WEBVTT

00:01.000 --> 00:07.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏ .::   www.ZarFilm.CoM  ::.

00:07.100 --> 00:13.900
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام زرفيلم ::..
.:: telegram: @zarfilmz ::.
.:: instagram: @ZarFilm_Com ::.

00:14.041 --> 00:19.040
« گوينده خبر »
و فکر ميکنم اونا با دور شدن از ماه ارتباطشون رو با ما از دست دادن

00:29.416 --> 00:31.999
« فضانورد »
خيلي خب ، بيايد مطمئن بشيم که کاري نميکنيم که

00:32.041 --> 00:41.040
سيستم "سي اس ام" ما خراب بشه ، نيروي برق با باتري ها
مرتبه ، ولي جريان اصلي رو از دست ميديم

00:44.208 --> 00:47.207
با وجود وخامت اوضاع ، صداي واضح اونا رو شنيديم که

00:47.291 --> 00:50.290
... سعي دارن تا ماموريت مهم خودشون رو به نحو احسنت

00:51.708 --> 00:54.707
در بازه ، بيا تو

00:56.625 --> 00:59.624
ميدونستم مياي . چند لحظه صبر کن
نميخوام اين خبرو از دست بدم

01:01.000 --> 01:04.832
انگار ارتباطمون داره برقرار ميشه -
يک واکنش از طرف "فرگوسن" ـه -

01:05.500 --> 01:08.374
فرمانده "فرگوسن" داره يک واکنش به مرکز ميفرسته

01:09.208 --> 01:16.207
"ما 10 مايل پايين تر رفتيم ، "جف
ولي هنوز هيچ پاسخي از مرکز کنترل دريافت نکرديم

01:16.458 --> 01:20.124
دريافت شد . تمام
اينجا هنوز هيچ مشکلي مشاهده نشده

01:20.916 --> 01:23.915
ارتباطت رو قطع نکن ، هنوز داريم ميگرديم

01:24.416 --> 01:28.415
برات نوشيدني ريختم، فکر ميکردم بهتره
اين موضوع رو متمدنانه حل کنيم

01:33.625 --> 01:36.915
اين آخرين کلماتي بود که شنيديد
اونا ارتباطشون رو از دست دادن

01:38.958 --> 01:41.749
ماموريتي که قرار بود افتتاح کننده ي

01:42.041 --> 01:44.374
، دائمي بشر بر روي کره ماه باشه

01:44.666 --> 01:47.749
، وارد يک مدار شده
، که اگه معجزه اي رخ نده

01:48.041 --> 01:51.040
اونوقت اولين فاجعه آمريکا در فضا رخ خواهد داد

01:54.666 --> 01:57.749
بالاخره واکنش ديده شد

02:09.500 --> 02:15.499
اين براي آمريکا يک فاجعه محسوب ميشه
بيايد همگي دعا کنيم

04:02.750 --> 04:05.499
بنظر من ، تقريبا دو ساعت پيش مُرده
بدنش هنوز نرمه

04:08.833 --> 04:10.499
وقتي پاي خشونت مياد وسط

04:10.750 --> 04:12.374
واقعا يه حس مشترکي باهاش برقرار ميکنم

04:13.958 --> 04:15.374
... نميخواستم

04:15.541 --> 04:17.540
صبحانه ـتون رو خراب کنم

04:20.208 --> 04:22.207
اوه، خداي من

04:23.708 --> 04:25.790
درباره اين يارو که مغزش پاشيده بيرون بهم بگو

04:27.166 --> 04:28.707
يه نويسنده بوده

04:31.041 --> 04:32.874
شما تو انگلستان با نويسنده ها اينجوري برخورد ميکنيد؟

04:34.250 --> 04:36.290
اوه ، ميشه لطفا...؟

04:43.000 --> 04:45.290
تو عمرم اين اولين باره که اينو ميبينم -
اولين چي؟ -

04:45.625 --> 04:48.457
.نويسنده
ميشه گفت يه چيزيه از بين کتابا

04:51.000 --> 04:51.957
ببخشيد قربان

04:53.583 --> 04:55.207
چي پيدا کردي؟

04:55.458 --> 04:58.999
مرد همسايه نگهبان رو خبر ميکنه
اونم جسد رو پيدا ميکنه و بهمون زنگ ميزنه

04:59.541 --> 05:01.790
برو همسايه رو بيار باهاش صحبت کنيم

05:03.041 --> 05:04.207
"گروهبان "داف

05:05.833 --> 05:07.790
وقتي اونو پيدا کردن ، تلويزيون روشن بوده؟

05:09.708 --> 05:12.624
بله قربان. وقتي اومدم روشن بود

05:25.041 --> 05:27.290
هيچ نشونه اي از "اِل" نيست

05:29.041 --> 05:31.000
"زونفلد"

05:32.583 --> 05:34.915
جهتِ غرب

05:42.666 --> 05:43.597
نه

05:43.666 --> 05:47.207
ديدم که هنوز درب خونه ـش بازه
اين روزا اينکار عاقلانه نيست

05:47.500 --> 05:49.082
منم نگهبان رو خبر کردم

05:49.375 --> 05:51.374
شما جسد رو نديدين ، آقاي "پنينگتون"؟

05:53.541 --> 05:57.540
شما آقاي "مورلار" رو خوب ميشناختين ؟ -
نه اصلا نمي شناختمش . ما فقط همسايه بوديم -

05:57.750 --> 06:00.207
درست مثل انگليسي ها -
منم انگليسي ام -

06:01.166 --> 06:03.165
مهمون هم داشت ، يا دوست دختر ؟

06:03.916 --> 06:06.332
من که کسيو نديدم -
دوست پسر چطور ؟ -

06:07.708 --> 06:12.749
نه . درسته که آدم عجيبي بود
ولي نه ديگه تا اين حد

06:15.291 --> 06:17.374
پس شما خبر ندارين براش مهمون اومده يا نه ؟

06:18.333 --> 06:19.374
منظورتون چيه ؟

06:19.666 --> 06:22.124
منظورم اينه که ، من ميتونم صداي تلويزيون ـتون رو بطور واضح بشنوم

06:31.958 --> 06:35.290
اين به اين معنيه که ، شما هم ميتونيد
همه جور صدايي رو در اينجا بشنويد

06:35.583 --> 06:38.040
مثل صداي خنده ، بحث ، داد و بيداد

06:39.166 --> 06:42.582
نه اگه تلويزيونم روشن باشه ، اينجوري ديگه صدايي نميشنوم
درسته؟

06:43.500 --> 06:44.665
بله، درسته

06:45.666 --> 06:47.790
پس از کجا متوجه اين اتفاق شدين ؟

06:48.375 --> 06:51.874
وقتي پيام هاي بازرگاني شروع شد
رفتم تا شيشه هاي شير رو بذارم بيرون

06:52.125 --> 06:55.082
در خونه ـش کاملا باز بود
منم نگهبان رو صدا کردم

06:55.958 --> 06:57.957
برنامه ي تلويزيوني رو از دست ندادين ؟

07:00.250 --> 07:02.457
همسرتون چطور ؟

07:02.750 --> 07:05.332
همسرم مُرده -
متاسفم -

07:06.875 --> 07:08.540
"ممنون ، آقاي "پنينگتون

07:12.666 --> 07:14.582
شما چه جور نوشيدني مصرف ميکنيد ، آقاي "پنينگتون"؟

07:15.208 --> 07:16.165
ببخشيد ؟

07:17.375 --> 07:20.707
ويسکي ، يکم ويسکي . چطور مگه ؟

07:21.541 --> 07:22.499
همينجوري

07:30.583 --> 07:33.540
"تلويزيون مانع کشف رازِ جنايات ميشه ، گروهبان "داف

07:33.791 --> 07:36.832
چطور مگه ، بازرس ؟ -
ديگه کسي نميتونه چيزي بشنوه -

07:39.166 --> 07:41.165
حالا ميشه بري نگهبان رو بياري تا باهاش حرف بزنم ؟

07:49.625 --> 07:50.582
گوش کن

07:56.291 --> 08:00.332
اشک ها بيشتر از لبخندها ست "
و دريا بيشتر از زمين

08:01.541 --> 08:05.582
يک روز غم و اندوهِ طاقت فرساي انسان ها
کُلِ زمين را در بر خواهد گرفت

08:06.000 --> 08:09.457
" و تابوتي آکنده از فلاکت در آن شناور خواهد شد

08:11.708 --> 08:13.290
از اين چي ميفهمي ؟

08:13.583 --> 08:15.707
من ادبيات مدرنم زياد تعريفي نداره

08:18.291 --> 08:22.332
اون تلويزين ـشو خاموش کرده بوده
انگار يه چيزايي دستگيرمون شده

08:33.583 --> 08:35.457
... باور نکردنيه

08:42.833 --> 08:44.165
خداي من

08:45.125 --> 08:48.165
سريع يه آمبولانس خبر کن و بيمارستانم درجريان بذار

08:51.666 --> 08:54.082
... ببين چطوري با مرگ ميجنگه

08:59.458 --> 09:02.457
دکتر "پاتل" به بخش سوختگي

09:03.083 --> 09:06.082
دکتر "پاتل" به بخش سوختگي ، لطفا

09:11.541 --> 09:14.540
لازمه که تمامي پرستارانِ حاضر
آماده رسيدگي به مصدومين بشن

10:03.708 --> 10:05.665
همه ي پرسنل مشغولن
بخاطر سقوط اون هواپيما

10:06.625 --> 10:09.082
ايشون گروهبان "هيوز" هستن
اولين شيفت کاريشون هم هست

10:09.750 --> 10:12.999
حتي اگه يه کلمه هم حرف زد ، خبرم کن -
بله قربان -

10:13.250 --> 10:14.415
نگهبان چي گفت ؟

10:14.750 --> 10:17.790
ادعا ميکنه وقتي "پنينگتون" صداش کرده
اومده و ديده که يارو مُرده

10:18.083 --> 10:20.207
بعدش سريع رفته پايين
و از تلفن خودش باهامون تماس گرفته

10:21.166 --> 10:22.832
دليلي هست که نشه حرفاشو باور کرد ؟

10:23.166 --> 10:25.249
ظاهرا که نه ، ولي هنوز زير نظرش داريم

10:25.958 --> 10:29.707
درمورد مهمونش چي گفت ؟ -
همون حرفاي "پنينگتون" رو زد . گفت کسيو نديده -

10:30.583 --> 10:32.457
اون امشب مهمون داشته

10:33.375 --> 10:35.832
زونفلد" چي ؟" -
هيشکي تا حالا اسمشو نشنيده -

10:37.166 --> 10:38.874
صبح ساعت 9:30 بيا دنبالم

10:41.000 --> 10:42.999
بمحض اينکه اونا رفتن بيرون تو ميري داخل

11:51.000 --> 11:54.707
پس زمان ارتکاب قتل ، تلويزيون روشن نبوده -
ظاهرا که نه -

11:55.000 --> 11:57.207
به هرحال ، نگهبانه ميگفت
اون تلويزيون رو روشن کرده بوده

11:57.458 --> 12:00.332
... آخه فضانوردا رفته بودن سمت ماه و

12:00.583 --> 12:03.665
خيلي خب ، ما که نميتونيم بخاطر اينکار گردنشو بزنيم -
درسته -

12:05.208 --> 12:08.790
اثر انگشت هم پيدا کردين ؟ -
نه ، چيزي نبود. حتي رو مجسمه ها -

12:09.083 --> 12:11.540
فقط يه اثر انگشت روي تلويزيون بود
که اونم مال نگهبان بود

12:12.333 --> 12:15.040
فکر ميکردم ميتونيم سريع حلش کنيم

12:15.750 --> 12:18.707
اين پرونده داره از اون پرونده هاي پيچيده ميشه

12:19.125 --> 12:21.832
بنظر من که اينطور نيست ، بازرس
ما "زونفلد" رو پيدا کرديم

12:22.125 --> 12:24.874
پيدا کردنش فقط 12 ساعت طول کشيد
پيشرفت بدي نيست

12:27.541 --> 12:29.790
ايناهاش ، رسيديم
پلاک 44

12:31.208 --> 12:34.790
دکتر "زونفلد" ، لطفا -
طبقه اول ، انتهاي راهرو ، سمت چپ -

12:42.416 --> 12:44.415
! اي واي

13:00.666 --> 13:02.915
صبح بخير -
...  صبح بخير ، من بازرس -

13:03.208 --> 13:06.000
"اوه ، بله ، بازرس "برانل
الان به دکتر ميگم که تشريف آوردين

13:06.041 --> 13:08.040
"بورونل" -
بورونل" ، درسته ، متاسفم" -

13:08.208 --> 13:11.624
دکتر ؟ دکتر ، بازرس "بورونل" به ديدنتون اومدن

13:13.583 --> 13:16.165
وحشتناکه ، مگه نه ؟
* مرگ در کُره ماه *

13:19.208 --> 13:21.415
تو فهرست تلفنخونه اسم "زونفلد" زياد نيست

13:21.708 --> 13:22.707
نه

13:23.291 --> 13:25.040
شما فرانسوي هستين ؟ -
بله -

13:25.416 --> 13:27.415
اميدوارم آقاي "مورلار" تو دردسر نيوفتاده باشن

13:27.750 --> 13:28.582
نه

13:28.708 --> 13:30.707
خب ، دکتر "زونفلد" شما رو ميبينن

13:30.833 --> 13:31.832
ممنون

13:40.125 --> 13:43.832
...اوه
من انتظار داشتم يه مَرد ببينم

13:44.625 --> 13:46.790
متاسفم ، اين ديگه دست من نيست

13:47.541 --> 13:49.707
منم انتظارِ يه بازرس انگليسي رو داشتم

13:50.791 --> 13:54.499
تو پاريس هم وقتي يه فرانسوي با يه
بازرس انگليسي روبرو ميشه

13:54.791 --> 13:56.540
همينقدر متعجب ميشه

13:56.833 --> 13:57.790
بله ، مشخصه

13:58.083 --> 14:01.040
درحال حاضر داريم تلاش ميکنيم
نقاط ضعف همديگه رو پيدا کنيم
* منظورش پليساي انگليسي و فرانسويه *

14:01.708 --> 14:03.665
بفرماييد بشينيد -
ممنون

14:05.708 --> 14:07.790
ميخواستم درمورد "جان مورلار" باهاتون صحبت کنم

14:08.125 --> 14:10.415
بله ، منشيم برام توضيح داد

14:11.916 --> 14:15.790
"ميتونم بپرسم رابطه شما با آقاي "مورلار

14:16.083 --> 14:18.165
شخصيه يا کاري ؟

14:19.458 --> 14:21.582
کاملا کاريه . ايشون يکي از بيمارام هستن

14:21.916 --> 14:23.749
ديشب ايشون رو کف اتاقش پيدا کرديم

14:26.833 --> 14:27.790
مُرده ؟

14:28.250 --> 14:30.957
نه کاملا ، ولي به شدت مجروح شدن

14:33.375 --> 14:34.374
عجب

14:36.916 --> 14:38.540
واقعا متاسفم که اينو ميشنوم

14:39.541 --> 14:43.290
ولي اميدوارم حالشون هر چه زودتر خوب بشه -
ايشون ديگه هيچوقت خوب نميشن -

14:48.083 --> 14:49.374
چقدر غم انگيز

14:52.250 --> 14:54.415
بنظر مياد هيچکس اونو خيلي خوب نميشناسه

14:55.708 --> 14:59.040
خب ، من تاحدودي ميشناختمش

14:59.333 --> 15:01.915
ولي تا اونجايي که من ميدونم هيچ دشمني نداشت
حتي دوست و رفيق هم نداشت

15:02.250 --> 15:04.915
و اين يکي از ايراداش بود -
خب حتما يه دشمني داشته -

15:05.583 --> 15:08.374
خب من فکر نميکنم هميشه اينطور باشه
حتي ممکنه گاهي اوقات يه غريبه به آدم حمله کنه

15:11.625 --> 15:13.624
اونجا دو تا ليوان رو ميز بود

15:14.625 --> 15:17.082
"يکي توش "برندي" بود و اون يکي "ويسکي

15:18.833 --> 15:20.499
خب چه کمکي از دست من ساخته ـست ؟

15:21.208 --> 15:22.790
چرا ميومد پيش شما ؟

15:23.125 --> 15:26.207
به من يک موهبت براي خلق فاجعه داده شده

15:29.125 --> 15:33.165
ظاهرا که تا الان جون سالم بدر بردين -
منظورم واسه خودم نيست ، بلکه واسه ديگرانه -

15:35.458 --> 15:38.124
شما اومدين پيش من تا اين موهبت رو اثبات کنم

15:38.375 --> 15:40.957
يا اينکه کمک کنم تا عوضش کنيد، آقاي "مورلار"؟

15:41.250 --> 15:43.249
اون توهم ميزد

15:43.541 --> 15:47.249
بيشتر بيماراني که به اينجا مراجعه ميکنن
فکر ميکنن که اين دنيا براشون خيلي زياده

15:47.541 --> 15:50.499
آقاي "مورلار" هم فکر ميکرد
اين دنيا براش خيلي زياديه

15:51.500 --> 15:54.749
بيماري اون از زماني شروع شده که يک پرستارِ
بچه که ازش متنفر بوده در اثر بيماري سرخک ميميره

15:55.041 --> 15:57.040
فکر ميکرده مقصر مرگش بوده

15:57.375 --> 16:01.290
اون يه هرزه ايرلندي بود ، يه جانماز آب کشِ تسبيح به دست

16:01.625 --> 16:04.499
که نيازمندِ تسکينِ نفرين شده ها بود

16:04.833 --> 16:06.374
و چون بر شما مسلط شود

16:06.708 --> 16:09.082
خداوند بيشتر از اين به شما رحم نخواهد کرد

16:10.166 --> 16:12.124
زيرا شما مانند يتيمان سرگردان شديد

16:12.541 --> 16:16.124
و لوسيفر (شيطان) پيروز نشد

16:16.625 --> 16:20.207
آنهم در مقابل قدرت و ترس از خداوند

16:20.500 --> 16:24.415
و در خشم او (خدا) گرفتار شد
او خشمِ خود را مانند آتش بر سر لوسيفر ريخت

16:25.333 --> 16:27.124
عذابي وحشتناک

16:27.416 --> 16:31.457
گوشت آنان که در گناه ثابت قدم بوده اند را ميسوزاند

16:32.041 --> 16:34.624
و ستمکاران را به تاريکي محکوم ميکند

16:34.958 --> 16:36.707
از اون شب به بعد

16:37.041 --> 16:40.290
مغزم پر شده بود از تصاوير جهنم خونيني
که اون برام توصيف کرده بود

16:40.916 --> 16:43.457
تا اينکه يک شب ، بيماري سرخک گرفتم

16:43.833 --> 16:45.832
چشمام رو بستم و خطاب به شيطان دعا کردم

16:46.500 --> 16:47.957
لوسيفرِ عزيز "

16:48.250 --> 16:54.057
همونطور که منو ميسوزوني
" اجازه بده اونم در آتش جهنم بسوزه

16:57.041 --> 16:58.707
روز بعد به بستر بيماري افتاد و مُرد

17:00.333 --> 17:04.374
اون يه نويسنده ـست ، واسه همين دوست داره
يکم وحشت چاشنيِ توصيفاتش کنه

17:05.583 --> 17:07.499
ولي واسه دستگير کردنش دليلِ کافي نيست

17:08.333 --> 17:09.957
ببينم ، چيزِ ديگه اي هم اون تو هست ؟

17:11.416 --> 17:14.707
بله ، هست
متاسفانه توهم هاش تقويت شده بودن

17:15.000 --> 17:18.915
اون مکانِ خسته کننده و دلگير ، هتل هاي داغوني داشت

17:19.041 --> 17:22.832
"به نام هاي "آتلانتيس" و "فِير ويو" و "ولکام -
جان -

17:24.375 --> 17:26.749
و مادرم خيلي شبيه اين هتل ها بود

17:27.333 --> 17:30.499
يک دهه از عمر زيباييش گذشته بود و چين و چروک هاي
صورتش رو با کُلي رنگ پوشونده بود

17:30.625 --> 17:33.624
با اينکار سعي داشت ظاهر خودشو بهتر نشون بده

17:33.791 --> 17:36.915
جان ... واسه يه بارم که شده يه کارِ مفيد بکن

17:36.916 --> 17:38.332
برو چترمو بيار

17:38.583 --> 17:40.790
پدرم سبيل داشت ، يک ژاکت ميپوشيد که

17:41.541 --> 17:42.874
روش يک درجه سرگردي داشت

17:43.208 --> 17:46.207
و اونو از يک هَنگ ذخيره در انگلستان آورده بود

17:47.666 --> 17:49.790
پدر و مادرم هيچ تناسبي باهم نداشتن

17:53.416 --> 17:56.415
اگه کفشات خراب بشن
بايد با دمپايي بري مدرسه

17:57.833 --> 18:00.915
خداي من ، نميدونم چه گناهي کرديم که
اين سر به هوا رو انداختي تو دامن ـمون

18:09.375 --> 18:11.832
تا اونجايي که من ميدونم ، اون هيچ چيزش به ما نرفته

18:12.333 --> 18:16.082
با اون چشماي قلنبه و دهن احمقانه و نيمه بازش

18:17.333 --> 18:18.915
خب معلومه که خيال باف هم ميشه

18:19.250 --> 18:20.874
خيلي ديگه داري سخت ميگيري

18:21.208 --> 18:24.082
اون طبيعتش درون گراست

18:24.416 --> 18:26.957
"سعي نکن با اين حرفا گولم بزني ، "هنري مورلار

18:27.458 --> 18:28.707
اون يه احمق به دنيا اومده

18:28.958 --> 18:32.207
منم ميدونم منشاء همه اينا از کجاست
... اين خصوصيت ارثيه

18:45.583 --> 18:47.999
جان ، از اونجا فاصله بگير ، کوچولوي احمق

18:48.333 --> 18:51.415
هنري ، تو يه چيزي بهش بگو -
به اون دست نزن ، بچه -

18:52.208 --> 18:55.249
بذار واسه خودش خوش باشه -
حالا ديگه به جاي من ، طرفداري اونو ميکني ؟ -

18:55.583 --> 18:57.374
ديگه چيکار بايد ميکردم که نکردم

18:57.708 --> 18:59.790
ناهارتونو دادم ، حالا هم بايد دوباره جمعشون کنم

19:00.958 --> 19:03.415
از وقتي اين بچه اومده ، يه روز خوش نداشتم

19:03.708 --> 19:05.749
جان ، بيا اينجا و به مادرت کمک کن

20:26.083 --> 20:28.082
با ترمز ماشين ور رفته بودي ؟

20:28.583 --> 20:29.582
نه

20:30.333 --> 20:31.915
اصلا فرياد نزدي ؟ بهشون هشدار هم ندادي ؟

20:32.583 --> 20:34.957
وقتي از پنجره هتل داشتم نگاهشون ميکردم
... ميدونستم که

20:35.458 --> 20:36.374
اجتناب ناپذيره
* کاري از دستم برنمياد *

20:39.166 --> 20:42.832
مطمئني که اين فقط يه بهانه نيست ؟ -
ميشه گفت فقط يه تفسير ساده ـست -

20:44.833 --> 20:46.832
... حتي اگه يه اتفاق هم ميبود

20:46.875 --> 20:48.207
بازم مهم نبود

20:48.500 --> 20:50.457
مگه بازم بوده ؟ -
يه چندتايي -

20:52.166 --> 20:54.665
همه ـشون هم اجتناب ناپذير بودن ؟

20:56.833 --> 20:58.249
من اينطور احساس ميکردم

21:03.583 --> 21:06.999
و اون کُل زندگيش بارِ اين
محکوميت رو به دوش ميکشيده ؟

21:08.416 --> 21:09.415
بله

21:12.250 --> 21:14.957
بله ، اينم يه جور توصيف براي کاراشه

21:15.958 --> 21:18.540
دکتر ، خانوم "هريسون" به ديدنتون اومدن

21:19.041 --> 21:21.082
متاسفم ، بازرس
ديگه بيمار برام اومده

21:21.416 --> 21:23.790
اگه کمکي از دستم برميومد خبرم کنيد -
بر مياد -

21:26.333 --> 21:28.582
ميخوام جريانِ بقيه ي حوادث رو بشنوم

21:30.291 --> 21:32.749
اگه اون باور داشته که تو اين حوادث مُقصره

21:33.041 --> 21:35.124
پس ممکنه فردِ ديگه اي هم به اين قضيه پي برده باشه

21:36.125 --> 21:37.749
و ازش انتقام گرفته باشه

21:38.833 --> 21:42.665
من که اينطور فکر نميکنم
اکثر مردم ديدِ عاقلانه اي نسبت به اين بيماري دارن

21:42.958 --> 21:45.499
و فقط افرادِ خيالباف هستن که توهماتشون رو جدي ميگيرن

21:45.791 --> 21:48.540
ميتونم ساعت 6 به ديدنتون بيام ؟
بعد از اتمام ساعت کاريتون

21:49.541 --> 21:50.499
امشب ؟

21:51.875 --> 21:55.915
يک قاتل يا حداقل کسيکه اقدام به قتل کرده
الان يه جايي تو لندن ـه

21:57.750 --> 21:59.415
و من ميخوام که پيداش کنم

22:00.291 --> 22:02.207
من امشب با يه نفر قرار شام دارم

22:04.500 --> 22:06.582
بسيار خب ، بازرس ، ساعت 6

22:06.875 --> 22:08.040
ممنون

22:09.875 --> 22:13.082
راستي "جهتِ غرب" براي شما مفهومي داره ؟

22:15.625 --> 22:18.124
اونو تو دفتر خاطراتش کنار اسم شما نوشته بود

22:20.166 --> 22:23.165
نه ، نميدونم چه مفهومي ميتونه داشته باشه

22:23.916 --> 22:25.499
ممنون ، دکتر

22:31.916 --> 22:35.707
ببخشيد ، لطف کنيد سر راه نايستيد -
ببخشيد -

22:38.375 --> 22:41.957
خبري شد ؟ -
نه ، قربان . اوضاعش وخيمه

22:43.250 --> 22:45.707
ميخوام دکتر "جانسون" رو ببينم
امروز اومده ؟

22:46.000 --> 22:48.665
فکر ميکنم باشه ولي سر همه ـشون شلوغه

22:49.833 --> 22:52.540
همه هم از اوضاع امروز ناراضين

22:53.083 --> 22:55.957
.... بنظر نمياد که -
صبر کن ، ايناهاش -

22:56.791 --> 23:02.132
بايد پلاسماي بيشتري داشته باشيم
با "ليدز" تماس بگير و سعي کن "مَکمانوس" رو بياري اينجا

23:02.333 --> 23:04.290
ليست کامل مجروحين رو هم بهشون بده

23:04.625 --> 23:07.374
"اوه ، بازرس "بورونل
هرجا ميري باخودت دردسر مياري

23:07.708 --> 23:10.457
هي ، "وايت" ، اسامي بچه ها رو از ليست جدا کن
حال "مَکمانوس" گرفته ميشه

23:11.541 --> 23:15.624
اين کار واقعا اتلاف وقته
نميتونيم تا ابد با دستگاه زنده نگهش داريم

23:16.208 --> 23:17.832
وقت شما رو هم تلف ميکنه

23:18.500 --> 23:21.707
اگه ميشد فقط يک کلمه حرف ميزد ، کافي بود -
مفاصل آرواره هاش شکسته -

23:22.000 --> 23:24.499
حتي اگه هوشياريش هم سرجاش بود نميتونست حرف بزنه

23:24.791 --> 23:26.374
ميتونست که بنويسه

23:29.291 --> 23:30.707
اينو ميبيني ؟

23:31.708 --> 23:33.374
اين نبض ـشه

23:35.791 --> 23:37.249
حالا اينو ببين

23:37.541 --> 23:40.874
الان داري يه معجزه رو تماشا ميکني
اين نواز مغزيه . مغز اون

23:42.041 --> 23:45.374
مغزش بعد از اون همه ضربه و شکستگي اصلا نبايد کار کنه

23:46.416 --> 23:47.665
عجيبه

23:47.916 --> 23:49.749
مغز از خودش يه قدرتي داره

23:50.500 --> 23:54.290
"ولي دارم بهت هشدار ميدم ، "بورونل
وقتي جيغ و داد مغزش تموم شد ، من اون تخت رو ميخوام

24:02.208 --> 24:05.165
پيشش بمون و کاغذ و قلم هم آماده داشته باش

24:05.541 --> 24:06.540
چشم ، قربان

24:25.333 --> 24:28.957
همه چيز روبراهه ، بازرس ؟
معاونِ کميسر ميخوان چند کلمه اي باهاتون صحبت کنن

24:35.791 --> 24:38.832
متاسفم ، "بورونل" . رفتم دفترت ، گفتن داري ميري
پيشِ ناشرش ، ميخواستم يه مطلبي رو بهت بگم

24:39.250 --> 24:40.457
مطلب مهميه ؟

24:41.000 --> 24:42.499
درمورد "مورلار" ـه -
بفرمائيد ، قربان -

24:42.708 --> 24:45.249
پرونده ي ديگه اي هم داري ؟ -
بله ، قربان -

24:45.583 --> 24:47.999
... پرونده ي يه چاقوکشي در پارک کلاپام -
بيخيالش شو -

24:50.041 --> 24:51.999
ميخوايم بدونيم کارِ کي بوده

24:52.375 --> 24:53.665
منم همينطور

24:54.333 --> 24:58.549
البته ، خوشحالم که اين پرونده دست توئه
دلمون نميخواد غير از تو کَس ديگه اي پيگيريش کنه

24:58.708 --> 25:00.749
چرا نميريد تو "پيکاديلي" با هم گپ بزنيد ؟
* يکي از چهار راه هاي لندن *

25:01.083 --> 25:02.915
اونجا ميتونيد بيشتر ترافيک کنيد

25:05.083 --> 25:06.707
مطلب ديگه اي هم هست که بايد بدونم ؟

25:07.083 --> 25:10.082
نه ، فقط منو در جريان امور قرار بده

25:14.625 --> 25:17.457
نويسنده ي با استعدادي بود
و چند تا کتاب آخرش خيلي بهتر بودن

25:18.000 --> 25:22.290
درمورد چي بودن ؟ -
شيطان ... و قدرت -

25:22.583 --> 25:25.582
اون استعداد عجيبي در ربط دادن اينا داشت
ولي هيچکس نميخواست درباره ـش بدونه

25:25.875 --> 25:28.665
نسخه هاش هميشه فروش ميرفتن
ولي هيچوقت بهش توجهي نميشد

25:29.583 --> 25:31.832
ممکنه نوشته هاش واسه ـش دشمن تراشيده باشه ؟

25:32.125 --> 25:33.874
بهتره خودتون بخونيدشون

25:34.750 --> 25:37.832
از اونجايي که زياد مورد توجه نبود
شک دارم کسي به فکر کُشتنش بوده باشه

25:39.291 --> 25:40.707
آره، مسخره ـست

25:42.041 --> 25:45.415
ميدونيد ، يه خصلت هايي داشت
خيلي خاص بود

25:45.708 --> 25:48.749
خيلي جدي ، يکمي هم ترسناک بود

25:49.083 --> 25:52.499
اگه راستشو بخواين بايد بگم تعجب نميکنم اگه کسي
قصد کشتنشو داشته ، ولي نميتونم بگم چرا

25:53.166 --> 25:54.999
زندگي شخصيش چطور ؟

25:56.166 --> 25:59.374
شک دارم زندگي شخصي داشته باشه
اون خيلي تو خودش بود

26:00.291 --> 26:03.290
از بين تمومِ ملاقات هايي که با هم داشتيم
فقط يکيشو خوب يادمه

26:03.625 --> 26:05.624
که اونم چندان خوب پيش نرفت

26:06.000 --> 26:07.832
من دست نوشته هات رو خوندم

26:08.333 --> 26:10.249
خيلي هيجان انگيزن

26:11.125 --> 26:13.832
عاشق اون بخشِ طنزآميزي هستم که
درمورد نخست وزير نوشتي

26:14.875 --> 26:17.749
ولي اين قسمتش منو يکمي نگران ميکنه

26:19.250 --> 26:23.249
... اين خداوند است که بايد -
در مقابل افکار عمومي بايستد -

26:24.000 --> 26:28.624
دشمن مقتدرِ شيطان بايد با راي قربانيانش روبرو شود

26:28.916 --> 26:32.374
و اين درمانده ها ، نا اميدها و مايوس ها
هستند که نابود ميشوند

26:34.708 --> 26:36.374
بنظرم يکم اغراق آميزه

26:36.666 --> 26:39.540
من ديگه مسئولِ گفته هاي شخصيت هاي کتاب نيستم

26:39.833 --> 26:43.040
نا اميدي "کولبي" اين حق رو بهش ميده که
با هر موجود آسماني طعنه آميز حرف بزنه

26:43.750 --> 26:46.499
آره ، ولي خواننده هات که از اين جهت بهش نگاه نميکنن
فکر ميکنن که گفته هاي خودته

26:49.166 --> 26:53.207
من که ميتونم باهاش کنار بيام
نا اميدي رو خيلي خوب ميشناسم

26:55.250 --> 26:57.957
هر طور خودت صلاح ميدوني
... يه بخشِ

26:58.791 --> 27:00.790
ديگه هم بود که منو متعجب کرد

27:01.125 --> 27:02.415
! باورم نميشه

27:06.000 --> 27:06.999
جان ؟

27:07.458 --> 27:09.540
يه لحظه وايسا
... فکر کنم بايد

27:11.125 --> 27:12.124
جان ؟

27:35.666 --> 27:37.915
اونا بيشتر از سه ساعت همونجا نشسته بودن

27:38.916 --> 27:40.874
ساعت 6 که ميرفتم ، هنوز همونجا بودن

27:42.208 --> 27:44.457
دفعه بعد که ديدينش درباره اونروز ازش پرسيدين ؟

27:46.375 --> 27:49.707
نه ، نبايد تو مسائلي که "مورلار" دوست نداشت
کسي بدونه ، دخالت ميکرديم

27:50.375 --> 27:53.374
اون ولگرد چطور ؟
يادتونه چه شکلي بود ؟

27:53.666 --> 27:57.207
ميتونيد چهره ـش رو برام توصيف کنيد ؟ -
راستش ، نه -

27:58.041 --> 28:00.415
من يکمي نزديک بين هستم

28:01.500 --> 28:02.874
از کمکتون خيلي ممنونم

28:03.166 --> 28:06.790
خواهش ميکنم. ببخشيد ديگه
همه ي چيزي که ميدونستم همين بود

28:21.208 --> 28:24.832
تو يه همچين کشوري اون بايد
دليل مُوجهي واسه زنده بودن داشته باشه

28:28.291 --> 28:30.707
با اين موهبت نميتوانم تنهايي زنده بمانم

28:31.875 --> 28:34.249
از آن مهمتر نميتوانم با آن بميرم

28:34.291 --> 28:37.332
زيرا اين موهبتي زيبا در وجودِ من است

28:37.666 --> 28:40.790
هر دوي آن ميتواند شما را به مرگ بکِشاند
* منظور از هر دوي آن : زنده بودن و مُردنشه *

28:40.916 --> 28:44.082
خداوند و عيسي مهربان شاهدين اين موهبتن

28:44.916 --> 28:46.457
دهان پرهيزگاران بسته ميشود

28:46.541 --> 28:49.707
و سپس بزرگترين بها را از شما ميگيرد

28:49.750 --> 28:51.540
از "اِل"  خبري نيست

28:52.250 --> 28:55.874
ديوارهاي کليسا از قدرت اين ذهن خواهند ريخت

28:56.625 --> 28:59.165
پس معني اين ناممکن چيست ؟

29:01.208 --> 29:04.790
زونفلد" ، اي کاش فقط او ميدانست"

30:17.916 --> 30:19.457
چشماتون کم سو ميشه ، بازرس

30:19.791 --> 30:22.332
ما داشتيم از مستاجرين پرس و جو ميکرديم
هيچکدوم باهاش برخوردي نداشتن

30:22.625 --> 30:26.040
فقط يه زنه باهاش صحبت کرده تا راضيش کنه
که به انجمن مستاجرين ملحق بشه

30:26.500 --> 30:29.874
اونم برگشته گفته : ديگه با اين خاله زنک بازياي مزخرف
مزاحمم نشيد و درب رو به روش بسته

30:32.458 --> 30:34.832
هر لحظه بيشتر و بيشتر اين مَرد رو تحسين  ميکنم

30:35.125 --> 30:36.957
چي ؟
حتي با اين مجموعه عکس هايي که داره ؟

30:37.666 --> 30:41.207
به اون "مِدوسا" نگاه کنيد. اونقدرا هم
خوشگل نبوده ، مگه نه ؟
*يک زنِ زشتِ مارموي در افسانه هاي يونان باستان*

30:41.500 --> 30:44.290
اون يه هيولا بوده که براي نبرد با خدايان خلق شده بوده

30:44.583 --> 30:47.457
و اگه بهش زول ميزدي به سنگ تبديلت ميکرده
پس قرار نبوده خوشگل باشه

30:48.083 --> 30:49.915
بيا ، ميخوام يه چيزي نشونت بدم

30:50.250 --> 30:52.415
چه خبر از بيمارستان ؟ -
همونجوريه -

30:52.833 --> 30:56.707
آهان. من يه چند نفريو ميخوام که روي
مستاجرايي که کار ميکنن ، تحقيق کنن

30:56.958 --> 30:59.832
و به هر چيز مشکوکي که برخوردن
اونو روي کاغذ پياده کنن

31:00.125 --> 31:01.957
يعني بهمون نيرو ميدن ؟

31:02.416 --> 31:03.624
بله ميدن

31:04.125 --> 31:05.040
ببين

31:05.708 --> 31:07.999
سيل ، گردباد

31:08.916 --> 31:11.457
زلزله ، قتل عام

31:12.625 --> 31:14.624
شورش

31:16.333 --> 31:19.749
قتل ، جنايت ، سوانح هوايي

31:20.791 --> 31:23.415
... قحطي
همه ـشون چيزي نيستن جز فاجعه

31:24.375 --> 31:27.374
و همه رو تو اين چند ساله جمع آوري کرده

31:27.916 --> 31:30.040
طرف روانيه -
شايد -

31:30.333 --> 31:33.665
ولي وقتي همه اينا رو باهم ميبيني
تازه متوجه ميشي که کنار چه فجايعي زندگي ميکني

31:34.000 --> 31:35.374
تا چه حد پيش رفته ؟

31:36.291 --> 31:40.290
"نيروگاه اتميِ "ويندسکِل
"سقوط بمب افکن "بي - يک

31:40.583 --> 31:42.540
زيردريايي آمريکايي

31:42.791 --> 31:45.124
آخريشم کسب و کارهاي خطرناک

31:46.208 --> 31:49.457
حيف شد ، اگه يکم ديگه زندگي ميکرد
ميتونست يه صفحه هم درمورد سفر به ماه اضافه کنه

31:51.041 --> 31:52.040
اوهووم

31:52.875 --> 31:54.790
"فجايع هيچ پاياني ندارن ، گروهبان "داف

31:55.166 --> 31:57.999
هرزماني که ميمُرد
يه فاجعه ي ديگه اتفاق ميوفتاد

31:58.291 --> 32:01.124
خب ، پس موضوع چيه ؟ -
نميدونم -

32:02.583 --> 32:05.082
با خودم فکر کردم ، شايد چيز بهتري به ذهن تو برسه

32:06.208 --> 32:08.290
مرگ اون يه فاجعه خواهد بود

32:08.583 --> 32:10.832
شايد ميخواسته خودش هم به اون کتاب اضافه بشه

32:12.291 --> 32:14.207
بدک نبود ، شايد

32:15.791 --> 32:18.790
به "راجرز" بگو بقيه اون مجلات رو بياره دفترم

32:19.291 --> 32:22.249
بايد کلي وقت واسه خوندن
مجلات و رمان هاش بذارم

32:23.083 --> 32:26.374
از اون روانپزشکه چي دستگيرت شد ؟ -
دارم دوباره ميرم ببينمش -

32:27.625 --> 32:28.582
الان

32:28.875 --> 32:31.832
حداقل ميفهمم نظر يه زن
درمورد يه همچين مردي چي بوده

32:32.666 --> 32:36.124
زنه ؟ -
آره ، زنه -

32:36.666 --> 32:38.415
ولي به تيپ تو نميخوره

32:40.291 --> 32:42.207
دلم ميخواد تا اونجايي که در توانمه بهتون کمک کنم، بازرس

32:42.541 --> 32:45.540
ولي من همه دست نوشته هامو درمورد آقاي
مورلار" مطالعه کردم ولي چيزي پيدا نکردم که"

32:45.875 --> 32:48.540
باعث بشه ، اونجور که شما حدس زدين
يه نفر بخواد بهش حمله کنه

32:49.500 --> 32:52.832
و امشب شب خيلي مهمي براي منه

32:53.166 --> 32:54.832
پس مختصرش ميکنم

32:55.583 --> 32:58.457
شما ميدونين "اِل" کي ميتونه باشه ؟

32:58.750 --> 33:02.749
: تو دفتر خاطراتش نوشته بود
" هيچ خبري از "اِل" نيست "

33:03.500 --> 33:05.124
اين هيچ معني براتون نداره ؟

33:06.500 --> 33:08.457
نه ، اون تا حالا به يه همچين شخصي اشاره نکرده بود

33:08.791 --> 33:10.749
بنظر مياد فقط به فاجعه فکر ميکرده -
بله -

33:11.041 --> 33:14.207
بنظرتون ميشه اسم اين حوادثي که
مورلار" خودشو مقصر اونا ميدونسته"

33:14.500 --> 33:16.332
فاجعه گذاشت ؟

33:17.625 --> 33:20.915
خب ، بنظرم حداقل به يکي از اونا ميشه گفت فاجعه

33:21.250 --> 33:24.332
مرگ و مير هم توش اتفاق افتاده ؟ -
بله ، يه چندتايي -

33:25.583 --> 33:27.124
چندتا؟

33:31.833 --> 33:33.915
مورلار" هم بخاطرشون سرزنش شده بود ؟"

33:34.916 --> 33:36.915
خب ، بله ، بهش مشکوک شده بودن

33:40.000 --> 33:41.999
ميشه بارونيم رو دربيارم ، دکتر "زونفلد" ؟

33:50.750 --> 33:51.665
"پارسنز"

33:52.166 --> 33:54.207
از اونجايي که اسم کوچيکت "والتر" ـه

33:54.541 --> 33:56.832
و پدرت هم متخصص امور مالي ـه

33:57.083 --> 33:58.999
شايد بهتر باشه تو ادامه درس رو توضيح بدي

33:59.208 --> 34:00.207
... بله ، قربان

34:01.375 --> 34:02.374
... اين

34:03.000 --> 34:04.707
... اولين جنگهاي صليبي است که در
... در ... در

34:06.416 --> 34:08.290
من که بهت يه سرنخ دادم

34:08.666 --> 34:10.957
درحالي که اين شکنجه ادامه داشت

34:11.291 --> 34:14.499
تصميم گرفتم برگ هاي زرد رو تماشا کنم که چطور

34:14.791 --> 34:17.165
بادهاي سرد پاييزي اونا رو به اينور و اونور پرتاب ميکنه

34:17.500 --> 34:19.624
اينجوري خودمو از اون ميدان شکنجه بيرون بردم

34:19.666 --> 34:20.665
... که رهبري اون ...

34:21.125 --> 34:24.124
... به دوش والترِ فقير بود ... و ...

34:26.500 --> 34:30.207
واي ، تو رو خدا بگير بشين
با اين اوغ زدنات حالمو بهم ميزني

34:30.458 --> 34:33.040
... درواقع حقايق رو کتمان ميکنيم ، اين

34:35.458 --> 34:36.457
"مورلار"

34:38.958 --> 34:39.957
"مورلار"

34:42.250 --> 34:43.249
بله ؟

34:43.583 --> 34:46.624
ميشه فرض کنيم اگه حواست اينجا نيست
حداقل جسمت با ماست ؟

34:47.541 --> 34:48.499
بله ، آقا

34:49.375 --> 34:53.249
و دقيقا منظورت از اينکه ميگي بله چيه ؟ -
فرضتون کاملا درسته ، آقا -

34:53.541 --> 34:55.540
داشتم برگ ها رو تماشا ميکردم

34:57.625 --> 34:59.249
بلند شو وايسا

35:00.375 --> 35:02.624
تو داري عمدا تلاش ميکني تا منو احمق جلوه بدي

35:03.333 --> 35:06.749
مطمئنم هرکسي فقط ميتونه
"خودشو احمق جلوه بده ، آقاي "کاپلي

35:08.416 --> 35:09.332
! ساکت

35:10.041 --> 35:11.790
خيلي جالبه

35:12.083 --> 35:16.207
بنظر مياد بين ما يه فيلسوف هست
که برگ ها رو تماشا ميکنه

35:16.875 --> 35:19.332
"خب ، من  تو اين کارِ فيلسوفانه کمکت ميکنم ، "مورلار

35:19.833 --> 35:21.874
بعد از برنامه ي کليسا ، ميري تو حياط و

35:22.166 --> 35:25.040
دقيقا 1149 تا برگ جمع ميکني

35:25.333 --> 35:26.915
و اين عدد ، ميدوني که

35:27.250 --> 35:29.832
تاريخ فسخ شدن جنگ هاي صليبي دوم ـه

35:30.458 --> 35:31.457
چشم ، قربان

35:31.666 --> 35:33.582
بعدش برگ ها رو مياري تو دفتر من
و اونارو با هم ميشماريم

35:33.666 --> 35:37.040
و اگه ببينم يک برگ زياد يا کم باشه
"خُردت ميکنم ، "مورلار

35:37.333 --> 35:41.165
انقدر کتک ـت ميزنم که تا
آخرِ عمرِ نکبت بارت يادت بمونه

35:59.750 --> 36:01.332
! از سر راه برو کنار ، پسر

36:10.375 --> 36:11.207
خب ؟

36:11.208 --> 36:14.582
برگاتون ، آقا ، 1149 تاست

36:16.375 --> 36:18.165
"اين قبول نيست ، "مورلار

36:18.458 --> 36:20.040
اين برگا خيسن

36:20.375 --> 36:23.207
نميتونم بذارم با اين برگا فرشمو کثيف کني

36:23.541 --> 36:26.665
برو خشکشون کن -
چشم ، آقا -

36:35.541 --> 36:37.374
چطور جرات ميکني اينجوري نگام کني ؟

36:37.958 --> 36:38.874
گمشو

36:41.625 --> 36:42.957
! برو گمشو

37:29.291 --> 37:31.290
يک معلم و 4 تا دانش آموز

37:31.583 --> 37:33.207
تو آتيش سوختن

37:34.541 --> 37:36.540
... معلمه هموني بود که اونو وادار کرده بود ؟ -
بله -

37:36.875 --> 37:40.457
تو بازجويي ها کل قضيه معلوم ميشه
اون اعتراف ميکنه که درب کوره رو باز گذاشته بوده

37:40.750 --> 37:42.832
ظاهرا علت آتش سوزي هم همون بوده

37:43.583 --> 37:45.540
کسي باور نکرد که عمدي در کار بوده

37:45.875 --> 37:49.124
اون از همه اتهامات تبرئه شد -
والدين پسرايي که سوخته بودن ، چي ؟ -

37:50.875 --> 37:51.999
اونو ديگه من نميدونم

37:55.375 --> 37:57.749
خب ، اولين سرنخ رو بهم دادين ، دکتر

37:58.041 --> 38:01.290
ازتون سپاسگزارم -
خب ، خوشحالم که تونستم کمکي بهتون بکنم -

38:01.583 --> 38:02.915
خودِ "مورلار" چه احساسي نسبت به قضيه داشته ؟

38:04.583 --> 38:07.790
وقتي جلوي در به "کاپلي" نگاه کردم
ميدونستم که قراره بميره

38:10.375 --> 38:11.999
اون چهارتا بچه چي ؟

38:13.791 --> 38:15.665
اونا يکي از دلايل اينجا بودنم هستن

38:16.583 --> 38:19.457
تو ساختمون رو آتيش زدي ؟ -
من مدرسه ـمو آتيش نزدم -

38:19.750 --> 38:21.999
من ترمز ماشين پدرمو دستکاري نکردم

38:24.250 --> 38:25.165
پس چي ؟

38:25.750 --> 38:27.790
پس بايد يه چيز ديگه اي هم بوده باشه

38:29.541 --> 38:31.207
چيز ديگه اي هم بوده ؟

38:33.833 --> 38:36.707
چه چيز ديگه ميتونسته باشه ؟

38:42.583 --> 38:45.082
درسته ، در جنوب کِنت
بله

38:47.583 --> 38:50.624
بله . ميخوام اسامي اون پسرايي که مُردن رو برام بگيري

38:50.875 --> 38:51.874
... بله ، بله

38:52.625 --> 38:55.207
بعد مشخصات کامل خونواده هاشونم ميخوام

38:55.791 --> 38:58.082
کدوماشون زنده ـن ، چيکار ميکنن و کجان

39:01.000 --> 39:02.999
ميدونم ، ميدونم دير وقته ، گروهبان ، ميدونم

39:04.500 --> 39:07.707
چطوره فردا صبح شروع کنيم ؟
صبح زود ؟

39:09.416 --> 39:10.415
هووم

39:22.166 --> 39:23.790
اِل" امروز"

39:24.750 --> 39:26.290
فردا برميخيزند

39:27.583 --> 39:29.332
: يکي از آنها گفت

39:29.583 --> 39:32.124
" من يک فرد عادي هستم که کارم را انجام ميدهم "

39:32.416 --> 39:34.374
و يک مشت حرفاي تهوع آورِ ديگر

39:34.666 --> 39:38.040
آنها نگران شکاف در جهتِ غرب هستند

39:39.541 --> 39:40.832
خواهيم ديد

39:41.625 --> 39:42.582
اومدم

39:44.666 --> 39:45.624
! تِلِه کينزي
*قدرت حرکت دادن اجسام با ذهن*

39:47.208 --> 39:48.207
بله ؟

39:53.208 --> 39:54.999
اوه ، گروهبان "داف" ، بيا تو

39:57.458 --> 39:59.415
فکر کنم يه چيزي پيدا کردم

39:59.916 --> 40:01.374
منم همينطور

40:04.958 --> 40:07.874
دو تا از همسايه ها ميگن "پنينگتون" احساس ميکرده

40:08.166 --> 40:11.124
مورلار" مسئول مرگ همسرش بوده"

40:12.041 --> 40:15.165
چطوري مُرده بوده ؟ -
ظاهرا خودکشي کرده -

40:19.250 --> 40:23.124
مورلار" اين عادت رو داشته که خودشو"
مسئول اينجور اتفاقات ميديده

40:24.166 --> 40:25.874
..."ولي درمورد اين يکي ، "پنينگتون

40:26.833 --> 40:28.832
اصلا جرات آدم کُشي رو داره ؟

40:28.875 --> 40:30.165
نميدونم

40:30.250 --> 40:32.790
اگه عاشق همسرش بوده ، امکانش هست

40:33.458 --> 40:36.415
اَمان از اين همسايه ها
مردُم بايد سرشون به کار خودشون باشه

40:37.041 --> 40:40.040
"اونا قصدشون کمک بوده ، آقاي "پنينگتون -
اونا سعي نميکنن به من کمک کنن -

40:40.833 --> 40:43.124
از اون يارو متنفر بودم
ولي هيچوقت سعي نکردم بکُشمش

40:43.416 --> 40:46.040
معلومه که نه
ولي هر چي درباره ي "مورلار" بيشتر بدونيم

40:46.333 --> 40:48.374
راحت تر ميتونيم اوني که اينکارو کرده رو دستگير کنيم

40:48.666 --> 40:51.540
حقش بود اين بلا سرش بياد

40:51.583 --> 40:52.790
حقش بود

40:53.000 --> 40:54.999
تا حالا چشماي "مورلار" رو ديده بودين ؟

40:55.333 --> 40:57.332
نميشه که فقط به خاطر چشماش اين بلا
"رو سر يه آدم در آورد ، آقاي "پنينگتون

40:57.625 --> 41:01.207
شايد با بعضيا بايد همينکارو کرد
کليسا ميگه تو وجود بعضيا شيطان هست

41:01.541 --> 41:02.999
و واقعا هم هست

41:03.333 --> 41:06.082
اگه بخاطر اون نبود ، "گرِيسِ" من الان زنده بود

41:07.750 --> 41:11.165
اون همسرتونو کُشت ؟ -
درسته که با اسلحه اونو نکُشت -

41:11.916 --> 41:14.040
ولي واسه کُشتن يه آدم هزارتا راه وجود داره

41:15.958 --> 41:17.957
بگيد دقيقا اون چيکار کرده بود ، آقاي "پنينگتون"؟

41:19.541 --> 41:21.499
همه ـش بخاطر يه ماهي بود

41:23.166 --> 41:24.332
هان ؟ -
ماهي ؟ -

41:25.666 --> 41:26.707
بله ، ماهي

41:26.875 --> 41:30.915
ببين ، گنديده ـست. چجوري ميتوني واسه خريدن
يه ماهي فاسد و گنديده پول خرج کني ؟

41:31.208 --> 41:33.082
خودم با دقت نگاش کردم

41:33.333 --> 41:35.332
گنديده نيست
بخاطر نورِ اينجاست

41:35.583 --> 41:37.957
نور هيچ ربطي به اين نداره

41:38.250 --> 41:42.124
اين بدجوري گنديده
! رنگشو ببين. واي واقعا که چندش آوره

41:42.416 --> 41:46.457
اون مُرده. همه ي ماهيا وقتي ميميرن اين شکلي ميشن -
دوست دارم بدونم اين ماهي واسه چي مُرده ؟ -

41:46.750 --> 41:49.707
حتما پر از جيوه و سرب و سموم درياييه

41:50.666 --> 41:54.707
اينم مث بقيه ماهيا مُرده
اصن کنارش يکم سس جعفري درست ميکنم

41:55.000 --> 41:57.457
اگه ميخواي منو مسموم کني
چرا انقدر به خودت زحمت ميدي ؟

41:57.791 --> 42:01.790
من نميخوام مسمومت کنم. ماهيش خيلي هم خوبه
... آقاي "ميلر" که به من جنسِ

42:02.250 --> 42:06.165
آقاي "ميلر"؟
چون ميدونه احمقي جنس فاسد بهت ميندازه

42:06.916 --> 42:08.499
من که نميخورمش

42:08.750 --> 42:10.749
تا تو اول نخوريش ، من بهش لب نميزنم

42:11.583 --> 42:12.665
خيلي خب ، خيلي خب

42:12.916 --> 42:16.332
محض رضاي خدا صداتو بيار پايين
اصن يه چيز ديگه ميخوريم

42:16.666 --> 42:18.665
خداي من ، من تمام روز واسه درست کردن
اين غذا برنامه ريزي کردم

42:18.958 --> 42:20.832
اونوقت تو يه جونور پر از کثافت رو واسم مياري خونه

42:21.125 --> 42:23.499
نميدونم از دست تو ديگه چيکار کنم

42:23.833 --> 42:25.374
صداتو بيار پايين ، زن

42:26.458 --> 42:29.749
چطور ميتونم ساکت باشم وقتي
صداي تلويزيون کُل خونه رو برداشته ؟

42:30.083 --> 42:32.457
تو بيشتر نگران همسايه ها هستي تا نگرانِ من

42:32.708 --> 42:35.957
هيچم اينطور نيست. ببين اين ماهي لعنتي رو
روزنامه پيچ کردمو ميندازمش دور

42:36.291 --> 42:38.665
الان هم ، خواهشا ، يه قرص بخور و آروم بگير

42:38.958 --> 42:40.832
يه قرص بخور

42:41.083 --> 42:43.415
! واي خدايا ، از دستِ تو و اون دکتره

42:43.750 --> 42:47.332
من نميدونم چجوري تونستم تا الان زنده بمونم
نميدونم چجوري

42:47.625 --> 42:50.457
ميخوام برات يه کنسرو راويولي باز کنم
خيلي هم خوشمزه ـست
* يه نوع پاستاي ايتاليايي *

42:51.166 --> 42:52.249
واي خدايا ! ترجيح ميدم بميرم

42:54.083 --> 42:56.165
ترجيح ميدم قبل از اينکه تو منو بکُشي خودم اينکارو کنم

42:56.458 --> 42:59.832
دست از اين حرفا بردار -
واست مهم نيست ، واسه هيچکس مهم نيست -

43:00.125 --> 43:03.499
الان از همينجا خودمو پرت ميکنم پايين -
بخاطر خدا بپر ، زنيکه -

43:19.875 --> 43:21.249
گرِيس"؟"

43:29.500 --> 43:30.832
گرِيس"؟"

43:40.416 --> 43:43.415
مورلار" از اول يه نويسنده بوده ؟" -
نه ، قبلا وکيل بوده -

43:44.333 --> 43:45.582
شيطان بيچاره

43:45.875 --> 43:48.665
من هر روز از طريق روزنامه ها پيگيرش هستم
تا ببينم هنوز زنده ـست يا نه

43:48.916 --> 43:52.124
پزشکان گفتن مث يه معجزه ـست -
اون اراده قوي براي زنده موندن داره -

43:52.458 --> 43:55.374
آدميزاد همينه ديگه
مرگ و زندگي ، هر دو براش خنده داره

43:56.583 --> 43:58.332
پرسيدين از کجا ميشناسمش ؟

43:58.916 --> 44:01.207
يه مدتي دانشجوي من بود

44:02.333 --> 44:06.415
يه دانشجوي عادي مث بقيه دانشجوها بود، ولي
سعي ميکرد به روش خودش پيش بره

44:08.291 --> 44:11.290
هيچوقت نتونستم باهاش کار مشترک انجام بدم
يکم بدقِلق بود

44:12.500 --> 44:13.790
حتي با قانون هم کنار نميومد

44:14.083 --> 44:16.665
انگار قلبي تو سينه ـش نداشت
و تو تخصصش خيلي سنگدل بود

44:17.625 --> 44:21.624
ازدواج کرده بود ، البته عاقلانه نبود
ولي خيلي خوب ارتباط برقرار ميکرد

44:21.916 --> 44:23.624
که انگار کمکي بهش نکرده

44:26.416 --> 44:28.415
چه جور آدمي بود ؟

44:29.000 --> 44:30.749
آدم خيلي مُنضبطي بود

44:31.708 --> 44:33.624
چشماي نگراني هم داشت

44:33.916 --> 44:36.790
موقع صحبت کردن هيچوقت نگاهشو از آدم برنميداشت

44:37.125 --> 44:38.957
انگار يه جور احساس گناه توشون بود

44:40.583 --> 44:42.582
چرا کارِ وکالت رو ول کرد ؟

44:44.041 --> 44:47.457
فکر کردم دليلشو ميدونين
فکر ميکردم بخاطر همين اومدين اينجا

44:47.791 --> 44:51.457
نه نميدونم -
عجب -

44:52.583 --> 44:55.290
"خب آقاي "مورلار
ميشه خواهش کنم کوتاه‌ترش کنيد ؟

44:55.583 --> 44:58.874
اولين صحبت هاي آقاي وکيل بيشتر از چيزي که

44:59.208 --> 45:01.165
نيازه، زمان دادگاه رو گرفت

45:06.958 --> 45:10.999
عاليجناب
بدترين نشانه شرارت کتابچه آقاي "لاولس" در اينه که

45:11.375 --> 45:14.415
ايشون حاضره هر کاري که از دستش برمياد بکنه

45:14.750 --> 45:16.749
تا دنيا رو منطقي‌تر و

45:17.416 --> 45:20.040
انساني‌تر از ايني که ما درش زندگي ميکنيم ، بکنه

45:21.041 --> 45:22.749
گفته هاي ايشونه ، نه من

45:23.083 --> 45:24.790
سخنراني هاش بي اساس هستن

45:25.125 --> 45:28.540
ايشون حتي درمورد سياستمدار خاصي هم
... مطلب ننوشته ، چه برسه

45:28.583 --> 45:30.582
آقاي "مولار" ميشه شرح اتهامات رو برامون بخونيد ؟

45:31.375 --> 45:32.332
عاليجناب

45:32.625 --> 45:35.290
دادستان بيش از حد به متهم اتهام وارد کرده

45:36.541 --> 45:40.374
ايشون ادعا کردن که متهم آرزوي ديدنِ
نابودي موزه ي سلطنتي جنگ رو داشته

45:41.291 --> 45:44.457
:چرا؟ چون متهم تنها اين سوال رو پرسيده
آيا ما کودکانمون رو به اين موزه ميفرستيم"

45:44.791 --> 45:47.582
تا خيلي احمقانه به قتل هاي به اصطلاح مجاز
"اداي احترام کنند؟

45:47.875 --> 45:49.207
آيا اين جرمه؟

45:50.875 --> 45:53.207
يه نگاه به اين دادگاه محترم بندازين

45:53.750 --> 45:55.832
ما ادعا ميکنيم که متمدن هستيم، مگه نه؟

45:56.500 --> 45:59.249
اما هنوز افراد بي گناه رو به اتاق هاي وحشت ميفرستيم

45:59.583 --> 46:02.040
اتاق هايي مملوء از درد، قطع عضو و مرگ
:بعدش ميگيم

46:02.333 --> 46:04.915
"بچه ها نگاه کنيد، اين بزرگترين افتخار بريتانياست"

46:05.541 --> 46:08.165
درضمن کجاي اون ديوونه خونه

46:08.458 --> 46:11.582
از بين اون عکسايي که يه پيرمردِ زِپرتي

46:11.916 --> 46:15.915
با مدال و پاي مصنوعيش ايستاده، ميشه عکسيو پيدا کرد
که يه چِک از سازنده ي اون تسليحات دستشه؟

46:16.458 --> 46:17.957
من طرفِ متهم هستم

46:18.291 --> 46:21.707
اگه ميدونستم چطور ميشه آسمون رو
به زمين آورد، اينکارو ميکردم

46:21.958 --> 46:25.457
محض يادآوري ميگم
:اگر يادتون باشه، دادستان يک استدلالي آوردن

46:25.750 --> 46:27.957
اگر شخصي بخاطر

46:28.250 --> 46:30.915
گذشته ي نظامي فلاکت بارش خيلي ناراحت باشه

46:31.208 --> 46:32.790
ديگه قادر به چه کاري نيست ؟

46:33.291 --> 46:36.040
من بهتون ميگم
خانوم ها و آقايونِ هيئتِ منصفه

46:36.791 --> 46:38.665
ديگه قادر نيست فاجعه اي رو بار بياره

46:39.000 --> 46:41.665
نه بمبي وجود داره، نه تهديدي و نه توطئه اي

46:41.916 --> 46:44.415
شما اينو ميدونيد، دادستان اينو ميدونه
من اينو ميدونم

46:44.708 --> 46:46.540
قاضي هم اينو ميدونه

46:47.583 --> 46:50.124
اين متهم نيست که الان بايد در اينجا محاکمه بشه

46:50.666 --> 46:52.540
بلکه اون تشکيلاتِ بي مغزي بايد اينجا مي بود

46:53.083 --> 46:55.124
که با خوشحاليِ تمام تونسته يک نسل رو

46:55.375 --> 46:58.707
با نامِ جنگ، قتل عام کنه
و باز هم با جسارتِ تمام

46:59.041 --> 47:01.957
يک احمقِ بيچاره اي
مثل "لاولس" رو براي محاکمه کردن

47:02.250 --> 47:03.874
کشوندين به دادگاه

47:05.666 --> 47:09.124
هيچ جرمي صورت نگرفته
بنابراين مجازاتي هم درکار نيست

47:10.791 --> 47:12.374
عاليجناب

47:13.916 --> 47:15.665
به نکات خوبي اشاره کرد

47:15.958 --> 47:19.499
ولي "مک کنلي" اشتباه بزرگي کرد
مخصوصا تو اون دادگاه

47:20.416 --> 47:22.332
اون به هيئت داوران دستور داد
اونا هم حکم رو صادر کردن

47:22.625 --> 47:24.207
بعدشم تصويب شد

47:26.583 --> 47:30.499
اين کاملا واضحه که شما عمدا
با خشونت به قانون حمله کردين

47:31.208 --> 47:34.499
تنها مجازات مناسب
حذف شما از جامعه است

47:35.125 --> 47:36.707
من شما را

47:37.000 --> 47:39.582
به 9 سال حبس با اعمال شاقه محکوم ميکنم

47:43.833 --> 47:45.207
ببرينش

48:04.541 --> 48:06.165
ميشه بقيه ـشو من حدس بزنم؟

48:07.375 --> 48:11.082
مولار" به قاضي خيره شد"
قاضي هم بدجوري رنگش پريد

48:12.458 --> 48:14.665
دقيقا
همينطوره

48:15.416 --> 48:18.582
و بعد از اون يه بلايي سرش اومد

48:19.750 --> 48:21.957
يک ساعت بعد از محاکمه، تو اتاقش

48:23.708 --> 48:25.207
بر اثر حمله قلبي مُرد

48:25.666 --> 48:27.665
پزشک قانوني ميگفت يه چيزي تو چهره ـش هست

48:27.916 --> 48:30.040
که انگار ترورش کردن

48:37.458 --> 48:41.457
چي تو سرته، بازرس؟ -
چيزي که تو سرِ اونه منو نگران ميکنه -

48:42.250 --> 48:44.832
صادقانه ميگم، تاحالا همچين چيزي نديده بودم

48:45.750 --> 48:47.499
بنظر ميرسه شديدتر از قبل داره تلاش ميکنه

48:49.750 --> 48:51.540
من دست نوشته هاشو خوندم

48:51.833 --> 48:53.999
يه چيزايي درمورد تِله کينزي نوشته بود

48:55.166 --> 48:57.249
افسانه ـست يا واقعيت داره؟

48:57.583 --> 49:00.249
معنيش ميشه قدرت ذهن و تاثيرگذاري بر اجسام

49:01.291 --> 49:04.874
آمريکايي ها تحقيقات زيادي رو درموردش انجام دادن
روس ها هم همينطور

49:06.625 --> 49:10.665
اونا يه دختري رو داشتن که ظاهرا ميتونسته
با فکرش صندلي رو دورِ اتاق بچرخونه

49:11.208 --> 49:15.540
تو آمريکا هم مَردي بوده که از پشت يک صفحه ي سربي
با فکرش عکس و فيلم ميگرفته

49:16.875 --> 49:19.499
تمام چيزي که من ميدونم اينه که جهل ما خيلي زياده

49:19.541 --> 49:21.290
واسه همين ذهنمون رو باز نگه ميداريم

49:57.333 --> 50:00.707
!"يک شيطان از طرف "داف

50:33.416 --> 50:37.915
خب، بازرس... ما ردّ آزمايشات مربوط
به تِله کينزي و قدرت ذهن رو پيدا کرديم

50:40.208 --> 50:42.165
اولين نفر بنظر آشنا مياد

50:42.666 --> 50:45.540
اون نشون ميده که قدرت ذهن ميتونه به درد غلبه کنه

50:46.416 --> 50:50.165
در قديم سنتي بوده که روي ميخ دراز ميکشيدن و
روي ذغال داغ راه ميرفتن

50:50.791 --> 50:53.415
اين آزمايش دومي خيلي جالب تره

50:55.791 --> 50:58.790
سرِ اين پسربچه به يک تابلوي امتيازات متصل شده

51:00.000 --> 51:01.915
قدرت فکر اون

51:02.166 --> 51:04.082
ميتونه چراغ هارو روشن کنه و زنگ رو بصدا دربياره

51:16.541 --> 51:20.207
اين فيلم يکي از معروف ترين فيلم ها
درمورد مبحث تله کينزي ـه

51:21.291 --> 51:25.290
کولاگينا" يک زن خانه دار در شهر "لِنينگراد" ـه"
و يک مادربزرگ ـه

51:26.333 --> 51:28.415
بيشتر از 40 دانشمند عالي رتبه

51:28.750 --> 51:31.332
اونو گشتن تا يه آهن رباي پنهان

51:31.625 --> 51:33.457
سيم و يا وسايل مصنوعي پيدا کنن

51:33.791 --> 51:35.665
ولي چيزي نصيب ـشون نشد

51:37.333 --> 51:41.374
اونا نتونستن توضيحي براي قدرتش
در حرکت دادن اجسام پيدا کنن

51:58.458 --> 52:00.457
آخرين مورد و هيجان ترين مورد

52:02.541 --> 52:11.124
اين آقاي جوان يه معلمِ تاريخ ـه که سعي داره
اون قاب شيشه اي نشکن رو با استفاده از ذهنش بشکنه

52:29.541 --> 52:31.124
ساختن مقبره، براي يه سرباز گمنام

52:31.666 --> 52:33.832
اول از همه يک ميليون قرباني نياز داره

52:36.833 --> 52:40.249
ميدوني، "داف"، ديگه دارم شک ميکنم که دنبالِ

52:40.875 --> 52:42.540
قرباني ميگرديم يا قاتل؟

52:42.916 --> 52:44.707
اينا همه ـش يه سري اتفاقه که پيش اومده

52:45.000 --> 52:48.332
ميدونم چطوري باعث ميشن آدم دچار کابوس بشه
ولي همه ـشون قابل توجيه ـن

52:49.708 --> 52:53.415
بنظرت اون چي ميخواد؟ -
نتيجه -

52:54.583 --> 52:56.790
خودت قضاوت کن
من 2 ماهه اومدم انگلستان

52:58.041 --> 53:01.082
و الان بيشتر وقتمو دارم واسه يه مَردي که
معلوم نيست زنده ـست يا مُرده، تلف ميکنم

53:03.583 --> 53:05.624
فعلا برو دنبال "لاولس" بگرد

53:11.583 --> 53:13.165
صبح بخير، قربان

53:13.958 --> 53:15.374
عه، سلام

53:16.208 --> 53:19.040
مورلار" هنوز زنده ـست؟" -
بله، قربان -

53:19.333 --> 53:20.665
همه چي هم مرتبه؟

53:21.208 --> 53:23.999
فکر کنم اين اصطلاح رو تو يه کتاب ديدم

53:25.375 --> 53:27.124
درسته، من گزارشت رو خوندم

53:27.458 --> 53:30.249
اين يارو "زونفلد"، آدم قابل اعتماديه؟

53:30.583 --> 53:32.124
اون يه زنه

53:33.083 --> 53:34.915
و تا الان هر چي گفته درست بوده

53:35.791 --> 53:39.832
يه سري اشخاص هستن که اون دست نوشته ها رو ميخوان

53:40.541 --> 53:41.499
کيا؟

53:43.625 --> 53:46.290
اوه، بيخيال... تو خودت هم به اون دست نوشته ها علاقمند شدي

53:47.458 --> 53:48.415
چرا؟

53:49.500 --> 53:51.332
اونا مجبور نيستن دليلشو بگن

53:53.583 --> 53:57.624
"اون کتاب نوشته، "بورونل -
مگه اينکار تو انگليس خلاف قانون نيست؟ -

53:58.333 --> 54:02.040
هنوز نه. ما خودمون به اندازه کافي مشکل داريم
بورونل".حتي هيچ مدرکي هم تو دست و بالمون نيست"

54:03.041 --> 54:06.082
مورلار" خيلي چيزا درمورد ساختار قدرت ميدونسته"

54:06.375 --> 54:08.582
و اينکه چه چيزايي پشت درهاي بسته و زير فرش ها ميگذشته

54:08.875 --> 54:10.749
خدا ميدونه از کجا فهميده، ولي فهميده

54:11.083 --> 54:14.749
کتابها که به اندازه کافي بد بودن
حالا ميخوان بدونن توي اون دست نوشته ها چه خبره

54:16.583 --> 54:20.665
خب، شما يه سري مضنون جديد بهم دادين

54:22.125 --> 54:24.749
اوه، نه، نه، نه. روش اونا اينطوري نيست
اونا خيلي موذي تر از اين حرفان. نه

54:25.041 --> 54:27.540
اين تنفر شخصي بود که گريبان گير "مورلار" شد

54:28.083 --> 54:30.707
يادت باشه، منم يه زماني بازرس بودم

54:31.250 --> 54:33.124
پس بايد بدونين که من چرا اون دست نوشته هارو ميخوام

54:35.000 --> 54:36.457
تاکسي

54:36.708 --> 54:38.415
ميخواستم يه چيزيو بهت بگم

54:38.708 --> 54:40.999
خيليا هستن که ميخوان بدونن کار کي بوده

54:41.666 --> 54:43.874
ولي ظاهرا تعداد کساني که آرزوي مرگش رو دارن بيشتره

54:46.833 --> 54:49.249
نه، "مورلار" حرفي از هيپنوتيزم نزد

54:49.750 --> 54:53.665
درضمن شما نميتونيد با هيپنوتيزم يه مدرسه رو
آتيش بزنيد يا يه ماشين رو به حرکت دربياريد

54:55.208 --> 54:57.665
تو دست نوشته هاش چيزي از تله کينزي نوشته؟

54:59.583 --> 55:01.207
اوه، بله
خيلي هم درموردش بحث ميکرد

55:01.500 --> 55:04.874
ولي بازم سخت ميشه باور کرد از همين راه
به پرستارش سرخک داده باشه

55:05.208 --> 55:08.207
يا باعث بشه قاضي "مک کنلي" سکته قلبي کنه

55:09.708 --> 55:11.207
نه

55:11.500 --> 55:13.582
اون چيزي درمورد "مک کنلي" گفته بود؟

55:14.833 --> 55:15.915
خب، بله

55:16.000 --> 55:18.207
و همسايه ـش، خانوم "پنينگتون"؟

55:18.250 --> 55:19.707
بله

55:20.791 --> 55:24.332
بنظر مياد شما هم يکي از قربانيان تفکرِ "مورلار" شدين

55:27.916 --> 55:30.790
خب، اين يه زنجيره ي جالب از حوادث ـه

55:31.875 --> 55:32.832
بله، جالبه

55:33.250 --> 55:35.249
اين اتفاقي نيست، تقصير منه

55:35.583 --> 55:37.124
اينطور بنظر ميرسه

55:37.416 --> 55:40.249
ولي وقتي بتونم درکت کنم، شايد بفهمم دليلش چيه

55:40.541 --> 55:42.124
نه، نميخواد نصيحتم کنيد

55:42.416 --> 55:46.332
شماها مردم رو از جهنم ميکشين بيرون
ولي بازم وجود شيطان رو انکار ميکنيد

55:48.875 --> 55:52.499
"اگه من به تسخير روح اعتقاد داشتم، آقاي "مورلار
الان يه دکترِ جادوگر بودم
*کساني که معتقدند با سحر و جادو بيماران رو شفا ميدن*

55:52.750 --> 55:54.124
شما باهوشيد

55:54.458 --> 55:57.374
بهم گفتن که شما آدم باهوشي هستين
واسه همين اومدم پيش شما

55:58.083 --> 56:00.332
ولي بهم نگين که همه ـش اتفاقي بوده

56:04.250 --> 56:07.540
...دکتر من
من و همسرم يه بچه داشتيم

56:09.041 --> 56:11.624
اون ناقص بدنيا اومد

56:12.250 --> 56:15.957
فقط يک ساعت زنده بود و وقتي مُرد
کُل بيمارستان يه نفس راحت کشيدن

56:17.500 --> 56:20.374
اگه بازم بگين اتفاقي بوده
با همين مُشتم ميزنم تو صورتتون

56:26.041 --> 56:27.957
خيلي خب، روحم تسخير نشده

56:28.208 --> 56:30.457
منم ديگه به وجود شيطان اعتقادي ندارم، مثل شما

56:30.791 --> 56:33.415
فقط به وجود خدا اعتقاد دارم
خب حالا چي؟

56:34.708 --> 56:36.665
ميدونيد وقتي اون بچه رو ديدم چيکار کردم؟

56:37.458 --> 56:39.040
اون بچه رو ميخواستم

56:39.916 --> 56:43.040
تنها چيزي بود که از ازدواجم ميخواستم

56:45.208 --> 56:49.082
وقتي بهش نگاه کردم
تموم اون اتفاقات اومد جلوي چشمام

56:50.791 --> 56:53.040
از اينکه بخوام به کسي بگم، ترسيده بودم

56:55.250 --> 56:58.957
واسه همين رفتم جاييکه آدماي ترسو ميتونن برن

57:00.541 --> 57:02.165
"بفرماييد تو، آقاي "مورلار

57:03.375 --> 57:06.665
مورلار" هستين ديگه، درسته؟"
بفرماييد

57:06.958 --> 57:13.915
متاسفانه، نورِ اينجا يکم کمه
ولي خيلي از مشتريام همين انتظار رو دارن

57:14.166 --> 57:17.832
حقيقتش اينه که ما از اونچه که
فکرشو ميکنيم به عصر تاريکي نزديکتريم

57:19.291 --> 57:22.582
بفرماييد پشت اون ميز بشينيد
نگران هم نباشيد

57:25.166 --> 57:26.749
مشترياي مختلفي براي من مياد

57:27.500 --> 57:29.290
دختراي جووني که حامله شدن

57:29.958 --> 57:33.374
سهام داراني که در حال ورشکست شدن هستن

57:34.708 --> 57:36.874
خانوماي ميانسالي که عاشق آرايشگرشون شدن

57:38.583 --> 57:41.165
همه ـمون بايد سرنوشتمون رو بدونيم

57:42.291 --> 57:43.999
...خب، حالا

57:44.166 --> 57:47.415
...فقط ميخواين براتون کف بيني کنم يا

57:52.000 --> 57:53.874
فقط کف بيني

57:55.625 --> 57:57.249
مشکلي پيش اومده؟

57:59.166 --> 58:03.040
...نه... نه، فقط

58:03.375 --> 58:05.332
همون کف بيني رو انجام ميدم

58:09.000 --> 58:11.374
لطفا دست ـتون رو بدين، دست چپ ـتون رو

58:18.166 --> 58:19.915
...اوه، نه

58:21.875 --> 58:23.874
...اخيرا يه حادثه ي تلخي اتفاق افتاده

58:24.541 --> 58:25.957
بله

58:27.625 --> 58:29.790
...اين

58:31.583 --> 58:33.332
...من

58:36.541 --> 58:38.374
...من

58:40.916 --> 58:42.332
...من...من

58:42.500 --> 58:45.457
...ببخشيد، من حالم خوب نيست

58:47.250 --> 58:49.082
...حالم

58:53.375 --> 58:54.582
پيشنهاد ميکنم

58:56.333 --> 58:59.665
بريد يه جاي ديگه

59:09.291 --> 59:11.249
اينم اتفاقيه؟

59:12.208 --> 59:15.499
کف بيني، آقاي "مورلار"؟ واقعا ازتون تعجب ميکنم

59:16.958 --> 59:18.957
خيلي خب، بيايد بگيم که روحتون تسخير شده

59:19.500 --> 59:21.499
حالا بايد کجا بريم؟
کليسا؟

59:24.166 --> 59:25.707
ببخشيد

59:27.000 --> 59:29.124
شايد بهتر باشه بفهميم که

59:29.416 --> 59:31.874
چرا بچه تنها چيزي بوده که از ازدواج ميخواستين

59:33.833 --> 59:36.624
اگه شما همسرمو ديده بودين
کاملا دليلش رو ميفهميدين

59:37.125 --> 59:39.624
اين اولين باره که گفتين ازدواج کردين

59:40.375 --> 59:45.874
ما جدا شديم. اونموقع اولين بار تو عمرم بود که
از اين توانايي که دارم، احساس لذت کردم

01:00:04.000 --> 01:00:05.124
اوه

01:00:05.208 --> 01:00:06.624
بالاخره اومدي

01:00:06.875 --> 01:00:09.832
آره، اومدم

01:00:15.416 --> 01:00:17.082
بنظرت خوشگل نشدم؟

01:00:17.958 --> 01:00:19.374
خوشگل؟

01:00:19.500 --> 01:00:21.499
اونوقت به چه مناسبتي؟
باهم تصادف کردين؟

01:00:22.500 --> 01:00:24.499
ميخوام با "ادوارد" برم تماشاي تئاتر

01:00:25.458 --> 01:00:29.040
"ادوارد پريش"
مطمئنم که چهره ـش برات آشناست

01:00:29.375 --> 01:00:30.874
بله، بله، بله
خيلي مبهم

01:00:32.833 --> 01:00:34.915
همون يارو عجيب غريبه نيست که

01:00:35.208 --> 01:00:37.749
يه بار با يه کلاه گيس نقش مسيح رو بازي ميکرد؟

01:00:39.541 --> 01:00:41.207
نه، نه بابا، اون نميتونه باشه

01:00:41.916 --> 01:00:43.582
اون که اهل زِنا نيست

01:00:46.083 --> 01:00:47.457
براي شما هم بريزم؟

01:00:47.708 --> 01:00:51.082
نوش جان
فکر کنم تو بيشتر بهش احتياج داشته باشي

01:00:53.041 --> 01:00:56.499
اون که نميخواد واسمون نقش بازي کنه، ميخواد؟

01:00:56.750 --> 01:00:58.790
نه، ولي انگار تو ميخواي

01:00:59.916 --> 01:01:03.957
ماها همه ـمون هنرمنديم، مگه نه؟ من در نقش يه
شوهر وظيفه شناس و تو در نقش يه همسر دوست داشتني

01:01:04.916 --> 01:01:07.040
حالا معني حرفاي "پاتريشيا" رو فهميدم

01:01:08.125 --> 01:01:10.124
تو واقعا لياقت اونو نداري

01:01:10.583 --> 01:01:12.207
هيچکس لياقت "پاتريشيا" رو نداره

01:01:12.500 --> 01:01:14.957
خدا اونو ساخته تا اعتقاد مارو به خودش بسنجه

01:01:15.833 --> 01:01:19.540
اون يه دختر فوق العاده حساس و با استعداده

01:01:20.041 --> 01:01:25.499
پاتريشيا" هيچوقت دختر بچه نبوده، مسيح کوچولو"
دوران بچگي توام با بي گناهيه، ولي اون

01:01:25.541 --> 01:01:30.124
گلاي رز هديه ميگرفته تا درد رماتيسم ـش بهتر شه
بعدشم بتونه با دسته جاروش پرواز کنه
*يعني زنش يه جادوگره*

01:01:30.333 --> 01:01:33.624
من موندم اون اصن چطوري تو رو انتخاب کرده؟

01:01:34.416 --> 01:01:35.374
بذار يه پيشگويي کنم

01:01:36.500 --> 01:01:40.457
فکر کنم قراره باباش بشه
تامين کننده ي ماليِ فيلم هاي بعدي ـت، درسته؟

01:01:43.750 --> 01:01:45.249
من ميخوام باهاش ازدواج کنم

01:01:45.708 --> 01:01:47.374
!واي، چقدرم داره از خودگذشتگي ميکنه

01:01:47.791 --> 01:01:48.999
!خيلي آشغالي

01:01:49.291 --> 01:01:53.249
مگه خودتم قبلا کشته مُرده ي ازدواج با من نبودي -
تو رو با يه زن اشتباه گرفته بودم -

01:01:54.000 --> 01:01:56.915
تو واقعا همونقدر که اون تعريف ميکرد پليدي

01:01:58.291 --> 01:01:59.957
يک حقيقت رو هم ميخوام بهتون هديه کنم

01:02:00.250 --> 01:02:02.999
اين بويي  که به مشامِ هر دوتون خورده
بوي کباب نيست، دارن خر داغ ميکنن

01:02:05.125 --> 01:02:07.874
ديگه داري زياده روي ميکني، پسرجون

01:02:08.208 --> 01:02:09.832
من که شک دارم

01:02:10.916 --> 01:02:13.874
فقط يه مسئله ي ديگه ميمونه
اينکه ديگه بايد بذاري اون بره

01:02:14.541 --> 01:02:16.374
بذارم بره؟

01:02:16.916 --> 01:02:21.249
عزيزانِ من، اگه با اين مسئله مخالفتي داشتم که
تا الان اون روي سگمو بهتون نشون داده بودم

01:02:27.458 --> 01:02:29.040
به سلامتي شادترين روزِ دوران تاهل ـمون

01:02:29.083 --> 01:02:31.374
بله، همينطورم هست

01:02:31.583 --> 01:02:33.040
بابام راست ميگفت

01:02:33.458 --> 01:02:36.207
تو بجز سبزي، عُرضه ي ساختنِ

01:02:36.875 --> 01:02:38.207
چيزِ ديگه اي رو نداري
*اشاره به بچه ي ناقصي که از دست دادن*

01:02:42.041 --> 01:02:43.665
"پاتريشيا"

01:02:49.666 --> 01:02:53.707
خداحافظ، شوهر عزيزم
منتظر برگشتنم هم نباش

01:02:56.291 --> 01:02:57.249
نيستم

01:03:06.250 --> 01:03:08.082
بقيه ـشم که خودتون ميدونين

01:03:10.458 --> 01:03:13.540
و يک ساعت بعد يک پليسي که مثلا باهام
ابراز همدردي ميکرد بهم گفت که همسرم

01:03:13.875 --> 01:03:16.332
همراه يک مرد ناشناس

01:03:16.625 --> 01:03:19.082
تو تصادف رانندگي در جاده ي "بيس واتر" کشته شده

01:03:22.208 --> 01:03:24.040
...ميتونم حدس بزنم که چقدر بعد از مرگ فرزندتون

01:03:24.375 --> 01:03:26.165
من اين حادثه رو بوجود آوردم

01:03:29.125 --> 01:03:31.999
مثل دفعه هاي قبل نبود که
بدونم چطور اتفاق ميوفته

01:03:35.041 --> 01:03:36.207
من اون اتفاق رو بوجود آوردم

01:03:38.791 --> 01:03:41.915
شايد رخ دادنِ اين اتفاق رو بيشتر از اتفاقات قبلي ميخواستين

01:03:42.958 --> 01:03:46.165
ولي نميتونستين باعث و بانيِ
يه اتفاق تو چند مايل اونورتر باشين

01:03:46.458 --> 01:03:49.416
اون اتفاق رو خيلي زياد ميخواستين
اين چيزيه که بايد روش تمرکز کنيم

01:03:49.499 --> 01:03:51.415
من اون تصادف رو بوجود آوردم

01:03:56.791 --> 01:03:59.415
ميبينيد بازرس؟
طرز فکر شما هم به طرز فکر اون نزديک شده

01:04:03.958 --> 01:04:06.415
خب، حالا يه مضنون ديگه رو بهم دادين تا پيگيريش کنم

01:04:07.125 --> 01:04:08.707
"پدر "پاتريشيا

01:04:09.083 --> 01:04:12.415
ولي اعتراف ميکنم اگه منم جاي "مورلار" بودم
ميومدم پيشِ شما

01:04:14.791 --> 01:04:17.540
اصلا تونستين بهش کمکي کنين؟

01:04:18.041 --> 01:04:21.040
راستش، اين آخرين باري بود که آقاي "مورلار" رو ديدم

01:04:23.166 --> 01:04:25.082
ديگه به مطب من برنگشت

01:04:31.291 --> 01:04:32.540
همه ـش همين بود؟

01:04:34.000 --> 01:04:37.874
...متاسفم، فکر کنم ديگه نيازي نيست همو ببينيم، ولي

01:04:38.891 --> 01:04:40.915
فقط همينا رو واسه گفتن در مورد آقاي "مورلار" داشتم

01:04:43.125 --> 01:04:44.749
ممنون دکتر

01:04:59.458 --> 01:05:02.540
وقتي همه چيز گفته و انجام شد، فهميدم
زونفلد" هم يک دکترِ جادوگر بيش نيست"

01:05:02.583 --> 01:05:05.457
که افراد مُردّد رو وادار به قبول مزخرفات ميکنه

01:05:06.708 --> 01:05:09.749
"دکتر، هواپيماها شب ها نميذارن من بخوابم "

01:05:10.000 --> 01:05:13.415
"بالاي سرم سروصدا ميکنن، ساعت ها پشت سر هم"

01:05:13.708 --> 01:05:15.249
"توهم ـه دوستِ عزيز من"

01:05:16.708 --> 01:05:19.165
"دکتر، پوست من سياهه و فکر ميکنم با بقيه فرق دارم"

01:05:19.500 --> 01:05:20.874
"توهم ـه"

01:05:23.500 --> 01:05:26.749
"دکتر، وقتي پشت فرمون ميشينم
غريزه ـم بهم ميگه که آدم بکُشم"

01:05:27.625 --> 01:05:31.082
"توهم ـه دوست عزيز من، توهم، توهم، توهم"

01:05:41.375 --> 01:05:43.374
برسونمتون، بازرس؟

01:05:46.666 --> 01:05:48.332
شوخي انگليسي، آره؟

01:05:54.041 --> 01:05:56.415
از بيمارستان شما رو خواستن
نميدونم واسه چي

01:05:57.541 --> 01:06:00.332
"به غير از سقوط هواپيماي"جامبو
همه چيز به حالت عادي برگشته

01:06:00.666 --> 01:06:02.874
مو بلندها دارن برنامه ريزي ميکنن يه راهپيمايي عليهِ

01:06:03.125 --> 01:06:05.124
نيروگاه اتمي "ويندسکِل" راه بندازن

01:06:05.416 --> 01:06:07.874
...سالمندانِ عزيزِ بريتانيايي هم دارن -
!ماشين رو نگه دار! ماشين رو نگه دار -

01:06:17.000 --> 01:06:19.790
بازرس "بورونل"، صبر کنين
...خواهش ميکنم،  شما نميتونيد

01:06:19.958 --> 01:06:20.957
بازرس

01:06:21.083 --> 01:06:23.957
معذرت ميخوام، ولي شما بايد همراه من بياين بيمارستان

01:06:24.250 --> 01:06:27.040
!ولي من مريض دارم -
مريض ـتون صبر ميکنه -

01:06:27.833 --> 01:06:30.040
ازتون ميخوام همين الان بياين بيمارستان

01:06:46.291 --> 01:06:48.249
نميدونم چرا شما رو خواستم

01:06:49.500 --> 01:06:52.290
شايد ميخواستم شما هم تو تعجبم شريک باشين

01:06:55.750 --> 01:06:58.499
يه جايي در اعماقِ سمت چپِ مغزش

01:06:59.791 --> 01:07:01.415
يه چيزي در جريانه

01:07:02.125 --> 01:07:04.249
و اون چيز هر لحظه داره قوي تر ميشه

01:07:09.583 --> 01:07:10.874
داره بهبود پيدا ميکنه؟

01:07:11.166 --> 01:07:14.207
ما دستگاه تنفسي رو روشن نگه داشتيم
و تلاش کرديم قلبش رو تحريک کنيم

01:07:14.666 --> 01:07:17.415
ولي امواج مغزيش تقويت ميشن

01:07:21.083 --> 01:07:24.540
اين چطور ممکنه؟ -
مغز خيلي پيچيده ـست -

01:07:24.958 --> 01:07:26.332
از ايشون بپرسيد

01:07:27.416 --> 01:07:29.290
از گوشت و خون شروع ميشه و

01:07:29.583 --> 01:07:33.124
...با لايه هاي غير قابل درک از ترس، رويا، عشق و

01:07:34.500 --> 01:07:35.457
به پايان ميرسه

01:07:35.875 --> 01:07:38.499
تازه اين چيزا مال يه مغز معموليه
مغز اين که جاي خود داره

01:07:38.958 --> 01:07:40.582
فقط اينو دارم بگم که

01:07:41.041 --> 01:07:44.040
شما دارين به مغزي نگاه ميکنيد که مُصمّم ـه نميره

01:07:45.250 --> 01:07:46.332
ولي چرا؟

01:07:46.541 --> 01:07:48.999
يني چيزي هست که سعي داره بهمون بگه؟

01:07:49.166 --> 01:07:50.540
شايد

01:07:50.916 --> 01:07:53.249
شايد يادش رفته اجاق گاز رو خاموش کنه

01:07:53.833 --> 01:07:57.207
دکتر -
بسيار خب -

01:08:07.041 --> 01:08:07.957
خارق العاده ـست

01:08:14.166 --> 01:08:17.332
شما بيشتر از هر کسي در مورد اين مغز ميدونيد

01:08:18.291 --> 01:08:19.374
جريان چيه ؟

01:08:23.583 --> 01:08:24.707
نميدونم

01:08:27.000 --> 01:08:29.624
هر چي که هست، زنده نگه ـش داشته

01:08:39.791 --> 01:08:42.040
ازتون عذر ميخوام -
اشکالي نداره، اشکالي نداره  -

01:08:42.333 --> 01:08:43.957
لازم بود که ببينمش

01:08:46.125 --> 01:08:48.874
خب ديگه، دوباره خدانگهدار، بازرس

01:08:49.333 --> 01:08:50.749
خدانگهدار

01:08:55.083 --> 01:08:58.374
موضوع کمک هزينه...
و دستمزد اضافه کاري را حل و فصل کردند

01:08:58.708 --> 01:09:02.749
دوره ي تمرينات ورزشي زندانيان
و امتيازات ديگرشان که قطع شده بود

01:09:03.041 --> 01:09:06.374
از فردا صبح به حالت عادي بازخواهد گشت

01:09:06.666 --> 01:09:10.165
جلسه اي ميان گروهي از دوستدارانِ زمين
و محيط زيست برگزار شد

01:09:10.458 --> 01:09:12.332
که طبق آراء تصميم گرفته شد

01:09:12.625 --> 01:09:17.749
تا يک راهپيمايي اعتراضي از لندن تا
نيروگاه اتمي "ويندسکِل" واقع در "کامبريا" برگزار شود

01:09:18.000 --> 01:09:22.457
اين راهپيمايي نيز بخشي از فعاليت هاي اخير اين گروه
در زمينه مخالفت با خطرات آلودگي هسته اي در بريتانيا ست

01:09:23.541 --> 01:09:25.290
سخنگوي اين گروه اظهار کرد

01:09:25.625 --> 01:09:28.874
"نيروگاه اتمي و فضولات مرتبط با "ويندسکِل

01:09:29.125 --> 01:09:31.832
يک تهديد جدي براي نسل هاي بعدي انگليسي ها خواهد بود

01:09:32.000 --> 01:09:33.624
خب، داره جوش مياد

01:09:35.708 --> 01:09:37.249
گفتم داره جوش مياد

01:09:37.333 --> 01:09:38.915
پيازا هم سرخ شدن؟

01:09:40.125 --> 01:09:41.499
آره

01:09:42.208 --> 01:09:43.165
حالا چي؟

01:09:44.125 --> 01:09:46.124
گوشت و پيازا رو بريز توش

01:09:46.833 --> 01:09:48.040
باشه

01:09:48.666 --> 01:09:50.749
گوشت و پياز اضافه شد

01:09:53.041 --> 01:09:57.665
بعدش شراب رو بهش اضافه کن و بذار جوش بزنه

01:09:59.666 --> 01:10:00.624
بزارم چي بزنه؟

01:10:00.791 --> 01:10:02.874
قُل بزنه. 2 دقيقه بسه

01:10:03.958 --> 01:10:05.165
...در اين عمارت

01:10:05.208 --> 01:10:08.457
رئيس کليساي "مينستر" اعلام کرده بود که ملکه

01:10:08.708 --> 01:10:11.249
به همراه اعضاي کابينه و نمايندگان کشورهاي مشترک المنافع

01:10:11.541 --> 01:10:14.374
در روز شکرگزاري در ميان ميهمانان حاضر خواهند شد

01:10:14.666 --> 01:10:19.749
تا مراسمي براي بازسازيِ ديوار غربي ساختمان کليسا برگزار کنند

01:10:19.875 --> 01:10:23.957
ميدوني، اين واقعا عجيبه که
چندتا از اونايي که نسبت بهش کينه داشتن، مُردن

01:10:24.208 --> 01:10:26.207
باورت نميشه خونواده ي اون بچه ها چي کشيدن

01:10:26.541 --> 01:10:29.332
و اون "لاولس" بدبختِ بيچاره
از زندان آزاد ميشه

01:10:29.666 --> 01:10:32.582
شش ماهِ تموم بيکار ميمونه و آواره ميشه

01:10:32.916 --> 01:10:37.082
آخرشم يه اتوبوس زيرش ميگيره و ميميره
بيا، بِچِش

01:10:48.541 --> 01:10:50.540
خب، ميخوام درمورد پدر زنه تحقيق کني

01:10:51.500 --> 01:10:54.207
فهميدم اينجا و خارج از کشور مِلک داره

01:10:54.500 --> 01:10:56.290
...و فقط همون يه دختر رو داشته

01:10:58.791 --> 01:11:00.874
بله، بله بفرمائيد

01:11:03.708 --> 01:11:06.415
البته، نه، نه. خواهش ميکنم

01:11:08.708 --> 01:11:11.415
"آپارتمان "بي"، شماره 27، "لاتيمر گاردنز

01:11:12.416 --> 01:11:14.124
بله

01:11:15.625 --> 01:11:16.790
خانوم دکتر بود؟

01:11:17.916 --> 01:11:20.290
ميدونستم نميتونه همينطوري ولش کنه

01:11:22.625 --> 01:11:25.415
واي لعنتي! بعد از اينهمه زحمت

01:11:42.791 --> 01:11:44.540
تو آشپزخونه بمون

01:11:48.583 --> 01:11:50.374
سلام -
سلام -

01:11:52.166 --> 01:11:56.207
ببخشيد مزاحمتون شدم -
به هيچ وجه، خوشحال شدم تماس گرفتين -

01:11:58.333 --> 01:12:00.749
...من، مدت کوتاهيه که اينجا هستم

01:12:01.083 --> 01:12:04.790
خيلي گرمش کردين، همونطوره که انتظارشو داشتم

01:12:05.625 --> 01:12:09.540
نوشيدني ميل دارين ؟ -
اوه، بله، ويسکي باشه لطفا -

01:12:09.666 --> 01:12:11.165
بفرمائيد بشينيد

01:12:11.208 --> 01:12:12.290
ممنون

01:12:23.500 --> 01:12:26.207
چيز ديگه اي هم بريزم؟ -
نه، همينطوري خوبه، ممنون -

01:12:38.791 --> 01:12:41.082
وقتي گفتم ديگه هيچوقت نديدمش

01:12:41.375 --> 01:12:43.082
بهتون دروغ گفتم

01:12:45.833 --> 01:12:47.915
من ديگه اونو تو مَطبم نديدم

01:12:50.166 --> 01:12:52.040
ولي بازم ديدمش

01:12:57.416 --> 01:12:59.874
دروغ گفتم چون خيلي بيشتر از اينا ميدونستم

01:13:03.958 --> 01:13:07.540
و چيزايي که ميدونستم واقعا باورنکردني بنظر ميومدن

01:13:08.333 --> 01:13:11.749
شما گفتين کارتون ضروريه، منم مجبور شدم
کارمو ول کنم هرچند ترجيح ميدادم نکنم

01:13:12.375 --> 01:13:14.374
متاسفم ولي براي من ضروري بود

01:13:14.833 --> 01:13:17.499
تعجب ميکنم، حتما چيز خيلي مهمي رو پيدا کردين که

01:13:17.750 --> 01:13:19.749
ارزش اينو داره که توجه يه دکتر جادوگر رو جلب کنه

01:13:21.541 --> 01:13:25.290
وقتي شما حضور ندارين
بهتون اميدوار ميشم

01:13:30.958 --> 01:13:33.749
شما باور نکردين که من ميتونستم
باعث مرگ همسرم باشم، مگه نه؟

01:13:33.875 --> 01:13:36.040
..."اوه، آقاي "مورلار -
خواهشا به حرفام گوش کنيد -

01:13:37.541 --> 01:13:41.290
حالا ميدونم که فقط مقصر مرگ همسرم نبودم
بلکه مسبب مرگ اون يکيا هم بودم

01:13:41.875 --> 01:13:44.207
:من اون اتفاقا رو بوجود آوردم
کاپلي"، اون بچه ها"

01:13:44.500 --> 01:13:46.249
همه ـشون، من باعث مرگشون شدم -
"آقاي "مورلار -

01:13:46.416 --> 01:13:48.915
من اون مدرسه رو به آتيش کشيدم -
شما نميتونستيد -

01:13:49.250 --> 01:13:50.999
اين حقيقته، من اون مدرسه رو به آتيش کشيدم

01:13:52.750 --> 01:13:54.999
من مادرمو کشتم، پدرمو کشتم

01:13:55.916 --> 01:13:59.457
حتي پرستارمو
من اون اتفاق رو بوجود آوردم

01:14:00.125 --> 01:14:02.040
من اون اتفاق رو بوجود آوردم

01:14:03.541 --> 01:14:04.749
باور نميکني؟

01:14:07.291 --> 01:14:11.332
ممکنه لازمه باشه يه چيز بدرد بخور بهتون بدم
چيزي که بهتون کمک کنه امشب رو بخوابين

01:14:12.416 --> 01:14:14.082
پس، فردا همديگه رو تو مطبم ميبينيم

01:14:14.958 --> 01:14:18.999
من نه قرصاي تو رو ميخوام
نه ميخوام باهام مث يه آدم احمق رفتار کني

01:14:19.875 --> 01:14:22.457
"بهت که گفتم، بهت که گفتم "زونفلد
من مُسبب اون اتفاق بودم

01:14:22.791 --> 01:14:24.332
!من دستور دادم اون اتفاق بيوفته

01:14:28.875 --> 01:14:33.474
تو هنوزم حرفامو باور نکردي -
خواهش ميکنم، فردا درموردش صحبت ميکنيم -

01:14:33.541 --> 01:14:34.582
فردا؟

01:14:34.875 --> 01:14:36.332
"محض رضاي خدا، "زونفلد

01:14:36.625 --> 01:14:39.582
من پدرمو کشتم، مادرمو کشتم
همسرمو کشتم

01:14:39.833 --> 01:14:43.790
اينکه يه سردرد لعنتي نيست
من چي هستم؟ چطوري ميتونم مرگ رو بوجود بيارم؟

01:14:49.458 --> 01:14:50.707
من بايد برم

01:14:51.291 --> 01:14:54.207
واسه ساعت 11 برات وقت نگه ميدارم -
نه تو اينجا ميموني -

01:14:54.458 --> 01:14:55.957
فردا ساعت 11

01:14:56.333 --> 01:14:57.624
نه

01:15:01.500 --> 01:15:03.040
فردا نه

01:15:04.416 --> 01:15:05.374
الان

01:15:38.583 --> 01:15:40.207
يه مشکلي پيش اومده

01:15:43.291 --> 01:15:44.749
اينجا که همه چيز عاديه، کاپيتان

01:15:52.708 --> 01:15:54.124
!عمل نميکنه

01:15:55.541 --> 01:15:57.040
اهرم 10 رو بکِش -
اهرم 10 -

01:15:58.541 --> 01:15:59.940
!عمل نميکنه

01:16:00.791 --> 01:16:02.249
! اينجا، همه چي از کار افتاد

01:16:15.375 --> 01:16:16.832
!"مورلار"

01:17:07.541 --> 01:17:09.540
چيزي که نميفهمم اينه که

01:17:12.250 --> 01:17:14.707
چرا هميشه مخرب ـه ؟

01:17:17.708 --> 01:17:19.624
گاهي وقتا، شبايي که تنهام

01:17:19.916 --> 01:17:22.499
فکر ميکنم من مُسبب کُل فجايع دنيام

01:17:23.333 --> 01:17:24.957
ولي حقيقت نداره

01:17:26.041 --> 01:17:28.124
ما همه ـمون فرزندان شيطانيم

01:17:29.250 --> 01:17:32.165
کشف ميکنيم که چه چيزي به خورشيد قدرت ميده
و ميايم ازش بمب ميسازيم

01:17:33.583 --> 01:17:37.165
ثروتمند ميشيم
و بعدش حرص و طمع مارو ميگيره

01:17:37.791 --> 01:17:39.832
به قدرت ميرسيم و بعدش جنون ميگيريم

01:17:40.125 --> 01:17:43.957
ما هميشه مخرب ـيم
چرا، "زونفلد"، چرا؟

01:17:45.750 --> 01:17:49.499
طي گزارشي که الان بدستمون رسيد
يک جامبو جت در مرکز لندن

01:17:49.791 --> 01:17:51.374
سقوط کرد

01:17:51.708 --> 01:17:55.124
اين هواپيما بيش از 300 سرنشين داشته

01:17:55.625 --> 01:17:59.707
طبق گزارش هاي تاييد شده اين هواپيما
با يک ساختمان اداري برخورد کرده و منفجر شده

01:18:00.458 --> 01:18:02.165
بقاياي هواپيما يک سينما را به آتش کشيده

01:18:02.500 --> 01:18:05.957
و تعداد زيادي از عابرين در خيابان کشته شدند

01:18:06.416 --> 01:18:09.290
در خيابان "وست اِند" ترافيک شديدي بوجود آمده است

01:18:09.541 --> 01:18:14.540
هنوز علت سقوط هواپيما مشخص نشده است
اين بود پايان خبرها

01:18:17.083 --> 01:18:21.124
کمکم کن، "زونفلد"، قبل از اينکه ديوونه بشم

01:18:25.333 --> 01:18:26.999
اونشب نميتونستم به کسي کمک کنم

01:18:27.875 --> 01:18:31.540
وقتي اون اتاق رو ترک کردم، چيزي که ديده بودم رو

01:18:32.666 --> 01:18:34.290
باور کردم

01:18:36.458 --> 01:18:38.457
وقتي رسيدم خونه زياد مطمئن نبودم

01:18:39.375 --> 01:18:43.082
واقعا فراتر از باور بود

01:18:43.166 --> 01:18:46.290
و حالا...دوباره باورش کردين؟

01:18:47.000 --> 01:18:48.082
بله

01:18:49.666 --> 01:18:53.915
وقتي امروز اونو تو بيمارستان ديدم
احساس کردم که بايد بهتون بگم

01:18:55.583 --> 01:18:57.415
ديگه بيشتر از اين مزاحمتون نميشم

01:19:00.916 --> 01:19:02.082
ممنون، دکتر

01:19:07.000 --> 01:19:08.874
و... ازتون ممنونم که اومدين

01:19:19.583 --> 01:19:21.040
چي دستگيرت شد؟

01:19:22.583 --> 01:19:24.374
مسلماً قرباني ـمون ديوونه بوده

01:19:25.208 --> 01:19:28.249
و حالا روانپزشک ـش هم ديوونه شده

01:19:33.916 --> 01:19:35.665
داري به چي فکر ميکني؟

01:19:37.041 --> 01:19:41.249
حرفاش هنوز تموم نشده
نه

01:19:47.458 --> 01:19:49.207
فکر ميکني کار اون بوده؟

01:19:51.500 --> 01:19:53.124
نه، نه، بازرس

01:19:54.625 --> 01:19:56.624
اين حدس يکم زيادي ناجوره

01:20:13.166 --> 01:20:14.499
آخه واسه چي بايد اونو بکُشه؟

01:20:16.500 --> 01:20:20.415
احتمالا واسه اينکه فکر ميکرده
قراره کاراي بدتري انجام بده

01:20:20.708 --> 01:20:22.874
بدتر از فاجعه ي جامبو جت؟

01:20:24.958 --> 01:20:28.665
نميدونم، قطعا يه چيزي بدتر از کُشتن اون بوده

01:20:29.250 --> 01:20:31.457
همونطور که گفتي، مهم نيست

01:20:35.250 --> 01:20:37.707
مهم اينه که آيا حق با توئه يا نه؟

01:20:38.666 --> 01:20:42.040
و اگه حق با تو باشه، بايد ازش اعتراف بگيري تا
در دادگاه عليه ـش استفاده بشه

01:20:54.741 --> 01:20:56.707
بورونل"، داري کدوم گوري ميري؟"

01:21:19.458 --> 01:21:22.124
ببخشيد، اينکارا براي چيه؟

01:21:22.791 --> 01:21:25.790
داريم براي مراسم شکرگزاري فردا شب آماده ميشيم

01:21:26.041 --> 01:21:28.999
ملکه و وزيران کشورهاي مشترک المنافع هم بخاطر اون ميان

01:21:30.166 --> 01:21:31.457
سه ميليون پوند

01:21:33.125 --> 01:21:35.374
البته کافي نيست -
چي؟ -

01:21:35.666 --> 01:21:37.290
سمت غربِ ساختمون ترک خورده

01:21:39.500 --> 01:21:42.957
داره ميره سمت سالنِ کليسا
اگه اون بريزه، کُل ساختمون خراب ميشه

01:21:44.375 --> 01:21:47.582
برج ها خيلي سنگينند
فندانسيون هم ديگه نميتونه نگهشون داره

01:21:53.916 --> 01:21:55.624
ممنون

01:22:09.791 --> 01:22:12.874
اونا نگران شکاف هاي سمتِ چپِ کليسا هستن

01:22:14.333 --> 01:22:15.499
خواهيم ديد

01:22:19.125 --> 01:22:20.749
من يک مَرد

01:22:21.041 --> 01:22:23.540
با قدرت خلق فاجعه هستم

01:22:26.125 --> 01:22:30.999
...تِري"، گفتم که نميخوام کسي"
بازرس

01:22:31.958 --> 01:22:34.957
متقاعدش کردم که شما ميخواستين منو ببينين

01:22:35.083 --> 01:22:36.040
البته

01:22:36.958 --> 01:22:39.790
فکر کنم لازم باشه باهم حرف بزنيم

01:22:42.000 --> 01:22:46.665
تصميم ـتون رو گرفتين، درسته؟ -
بله -

01:22:53.416 --> 01:22:56.582
براي من مشکل خيلي بزرگي بود

01:22:58.875 --> 01:23:01.082
نميتونستم با دونستن اين چيزا زندگي کنم

01:23:01.875 --> 01:23:03.582
يا باهاشون بميرم

01:23:04.125 --> 01:23:06.374
بنظرم دلايلي هم داشته

01:23:07.333 --> 01:23:09.374
بله، دلايل که داشته

01:23:11.250 --> 01:23:14.290
يه روز بعد از سقوط جامبو جت
اومد خونه ـم به ديدنم

01:23:15.000 --> 01:23:16.999
اونم تو اون همه ترافيک و هرج و مرج

01:23:18.083 --> 01:23:21.082
يه جورايي واقعيت براي من با ديدنِ ساختمون هاي ويران

01:23:21.375 --> 01:23:23.415
متصديان آمبولانس، بدن هاي مجروح

01:23:24.000 --> 01:23:26.874
باعث شد اونچه که تو آپارتمانش ديده بودم
غير ممکن جلوه کنه

01:23:28.458 --> 01:23:32.582
خودش فوراً اين احساس رو درک کرد و
قبل از اينکه باهم حرفي بزنيم، رفت

01:23:34.250 --> 01:23:36.082
شب بعدش باهام تماس گرفت

01:23:36.875 --> 01:23:38.832
انگار حالش خوب نبود

01:23:40.250 --> 01:23:41.207
:اون گفت

01:23:42.541 --> 01:23:45.449
"سفينه ي فضايي داره به ماه نزديک ميشه، "زونفلد"

01:23:45.500 --> 01:23:47.290
تا 2 ساعت ديگه وارد مدار ميشه

01:23:47.916 --> 01:23:50.249
"مطمئن باش که ديگه برنميگرده

01:23:51.083 --> 01:23:55.040
درحاليکه تو نگران برخورد اون تابوت
...(چند ميليارد دلاري (سفينه

01:23:55.333 --> 01:23:56.915
به ماه هستي...

01:23:57.625 --> 01:23:59.499
فکرشو بکن که ميليون ها نفر ميتونستن

01:24:00.083 --> 01:24:03.957
از تکنولوژي و تخصص اونا بهره ببرن

01:24:05.375 --> 01:24:07.832
چطور سياستمدارانِ کشور نگرانِ

01:24:08.166 --> 01:24:10.332
اون سه فضانورد هستن

01:24:11.208 --> 01:24:15.582
درحاليکه ميليون ها نفر دارن با مرگ دست و پنجه نرم ميکنن؟

01:24:15.833 --> 01:24:18.665
گوش کن، "زونفلد"، به حرفام گوش کن

01:24:19.833 --> 01:24:23.499
تازه فهميدم خدايي درکار نيست

01:24:23.916 --> 01:24:26.415
قراره ملکه و تخم و تَرَکه ـش

01:24:26.750 --> 01:24:29.582
و همه ي اون اراذل و اوباش بين الملي ـش

01:24:29.916 --> 01:24:31.957
برن کليساي جامع و

01:24:32.250 --> 01:24:34.540
به درگاه پروردگارشون عجز و ناله کنن

01:24:34.833 --> 01:24:37.624
اونم فقط بخاطر 3 ميليون پوند

01:24:38.583 --> 01:24:42.082
بهت قول ميدم
اون لحظه اي که براي دعا کردن زانو ميزنن

01:24:43.541 --> 01:24:47.082
من سقف اون عمارت رو

01:24:48.000 --> 01:24:49.999
رو کله هاي پوک و بي ارزش ـشون خراب ميکنم

01:24:51.083 --> 01:24:52.957
بنظرم کاملا ديوونه شده بود

01:24:53.250 --> 01:24:56.415
ولي همه ي حرفاشو باور کرده بودم
مجبور شدم برم سراغش

01:24:57.375 --> 01:24:58.999
خيابونا خلوت بودن

01:24:59.291 --> 01:25:02.540
حتي پليسا هم بيشتر از ترافيک، نگران سفينه فضايي بودن

01:25:07.250 --> 01:25:10.374
هيشکي منو نديد
هيشکي اهميت نميداد

01:25:12.208 --> 01:25:14.707
حتي نگهبان ساختمون هم چشم از تلويزيون برنداشت

01:25:29.208 --> 01:25:30.957
نميدونستم ميخوام چيکار بکنم

01:25:34.875 --> 01:25:36.915
در بازه، بيا تو

01:25:42.333 --> 01:25:43.957
ميدونستم مياي

01:25:45.291 --> 01:25:47.832
چند لحظه صبر کن
نميخوام اين خبرو از دست بدم

01:25:54.375 --> 01:25:55.832
برات يه نوشيدني ريختم

01:25:57.375 --> 01:26:00.124
فکر کردم بهتره اين موضوع رو متمدنانه حل کنيم

01:26:09.250 --> 01:26:14.415
اون نشسته بود و آخرين لحظات فاجعه رو نگاه ميکرد

01:26:17.333 --> 01:26:21.832
اين آخرين کلماتي بود که شنيديد
اونا ارتباطشون رو از دست دادن

01:26:22.125 --> 01:26:24.915
ماموريتي که قرار بود افتتاح کننده ي

01:26:25.208 --> 01:26:28.124
دائمي بشر بر روي کره ماه باشه
وارد يک مدار شده

01:26:28.416 --> 01:26:31.415
که اگه معجزه اي رخ نده
اونوقت اولين فاجعه ي

01:26:31.750 --> 01:26:33.415
آمريکا در فضا رخ خواهد داد

01:26:37.000 --> 01:26:39.624
همون لحظه فکر کردم
شايد بتونم مانعش بشم

01:26:42.958 --> 01:26:45.332
براي يک لحظه مث يه سنگ شده بودم

01:26:49.458 --> 01:26:51.165
بالاخره واکنش ديده شد

01:26:52.708 --> 01:26:55.957
ميدونستم تا زماني که اون زنده ـست
نميشه مانعش شد

01:27:10.750 --> 01:27:12.124
و موفق نشدم

01:27:12.833 --> 01:27:15.582
نميتونستم به کسي بگم
هيشکي حرفامو باور نميکرد

01:27:16.041 --> 01:27:17.915
اونوقت ميگفتن من ديوونه شدم

01:27:21.291 --> 01:27:22.915
شايدم شدم

01:27:26.833 --> 01:27:28.707
پس هردومون ديوونه شديم

01:27:30.416 --> 01:27:34.290
من کليساي جامع رو ديدم و فکر ميکنم
بدونم چه چيزي اونو زنده نگه داشته

01:27:35.541 --> 01:27:38.249
کاري از دست شما ساخته نيست
هيشکي حرفاتونو باور نميکنه

01:27:39.166 --> 01:27:40.624
ميخوام تلاشمو بکنم

01:27:40.916 --> 01:27:42.540
اميدوارم موفق باشيد

01:27:44.166 --> 01:27:45.999
منو بازداشت نميکنين؟

01:27:47.083 --> 01:27:49.999
الان بحث سرِ اولويت ـه

01:27:55.791 --> 01:27:59.499
خيلي خب، تو قاتل رو پيدا کردي
ولي فرضيه هات اصلا باهم جور درنمياد

01:27:59.791 --> 01:28:03.082
هنوزم حرفاتو باور نميکنم -
اول بايد بهتون بگم که "مورلار" نمُرده -

01:28:03.708 --> 01:28:06.707
اون داره با يه مقاومت فوق بشري
با مرگ مبارزه ميکنه، درسته؟

01:28:07.125 --> 01:28:09.749
دور از عقل ـه -
خيلي خب -

01:28:10.041 --> 01:28:13.790
دور از عقله ولي باور داشته که
قدرت نابود کردن يک هواپيما رو داره

01:28:14.083 --> 01:28:15.749
اينکه ميتونه سقف کليساي جامع رو بياره پايين

01:28:16.083 --> 01:28:18.374
اون زنده ـست، پس به حرفش عمل ميکنه

01:28:18.625 --> 01:28:20.665
گفته اينکارو ميکنه و من باور دارم که خواهد کرد

01:28:20.958 --> 01:28:21.915
چطوري؟

01:28:22.416 --> 01:28:24.332
من که درمورد اون آزمايشات باهاتون حرف زدم

01:28:24.625 --> 01:28:26.832
در روسيه، دانمارک و ايالت متحده

01:28:27.125 --> 01:28:31.165
خودم ديدم که يه مَرد يه شيشه ي نشکن رو
با متمرکز کردن افکارش ميشکنه

01:28:31.291 --> 01:28:32.374
..."بورونل"

01:28:32.541 --> 01:28:33.957
صدها سال پيش

01:28:34.208 --> 01:28:37.290
ايده ي فرستادن صداي انسان
به اونور اقيانوس ديوونگي به حساب ميومد

01:28:37.583 --> 01:28:39.082
ناسلامتي اين کليساي جامعِ "مينستر" ـه

01:28:39.375 --> 01:28:41.790
ولي "زونفلد" باور داره که ميتونه اينکارو کنه

01:28:42.125 --> 01:28:44.124
!اونقدر باور داشته که اونو کُشته

01:28:45.166 --> 01:28:47.957
ولي چرا "مينستر"، چرا يه کليساي جامع؟

01:28:48.625 --> 01:28:52.457
چون يه کليساست
يه تشکيلات ـه، همون چيزي که ازش متنفر ـه

01:28:54.000 --> 01:28:57.624
خيلي خب، حالا پيشنهاد ميکني چيکار کنيم؟

01:28:57.916 --> 01:29:00.165
مراسم رو کنسل کنيد، کليسا رو ببنديد

01:29:01.041 --> 01:29:02.540
زده به سرت؟

01:29:02.875 --> 01:29:04.999
...ميدوني چه زحماتي واسه آماده سازي

01:29:05.291 --> 01:29:06.540
"خداي من، "بورونل

01:29:07.083 --> 01:29:08.999
اصلا واسشون بايد چه دليلي بيارم؟

01:29:09.416 --> 01:29:11.582
داستان تو رو بگم؟
ازکار بيکارم ميکنن

01:29:11.875 --> 01:29:13.290
بريم پيش رئيس کشيش

01:29:13.583 --> 01:29:16.624
اون بخاطر قدرت ماورا طبيعت سوال پيچت نميکنه

01:29:20.666 --> 01:29:22.249
اصلا امکان نداره

01:29:22.583 --> 01:29:25.540
مهندسين بهم قول دادن که
ساختمون کليسا امنه

01:29:25.875 --> 01:29:28.915
و نميشه برنامه هاي از پيش تعيين شده ي
اعضاي کابينه رو تغيير داد

01:29:29.208 --> 01:29:31.207
اونم فقط بخاطر تهديد يک ديوانه

01:29:31.458 --> 01:29:33.290
قربان، با احترام بايد عرض کنم که

01:29:34.000 --> 01:29:35.999
ما باور داريم که اين يه تهديد واقعيه

01:29:36.666 --> 01:29:38.874
ما بهش ميگيم ظنّ منطقي

01:29:39.458 --> 01:29:41.799
احتمالا شما بهش ميگين ايمان

01:29:41.958 --> 01:29:44.957
خب، فلسفه اخلاق

01:29:45.541 --> 01:29:47.790
چيزيه که آدم از ديوانه ها انتظار نداره

01:29:49.250 --> 01:29:52.499
علم نميتونه توضيح بده که چرا مغز "مورلار" هنوز زنده ـست

01:29:53.375 --> 01:29:55.374
و فکر نميکنم بتونه توضيح بده که

01:29:55.666 --> 01:29:58.082
ذهن قادر به انجام چه کارهايي ـه

01:29:58.791 --> 01:30:00.207
و خودتون هم موافقيد که

01:30:00.500 --> 01:30:03.040
علم نميتونه خيلي از چيزها رو توضيح بده

01:30:03.833 --> 01:30:06.790
درمورد شما بي عدالتي کردم، بازرس

01:30:07.500 --> 01:30:09.815
بايد درمورد آقاي "مورلار" واقع بين باشم و

01:30:10.000 --> 01:30:11.582
براي روحش دعا خواهم کرد

01:30:13.125 --> 01:30:16.999
پيش مقامي بالاتر از رئيس کشيش نميشه رفت ؟ -
ميتونم برم پيش وزير کشور -

01:30:17.291 --> 01:30:20.957
بهش بگم: "يه ديوونه
که سه چهارمش مُرده، امواج مغزي ميفرسته

01:30:21.250 --> 01:30:24.290
و اونقدر قدرت داره که ميتونه
يه کليسا رو از فاصله 2 مايلي نابود کنه

01:30:25.666 --> 01:30:28.374
اون الان تو اسکاتلند ـه، فردا با  قطار برميگرده

01:30:29.125 --> 01:30:32.665
سعي ميکنم در "ليدز" پيداش کنم و
تو راه برگشت باهاش صحبت کنم

01:30:33.416 --> 01:30:34.749
خوبه؟

01:32:42.458 --> 01:32:44.915
برام دردناکه که بهت بگم
بازم موفق نشدم بکُشمش

01:32:47.166 --> 01:32:49.749
حالا ديگه به شکست هاي من عادت کردي

01:32:50.041 --> 01:32:52.749
و مدت زمان کوتاهيه که باهم آشنا شديم

01:32:55.583 --> 01:32:57.665
من برگشتم به بيمارستان

01:32:58.041 --> 01:33:00.040
ايستادم و بهش خيره شدم

01:33:02.375 --> 01:33:04.040
بنظر خيلي ساده ميومد

01:33:04.666 --> 01:33:08.832
اينکه يکي از لوله ها رو قطع کنم
دوشاخه ي دستگاه تنفس ـشو از پريز بکشم

01:33:08.916 --> 01:33:10.915
و يکي دو راه ديگه که ميشد تمومش کرد

01:33:12.541 --> 01:33:14.124
...ولي نتونستم

01:33:15.250 --> 01:33:17.249
نتونستم کاري که شروع کرده بودم رو تموم کنم...

01:33:19.416 --> 01:33:23.415
بنابراين اين مشکل رو به شما ميسپارم، بازرس عزيز

01:33:23.541 --> 01:33:25.124
منو ببخش

01:34:38.833 --> 01:34:40.374
بخاطر تردّد کاميون هاست

01:34:41.625 --> 01:34:43.207
ارتعاشات وحشتناک

01:34:44.458 --> 01:34:47.157
بايد جلوي عبور و مرورشون رو از اين منطقه بگيرن

01:34:56.083 --> 01:34:58.082
روزنامه بدم، آقا
شورش در نيروگاه اتمي

01:34:58.750 --> 01:35:01.790
موفق شدين؟ -
جلسه داشت، وقت نشد منو ببينه -

01:35:02.416 --> 01:35:04.624
منشي ـش گفت واسه فردا صبح ازش برام وقت ميگيره

01:35:05.250 --> 01:35:07.915
نميتونستم فقط با اين داستاني که داريم برم پيشش

01:35:08.166 --> 01:35:10.749
از بيمارستان چه خبر؟ -
نميفهمم -

01:35:11.166 --> 01:35:13.290
ديشب امواج مغزيش زده بوده بالا

01:35:13.833 --> 01:35:16.540
بعدش برگشته به حالت عادي، الان دوباره رو به افزايشه

01:35:16.875 --> 01:35:18.582
نميدونم مفهومش چيه

01:35:21.041 --> 01:35:22.624
زونفلد" مُرده"

01:35:24.666 --> 01:35:25.624
خودکشي؟

01:35:28.333 --> 01:35:32.374
نميدونم والا، يه وقتايي حق رو ميدم به تو
ولي يه وقتايي هم به خودم ميگم که امکان نداره

01:35:33.833 --> 01:35:37.874
فرانکلي"، نميدونم ديگه بايد چيکار کنيم"

01:35:41.291 --> 01:35:43.040
حواس ـمونو جمع کنيم، صبر کنيم

01:35:43.625 --> 01:35:45.374
اميدوار باشيم که ديوونه شده باشيم

01:37:22.041 --> 01:37:23.582
...من واسه اين چيزا وقت ندارم، بازرس

01:37:23.916 --> 01:37:26.540
ميدونم، ولي سنگاي کليسا دارن ريزش ميکنن

01:37:26.875 --> 01:37:29.415
اين بودجه هم واسه همينه
ريزش سنگ هم بخاطر ترافيکه

01:37:29.708 --> 01:37:32.332
...ترافيک رو منحرف کردن، الان

01:37:32.625 --> 01:37:35.957
من نگراني ـتونو درک ميکنم
ولي بهتون قول ميدم که چيزي براي ترسيدن وجود نداره

01:37:37.041 --> 01:37:40.957
حالا براي کليسا دعا کنيد، بازرس
همچنين براي آرامش روح خودتون

01:37:57.166 --> 01:37:59.207
!خبردار

01:38:00.458 --> 01:38:02.749
!اداي احترام

01:38:03.000 --> 01:38:05.999
!پيش فنگ

01:38:39.458 --> 01:38:42.499
حالا متقاعد شدين؟ -
اونقدر که ميخوام جلوشو بگيرم! آره -

01:38:42.583 --> 01:38:44.332
يه کاري هست که ميتونيم بکنيم

01:38:47.125 --> 01:38:48.582
به هر قيمتي باشه انجام ميدم

01:38:49.041 --> 01:38:50.332
بگين اينجا بمبگذاري شده

01:38:50.625 --> 01:38:52.589
ميتونيم کليسا رو در عرض چند دقيقه خالي کنيم

01:38:52.599 --> 01:38:55.540
همينکارو ميکنيم. تو برو به اونا بگو
منم محوطه رو پاکسازي ميکنم

01:38:56.208 --> 01:38:59.082
نه، اون حرف منو باور نميکنه، تو برو
منم محوطه رو پاکسازي ميکنم

01:39:00.125 --> 01:39:02.374
بورونل"، وحشت ايجاد نکن"

01:39:07.833 --> 01:39:10.540
يه ربع به هفت ـه، ديگه نزديکه -
بسيار خب -

01:39:11.041 --> 01:39:12.832
بازرس "بورونل"، از تبادل فرانسه -
بفرمائيد -

01:39:13.666 --> 01:39:17.707
ما يه تهديد بمب گذاري داشتيم
بايد خيلي سريع کليسا رو تخليه کنيم

01:39:17.958 --> 01:39:20.999
سرکاري بوده، سه بار کليسا رو گشتيم
همينطور کشيش ها رو

01:39:21.250 --> 01:39:23.290
حتي کتاب هاي دعاشونم گشتيم

01:39:24.041 --> 01:39:28.374
ما دلايلي داريم که ثابت ميکنه سرکاري نيست
نميشه ريسک کرد

01:39:28.416 --> 01:39:31.374
راهروي اصلي رو دوباره بررسي کنيد
همينطور جايگاه ملکه و وزيرش رو

01:39:31.458 --> 01:39:32.915
...چشم قربان -
...ولي قربان -

01:39:32.958 --> 01:39:36.624
اداره ي اينجا دست منه، بازرس
ببينم اصلا منبع اين خبر کجاست؟

01:39:36.666 --> 01:39:38.707
براتون معاون کميسر رو ميارم

01:39:48.958 --> 01:39:50.790
...قربان -
معاون کميسر رو نديدي؟ -

01:39:54.958 --> 01:39:57.499
حرف منو باور نميکنن
فکر ميکنن سرکاري بوده، شما بهشون بگيد

01:39:57.958 --> 01:40:01.590
خبرو به کشيش دادم، اونم داره به بقيه ميگه
خيلي زود ميان بيرون

01:40:01.600 --> 01:40:04.124
همين متقاعدشون ميکنه -
فهموندنش به مردم طول ميکشه -

01:40:04.958 --> 01:40:07.832
يالا، يالا، يالا
بيارينشون بيرون ديگه

01:40:16.875 --> 01:40:19.790
حرفتونو باور نکرده
نميخوان تعطيلش کنن

01:40:20.083 --> 01:40:21.249
!قربان، اونجارو

01:40:23.291 --> 01:40:27.040
من سقف اون عمارت رو
رو کله هاي پوک و بي ارزش ـشون خراب ميکنم

01:40:29.875 --> 01:40:33.124
از اينجا ببرشون بيرون
من ميرم بيمارستان

01:40:33.458 --> 01:40:34.790
! مــلــکــه

01:40:45.333 --> 01:40:48.415
!جلوشونو بگيرين

01:40:48.500 --> 01:40:50.707
!جلوشونو بگيرين

01:40:55.833 --> 01:40:57.207
!از سر راه بريد کنار

01:40:57.666 --> 01:40:58.624
!ايست

01:41:02.083 --> 01:41:04.165
سريعا کليسا رو تخليه کنيد

01:41:04.458 --> 01:41:07.165
!داره فرو ميريزه، بجنبيد

01:41:07.208 --> 01:41:10.999
بيرون!بيرون! همه خروجي ها بازن
!عجله کنيد! بيرون

01:41:13.875 --> 01:41:15.915
!ايــســت

01:41:16.000 --> 01:41:17.957
!ايــســت

01:41:20.708 --> 01:41:23.374
بمب گذاري شده، ماشينو از اينجا ببريد بيرون

01:41:23.791 --> 01:41:25.540
!چيزي نيست! چيزي نيست

01:41:31.125 --> 01:41:35.165
"در کليساي جامع "مينستر
...يک مَرد اتومبيل ملکه را متوقف کرد

01:41:42.208 --> 01:41:43.999
نگاه کنيد، اون بالا، صليب رو ببينيد

01:41:44.791 --> 01:41:46.415
!داره تکون ميخوره

01:41:49.333 --> 01:41:51.290
!مراقب باشيد

01:41:59.583 --> 01:42:01.082
زود  باشيد، برگردين

01:42:44.208 --> 01:42:46.832
! از اون يکي در بريد
!وحشت نکنيد

01:43:07.541 --> 01:43:08.999
!برگرديد

01:43:09.291 --> 01:43:11.624
!راه خروج بسته شده، برگرديد

01:43:24.166 --> 01:43:26.874
از اون يکي خروجي استفاده کنيد

01:44:06.916 --> 01:44:10.749
تمامي پرسنل اورژانس به ايستگاه هاي خود مراجعه کنند

01:45:41.958 --> 01:45:43.540
!قربان، قربان، نگاه کنيد

01:45:51.041 --> 01:45:51.957
خودکار

01:45:52.375 --> 01:45:53.749
خودکار

01:46:24.083 --> 01:46:25.499
ويندسکِل"؟"

01:46:27.375 --> 01:46:28.999
نيروگاه اتمي

01:46:41.875 --> 01:46:43.332
!"بورونل"

01:46:45.500 --> 01:46:55.007
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام زرفيلم ::..
.:: telegram: @zarfilmz ::.
.:: instagram: @ZarFilm_Com ::.

01:46:56.083 --> 01:46:57.624
من يک مَرد

01:46:57.958 --> 01:47:00.540
با قدرت خلق فاجعه هستم

01:47:05.000 --> 01:47:15.540
زرفيلم
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.ZarFilm.CoM ::.
