی از قایق‌ها رو از مارتاز وین‌یارد برگردوندن،

01:17:48.372 --> 01:17:51.333
‫و قایق "اورکا" رو به محوطه‌ی یونیورسال فرستادن

01:17:51.333 --> 01:17:54.127
‫و توی آب دقیقاً کنار
‫وسیله‌ی تفریحی آرواره‌ها گذاشتن،

01:17:56.630 --> 01:17:59.675
‫من سوار ماشین برقیم می‌شدم
‫بدون اینکه به کسی بگم،

01:17:59.675 --> 01:18:01.551
‫و پشت واگن‌های برقی قایم می‌شدم،

01:18:01.843 --> 01:18:05.472
‫هیچ‌کس نمی‌تونست منو ببینه،
‫و فقط یواشکی سوار قایق می‌شدم

01:18:05.555 --> 01:18:10.185
‫و توی کابین توی اون غرفه‌ی
‫چرمی قرمز کوچیک می‌نشستم

01:18:11.144 --> 01:18:14.106
‫و فقط اونجا می‌نشستم و گاهی گریه می‌کردم.

01:18:14.731 --> 01:18:15.774
‫و هیچ دلیلی واسه گریه کردن نداشتم.

01:18:15.774 --> 01:18:17.734
‫فیلم این پدیده بود

01:18:17.734 --> 01:18:20.237
‫و من اینجا نشستم و اشک می‌ریزم.

01:18:20.570 --> 01:18:25.367
‫چون نمی‌تونم خودمو از اون تجربه جدا کنم.

01:18:25.951 --> 01:18:28.495
‫قایق بهم کمک کرد تا شروع به فراموش کردن کنم.

01:18:28.745 --> 01:18:33.917
‫اون "اورکا" واسه چندین سال همراه درمانی من بود

01:18:33.917 --> 01:18:35.877
‫بعد از اینکه آرواره‌ها اکران شد.

01:18:38.630 --> 01:18:40.632
‫آرواره‌ها از زمان فراتر رفته

01:18:40.716 --> 01:18:44.052
‫چون این اسطوره‌شناسی رو ساخته.

01:18:44.136 --> 01:18:47.097
‫و جدای از اینکه یه فیلم عالیه،

01:18:47.180 --> 01:18:50.308
‫همچنین یه داستان هشداردهنده‌ی منحصر به فرد
‫درباره‌ی فیلم‌سازیه.

01:18:52.060 --> 01:18:56.565
‫مردم هنوزم مجذوب این هستن
‫که چطور انسان این هیولا رو کشت.

01:18:57.566 --> 01:18:59.651
‫تمومش کن، رئیس، باشه؟

01:18:59.735 --> 01:19:01.403
‫روز داره تموم میشه.

01:19:02.112 --> 01:19:05.240
‫این فیلمی بود که بهم یاد داد

01:19:05.240 --> 01:19:11.830
‫که فیلم ترسناک لازم نیست چیزی باشه که
‫بهم حس زننده‌ای بده.

01:19:13.582 --> 01:19:15.041
‫حالت خوبه؟

01:19:15.333 --> 01:19:18.170
‫از نظر به روز بودن یک دقیقه هم از دست نداده.

01:19:18.962 --> 01:19:21.506
‫اتفاقاً به نظرم الان تازه‌تر از اون موقع‌ست.

01:19:21.965 --> 01:19:25.177
‫ما نسبت به اون زمان،
‫بیشتر از طبیعت می‌ترسیم.

01:19:25.343 --> 01:19:28.805
‫و ما بیشتر با همون نوع فساد خو گرفتیم

01:19:28.805 --> 01:19:31.141
‫که سیاستمداران هر کاری می‌کنن

01:19:31.141 --> 01:19:33.602
‫تا چیزی رو که نمی‌خوان شما بدونین پنهان کنن.

01:19:34.686 --> 01:19:36.605
‫فکر می‌کنم منصفانه‌ست که بگیم سینما

01:19:36.605 --> 01:19:38.523
‫بدون آرواره‌ها جایی که هست نمی‌بود.

01:19:39.024 --> 01:19:42.527
‫فقط زبان سینما رو به شدت تقویت کرد.

01:19:42.903 --> 01:19:44.237
‫زود باش، داره مستقیم میاد سمتمون.

01:19:44.237 --> 01:19:45.155
‫خرابش نکنی.

01:19:45.238 --> 01:19:46.239
‫منتظر من نمون.

01:19:47.157 --> 01:19:49.493
‫آرواره‌ها سطح توقع تماشاگران رو از نظر

01:19:49.493 --> 01:19:51.787
‫نوع هیجانی که ممکنه بگیرن بالا برد.

01:19:55.624 --> 01:19:57.667
‫فقط تماشاگره که باعث موفقیتش میشه.

01:19:58.418 --> 01:19:59.878
‫و بعد از ۵۰ سال، اونا به ما میگن،

01:19:59.878 --> 01:20:02.172
‫بسیار خب، آرواره‌ها یه فیلم موفقه.
‫ما این فیلمو دوست داریم.

01:20:02.464 --> 01:20:06.009
‫این یه گفتگوی بی‌پایانه که می‌تونین
‫درباره‌‌ی آرواره‌ها داشته باشین.

01:20:06.009 --> 01:20:07.511
‫و تمام جزئیاتش واسه همیشه

01:20:07.511 --> 01:20:09.346
‫به نظر میرسه که واسه من آشکار میشن.

01:20:09.638 --> 01:20:11.598
‫یه جورایی هر بار چیز جدیدی متوجه میشی.

01:20:11.932 --> 01:20:15.685
‫عاشق اینم که فیلم می‌تونه
‫واسه یه نسل یه چیزی باشه

01:20:15.685 --> 01:20:18.396
‫و بعد واسه نسل بعدی یه چیز دیگه.

01:20:18.897 --> 01:20:20.315
‫یکی از جملات مورد علاقه‌ی من اینه...

01:20:20.398 --> 01:20:22.776
‫مایکل، شنیدی پدرت چی گفت؟

01:20:22.859 --> 01:20:25.195
‫از آب بیا بیرون. همین الان!

01:20:25.195 --> 01:20:26.404
‫همین الان!

01:20:26.738 --> 01:20:28.490
‫من عاشق اون صحنه‌ام.

01:20:29.658 --> 01:20:33.662
‫درس سینما واسه من و بخصوص با استیون

01:20:33.662 --> 01:20:38.291
‫توانایی به نتیجه رسوندن کارهاست
‫وقتی که هیچی کار نمی‌کنه.

01:20:38.625 --> 01:20:39.751
‫شما باید...

01:20:39.835 --> 01:20:41.795
‫من می‌خوام این قایق رو بیرون ببرم
‫چون نمی‌تونیم اونجا باشیم...

01:20:41.795 --> 01:20:43.463
‫کل قضیه یه افتضاح کامله

01:20:43.463 --> 01:20:45.215
‫اما در نهایت به یه سمفونی تبدیل میشه

01:20:45.215 --> 01:20:47.092
‫که همه چیز فقط کنار هم قرار می‌گیره.

01:20:47.843 --> 01:20:49.553
‫تدوین، موسیقی، بازیگری،

01:20:49.970 --> 01:20:51.721
‫کارگردانی فوق‌العاده.

01:20:51.930 --> 01:20:54.432
‫یه کارگردان عاقل می‌فهمه که

01:20:54.516 --> 01:20:57.310
‫کارگردانی یعنی مذاکره‌ی گروگان‌گیری با واقعیت.

01:20:57.644 --> 01:20:59.729
‫و فیلم امروز به همون اندازه‌ای بی‌نقصه

01:20:59.729 --> 01:21:01.773
‫که ۱۰۰ سال دیگه خواهد بود.

01:21:03.942 --> 01:21:05.861
‫این یکی از اون اتفاقات نادره

01:21:05.861 --> 01:21:08.655
‫معلوم میشه که یه شاهکار هم هست.

01:21:11.199 --> 01:21:13.201
‫فکر می‌کنم بعضی از فیلم‌ها
‫فقط یه جایگاه پیدا می‌کنن.

01:21:13.285 --> 01:21:14.286
‫کوئینت!

01:21:14.369 --> 01:21:17.080
‫از اون موقع فیلم‌هایی با استفاده از
‫کوسه‌های کامپیوتری ساخته شده

01:21:17.080 --> 01:21:18.623
‫که به هیچ وجه به اون خوبی نیستن.

01:21:18.915 --> 01:21:23.044
‫اون بازیگرا توی اون لحظه از تاریخ
‫با اون کارگردان بودن

01:21:23.044 --> 01:21:25.714
‫و هیچ‌کس هیچ‌وقت چیزی شبیه اونو ندیده بود.

01:21:28.842 --> 01:21:31.261
‫بعضی از فیلم‌ها به اون کمال می‌رسن.

01:21:31.261 --> 01:21:33.805
‫اونا به کوسه تبدیل میشن.
‫اونا ماشین‌های بی‌نقصی هستن.

01:21:37.809 --> 01:21:41.438
‫واسه من، آرواره‌ها یه تجربه‌ی سرنوشت‌ساز بود.

01:21:41.438 --> 01:21:42.772
‫از یه طرف،

01:21:42.772 --> 01:21:45.358
‫یه تجربه‌ی تروماتیک واسه من بود

01:21:45.358 --> 01:21:48.486
‫که بیشتر درباره‌ی بقا بود.

01:21:49.029 --> 01:21:52.324
‫و فکر می‌کنم همه‌مون حس می‌کنیم
‫که از چیزی جون سالم به در بردیم.

01:21:52.741 --> 01:21:55.243
‫همچنین من همه چیزو به آرواره‌ها مدیونم.

01:21:55.368 --> 01:21:57.120
‫به خاطر آرواره‌ها من حق تدوین نهایی رو گرفتم

01:21:57.120 --> 01:21:59.247
‫و توی ۵۰ سال گذشته داشتمش.

01:22:00.624 --> 01:22:04.544
‫و فقط امیدوارم که تمام آدمایی
‫که روی آرواره‌ها کار کردن،

01:22:06.922 --> 01:22:10.550
‫اون تجربه رو با غرور مثل یه نشان افتخار
‫به همراه داشته باشن.

01:22:13.428 --> 01:22:15.805
‫و تونسته باشن توی زندگی

01:22:15.805 --> 01:22:19.267
‫توی شکوه موفقیتی که آرواره‌ها
‫بهش تبدیل شد، پیش برن،

01:22:19.267 --> 01:22:22.520
‫تا هر کدوم به طور جداگانه بتونن بگن،

01:22:22.520 --> 01:22:25.482
‫"هی، من به ساختن اون فیلم کمک کردم."

01:22:26.858 --> 01:22:29.569
‫"من به روایت اون داستان کمک کردم."

01:22:29.569 --> 01:22:32.280
‫"من توی موفقیتش شریک هستم."

01:22:34.074 --> 01:22:36.534
‫من از آب متنفر بودم.

01:22:36.952 --> 01:22:39.579
‫نمی‌تونم تصور کنم چرا.

01:22:41.122 --> 01:22:48.086
www.Doostihaa.com
